بسم الله و بالله و على ملة رسول الله.
سلامٌ عليكم ورحمة الله.
همه با هم در این ظهر پر از اندوه و حزن و غم و اشک و آه و بلا، سوره قدر رو به قلب مقدس آقامون امام عصر تقدیم میکنیم.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
إنا أنزلناه في ليلة القدر.
وما أدراك ما ليلة القدر.
ليلة القدر خير من ألف شهر.
تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل أمر.
سلامٌ هي حتى مطلع الفجر.
صدق الله العلي العظيم.
صلوات الله وسلامه عليه وآله وصحبه أجمعين.
يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك.
خلقك.
بسم الله الرحمن الرحيم.
لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.
اللهم إياك نعبد وإياك نستعين.
الحمد لله على كل نعمته وأسأل الله من فضله.
اللهم صلِّ وسلِّم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية، والسلطة الحيدرية، والعصمة الفاطمية، والحلم الحسنية، والشجاعة الحسينية، والعبادة السجادية، والمآثر الباقرية، والآثار الجعفرية، والعلوم الكاظمية، والحجج الرضوية، والجود التقوية، والنقاوة النقوية، والهيبة العسكرية، والغيبة الإلهية.
اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خير أعوانه وأنصاره وشيعته والمستشهدين بين يديه.
المستغاث بك يا صاحب الزمان.
المستغاث بك يا صاحب الزمان.
المستغاث بك يا صاحب الزمان.
السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته.
السلام عليك حين تحمد وتستغفر.
السلام عليك حين تصلي وتغنوط.
سلامٌ عليكم ورحمة الله.
السلام عليك يا مظلوم.
يا باب الله.
[گریه] حسین جان.
[گریه] السلام عليك يا غريب.
[گریه] السلام عليك يا شهيد.
السلام عليك يا عطشان.
[گریه] خیلی دوست دارم الان روضه بخونیم.
[گریه] اما آقامون به ما یاد داده که با معارف بریم جلو و فاصلهمون رو با حجت خدا حفظ کنیم.
[گریه] باب یازدهم از کتاب شریف انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة در روز عاشورا و یازدهمین جلسه ما که ختم این کتاب است میفرماید انسان کامل صاحب مرتبه قلب است.
یادش بخیر شهدا میگفتند وقتی در جلسات روضه و اینها میشینی در قلب مقدسه حضرت زهرا قرار میگیری و کأنَّ در خون خانم جریان پیدا میکنی.
حرفهای عجیبی میزدند.
ای خدا قلب از این حیث که جایگاه تقلب است، انقلاب است، دائماً دگرگونی دارد بهش میگن قلب.
البته عزیزانی که اون مبحث قلب مصطفات رو گوش دادن ، باب نهم بود به گمانم قلب مصطفات.
در حکمت همون قلب مصطفادی رو که گفتیم در عرفان بهش میگن قلب.
یعنی همون قلب مصطفى در حکمت و فلسفه، در عرفان بهش میگن قلب.
قلب محل تجمع و محل شهود همه حقایق عالمه.
اینکه به یاسین، سوره یاسین میگن قلب قرآن همه حقایق قرآنی که عن نه در سوره یاسین است.
اینکه به قلب عبارتی قرآن "وليتلفف" میگن قلب عبارتی نه فقط یعنی اینکه چون مرکز قرآن قرار گرفته بلکه یک [نفس عمیق] لفظی است که در پس این لفظ، در پشت این ظاهر، در باطن این "وليتلفف" حقایق تجمع پیدا کرده لذا قلب شده .
قلب محل جمع است، روح محل جمع الجمع است.
روح، تجمیع همه حقایق در اون وجود منبسط ماست که همه حقایق مندمجن، مندرجن، متنقشن در روح ما که جنسش از مرتبه احدیت نظام هستی است که والاترین مرتبه است و قلب، قلب ما از مرتبه واحدیت و شروع کثرات است.
قلب میشود محل جمع، روح میشود محل جمع الجمع.
قلب میشه محل شهود.
دقت بفرمایید که اگر کسی هم مباحث پیش این رو نبوده، این سیر رو طی نکرده، یه چیزی امشب متوجه بشه امروز ظهر.
اونم اینکه یعنی چی قلب محل شهوده؟
یعنی هرچی شما درک کنی به قولی با چشم دلت ببینی تو مرحله قلبت اتفاق میفته.
شما امروز اینجا در خیمه سید و شهدا نشستی.
الان تا من هنوز نه روضه خوندم تا السلام علیک یا مظلوم گفتم گریان شدی، تنت لرزید.
چی شد که تنت لرزید؟
چی دیدی که گریان شدی؟
من نه نوایی گفتم که بگی اون نوا و اون نغمه دلت رو عوض کرد.
نه روضه خوندم و رفتم تو گودی که [نفس عمیق] یا روضه ای خوندم که خاطرات کربلایی-- اصلاً هی-- اینا زنده بشه هیچ کدوم.
یه اسم ارباب رو بردن.
چی شد که منقلب شدی؟
این منقلب شدن که از انقلابه جاش تو قلبه.
دگرگونیه.
الان یک دگرگونی عجیبی در عالم امکانی رخ داده.
چرا؟
بفرمایید چرا؟
چرا در عالم قهراً، قطعاً، یقیناً با براهین عقلی حتی انقلابی در عالم به پا است.
ما وقتی بحث عشق و اینها رو میکنیم، با تو خونه من امروز صبح داشتم فکر میکردم الان این وضعیتی که در ایران اسلامی هست هیچکس قرار نداره، بیقراره، مضطربن، اضطراب دایم، حالت عجیبی دارن همه، به هم ریختن.
اگر دیروز خوشتیپ میکردیم میاومدیم هیئت، عطر و نمیدونم موهامونو امروز همینطوری ژولیده پولیده، درب و داغون.
اصلاً حوصله کسی نداشت به خودش برسه.
چرا؟
قهراً با این، با توجه به اینچه که الان گفتیم من داشتم فکر میکردم خب ایران اینطوریه.
آیا جاهای دیگه که آدمهای بیخدا، بیحسین زندگی میکنند همینچنین هست؟
با براهین قطعیه که این چند شب گفتیم باید بگید بله، همه عالم دگرگونه.
چرا؟
چون قلب عالم گرفته.
قلب، قلب مهدی دگرگونه.
قلب مهدی که به هم میریزه، عالم دگرگون میشه [پچ، پچ].
قلب است.
همه حقایق عالم در او تجمع کرده.
لذا همه ال- عوالم هستی و همه اسماء که جمعاند و آقا در مرتبه قلب همه اینها رو شاهده و به شهود اینها نشسته و نگاه میکنه به عالم.
تو رو هم آقا با قلبش میبینه [نفس عمیق] لذا میبینی که همه، همه چی یه طوریه اصلاً.
که امام صادق فرمود که روز عاشورا سنگ میجوشه، سنگ میلرزه، ماهی گریه میکنه، وحوش به هم ریختن.
چه خبره آخه؟
آخه ماهی که تو آبه چجوری گریه میکنه؟
سنگ چجوری گریه میکنه؟
ما نمیفهمیم.
خودتو فقط بپا.
کاری به سنگ و ماهی و وحوش نداشته باش.
خودت ببین قلبت دگرگونه یا نه.
هرچی این قلب دگرگونه مورد نگاه بیشتر مهدی قرار گرفته.
اونم با قلبش آقا نگاه میکنه.
الحمد لله که یازده شب اومدیم نفوس تطهیر پیدا کردن، مطهر شدن با ذکر حسین، حسین.
حالا امروز روزیست که اومدی خودتو برسونی و دیگه هم برنگردی.
در خطبه ای که حضرت تشریف میبردند میخواستن تازه بیان به سمت کربلا ریلگذاری کردن، خطکشی کردن که چه کسانی پشت سر من و دنبال من و به معیت من باید بیان.
ببینید فرمود ابو عبدالله فرمود "من کان باذلا فينا مهجته".
هرکس که اهل بذل است اونم فی سبيلنا نه، فينا.
یه شب تو زمین چمن پارک فدک که بودیم اینو بازش کردیم و یادتون باشه.
ابو عبدالله میگه در ما یعنی هیچ حجابی بین خودش و ما نباشه نیومده باشه تو راه ما که یه چیزی گیرش بیاد.
فینا.
اومده خودش رو بذل کنه.
چیه خودش رو بذل کنه؟
جانش رو، مالش رو، بچه هاشو، چی رو؟
فرهود مهجته.
تو سجده عاشورا میگه الذين بذلوا بذلوا.
اینجا باذلن اونجا بذلوا.
مهجهم دونک.
مهجهم بذل کردن مهجهشون.
مهجه چیه؟
من كان باذلا فینا مهجته.
مهجه آخرین قطره خونیه که وقتی گوسفند رو ذبح میکنن همه خونش رفت، تموم شد، جون داد، پوستشو کندن، اون آخرین قطره خونی که تو قلب گوسفند مونده میگن عرب بهش میگه مهجه.
میگه کسی که آخرین قطره خونش رو حاضره به من بده نه برای مقامات در راه من، درجات در راه من، طمع به بهشته در راه من، ترس از جهنمه، نه.
فینا.
یعنی هرکس اومده بشه حسین.
چنین کسی دار و ندارش رو اومده بریزه؟
مگر خودش تو کربلا دامن ن تکوند؟
تو کربلا تو گودی قتلگاه.
یعنی تمام رفیق تماممم این دویست تا مقتل رو که یه شب عرض کردم رو جمع کنی رو تو یه جمله عارفی گفته فرمود ابی عبدالله تو گودی قتلگاه دامن تکوند.
تموم کرد.
هرچی داشت و نداشت داد.
[صدای محیط] این یعنی من كان باذلا فینا مهجته.
حالا فلیرحل معنا.
عجب!
حالا میخواد به معیت ما برسه قصد رحل، راهل باید باشه.
راهل فرقش با مسافر قبلاً گفتیم.
مسافر میره که برگرده.
مرخصی میگیره، کاراشو رد و فتح میکنه، برنامه ریزی میکنه برای روز برگشتش.
قصد توقف در مقصد نمیکنه.
اما راهل چیه؟
و ان الراحل قريب المسافة.
امام سجاد تو مناجاتش میگه راهل راهش به تو نزدیکه.
راهل یعنی کسی که قصد کرده بره دیگه برنگرده.
حالا اباعبدالله ببینید چگونه ریلگذاری کرده.
این تازه یه جمله از خطبه حضرته.
می فرماید کسی که اومده دار و ندارش رو به حسین بده، یعنی بشه خود من معیت با من پیدا کنه، قصد کنه که اومده دیگه برنگرده.
اگر امروز با این نیت اومدی هیئت درست اومدی.
اگر غیر از این بوده سریع تجدید نظر کن.
یعنی اون نگاه آقا، اون نگاه خاص از قلب آقا که تو رو نگاه میکنه، اون نگاه خاص وقتی بهت میفته که تو این نیتو داری.
حالا زشت نیست امروز مسیحی اومد با آقا ملحق شد برنگشت.
وهب.
عثمانی مذهب.
ببخشه ارباب.
ببخشه زهیر که میگم اما عس-عثمانی یکی اومد به من گفت عثمانی مسلک به گفتم نه مسلک نه مذهب یعنی مذهبش شیعه نبوده حتی العیاذ بالله لعن میکرد بنا به بعضی روایات مولا رو بعضیا اینو میگن حالا ما کاری به اون راهش به کج رفته بود هرچی که بود.
اما اون هم اومد ملحق شد به حسین و آقا خریدش.
خب رفت دیگه هم برنگشت.
خیلی زشته امروز تموم شه ما جا بمونیم بچه ها.
[نفس عمیق] یعنی تحت اون نگاه خاص قرار نگیریم.
حالا این، این مرتبه از کتاب که انسان کامل صاحب مرتبه، مرتبه قلب است رو به یک وجه دیگری براتون بازش کنم که اتفاقاً آقامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام در نهج فرمودند ان هذه قلوب أوعية فخيرها أوعاها.
یعنی این قلب ها ظرفاند.
این قلب ها مثل ظرفاند.
الان تو اومدی گدایی کنی از آقات.
هرچی آقا بهت بده تو ظرف قلب، قلبت میریزه.
هرچی قلب پاک تره آقا بیشتر پرش میکنه.
این یک وجه.
هرچی سعه وجودی بیشتر آقا بیشتر بهت میده.
بیشتر اجازه میده نزدیک به گودی بشی.
عزیز دلم یک سال باید جون بکنی تا ظهر عاشورا یه چیزکی درک کنی، یه چیزی بفهمی، یه دلی ازت بلرزه، سنگ نشی، خشک نشی.
یه سال باید نزدیک حجت خدا بشی.
[نفس عمیق] امام مجتبی صلوات الله علیه فرمود اصلاً اینکه تمام قرآن که علم ذاتی حضرت حق است که إنک لَتلقى القرآن من لدن حكيم عليم بر قلب مقدس نبی اکرم نازل شده است چون أوسع قلوب بود.
این دل وسیعترین دلها بود قرآن بهش نازل شد.
حالا دل من و شما چقدر وسعت داره؟
همون مقدار اجازه میدن تو سرزمین کربلا امروز حیران باشی.
تا کجا اجازه داری بری؟
[نفس عمیق] یه شب گفتم شب جمعه که گفتم ارواح نه فقط انبیا و اولیا بلکه مؤمنین هم شبای جمعه میرن کربلا و به میزان این که چقدر سعه وجودی داشتن اجازه دارن نزدیک گودی بشن که اونجا اصل روضه است و مادر اونجا روضه میخونه.
چه میزان نزدیک میشن؟
به میزان سعه وجودیشون.
چه میزان درک میکنن روضه خوانی حضرت زهرا رو؟
به میزان قلبشون.
چقدر سعه داره قلبشون.
قلب خیلی چیز مهمیه.
اصلاً امام عصر همه عالم رو با قلبش به شهود مینشینه.
اون محل جمع همه اسماء دیگه.
اجازه بدید که نکته خیلی شیرین و علمی و عرفانی بسیار به دردبخوری رو تقدیم کنم خدمتتون.
همونطور که در عرب به مردمک چشم میگن انسان العين، این انسان العين یعنی مردمک چشم.
یعنی هرچه که میبینی با مردمک چشمت میبینی.
چشم میبینه ظاهراً اما چشم از طریق مردمک میبینه.
بهش میگن انسان العين به مردمک.
در سـ-- در قرآن هم یه سوره داریم که ملا صدرا علیه الرحمه در شرح اصول کافیش حدود بیست اسم بر این سوره میاره.
یکیش سوره نسبته، توحیده، اخلاصه، نوره، نور.
یکیشم انسان العينه.
مردمک چشم قرآنه.
کدوم سوره؟
سوره توحید.
بسم الله الرحمن الرحیم.
قل هو الله احد.
که عجیبه امروز هزار بار این سوره وارد شده.
امروز.
خیلی سوره عجیبیه.
حالا چرا امروز وارد شده؟
خودش یه منبر میطلبه.
چرا امروز هزار تا قل هو الله...
این مردمک چشم قرآنه.
همینطور به انسان کامل که این قلب اوسع رو داره و محل جمع است و همه حقایق و همه اشیا و همه اسماء و همه آنچه حق است جمعاً در قلب او، به او هم میگویند انسان العين عالم یعنی مردمک چشم.
یعنی چی؟
یعنی حضرت حق که میبیند، خیلی حرف سنگینهها، حضرت حق سبحانه و تعالی عما یصفون که میبیند از مردمک چشم مهدی میبیند.
این انسان العينه.
خدا میخواد تو رو نگاه کنه.
با چی نگاه میکنه؟
با مردمک چشم مهدی.
یعنی با مهدی اینطوری بگیم.
او خودش چی؟
او خودش انسان العينه.
مردمک چشم عالمه.
یعنی چی؟
یعنی خدا اگر میخواد نگاه کنه تو رو مهدی فاطمه نگاه میکنه.
اینه که میگن چه-چگونه است؟
تموم شد آقا تموم شد.
سؤال همه رو جواب دادیم.
چگونه است که بدترینها یه دفعه عوض شدن اومدن؟
خب امام حسین نگاشون کرد.
آقا یعنی چی امام حسین نگاشون کرد؟
یعنی خدا نگاشون کرد دیگه.
به این وجهی که الان ما عرض کردیم.
حالا بریم کربلا.
الان سؤالها رو جواب دادیم.
البته مثل رساله مطالبی آماده کرده بودم.
خیلی عالی از هزار و یک نکته علامه و کتابهای مثلاً نقد و نقود سید حیدر آملی که اطوار وجودی انسان من جمله قلبش رو بررسی میکنه بماند برای یک جلسه دیگه.
بریم کربلا