ما هیچ چارهای نداریم دوستان، الا اینکه از سه ظلمت خلاص بشیم.
که الان هممون بدون استثنا در معرض این سه ظلمت هستیم.
یه توضیح مقدماتی بدم که هم مرتبط با بحث معرفت نفسمون و مقدماتش البته هست، هم توصیهای که پیرامون اون هدایا هست رو تقدیم کنیم.
این سه ظلمت یکیش ظلمت بدن ماست.
این بدن ما مانع ارتباط قطعی ما با عالم قدسه که مانع ارتباط اتمه.
حتی چنانچه خاطر شریفتون باشه عزیزانی که در سیر رساله سیر و سلوک سید بحر العلوم رحمت الله علیه پیگیر بودن مباحث رو، تو یکی از اون جلساتی که دریا زهرا غرب تهران غروبای جمعه عرض کردیم تو کانال هست عزیزانی که گوش دادن، اونجا ثابت کردیم از قول علامه حسین-- سید حسین حسینی تهرانی که حتی انسان کامل هم به جهت داشتن بدن عنصری مثل الان امام عصر ما تنها انسان کاملیست که با بدن عنصری در نشئه طبیعت حضور دارن، بقیه دیگه بدون بدن عنصری هستن.
به خاطر داشتن همین بدن، نحو اتصال و ارتباطشون یا به یک معنا میشه گفت اون عروجشون کامل و اکمل و اتم نیست.
به جهت داشتن بدن چرا؟
چون نفس باید تعلق به بدن داشته باشه تا رتق و فتق امور بدن رو بکنه.
اونجا بحثش رو داشتیم.
چون میدونم برای عدهای این سؤال برانگیزه، گفتم که اون مباحث رو اونجا گوش بدن براشون جا میفته چرا در خصوص انسان کامل همین چنینه.
که علامه دهدار چنانچه خاطر شریفتون باشه که رساله قضا و قدرش رو آوردیم اینجا از روش سخن گفتیم.
علامه خیلی تاکید دارن و تصحیح و-- تصحیح کردن این رساله رو و تعلیقه براش نوشتن.
عرض کردیم که ایشون فرمودن که تعلق انسان پس از مرگش به عین ثابتش پونصد سال باقی میمونه.
که اونجا اینو صحبت کردیم.
این تعلق پونصد سال باقی میمونه.
اونجا اگه کسی خواست این رو باز کردیم اونجا یعنی چی.
حالا پس بدن یکی از ظلمتهاییست که ما الان گرفتارشیم که عرض کردیم فلسفه شهادت اینه که شهید به مقام شهود میرسه و تنها مانع اتصال کاملش رو بلکه اکملش رو به حضرت حق این بدن میبینه معامله میکنه.
میگه اینم ورش دار.
این میشه شهادت.
بچه بازی نیست شهادت، مقام شهوده.
این یه نف-- یک ظلمت.
ظلمت بعدی نفس ماست.
خود نفس که البته الان شما باید حاضر جواب باشید بگید کدوم نفس؟
آفرین.
چرا عمار است؟
تعلق به بدن داره.
تعلق به بدن داره بیش از حد.
یعنی بدن بیچاره کرده نفس رو.
خواهشهای بدن بیش از حد متعارفه.
جلوی سیر نفس رو گرفته.
این میشه نفس اماره.
که اگر این تعلق کم بشه، کم بشه به حداقل و انزل مراتب دیگه جایی که دیگه فقط بدن بتونه حیاتش رو ادامه بده برسه از اون طرف به همون میزان نفس میتونه ارتباط بگیره با عالم قدس و بشه نفس مطمئنه.
پس یکی دیگه هم نفس بیچارهایه که بیچاره بدن شده.
که جسارت میکنم غالباً ما هممون این بیچارگی رو داریم.
و اصلاً این سیر معرفت نفس رو انشاالله میخوایم بریم که این بیچارگی رو برداریم از خودمون.
و سومین ظلمتی هم که گرفتارشیم، ظلمت خود دنیاست، عالم طبع، طبیعت.
که اینجا عرض کردیم بارها در سیر بحثها که نور و ظلمت مشوبن، حق و باطل مشوبن، عقل و وهم مشوبن، شب و روز مشوبن، یعنی گرگ و میشه اصطلاحاً.
شر و خیر با هم قاطیه.
هرکس نمیتونه تشخیص بده.
این ظلمتیست که ایجاد شده فقط هم اینجا اینطوریه.
دیگه ما فوق عالم طبع هیچ شری وجود نداره، هیچ ظلمتی نیست، هیچ باطلی نیست.
خب ما هیچ چارهای جز خارج شدن از این ظل-- سه ظلمت نداریم تا بتونیم ارتباط بگیریم با ملکوت وجود خودمون از طریق ملکوت وجود خودمون به ملکوت عالم که "وفی السماء رزقکم وما توعدون" که همه مطلق ارزاقه.
یکیش رزق علم و دانش و معرفت و حکمت و عرفانه که شما زانو زدید سر این سفره، ما با هم زانو زدیم سر این سفره.
تا از این سه ظلمت خارج نشیم خبری عزیز دلم از علم و معرفت و حکمت و عرفان نیست حاج آقا شما که ما رو بیچارهتر کردی که.
اصلاً ما اینجاییم که شما رو بیچاره کنیم، بیچارهتر کنیم.
خودمون رو هم همینطور.
تا یک فکری به حال بیچارگیمون بکنیم.
حالا، چه ذکری هست که با آدابش البته اگر گفته بشه، خیلی سریعالسیر مثل این قطارهای سریعالسیر اومده که یه مسیر مثلاً دوازده ساعته رو یک ساعته میره.
سریعالسیر ما رو در آن واحد از این سه تا ظلمت خارج میکنه.
هرکی گفت اون چه ذکریه؟
از سه ظلمت این که ما عرض کردیم سریعاً خارج میکنه.
بله؟
بلند بگین.
لا اله الا الله نه، از یک ظلمت ما رو خارج میکنه.
بله؟
احسنت به شما.
باز هم خواهرها.
برای سلامتی خواهری که گفتن یه صلوات بفرستیم.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
[صوت جمعیت] خب بله ذکر یونوسیه.
ما حالا اول بگم چه ربطی داره به خروج از سه ظلمت.
حضرت یونس علی نبينا و آله و عليه الصلاة والسلام هم از سه ظلمت به محض گفتن این ذکر خارج شد.
حالا بعضیا گفتن که چهارصد بار گفته.
بعضیا گفتن نه چهار هزار بار این ذکر رو گفته.
لذا بین عرفا حرف زده شده از این حیث که مثلاً یه کسی که میخواد کمال بشه، از کاملین بشه و اینها حداقل چهارصد بار برسونش تا چهار هزار بار.
این ذکر.
بله حتما در سجده.
حالا سر اینکه در سجده هست، یه سرش در اینه که خود حضرت یونس اینو در سجده گفته.
تو دل اون حالا و ذی النون اذ ذهب مغاضباً تو دل اون نهنگ حالا یا ماهی هرچی که بوده.
سر دیگرش که الان فرصتش نیست انشاالله در آثار سجده یه وقتی با هم بررسی میکنیم که در جامع الاسرار ملا سید حیدر آملی اومده البته.
اونجا میتونید ببینید.
خب سه تا ظلمتی که حضرت یونس بلافاصله ازش خارج شد چیه؟
که بعضیا گفتن نخیر، همون اولین بار که گفت این نهنگ عطسه کرد، ایشون پر-پرید بیرون.
پرت شد بیرون و به شکرانه چهارصد یا چهار هزار بار گفت.
حالا درش اختلاف هست کاری هم نداریم.
اون سه ظلمت چی بود؟
یکیش دل نهنگ بود.
اون تاریک بود، ظلمت دل نهنگ بود.
یکیش دل دریا بود، یکیشم دل شب بود.
تو شب گرفتار شد.
این سه تا ظلمت رو پشت سر گذاشت و نجات پیدا کرد.
لذا عرفا از همین جا برداشت کردن، استفاده کردن که برای خروج از این سه ظلمت این ذکر باید گفته بشه.
این ذکر از ذکرهاییست که آنی جواب میده.
در خروج از نور به-- از ظلمت به نور.
الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور.
ما نداریم ذکری که به این سرعت، به این جامعیت از هر سه ظلمت انسان رو خلاص کنه.
البته در سجده.
ما جلسه پیش در سوالی که یکی از خواهرها داشت در خصوص ذکر یونسی دست و پا شکسته البته جواب دادیم.
عرض کردیم که اونایی که برنامه دارن طبق برنامهشون فعلاً برن جلو تا بعدها ببینیم چه میشه کرد، برنامه میشه داد یا نه.
اونایی که ندارن حداقل یک بار بعد از هر نماز یا در سجده آخر نمازشون یا در سجده آخر نمازشون یا بعد از نماز الحمد لله رو که میگن لا اله الا انت میگن ذکر یونوسیه.
اما این برای کیاست؟
این برای حد اقلیهاست، نه شماها.
الان دیگه رسیدیم نقطه سر خط به شماها، به ما، به خودمون.
ماها زشته یک بار بگیم.
من و شما باید حد اقلش یعنی من دیگه کف، کف، کف خودم رو دیگه نگاه میکنم سطح رو.
کف سطح جلسه رو که خودم رو نگاه کنم، حد اقلش باید سه بار بگیم.
چون سه بار میشه ذکر کثیر.
ذکر ک-کمتر از سه بار دیگه ذکر کثیر نیست.
این اینکه سر اینکه اون ان الله و ملائکته يصلون رو، اون رو که میگیم بعد سه بار چون تو آیه که نیومده سه بار صلوات بفرستین.
سه بار صلوات فرستادن علتش اینه که ذکر کثیر بشه.
پس اینو یادمون باشه دیگه برای من و شماها تنبلترینتون که منم واقعاً میگم نه بازار گرم کنی باشه واقعاً من خودم رو از همه شما تنبلتر میبینم، میبینم نه اینکه بدونم.
حالا میخوای باور کن میخوای نکن.
سه بار دیگه حد اقلشه.
کسی که میتونه هفت بار، میتونی ده بار، میتونی چهل بار.
توجه کردید؟