ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 029

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز جلسه

بسم الله الرحمن الرحیم، و به او استعانت می‌جوییم.

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوت‌کننده به‌سوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.

«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.

ناگزیری خروج از سه ظلمت

دوستان، ما هیچ چاره‌ای نداریم جز اینکه از سه ظلمت خلاص شویم. همگی، بدون استثنا، اکنون در معرض این سه ظلمتیم. توضیحی مقدماتی می‌دهم که هم با بحث معرفت نفس و مقدمات آن مرتبط است، هم توصیه‌ای است پیرامون آن هدایا.


ظلمت بدن؛ مانع ارتباط اتم با عالم قدس

نخستین ظلمت، ظلمت بدن ماست. این بدن مانع ارتباط قطعی ما با عالم قدس است؛ مانع ارتباط اتم است.

حتی چنان‌که خاطر شریفتان باشد، عزیزانی که سیر رسالهٔ سیر و سلوک سید بحرالعلوم رحمة‌الله‌علیه را پی می‌گرفتند، در یکی از آن جلسات که غروب‌های جمعه در غرب تهران — دریا زهرا — گفته‌ایم و در کانال هست، از قول علامه سید حسین حسینی تهرانی ثابت کردیم که حتی انسان کامل نیز به جهت داشتن بدن عنصری، نحو اتصال و ارتباطش — یا به یک معنا عروجش — کامل و اکمل و اتم نیست. هم‌اکنون امام عصر ما تنها انسان کاملی است که با بدن عنصری در نشئهٔ طبیعت حضور دارد؛ بقیه بدون بدن عنصری‌اند.

چرا بدن چنین می‌کند؟ چون نفس باید تعلق به بدن داشته باشد تا رتق و فتق امور بدن را بکند. آنجا بحثش را داشته‌ایم. چون می‌دانم برای عده‌ای این سخن سؤال‌برانگیز است، همان مباحث را آنجا بشنوند تا جا بیفتد چرا در خصوص انسان کامل نیز همین‌گونه است.


رسالهٔ قضا و قدر و فلسفهٔ شهادت

علامه دهدار — چنان‌که خاطر شریفتان باشد رسالهٔ قضا و قدرش را آوردیم و از آن سخن گفتیم. علامه بر این رساله بسیار تأکید داشته‌اند؛ آن را تصحیح کرده‌اند و بر آن تعلیقه نوشته‌اند. فرموده‌اند تعلق انسان پس از مرگ به عین ثابتش پانصد سال باقی می‌ماند. آنجا اگر کسی خواست، باز کردیم که این یعنی چه.

پس بدن یکی از ظلمت‌هایی است که اکنون گرفتار آنیم. فلسفهٔ شهادت همین است: شهید به مقام شهود می‌رسد و تنها مانع اتصال کاملش — بلکه اکملش — به حضرت حق را همین بدن می‌بیند؛ معامله می‌کند؛ می‌گوید این را هم بردار. این می‌شود شهادت. شهادت بازیچه نیست؛ مقام شهود است. این یک ظلمت.


ظلمت نفس امّاره

ظلمت بعدی نفس ماست. خود نفس. باید حاضر جواب بود: کدام نفس؟ نفس امّاره. چرا امّاره است؟ چون تعلق به بدن دارد؛ تعلق به بدن بیش از حد. یعنی بدن، نفس را بیچاره کرده است. خواهش‌های بدن بیش از حد متعارف است و جلوی سیر نفس را گرفته. این می‌شود نفس امّاره.

اگر این تعلق کم شود، کم شود تا حداقل و انزل مراتب — تا جایی که دیگر فقط بدن بتواند حیاتش را ادامه دهد — از آن سو، به همان میزان، نفس می‌تواند با عالم قدس ارتباط بگیرد و نفس مطمئنه شود.

پس یکی دیگر نیز نفس بیچاره‌ای است که بیچارهٔ بدن شده. جسارت می‌کنم: غالباً همهٔ ما این بیچارگی را داریم. اصلاً این سیر معرفت نفس را می‌خواهیم برویم تا این بیچارگی را از خود برداریم.


ظلمت دنیا و عالم طبع

سومین ظلمتی که گرفتار آنیم، ظلمت خود دنیاست؛ عالم طبع؛ طبیعت. بارها در سیر بحث‌ها گفته‌ایم که نور و ظلمت مشوب‌اند، حق و باطل مشوب‌اند، عقل و وهم مشوب‌اند، شب و روز مشوب‌اند؛ اصطلاحاً گرگ‌ومیش. شر و خیر با هم آمیخته‌اند. هرکس به‌آسانی نمی‌تواند تشخیص دهد.

این ظلمتی است که ایجاد شده و فقط همین‌جا این‌گونه است. مافوق عالم طبع هیچ شری وجود ندارد، هیچ ظلمتی نیست، هیچ باطلی نیست.


ملکوت وجود و رزق آسمان

ما هیچ چاره‌ای جز خارج شدن از این سه ظلمت نداریم تا بتوانیم با ملکوت وجود خود ارتباط بگیریم؛ و از طریق ملکوت وجود خود به ملکوت عالم برسیم.

«وَفِى ٱلسَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» (سورهٔ ذاریات، آیهٔ ۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و روزی شما و آنچه وعده داده می‌شوید در آسمان است.

این مطلق ارزاق است. یکی‌اش رزق علم و دانش و معرفت و حکمت و عرفان است؛ همان سفره‌ای که زانو زده‌اید و ما نیز با هم زانو زده‌ایم. تا از این سه ظلمت خارج نشویم، عزیز دلم، از علم و معرفت و حکمت و عرفان خبری نیست.

اگر کسی بگوید حاج‌آقا شما که ما را بیچاره‌تر کردید، پاسخ همین است: اصلاً ما اینجا آمده‌ایم که شما را بیچاره کنیم؛ بیچاره‌تر کنیم؛ و خودمان را نیز. تا فکری به حال این بیچارگی بکنیم.


ذکر سریع‌السیرِ خروج از هر سه ظلمت

چه ذکری هست که اگر با آدابش گفته شود، بسیار سریع‌السیر ما را از این سه ظلمت خارج می‌کند؛ مثل این قطارهای سریع‌السیر که آمده‌اند و مسیری دوازده‌ساعته را یک‌ساعته می‌روند. سریع‌السیر، در آنِ واحد، ما را از این سه ظلمت بیرون می‌برد.

کدام ذکر است که از این سه ظلمت — همان که گفتیم — سریعاً خارج می‌کند؟

«لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هیچ معبودی جز خدا نیست.

نه. این از یک ظلمت خارج می‌کند.

پاسخ ذکر یونسیه است. باز هم خواهران. برای سلامتی خواهری که گفت، صلواتی بفرستیم.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرجشان شتاب کن.

حضرت یونس و پیوند ذکر با سه ظلمت

ذکر یونسیه. نخست بگویم چه ربطی به خروج از سه ظلمت دارد. حضرت یونس علی نبینا و آله و علیه‌الصلاةوالسلام نیز از سه ظلمت، به محض گفتن این ذکر، خارج شد.

برخی گفته‌اند چهارصد بار گفته؛ برخی گفته‌اند نه، چهار هزار بار این ذکر را گفته. لذا میان عرفا از این حیث سخن رفته که کسی که می‌خواهد به کمال برسد و از کاملین شود، دست‌کم چهارصد بار برساند تا چهار هزار بار. این ذکر.

و حتماً در سجده. سر اینکه در سجده است، یک سرش این است که خود حضرت یونس این را در سجده گفته؛ در دل آن نهنگ — یا ماهی، هرچه بوده.

«وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَـٰضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِى ٱلظُّلُمَـٰتِ أَن لَّآ إِلَـٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبْحَـٰنَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ» (سورهٔ انبیاء، آیهٔ ۸۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و صاحب ماهی را یاد کن، آن‌گاه که خشمگین برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی‌گیریم؛ پس در تاریکی‌ها ندا داد که معبودی جز تو نیست؛ منزّهی تو؛ من از ستمکاران بودم.

سر دیگرش که اکنون فرصتش نیست، ان‌شاءالله در آثار سجده وقتی با هم بررسی می‌کنیم؛ در جامع‌الاسرار سید حیدر آملی آمده است. آنجا می‌توان رجوع کرد.


سه ظلمت یونس و برداشت عرفا

سه ظلمتی که حضرت یونس بلافاصله از آن خارج شد چیست؟ برخی گفته‌اند نخیر: همان نخستین بار که گفت، نهنگ عطسه کرد و او پرید بیرون؛ پرت شد بیرون؛ و به شکرانه چهارصد یا چهار هزار بار گفت. در این اختلاف هست و کاری نداریم.

آن سه ظلمت چه بود؟ یکی دل نهنگ بود؛ تاریک بود؛ ظلمت دل نهنگ. یکی دل دریا بود. یکی نیز دل شب بود؛ در شب گرفتار شد. این سه ظلمت را پشت سر گذاشت و نجات یافت.

لذا عرفا از همین‌جا برداشت کرده‌اند و استفاده کرده‌اند که برای خروج از این سه ظلمت، این ذکر باید گفته شود. این ذکر از ذکرهایی است که آنی جواب می‌دهد؛ در خروج از ظلمت به نور.

«ٱللَّهُ وَلِىُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ» (سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنان را از تاریکی‌ها به‌سوی نور بیرون می‌برد.

ما ذکری نداریم که به این سرعت، به این جامعیت، از هر سه ظلمت انسان را خلاص کند. البته در سجده.


برنامهٔ عملی؛ کف جلسه و ذکر کثیر

جلسهٔ پیش، در پرسشی که یکی از خواهران در خصوص ذکر یونسی داشت، دست‌وپا شکسته پاسخ دادیم. گفتیم آنان که برنامه دارند طبق برنامه‌شان فعلاً پیش بروند تا بعدها روشن شود چه می‌توان کرد؛ برنامه می‌توان داد یا نه. آنان که ندارند، دست‌کم یک بار پس از هر نماز — یا در سجدهٔ آخر نمازشان، یا پس از نماز که الحمدلله می‌گویند — «لا إله إلا أنت» بگویند؛ ذکر یونسیه.

اما این برای کیست؟ این برای حدّاقلی‌هاست؛ نه برای شما. اکنون نقطه سر خط رسیده‌ایم به شما؛ به ما؛ به خودمان. ما را زشت است یک بار بگوییم.

من و شما باید حداقلش را بگوییم. من کف را نگاه می‌کنم؛ کف سطح جلسه را که خودم را نگاه کنم. حداقلش باید سه بار بگوییم. چون سه بار می‌شود ذکر کثیر. ذکر کمتر از سه بار دیگر ذکر کثیر نیست.

سر اینکه آن آیه را که می‌گوییم، پس از آن سه بار صلوات می‌فرستیم، همین است. در آیه نیامده که سه بار صلوات بفرستید. سه بار صلوات فرستادن علتش این است که ذکر کثیر شود.

«إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَـٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِىِّ ۚ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ صَلُّوا۟ عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًا» (سورهٔ احزاب، آیهٔ ۵۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و به تمام و کمال سلام گویید.

پس این را یادمان باشد: برای من و شما — تنبل‌ترینتان که منم؛ واقعاً می‌گویم، نه بازارگرمی؛ واقعاً خودم را از همهٔ شما تنبل‌تر می‌بینم؛ می‌بینم، نه اینکه بدانم. می‌خواهی باور کن، می‌خواهی نکن — سه بار دیگر حداقل است. کسی که می‌تواند هفت بار؛ می‌توانی ده بار؛ می‌توانی چهل بار.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.