ددرس‌گفتارها

باز هم معذرت‌خواهی می‌کنیم از خواهر و برادرها که به جهت قطعی برق سیستم صوت مجبور شدیم که دیرتر شروع کنیم.

[صدای بچه] ان‌شاءالله دیگه سعی می‌کنیم صحبت‌هامون رو اجمالی‌تر و مختصرتر کنیم.

يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك.

بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.

اللهم إياك نعبد وإياك نستعين.

السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته سلام عليكم ورحمة الله.

در این شب سوم ماه پر از حزن و اندوه عزای سید و سالار شهیدان ان‌شاءالله که امام عصر امشب هر کجا گریانند در میان گریه‌شون ما رو دعا کنن صلواتی خط بفرمایند.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

به فضل الهی تو این فرصت بسیار کمی که امشب داریم به جهت دیر شرو-شروع شدن مجلس [صدای بچه] خیلی اجمالی [مکث] پیرامون فصل سوم رساله انسان، انسان کامل از دیدگاه نهج‌البلاغه [مکث] نکته‌ای رو عرض می‌کنیم.

باب سوم این فصل، این کتاب شریف و این رساله [مکث] می‌فرماید انسان کامل قطب زمان است.

[صدای بچه] پس فصل سوم پیرامون قطبیت [مکث] انسان کامل در زمان خودش سخن گفته است [صدای بچه] که البته می‌دونید بر اساس اون قطعه‌ای از خطبه شقشقیه مولامون امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام است در نهج‌البلاغه که [مکث] می‌فرماید إن محلي منها محل القطب من الرحى.

[صدای بچه] اون جایگاه و [مکث] شأنیّت خودش رو حضرت این چنین بیان می‌کنه که جایگاه من، محل من مثل اون محوری‌ست که رحا سنگ آسیابه.

اینجا مولا فرمودن که سنگ آسیاب به گردش می‌چرخه.

اون محور که سنگ آسیاب دورش می‌چرخه من علی هستم.

[صدای بچه] این نشان از قطبیت می‌کنه که قطب [مکث] به گونه‌ای‌ست که تمام العوالم وجود گرد او می‌گردند، گرد او می‌چرخند.

[صدای بچه] در ابتدای این فصل حضرت استاد این چنین مرقوم می‌فرمایند که مقام قطب همان مرتبت امامت و مقام خلافت است.

یعنی اون مباحثی که ما پیرامون ولی‌الله و خلیفة‌الله تو دو شب گذشته گفتیم رو اینجا جمع کنید [مکث] که نه تعدد در آن راه دارد و نه انقسام به ظاهر و باطن و نه شقوق أعلم، أعقل و غیرها.

انقسام خلافت به ظاهر و باطن حق سکوتی‌ست که اوهام موهون را بدین قسمت زیزی با واو [مکث] اولیش با واو دومی‌ش با زره یعنی غیر عادلانه اقناع و ارضا می‌نمایند.

حالا یعنی چی؟

یکی از تعاریفی و تر-ترجمه‌هایی که و معرفت‌افزایی که حضرت استاد اینجا پیرامون جایگاه قطب کردن فرمودن که این قطب که همون مرتبت امامت و خلافته این قابل تعد-- یعنی اصلا تعدد نداره، انقسام به ظاهر و باطل نداره، باطن نداره.

و این حق سکوتی بود که بعد از پیغمبر دادن.

یعنی چی؟

منظور این هستش که هنوزم هست اینا.

اون‌هایی که جای پیغمبر نشستن [مکث]، خب می‌خواستن دم از خلافت بزنن.

می‌دونستن که خودشون بی‌باطنن.

مردم هم برای این‌ها باطنی لحاظ نمی‌کنن.

از اینا گناه می‌دیدن، معصیت می‌دیدن.

تا جایی که حداقل هفتاد بار دومی علیه اللعنة خودش اقرار کرد که لولا علی لهلك عمر.

لهلك عمر.

که اگر علی نبود من هلاک می‌شدم.

دیگه اقرار خودشه.

این‌ها اومدن چه کردن؟

حضرت استاد می‌فرمود این انقسام امامت و خلافت و خلافت و زعامت امت به ظاهر و باطن حق سکوتی بود که به صاحبان اوهام موهوم یعنی اون‌هایی که وهمی زندگی می‌کردن، عقل‌شون رو تعطیل کرده بودن، دادن که چی؟

اومدن گفتن خب ما سه تا خلیفه ظاهر خدا، انقسام یعنی منقسم تقسیم کردن.

تقسیم کردن خلیفه رو در ظاهر و باطن.

ما سه تا خلیفه ظاهر [صدای بچه]، علی خلیفه چی؟

باطن.

یعنی خلافت باطنی با علی باشه، خلافت ظاهری با ما باشه.

این حق سکوتی بود که اون ملعونا داد و الا قطب که همون مقام خلافت و امامت‌ه اصلا انقسام‌بردار نیست، تعدد‌بردار نیست.

یک قطب ما بیشتر در عالم در نشئه عنصری نداریم که حالا الان عرض می‌کنم.

برای اینکه خودشون رو بتونن توجیه کنن که حالا [مکث] خب بله ما به جهت اینکه دشمن سواستفاده نکنه و ماها رو به جان هم بندازه در زمانه‌ای هستیم که به تدبیر بسیار عالی، واقعا این تدبیر، تدبیر هم شجاعانه هم حکیمانه بود که رهبر عزیزمون انجام داد که علنا مثلا ما اون‌ها رو در مجامع عمومی، حالا مجامع خ-خودمون و این‌ها نه اما در مجامع عمومی این‌ها لعن نشن، بهشون این‌ها ن-- به اون صورتی که قبلا بود نباشه که اون وحدت حفظ بشه.

اون یه بحثه [مکث] اما بحث عقلی و فکری و به خصوص قلبی ما هم یه بحثه.

یعنی ما در قلبمون، در جانمون باید آنف آن بغض اون دشمن‌ها رو که این انقسام رو ایجاد کردن داشته باشیم.

که اون‌ها دست ما رو از به ظاهر از خلیفة الله کوتاه کردن.

اینکه ما بخوایم وحدت شیعه و سنی حفظ بشه بله درست کاملا عالی، به جا.

اما اینکه ما بخوایم مباحث علمی رو طرح نکنیم، بچه‌هامون بی‌خبر بار بیان و متوجه نشن چه بلایی سر اسلام آمده است این هم یک جفا و ظلم بزرگی‌ست به نسل بعدی ما حواسمون باشه.

و الان ما در جایگاه علم و درس و بحث هستیم و باید بگیم اینجا دیگه چاره‌ای نیست [مکث] که چه بلایی آوردن.

علامه اتفاقا در همین رساله در ف-فصل سومش همین رو بیان می‌کنه.

این انقسام اونجا ایجاد شد و الا معنی نداره خلیفة ظاهر و باطن یعنی چی؟

این حرفای زشت و کریه و بی‌پایه و اساس چیه شما می‌زنید؟

و چه عجیب که همین الان هم وقتی که بسیاری از این‌ها مرده‌هاشون رو دفن می‌کنند می‌دونید؟

میرن بغل مرده‌شون میگن که حق با علی بود‌ ها.

بغل مرده‌شون.

این یه رسمیه.

چطور ما تلقین می‌خونیم مثلا با یا حسین دفن کن مرده‌تو، این‌ها میرن بغل گوش می-- یا دیگه به چه دردش می‌خوره الان [مکث] چرا؟

چون میگن دیگه رفت به باطن عالم و علی صلوات الله عليه رو که ما میگیم اونا نمیگن که.

این‌ها امیرالمؤمنین خلیفة باطنی بود.

پس دیگه اونجا حق با علیه ها.

یعنی تو دنیا حق با علی نبود انگار.

ما رو مثلا چیز گیر آوردن.

[مکث] خب این یه موضوعه که خیلی [مکث] البته بحث طولانی می‌طلبید که دیگه چون فرصت ما همین الانشم دیگه بخوایم حساب کنیم گذشته، دیر شروع کردیم.

[نفس عمیق] که حواسمون جمع باشه که خلافت الهیه قائم به انسان کامله و اون هم همان قطب عالم امکان است که تعدد بردار نیست.

اتفاقا یه آیه‌ای در قرآن هست که [مکث] من خیلی به این آیه فکر می‌کردم که چه چیزهایی ازش میشه برداشت کرد.

دیدم چه جالب علامه [مکث] به همین آیه استناد کرده بحث عدم تعدد در قطبیت رو.

همین آیه بیست و سه سوره ان-انبیا.

لو کان فیما آلهةً إلا الله لفسدت.

حواستون باشه که اگر دو تا الله بود به جز الله الهه‌های دیگری هم بود، دو خدایی بود لفسدت عالم رو قطعا فساد بر می‌داشت.

با هم در-دعواشون می‌شد.

اتفاقا چون ولایت باطن توحیده، ولایت باطن توحیده پس در این بو-- این آیه درسته ظاهرا بوی توحید میده اما باطن‌ش ولایته.

توجه کردید؟

که ما قبلا عرض کردیم اصلا ولایت عین علم الهیه، عین قربه، عین تلبس به اسما الله، عین تخلق به اخلاق الله.

همه قربه، منتها الیه قربه.

این‌ها رو بحث‌ها رو داشتیم قبلا.

ولایت.

حالا که اینطوره پس ولایت اصلا عین توحیده و این آیه داره به اشاره به همین هم می‌کنه که اگر [مکث] اگرچه بوی توحید میده ظاهرا اما باطن‌ش ولایته.

اگر شما دو تا ولایت داشته باشید، اینجا میگه دو تا خدا.

دو تا توحید نمیشه که.

دو تا اله نمیشه.

همینطور دو تا خلیفه هم اگر داشته باشید، دو تا قطب هم داشته باشید لس-لفسدت العالم رو فساد بر می‌داره.

نمیشه.

[صدای بچه] و البته توجه داشته باشید که این قطبیت، عدم تعدد و انقسام در قطبیت بر می‌گردد به اون مرکز دایره.

در حرکت دوریه، حالا اینجا ما منابعی رو می‌خواستیم ارائه بدیم که متاسفانه حالا خیر در چی بود؟

وقت امشب خیلی فشرده شد.

دیگه نمیشه این‌ها رو بیان کنیم.

وقت‌های دیگه البته بحث ما هم اجمالی بود کلا.

[صدای بچه] که در حرکت دوریه که هم شیخ اکبر در فصوص و فتوحاتش میگه به خصوص در فتوحات و هم حضرت علامه حسن زاده علیه رحمة در هزار و یک نکته‌شون میگن.

حالا سند و منو-مآخذ رو هم من نوشته بودم دیگه باشه.

[صدای بچه] و بسیاری از بزرگان ما تصریح دارند که اون [صدای بچه] مرکز دایره امکان می‌شود قطب.

دقت بفرمایید چی عرض می‌کنم شما یک برای یک دایره بیش از یک مرکز می‌تونید تصور کنید؟

یک دایره، یک، یک مرکز بیشتر ندارد.

تمام.

این می‌شه چی؟

تک قطبی.

اما این مرکز دایره چگونه است؟

از به عکس فکر کنید.

آیا مرکز همین دایره می‌تونه هزاران دایره به خودش اختصاص بده؟

یعنی چی؟

یعنی اون دوائر گرد این مرکز بگردند به جز اون دایره‌ای که این مرکزشه حالا.

می‌شه یا نه؟

آیا یک مرکز می‌تونه به قول ایشون بی‌نهایت دایره داشته باشه؟

بله.

اما یک دایره، یک مرکز بیشتر نمی‌تونه داشته باشه.

حالا در حرکت دوریه این عالم، انا لله قوس صعود، قوس.

اصلا عالم قوس موس mr مرحوم فارابی یکی از معجزات قولیه ایشون است الان این حرف که البته برداشت از فرمایش امام صادق صلی الله علیه.

انا لله بارها اینو گفتیم دیگه قوس صعود و انا الیه راجعون قوس، این اول قوس نزول.

قوس صعود انا الیه راجعون.

قوس موس.

در این حرکت دوریه که از اوال از ذات حضرت حق شروع شده و دو مرتبه برگشت ما به همون سمته حرکت دوریه است، یه مرکز بیش نیست در این حرکت دوریه.

اون قطب عالم امکانه.

درست شد؟

اما دایره بی‌نهایت.

یعنی چی؟

یعنی دوائر وجود، وجودی، خلقی، اینا دوائر.

حالا مثال که میگن اونجا تعدد اشکال نداره.

تو مرکز یک قطب.

اینجا تعدد نداریم.

اما می‌شه اقطابی باشند که قطب‌شون این قطب الاقطاب این مرکزه‌ست.

اما خودشون برای دوائر دیگه قطبن.

یعنی چی؟

مثال.

مثلا عالم مثال، عالم مثال، عالم برزخ که قراره انشاالله بریم هممون، ما مسافریم داریم میریم به اون سمت و غافل از این که به کجا داریم میریم.

اون قطب عالم ماده‌ست.

بله.

یعنی عالم ماده گرد او داره می‌چرخه.

گرد ملکوت می‌چرخه عالم ماده.

خب عالم عقل، عقول، مفارقات مرسلات، اون ارواح به یک معنا.

اون قطب عالم مثاله.

بله عالم مثال گرده عالم عقول می‌گرده.

عالم عقول قطب عالمه چی شد؟

مثال.

حالا آیا عالم عقول هم قطب دارد که این قطب این بشه؟

خود عالم عقل خودش قطب عالم مثال بود.

عالم اسماء و صفات می‌شه قطب عالم عقول.

ببین مراتب خلقت روحی داری میری به ذات حضرت حق نزدیک‌تر میشی.

آیا عالم اسماء و صفات هم قطب دارند؟

بله.

قطب الاقطاب همه اسماء و صفات چی بود؟

کعبه همه اسماء و صفات که همه به او ارجاع میشن، بر می‌گردن و همه گرد او می‌چرخن احسن الله.

کلمة الله هی العلی.

این قطب الاقطاب همه گرد او می‌گردند.

پس اینجا ببینید قطب اینجا مراتب مافوق نسبت به مراتب مادون حکم قطبیت رو دارن، حکم قطب رو دارن.

اما اون قطبی که قطب الاقطاب است نه دیگه، اون دیگه یه دونه‌ست.

که اونجا تو این بحث سیری که الان کردیم می‌شه الله.

حالا تو مباحثی که قبلاً داشتیم در هم سیر لقاء الله و هم مباحث هست شود اون درون مایه ماه مبارک رمضان که تو بیست جلسه گفتیم، اونجاها اینا رو گفتیم شرح دادیم که مصداق اتم و بیرونی الله می‌شود کی؟

رسول خدا، انسان کامل.

حالا بگین انسان کامل.

مصداق الله.

مصداق الله به صورت عینی می‌شه انسان کامل.

اگر همین مصداق الله رو به صورت کتبی بخوای می‌شه چی؟

قرآن.

قرآن از صمد است.

همونطور که الله صمد است.

پیغمبر هم از صمد است.

لذا تمام انبیا از مشکات وجود پیغمبر نور می‌گیرند.

استظهار می‌کنند، استفاده می‌کنند.

همه‌شون از پیغمبر نور می‌گیرند.

همه ادیان هم به یک معنا اسلام‌اند.

انی وجهت وجهی للذي فطر السماوات والارض حنيفا مسلما و ما انا من المشركين.

حضرت کی داره اینو می‌گه؟

حضرت ابراهیم می‌گه مسلم مسلم مسلمونم.

حضرت عیسی مسلمون بوده.

حضرت موسى، موسی مسلمون بوده.

حضرت نوح.

همه مسلمونن انبیا.

همه از مشکات وجود پیغمبر گرفتن.

منتها همه این‌ها کتاب‌هاشون قطب کتاب‌های انبیا می‌شه قرآن.

قطب خود انبیا می‌شه پیغمبر.

امیر المؤمنین هم گرد محور پیغمبر گردید.

قطب الاقطاب عالم پیغمبره اصلاً.

و الان در نشئه عنصری، اینا حالا من خیلی فشرده دارم میگم رد میشم متأسفانه.

در نشئه عنصری هم یک قطب بیشتر نداریم.

در نشئه عنصری که الان ما حاضریم، در نشئه طبیعت، در نشئه ماده.

کیه؟

همون آقایی که با بدن عنصری‌ش و طبیعی‌ش مثل من و شما رو همین کره خاکی الان نشسته و داره قیام و قعود داره.

سلامٌ علی آل یاسین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته شروع می‌شه عشق بازی تو با اون قطب حین تقوم، حین تقعد، حین ترحع، حین تستشرد.

درست شد؟

این قطب دیگه برا همه قطبه.

قطب عالم امکان میشه که البته اون میشه قطب باز لایه‌ها حفظ میشه.

توجه بفرمایید.

همونطور که ذات حضرت حق این، این معنای آخر رو توجه کنید دیگه من بحث رو جمع کنم.

بریم جلوتر از این دیگه نمیشه دامنه بحث رو جمع کرد.

[نفس عمیق] همونطور که اگر ذات نوریه یا نور ذاتیه حضرت حق می‌خواست بدون حجاب مستقیماً بتابه بر وجود قطب، قطب فانی میشد.

همون قطب، همین امام عصر شما، همون انسان کامل، همون پیغمبر عزیز عالم فانی میشد.

نمی‌شد.

لذا در هفتاد هزار حجاب تابیده حتی بر قطب، خدای منان.

لذا قطب هم، قطب هم که انسان کامله، حدیث داریم به وسیله هفتاد هزار اسم با خدا یعنی خدا رو-- فانی در خداست و نور جمال حضرت حق رو مشاهده می‌کنه.

حالا همینطور این سلسله مراتب بیا پایین [مکث] قطب اوتاد که چهار نفرن کی میشه؟

میشه قطب الاقطاب.

یعنی امام عصر الان.

اوتاد.

اون اوتاد اربعه، چهار نفر.

قطب ابدال که بدل انشایی از بدنشون می‌کردن و بحثش گذشت که بعضیا گفتن چهل نفرن بعضیا گفتن پنجاه و خورده‌ای‌ان کلا به عددش نداریم.

اون قطب ابدال میشه همون چهار تا اوتاد.

اینا باز از یعنی ازاءه-- استظهار نورشون از اونه.

این سلسله مراتب باید حفظ بشه.

قطب ابدال میشه کی؟

اوتاد.

حالا برای خود، خود ابدال که بدن انشایی می‌کنن میشن قطب نجبا.

که بعضیا گفتن هفتاد نفرن.

در انوار نعمانیه این عددها اومده.

در انشاؤالدوائر کتاب بسیار عجیب [نفس عمیق] شیخ اکبر یه مقدار بعضی عددهاش فرق می‌کنه.

حالا دوباره نجبا میشن قطب کی؟

صلحا.

سیصد و شصت نفرن.

صلحا قطب کی‌ان؟

صلحا میشن قطب شیعیان امیرالمؤمنین.

محبین-- شیعیان قطب کی‌ان؟

قطب محبینن.

محبین قطب کی‌ان؟

عامه مردم.

پس قطب توجه داشته باشید.

اون قطب الاقطاب یه دونه‌ست.

اما مراتب رو که بررسی کنید "تِلْکَ الرُّسُلْ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ" می‌بینید که اقتا-اقتاب داریم اما مراتب محفوظ جانم.

خب حضرت زهرا سلام الله علیها من می‌ترسم حرف بزنم آقا من کیم که پیرامون قطبیت ایشون حرف بزنم.

دو تا نظر اینجا وجود داره.

حالا بگیم ایشون سیدم هست سؤال کرد اح حرمتشون حفظ بشه.

دو تا نظر پیرامون حضرت زهرا وجود داره.

یک نظر این هست که حضرت زهرا سلام الله علیها قطب همه عالمه‌اند.

این یه نظر.

حتی بر امیرالمؤمنین هم ولایت دارن.

بعضیا نظرشون اینه.

هستن بعضیا اینطوری و این رو هم آوردن اثبات هم کردن.

[نفس عمیق] و من اینجا بعضیاشو قبلاً گفتم منابعشو.

ولی اکثراً میگن نه ها.

[نفس عمیق] حضرت زهرا سلام الله علیها بر به جز امیرالمؤمنین و پیغمبر بر اب-بقیه ائمه قطب الاقطاب، قطب همه است.

قطب امام عصر ماست.

[مکث] بر اساس حدیث امام عسکری.

این که دیگه قطعیه.

از امیرالمؤمنین به بعد که دیگه قطعیه.

نحن حجة الله عليكم یا حجاج الله عليكم.

امنا فاطمه یا جدتُنا هر دو تاش اومده.

فاطمه سلام الله علیها حجة الله علينا.

این یعنی قطب ما حضرت زهراست.

ما گرد مادرمون می‌کردیم.

حالا اون که چرا بعضیا مثلا قطب امیرالمؤمنین حضرت زهرا سلام الله علیها بیان کردن، [مکث] اونم یه دلیلی داره در انشقاق نور حضرت زهرا از ذات حق.

که حالا این بحثش اجازه بدید الان من مطرح نکنم قلبم وامیسته جانم.

[نفس عمیق] دیگه روضه نمی‌تونم بخونم اون موقع.

این حرفا جا می‌خواد بالاخره یه محیط خاص می‌خواد.

[نفس عمیق] خب بحثمون ناپخته موند و چه کنیم دیگه؟

خیره انشاالله.

انشاالله خیر باشه.

خدا هم رحم کنه.

شب سوم هم رسید و چقدر زود هم رسید امشب.

بچه‌ها چشم رو هم گذاشتیم شب س-