ددرس‌گفتارها

این هدیه رو حضرت استاد فرمودن یعنی سفارش ایشونه برای حیات قلب.

دیروز ما فرمایش ایشون رو که عرض کردیم پیرامون چی بود؟

حیات عقل.

حالا حیات قلب.

که خدا رحمت کنه روح و رضوان الهی بر روح بلند حضرت آیت الله شیخ عبدالقائم شوشتری.

ما ایشون که اصفهان که درس می‌خوندیم می‌رفتیم محضرشون بعضا بهره می‌بردیم.

هدیه‌های خیلی قشنگی از ایشون اخذ کردیم و خیلی هم ازشون استفاده کردیم.

حالا انشاالله به وقتش تقدیم می‌کنیم.

ایشون هم هست صوت و فیلمش حتی من یه جا دیدم بود پخش می‌کردن که عینا این رو میگه یعنی سفارش حضرت استاد رو ایشون هم از استاد تلقی کرده بود.

حضرت استاد خیلی، خیلی هم ساده یعنی الان من به شما بگم البته متأسفانه خیلی از ماها که عظمت این ذکر رو نمی‌دونیم میگیم "عه این بود؟

این ذکر دم دستیه بود؟" و این بده.

[سرفه] ایشون فرمودن که البته این تیکه شیخ شوشتری رو عرض کنم خدمتتون که فرمودن که من محضر علامه صدر‌زاده رو درک کردم و به ایشون گفتم که این عرش عظیمی که در خصوص عرش سؤال کردم چون قرآن فرمود به خبر العرش العظیم سؤال کردم که این رب عرش عظیم مثلاً [سرفه] فاصله‌ش با عرش اعظم چگونه است؟

علامه فرمودند که اون که تو قرآن می‌فرماید عرش عظیمه، همون عرشی‌ست که در خارج وجود داره.

قبلاً هم عرض کردیم اینا نکاته که می- وقتی میگیم در خارج یعنی کجا؟

نه یعنی خارج از جهان هستی، یعنی خارج از خودمون، خارج از وجود خودمون، نفس خودمون، پیرامون یعنی در نظام آفاقی، نه نظام انسی که میگیم خارج هر وقت گفتیم در خارج یعنی این، اینو بدونید.

خودش یه نکته‌ست.

اون عرش عظیمی که در قرآن هست در خارج وجود داره.

اما قلب مؤمن عرش اعظمه.

شیخ شوشتری میگه من تعجب کردم و از حضرت استاد پرسیدم که بالعکس نیست؟

یعنی اون در خارج عرش اعظم نیست و این قلب ما باشه؟

چون حدیث داریم قلب المؤمن عرش الرحمن.

این عرش عظیم باشه حضرت استاد تأکید کردن که نخیر، عرش اعظم یعنی عظیم‌تر از اون عرش خارج باورتون می‌شه؟

قلب شما مؤمنینه.

انقدر ایشون متعجب شده بود که پرسیده بود ما چگونه به این عرش خدمت کنیم؟

یعنی به این قلب، قلب خودمون اصطلاحا قلب مؤمن رسیدگی کنیم، بهش برسیم، بهش خدمت کنیم، خادمش باشیم.

کیا آرزو دارن خادم حرم امام رضا باشن؟

اول خادم عرش قلب وجود خودت که قلبته باش، خادم این باش.

ما خادم اصلی می‌شیم.

می‌شه آدم ظاهر تا اون توفیق بسیار بزرگی از آرزوهای بنده‌ست که محقق نشده.

که بره انسان در اون محیط هم خادمی کنه بسیار توفیق شریفی‌ست بلکه اشرفه.

لکن اگر کسی بره اونجا ز-- سنگ و چوب رو ببینه و خدمت کنه که ارزشش خیلی بالاست.

اما خدمت به عرش وجود خودش که قلبه نکنه ارزشی نداره.

لذا ما بعضا حتی یه روزی من متأسفانه در حرم با یه خادمی بحثم شد.

انقدر که رفتارش با زائرها زشت بود، رفتار زننده و اینا داشت من بهشون تذکر دادم و ایشون به منم توبی-- بنده رو هم توبیخ کرد.

حالا بماند.

ها زائرها، خادم‌ها، خاک پاشون واقعا توتی‌های چشم ماست.

حالا یه دونه توشون یه دفعه اینطوری در میاد.

در مقام بحث داریم عرض می‌کنیم.

حضرت استاد فرمودن که اگر می‌خوای به این عرش خدمت کنی، می‌خواید خادم عرش الهی باشید، امروز این هدیه با شما این کارو می‌کنه.

خادم عرش الهی می‌شیم بله و اون موجبات حیات قلب رو داره در خودش.

فرمودن دست راست رو، این فرمایش حضرت استاد دست راست رو رو قلبتون بگذارید و این اذکار رو بگید.

سبحان-- این ترتیبی که حضرت علامه فرمودن اینه.

ترتیبش رو داشته باشید.

سبحان الله والحمدالله والله أكبر لا إله إلا الله.

سبحان الله الحمدالله الله اکبر لا إله إلا الله.

نه اینو من چون الان ادامه با هم خوندن واو آوردم.

نه می‌تونید با واو بگید، می‌تونید مثل تسبیحات اربعه سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله والله اكبر واو داره.

خب ولی وقتی که می‌خواید بدون واو هم بگید مانعی نداره.

اصلش اون چهار تا ذکره دیگه.

سبحان الله الحمدالله الله اکبر لا إله إلا الله.

این عظمت تسبیحات چیه؟

اربعه.

به یک معنا تسبیحات حضرت صدیقه شهیده درسته؟

بله تسبیحات امیرالمؤمنین صلوات الله عليه هم هست.

اما ابتدا تسبیحات حضرت زهرا بوده که اون لا اله الا الله متأسفانه مغفول واقع مونده.

تو تسبیحات حضرت زهرا من ندیدم جایی بگن آقا لا اله الا الله هم بگید.

هر جا میگن تسبیحات حضرت زهرا اینه لا اله الا الله رو نمیگن.

اتفاقا تو این کتاب شریف تسبیح کوثر که گفتم یه عزیزی هدیه داده بود که باهاش کتاب بخریم، این کتاب سه جلدی رو گرفتم که همه شما رو توصیه می‌کنم این کتاب رو حتما این سه جلد کتاب رو بگیرید.

بسیار کتاب به دردبخوریه.

معلومه آقای آستاد ابراهیم موسوی که این فاضل محترم که این کتاب رو نوشته معلومه که استاد دیده است از قلمش مشخصه.

من ایشون رو نمی‌شناسم ولی متن کتاب رو که خوندم مثلا این کتاب رو تو آستان قدس رضوی که من دیدم چند وقت پیش که زائر بودم، یه نوری از این کتاب بلند بود بین اون همه کتاب‌ها همه نور دارن اما این کتاب یه جل-- جذبه‌ی دیگه‌ای داشت برای بنده.

همین جلد کتاب که بعد برداشتم بازش کردم دیدم واقعاً اینطورین هست.

کتاب رو که خوندم این سه جلد رو خیلی لذت بردم.

مثلا روایتی که بله اسم کتاب هست تسبیح کوثر.

ایناها این حالا اگه دوست داشتید بعد از جلسه می‌تونید بیاید عکس بگیرید ازش یا مثلاً نشرش رو ببینید مال کجاست.

کتاب می‌تونم بگم که عالیه.

بعضی از بخش‌های کتاب فوق عالیه.

یعنی قلم بسیار عالیه.

بعضی از جاها معلومه این آقا خودش دیگه نیست.

داره قلم می‌زنه.

البته شما این کتاب رو که بخونید بعضی از قسم-- خیلی از قسمت‌های کتاب رو می‌بینید براتون شاید تکراری باشه اما این که ربط این‌ها رو با هم ایشون تونسته با توانمندی الهی خودش ربط این‌ها رو با هم انجام بده واقعاً از عنایات الهی بوده.

یکی از- آستاد موسوی؟

آستاد ابراهیم موسوی، فاضل محترم از حجت الاسلام سید ابراهیم موسوی، نویسنده‌شون.

مثلا روایتی که تو همین خصوص هست من برای شما دارم سند ارائه میدم که از خودمون عرض نمی‌کنیم.

روایتی که ایشون در کتاب آورده سندش هم خب بسیار چند تا کتاب آورده از جمله بها- بهار مرحوم مجلسی، مستدرک الوسائل و کتاب‌های اینچنینی وزین.

روایت میاره از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که "ای فاطمه آیا به تو چیزی بدم که بهتر از خادم و تمام آنچه در دنیاست باشد؟" این تیکش رو دقت نمی‌کنن خیلیا.

تمام آنچه در دنیاست؛ یعنی اینطوری بگیم هرچی که آفتاب بهش می‌تابه.

این از اون ارزشش بالاتره.

اصلا قصه چی بوده؟

این که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام تو یه روایتی به حضرت فاطمه زهرا صلوات الله عليها عرض می‌کنه که شما داری اذیت میشی، در مشقت هستی.

بالاخره این همه کاره در منزل و این‌ها.

شما از پیغمبر طلب خادمی کن.

یه خادمی برای شما قرار بدن که بار شما سنگین بشه، کمک بخواد.

بالاخره اون کار سنگین قدیم و البته اینجا ما یه حرفی داریم، یه حرف از اون جمله سر مغوهاست که باید قدرت روحی انسان بتونه بکشه این حرف رو.

نمی‌دونم اقتضای جلسه بکنه که ما این رو بگیم که اصلا این صرفاً برنمی‌گرده به اون زحمت ظاهری حضرت صدیده در منزل.

حالا عرض می‌کنم اگر خدا توفیق داد.

به هر حال حضرت فاطمه زهرا تشریف برن مسجد که از پدرشون کمک بخواهند، می‌بینند که پدر مشغول منبر و صحبت و برمی‌گردند.

پیغمبر متوجه این رفت و برگشت خانم می‌شن.

میان منزل خانم.

وقتی سؤال می‌کنند امیرالمؤمنین مقدم میشه و شروع می‌کنه مطلب رو بیان کردن که اینچنینه و بعد پیغمبر این روایت شریف رو می‌فرماید که خب خادم می‌خوای؟

بهتر از خادم و تمام آنچه در دنیاست بهت عطا کنم.

می‌خوای فاطمه جان؟

که يا فاطمة أُعطيك ما و خير من والكة یعنی اون خادمی که خواستی و من الدنيا بما فيها هرچی که در دنیاست.

الله اکبر.

دست کم نگیریم این تسبیح‌ها رو عزیزان دل.

بعد اونجا می‌فرماید که بعد از هر نمازت سی و چهار مرتبه الله اکبر تو روایت ترتیبش اینچنین اومده.

سی و سه مرتبه الحمدالله، سی و سه مرتبه سبحان الله بگو سپس این ذکر را به یک مرتبه فرمایش پیغمبره به یک مرتبه لا اله الا الله ختم کن.

پس لا اله الا الله داره عزیزان.

همون تسبیحات四گانه میشه و بدان که این کار برای تو از دنیا و آنچه در آن است و از آنچه می‌خواستی بهتر است.

[سرفه]