د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴
دارای متن همگام
آغاز مجلس شب چهارم
انسان کامل ۴
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۶:۵۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۸ سرفصل
## آغاز مجلس شب چهارم
۰:۰۰
## باب مصلح بریت الله
۱:۲۲
## قصد اصلاح و نیاز به حجت
۵:۱۴
## قوام و عرفای ائمه
۷:۰۶
## شرط بهشت و معرفت دوطرفه
۷:۲۶
## واسطه فیض و مکمل نفوس
۷:۴۶
## خودسازی در کار و بازی
۱۲:۵۷
## علم و عمل گوهر انسان
۱۵:۰۶
## شایعات دربارهٔ زهرا
۱۵:۳۶
## آتش دوری از خاندان
۱۸:۴۲
## نور از پس ابر و قرآن
۲۰:۲۱
## اخلاق و تخلق به اسماء
۲۲:۰۸
## ستار العیوب
۲۳:۵۲
## اسفار اربعه؛ سفر اول
۲۵:۴۲
## سفر دوم و سوم
۲۶:۳۸
## سفر چهارم مصلحیت
۲۹:۳۷
## پرسشهای دستگیری
۳۱:۲۷
## روضه و ختم مجلس
۳۳:۲۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم إیاک نعبد و إیاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته و اسأل الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
شب چهارم ماه عزای سید و سالار شهیدان و یاران باوفا شونه
و چه زود میگذره این شبها.
ان شا الله که امشب در میان اشک و آهشون حضرت
همه ما رو دعاگو باشن.
سال حضرت صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل.
انقدر بی حال و بی حوصله صلوات خیلی بده.
یه صلوات بهتر بفرستید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.
خیلی سریع بریم سراغ...
سلام علیکم. باب چهارم از کتاب شریف
انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه.
بریم به قوت وقت. بریم سراغ متن
باب چهارم. باب چهارم پیرامون
مصلح بریت الله هست.
از مقامات انسان کامل مصلح
بریت الله هست. بریه یعنی خلق.
یا دائم الفضل على البریه.
ای کسی که فصلش بر خلق دائمیه.
مصلح بریت الله یعنی کسی که مصلحه نه فقط صالحه، نه فقط أبا صالحه
بلکه مصلحه.
اونم کل بریـ بریت الله
کل خلق. اینجا آیا کسی هست که قصد اصلاح نفس خودش رو نداشته باشه؟
اگر کسی اینجا نشسته از خواهر و برادرها که قصدش
اصلاح نفس خودشه و کاری هم به کسی نداره،
توجه بفرمایید قصدش چیه؟
بحثش از حضور در این جلسات چیه؟
ها؟ اصلاح نفس خودش.
حواستون نیست. اگر کسی قصدش اینه
مصلح بریت الله کل کیه؟
انسان کامله که در نشئه عنصری الان
حضرت بقیت الله الاعظم
اوست که مصلحه.
یعنی تا دست به دامن او نشوی،
زانو نزنی، متوصل و متمسک و متوجه به او که وجهه و وجه الله است نشوی
اصلاحی در نفست نخواهد بود.
که أین وجه الله الذي الیه يتوجه الأولياء.
تازه اولیاء الهی هم به او متوجهاند.
من و شما کی باشیم؟ اولیاء الهی هم در تکمیل نفسشون به او توجه میکنند.
که این برگرفته شده چون نگاه
حضرت استاد در این کتاب از نهج البلاغه اخذ شده دیگه انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه.
این اخذ شده، این باب چهارم اخذ شده از
این قسمت خطبه صد و پنجاه و دو نهج البلاغه است که انما الائمة
قوام الله على خلقه
و عرفانه على عباده.
یعنی این ائمه، امامها
تدبیر کننده کار امور خلقاند.
کار مردماند و عرفانه
على عباده. اینها
احوالات و حالات
کم و کیف همه خلق رو
کاملا آشنان، شناخت دارن، میشناسن همه رو.
به اسم تک تک به اسم پدر و مادر
همه رو میشناسن. لا یدخل الجنة الا من عرفهم.
هیچ کس وارد بهشت نمیشه
مگر اینکه اونها رو بشناسه.
عرفهم. پیداست که این
ائمه ضمیر هم
به جمع اشاره داره. یعنی همه چهارده نور پاک رو باید بشناسی.
اصلاً انسان کامل رو که بشناسی اونها رو شناختی
و عرفوه و البته
خیلی عجیبه و اونها هم او رو می شناسند.
دقت بفرمایید. کسی وارد بهشت نمیشود
مگر اینکه انسان کامل رو بشناسه،
انسانهای کامل رو شناخته و انسان کامل هم او رو شناخته و بشناسه.
چون یکی اون باید محضر مولا
نهیب و گوش بدید. امیرالمؤمنین علیه افضل الصلوات المسلین عرض کرد آقا ما از
شیعیان شماییم. حضرت چند بار فرمود دروغ میگی.
گفت بابا من دارم اقرار میکنم من شیعه شمام.
حضرت فرمود من تأمل کردم نام شما را در مصحف
شیعیان خودمون ندیدم. چرا دروغ میگی؟
یعنی باید بشناسه امام هم.
در علم امام باید باشی تو
اینطوری نیست حساب کتاب داره هر کی هر کی نیست این درگاه.
یعنی کسی بیاد بیتقوایی و
بیطهارتی کند به سلامت
. خدا میگه به سلامت.
خدا غیرت داره، غیوره بلکه شدید.
غیور بر وزن فعول. خیلی غیوره، خیلی غیرت داره سر ناموسش.
ناموس خدا هم این خانوادهان.
اگه کسی بخواد آبرو از اینها ببره بیچارهش میکنه خدا.
حواسمون باشه. خدا غیوره کسی بخواد بی--
و جالبه که ما قبلاً این بحثها رو داشتیم دیگه عرض کردیم بارها عرض کردیم مزاج عالم
بر اساس طهارته. اصلاً یکپارچه عالم
بر اساس طهارت خلق شده.
طهارت محضه. سر سوزنی
بیطهارتی و خباثت در عالم نیست.
یک گوشهای از این عوالم بیکران و بیانتها هستی
رو این کره خاکی یه مشت جونور
به اسم انسان راه افتادن، یه غلطهایی دارن میکنن.
اون هم یه کف روی آبه.
جاء الحق و زهق الباطل.
اصلاً باطل کف رو آبه رفته نیست.
یه جولانی میدن سرشونو که گذاشتن رو خاک تمام.
یکپارچه عالم بر اساس طهارته.
لذا کسی کوچکترین بیطهارتیای بکنه
چون مزاج عالم رو به هم میزنه، عالم به دشمنیش بلند میشه.
میبینه همه جا میزنش، همه جا بر علیهشه.
ملکوت عالم هم با اون روی خوش نشون نمیده.
چرا؟ مثل اینکه تو مزاج خودتو که به هم میریزی
چجوری دلپیچه و دل درد و سردرد و اینا.
عالم هم مزاجش بر اساس طهارته.
بارها عرض کردیم. اصلاً نمیشه دروغ میگه کسی که گناه میکنه میگه من آرامش دارم.
اصلاً نشدنیه. قلب مطمئن در پس
طهارته .
قلب آ-- اونا قلب مضطربن.
سر من و شما رو میخوان کلاه بذارن.
حالا بحث به اونجا کشیده شد برگردیم به بحث.
ولا یدخل النار الا من انکرهم
و انکروه. عجب.
تو آتیش هم هیچکس وارد نمیشه مگر اینکه
انکار کرده باشه این انسانهای کامل رو.
این چه حرفایی چیا میزنین؟
کی گفته اصلاً شما آقا دارید؟
کی گفته اص-- العیاذ بالله ار حرفای بسیار کریه و
زشت و بی پایه و اساسی که پیرامون قصه کربلا هست، پیرامون امام حسن هست.
اصلاً کتاب برای امام حسن نوشتن که
استغفرالله العیاذ بالله امام حسن حرمسرا داشته.
خدا منو ببخشه اینجا این حرفا رو میزنم.
انقدر تو فضاهای مجازی بر علیه این خانواده و من غصه میخورم بعضی از آدمایی که
به ظاهر اهل فکرن
یه کلیپها و چیزهایی برای ما میفرستن تو فضای مجازی که حاج آقا جواب اینو بده.
یه بچه هم میتونه جواب اینو بده.
تو چطور نمیتونی جواب بدی؟
مثل اینکه مثلاً اخیراً چند نفر برام یا پیام فرستادن یا
زنگ زدن فلان که مثلاً یه پیامی پیچیده که آره حضرت زهرا سلام الله علیها نمیدونم سال فلان به دنیا اومد.
پیغمبر با فلان سال با حضرت خدیجه
ازدواج کرد. نمیدونم
امام حسین صلوات الله علیه وقتی به دنیا اومد که حضرت زهرا اونم سی و چند ساله بود.
یه حرفای اینطوری داشت اثبات میکرد که اینا دروغه.
مثلاً حضرت زهرا سلام الله علیها
هجده سالش بوده، امام حسین کوچولو بوده.
اینا دروغ همه رو داشت میگفت.
خیلی راحت به همون عزیزی که مثلاً
زنگ زده بود بهش گفتم عزیزم همین الان نگاه کن ببین تاریخ
تولد حضرت
امام حسین صلوات الله علیه کیه؟
همین الان نگاه کن. اصلاً میگه
بعد دید گفت یا تاریخ ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا.
گفت اول یا دوم هجری.
هجری یعنی چی؟ یعنی هجرت دیگه.
قبلش چند سال پیغمبر تو مکه بود؟
سیزده سال. ده-- چند سال تو مدینه بود؟
ده سال. درسته؟ اشتباه که نمیکنم.
خب اگه سال اول هجری هم ازدواج کرده باشه یا دوم
حضرت زهرا با امیرالمؤمنین،
پیغمبر تا اون لحظه حضرت زهرا سلام الله ازدواج کرده باشه نه ساله بوده.
خب؟ روایت داریم نه ساله ازدواج کرده.
از اونجا تا شهادت پیغمبر چند سال مونده؟
نه سال. دو نه تا هجده تا.
یه بچه هم میتونه اینو حساب کنه.
نمیدونم چرا بعضیامون دست پامونو گم میکنیم ج-جلو این
ارایجیف. یه
شیطنتی میکنن سر اختلاف روایات که اونم اهل تسنن این رو-- شیطنت رو کردن.
سر سال ازدواج حضرت زهرا به دنیا اومدن بچهها شیطنت کردن.
بعد بعضی عوناکو اونجا اینو میگه فلان.
پس حضرت زهرا مثلاً سی و پنج ساله بوده
. حالا بحث هی نمیدونم چرا امشب به حاشیه میره.
خدا ما رو ببخشه. خیلی وقت داریم.
الا انکرهم و انکروه.
یعنی کسی که اونها رو انکار کنه وارد آتش میشه
و اونها هم او رو انکار میکنن.
عجب. یعنی از چشم انسان کامل هم آدم جهنمی و آتیشی افتاده
. اصلاً جهنم جاییه که حضرت زهرا نیست.
جهنم جاییه که نور امام حسین نیست.
چون اونجا ظلمته دیگه آتشه.
آتش. چرا اکثر ادعیه و اکثر شبهای خاص
"ان تجعلنی من اتقائک من النار" اون همه قرآن سر میگیری شب جو--
شب قدر. میکشی خودتو که این دعا رو بکنی، همین یه دعا.
یا تو دعای مجیر. اجرنا چق-- چند بار تکرار میکنی؟
شمردی؟ اجرنا من النار یا مجیر.
همش از آتش. خب چرا انقدر تاکید شده؟
آقا خب دیگه نجات از آتش انقدر تاکید داره.
خب آتش جاییه که حضرت زهرا نیست.
بله تاکید داره. یعنی من از این خانواده جدا نشم
و اگر از این خانواده جدا بشی حالا س-- نقطه سر خط.
ببین چه بلایی سرت میاد. اجازه بدید یه
خط از رساله رو براتون بخونم
که در باب چهارم حضرت استاد آوردن.
"انسان کامل همین مصلح بریت الله.
انسان کامل واسطه در فیض،
واسطه در فیض."
یعنی هر فیضی،
هر خیری، هر علمی،
هر رزقی، هر عمری،
هر نفسی، هر نعمتی.
چی بگم؟ هرچی که بخواد به تو از وادی فیض الهی برسه او واسطهست
. پس اگر کسی انکار کنه او رو و از او فاصله بگیره و او رو نشناسه به او متوجه نشه،
در فیض رو به روی خودش بسته.
در فیضیه رو به روی خودش بسته
. با خودت دعوا داشته باش نه با دیگران.
ما با کسی دعوا نداریم با خودمون.
نکته دوم، جمله خود علامهست.
پس انسان کامل واسطه در فیض و مکمل، نکته مهم اینجاست که میخوام روش پافشاری کنم.
این بند، همین این باب چهارم رساله خودش ده شب میخواد رفقا
که قشنگ استخوان بندی بشه، قش--
چهارچوبش و محکم. اما دیگه ما داریم میگیم بریم انشاالله تشته بشه خودت بری بخونی.
و مکمل نفوس مستعده است.
مکمله. ببینید ما یه وقت یکی هست
کامله اما مکمل نیست.
اینم نکتهست دارم بهت میگم.
یکی صالحه اما مصلح نیست.
آدم خوبی اما مصلح نیست.
یکی عالمه اما معلم نیست.
علم داره بلد نیست اینو بیان کنه.
خوب فهمیده، خوب گرفته،
گیرندگیش خوب بوده، دهن-- دهشش خوب نیست،
بیانش خوب نیست، بلد نیست بگه دین رو
. خیلی مهمه معلم.
مکمل باید باشی اگر کاملی خوب
دستت درد نکنه. اما اگر میخوای نفوس مستعد رو به کمال برسونی، اینا رو هم کامل کنی باید چی باشی؟
مکمل باشی .
نه فقط کامل .
اگر صالح باشی علیه السلام
اما باید مصلح هم باشی.
باب چی اسمش؟ مصلح
بریت الله. اصلا اصلاح تو،
زمین و زمان همه به دست اوست.
حالا کجا میخوای بری؟ بفرما ببینم.
کجا میخوای بری؟ دنبال چی؟
الان دنبال چی؟ پشت میز کارت،
تو مغازت، تو ادارت، تو دانشگاه، تو حوزهت،
این بچهها تو بازی کردنشون با PS4 و دوچرخه و پینگ پنگ و فوتبال و هرچی.
دنبال چی؟ بفرمایید.
دنبال چی تو؟ آیا
به جز اینه که نفست رو سالم کنی، صالح کنی،
خودت رو بسازی، اصلا کاری نداریم تو مصلح بشی فعلا دیگران رو بسازی نه اون که باشه طلبمون.
نه خودت رو بسازی. آیا ما کاری مهمتر از خودسازی در عالم داریم؟
نداریم والله. خب این خودسازی به دست کی رخ میده؟
مصلح. تو میخوای صالح باشی.
انتخابت در زندگی چیه؟
میخوام نفر اول فوتبال جهان بشم.
این بچهها بعضی از همین فکرهای کارتونی میکنن.
نفر اول مثلا گیمری عالم بشم.
نفر او-- چه میدونم نفر اول حوزه علمیه، نفر اول دانشگاه، نفر...
دوست دارم دیده بشم. عصر جدید چی بچهها
انقدر من میلرزید تنم اینا میگفتن.
دست شما درد-- اینجا مکان مقدسیه.
چرا؟ چون ما رو دیدن. اصلا انقدر لول ب-بحث پایینه.
خب حالا بفرما ببینم اون آخر آخر آخر اونجا که رفتی مثلا ف--
نفر اول جهان شدی اونجا
آیا نفست صالح شد؟
مصلح به کنار، اون کاری نداریم.
صالح شد؟ اصلا ما چیزی نیستیم جز عمل و علممون.
علم و عمل ما عین ذات ما میشه.
اینا اتحاد وجودی با هم برقرار میکنه.
اصلا علم و عمل
گوهرند و انسان ساز. جوهرند و انسان ساز.
ما چیزی نیستیم جز علم و عملمون.
بارها گفتیم علم و عملمون
. کسی که همش بازیگوشی میکنه تو وادی دین هم میاد بازیگوشی میکنه.
من مخالف بازی کردن نیستم.
من خودم هم با این سن بازی میکنم با بچهها.
اما نه کسی که هدفش فقط بازیه تو زندگی.
اصلا بازی ما نداریم. کدوم، کدوم از انبیا بازی کردن؟
کدوم از ائمه بازی کردن؟
بازی ما نداریم به تو اولیا. حضرت عیسی
بچهها اون موقع بازی میکردن اون گوشه
برای خودشون حالا سنگ پرتاب میکردن، گردوبازی فلان،
توپ که نبوده، بازیهای فلان.
بعد یکی اومد این تو تاریخ اومده
به حضرت عیسی عرض کرد. تازه اون موقع آقا کم سن بودن.
عرض کرد آقا شما چرا، بچهسال شما چرا نشستی اینجا چرا نمیری با اینا بازی کنی؟
فرمود بازی؟ دنیا دار بازی نیست.
دنیا دار حقیقته. بازی؟
مگه اینجا بازیچه است که من بازی کنم؟
یکپارچه دار داره حقیقته، دار هستیه.
صاحبخانه داره نگات محضر حقی.
ببینید نگاهو. حالا بگذریم بعضیامون تو هیئتها میاییم بازی میکنیم.
تو مساجد بازی، بازی منظورم اون بازیگریهاستها.
بازیگریها، معرکهگیریها.
کی ما دنبال آقا بودیم؟ خودم رو میگم به شما جسارت نشه.
بله اون مصلحت است. مصلح کله.
کی رفتیم زانو زدیم همه زندگیمون رو
تفویض کردیم به حضرت گفتیم من مثل یک میت در میان دو ده-- دو
دست غسال که شما هستی میخوای غسلم بدی پاکم کنی شما.
مثل میت هیچ ارادهای ندارم.
شما بفهمید من چه کنم. بعد آقا یه کتاب میده دستت میگه بفرمایین
من اینم بخون.
من سر، سر نظام هستیم.
این هر اینطوری نیست که هر کسی بخواد با من مرتبط بشه.
اجدادم رو زدن کشتن. خدا رو من غیرت نشون داده.
اما الحمدلله یه باب هست
من هستم. اما مثل پشت از پشت ابر نور از خورشیده از پشت ابر دارم هواتو دارم.
اما تو میخوای مرتبط بشی.
بسم الله این کتابو بگیر. اون قرآنه.
چند تامون نشستیم دستورالعمل زندگیمونو از قرآن گرفتیم.
بعد به من بچهها میگن حاجی مثلا این شبها از اخلاق حرف بزن.
این حرفا مثلا خیلی شاید مثلا به درد گفتن و همین
یدره شاید بهترین رفیق ما اینجا نشسته بگه حاجی این به درد به نظر من این حرفا به درد بچهها
مثلا عموم اینا نمیخوره.
اینا مثلا این، اینو بگو اینو بگو.
یعنی واقعا الان موهای ما داره سفید میشه.
واقعا دوباره من باید اینجا بشینم برای خودم و شما بگم دروغ چیز بدیه.
دروغ نگیها. به ما-- به نامحرم نگاه نکنهها.
خیلی چیز بدیه. ذوب می--
چیه؟ ذو-- چیه این؟ ها؟
نه. این
مذاب میریزن تو چشمات. مثلا حدیث داریم.
تیر شیطون میخوره تو چشمات فلان.
نکنیها. سر مادرت داد نزنیها.
آخ بشی بدترین جاهای جهنمیها.
آخ خاک بر سر من کنن که الان باید بشینم اینجا این حرفا رو بزنم.
مگر ما، مگر ما
شب دوم
جلسه عرض نکردیم که خلیفة الله به صفات مستخلف عنه.
گفتیم یا نه؟ بعد توضیح دادیم یعنی
اسماء خدا درش باید پیاده بشه.
عزیزانی که به من میگن اخلاق بگو
اخلاق رو ما اونجا چی معرفی کردیم بر اساس روایتی که مرحوم ملا محسن تو وافی آورده علیه الرحمه.
گفتیم اون نود و نه تا اسم خاص خدا که مرجع تمام اسماءند.
یه روایت دیگه میگه احصاء اینا یعنی تخلقه به اینها.
یعنی تخلق به این اسماء الله.
اصلا ما جز این هدف اصلا
اصلاح ما جز این نیست.
مگر نگفتیم اصلاح ما
یعنی تخلق به اخلاق الله.
اخلاق یعنی چی؟ یعنی اسم خدا در تو پیاده بشه.
نه تسبیح بگیری بگی یا سميع یا بصیر
یا، یا کاشف الكرب نمیدونم یا
ست-- یا ستار العیوب.
بعد یهو تو رفیقت کوچکترین گناهی میکنه آبروشو میبری و پردهدری میکنی همه جا میری.
میگی این که پیاده شدن اسم نشد که.
مگر حدیث بارها نشنیدیم و نگفتیم که فرمود سه تا صفت رو یکیشو از خدا بگیر.
یعنی چی از خدا این صفت رو بگیر؟
یعنی در خودت پیاده-- متصف شو به این صفت.
یکیشو از پیغمبر بکش، از ولی خدا.
اون که از خدا ستار العیوبه.
رفقا خواهر و برادر چند تامون خداوکیلی ستار العیوبیم.
ستار بر وزن فعاله یعنی به شدت پوشنده.
میگه هفتاد تا گناه کبیره رو از برادر مؤمنت خواهر مؤمنت بپوشون.
گناه کبیره. وای به حال اینکه رفیق برادر و خواهر مؤمن من یهو مثلا نگاه کشم کنه.
سلاممو خشک جواب بده. پدرشو درمیارم.
حالا بذار صبر کن. ها؟
منو تحویل نگرفت. جلو پای من بلند شد.
بیچارهش میکنم. هفتاد تا گناه کبیره.
کدوم یکی از من و شما میتونیم ادعا کنیم جلوی این حدیث
که ما محب اهل بیتیم، شیعهایم.
جایی که عقاب پر میریزد از هشه لاغری چه خیزد.
شصت شب امام رئوف پشت در خونهش
اونایی که آمده بودند زیارتش رو از راه دور نگه داشت.
راهشون نداد. بزرگان قوم بودند.
راهشون نداد. همه مونده بودند.
چه کن شصت شب. فکر کن شصت شب بری
حرم امام رضا درو به روت ببندن بگن اینو راه نده آقا بگهها.
بگن اینو راه نده. آقا فرموده بود فرمود این جماعتو راه ندید.
عجب، آبروشون رفت.
نامه نوشتن آقا آبروی ما داره میره
به داد ما برس. ما الان برگ-- با چه رویی برگردیم؟
میگن آقا راهشون نداد. حضرت فرمود خودتون ادعا کردید ما شیعیان
شما هستیم. چون دروغ گفتید راهتون نمیدم.
خب چی باید بگیم؟ فرمود شما باید بگید ما محبین شما هستیم.
آقا دار داره حسابه.
رو لفظت مینویسن.
یه کلمه رو حرفت بیاد همونی.
اصلا همونی. تو همونی که میگی،
همونی که میشنوی، همونی که میشن--
میگی، همونی که میچشی، همونی که میبینی،
همونی که لمس میکنی، همونی که خاطراتت
دورش مرور میکنه و دور میزنه دورش تو حرکت دوری خاطرهای.
تو همونی که دربارهش فکر میکنی.
مگر مولا نفرمود که فکر به گناه نکن
که شخصیتت رو میسازه. یعنی چی این حرف حکیمانه مولا؟
حالا هی بگو. هی حرف زشت بزن.
هی فحاشی کن. هی داد بزن سر مادرت.
هی بیادبی کن. هی نفهم برات چی میای هیئت.
خدایا شاهد باش اینا رو به خودم دارم میگم
حالا اینچ-- بلند میگم که این بچه ها از من خواستن حرفای اینطوری بزنم اینام بشنون ما حق،
حق مطلب رو ادا کرده باشیم و الا این دادا من سر خودم دارم.
من اصلا نمیخواستم دهه بیام اینجا.
بچه ها شاهدن. چرا حاج آقا ما رو تحویل نمیگیری؟
ما رو آدم-- نه این حرفا چیه؟
خودم رو واقعا لایق نمیدونستم بیام روی منبر بشینم.
شب و روزم یکی شده بود.
دو تا شهید گمنام نفس زدن نجاتم دادن و الا
یعنی اذن گرفتن بیام و الا من خودم رو با خودم درگیرم.
اصن کاری به شما ندارم. دارم-- از من خواستن منم دارم بلند داد میزنم.
صالح بودن تازه چقدر باید زانو بزنی در برابر امام عصر.
اون، اون کسی که تازه نفوذه، نفوس مستعده رو مصلح بریت الله
نفوس مستعد رو علامه میگه
نفوسی که استعدادشون رو مضمحل نکرده باشن با گناه.
گناه استعداد رو میمیرانه.
آقا اصن همه چی باطل. ما مداحها، سخنرانا، دروغ، اینا معرکه است.
آقا خودت خداوکیلی گناه میکنی
نفهمیدی که وقتی تاریکی نمیتونی درک کنی حسینو؟
خودت نور چشیدی یا نه؟ وقتی گناهات زیاد میشه یکپارچه تاریکی، عصبی، داغونی،
به هم ریختهای. بعد
تو میخوای بفهمی کربلا چه خبر بود.
سینه سپر جلوی پدر مادر میکنی بی ادب میکنی پاتو دراز میکنی.
بعد میخوای بفهمی کربلا چه خبر بود.
اصن نشدنیه. نمیشه.
و فی السماء رزقکم و ما توعدون.
شوخی نداریم. لا یمس Fire إلا الطاهر.
نمیشه ملکوت رو مس کرد جز با طهارت.
کسی که بیطهارته رزقشم کمه،
اشکشم کمه. اگرم اشک میریزه
زور-- میکشه خودشو که اونم
حالا مثل منه بیچاره.
اونا حالا تقه به توق بخوره یهو یاد
مامانش بیفته دارن اینجا روضه عزای زهرا میخونن یاد مامان جونش بیفته که آخ تو بستره یا مثلا متصل به دستگاه.
اینطوریه. اقسام گریه رو ما قبلا گفتیم
بعضیها دوازده تا بعضیا تا چهارده تا گفتن شیخ جعفرش بیشتر.
این دیگه پایینترین قسم گریه است
که تو یاد م-مشکلات خودت
مثلا بخوای بروی از رقیه سلام الله علیها گریه کنی یاد خواهرت بیفتی، یاد مثلا دخترت بیفتی اینا
گریه با-- اینم اجزش هست ها.
یعنی اهل بیت اجازه دادن.
اما دیگه برای مبتدیترین
حالت گریه برای اهل بیته.
اون بالاش چیه؟ اون دیگه
با امانت طلبمون، اون انتقال حال حجت به قلب توئه.
آقا گریه کردن همونطور که شه-- روز اول-- صبح عرض کردیم تو رسانه
ملی که همونطور که روز اول محرم غسل توبه داشت و غسل توبه
تن تو رو، تن تو رو تطهیر میکنه که البته اینا در هم تنیده شدن ظاهر و باطن یک حقیقتهن
که اگر ظاهرت هم کثیفه
باطنت هم کثیف میشه بخوای نخوای.
اینایی که دیر به دیر میرن حموم،
مسواک نمیزنن، اینا حواسشون باشه
که پیغمبر دید یکی ل--
گوشه عقش و لابه آستیناشو بعضی از ما بچه حزب اللهی اینطوری چرکه فلان.
گفت لباستو بشور.
حضرت فرمود این-- بعد تازه ذکر هم داشت میکرد.
حضرت فرمود این لباست کثیفه نمیتونه ذکر بگه.
لباست نمیتونه ذکر بگه
چون کثیفه. اصن نمیشه این دو تا با هم جمع نمیشن.
نور و ظلمت، کثیفی و طهارت با هم جمع نمیشه.
همونطور که روز اول محرم غسل توبه داشت و ظاهرتو تطهیر کرد
و غسل دادی ظاهرتو، غسل قلبت با چیه؟
غسل قلبت هم امروز تو رسانه ملی ما گفتیم تو کانالم اومد میتونید ببینید.
غسل قلب با اشک برا حسینه.
قلبت، جانت، باطنت میخواد
جون بگیره، قو-- تطهیر بشه، پاک بشه،
روشن بشه، نور بگیره.
گریه برا حسین. برای همین میگه روز اول محرم توبه کن، غسل توبه هم بکن.
تا امام عصر یعنی دستتو بهش برسه تو مست-- این استعدادتو با گناه از بین بردی بردی
آقا یه نفس بزنه احیات کنه، ابقات کنه راه طولانیه.
ما تو همین خط اول رساله امشب موندیم.
باب چهارم. باب اول چی بود؟
یه مرور کنیم. بحث کنم جمع، جمع، ج-- بحثمونو جمع کنم.
باب اول ولی الله.
باب دوم حجت الله.
باب سوم که دیشب گفتیم
قطب، قطب عالم.
اوست. امشب مصلح بریت الله.
خیلی جالب و شیرین که شما اگر دقت کنید اون دو تا اولیا
ما-- نشان دهنده
کامل بودن انسان کامله.
کاملیتشه. خب.
که او ولی اللهست. جامعهیت داره.
بحثها یادتون باید باشه. دو، خلیفة الله
یعنی همه اسماء و صفات خدا در وجودش پیاده شده.
این مال کامل بودن اوست.
این دو تا باب دوم یعنی باب سوم و چهارم.
دیشب قطب بودن، امشب مصلح بریت الله بودن بر میگرده به مکمل بودن انسان کامل.
اون دو تا اولیا کامل بودن،
این دو تا مکمل بودن. یعنی تو اگر میخوای
تکمیل بشی، کامل بشی، یه مکمل میخوای.
اگر میخوای صالح بشی، یه مصلح میخوای.
او کیه؟ قطب عالمه باید حرکت دوریه دورش بگردی.
زیارت آل یاسین دور آقات میگردی دیشب گفتیم
دور آقات میگردی قربون صدقهش میری.
امشب مصلح بریت الله زانو بزنی جلو آقات.
بگی آقا من خراب کردم همه عمرمو اومدم ت--
زیر بال و پرمو بگیری. دیگه چقدر ادعا داشته باشم من بسه دیگه.
تموم شد. به خدا قسم
به صاحب این منبر قسم من از این پسرم بچهتر از این پسر خودم بودم.
به سن بلوغ نرسیده بودم. کتاب اخلاق،
کتاب اصول کافی، کتاب مصباح الشریعه.
چی، چی، چی. اینا رو برای اظهار فضیلت نمیگم.
میخوام بلرزه تن هممون.
میگرفتم تا نمیخوندم کنار نمیگذاشتم.
بعد الان بچههای خودمون رو میبینم اصلا از کتاب بریان،
از کتاب فراریان. بعد این ما که دیگه الان هشتمون گرون نمیمونه.
منتظریم آقا بیاد جمع و جورمون کنه.
ببخشید اونا دیگه بچهامون میخوان چی بشن؟
خیلی من میترسم. خیلی نگرانم.
خیلی ناراحتم برای خودامون،
خودمون، نسلمون، بچههامون.
خراب کردیم. امشب به مصلح انبری-- به مصلح کل بریت الله
التماس کنیم خواهش کنیم آقا جان
دیگه تموم شد کار ما دیگه.
به خاطر حسینت، به خاطر زینبت،
دلت به حال ما نمیسوزه؟
این سفرهایی که تو رفتی
سفر اول اون ولی الله اعظم شدن آقا زحمت کشیده خدا رحمت کنه علامه حسینی
تهرانی رو. آستاد حسین حسینچه که
قبرش رو من نشونتون دادم تو مشهد
که سنگ قبر نداره. اخیرا گذاشتن
که گفتم بوی بهشت میخوای
بدون مشام مسلح، بدون شامه مسلح.
س-- بذار بینی تو رو قبر ایشون.
ایشون اصلا عجیب،
ایشون میف-- عجیب حرفی زده
تو کتاب امام شناسیش. میفرماید که
کسانی دنبال امام زمانشونن.
خیلی هم زحمت میکشن مثل من.
آخر نمیرسن به آقاشون.
سرش رو ایشون بیان کرده اونجا.
میگه میخواید به شما سرش رو بگم؟
گمان میکنند امام زمان همینطوری معذرت میخوام خودمونی بگم تلپی افتاد زمین شد امام زمان.
نه آقا شرع رو رعایت کرد، زحمت کشید، مصیبت دید.
یک، یک، ما مسلم رو گفتیم اومد آب بخوره لب شهادتش خون تو آب اومد نخورد سه بار.
تشنه شهید شد. این شرع دین رو لحظه شهادتش رعایت کرد.
میتونست بگه الان به حال ا... وقت
اضطراره. خدا هم تو قرآن اجازه داده وقت اضطرار بخور.
ببین اینه امام عصر تمام اسماء خدا توش پیاده شده شده ولی الله اعظم.
اعتباری نیست که حقیقیه.
حقیقیه آقای ما.
مجازی نیست. به این میگن چی؟
سفر من الخلق
الی الحق. این سفر اول.
حالا میخواید اسفار 四 اربعه ملا صدرا رو تو همین جا براتون جمعش کنم؟
هی وقتی این حرفا رو میزنیم چشات چهار تا نشه این حرفا چیه؟
همینه. سفرهایی که آقامون رفته منتظر ما هم بریم.
تازه دست دراز کرده میگه دستتو بده به من.
من جبران میکنم برات گذشتتو.
من مظهر اسم جابر الacmel کثیر خدا.
مظهر اسم غافر الذنب الكبير خدا.
میگی گناه کبیره داری بسم الله من
غافر از طریق من خدا میبخشه.
اصلا از چشمای من خدا تورو نگاه میکنه.
از دست من دست تورو میگیره.
خدا که دست نداره چشم نداره
. خدا بخواد تورو مسح کنه به دست آقا مسحت میکنه.
بغلت کنه با آغوش آقا بغلت میکنه
. نمیدونم چمه امشب .
سینم پره درده .
سفر دوم خلیفة الله
حضرت .
سفر من الحق
الی الحق. از حق به سوی حق سفر میکنه.
یعنی شروع کرده اسماء رو پیاده کرده به منتهی الیه این
اسم میخواد برسه حتی به اسم مستعصره حضرت حق هم میخواد برسه.
حکیمه اما میخواد به الحکیم برسه.
صمد الان میخواد به الصمد برسه.
مفرد محلا به الف و لام.
همه حکمت اونجاست.
میخواد بره به همه برسه. بعد من و تو اینجا زانو زدیم به دو تا نون شب و ببخشید
چهار تا لذت دنیای کثیف دلخوش کردیم و آقا جان
تنها نرو سفر .
سفر سوم قطبیتش
. سفر چی بود؟ من الحق الی الخلق.
از حق برگشت میکنه به سمت خلق.
انقدر که مهربونه .
این همون قطبیت حضرت که دیشب گفتیم.
سفر چهارم که امشب گفتیم.
من الخلق الی الخلق
. مصلح کل بریت الله یعنی هی میگرده تو خلق از این خلق به اون خلق، از این خونه به اون خونه،
از این دل به اون دل.
کیه که یاد من بکنه دستشو بگیرم؟
کیه که واقعا خودشو جلو من زمین زده باشه من بلندش کنم؟
کیه که فقط دل خوشیش منم؟
دلشو خوش کنم؟
خیلی بیچاره شدیم .
آقا جان روضه ما با شما
. من کیم روضه جدت بخونم؟
روضه ام جانتو بخونم؟
با چه زبونی بخونم؟
سینم سنگینه آقا.
سبکی کن سینمو .
آقا جان معلوم نیست ما دوباره محرمت رو ببینیم.
جلسه قبل
جلسه بعد