ددرس‌گفتارها

اعوذ بک لم همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.

اللهم اياک نعبد وایاک نستعين.

الحمد لله على کل نعمه واسأل الله من فضله.

المستغاث بک يا صاحب الزمان، المستغاث بک يا صاحب الزمان، المستغاث بک يا صاحب الزمان.

السلام علیک يا داينا ورباني آياته.

سلام عليكم ورحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سواه فداه ان شاء الله حضرتش هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و همین اصائما و متالبینمون رو دعا کنن با حضور قلب با توجه به حضرت صلواتی قر بفرماین.

اللهم صل على محمد وآل محمد یه عذرخواهی می‌کنم که چند دقیقه‌ای دیر رسیدم.

خدا لطف کرد که بریم محضر شهدای نزدیک اینجا که عرفه مهمانشون بودیم مطلع شدیم که بعضی از دوستان به اشتباه اومده بودن اونجا.

خدا می‌خواست که ما دیرتر برسیم اونها رو بیاریم و به مرگاه خدا و اینجا آغوش می‌شد.

جلسات اینجاست.

یعنی یکشنبه‌ها انشاالله ثابت اینجاست اگر تغییری کنه به شما خبر میدیم.

پیش از ورود به هر بحثی باز خواهش می‌کنم که هیچکس ضبط نکنه علیرغم اینکه متأسفانه بعضیا گوش نمیدن و برای ما دردسر ایجاد میشه.

یه صحبت‌هایی هست که صلاح نیست بیرون بره.

اینا به ضرر خودتون.

ضررش می‌دونید چیه؟

ضررش اینه که این مدتی که به ما گذشت شاید بنده تهدید شدم، متهم شدم، شاید حرف و حدیث شنیدم از دیگران به جهت حرف‌هایی که از ما بیرون رفت یا باعث میشه که بنده مطلع بشم که خب وقتی این اتفاق داره می‌افته بعضی حرفا رو دیگه نزنم، خودتون ضرر می‌کنین.

یه سری یادگارهایی که از بزرگان اهل معرفت خدا لطف کرده به بنده حقیر رسیده باید بیان نمیشه، خودتون ضرر می‌کنید.

اجازه بدید که آنچه که رزق شماست همون نصیب شما بشه.

زیاده‌روی کردن در مسیر سلوک انسان رو زمین می‌کوبه.

راضی باشید به رزق الهی و في السماء رزقكم وما توعدون.

به همین مناسبت خب الان با بعضی از شما بیش از سی ساله که ما رفاقت داریم با هم بزرگ شدیم.

بعضی از شما کمتر یک ساله مثلا یا این جلسات زیبا و نورانی سیره رسول که اینجا تقریباً یک ساله که راه افتاده.

باز من این هدیه امروز رو تقدیم نکرده بودم تا وقتش برسه.

هدیه امروز، ما هر جلسه یه هدیه ای تقدیم می‌کردیم.

خیلی هدیه عظیم الشأن و مهمی است.

لذا کاغذ قلم داشته باشید چون یه مقدار ریزه کاری داره بنویسید که گیج نشید و الان وقتشه.

حالا آثاری که این هدیه داره رو اول عرض کنم که بزرگان فرمودن اولاً فتح به یک روشی که حالا خدمتتون عرض می‌کنم انجام بشه، فتح فتوحات میاد.

مثلا شما گمان می‌کنی در رحمت، در رزق، در علم، در معرفت، در معنویت، در توفیق، در فیض، هرچی به روی شما بسته است این فتح فتوحات یعنی این درها باز میشه.

منتها یه خیلی مهمه که این درها باز میشن شما در خودت این آمادگی رو ایجاد کرده باشی که فیض رو بگیری.

اگر چنانچه در باز شد، فیض نازل شد، شما سعه نداشته باشی فیض رو پس می‌زنی.

این یکی از نقاط بسیار مهمه.

لذا برای هر چیزی که می‌دونی در حد و اندازه‌ی تو نیست از این استفاده نکن.

نصیحت اول بنده به شما.

مثلا طرف به خاطر بعضی از کشف و کرامات باز شدن نمی‌دونم موقوفات براش یا طی الارض و امثالهم که ما سر سفره عالم طبا طبایی تو این جلسه می‌شینیم.

رساله شیخ رو داریم شرح میدیم.

به این خیالات این کار رو انجام میده و فتح باب میشه.

اما همین می‌زنه زمین چون آمادگی نداشت.

تا همونجا خیلی خیلی خیلی هنر کنه تو همون سطح نگهش می‌دارن.

لذا اینها رو حواسمون جمع باشه.

اینی که من دارم میگم یعنی واقعاً یک عمر من مثل یک گوشت جویده شده‌ام خدمت خواهر و برادرها عرض می‌کنم یکی از اولیا خدا رو دیروز ما خدا لطف کرد رزق ما قرار داد از رفقای هم‌نشین حضرت آقای علامه‌ رفیق بسیار نزدیکم.

حالا لطف شد به ما رزق شد.

به ایشون گفتم که من همه عمر منبر گردی و عرض شود منزل علما برم شب تا صبح پشت در خونه‌شون بنشینم اشک بریزم گدایی کردم.

سوختم تا به اینجا رسیدم.

حالا ایشون یه تذکراتی به بنده داد و از حیث مراقبت هوای نفس و اینها.

این کار، کار یک عمره رفقا یعنی یک عمر انسان باید زحمت بکشه، تلاش کنه، خونجگر بشه.

بعد تازه تا وقت تا نیت می‌کنی برسی، برسن به درجات حق.

حالا اومدم که اومده باشن به قول حضرت استاد مشکلات می‌ریزند.

یه طور همسرت، بچه‌هات، کارت، محیط اجتماع، همسایه‌هات، مشکلات جسمی، عادرت به گناه، بیچاره‌ت می‌کنه آقا.

لذا یک عمر انسان باید زحمت بکشه، تلاش کنه.

من به شما عرض می‌کنم بعضی از گره‌های ما چهل سال طول می‌کشه تا باز شه.

در عملیات بندگی عجول باشیم اما در رسیدن به مقصود و مطلب نه.

عجله نکنید.

چرا من خیلی عجیبه طرف میگه ما این دستی که آزاد و انجام دادیم هیچ اثری نکرد.

بعد این مثلا اون ذکر رو یک بار آقا انجام داده توقع داره حضرت جبرائیل نازل بشه بر ایشون و براشون آیه نازل بشه.

این چه طرز تفکر غلطیه.

باید اینطوری بگم خونجگر باید بشید تا فیض رو اخذ کنید.

پر طاووس رو کرکس نمی‌دند.

این حالا نمیدونم چه چی شده یک دفعه خدا رزق کرد این مقدمات رو عرض کنم.

حالا کی اینجا نشسته؟

خدا با کی می‌خواست حرف بزنه؟

من نمی‌فهمم.

این نکته، این هدیه ای هم که امروز تقدیم می‌کنیم که خیلی لطیف هست و شریف هست با دقت باید انجام بشه، برای هر چیزی نباشه.

پس یکیش فتح فتوحات بود.

دیگه آسون‌ترینش اخذ، گرفتن حاجت هست.

دفع شر دشمن.

مثلا اولین بار رو نیت کنید به نیت دفع شر دشمن پلید و خونخوار آمریکا، اسرائیل انجام بدید.

به شدت دشمن شکنه.

دشمن از بین می‌ره.

حالا و آثار دیگه‌ای داره که به وقتش انشاالله عرض می‌کنم.

اونم در خصوص نحوه ختم آیه الکرسی ده وقفه.

اسمش هست آیه الکرسی ده وقف.

به این شکل که شما در آیه الکرسی، این آیه اول الله، الله لا اله الا هو الحي القيوم آیه اول ده جا وقف داره.

حالا این یه وقتی برسه خدا لطف کنه به ما یه جلسه‌ای بذاریم که نام همین اسرار غیوب قرآن.

حالا چرا اینجا اثر خاص داره؟

خودش نکته‌ای درش هست.

یه وجهش اینه که حضرت جبرائیل سلام الله علیه، ایشون اون لحظه اونجا وقف کرده.

تو اون لحظه وقف کرده.

حالا چرا باز مطلب داره که به وقتش رو عرض کنیم.

ما راهی گندم کاره.

شما دستای خانمی بود.

باز هم صلوات بفرستید.

اللهُم صَلّ عَلَى محمد وَ آل محمد.

من اول جاهایی که باید وقف شه رو به خدمتتون عرض کنم.

بنویسید که کجاها این ده وقف کجاست.

الله لا اله الا هو الحي القيوم.

این اولین وقفه.

یعنی اینجا می‌ایستید.

وقف دوم.

لا تأخذه سنة ولا نوم.

نوم رو که گفتید وقف می‌کنید.

له ما في السماوات وما في الأرض.

بعد از الأرض وقف می‌کنید.

وقف سوم.

من ذي يشفع عنده إلا بإذنه.

این بإذنه رو که گفتید وقف می‌کنید.

وقف چهارم شد.

يعلم ما بين أيديهم.

وقف پنجم.

وما خلفهم.

وقف ششم.

ولا يحيطون بشيء من علمه.

وقف هفتم.

إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض.

دوباره بعد از والأرض.

وقف هشتم.

ولا يعوده حفظهما.

وقف نهم.

وهو العلي العظيم.

وقف دهم.

این ده تا وقف.

حالا به چه شکل؟

یک بار دیگه.

الله لا اله الا هو الحي القيوم.

وقف اول.

لا تأخذه سنة ولا نوم.

وقف دوم.

له ما في السماوات وما في الأرض.

وقف سوم.

من ذي يشفع عنده إلا بإذنه.

وقف چهارم.

يعلم ما بين أيديهم.

وقف پنجم.

وما خلفهم.

وقف ششم.

ولا يحيطون بشيء من علمه.

وقف هفتم.

إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض.

وقف هشتم.

ولا يعوده حفظهما.

وقف نهم.

وهو العلي العظيم.

وقف ده، وقف دهم.

حالا به چه شکلی؟

قشنگ جزئیاتشو بنویسید که گیج هم نشید.

شما برای مطلب حاجات دنیوی و اخرویتون انشاالله بزرگان و علمای شیعی و امامیه فرمودن که این بسیار مجرب است.

حتی بعضی از، دیدم بعضی از بزرگان نقل کردن که لا ریبه فیها یعنی اصلا شکی درش نیست، انقدر محکمه.

حسابش هم نشد.

الان عرض می‌کنم.

هنوز عرض نکردم به چه شکلیه.

شما شروع می‌کنید به این نحو که ابتدا از انگشت کوچک دست راستتون، انگشت کوچک این میشه، این، این انگشت کوچیکه، کوچک‌ترین انگشت.

از این شروع می‌کنید ختم رو و به هر وقفی که آیه الکرسی رو شروع می‌کنید.

الله لا اله الا هو الحي القي.

به هر وقفی که می‌رسید شروع می‌کنید انگشتی رو عقد می‌کنید.

عقد می‌کنید یعنی چی؟

یعنی [مکث] کوچک دست راست شروع می‌کنید به بستن.

هر وقفی که می‌رسید یک انگشت رو می‌بندید تا ختمش می‌کنید به انگشت اِبهام دست چپ.

انگشت اِبهام رو اشتباهی بعضیا این انگشت رو گرفتن.

این انگشت اشاره است.

انگشت اِبهام شسته.

یادتون باشه در خطوط ماز دستورات این چنینی اگر دیدید شصت رو میگن انگشت اِبهام.

پس از انگشت کوچک دست راست شروع می‌کنید.

هر وقفی رو که رسیدید یه انگشت رو می‌بندید، عقد می‌کنید، می‌بندید و به این شکلیه.

از اینجا دستمو ببینید.

از اینجا شروع می‌کنید، میاید بعد از این سمت دوباره از این دست شروع می‌کنید دست چپ از انگشت کوچک دوباره شروع می‌کنید.

میاید ختمش می‌کنید به شصت، به شصت دست چپ.

این از این اولین دستورش.

خب تا اینجا وقتی که این کارو شما انجام دادید دست‌هاتون همه بسته میشه.

حالا دستور دیگه.

وقتی رسیدید به این قسمت یشفع عنده دقت کنید دو تا عین به هم رسیده.

یشفع عنده دو تا عین به هم رسیده.

بین این دو تا عین فرمودن وقتی دارین یشفع عنده اون لحظه حاجتتو مدنظر بیار.

نمی‌خواد به زبون بگی چون داری می‌خونی قرآن رو.

بین این دو تا عین حاجتتو مدنظر می‌گیری.

حالا هر طلبی که داری.

بعد وقتی رسیدی به يعلم ما دو تا میم به هم رسیدن.

اینا اسرار الحروفه رفقا.

در جفر حالا من دارم یه نمونه‌شو با شما امروز کار می‌کنم.

چه ربطی داره رسیدن دو تا میم به هم، دو تا عین به هم.

اینا اسرار الحروفه.

فعلاً رد شید ازش.

قبول کنید فعلاً از ما.

حالا تا ببینیم خدا مثلا در مشق دنیا اجازه میده یه روزی ما این‌ها رو با هم گفت‌وگو کنیم یا باید بریم انشاالله در عالم برزخ با هم صحبت کنیم.

يعلم ما بین این دو تا میم فرمودن که همون دفع شر رو بطلبید.

یعنی تو ذهنتون مثلا شر به گریبان شما شده، کسی با شما دشمنی کرده، مظلوم واقع شدید.

مثل الان آمریکا اسرائیل ریختن سر اسلام.

به چه حاجت قشنگی اسلام آدم بخوا-- به این خاطر انجام بده یعنی تعالی بده به حاجتش.

مطلقاً برای دشمنان همه اهل ایمان.

خب وقتی که رسیدید به این دو تا میم يعلم ما بین این دو تا میم شر، اون شر رو، اون دفع اون شر رو تو وجودتون از خدا طلب می‌کنید.

چون ده تا وقفتون تموم شد سه مرتبه سوره الم نشرح می‌خونید.

سه مرتبه سوره قل هو الله احد می‌خونید.

سه مرتبه صلوات می‌فرستید.

بعد سرتونو به سوی آسمون بلند می‌کنید.

حاجتتون رو بیان می‌کنید یعنی به زبان میارید اینجا حاجتتون رو.

ده مرتبه سوره توحید رو می‌خونید.

بعد از اسمام هر حمد این خیلی نکته مهمیه.

بعد از اسمام هر حمدی.

[همهمه] از کردم ده تا حمد دیگه.

[همهمه] حمدو نخوندن؟

ها خب دوباره اجازه بدین شاید من اشتباه لغوی بودم.

دوباره میگم.

توحیدو که قبلش گفتیم.

ببینید بعد از اینکه ده وقف تموم شد سه مرتبه الم نشرح، سه مرتبه قل هو الله احد که توحیده، سه مرتبه صلوات.

بعد سر به سوی آسمان حاجتت رو بیان می‌کنی ده مرتبه سوره حمد.

من گفتم توحید؟

بله.

خب ببخشید باز خواهی می‌کنم.

ده مرتبه سوره حمد.

اصلاح کنید.

خوب شد گفتید.

بعد از اینکه حالا هر حمدی رو که خوندید یه دونه از انگشتاتون رو، اون انگشت‌های اصطلاحاً بهش میگن معقوده.

این بسته شده رو شروع می‌کنید هر حمدی که می‌خونید یکیشو باز می‌کنید.

ابتدا از انگشت ابهام دست چپ شروع می‌کنید.

یعنی اونجایی که تموم شد از همون جا شست دست چپ شروع می‌کنی میای تا برسی به انگشت کوچک دست راست هر حمد رو انجام میدی.

این یه روش که حالا خوبه شما بدونید چون بعضیاشون اهل تحقیق و الحمد لله مطالعات کتاب‌های دقیق بزرگان هستید شاید برخورید به بعضی از نسخه‌ها چون من دیدم.

توی این نسخه‌ها ممنون عزیزم.

فرموده که حمد که تموم شد ده تا انگشتتو یک یک باز کن.

این هم هست توی یه نسخه‌ای دیدم.

اما حرف بنده رو گوش بدین این نسخه رو شما رعایت کنید.

اگه بنده رو قبول دارید در هر حمدی که می‌خونید یه انگشتتون رو باز می‌کنید.

حالا سرش رو هم یه وقتی انشاالله خدمتتون عرض می‌کنیم.

الان باید رد شیم بعد از درس و بحثمون می‌مونیم.

در بعضی از نسخه‌ها گفتن که اگه یه کسی حاجتش خیلی سنگین بود غسل کنه و به همین طریقی که عرض کردیم آیه الکرسی رو انجام بده.

یعنی غسل هم داشته باشد.

دوست داشتید حالا غسل هم بکنید.

قبل از انجام این عمل غسل هم انجام بدید.

به نیت آره، به نیت حاجت.

ما می‌دونیم غسل‌های مستحبی زیاد داریم.

یکیش غسل نشاطه، غسل حاجت رواییه.

اینا اصلاً غسل‌های مستحبن.

می‌تونید انجام بدید.

بعد فرمودن که اگر کسی دشمن سرسختی داشت این بهترین کاره.

همین دستوری که الان ما دادیم برای دفع شر دشمن از بهترین‌هاست.

و البته حالا من دارم بعضیاشو برای شما میگم.

حالا مزه مزه دارم می‌کنم خیلی پررویی و پرگویی نکرده باشم.

بعضی از بزرگان فرمودن که حالا اینم سخت میشه کارتون اما حالا بذار یه وقت دیگه.

یه اثر خاصی داره این راه هم.

حالا اگه، اگر قول میدید دقت کنید اگر قو-- اینا مهمن آخه اینا در مسیر سلوک اینا مهمن.

اگر قول میدید وقتی انجام بدید این، این چیزی که الان عرض می‌کنم رو که مزاجتون معتدل باشه، نشاط داشته باشید، سرحال باشید.

یعنی با نشاط انجام بدید من عرض می‌کنم به شرطی که صلوات خد کنید.

[چند نفر به صورت گروهی دعای صلوات می‌خوانند] فرمودن که اون چیزی که می‌خوام عرض کنم.

اگر به عدد ابجد نام خودت، به عدد ابجد نام خودت هر چقدر هست به همون تعداد آیه الکرسی رو به این شیوه و اون سوره حمد و همش با هم و همه این دستوری که عرض کردیم و سوره ها اینا همه میشه یک مرحله.

به عدد ابجد این مراحل رو بری.

دیگه برای همین عرض کردم سنگینه، سخته بالاخره این کار.

فرمودن که سعادت به تو روی میاره.

فتح فتوحات میشه برات و فقر و فاقه از تو دور میشه.

اثر عجیبی در عرض شود محبت داره.

یعنی کاری می‌کنه که همه تو رو دوست داشته باشن.

مخصوصاً اگر کسی تو منزلش خدایی نکرده بیچاره طلاق عاطفی شده.

دو تا انسان اینا به هم خیلی علاقه‌شون کمه.

فرمودن به عدد ابجد طالب و مطلوب.

طالب و مطلوب یعنی چی اینجا؟

احسنت.

به عدد ابجد اسم کوچک هر دو این کارو اون شخص انجام بده.

خب دشوار میشه دیگه.

اونو دویست بار، سیصد بار کار سختیه.

اما آثارش خیلی عجیبه.

دیگه من بیشتر از این دهانم بسته است که جلوتر برم.

روش‌های دیگه‌ای هم هست برای رسیدن به مغیبات که فعلاً- احسنت.

عشق، اسم شناسنامه مهمه یا اسمی که صدا می‌زنن؟

اینو مطلقاً بدونید.

اسم مهم اون اسمی‌ست که شما رو صدا می‌زنن.

توجه کردید؟

حالا احتمال داره که یه سری ما رو با اسم شناسنامه صدا بزنن، یه سری با اون اسم مستعارمون.

بیشتر اون چیزی که با اون م-مأنوس شدیم و بیشتر مثلاً اهل منزل با اون صدات می‌زنن.

اون چیزی که انس داری باهاش.

اونو باید انجام بدی.

زمان مشخصی هم داره؟

زمان ندارد آقا.

هر وقتی که.

عرض کردم الان شرطش چی بود؟

نشاط.

جان؟

نشاط.

آفرین، احسنت.

نشاط لازم رو داشته باشی.

مثلاً یه ممکنه سه ساعت طول بکشه.

می‌شه مثلاً یه ساعتی امروز انجام داد؟

نه، نه.

احسنت که گفتید.

نه، نه.

این جزء خطوطی نیست که شما تقسیم بندیش کنی.

بگی یکش رو صبح انجام بدم، دو تاشو شب انجام.

نه، باید تو یه مجلس باشه.

اگر نمی‌تونید یک بار انجام بدید.

مثل من تنبل ارکی یه بار انجام بده.

بله، خب عدد، عدد چهل هم البته داریم.

مثلاً کسی چهل بار انجام بده اثرش چیه؟

اونا دیگه طلبتونه.

یا هفتاد بار داریم در بیابون بری مثلاً یه خطی دورت بکشی هفتاد بار این کارو انجام بدی.

اینا هر کدومش یه آثاری داره.

اجازه بدید رد شی ما اینطوری باشه تا آخر جلسه باید فقط رو همون کار کنیم بسم الله الرحمن الرحیم نیاز نیست.

نه نیازی نیست چون آیه س-- اول سوره نیازه که انسان بسم الله بگه سوره رو می‌خواد شروع کنه اما اینجا نیازی نیست.

حالا تبرکاً اشکال نداره اولش، اول شروع خط، شروع خط می‌تونی بسم الله الرحمن الرحیم بگو اشکالی نداره.

جناب- جان.

این برنامه [نامفهوم] حق الناس.

بله.

خیلی از ماها- آفرین.

بنده [نفس عمیق] نو-- نوهاً به اصطلاح از اون ما انجام دادم ولی خب به تبع درک که می‌شه اینجا به هر حال حق الناسی به گردن- سوال مهمی‌ه.

شاید کسی از اون قدیمی‌ها- الان ما گفتیم یکی از آثار این خط چیه؟

برداشتن فقر و فاقه.

شما به نیت رفع حق الناسی که گردنته انجام بده.

هیچ اشکالی نداره.

بله یه سری احسنت به شما.

یه سری دستورات هست که انسان مثلاً یه دستوری هست که اینو من به بعضی از سرداران عزیزمون که جایگاه خیلی بالایی دارن به عنوان رنز، کد رنز بهشون دادم.

قبلاً هم تو یکی از دستورات بهش، به شما اینو گفته بودم.

اون و اگر کسی حق الناس گردنش باشه هرچی هم بخونه فایده نداره.

کد- کدومه؟

یک دعای بسیار عجیبیه که راه الهام رو جلوی شما باز می‌کنه که از اعلام ردت می‌کنه به القا هم ردت می‌کنه می‌رسوند به الهام چون در، در اعلام اینا در مسbaal uns مربوط به فن آیی حضرت استاد توضیح مفصل دارن.

در اعلام شیطان می‌تونه تاثیر کنه.

تو-- فکر می‌کنم در کلاس جلسات معرفت نفس گفتیم فرق‌هاشون در چیه.

اعل-- مسجد بلال بله.

اعلام می‌تونه شیطان دخیل باشه.

القا هم طبق آیات قرآن شیطان می‌تونه دخیل باشه اما در الهام دیگه شیطان نمی‌تونه دخیل باشه.

بعدش هم که ایحاء مال اولیاء خداست.

این دعا که قبلاً خدمتتون عرض کرده بودم ما رو می‌رسه به مرحله الهام.

اما کسی که حق الناس گردنشه قفل είναι، نمی‌رسه.

بله اون‌ها آره.

ولی این اشکال نداره این به نیت برداشتن حق الناس از گر-گردن ما انشاالله.

[پچ، پچ] بلند بگید می‌شنوم.

[پچ، پچ] نه، نه.

اب-- اون که ما هر وقت می‌گیم ابجد، ابجد کبیر مدنظرتون باشه.

اون ریزه کاریای وسط و صغیر و این‌ها رو شما فعلاً توجهش نکنید.

اونا یه جای خاصی استفاده می‌شه که فعلاً به درد ما نمی‌خوره.

بله.

[پچ، پچ] باید همش پشت سر هم باشه بله.

عرض کردیم دیگه.

between دو هیت حاجت بخواه between دو هیت دفع- احسن.

دفع شد.

[پچ، پچ] عibی نداره.

شما از بین، بین همون دو نیم هم دوباره همون حاجتتو بخواه.

اشکالی نداره.

خب اینو من به عنوان یه هدیه‌ای به شما تقدیم کردم به یه شرطی.

کاش از اول شرطشونو می‌گفتم که حتماً به نیت-- اصلاً به این خاطر من اینو عرض کردم دفع بلای صهیونیست آمریکا انجام بدید.

و allowed شده یک بار وقت بگذارید همتون.

اگر کسی گمان می‌کنه-- ببینید ما که الحمد لله به فضل الهی دن-دنیامونو خدا داره تأمین می‌کنه.

من از شما رزق هیچوقت طلب نکردم، هیچ چشم داشتی هم نداشتم.

بله.

منتها این‌هایی که ت-- درخواست می‌کنم دیگه جدی بگیرید.

من از شما پول هیچوقت نخواستم که این همه کلاس‌هامونو یه دونه یک دلری به شما دادم به ما هم دادن.

ما همشو هدیه کردیم به حضرت زهرا سلام الله علیها.

لذا اما این‌ها رو اگر می‌خواید حرف من تو جانتون بنشینه و برکت پیدا کنه جلساتتون این شروطی که می‌ذارمو رعایت کنید.

اگر بنده رو به عنوان یه معلم قبول دارید.

اونم اینکه حتماً حداقل دفعه اول رو به نیت دفع بلا، چون متاسفانه بلای بزرگی داره سر اسلام میاد، سر جبهه مقاومت میاد.

متاسفانه اون خطای محاسباتی که رهبر عزیزمون در پیام حجشون بیان کردن قبل از این ما اینجا چقدر گفتیم، خونخواهی اهلهار چقدر گفتیم، اشتباهات بعضی از مسئولین چقدر گفتیم.

می‌دونید چقدر بنده تهدید شدم هم از طرف یهود الان هدفشون واقع شدم.

حتی به من گفتن شماره‌تو عوض کن.

هم متاسفانه از همین داخلی مسئولین داخلی منو دادن، منو تهدید کردن که ادامه بدی کلاس‌هاتو تعطیل می‌کنیم.

ادامه بدی این کارو می‌کنیم، اون کارو.

اینقدر خط نشون در ما کشیدن.

ما نمی‌خوایم دل شما رو خالی کنیم.

چون با دل، با دل شیر داریم میریم جلو چون حرفمون درسته، حرف اشتباهی نمی‌زنیم.

ولی الحمد لله دقیقاً اونچه که ما می‌گفتیم سر و صدای یه سری رو درآورد، رهبرمون دیدیم که تو پیام حجشون فرمودن.

اولین دلیل بعثت مردم رو رهبر در پیام حجشون چی فرمودن؟

خونخواهی.

آفرین خونخواهی.

اما اصلاً م-ملت مبعوث شدیم تو اجتماع به جهت خونخواهی رهبر شهیدمون.

ما فریاد زدیم که به ما گفتن چه خبره؟

مگه فقط شما خونخواهید؟

مگه ما نیستیم؟

ببین رهبر عزیزمون اینو تکرار کردن.

اگه بفهم-- متاسفانه بعضی از اجتماع من دارم می‌بینم هیچ خبری از خونخواهی آقا هنوز نیست.

حالا الحمد لله ما که گفتیم نه که بخواد که ما بگیم نه، شماها برکت جلسات شما هم که بیرون رفت خیلی از اجتماع سرخ شد، سرخ شد با رنگ‌های سرخ پرچم لشكرات و خیلی تاثیر داره و حتی پلاکاردها عوض شد.

اما بعضی اجتماع متاسفانه حالتو ندارن.

اون خطای محاسباتی که ما گفتیم که چقدر می‌تونه ضرر به دشمن بزنه مسئولین ما.

حالا من الان یه صوت تقریباً فکر می‌کنم سه دقیقه‌ست براتون پخش می‌کنم از رهبر عزیزم.

ببینید متاسفانه بعضی از این دولتمردان به صداوسیمای فشار آوردند که این فرمایشات آقا رو پیرامون مذاکرات پخش نکنید.

تا این حد وقاحت شده‌اند.

حالا من اسم می‌برم جهت حفظ وحدت کاری هم نداریم کی بوده مهم اینه که این حرف زده شده و ما باید بذاریم دهنشون.

بعد شما حالا دو تا صوته، یکیش رهبر عزیزمون روحش مشاب می‌فرماید آمریکا اون الان هیچ فرقی با آمریکا زمان ریگان و بوش نمی‌کنه.

یادم میاد یه فرصت نمیشه پخش کنیم یه جلسه دیگه.

یکیشم در خصوص مذاکرات.

یعنی می‌گن آقا مذاکرات نیست.

پس چیه؟

میشه بفرمایید اسمش چیه؟

تبادل مثلاً پیام؟

چه پیامی؟

مگر شما نیومدید زیرنویس کردید سر ما کلاه گذاشتید تلویزیون که تموم شد پیروزیتونو جشن بگیرید.

ده تا شرط رهبری رو آمریکا قبول کرد.

چی؟

کو؟

مگه یکی از اون شروط توقف آتش در کل جبهه مقاومت نبود؟

اما امروز دارید ببینید چه بلایی سر لبنان آوردند.

و کو؟

خروجی مذاکرات به قول شما چی می‌خواد باشه؟

تا کی ما صبر کنیم؟

آیا این خطای محاسباتی مسئولین نیست که صداوسیمای متاسفانه تف سر بالاشو بگیم که توش نون و قوزی تا دلت بخواد هست، میاد اون خطای محاسباتی مسئولین رو می‌زنه، خطای محاسباتی کشور.

مسئولین رو حذف می‌کنیم مثل کشور.

اینا، این دست‌هایی تو کار...

اینا چرا دارن اینجوری راحت میان جلو ما نیایم؟

حالا اذیتتون نکنم این فرمایش آقا رو گوش بدید.

نثار روح بلندش صلوات بفرستیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد تقریباً سه دقیقه‌ست.

با آمریکا چجوری مشکل حل میشه؟

این سؤال واقعی‌ست، این سؤال جدی‌ست.

نمی‌خوایم با هم دعوا کنیم.

سؤال می‌کنیم.

چجوری مشکل با آمریکا حل میشه؟

با نشستن و مذاکره کردن و از آمریکا تعهد گرفتن مشکل حل میشه.

بشینیم با آمریکا مذاکره کنیم تعهد بگیریم که شما باید تو این کارا رو بکنید، تو اون کارا رو نکنید.

مشکل حل میشه؟

در قضیه بیانیه ال زائر سر قضیه آزادی گروها، حالا در سال شصت شما نشستید با آمریکا صحبت کردید.

بنده اون موقع نماینده مجلس بودم.

البته تو مجلس نبودم، تو جبهه بودم.

همونور اینجا در تهران نشستن همین حضرات با واسطه ال زائر با آمریکایی‌ها صحبت کردن، قرارداد گذاشتن، تعهد‌های متعددی گرفتن.

سبد ما رو آزاد کنید، تحریم‌های ما رو بردارید، در مورد آب کشور ما دخالت نکنید و ما از این طرف گروه‌ها رو آزاد می‌کنیم.

گروه‌ها رو آزاد کردیم.

آیا آمریکا به اون تعهدات عمل کرد؟

آیا آمریکا تحریم‌ها رو برداشت؟

آیا آمریکا سبدهای مسدود شده‌ی ما رو به ما پس داد؟

نه.

آمریکا به تعهد عمل می‌کنه؟

خیلی خب، اینم مذاکره.

در برجام گفتند که شما [مکث] فعالیت صد درصدی هسته‌ای رو کم کنید.

حالا تعیین تعیین صراحت نکردن بگن این به این مقدار کم کنید.

ما این کارا رو انجام میدیم.

تحریم‌ها رو برمی‌داریم، چه می‌کنیم، چه می‌کنیم.

کردن این کارا رو؟

نکردن دیگه.

مذاکره مشکل ما رو با آمریکا حل نمی‌کنه.

بله، مشکل ما رو با آمریکا یه چیز حل می‌کنه.

چی؟

به آمریکا باج بدیم.

نه یک بار.

با یک بار باج هم قانع نیستن آمریکایی‌ها.

امروز باج بدین، فردا میان یه باج دیگه می‌خوان باج بدین، پس فردا میان یه باج دیگه می‌خوان باج بدین.

امروز میگن هسته‌ای رو تحویل کنید.

اول میگن بیست درصد رو تحویل کنید.

بعد میگن پنج درصد رو تحویل کنید.

بعد میگن وسایل هسته‌ای رو برچینید.

بعد میگن قانون اساسی رو عوض کنید.

بعد میگن شورای نگهبان رو بردارید.

باج می‌گیرن آمریکایی‌ها.

اگر بخواید مشکلتون با آمریکا حل بشه باید این کارو بکنید.

مرتب باج بدید.

پشت مرزهای خودتون، خودتون رو محصور کنید، دستتون رو خالی کنید، صنایع دفاعیتونو تحویل بدید.

اینا رو می‌خواد.

کدوم ایرانی با غیرتی حاضره که یه چنین باجی بده؟

من نمیگم جمهوری اسلامی، ممکنه یکی جمهوری اسلامی اینم قبول نداشته باشه.

همون ایرانی باشه، غیرت ایرانی داشته باشه، این باج رو حاضر نیست بده.

آمریکا به کم تر از این قانع نیست.

چرا نمی‌فهمن؟

مذاکره با آمریکا مشکلی رو حل نمی‌کنه.

بله اگر حاضرید باج بدید، نه یک بار، نه دو بار، پشت سر هم در همه مسائل اساسی از همه خطوط قرمزتون عبور کنید، بله اون وقت با آمریکا-- شما دیگه کاری ندارید.

مثل دوران پهلوی.

مردم انقلاب کردن برای این؟

این همه شهید دادن برای این؟

این کشوری که اینجور داره پیشرفت می‌کنه، این جوون‌هایی که اینجور دارن تو همه میدان‌ها کار می‌کنن، با این رو بهشون گفتید؟

نثار روح بلندشون صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد عجل فرجک.

اگر دقت کردید رهبر عزیزمون یه خیلی با یه رمزی تو فرمایششون یه جمله‌ای رو در خصوص اینکه نماینده مجلس بودن گفتن.

اصلا نمی‌دونم توجه کردید، فرمودن من اون موقع نماینده مجلس بودم اما تو جبهه بودم.

این نکته‌ست خیلی.

ما الان به نماینده‌های مجلس نباید بگیم شما چرا تو جبهه جنگ نیستید؟

چطور توقع دارید آقایی ما خودشو نشون بده؟

زمزمه‌هایی که می‌کنید.

آقا چرا الله العظم جسارت هم می‌کنن، پنهان شده.

می‌خوان دست به دست دشمنان ما بدن بعضیا که به راحتی با وقاحت تمام رهبر عزیزمونو کشتن که هیچی رهبر فعلیمونو هم تهدید می‌کنن، بعد تهدید به ربایش هم می‌کنن و هیچ کس از تکش هم نمیگه و هیچ کسی حرف نمیزنه جز این ملت.

من اتفاقا از طرف همه شما عزیزان و هزاران هزار نفر ملت دلب-- دل داده و عاشق حداقل اونایی که تو تحت بیرق یا زهرا از کل کشور الان تحت سایه یا زهرا چندین هزار نفر دارن از این سفره پربرکت بهره می‌برن، یه حرفی با نمایندگان مجلس دارم همین رو بگم بریم سراغ درسمون.

اینم که اگر شما نگران جانتون هستید، چگونه است که وقتی از اون آقا پرسیدن از اون نما-- مسئول دیپلماسی ما پرسیدن که اگر رهبر شهید بشه چیکار می‌کنی؟

گفتن یه رهبر جدید منصوب می‌کنیم.

خب اگرم شما بلایی سرتون بیاد که عشق است، شهادته دیگه، شهادت عشق است.

بلایی سرتون بیاد ما هم میایم نمایندگان جدید منصوب می‌کنیم.

چیز عجیبی نیست.

چطور در خصوص رهبر این صدق می‌کنه؟

به همین راحتی از کنارش رد شدید و بغیض کردید دشمن رو.

بعد در خصوص شما این صدق نمی‌کنه؟

اتفاقا یه پیشنهاد اگر شما حرف منو قبول داشتید پیشنهادم تموم شد سه تا الله اکبر بگید اگه قبول کردید.

اونم اینکه نمایندگان مجلس بیان تو دل اجتماعات و مردم جلساتشون رو برگزار کنن البته با تمهیدات لازم.

ما مردم حلقه دفاعی و جانی گرد اون‌ها قرار میدیم که آسیبی بهشون نرسه.

الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر.

خدا با تون سلامت ازتون.

نثار رهبر عزیزمون روحش شاد و برای سلامتی رهبر فعلیمون هم صلوات بفرستید.

اللهم صلي علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اجازه بفرمایید بریم سراغ درسمون خیلی عقبیم.

[مکث] کی میتونه بگه کجا بودیم؟

البته ااا یادم رفت قبل از اینکه بریم سراغ درس ما یه سنتی داشتیم.

چنانچه خاطر شریفتون باشه اول یه یادی از شهدا می‌کردیم.

یه، یکی از شهدا رو که امروز رهبر رو، رهبر شهیدمون.

بعد می‌رفتیم سراغ یک دستور سلوکی.

چنانچه خاطر شریفتون باشه از کتاب شریف مشاهد الالویه یا شرح کبیر و شواهد ربوبیه ملاصدرا یه نصیحتی از ملاصدرا رو درش-- داشتیم برای شما بازخوانی می‌کردیم.

رسیده بودیم به این بخش از این نصیحت که حالا بخشیش هم که جلسه پیش ما خوندیم که نصف کارمون من براتون می‌خونم.

خوب دقت کنید نصیحت ملاصدرا به من و شماست که به قول حضرت استاد، ملاصدرا لطف خدا به زمان-- مردم زمانه یا خودش بود و دوران بعد از او یعنی به ما.

خدا به ما لطف کرد ملاصدرا رو برای ما ظهور و بروز داد.

ایشون نصیحت می‌کنند که این تیکشو البته جلسه پیش خوندیم.

می‌فرماید [مکث]«اما پیش از فیضان این نور بر دل انسان باید دل را همانند آینه‌ی مصیقل و مصفی از زنگار معاصی و کدورت تعلقات دنیوی پاک نموده و بر حسب اصل فسرت-- فطرت خود قوه کمال و ارتقا و تعالی را در آن به فعلیت رساند تا مستعد، مستعد قبول و آماده پذیرفتن نور الهی گردد.

و لذا برخی از علود عباد از حالت بالقوه به بل-- به فعل درآمده و استعداد خروج از ظلمت»[مکث] همون الله ولی للذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور.

«بعد پروردگاری را به قرب او پیدا می‌کنند.

استعداد اینو پیدا می‌کنند که از دوری از بعد پروردگار، از دوری از خدا برگردند به تقرب و نزدیکی به خدا و بعض دیگر به سبب ارتب-- ارتکاب قبایح و صدور معاصی و نیات زشت» دقت کنید فقط دست رو اعمال نمی‌ذاره نیات رو هم میگه.

احتمال داره من نماز شب هم بخونم.

احتمال داره صدقه بدم، حج برم حتی هیئت‌داری کنم حتی جلسه سیر و سلوک بپا کنم خودم رو عرض می‌کنم.

اما نیتم درست نیست.

این نیت خیلی مهمه.

نیت، نیت، نیت المؤمن خير من عمله إنما الأعمال بالنيات.

اینجا اشاره به نیت هم دارن.

«و نیات زشت و اعمال خلاف شرع و عقل همین قوه کمال به مراتب اعل-- این قوه کمالی که تو وجود ما هست می‌خواد تو رو به کمال برسونه.

این کدوم قوه؟

قوه کمال به مراتب اعلی را که خیلی عالیه از دست داده و آن قابلیت تکاملی را که بر حسب اصل فطرت داشت رفته، رفته مبدل به استعداد نافرمانی از احکام اصلی و فرعی الهی کرده و برعکس قوه استعداد گناهان» خیلی خطرناکه.

نستجیر بالله.

اون قوه رو از دست میده «بر اثر ارتکاب گناهان و اصرار بر عمل» کارش به کجا می‌کشه؟

«برعکس قوه استعداد گناهان و قبایح و امور باطل و غیره در نفس آنها کامل گردیده و آن را در جهت کفر و بعد از خدا و عقول قدسیه و نفوس زکیه به کمال فعلیت در جهت نفی و سرد می‌رساند».

الله اکبر یعنی انسان زو وجه‌هاییه.

ببینید یه وجهه اون در حقیقت نفس مطمئنه‌ی ماست که اگر کسی اون رو به فعلیت برسونه با دو بال بر اساس آیه دو سوره جمعه "هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ" پاکی، طهارت نفس.

سر خودمون رو کلاه نذاریم.

تا جایی به ما اجازه میدن درک کنیم ملکوت رو که پاکیم.

"لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ".

این یه باله تازه.

بال دوم "وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ" با بال تعلیم.

آخرین صوتی که عزیز دلم آقا ایلام میگم ایلام جوان ایلامی آقا ابوالفضل عزیز جوان خوب ایلامی که خودجوش زحمت کشیدن در اون کانال فریاد حل معنا از حضرت استاد بارگذاری کردن رو خوب با دقت گوش بدید.

همین رو داره بیان میکنه حضرت استاد.

میفرماید نمیشه به جز تعلیم و تربیت نمیشه با، به جز با دو بال علم و طهارت و تزکیه نفس پرواز کرد.

اگه کسی بگه من فقط عمل گرام، با نماز شب، با ختم زوار شب، با هیئت رفتن، با ذکر گفتن، با ترک گناه، همش هم عالی، همش هم خوب.

فقط از این بال پرواز میگیرم، دروغ گفته.

اگرم بره بالا با مخ میاد زمین.

اگرم کسی برعکس بگه نه من فقط از جهت علمی معرفتی خودمو میسازم جلسات درس و بحث و کتاب و برای خودم عالمی میشم، چراغی به دست میگیرم و در عملیات بندگی و سیر و سلوکش ضعیف باشه، اینم بیخود میگه من پرواز دارم.

اینم بیخود میگه.

اگرم بره بالا با مخ میخوره زمین.

دو تاش باید با هم باشه.

خب این نکته بسیار مهمه.

لذا در کنار جلسات حکمت یا عرفان نظری یا عقل نظری معرفت نفس مسعود بلاخ خدا لطف کرد در مسجد امام حسن صلوات الله عليه به سفره کرامت حسنی بابی باز شد، سفره‌ای هم پهن شد در حیث عملی، عقل عملی، سیر و سلوک عملی که بنده هم به شما بگم قیامت جلو ما رو نگیرید.

شما استاد راه شدی راه افتادی جلو بعد ما پشت سر شما به جایی نرسیدیم.

بنده نه استاد هستم نه ادعاشو دارم.

من یک معلمم در حد اینکه رساله عملی حضرت استاد رو دست بگیرم بگم علامه طباطبایی توی رساله چی فرموده؟

الان تو مقدماتش هنوز بودیم به متن نکردیم.

چون تو جلسه اول علامه طباطبایی علیه الرحمه و الرضوان از دستگیری از گرفتاران در دنیا سخن گفته.

ما گفتیم بیاییم سلسله مراتب عوالم هستی رو از بالا شروع کنیم بر قوس نزولی از مرتبه احدیت شروع کنیم بیاییم با رب هر مرتبه آشنا شیم که بعداً تو سیر و سلوک شناخت رب هر مرتبه به دردمون میخوره که با اون رب مرتبط بشی و دستتو بگیره بتونی از اون مرحله به خوبی سفر کنی در مسیر سیر و سلوک.

یعنی در عملیات بندگی.

بیاییم تا برسیم به انزل مراتب که نشئه طبیعت و دنیاست.

خب حالا در دنیا چه باید بکنیم؟

شروع کنیم.

هنوز شروع نکردیم تو مقدماتیم.

برای همین دقت کنید بازم ما حیثیتمون درسته اسمش عملیه اما هنوز هم نظریه.

چون بنده خودم در حیث عمل خیلی ضعیفم.

خیلی-- اصلاً ادعایی ندارم و اگر کسی به بنده بگه استاد راه و اینا خودش مدعی خودشه حضرت زهرا و کن ولی استاد راه ما نیست، ما نیستیم که به واقع.

ما یه معلمیم توهش خیلی خودمون رو تعبیر بگیریم کمک بدیم به شما که مثلاً حضرت استاد تو این رسالش چی فرموده؟

بعضی از رموزش رو در حد فهم کم خودمون برای شما باز کنیم.

برای همین حرف.

یه کمک حال شما باشیم.

خب اینجا نکته دیگه‌ای که خیلی کار اهمیت در نصیحت ملاصدرا کجا بود؟

خیلی خیلی ممکنه اینجا اصلاً برای خودم وقتی مطالعه میکردم با رنگ قرمز خط کشیدم که حواست باشه حاجی این فرمایش ملاصدرا.

بحث تعلقات رو مطرح میکنه.

میفرماید تعلقات دنیوی.

بارها و بارها و بارها عرض کردم تا تعلقات دنیوی برداشته نشه ما تو مسیر سیر و سلوک در جا میزنیم.

علت اصلی نوسانات ما، بالا پایین شدنمون، اثر نکردن خطوطاتمون از کاری که دست میگیریم عزیزان دلم همین داشتن تعلقات دنیوی است.

علت اینکه بزرگان علم معرفت غالباً نه اینکه به دنیا نیاز ندارن، اون‌ها هم دوست دارن خونه وسیع و بزرگ داشته باشن.

دوست دارن از جهت مالی وضعشون خوب باشه بتونن دست صد نفر، هزار نفر رو بگیرن.

چی بهتر از این؟

اونام که سخی هستن، بخشنده‌اند برای خودشون نمیخوان.

اما غالباً از دنیا فراری‌اند.

غالباً ببینید یه آدمی که مثلاً تو بورس کار میکنه، تو مثلاً بازار امروز کار میکنه دائماً حواسش به نوسان ارز و دلار و طلا و سکه و اینا هست.

چرا؟

دو-- هر روز داره حساب کتاب میکنه.

یه حسابدار گذاشته تو شرکتش صبح تا شب اونا بررسی کنه.

دائماً داره رصد میکنه که این یه وقت تو مسیر برداشت‌های دنیویش که کسب حلال هم هست حالا حرامش ما کاری نداریم، یه وقت دچار خطا و اشتباه و ضرر نشه، نشه.

درسته؟

چقدر دقت میکنه.

سی سال، چهل سال خونجگر میشه تا بالاخره بشه یه مثلاً تاجر به اون معنا.

یا مثلاً بتونه دستی بیاره تو بحث‌های اقتصادی و فلان.

بعد تو مسائل سیر و سلوک، تحصیل علم و معرفت نمیطلبه این دقت‌ها رو، نمیطلبه این مجاهدت‌ها رو، نمیطلبه این زحمت‌ها رو، نمیطلبه اینها رو.

انقدر این خون دعوی بود آیا آیه دهجت لب چرم میکرد براشون قصر نمی‌ساختن؟

یکی از بچه‌های همین هیئت خودمون یادش بخیر مسجد کوچه میشد در حکومت.

یعنی مثلاً فکر کنین دفتر کار حضرت حضر.

تا اونجا من گفتم که نه تولد امام حسن همه ما رو می‌برد، بچه‌های هیئت رو دعوت می‌کرد تا حالا پول خوبی هم خرج می‌کرد.

خدا خیرش بده.

انشاالله بهش برکت بده.

خدا نسل این‌ها رو تو یازده رجب زیاد کنه.

بعد ایشون برگشت بعد که داشتیم از سحن می‌ومدیم گفت حاجی من نیت کردم همین جا تو مسجد سحن انشاالله باشم اون روز که آقا میاد یه قصری به چه عظمت اینجا برای آقا بسازم.

نگاه، نگاهی قشنگیه.

آقا مگه امام حسن تو قصر زندگی می‌کنه؟

آقا مثل جد غریزش تو خاک ابو تراب، تو خاک.

این‌ها مخالف با تکنولوژی البته نیست.

اما اسلام موافق تولید ثروت است برای استقلال، آزادی و دستگیری از گرفتاران.

اما به شدت مخالف انباشت ثروت است.

اینکه خودت هی جمع کنی، هی جمع کنی، هی جمع کنی.

بعد می‌پوسه و بو جمع می‌گیره زندگیت رسالتا.

اصلا انفاق از نفخ میاد.

نفخ یعنی اون روزنه‌ای که ته گلدون یه سوراخ می‌کنن.

آبی که می‌ریزی تو گلدون اضافه‌ش از اون سوراخ از اون نفخ یعنی انفاقه داره میره.

اضافه‌ش میره که اگر اون اضافه نره امتحان کنید اون روزنه کف گلدون رو ببند یه مدت آب بده به گلدون می‌گنده و می‌پوسه از بین میره.

زندگی ما خیلی موقع‌ها بو جمع گرفته به جهت همین نداشتن انفاق‌ها که اضافه پولمون رو نمی‌بخشیم فقط برای خودمون.

تا پول دستمون میاد به نفع، به نفع خودمون و خونواده‌مون و منافع خودمون هست.

این خیلی اشتباهه.

خب اینم نکته خیلی مهمی بود که ملا صدر اشاره داشت.

کندن از تعلقات.

حالا این تعلقات یادتونه از چی حاصل میشد؟

اگه چنانچه خاطر شریفتون باشه میشد همون ملکات نفس.

ملکات نفس همون تعلقاتند.

از چی حاصل-- این چه-- مهمه من هر جلسه دارم میگم ملکات نفس از چی حاصل میشد؟

[همهمه] حاجی آقاای عزیزم.

عادت.

جان؟

آفرین، آفرین به عزیز دلم.

بر اثر اصرار بر عمل.

فرق نمی‌کنه عمل چه خیر باشه چه شر.

هرچی اصرار بیشتر در عملی چه کسی در خیر، چه کسی در شر، نعوذ بالله، ملکات نفس تشکیل میشن.

این ملکات همون تعلقاتند.

بیچاره‌کننده‌اند.

بعد طرف تعلق توجه مثلاً از کجا-- ببخشید خیلی ااا تق-- این طلب وجودیش هست که بخواد زود به جایی برسه.

اما توقع داره با یکی دو تا ده تا صد تا جلسه مسیر معرفت و معرفت، معرفت نفس و سیر و سلوک اومدن تمام تعلقاتش کنده بشه اینطوری نیست.

این کار مجاهدت یک عمره.

این صحبت‌های من پاسخ به سوالات بسیاری از شماست که الان موج می‌زنه تو کانال‌های ما که من نمی‌دونم چه خاکی به سرم بریزم.

واقعاً دعا کنید.

بیش از دو هزار سؤال اومده برای ما.

خب من اولاً هرچی نگاه می‌کنم می‌بینم اکثر این‌ها رو ما جواب دادیم.

خب گوش بدید، صبور باشید، عجل-- عجله در سؤال پرسیدن نکنید.

برید مباحث جلو بسیاری از سوالاتتون پاسخ داده میشه.

بعضیاش اصلاً در حوزه بنده نیست.

اصلاً من حق ندارم جواب بدم این سؤال رو.

اگر جواب بدم چوب می‌خورم.

شما دوست دارید من چوب بخورم؟

اصلاً نباید، لال باید باشم.

باید اونو بگذریم جواب ندم.

بعضیاشون هم برای اون شخص بوده این سؤال.

اون شخصی که این سؤالی که پرسیده در حد و اندازه اون نیست.

یا امثالهم.

حالا مثلاً سوالاتی شده همین دیشب یه عزیزی از اصفهان به اون لهجه شیرین اصفهانیش نوشته بود که من خطیمات و اینا رو همه رو انجام میدم ولی سنگینی تو نفسمه، اثری ازش نمی‌بینم.

مثلاً حاج آقا شما دقیقاً اینو پرسیده بود.

شاید سؤال خیلی از شما باشه.

حاج آقا شما فرمودید این زشت مجرده.

مثلاً گفتم چه شیرین بود، چقدر زیبا بود، چقدر تأثیر گرفتیم، چه اثری داشت فلان.

خب چه اثری در شما می‌کنه؟

من هیچ اثری ندیدم.

شما مثلاً نور-- عین لفظش نور می‌بینی؟

مثلاً یه پرده‌ای میره کنار غیب می‌بینی؟

مثلاً تو گوش شما از غیب بشارتی میدن، حاطبی چیزی میگه.

این اثری که شما می‌گید چیه؟

[مکث]خب من چی باید جواب بدم؟

جواب ایشون رو استاد در کتاب نور علی نورشون در ذیل واقعه مسکوت دادن.

دو تا تذکر بسیار جدی به سالک الی الله دادن که ما در مسیر معرفت نفس هم اوایل عرض کردیم دو تاشو.

یکیش که از مهمات که اگر شما اینو دقت نکنید می‌بازید خودتون رو اینه.

فرمود هر نفسی چون یکی از معناهای الطرق الی الله به د-- به عدد انفس الخلائق همینجا خودشون نشون میدن.

هر نفسی یه سعی داره، یه قدر و اندازه‌ای داره، یه رنگ و رایحه و یک عطر و یک روح و یک رنگی داره.

نفوس شما تک تک هر کدوم الان اینجا نشستید یه رنگی دارن.

همونطور که یه رایحه‌ای دارن.

آدم پیدا کنه خدا توفیق همه مون کنه کسی رو که به ما رسید از بوی ما اصلاً به ما بگه حالت خوشه یا خوش نیست.

از رنگ وجود ما بگه.

تک تک ما یه رنگی داریم.

یه وقتم تو حوزه معرفت نفس چیزکی ما پیرامون رنگ سخن گفته بودیم.

خب هر کدوم از این‌ها نسبت به سعه وجودیشون و اندازه‌شون، رنگشون، رایحه‎شون عکس العمل متفاوتی از اون خط و اون ذکر نشون میدن.

احتمال داره البته حضرت استاد مثال می‌زنه میگه مثلا فلان کس اسم می‌بره فلان کس وقتی این خط رو انجام می‌داد صدایی شبیه انداختن تاس در تو مجمع می‌شنید تق تق تق یه همچین تا-- شما فرمایش حضرت استادا ها داره به شما می‌فرماید شما هم همچین توقعی نداشته باش که عین همین برای شما پیش بیاد.

اون یک نفس جدایی از شماست.

شما یک نفس جدا.

برای هر کس به یک شکل خودشو نشون میده.

یکی یه چیز می‌شنوه، یه چیز می‌بینه، یه چیز درک می‌کنه.

یا نه اصلا الان امکان داره شما هیچ درکی برات حاصل نشه.

شما به عنوان مدرک، اون منتظر مدرکت هستی که درک کنی از پیرامون خودت چیزی رو.

اون لحظه احتمال داره هیچ درکی به شما القا نشه.

اما همین کار همین امر توفیقی رو بر شما نازل کنه، راهی رو برای شما باز کنه، رفیق راهی به شما ببخشه.

اینا رو چرا نمی‌بینید؟

یا بالاتر از اینا طرف چقدر خیلی حرص خوردم، خیلی زجر کشیدم از یه سؤال.

یعنی اگه طرفو می‌دیدم یه فس سیر می‌زدمش.

می‌زدم ها.

واقعا خدا رحم کرد ایشونو هم ندیدم.

از ضلال عشق خدایی نکرده نه از روی بغض چی.

نوشته بود تمام یعنی شما من چجوری بگم؟

هیچ دیگه دستورالعملی نبود که ایشون انجام نداده باشن.

عزیزانی که تو کانال اینو برای من فرستادن forward کرده بودن دیگه می‌دونم دیگه که چیا نوشته بود.

هرچی شما فکرشو بکنی از توسلات و خطومات و اینا زیارات و خلوت‌ها همه رو بعد انتهای هر کدومو نوشته بود هیچ اثری ندیدم.

خاک عالم بر سر من.

من به ایشون نوشتم بنده هیچ نسخه‌ای برای شما نمی‌تونم ارائه بدم چون هیچ اثری نداره.

جوابم به ایشون این بود.

می‌دونید چرا؟

به ایشون عرض کردم به جهت اینکه شما چشمت کوره مثل ماهی در آبی مگر جزا نفس عمل نیست؟

همین که به شما اذن دادن ذکر حسین لب بگیری، همین که به شما اذن دادن بری زیارت، اجازه دادن این ذکر رو بر لسانت جاری کنی، خلوت کنی، اصلا بری به این سمت‌ها، این اذن چیه جز رزق؟

رزق جز فیض؟

فیض جز علم؟

علم جز ولایته؟

یعنی شما رو کشوندن تو آغوش ولایت.

بعد دنبال اثر چی می‌گردی تو؟

کلاتو بنداز آسمون هفتم که بهت اجازه دادن این حرف رو بزنی، این کارو انجام بدی.

خیلی موقع‌ها ما چوب می‌خوریم به خاطر این، خاطر این ندیدن‌ها، نمک، نمک خوردن و نمکدان شکستن‌ها .

همین الان اصلا اصل نفس نشستن ما در این جلسه مبارکه.

به شما من قول میدم اگرچه عالمان که زرنگن قید عالم بالقلم دفتر کاغذ دارن می‌نویسن، مقایسه می‌کنن، مراقبن.

حالا کسی اصلا هیچ نه دفتری، نه قلمی همین که فقط نشسته اینجا.

همین که نشسته اینجا به فرمایش حضرت استاد فیض داره می‌ریزه سرش.

این فرمایشی که عزیزم تو کتاب فقیح ال-- کامل فقیه علی حلم انا گذاشت یادشونه؟

عرض کردم اثر، اثر نفوس متحد یادته نه؟

فرمود چی بود؟

اثر یک نفس کلی قوی.

درست میگم یا نه؟

نفس کلی قوی، نفوس متحد اینجا هم اتحاد وجودی برقرار شده بین همه ما بر سر یک کلمه واحد که توحیده که حقیقتش هم روحش هم ولایته.

همین این میشه اثر یک نفس کلی.

نفس کلی چیه؟

جایگاه پرورش داره.

مصاحبت هم حضرت صدیقه طاهره یعنی حضرت زهرا داره پرورش میده ما رو.

تو خونه حضرت زهرا بری بشینی سر سفره حضرت زهرا باشی رایحه بیبی بهت بخوره، نفس بیبی بهت بخوره بعد دوباره بگی هیچ فایده‌ای نکرد خاک عالم بر سر من کنن.

خیلی زشته بعضی حرفای اینا.

چوب می‌خوریم به خاطر این صحبت‌ها.

اینم از این یه ذره طول کشید.

ببخشید من دلم می‌سوزه خودمو.

جان؟

فایده‌شو بگیریم یه وقت یه مورد خاصی که چون بهش رسیدیم خاص ثمریه نداشت.

بله می‌تونه اینم هم باشه.

ببینید خب می‌تونه بگه که من به اون مطلوبم نرسیدم.

این اشکال نداره.

به من زیاد گفتن آقا من این کارو انجام دادم به اون مطلوبه خاطر نرسیدم.

اما اینکه بگه هیچ اثری ندیدم این جسارته.

اصلا این زشته.

این چوب خوردن داره .

گاهی اوقات بریم محضر امام بگیم آقا جان اصلا من کیم که شما منو دعوت کردی؟

برعکس شده انگار.

همه متوقع شدیم از امامون چرا سفره برای من پهن نکردی؟

چرا دست بندنی چرا فلان؟

اصلا بگو آقا چی شده؟

تو این عالم چه اتفاقی افتاده که یه بی‌سرافه‌ای مثل منم تو کشوندی در خونه‌ت؟

این ادبیات ما رو نجات میده.

نه توقع، نه مرجع می‌خوام پررویی و تنرد.

آقای بابایی زحمت بکشن بیان درس‌مونو بنویسن.

یه صلوات بفرستیم.

[صدای جمع] ساعت چنده ما؟

چقدر وقت داریم؟

خب خیلی-- یه ربع ما وقت داریم.

خیلی هم اگرچه تقریبا یه ربع هم وقت نداریم اما برای اینکه از دست نمونیم.

کی یادشه که ما رسیدیم به رتب وجودی کدوم مرحله؟

[همهمه].

بگید همه رو می‌شنوم.

[همهمه].

نه، نه، منتبعه که رد شده.

[همهمه].

حلیه اولی هم رد شدیم.

[همهمه].

منتبعه ما رسیدیم به رسیدیم به اسم فاعل به عنوان رب طبیعت کلی.

درسته بله بعضیاشون درست گفتید که ربش بود چی؟

یکیش اسم فاعل بود، اسم خالق بود، اسم موجد بود یعنی پدیدار کننده.

که رب طبیعت کلی هستن.

حالا اون سلسله طولی از بالا به پایین رو که اومدیم اگر کسی جزوش همراهش باشه میدونه الان تو کدوم مرحله‌ای که از کجا شروع کردیم از مرتبه ذات قدیر و احدیت و واحدیت و قلب و عذر شود عقل یا جبروت مثال یا ملکوط اومدیم همینطور قدم به قدم اومدیم میخوایم بریم برسیم به نفس ناطقه بعدم به دنیا.

الان میخوایم امشب به فضل الهی بحث کنیم در خصوص رب اون چیزی که این همه جون کَندیم تا تقریباً بهش برسیم امشبه یکی شه یه خروجی قشنگش امشبه رب-- بنویسید آقای بابایی رب عقول و نفوس ناطقه.

ما رب عقل رو عقل کلی رو گفتیم درسته؟

رب نفس کل رو هم گفتیم.

احسنت.

خب بله خانم دکتر جزوشونو به من نشون دادن.

این معرفی بشه.

بله احسنت.

بله درسته دیگه دقیقاً رسیدیم به همین جایی که الان داریم.

احسنت به شما ممنون.

گفتیم.

ما رب عقل کل رو گفتیم عالم عقول جبروت ربش چیه؟

و یه سری رو اونجا بیان کردیم چون جبروت مرتبت سلطنت امیرالمؤمنینه با رب اون رتبه میشه ارتباط گرفت با امیرالمؤمنین.

بعد نفس کل رو گفتیم که عالم حضرت صدیقه شهیده و پرورش عالمه.

مثلاً وقتی کسی می‌خواد هم خودش رو درست پرورش بده، نفس خودش رو هم دیگران رو مثلاً در مقام معلم هست، در مقام مادر هست.

پدر در مقام تدبیر و عقله، عقلیه پدر.

لذا کلیات رو می‌بینه.

مادر در مقام پرورشه لذا جزئیات رو هم می‌بینه.

چیزهایی رو خانوما می‌بینن که آقایون نمی‌بینن.

برای همین دعوا تو خانوما زیادتر از آقایونه.

چون جزئی نگرن، خصوصیاتشون اینه.

حالا وقتی می‌خواد پ-- بیفته تو وادی پرورش، اونجا گفتیم از رب رتبه نفس کل استفاده کنه برای متصل شدن به اون رتبه که وجه اتمش بود حضرت زهرا سلام الله علیها.

یکی از راه‌های ارتباطی با حضرت صدیقه طاهره همین بود که از این هم رد شدیم.

حضرت عمه تو رب هیولای کلیه رو گفتیم.

رب جسم طبیعی کلی رو گفتیم.

حالا می‌رسیم به نفوس جزئی و عقول جزئی.

این جزئی میشه یعنی چی؟

یعنی تک تک شما که هر کدومتون یک عقل دارید، یک رتبه عقلی دارید که جنسش علویه.

قدر و قیمت خودتون رو بدونید و یک رتبه نفسی دارید که جنسش فاطمیه.

توجه کردید؟

این وجود شماست که حالا اصطلاحا میگن رب عقول و نفوس ناطقه.

می‌خوایم ببینیم این رتبه ربش چیه.

کتابی هم که توش کار می‌خوایم-- داریم کار می‌کنیم اگر عزیزان تازه پیوسته‌اند عقلانیت شهود جلد یک حضرت علامه آقای جوادی آملیه که تحریر ایشون بر فسوس ابن عربیه.

اونجا می‌فرماید زمانی که وجود-- بنویسید آقای بابایی.

زمانی که وجود، وجود از کجا می‌آمد؟

از ذات قدیر فیض می‌آمد از طریق صادر اول یا نفس الرحمن یا وجود پیغمبر عزیز عالم یا وجود منبسط.

هر رزقی که بهمون برسه از اونجاست.

اصلاً جای دیگه کانال دیگه‌ای وجود نداره.

این که وجود که میگیم یعنی از اون، از اون صادر اول از پیغمبر.

وجود زمانی که وجود به شرط صورت روحانی مجرد لحاظ شود.

یه جا حتماً باشه گفتیم به شرط صورت روحانی کلی لحاظ شود.

اینجا میگیم صورت روحانی مجرد لحاظ شود یعنی مادی نیست.

یعنی جنسش مادی نیست.

مفارقه، مقارن نیست.

مقارنات قرین‌اند با ماده.

مفارقات بالانشین‌اند از ماده کنده‌اند.

مثل جنس عقل شما، جنس نفس شما.

مفارقات‌اند این‌ها از هر ماده کنده‌اند.

خب حالا متأسفانه ما محصورش کردیم تو ماده.

عقلمونو تو ماده صرف می‌کنیم.

نفسمون رو هم در پرورش مواد و دنیای طبیعی مون داریم متأسفانه ازش کار می‌کشیم.

این بزرگ‌ترین اشتباه فاحش ماست.

در صورتی که اونا جنسشون مجرده.

شما ببینم از مجرد چه تجربه، چه توقعی میره؟

کشف مغیبات، کشف مجردات.

یعنی آدمی که عقل داره نفس داره و تازه جهارات اصل وجودش اینان مجردات وجودشن، فرعش مادشه.

می‌بینی که تا یه خواب خشک می‌بینه یا یه کشفی براش رخ میده، یه پرده‌ای براش کنار میره، یه درکی از عالم غیب می‌کنه.

همه میگن اوه، اوه این، این، این آدم خطرناکیه.

در صورتی که تو آدم خطرناکی هستی که تو دنیا گیر کردی.

فقط حس و مادیات رو باهاش برخورد داری.

هیچ خبری-- اصلاً عقل مجرده.

این حضرات همینو میگن.

نفس مجرده.

شکارش هم باید مجرد باشه.

وقتی هم که خوابی به عقلت نزدیک میشی چون میری به رتبه مثالی‌ت مثال نزدیک‌تره به عقل.

از نشئه طبیعت خارج میشی.

پس باید شکار داشته باشی.

شکار مجرد داشته باشی، نه مادی این گیر و گورهایی که تو ما هست.

این دانستن این مراتب اینجور جاها تو عملیات بندگی به دردمون می‌خوره.

حالا دوباره می‌خونم.

زمانی که وجود به شرط صورت روحانی مجرد لحاظ شود، توضیح دادم یعنی چی صورت روحانی مجرد.

اسم علیم، علیم رو تو گیومه بنویسید که مشخص بشه.

ویرگول تو گیومه مفصل واسط.

مفصل یعنی چی عزیزان؟

از فصل جدایی میاد.

مفصل یعنی؟

لام داره.

مفصل، لام از فصل میاد.

فصل، احسنت.

مفصل یعنی جدا کننده.

[مکث]و دوباره تو گیومه مدبر است.

[مکث] و این اسم یعنی اسامی که گفتیم رب عقول و نفوس ناطقه است.

[مکث]یه پرانتز باز کنید آقای بابایی.

خیلی مهمه این پرانتز.

بنویسید اسم علیم در این مرتبه، یادته اسم رب یک مرتبه دیگه‌ای رو گفتیم علیم.

کدوم مرتبه بود؟

جبروت.

احسن.

جبروت.

رب انجام بود دیگه.

حالا الان اینم شد که عقل، اینم شد علیم که.

اما اون عقل کلیه این عقل جزئیه.

پس پیداست که این دو رب در طول همن.

خب؟

اما با هم فرق می‌کنن.

این علیم اینجا منظور اون فرشته‌ای نیست که علیم عالم عقول و جبروته.

اون یه فرشته‌ی برتره.

اونو بگیرید مثلا جبرائیل.

این رو بگیرید اسم رمزی وجودی خودتون که ربط به جبرائیل داره.

راه پیدا کردن شما رو وقتی بهتون میدم که اون وکیل شماست.

مثلا اون وکالت عقل شما رو به عهده داره.

یه ملکی هست مأمور وکالت داره از خدا وکیل نفس شماست.

نفس شما رو داره پرورش میده.

به اونا بی‌اعتنایی کنی، بی‌توجهی کنی، بی‌تربیتی کنی، رهات می‌کنن، ازت دور میشن.

بعد شما عقلت ضایع میشه، نفست ضعیف میشه.

اینا رو حالا به مرور انشاالله میگیم یواش یواش.

من فعلا دارم تشنه‌تون می‌کنم.

خیلی حرف‌ها انشاالله به فضل الهی داریم با هم بگیم.

یا زهرا.

حالا تو پرانتز اسم علیم در این مرتبه که مقام تفصیل است پس وصل دیگه جزئی شده، جدا شده از اون حالت کلی خارج شدن.

درسته؟

شما جزء جزء شدید.

اسم علیم در این مرتبه که مقام تفصیل است و عهده‌دار [مکث] عهده‌دار تدبیر عقول و نفوس می‌باشد.

[مکث] عهده‌دار تدبیر، گفتیم عقل مسئولیتش تدبیره دیگه.

نفس پرورش، عقل تدبیر و عهده‌دار تدبیر عقول و نفوس می‌باشد با اسم علیم در مرتبه باطن متفاوت است.

با اسم علیم در مرتبه باطن متفاوت است.

نقطه ادامه.

علیم در مرتبه تفصیل [مکث] و ظاهر علیم در مرتبه تفصیل و ظاهر یعنی این رب وجودی خودت رو، عقل خودت رو داریم میگیم.

رب عقل خودت رو داریم میگیم.

علیم در مرتبه تفصیل و ظاهر ویرگول نازل‌تر از علیم، رو این کلمه نازل‌تر دقت کنید.

نازل‌تر از علیم در مقام اجمال و باطن است.

این یعنی چی؟

نازل‌تره یعنی چی؟

یعنی رتبه‌ش پایین‌تره.

آیا هیچ ربطی با اون علیم مرتبه باطن یا جبروت عالم نداره که اون فرشته بسیار مقربی‌ست که اونجا کارگزار عقل کل عالمه؟

مثلا بگیرید حضرت جبرائیل مثال.

آیا هیچ ربطی به اون نداره؟

چرا جنسش از اونه.

یعنی یک رشه‌ای از اونه، یک آیه‌ای از اونه.

خب؟

اینا تا در طول هم تعریف میشن یعنی این.

یعنی این خادم اونه.

اینطوری بگیم.

این در خدمت اونه.

صدمه و خدمه اون رب کلی‌ان.

کدوم؟

رب مرتبه عقل وجود شما.

حالا اگر کسی می‌خواد ارتباط بگیره به عقل کل عالم، عقل کل کی بود؟

امیرالمؤمنین.

راهش چیه الان بگید.

[پچ،پچ] نه، نه بر اساس سیر بحث بگید.

[پچ،پچ] اون رب کلیش بود العلیم.

اون اجمال بود، باطن بود، کل بود.

این جزئیه.

این علیم رب جزئیه.

اون ملک کوچک‌تر، نازل‌تره که وکیل وجود شماست از طرف حضرت حق.

باید از، از این کانال بزنه، از این.

یعنی از طریق عقل وجود خودش کانال بزنه تا به امیرالمؤمنین برسه.

باید چیکار کنه؟

با اسم العلیم خو کنه.

اما العلیمی که رایحه تفصیلی داره، نه اجمالی و کلی.

اون مقام امیرالمؤمنین حتی انبیا مغ-- عارضه‌شو کردن خدا زدشون روایت داریم بعضی از امر-- انبیا که عقاب شدن تو دنیا به جهت اینکه آرزوی امیرالمؤمنین رو کردن و آرزوی مقام امیرالمؤمنین رو کردن خدا هم بلا سرشون آورد.

بشین سر جات.

خب باید از طریق-- خیلی موقع‌ها این اشتباه رو ما می‌کنیم ها.

توجه کردین؟

اگر اینا ریزه کاری‌هاش الان یه ذره روی روید شما گیج میشید، اذیت میشید، بعد گیر می‌کنید.

بذارید فقط من بگم رد شم.

اصرار رو این حرفا فعلا نداشته باشید.

فقط می‌خوام به شما ظرافت‌های مسیر سلوک رو بدم.

اگر من بدون استفاده از رب وجود خودم، رب عقل وجود خودم که علیمه بخوام توقع کنم برم حتی هم‌نشین مولا علی بشم چوب می‌خورم.

چون به یکباره از اون کلیدواژه که خدا یعنی اون دربان وجود خودت، دربان، ملکی که موکل وجود توئه از اون رد شدی، سبب رو یا وسیله رو گذاشتی کنار، یکش las رفتی سراغ اون اصل کار.

یعنی این غلطه.

سلسله مراتب باید حفظ بشه.

می‌دونست کیه این آونه؟

که هم فهمش کنم؟

مثل کسی که بابا بگه که علما کیلو چندن؟

عذر خودمون یابدن.

علما کیم بابا؟

ولایت فقیه چیه؟

این بازی‌ها چیه از خودتون درآوردید؟

مستقیم برو در خونه سید الشهدا برو با امام زمان حال کن.

اینا کیم برای خودشون دکان بازار راه انداختن؟

معرکه گیری راه انداختن؟

برای چی می‌خوام سما بدم به این علما؟

بذار آقا-- دیدم خدا شاهده تو اهل ایمان همین بچه انقلابی‌ها دیدم طرف خمسش رو جمع کرده.

من تازه فهمیدم طرف خمسش، خمسش رو جمع کرده، جمع کرده، جمع کرده اون چهار صد، پونصد می‌مونه خمسش.

مثلا دینت باطله.

این یعنی این.

ببین الان عرض کردم مثال زدم.

این یعنی بدون-- یعنی برداشتن وساطت‌ها.

واسطه خیلی مهمه.

برزخ خیلی مهمه.

اصلا جلسه‌ای به من و شما نگذرشت مگر اینکه در اون از اهمیت قوه خیال به عنوان برزخ بین نفس و بدن حرف زدیم.

اگر قوه خیال آلوده است دست من و شما به عقل‌مون نمی‌رسه.

قوه خیال اول باید پاک‌سازی بشه.

راه‌هاش هم گفتیم.

این همه ما گفتیم طرف یه جایی منو دیده بههه حاج آقا شیخ عبد الزهرا خدا لطف کرد چقدر شلاو گرفتم من شما رو ببینم.

خب بفرمایید حرفتون چیه؟

خدا شاهده.

میشه به منم نگاه کنید بگید الان گره من تو چیه؟

که من می‌دونم قوه خیالم مشکل داره.

اصلا همش آشوبه، تشویش ذهن دارم، پرش ذهن دارم، صدها اشکال موهشه تو ذهنم میاد اینا.

ولی شما ببین بگو.

آخه این چه طرز برخورد با کسیه که دو تا کتاب خونده؟

خب من که رمز و لما به شما دادم.

خودت داری اقرار می‌کنی مشکل خیالی داری.

بعد بهش میگم که آقا ما به ایشون گفتم آقا ما کاری در روایات و گفتار بزرگان به شما عرض می‌کنم تاثیرگذارتر و مهمتر، مهمتر در پاک‌سازی قوه خیال مثل هفتاد بار در روز ختم آیات سحره نداریم.

حضرت امام صادق صلی الله علیه فرمود بهترین کاره.

حضرت آقا امام خامنه‌ای ارواح الله رحمة و رضوان به عنوان کانال ارتباطی ما با امام عصرمون فرمودن بهترین کاره.

کدوممون انجام دادیم؟

به ایشون گفتم شما این صوت بنده رو گوش دادید؟

گفتم بهترین راهه؟

گفت بله، بله گوش دادم.

گفتم انجام دادید؟

گفت نخیر.

گفتم پس دیگه چی می‌خوای شما از من؟

این یعنی این.

می‌خواد جان؟

آیات پنجاه و چهار تا پنجاه و شش اعراف.

بله احسنت.

پنجاه و چهار تا پنجاه و شش.

حالا فرمایش آقا رو که ببینید آقا جان حضرت آقا امام جان رو ببینید پنجاه احسنت پنجاه و؟

پنج تا پنجاه و هفت پنج تا پنجاه و هفت چون بسم الله سوره رو هم جزو آیات می‌دونه، یه دونه عددش فرق می‌کنه.

اینو انجام بدید.

من بهشون گفتم آقا بنده هیچ مسخه دیگه‌ای برای شما ندارم جز اینکه یک سال، نگید چهل روز، یک سال مداومت کنید هر روز به هفتاد بار آیات سحره تا این پاک‌سازی صورت بگیره شما رفتارت- ولن تجد لسنة الله تبدیلا و تحویلا.

سنت الهی رو بردارید چوب می‌خورید.

سنت خداست از راههای اسباب.

ملک مقرب وجود خودت رو که به تو قرین توئه بیچاره از طرف خدا ماموریت گرفته تو رو تراخش کنه اینطوری بگیم.

بعد تو بی‌توجه‌ای بهش، اصلا بهش توجه نداری.

نه اونو حضرت جبرائیل تشریف میارن.

به شما میگن پس بفرمایین بشینید تا حضرت جبرائیل تشریف بیارن.

سرت به سنگ قبر بخوره.

این ریزه کاری‌ها رو جدی بگیرید.

بعد از این انشاالله یه فرق خیلی مهمی-- دیگه فرصت نمیمون گذاشت.

آقا ببخشید جان؟

شیوه [صدای محیط]بعد حالا بعضیا می‌پرسن که آقا یک باره هفتاد تاشو بگیم بله توی مجلس باشه اثرش بیشتره.

نمی‌تونید؟

تعطیلش نکن.

تقسیم کن از صبح تا شب هفتاد تا، هفتاد تا رو بگو.

تعطیلش نکن.

آقای بابایی یادتون باشه، من دوستانم یادتون، یادشون باشه که اینجا یه نکته‌ی مهمی اینجا باید بعد از این بگیم الان وقتشه منتها فرصتمون گذاشته.

چه فرقی بین عقل و قلب، چه فرقی بین عقل و قلب، چون اینجا بحث عقله، در فلسفه و عرفان وجود داره؟

آیا عقل در فلسفه همون قلب در عرفانه؟

یا با هم فرق می‌کنن؟

یا اصلاً تو فلسفه یا حکمت به عبارت در حکمت که ما الان داریم بحثشو می‌کنیم، اِاِاِ قلب جدای از عقله یا همین عقله؟

این‌ها رو هم خوبه شما بدونید یادم بندازید جلسه بعد این ریزه‌کاری، لن الان رو بگیریم بریم سراغ چیزای دی-- یه چیزی ما یادمون رفت.

هیچکس هم به من یادآوری نکرد.

گفتیم اول جلسه برای برکت جلسه سوره قدر بخونیم و تسبیحات خانم بخونیم و سلام به امام حسین بدیم.

نکردیم.

خودتون انجام بدید خب.

من میگم جلسه برکت داره.

خواستم الان بگم که ولی با این حال عجیب جلسه با برکت بود پس انشاالله انجام شماها بوده.

حداقل بیاید یه سلام به امام حسین بدیم که بمونه این جلسه قیامتی باشه برامون.

آقای بابایی خدا قوت خسته نباشید.

من راضی نیستم کسی این جلسه رو ضبط کرده باشه.

هر اونچه که نیاز دار-- شما به نیاز دارید که بیان بشه تو کانال تختی شدش میاد.

[سرفه] السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح البریه حلت بفنائک.

علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی ان الليل و النهار ولا جعل الله اخر العهد منی لزيارتكم.

السلام علی الحسين غروب اسمت دارم و علی ال یلن حسین و علی اولاد الحسین و علی حسن چون خودم یه عالم عوض شد یه خط روضه خونم مادرش دامون کن اگر کشتن چراام خاکت بکنم [گریه].

[سرفه]