یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
تقدیم سورهی قدر در ظهر عاشورا
در این ظهر پر از اندوه و حزن، سورهی قدر به قلب مقدس امام عصر تقدیم میشود:
«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ» (قدر/۱–۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما آن را در شب قدر نازل کردیم. و تو چه میدانی شب قدر چیست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است. فرشتگان و روح در آن به اذن پروردگارشان برای هر امری فرود میآیند. آن شب تا طلوع فجر سلام است.
صلوات بر صاحب دعوت نبوی و سلطنت حیدری و عصمت فاطمی و حلم حسنی و شجاعت حسینی تا غیبت الهیه؛ اللهم عجل فرجه. مستغاث بک یا صاحب الزمان. سلام بر داعي الله و رباني آياته؛ سلام بر مظلوم و باب الله؛ حسین جان، غریب، شهید، عطشان.
باب یازدهم انسان کامل؛ قلب محل تجمع حقایق
دوست داشتنی است روضه خوانده شود؛ اما آقا آموخته با معارف پیش رویم و فاصله با حجت خدا حفظ شود. باب یازدهم کتاب شریف انسان کامل از دیدگاه نهجالبلاغه اثر علامه حسنزاده — یازدهمین جلسه و ختم کتاب در روز عاشورا — میفرماید انسان کامل صاحب مرتبهی قلب است. شهدا میگفتند در جلسات روضه در قلب مقدس حضرت زهرا قرار میگیری و گویی در خون خانم جریان مییابی.
قلب از آن حیث که جایگاه تقلب و انقلاب و دگرگونی دائم است قلب نامیده میشود. در مبحث قلب مصطفی — باب نهم — گفته شد آنچه در حکمت قلب مصطفی است در عرفان قلب خوانده میشود. قلب محل تجمع و شهود همهی حقایق عالم است. اینکه یس را قلب قرآن میگویند نه تنها بهخاطر مرکزیت لفظی، بلکه چون در باطن آن حقایق تجمع یافته است. قلب محل جمع است و روح محل جمعالجمع؛ روح تجمیع همهی حقایق در وجود منبسط است.
قلب مهدی و دگرگونی عالم در عاشورا
براهین قطعی چند شب گذشته میگوید همه عالم دگرگونه میشود چون قلب عالم گرفته؛ قلب مهدی دگرگونه شده است. چون قلب مهدی به هم میریزد عالم دگرگون میشود. همهی حقایق عالم در او تجمع کرده؛ همهی عوالم و اسماء جمعاند و او در مرتبهی قلب همه را شاهد است و به عالم مینگرد. تو را نیز با قلبش میبیند. امام صادق فرمود روز عاشورا سنگ میجوشد و میلرزد، ماهی میگرید، وحوش به هم میریزند. ماهی در آب چگونه میگرید و سنگ چگونه؟ ما نمیفهمیم؛ خود را بنگر: قلبت دگرگونه شده یا نه؟ هرچه قلب دگرگونهتر، نگاه مهدی بیشتر؛ او نیز با قلب مینگرد. یازده شب نفوس با ذکر حسین تطهیر یافتهاند. امروز روزی است که خود را برسانی و برنگردی.
من کان باذلا فینا مهجته
در خطبهای که اباعبدالله مسیر کربلا را ریلگذاری کرد فرمود:
«مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که جان خود را در میان ما بذلکننده است پس با ما کوچ کند.
نه فی سبیلنا؛ فینا: هیچ حجابی میان خود و ما نباشد. بذل جان و مال و فرزندان؛ مهجه آخرین قطرهی خونی است که پس از ذبح در قلب گوسفند میماند. کسی که آخرین قطرهی خون را حاضر است بدهد نه برای مقامات و بهشت و ترس جهنم، بلکه فینا؛ آمده حسین شود. در سجدهی عاشورا: الذین بذلوا مهجهم دونک. عارفی گفته اباعبدالله در گودی قتلگاه دامن تکاند؛ هرچه داشت داد. این من کان باذلا فینا مهجته است. فلیرحل معنا: برای معیت باید راحل باشد نه مسافر. مسافر میرود که برگردد؛ مرخصی میگیرد و برنامهی بازگشت دارد. راحل قصد توقف در مقصد دارد. امام سجاد در مناجات میگوید راحل راهش به تو نزدیک است.
انسانالعین؛ مردمک چشم عالم
امروز هزار بار سورهی توحید وارد شده؛ مردمک چشم قرآن است. انسان کامل که قلب اوسع و محل جمع همهی حقایق و اسماء است انسانالعین عالم خوانده میشود؛ مردمک چشم. حضرت حق — سبحانه عما یصفون — چون ببیند از مردمک چشم مهدی میبیند. خدا میخواهد تو را بنگرد با مردمک چشم مهدی؛ یعنی با مهدی. او مردمک چشم عالم است. چگونه بدترینها یکباره عوض شدند و آمدند؟ امام حسین نگاهشان کرد؛ یعنی خدا نگاهشان کرد، به همین وجه. مطالب هزار و یک نکتهی علامه و نقد النقود سید حیدر آملی دربارهی اطوار وجودی و قلب برای جلسهای دیگر میماند؛ اکنون کربلا.
راحل و معیت حسینی
معیت با حسین راحلی میخواهد که پل بازگشت نسوزاند و فینا باشد نه طامع بهشت. یازده شب ذکر حسین نفوس را مطهر کرده تا امروز خود را برسانند. قلب انسان کامل مجمع حقایق است؛ قلب مهدی قلب عالم است؛ دگرگونی عاشورا دگرگونی آن قلب است. سنگ و ماهی و وحوش گواهند؛ گواه اصلی دگرگونی قلب خود توست زیر نگاه مهدی. بذل مهجه تا آخرین قطره، راه ورود به قافله است.
جمعبندی ظهر عاشورا
سورهی قدر بر قلب صاحب عصر خوانده شد و صلوات بر سلسلهی نور تا غیبت الهیه. انسان کامل صاحب قلب است؛ قلب محل تقلب و شهود و جمع حقایق. در عاشورا قلب مهدی دگرگونه است و عالم با او. شرط همراهی بذل مهجه فیناست نه سودای درجه. راحل باش نه مسافر. خدا از مردمک چشم مهدی مینگرد؛ از این رو نگاه حسین نگاه خداست و دگرگونی اصحاب از همان نگاه است.
صلوات تفصیلی و استغاثه به صاحب زمان
صلوات بر صاحب دعوت نبوی، سلطنت حیدری، عصمت فاطمی، حلم حسنی، شجاعت حسینی، عبادت سجادی، مآثر باقری، آثار جعفری، علوم کاظمی، حجج رضوی، جود تقوی، نقاوة نقوی، هیبت عسکری و غیبت الهی؛ تعجیل فرج و قرار گرفتن در شمار بهترین اعوان و انصار و شیعه و مستشهدین بین یدیه. سه بار مستغاث بک یا صاحب الزمان. سلامها بر مظلوم و باب الله و غریب و شهید و عطشان، حسین جان، پیوند عاطفی ظهر عاشورا را با معارف باب یازدهم نگه میدارد تا روضه بیمعرفت نماند و معرفت بیروضه خشک نشود.
قلب مصطفی و قلب عرفانی
در باب نهم قلب مصطفی در حکمت گفته شد؛ همان در عرفان قلب است. قلب محل شهود همهی حقایق است. یس را قلب قرآن میگویند چون باطن لفظ ولیتلفف و ساختار سوره مجمع حقایق قرآنی است نه فقط جای فیزیکی وسط مصحف. روح جمعالجمع است؛ قلب جمع. انسان کامل در مرتبهی قلب همهی اسماء و عوالم را شاهد است. از این رو نگاه او به عالم نگاه قلبی است و نگاه او به تو نیز از همان مرتبه.
مهجه و دامن تکاندن در قتلگاه
مهجه آخرین ذخیرهی حیات در قلب است. بذل مهجه یعنی تا آخرین قطره. اباعبدالله در گودی قتلگاه دامن تکاند؛ کنایه از آنکه چیزی نگه نداشت. در سجدهی زیارت عاشورا بذل مهج آمده است. شرط معیت همین است: فینا، بدون حجاب طمع و ترس، حسین شدن. سپس فلیرحل معنا؛ راحل باش. راحل فاصلهاش نزدیک است چون پل بازگشت ندارد؛ مسافر دور است چون همیشه نیمنگاهی به خانه دارد.
نگاه حسین نگاه خدا
سؤال رایج: چگونه اشرار یکباره دگرگون شدند؟ امام حسین نگاهشان کرد؛ و چون او انسانالعین عالم است، آن نگاه نگاه خداست. مردمک چشم عالم مهدی و انسان کامل است؛ خدا از آن مردمک مینگرد. هزار قل هو الله در این روز مردمک چشم قرآن را به قلب اوسع انسان کامل پیوند میدهد. مطالب هزار و یک نکته و اطوار وجودی سید حیدر برای بعد؛ اکنون باید به کربلا رفت با قلب دگرگونه.
نفوس مطهر با ذکر حسین
یازده شب ذکر حسین نفوس را تطهیر کرده است. امروز روز رساندن خود است بیبازگشت. خط ریل کربلا با جملهی بذل مهجه کشیده شد. هرکه فینا باشد راحل میشود؛ هرکه طمع درجه دارد مسافر است و برمیگردد. قلب دگرگونه زیر نگاه مهدی میزان همراهی است. سنگ و ماهی گواهند؛ گواه صادقتر قلب خود آدمی است.
نفوس مطهر با ذکر حسین
تفصیل قلب و روح و جمع حقایق
قلب محل جمع است؛ روح محل جمعالجمع. وجود منبسط همهی حقایق را در خود میگیرد. انسان کامل در مرتبهی قلب همهی اسماء و عوالم را شهود میکند و به عالم مینگرد. تو را نیز با قلب میبیند؛ از این رو همه چیز در عاشورا طور دیگر است. امام صادق از جوشیدن سنگ و گریهی ماهی و پریشانی وحوش خبر داده است. کیفیت گریهی ماهی در آب و گریهی سنگ بر ما پوشیده است؛ وظیفهی ما نگریستن به قلب خویش است: دگرگونه شده یا نه؟ هرچه دگرگونی بیشتر، نظر مهدی بیشتر؛ او نیز با قلب مینگرد. الحمدلله که شبهای ذکر حسین نفوس را مطهر کرده؛ امروز روز رساندن بیبازگشت است.
راحل در مناجات سجاد
امام سجاد میفرماید راحل مسافتش نزدیک است. راحل کسی است که کوچ کرده تا بماند؛ مسافر کسی است که میرود تا برگردد. معیت حسینی راحلی میخواهد که برنامهی بازگشت نچیند. بذل مهجه فینا یعنی آمدن برای حسین شدن نه سودای درجه. در پارک فدک این فقره باز شده بود: فینا یعنی بیحجاب میان خود و ما. اباعبدالله مسیر کربلا را با این جمله خطکشی کرد تا معلوم شود چه کسی پشت سر اوست. دامن تکاندن در قتلگاه تفسیر عملی همان جمله است: هیچ نگاه نداشت. مطالب رسالهگونهی هزار و یک نکته و اطوار قلب در نقد النقود برای جلسات بعد؛ اکنون باید با این فهم به کربلا رفت.
حفظ فاصله با حجت از راه معرفت
آقا آموخته که با معارف پیش روند و فاصله با حجت خدا حفظ شود؛ یعنی قرب معرفتی نه صرفاً شور روضه. باب یازدهم انسان کامل در روز عاشورا ختم کتاب است: انسان کامل صاحب مرتبهی قلب. شهدا میگفتند در روضه در قلب حضرت زهرا جای میگیری. این پیوند عاطفی باید بر پایهی فهم قلب بهعنوان محل شهود حقایق استوار باشد تا گریه و دانش یکی شوند.
فلیرحل معنا و قصد اقامت
پس از بذل مهجه فرمان کوچ میآید: فلیرحل معنا. راحل قصد اقامت در مقصد دارد؛ مسافر برنامهی برگشت. معیت حسینی اقامت میخواهد. هرکه هنوز نیمنگاهی به زندگی پیش از کربلا دارد مسافر است؛ هرکه پل را پشت سر خراب کرده راحل است و راهش نزدیک. این خطکشی اباعبدالله برای همراهان بود پیش از حرکت به کربلا.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.