ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 049

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

هدیهٔ علامه برای حیات قلب

این هدیه را حضرت استاد فرموده‌اند؛ یعنی سفارش ایشان است برای حیات قلب. دیروز فرمایش ایشان پیرامون حیات عقل بود؛ اکنون سخن از حیات قلب است.

خدا رحمت کند، و رضوان الهی بر روح بلند حضرت آیت‌الله شیخ عبدالقائم شوشتری باد. وقتی در اصفهان درس می‌خواندیم، گاه به محضرشان می‌رفتیم و بهره می‌بردیم. هدیه‌های بسیار زیبایی از ایشان اخذ کردیم و بسیار نیز استفاده بردیم؛ ان‌شاءالله به وقتش تقدیم می‌کنیم.


شیخ عبدالقائم شوشتری و تلقّی همین سفارش

از شیخ شوشتری صوت و فیلم نیز هست. حتی جایی دیدم پخش می‌کردند که عیناً همین را می‌گوید؛ یعنی سفارش حضرت استاد را ایشان نیز از استاد تلقّی کرده بود.

حضرت استاد بسیار ساده بیان کرده‌اند. متأسفانه بسیاری از ما عظمت این ذکر را نمی‌دانیم و می‌گوییم: «عه، این بود؟ این ذکر دم‌دستی بود؟» و این بد است.


عرش عظیم قرآنی در آفاق، و قلب مؤمن عرش اعظم

این تکه را از شیخ شوشتری نقل می‌کنم. فرمودند: محضر علامه حسن‌زاده را درک کردم و به ایشان گفتم این عرش عظیمی که در خصوص عرش پرسیدم — چون قرآن از ربّ عرش عظیم سخن گفته — فاصله‌اش با عرش اعظم چگونه است؟

«ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلْعَرْشِ ٱلْعَظِيمِ» (سورهٔ نمل، آیهٔ ۲۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداست که هیچ معبودی جز او نیست؛ پروردگار عرش بزرگ.

علامه فرمودند: آن که در قرآن عرش عظیم خوانده شده، همان عرشی است که در خارج وجود دارد. اما قلب مؤمن عرش اعظم است.

شیخ شوشتری می‌گوید تعجب کردم و از حضرت استاد پرسیدم: بالعکس نیست؟ یعنی آن که در خارج است عرش اعظم نباشد، و این قلب ما باشد؟ چون حدیث داریم:

«قَلْبُ ٱلْمُؤْمِنِ عَرْشُ ٱلرَّحْمَٰنِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دل مؤمن، عرش خدای رحمان است.

پس این عرش عظیم باشد؟ حضرت استاد تأکید کردند که خیر؛ عرش اعظم یعنی عظیم‌تر از آن عرش خارج. باور می‌کنید؟ قلب شما مؤمنین.


وقتی می‌گوییم «در خارج»

پیشتر نیز گفته‌ایم و این خود نکته‌ای است. وقتی می‌گوییم «در خارج» یعنی کجا؟ نه یعنی خارج از جهان هستی. یعنی خارج از خودمان؛ خارج از وجود خودمان؛ خارج از نفس خودمان؛ پیرامون. یعنی در نظام آفاقی، نه در نظام انفسی. هر وقت گفتیم «در خارج»، یعنی این را بدانید.

آن عرش عظیمی که در قرآن هست، در خارج وجود دارد. اما قلب مؤمن عرش اعظم است.


خادمیِ عرش دل، پیش از خادمیِ ظاهر

شیخ شوشتری چندان متعجب شده بود که پرسیده بود: ما چگونه به این عرش خدمت کنیم؟ یعنی به این قلب — قلب خودمان، اصطلاحاً قلب مؤمن — رسیدگی کنیم، به آن برسیم، به آن خدمت کنیم، خادمش باشیم.

کی آرزو دارد خادم حرم امام رضا علیه‌السلام باشد؟ اول خادم عرش قلب وجود خودت باش، که قلب توست؛ خادم این باش. آن‌گاه خادم اصلی می‌شویم.

می‌شود آدم ظاهر تا آن توفیق بسیار بزرگ — که از آرزوهای این بنده است و هنوز محقق نشده — که انسان در آن محیط نیز خادمی کند. بسیار توفیق شریفی است؛ بلکه اشرف است. لکن اگر کسی آنجا برود، سنگ و چوب را ببیند و خدمت کند، ارزشش بسیار بالاست؛ اما اگر خدمت به عرش وجود خودش را که قلب است نکند، ارزشی ندارد.


حکایت خادم حرم

لذا گاهی حتی یک روز، متأسفانه، در حرم با خادمی بحثم شد. رفتارش با زائرها چندان زشت بود، رفتار زننده داشت، که تذکر دادم؛ و ایشان بنده را نیز توبیخ کرد. بماند.

زائرها، خادم‌ها: خاک پایشان براستی توتیاهای چشم ماست. حالا یکی‌شان یک‌بار این‌گونه درمی‌آید. در مقام بحث داریم سخن می‌گوییم.


دستور ذکر: دست راست بر قلب

حضرت استاد فرمودند: اگر می‌خواهی به این عرش خدمت کنی، اگر می‌خواهید خادم عرش الهی باشید، امروز این هدیه با شما همین کار را می‌کند. خادم عرش الهی می‌شویم؛ و آن موجبات حیات قلب را در خود دارد.

فرمودند دست راست را — این فرمایش حضرت استاد است — دست راست را روی قلبتان بگذارید و این اذکار را بگویید. ترتیبی که حضرت علامه فرموده‌اند این است؛ ترتیبش را داشته باشید:

«سُبْحَانَ ٱللَّهِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منزّه است خدا؛ ستایش خدا را؛ خدا بزرگ‌تر است؛ هیچ معبودی جز خدا نیست.

تسبیحات اربعه؛ با واو و بی‌واو

نه اینکه چون اکنون ادامه را با هم خواندیم واو آوردم. می‌توانید با واو بگویید؛ می‌توانید مانند تسبیحات اربعه که واو دارد:

«سُبْحَانَ ٱللَّهِ وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ وَلَا إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱللَّهُ أَكْبَرُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منزّه است خدا، و ستایش خدا را، و هیچ معبودی جز خدا نیست، و خدا بزرگ‌تر است.

و وقتی می‌خواهید بدون واو هم بگویید مانعی ندارد. اصل همان چهار ذکر است.

عظمت تسبیحات چیست؟ اربعه. به یک معنا تسبیحات حضرت صدّیقهٔ شهیده است؛ درست است. تسبیحات امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه نیز هست. اما ابتدا تسبیحات حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بوده است.


تسبیحات حضرت زهرا و تهلیلِ مغفول

آن «لا إله إلا الله» متأسفانه مغفول واقع شده است. در تسبیحات حضرت زهرا جایی ندیده‌ام بگویند آقا «لا إله إلا الله» هم بگویید. هر جا می‌گویند تسبیحات حضرت زهرا این است، «لا إله إلا الله» را نمی‌گویند.


کتاب تسبیح کوثر

اتفاقاً در این کتاب شریف «تسبیح کوثر» — که گفتم عزیزی هدیه داده بود تا با آن کتاب بخریم — این کتاب سه‌جلدی را گرفتم. همه را توصیه می‌کنم این سه جلد را حتماً بگیرید. بسیار کتاب به‌دردبخوری است.

معلوم است آقای استاد ابراهیم موسوی، این فاضل محترم که کتاب را نوشته، استاد دیده است؛ از قلمش مشخص است. من ایشان را نمی‌شناسم؛ اما متن کتاب را که خواندم… این کتاب را در آستان قدس رضوی، چند وقت پیش که زائر بودم، دیدم. نوری از این کتاب بلند بود. میان آن همه کتاب — همه نور دارند — اما این کتاب جذبه‌ای دیگر برای بنده داشت. همین جلد را برداشتم، باز کردم، دیدم براستی چنین است. این سه جلد را که خواندم بسیار لذت بردم.

اسم کتاب هست: تسبیح کوثر. اگر دوست داشتید پس از جلسه می‌توانید عکس بگیرید، یا نشرش را ببینید از آنِ کجاست. کتاب را می‌توانم بگویم عالی است. بعضی از بخش‌های کتاب فوق‌العاده است؛ یعنی قلم بسیار عالی است. بعضی جاها معلوم است این آقا دیگر خودش نیست؛ دارد قلم می‌زند.

البته این کتاب را که بخوانید، بسیاری از قسمت‌ها شاید برایتان تکراری باشد؛ اما اینکه ربط این‌ها را با هم ایشان توانسته با توانمندی الهی خود برقرار کند، براستی از عنایات الهی بوده است.

حجت‌الاسلام سید ابراهیم موسوی، نویسنده‌شان.


روایت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به فاطمه

مثلاً روایتی که در همین خصوص هست، برای شما سند ارائه می‌دهم که از خودمان سخن نمی‌گوییم. روایتی که ایشان در کتاب آورده، سندش نیز چند کتاب است؛ از جمله بحار مرحوم مجلسی، مستدرک الوسائل، و کتاب‌های وزین از این دست.

روایت می‌آورد از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم که: ای فاطمه، آیا به تو چیزی بدهم که بهتر از خادم و تمام آنچه در دنیاست باشد؟

این تکه را بسیاری دقت نمی‌کنند: تمام آنچه در دنیاست. یعنی این‌گونه بگوییم: هرچه آفتاب به آن می‌تابد. ارزش این از آن بالاتر است.


قصهٔ طلب خادم؛ و نکته‌ای از سرّ مگو

اصلاً قصه چه بوده است؟ امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام در روایتی به حضرت فاطمه زهرا صلوات‌الله‌علیها عرض می‌کند که شما اذیت می‌شوید، در مشقت هستید؛ این همه کار منزل. شما از پیغمبر طلب خادمی کنید. خادمی برای شما قرار دهند تا بارتان سبک شود و کمک بخواهد؛ آن کار سنگین قدیم.

البته اینجا حرفی داریم؛ حرفی از جملهٔ سرّ مگوهاست که باید قدرت روحی انسان بتواند آن را بکشد. نمی‌دانم اقتضای جلسه باشد که بگوییم: اصلاً این صرفاً به آن زحمت ظاهری حضرت صدّیقه در منزل برنمی‌گردد. اگر خدا توفیق داد باز می‌گویم.

حضرت فاطمه زهرا تشریف می‌برند مسجد تا از پدر کمک بخواهند؛ می‌بینند پدر مشغول منبر و صحبت است، و برمی‌گردند. پیغمبر متوجه این رفت‌وبرگشت خانم می‌شوند. می‌آیند منزل خانم. وقتی سؤال می‌کنند، امیرالمؤمنین مقدم می‌شود و مطلب را بیان می‌کند که چنین است. سپس پیغمبر این روایت شریف را می‌فرماید: خادم می‌خواهی؟ بهتر از خادم و تمام آنچه در دنیاست به تو عطا کنم. می‌خواهی فاطمه جان؟

«يَا فَاطِمَةُ أُعْطِيكِ مَا هُوَ خَيْرٌ لَكِ مِنْ خَادِمٍ وَمِنَ ٱلدُّنْيَا بِمَا فِيهَا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای فاطمه، به تو چیزی عطا می‌کنم که برایت بهتر از خادم و از دنیاست با هرچه در آن است.

الله‌اکبر. دست‌کم نگیریم این تسبیح‌ها را، عزیزان دل.


ترتیب تسبیح پس از نماز و ختم به لا إله إلا الله

بعد آنجا می‌فرماید که پس از هر نمازت سی‌وچهار مرتبه الله‌اکبر — در روایت ترتیبش این‌چنین آمده — سی‌وسه مرتبه الحمدلله، سی‌وسه مرتبه سبحان‌الله بگو؛ سپس این ذکر را به یک مرتبه — فرمایش پیغمبر است — به یک مرتبه لا إله إلا الله ختم کن.

پس لا إله إلا الله دارد، عزیزان. همان تسبیحات چهارگانه می‌شود. و بدان که این کار برای تو از دنیا و آنچه در آن است، و از آنچه می‌خواستی، بهتر است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.