د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۰
دارای متن همگام
اعوذبک همزات الشیاطین نفسي خلقک
انسان کامل ۱۰
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴۰:۴۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۷ سرفصل
## اعوذبک همزات الشیاطین نفسي خلقک
۰:۰۰
## مقام انسان کامل
۲:۵۲
## مقام حضرت زهرا
۵:۳۴
## نماز و بندگی
۶:۴۸
## ولایت و مقام رضا
۹:۳۷
## وظیفه و قیام حسینی
۱۲:۰۰
## سوگ و معرفت
۱۴:۱۳
## کتاب و راه فهم
۱۶:۱۱
## آیات و معنا
۱۸:۲۸
## مثال و قوه خیال
۲۰:۳۵
## خواب و بیداری
۲۰:۵۶
## اگر شهود نرسیدی بهت میگویند
۲۱:۲۲
## فضایل فاطمه زهرا
۲۹:۱۱
## شناخت امام زمان
۳۱:۳۲
## عاشورا و عهد بندگی
۳۳:۴۰
## علم و عمل
۳۶:۰۸
## نون هرچی بهشان گفتم پسرم
۳۷:۴۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
اللهم صل و سلم و زد و بارک على صاحب الدعوة النبوية
و الثقل الحیدریة و العصمة الفاطمیه و الحلم الحسنیة و الشجاعة الحسینية
و العبادة السجادية و المعاثر الباقریة و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية
و الحجج الربویة و الجود التقیویة و النقاوة النقویة و الهيبة العسکریة و الغیبة الالهیة.
اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته
و المستشهدین بین یدیه.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
ان شاء الله که در این شب دیگه اوج حزن و اندوه آقامون امام عصر
عزیز فاطمۀ ما هر کجا تشریف دارن
خدای منان قلب مقدس آقامون رو آروم کنه و جمع ما رو دعا کنن صلواتی خط بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.
قبل از ورود به بحث تشکر کنم
از عزیزانی که این چند شب
از ابتدای منبر ما رو یاری دادن و نشستن با نفسشون، با حضورشون، با
نفس پاکشون ما رو کشوندن جلو و کمک کردن، کمک حال ما شدن.
شاید به یک عبارت بشه گفت
اعضای هیئت یا زهرا همینایین که از ابتدا حاضرن.
خب میریم سراغ باب دهم
رساله انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه.
در باب دهم حضرت استاد می فرمایند انسان کامل
محل مشیت الله است.
یعنی اینکه آنچه که خدای منان اراده کند در خصوص
ماسي والله و هرچه که خدا
بخواهد برای هرچه که
حالا اسمشو بگذاریم ماسي والله به جز غیر خدا هرچی که خدا بخواد اراده کنه
در وجود انسان کامل
این اراده رخ میده و
او محل مشیت اللهه.
بعدی ما سلام علیکم و رحمة الله.
به خیلی که میخواستن به ما
معلنی مثلاً مقام امام رو
بالا نشون بدن میگفتن که او مفترض الطاعه است و حرفش حرف خداست و
مثلاً حجت الله است.
اینها آیه الله العظمى است.
الان میگیم که آقا جان
بالاتر از این همه حرفا بگو او اراده الرب است.
خیلی این حرف، حرف بالاییه.
و اگر کسی امامش رو اینچنین نشناسه
در شناخت امامش قاصره
که یا حسرت على العباد
یوم فرطت في جنب الله.
این آیه رو خدا رحمت کنه مرحوم شیخ صدوق علیه الرحمه در کتاب شریف
کمال الدین و تمام نعمتش روایتی زیر این آیه میاره که
این جنب الله که قیامت همه فریاد میزنن یا حسرت
على العباد اینا این بندگان خدا اونجا وری-فریاد وا حسرتا سر میدن بر چی؟
على ما فرطت از اون کوتاهیها افراط و تفریط.
کوتاهیهایی که في جنب الله بابت جنب الله کردن.
جنب الله رو این جنب الله رو،
جنب الله رو روایات اهل بیت علیهم الصلاة و السلام
همون امام زمانه هر کل-هر کسی
فرمودن که
این کوتاهی در خصوص امام عصر
بالاترین کوتاهی پیرامون شناخت امامه.
یعنی کسی امامش رو درست نشناسه
کوتاهی کرده و قطعاً اینو بدونید من به
بچه های خودم بارها عرض کردم همین امروز صبح بعد از نماز صبح رفتیم خونه
از اینجا که رفتیم خونه اون هج--
به بچه هام گفتم. گفتم حضرت زهرا
از من و شما خواهد پرسید
که پیرامون فرزند آخر من چه کردید؟
این چه کردید حالا یکی میبینید معذرت میخوام بدون معرفت، بدون پایه و اساس
همینطوری قطرهای میخواد بره خب یه کاری برای آقا بکنیم میزنه همه چیو خراب میکنه.
نه. ابتدا با معرفته.
انتهاش هم معرفته اول و آخرش با معرفته.
اصلاً بدون معرفت نمیشه کاری برا آقا انجام بدی.
تو وقتی چارچوب مرامنامه امامت رو ندونی چگونه میخوای خیمه برپا کنی برای آقا؟
هنوز نمیدونی آقا چی هست، چی هست، مرامش چیه.
لذا بچهت رو میخوای با مرام آقا بار بیاری.
یه هیئت میزنی چهار نفر رو جمع میکنی به ظاهر هم گمان میکنی خیلی کار کردی.
بله پرچمها همه گواهی ذکر عظم الهی و ذکر ابا عبدالله و از کاری که به لسانها جاری میشه همه این چنین تدای میکنن.
محاکات از چی داره؟ از اون ولی الله از اون ولی الله العظم و چه.
اما خب چی شد؟
این به قول عزیزان و دوستان خوب من این ذاکرین موفق عرصه
مدح و مرثیه اهل بیت میگن مثلاً روضه خوانی مثل دنبهایه که رو--
میخوان مثلاً کباب و اینا بپزن دنبه میاندازن روی زغال بوش بلند میشه.
خخوشه این بو همه رو جذب میکنه.
واقعاً اینطوریه. خب حالا جذب کردی این همه آدم جمع-- تموم شد؟
جذب همین؟ خب مرامنامه اینا چی شد؟
بعد میبینی که از توش متأسفانه چقدر گناه بیرون میاد.
غیبت، دروغ، سوءظن،
آبرو بردن زیر پای عمو خالی.
یعنی بیمرامیه این. اصلاً مرام نیست این که.
این کجاش خیمه امام زمانه؟ اوج آفرین اوج.
من اون شب گفتم، مخصوصاً گفتم.
حالا محرم سر ما گاهی اوقات به ما میگه که این حرفای خصوصی تو نزن بعضیا
طاقتشو ندارن. اما چه کنم؟
رفیق هستیم یا نه؟ کجا همگرو بگیم؟
نگم شما هم جا بمونید.
حیفم میاد. من تک خوری بدم میاد.
همه رو هم که نمیگم. حالا
عرض کردم اینجا وقتایی که بعد از هیئت بچهها میان از روی محبتشون مگه من
چیام که مثلاً این محبت برای چیه داره خرج من میشه؟
یکی میاد ما رو ماچ میکنه، دستمونو میبوسه.
اظهار محبت. اینا برای چیه؟
جز میبینن که ذکر ابا موسین داریم میگیم.
جز خرج شدن آبروی ولی الله.
مگه ما چی داریم مگه؟ چی تو جیب کسی گذاشتیم؟
با این حال میرم خونه دوری از نماز عفو و بخشش می خونم.
اول نماز شکر بعد عفو بخشش که خدایا ببخش که
اینا دور بیچارهای مثل من ظاهراً جمع شدن.
پررو نشم یه وقت من. این پررویی اوج که الان عزیزم فرمود
پدر در میاره. یک آن انسان فکر کنه که این عنایت از خب بله من کسیام، من چیزیام که این-- بابا لا--
ببین امشب که بالا نماز خوندیم خیلی به من دو جا چند جای نماز خیلی مزه داد.
اصلاً خیلی حال کردم با نماز خودم.
ببخشید ها پررویی میکنم. چند جاش،
یه جاش اینجا بود که "بحول الله وقوته اقوم و اقعد"
گفتم چه زیبا. به حول
الله. بعد میگم وقوت الله به حول قوه او اقوم من پا شدم و اقعد من نشستم.
ظاهراً میگه من نشستم دیگه.
اقوم یعنی نشستم. ایستادم.
اقعد یعنی من نشستم.
من نشستم. اما به چی؟
به حول الله و قوته.
یعنی اینطوری که وقتی میبینی میگی یک آن، اون حول اون قوه
گرفته بشه تو چی مگه؟
چی مگه؟ ببین حالا این چون مرتبط با بحثه دارم میگما.
محل مشیت الله دارم آمادتون میکنم،
گرمتون میکنم. دست گرمیه، مقدمه تا برسیم بحث.
یعنی چی؟ یه جای دیگه که خیلی بهم حال داد تو نماز بالا.
سمع الله. حالا من نمیگم این ذکرو برای اینکه سریع برید توی--
سریع برم تو سجده شما زودتر از من سجده نگیرید.
تو جماعت نمیگم. که زودتر از من سجده نرید نمازتون اشکال پیدا کنه.
اما چون یه مدتی عرضیه اذانگاهی
صداوسیما که بودیم دیدم اکثر
غریب به اتفاق نمازهایی که تو صداوسیما پخش میشد، چه نمازهای با شکوهی مثل حرم امام رضا، مرجع تقلید جلو وایساده.
اکثر مردم زودتر از امام رکوع سجود میرن و نمازشون مشکله.
برای همین سمع الله رو جماعت نمیگم.
حالا با اینکه نگفتم وقتی بلند شدم تو ذهنم اومد.
"سمع الله لمن حمده".
تا حالا بهش فکر کردید؟ شنید خدا.
سمع الله. خدا شنید.
لمن حمده. که این حمدش برای کیست؟
خب حالا اصلاً حرفی از من توشه؟
حرفی از شما توشه؟ خدا شنید
لمن حمده هو.
این ضمیره ها به کی برمیگرده؟
به من؟ خدا شنید که برای کیست؟
حمده یعنی حمد او.
حمد کی؟ یعنی حمد خودش.
یعنی چی؟ یعنی اصلاً خدا حمد کرد.
خدا هم شنید. تو کی هستی؟
متوجه میشین چی عرض میکنم؟ با اون
مراحل سیری که ما رفتیم جلو الان میشه این حرفا رو زد.
خدا حمد کرد خودش هم شنید.
حول قوه الهی بود من بالا پایین شدم اما ظاهراً اقوم واقعد.
وقتی اینطوری نگاه میکنی به قصه
هی هرچه بارت بیشتره سرت پایین تره.
هی میگی چرا داری منو شرمنده میکنی؟
دیگه پررویی کجا باشه؟ همش حالت شرمندگی داری.
چرا؟ هی میگی آخه خدایا مگه من کیام؟
مگه من چیام؟ چرا انقدر به من عنایت میکنی؟
این چرا، چرا به جای اینکه بگیم چرا پول به ما نمیدی؟
چرا گران ما نمیکنی با پررویی؟
چرا مریضمون نشون-- نه برعکس.
میگی چرا؟ آخه من کیام؟
چیام؟ اصلاً من وجودی ندارم ببین اینطوری نگاه که عوض میشه چقدر شیرینه.
اینجا یکی از دروازههای شناخت
آدمهای بزرگ که خدای ادباند مثل اباالفضل
به روی نگاه ما باز میشه که هرچی به امام نزدیکتره میبینی سرش
پایینتره. برعکس ماها که هرچی به آدمای گنده نزدیک میشیم پرروتریم.
یه حدیثی اتفاقا یه شب
نوشته بودم نشد بخونم.
آخر هیئت میخواستم بگم توفیق نشد.
بذار الان بخونمش. این حدیث سندش تو موسوعه الكلمات الامام حسین
صفحه هفتصد و پنجاهست. خیلی-- این حدیث خیلی
مدتها پیش حفظ شده بود اما با خودم میخوندم.
تو هیئت هم گفته بودم ولی دیگه از ذهنم رفته بود.
از ابا عبدالله پرسیدن ادب چیه؟
آقا الان من شما گفتم آقا تعریف ادب کن.
ادب یعنی چی؟ ببین امام معصوم چگونه تعریف کرده.
خداوکیلی ببینیم ما با ادبیم.
امام حسین ادب رو اینچنین ترجمه کرد: "آی هی عتیا
هوه ان تخرجا من بیتک" هوه یعنی اون سوالی که کردی، اون ادب
چیزیست که "ان تخرجا من بیتک" وقتی تو از خونهت خارج شدی "فلا تلقى احدا"
اهدی رو ملاقات نکنی
یعنی نبینی "الا رأیت" مگر اینکه
ببینی نه اینکه بگیا
نه مگر اینکه ببینی
"له الفضل عليك"
مگر اینکه ببینی، ببینی که یه فضیلتی از او بر تو هست.
این یعنی ادب. یعنی چی؟
خودمونیش یعنی همه رو از خودت بهتر ببینی.
آقا چگونه میشه؟ من نمیدونم چجوری میشه.
امام حسینی که براش خودمون رو کشتیم
ادب رو اینچنین ترجمه کرده.
حالا باز بیاییم قیافه بگیریم جلو آدمهایی که ظاهرشون به ما نمیخونه.
امان از این ظاهرسازیا.
بابا اون هرچی هست خودشه. همینه.
همینه. ریاکار نیست. متظاهر نیست.
من لای خودم رو پیچوندم لای هزاران
حجاب و نمیدونم چی و چی.
آخ، آخ، آخ چه بلایی اونور سر ما بیاد.
لذا کسی که تیپ اسلام میزنه، ظاهر اسلامی میزنه،
وا مصیبتا اگر لباس پیغمبر مثل ما تنش باشه، چفیه میندازه،
همه قشنگ، همه مقدس.
اما پوستتو میکنن.
حواست به اینطوری نیست که
آقا ا-به اسم دین ظهور کردی تو مردم.
اصلاً تو رو دین میبینن مردم که همه اینطوری نیستن که بگن حالا این گفت.
یه چیزی گفت ولش کن. نه میگن
خب گفت دیگه دینه. لذا شب حضرت علی اصغر
ما یه روضه خوندیم. بحث نیزه و دار و اینا که ابو ایوب انصاری با سی تام سرکرده بیلدارا بود اومد اون قصه.
خب ما اون رو هم گفته بودیم.
خب ما حالا خوشحالم از دو چیز.
یکی اینکه معمولا روضههایی که من میخونم خب درس بزرگانمون رو گرفتم.
مثلا از همیشه گفتم از دو لب یه عالم، نه یه مداح، یه عالم باید شنیده باشم
تا برای شما بگم. ولو تو کتاب باشه یا حتی نباشه .
حالا دو اینکه کتابهایی که میخونم مرجعاند.
یعنی کتاب بازاری من نمیخونم.
برام هرچی تو ذهنمه خیالم راحته.
اون روضه بعد یه بنده خدایی رفته بوده جایی خونده بود ریخته بودن سرش.
این چه-چه کجا بوده فلان اینا.
به ما پیام داد. ما هم خب گرفتار این دَه بودم فرصت نداشتم بررسی کنم.
خب من یه کوپه، یه کوه، یه تپه
فقط فیش دارم. فیشه مثل این مثلا الان فیشهایی که
یه منبر میخوام بیام مثلا کلی مطالعه میکنم مینویسم که
اصلاً نگاش هم نمیکنم موقع منبر اما خب خیالم
برای اینکه راحت باشه و اشتباه نگم به هم.
بر-بررسی کردم دیدم که عه
چه جالب که مرحوم سید ابن طاووس همین حرفو زده.
همین بیلدارا میان شوخ میزنن زمین رو.
تا کجا؟ تا اونجایی که حالا انشالله امیدوارم
باشه این کسی که این سؤال رو پرسیده.
تا اونجایی که آقا رو از زیر خاک بیرون میارن.
اون تیکش که نیزه به بدن آقا میزنن مال یکی از اساتید ماست.
که باز من شک دارم تو کتاب، اون تیکه رو هم تو کتاب مصیر الأحزان دیدم یا ناسخ التواریخ.
و الان این دو تا کتاب دم دستم نیست.
تو انبارهامونه اون روش هم کلی پرت و پرت.
حالا بحث کجا بود؟ پوست ما رو میکنن تو لباس دین.
اون کسی که قیافهش، اون همینه آقا همینه.
یه مقدار لول بحث ما امشب اومده پایین نه؟
ها؟ چه کنم من؟
بحث ما چی بود؟ انسان کامل محل مشیت الله هست.
این آیه رو دقت بفرمایید.
چقدر آیه خوشگله، چقدر قشنگه.
آیه شصت و نه سوره قصص.
به به به. "ربک يخلق ما يشاء".
هرکیو عشقش کشیده، بذار نظامآبادی حرف بزنه.
هرکیو دوست داشته، عشقش کشیده "ما يشاء" هرکیو خواسته شه "يخلق" خلق کرده.
تمام. به تو چه که میگی این آخه فلسفه این کرم تو دنیا چیه؟
پشه، پشهپا.
اینا به من میگن بعضیا. آخه برای چی خدا؟
گفت به تو چه؟ مگه تو همهکار عالمي؟
آخه جالبه که حضرت موسی هم یه روز این سؤال رو از خدا کرد.
خب اونا میپرسن که حکمتش رو بدانند.
ما میف-میپرسیم ببخشید که فضولی کنیم.
چوب لای چرخ عالم میخوایم بذاریم.
نه خدا فرمود موسی این کرمی که تو سؤال کردی ازش
روزی هفتاد بار از من میپرسه موسی رو برای چی خلق کردی؟
کرمه چقدر پررو بوده ها. ما هم کرمیم بابا.
کرم دستگاه امام حسین. ما هم انقدر حالا
میگن چیزی از خود درخته.
آره خیلی امشب حرفامون عجیبه.
خدا به خیر- خدا به خیر بگذره. بله اینطوریه بابا.
چیکار داری؟ تو راه خودتو برو.
این چیه؟ اون چیه؟ یا اگه بخوای حکمت بدونی.
بله حالا داریم حکمت میگیم.
این آیه سرتاسر حکمته.
آقا هرکیو دوست داشته خلق کرده.
تو چیکارهای؟ ادامه
"و یختار". مختار شنیدید؟
"و یختار". مختار اختیاردار
خودش، خودشه. به عهدی باج نمیده.
به شما چرا همه اختیار عالم دست اوست
و قشنگتر از اون اینه.
من با این آیات خیلی حال میکنم.
میفرماید "ما کان لهم الخير".
به، به، به، به. اصلا
برای اونها که هی اعتراض میکنند "ما کان لهم الخير" اصلا اختیاری برای اونها نیست.
کی میفهمه اینو؟ وقتی صورتشو گذاشتن رو خاک،
وقتی گلوگاهش میخواد
جون بیاد بالا بعد از دو سوراخ بینیش بکشم.
دیدی وقتی یه لذتی میبری بعد میگن از دماغ ما دراومد، یه بدبی بهت رخ میده.
تمام لذت عمر ما وقتی که جون ما رو از
دماغمون میکشه خدا بیرون، بیرون میاد.
اونجا میفهمن همه. همه خیلی قشنگه.
من خیلی کیف میکنم با هرکی بحث میکنم،
میکشه به جدل دیگه توقف میکنم بعد قبول نمیکنه.
میگم آقا صبر کن، صبر کن خوبه؟
صبر کنیم. صبر کنیم هر دومون قراره بمیریم.
صورتی که گذاشتیم رو خاک معلوم میشه.
تموم. بحثی نداریم. چقدر این آیه زیباست.
"سبحان الله وتعالی عما یشرکون".
خدا پاکتر از اون، منزهه از اون چیزی که اینا شرک میورزن.
این یعنی چی؟ اصلا اختیاردار عالم خداست.
هرچی خدا بخواد همونه.
قدیمها همیشه اینو میگفتن.
هرچی خدا بخواد. چقدر سریع میگفتن هرچی خدا بخواد.
برو هرچی خدا بخواد.
این یعنی کل،
کل عرفان رو جمع کردن پدر مادرای ما تو این جمله.
برو هرچی خدا بخواد. هرچی پیش آید خوش آید.
ان شاء الله. چقدر زیباست اینا بزرگان به ما یاد دادن.
یادمه که حالا عزیزان درس چند معرفت نفسان؟
پنجاه و هشت بودید ها؟
پنجاه و هشت. در درس
فکر میکنم هشتم، نهمه
که اونجا
حضرت استاد اثبات میکنه تمام عالم انسجام کلیه داره و همه با هم مرتبطاند.
یک وجود منسجم ببین عالم رو همه با هم مربوطاند، مرتبطاند.
اصلا نمیشه تو بدون یکی از اینا زندگی کنی.
ما نمیفهمیم. اما اگر مثلا پشه رو بردارن عالم به هم میریزه.
همین پشه رو که تو رو اذیت میکنه.
کرم رو بردارن عالم به هم میریزه.
همونطور که یه اپسیلون، یک
میکرون کوچکترین حالا
اندازه این مثلا مدار خورشید و زمین و اینا عوض بشه عالم به هم میریزه.
همینطوره. اونجا مثلا مثال میزنه حضرت استاد.
میفرمایند شما یه دانه رو در خاک بکار.
تو خاکه دیگه. آب هم بهش بده.
هوا هم هست اما یه جایی باشه که آفتاب نیست.
یعنی بهش آفتاب نمیخوره، گرما بهش نمیرسه.
رشد میکنه؟ شاید اون تو یه ذره فلان فالانی رخ بده بعد اون پوسید.
چرا؟ حالا همه اینا باشه آب نده.
هیچی. همه اینا باشه.
اصلا دونه رو بذار آب هست،
هوا هست، آفتاب هم هست، بذار رو زمین چرا رشد نمیکنه؟
چرا جوونه نمیزنه؟ چون خاک به کمکش نیومده.
اون عناصر اربعه که دیروز گفتیم.
که من اون نکته مهم رو آخر بحث گفتم.
بحث مزاج شناسی تون بود.
گفتم انقدر مزاج شناسی مهمه
که اصلا انسان کامل که محل مشیت الله
از همین حیث اصلا شده انسان کامل
که اون روح بخاری که واسطه برزخ بین
بدن ما، جسمیت ما و نفس ناطقه ماست و نفس ناطقه از طریق او
احکامش رو بر بدن پیاده میکنه و انسجام در بدن ایجاد میکنه.
اون لطیفترین و معتدلترین حالت رو داره در انسان کامل.
لذا هرچی ما مزاجمون همین مزاج به طبیعت مون ربط دارهها.
به خوراکمون، به شنی-- به خوابیدن مون، به لباسی که میپوشیم، پوشاکمون،
همه اینا. به هوایی که درش قرار گرفتیم.
مزاج. او-- اون session فکر میکنم ده جلسه ما دربارهش حرف زدیم
که بخشیش کشیده شد تو حرم علی ابن موسی الرضا.
اونجا میگفتیم یادش بخیر. خیلی مهمه که اگه مزاج
وقتی میزون نیست تو حتی اشکتم نمیاد.
حتی درک معنویات قفل میشه.
نمیفهمی منبر رو. مزاجت از اعتدال خارج شده.
اینا ممزوجاند. اصلا نمیشه.
چرا وقتی س-- یه
سوزن میره نوک مثلا انگشته
دادت میره بالا. دردو چی حس میکنه؟
چی حس میکنه دردو؟ بفرمایید.
بدن؟ اگه بدن حس میکنه چرا مرده شو رو با پتک بزنی تو کله، مرده رو ببخشید
با پتک بزنی تو کله مرده، هیچیش نمیشه.
نه دادی داره نه هیچی داره. پس نفس داره.
این، اینا با هم. حالا یه دردی به نفست بیاد.
یعنی یه غمی، یه س-- مثلا غصه، یه مصیبتی برات پیش میاد.
ربطی به جسمت داره؟ یه حرف ناگوار شنیدی.
جسمت کاری نداره. اما اصلا جسمت ق
قدرت نداره تکون بخوره.
میگی ولم کن اصن حالم خوب نیست.
چه ربطی داره با خدا؟ اینا با هم ممزوجند.
ظاهر و باطن در هم تنیدهاند.
اصن عالم هستی یک وجود واحد هست.
همه م-- نظام منسجماند.
و همه دست به دست هم باید بدن همه باید کنار هم باشن
تا میگه تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.
تازه دیگه انزل مراتبشه.
ابرو با مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.
حالا بعضیا این شعر رو اشکال بهش کردن
که فقط بحث غفلت نیست.
خیلی چیزا هست. بعضیا هم بحث اخلاقی کردن نه پایهی همهی گناهها غفلته
و همین که تو تقوا رو حفظ کنی بسه.
بعضیا گفتن نه کی گفته تو شما همین که گناه نکنی
استعدادت مضمحل نمیشه، میمونه ولی به شکوفایی نمیرسه.
دوباره میکشی به استکمال بر-- کمال برزخی،
اون تکامل برزخی. سیر استکمالیت میکشه به برزخ و کار دشوار میشه.
اما اونایی که با اینا دعوا دارن میگن آقا جون تقوا که فقط ترک گناه نیست.
تقوا یعنی رعایت حدود الهی.
یعنی هرچی خدا گفت بگی چشم.
چه فعله، چه ترکه.
این دعواها رو من سریع گفتم رد شدم خودش یه کتابه.
حالا انسان کامل اینجا
چیه وضعیتش؟ انسان کامل که گفتیم مظهر اتم اسم اللهه.
به یک معنا مظهر اتم
اسم جامع حضرت عقده که همونطور که اسم الله جامعهیت دارد،
بسم الله الرحمن الرحیم
تمام قرآن و همهی اسماء الحسنی جمع در بسم الله الرحمن الرحیم
همه منتج شدند،
تفرع پیدا کردن بر اون دو تا اصل.
الرحمن الرحیم. اونا از کجا زایش شدن؟
اونا از کجا اومدن بیرون؟ از الله.
بسم الله. خب این الله اسم جامعه.
همه اسماء بر میگردن بهش.
خب همونطور اسم جامع هم اسمش رو خودشه.
اسم جامع هم جامعهیت داره.
یعنی چی جامعهیت داره؟ یعنی اینکه
در سیر عروجیش
چنان قشنگ بندگی حق رو کرده که تو
به مقام شهود میرسی در نماز که اگر نرسی ملائکه
با بالاپنشون به صورتت میکوبن میگن دروغ نگو.
دروغ گو. دروغ نگو.
دروغ گو. دروغ نگو. دروغ گو.
کجا؟ که میگی اشهد ان لا اله.
مقام شهوده. اگه به شهود نرسیدی بهت میگن دروغ نگو.
اون تشهد و سلام طرف خیلی سریع میگه طرف تمومش میکنه میره.
من تازه دارم میفهمم چرا بزرگان تشهد و سلامشونو خاصتر از نمازشون میخوندن.
یه طور دیگه تشهد و سلام میگفتن.
اشهد و شهوده. اشهد ان لا اله الا الله
و اشهد ان محمدا عبده و رسوله.
اللهم صل على محمد و آله.
همونطور که لا شریک له.
اشهد ان لا اله الا الله وحده.
وحدهست خب؟ تکه
که بحث وحده، وحده، وحده رو در اون کمال
هرچی بود سیر و سلوک و مقام
فا-- فنای في الله عرض کردیم.
بعد میگی لا شریک له.
بعد میگی این پیغمبرم که اسمشو میبری
عبده هو. عبد اوست
و رسول هو. این
ضمیر هو به کی بر میگرده؟
به کی؟ الا اله الا الله.
به الله. الله کیه؟
لا شریک له. پس پیغمبرم لا شریک له.
عبودیت پیغمبر هم لا شریک له.
اصلاً اهدی نمیتونه مثل پیغمبر
عبادت کنه. مشیت الله یعنی این.
همه در ظرف وجودش جمعاند.
همه به یمن وجودش عبادت میکنند.
همه چی برگشته به او میکنه.
او هم لا شریکه. بیشریکه در عبودیتش.
گفتیم اون آیه لیس، لیس کمثله شی میشه نیست مثل مثل الله.
مثل الله میشه حجت کامل خدا، پیغمبر و این
سیزده تا چهارده نور پاک.
محل مشیت الله. یعنی هرچی خدا اراده کنه ای-ایشون اراده کرده در طول حق و نه در عرض.
یعنی اینطور نیست که شما یه زمانی رو ما برای تقرب ب- بذار مثلا تسهیل و سهولت فهم و اینا میگیم
خدا اراده میکنه، این اراده میکنه.
گمان میکنیم بینش یه مثلاً زمانی هست.
مترتب میشه اول خدا اراده میکنه بعداً ولی خدا.
نه. آناً اصلاً اراده
ولی خدا، اراده انسان کامل، همون اراده خداست.
تمام. کن فیکون.
مقام کن. یعنی خدا اراده کرد، این اراده کرد.
ببینید یه وقت، یه وقت ما بر میگردیم میگیم که
رضایت خدا.
ببینید دقت کنید رضایت مثلاً انبیا در رضایت خداست.
درسته؟ غیر-- حرف لقویه؟
رضایت انبیا
در رضایت خداست. یعنی اونا از چیزی راضیاند که خدا ازش راضیه.
درسته؟ درسته یا نه سید؟
تو جواب نمیدی. حالا شما اینو بذار کنار این.
رضى الله مع رضى فاطمه.
برعکس شد. رضای خدا،
رضای فاطمهست. ببین یه وقت میگی رضای فاطمه زهرا رضایت خداست.
این خیلی بالاستها.
اما این کجا، این کجا که بگی اصلاً رضای خدا رضای فاطمهست.
برعکسشو داره میگه. خیلی عجیبه.
خیلی بالاست. خیلی حرف عرشیه.
اینجا یه fatha زهراست دیگه. یعنی اصلاً تو زهرا رو میبینی، خدا رو میبینی.
چی بگم من؟ چیزی جز خدا نیست
بله آفرین. ممسوس
فی ذات الله و عجیبه که در خصوص حضرت علی اکبر هم تو مقاتل این اومده.
امام حسین وقتی علی اکبر داشت میرفت ریختن
همه دور علی اکبر دمنشو گرفتن زن و بچه غوغا شد.
میگن مثل وداع امام حسین وداع علی اکبر غوغا شد.
اونجا ابی عبدالله فرمود ولش کنید
"إنه ممسوس فی ذات الله الله اکبر" یعنی او غرق در ذات خداست.
ممسوس یعنی رفته مست کرده لا اله الا الله.
بذارید من نگم. که مست ذات خدا یعنی چی.
آقا خیلی ما با کیا طرفیم.
حالا الان با این سیر که میریم جلو
ما چی رو متوجه میشیم؟
اینکه نظام عالم احسن است، یکپارچه است، منسجم است
و همه تحت الامر و تدبیر و مدیریت ولی الله اعظم است.
یعنی خرا- خدا که اراده میکند او بلافاصله اصلاً اراده الرب است.
اراده خدا اراده دو- اوست.
شما بفرمایید ببینم شما تو نماز میگی بحول الله و قوه
هی اقوم و اعود. من به حول و قوه الهی پا شدم نشستم.
الان داریم میگیم چی؟ حول و قوه الهی چیه؟
حول و قوه ولی الله.
پس تو اصلاً امام زمان داره بالا فاید میکنه.
اصلاً اون داره اراده، اون رشتت دستشه.
هر کار خیری حواست باشه.
تو بحث کار شر هم حرف داریم قبلاً هم زدیم
که حالا پس وقتی گناه میکنین چی؟
اون اراده، اون، اون باید تعریف بشه.
اون ببین خدا یه اراده داره، یه خواست.
بذارید یه چیزی بگم بعد تو ذهنتون خلوت بشه بعضیا میرن دیگه نمیان.
خدا یه خواست داره، خواسته.
خواسته که ما گناه
بتونیم بکنیم. خواسته که ما بتونیم
ثواب کنیم. خب؟ اما اراده کرده گناه کنیم؟
نه. اراده کرده ثواب کنیم.
لذا میگه "ما أصابک من حسنة فمن الله".
هرچی کار خیر و حسنه ازت سر میزنه از الله.
یعنی هرچی کار خیر میکنی امام زمان پشت قصهست.
مظهر اتم الله آقاست.
اما کار شر میکنی نه خودت خواستی
و خدا خواست که تو بتونی از این حیث.
حالا این یه مقدار درکش مشکله اجازه بده این وقت میخواد ما را الان نیست.
در هر حال خروجی این، حالا خروجی هم که غلطه بگیم.
ماحصل این بحث چیه؟
نتیجهش اینه که الان شما اینجا نشستی،
کی شما رو آورده نشون داده؟ امام زمان نشون داد.
الان می فهمیم چرا میگیم آقا هر خیری به من و تو میرسه از آقاست.
یعنی ما بحث علمیش رو کردیم. هر خیری به من و تو میرسه از آقاست.
اصلاً آقا خواسته که تو الان اینجایی.
لذا فرمود "من اراد الله
بعبد خيرا".
هرکس که اراد الله، الله،
مخصوصاً اینطوری هجی میکنم، مقطع میکنم،
تقطیعی حرف میزنم حواست جمع باشه چون مصداق اتم الله کی بود؟
امام. انسان کامل.
"من اراد الله
من اراد الله بعبد خيرا"
به هر بندهای خدا اراده خیر کرده بکنه
"قذف الله" یا "يقذف الله،
يقذف الله فی قلبه
حب الحسین و زيارته".
"يقذف الله فی قلبه
حب الحسين و زيارته" یعنی حب امام حسین و حب زیارتش هم
امام زمان اراده کرده به دل تو بشینه.
تا اون نخواد تو حسینی بشی نمیشی.
الان ما به اذن آقا اینجاییم.
دستشو ببوسیم. قربونت برم.
آخه من کیم؟ من چیام که الان به من راه دادی اینجا؟
شب عاشورا. کاش راهمون پررویه اما انقدر تو خوبی، انقدر تو خوبی، انقدر تو خوبی میگیم کاش تو خیمه خودت بودیم
و حالات تو رو امشب میدیدیم.
چرا علامه امینی گفت صدقه بدید؟
خودش یک ساااال صدقه هر شب میذاشت کنار شب عاشورا رد میکرد
برای قلب امام عصر. چه خبره؟
خدا رحمت کنه علامه، حضرت علامه بهجت دینی رو.
هم روزاها که ما میخونیم میریم حقش هم ادا نمیکنیم فوقش فقط خودمون رو میزنیم یه آه میکشیم.
علامه امینی با یه خط شعر هر سال عاشورا غش میکرد.
علامه بهجت دینی. با کدوم خط شعر؟
امشب شبی را، امشب-
امشب شبی را شه دین امشب شبی را شه دین.
این، این شعر کیه؟
مخصوصاً دارم میگما. پدر آقای بهجت.
به به! چه کسی گفته؟
برایش صلوات. اللهم صل على محمد و آل محمد.
یا کریم یا... "امشبی را شه دین در حرمش مهمان است".
تموم میشه دیگه. یه امشب حسین
تو نشئه طبیعت و دنیاست و فردا حسین رو از دست ما میگیرن.
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است.
غش میکرد ها، انقدر گریه میکرد.
حالا بحث ما از این، این
عرض شود سر فصلی که داشتیم اومد بیرون عیبی نداره شب عاشوراست دیگه چه خاکی به سرم بریزم من؟
خدا رحمت کنه علامه امینی رو میگفتن
اگه خدا بخواد-- آخرای عمرش بود.
میگفت اگر خدا بخواد یه حاجت تو رو بده چی، چی میخوای؟
الان به تو بگن یه حاجت پیش من داری همه الان بهت بدم.
به علامه امینی گفتن اگه یه، فقط یه حاجت داشته باشی
گفت دوست دارم خدا انقدر بهم عمر بده
تا قیام قیامت بشینم بلند، بلند برای حسین گریه کنم
. این حرف علامه امینیه. گفت چون
با اینکه علامه امینی کسی بوده که میان علما
عمامهش رو برمیشد داد میزده سر و سینه میکوبیده که ما بعضی موقعها این کارو میکنیم همه تعجب میکنند.
علما، بزرگان خدا رحمت کنه حتّی الحکیم رو دیده بودید روضهخوانیشو؟
عمامه رو پرت میکرد اونور میومد میزد خودشو.
بابا حسین زمان و انسان کامل و واسطهی، واسطهی خیر رو کشتن.
محل مشیت الله رو کشتن.
آه خدا چه شبی پاشدید اومدید خیمه
آه خدا گاهی اوقات یه بچه ما جلو میزنه.
این بچهها بعضیا دیدم بعضی از این بچههای کوچولو تو هیئت ما یک اشکی میریزن.
یه حال عجیبی. اینا نون پاک خوردن.
خدا رحمت کنه خود امیر جواد آقا ملکی تبریزی چه عجیبه امشب هی حرف این بزرگان میاد و فلان و.
انشاالله اینا جلو دار مجلس باشن.
خودش فرمود که من پسری داشتم.
حالا دو تا پسرش تو راه
آقاش کشته، رفتن.
یکیشون تو عید غدیر تو خونه اومد استکان سر حوض بشوره افتاد تو حوض خفه شد.
تو راه ش-ش-شستن استکانای مجلس امیرالمؤمنین.
یکیشونم شب اول محرم رسید
این هیچی نخورد.
باباش میگه فقط نون میخورد و آب.
مخصوصا امشب دارم میگم که بعد بچههامون این کارها رو نکنن ظرفیت ندارن یهو
خراب میشن. اون ظرفیتشو داشت.
نون میخ-- هرچی بهشون گفتم پسرم یه چیزی حالا بخور جون داشته باشی عزاداری کنی گفت بابا نمیتونم.
نه که ادا درآره، نمیتونست.
فقط نون میخورد و آب.
هی رفت جلو نونشو کم کرد، آبشو کم کرد.
دیگه از شب هشتم که روز هفتم آبو میبندن دیگه آب خوردنشم کم کرد.
همش از هشتم بعد میگه شب و روز گریه میکرد پسرم.
سیزده سالشم بوده رفقا.
شب و روز گریه میکرد. برق بالا سر من روشن باشه.
هر وقت گفتم خاموش کنید.
گریه میکرد تا اینکه شب عاشورا شد.
یه همچین شبی. امیر جواد آقا میفرمود که پسرم تا صبح گریه کرد و سوخت.
یه روون گریه میکرد. میرفتم
در حجرش و اتاقش میدیدم همینطوری داره میسوزه، گریه میکنه.
کدوم یکم ما اینطوریم؟ ما دو ساعت اینجا میسوزیم سر و کوله مون دیگه تموم شد.
تا صبح میخندیم. بعد تا صبح گریه کرد.
صبح تا ظهر عاشورا هیچی نخورد.
فقط گریه کرد و آه کشید و حسین گفت.
دیگه نزدیکای ساعت سه، سه و خوردهای
که حالا اون موقع دیگه نزدیک غروب آفتاب میشده.
دیگه انقدر پسرم گریه کرد، گریه کرد، گریه کرد تا افتاد مرد.
پسر سیزده سالهی امیر جواد آقا.
یه گریه کردنو باید یاد بگیریم ما.
سوختن و خدا رحمت سید بهرالعلوم میدونید چجوری برای آقا گریه میکرد؟
اصلا روضهخون نداشته. صبح عاشورا که میرسید رفیقای خاصی شو.
که کدوم یکم ما از این ظرفیتو داریم.
جمع میکردن از صبح تا ظهر یه لیوان آب میذاشت وسط،
همه دور آبه نشسته فقط همین.
لیوان آبو نگاه میکردن تا ظهر گریه میکردن.
عجیبه خدا کمک کن ما هم یه ذره حالاتمون این-
جلسه قبل
جلسه بعد