ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.

الحمد لله على کل نعمه و اسال الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

در محضر پنج شهید خوشنام هستیم.

ان شاء الله که روح بلند این شهدا همه ما رو دعا کنن و ما رو بلند کنند، از زمین به آسمون برسونند، ارتباط و اتصال بین ما و عالم بالا رو این‌ها واسطه بشن و برقرار کنن.

ضمن تبریک این ایام بسیار پرنور، چه ایام گذشته عید ماه رجب و چه ایام شعبانیه پیش رو، امیدوارم که امام عزیزمون، امام زمان عزیزتر از جانمون هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و از صaire همه ما رو مورد عنایت و دعاهای خاص خودشون قرار بدن.

صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج.

ابتدا هدیه هر جلسه‌مون رو تقدیم کنم.

خب همه شما ان شاء الله میخواید بیفتید تو دور درس و بحث و مباحثه و فهم حقایق عرشی و خوانش و فهم کتاب‌های سنگین و صحف و کتب نوریه عرفانیه و حکمیه.

این می‌طلبه که کمک بگیرید.

یکی از بهترین کمک‌هایی که از عالم قدس می‌گیرید این هدیه‌ست که تقدیم می‌کنیم.

بنده از همون جوانی خودم رو عادت دادم به این هدیه آسمانی.

آثار و برکاتش رو هم دیدم.

شما هم ان شاء الله ببینید.

سندش هم در مفاتیح الجنانه، جای دوری نیست.

خدا رحمت کنه از آقای بهجت رو به بنده اجازه دادن که آنچه که در مفاتیح هست رو انجام بدم.

الان نگاه نکنید که هرکی به هرکسی توصیه‌ای می‌کنه ماشاالله گاهی اوقات که ماشاالله هم نداره ما شاء الشيطان.

تا دلت بخواد تو فضای مجازی پره آقا این ذکر رو بگو این اثرشه این کارو انجام بده یه ختمو این وردو در صورتی که اینا آداب داره اولین ادبش اذن یک بزرگیست یک راه بلد و کار بلد و یک استاد کلی‌ست یک کمالی‌ست که راه رو پیموده باشه به شما اجازه بده.

خیلی از از کار رو ما اصلاً حق نداریم بگیم.

مثال بزنم؟

جسارت می‌کنم این مثال رو می‌زنم.

ما وقتی میریم وارد بیت الخلاء می‌شیم هر کاری اونجا مکروهه، هر حرفی اونجا مکروهه جز ذکر خدا.

عجب در مستراح هم ذکر خدا باید بله اونجا هم باید گفت.

خب حالا که باید گفت پس من مطلقاً هر ذکری بگم در اون محله که محل دفع خبیثاته بگم یا کاشف یا بگم مثلا یا سميع بگم یا بصیر اجازه دارم این از کار رو اونجا استفاده کنم؟

حق ندارم این بی‌ادبیه، این بی‌ادبیه.

بگو تا برات گناه بنویسن.

چی باید گفت؟

اونچه که مولا فرمودن، فرمودن وارد میشی بگو يا ستّار العيوب.

هر ذکری جایi داره.

حالا اذیتتون نکنیم بحث ما عرفان عملی نیست فعلاً، فعلاً حرف بحثمون عرفان نظری‌ست.

رد شیم.

این هدیه رو امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام از پیغمبر عزیز عالم خاتم الانبیا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم دریافت کردن.

و مولا فرمودن که از وقتی من این کار رو مداومت کردم دیگه هیچ چیزی فراموشم نشد.

حالا بنده چیزی که در خصوص خودم تجربه کردم، چیزهای خوب فراموشم نمیشه.

مثلاً همین درس و بحث‌ها.

ولی خب چیزای بد الحمد لله فراموشم میشه.

خدا رحمت کنه استاد سراج رو که این خاطره‌ای که میگم شما باید اینطوری بشینید.

این‌ها اظهار فضل نیست، تجربه بنده است.

جلسات خصوصی‌ای داشتن ما خدمتشون میرسیدیم جلوی منبر ایشون می‌نشستم من جلوی جلو مثل شما چجوری‌ین کاغذ قلم دستتون همینطور دو زانو می‌نشستم، منتظر بودم که از لب مبارک ایشون چیزی خارج شه بنویسم، می‌نوشتم.

بعد می‌رفتم خونه برای خانواده یا برای رفیقام این‌ها می‌گفتم آثار و برکاتشو می‌دیدم.

اولین جلسه‌ای که حضور پیدا کردم، خب من سنم از همه کمتر بود تو جلسه.

جلسه بعد یعنی جلسه دوم بود.

ایشون گفت جلسه قبل رو کی می‌تونه خلاصه بگه؟

همه ساکت بودن.

خب منم تازه وارد بودم روم نمیشد که.

بلد بودم، حاضر جواب بودم، پررو بودم تو این مباحث لا حیا على الدين.

اگرچه الحیا اصل الدين اما لا حیا على الدين.

اینا رو چجوری با هم جمع کنیم؟

حیا اصل و ریشه دینه.

بعد میگه در دین حیا نیست.

یعنی چی؟

در کارهای بد، در گناه و معصیت حیا اصل دینه.

اما در عمل خیر حیا وجود نداره.

برای چی خجالت می‌کشی؟

خجالت نداره سوالی رو بلد نیستی بپرسی.

خجالت نداره اذان بگی خجالت نداره بماند.

خب من اونجا نشسته بودم بعد هیچ‌کس جواب نداد.

حتی ایشون اسم برد از مثلا نابغه‌های جلسه‌ش.

آقا شما چی گفتم؟

استاد شرمنده یادم رفت آقا شما.

اصلا ایشون وا رفت.

گفت خواهشا دیگه از جلسه بعد هیچ‌کس تشریف نیاره منم دیگه نمیام جلسه تعطیل.

خیلی ریخت به همه‌شون.

یک نفر هیچی نگفت.

من دیدم اینطوری شد دیگه پررو شدم گفتم استاد میشه من یه چیزی بگم؟

گفت شما؟

جلسه دومم بود، بچه هم بودم.

گفت بفرما گفت بفرما.

شروع کردم حدود بیست دقیقه، یک ساعت صحبت‌های ایشون رو گفتم.

خدا رو شاهد می‌گیرم ایشون چنان هاج و واج گوش می‌داد بعد که تموم شد گفت از جلسه بعد به برکت این جوون من جلسه رو هستم و هیچ‌کسم نیاد من ادامه میدم.

من اینطوری آدم می‌خوام.

حالا اینو من به شما مثال زدم از خودم.

چرا راه دور بریم؟

این اظهار فضیلت نیست.

این آثار و برکات اون عمله.

مثل جلسه پیش اون هدیه‌ای که می‌خواستم بگم کلی تهییج کردم، ترغیب کردم شما رو بعد گفتم.

حالا می‌خوام در خدمت شما عرض کنم.

شاید هم خیلی‌هاتون دارید انجامش میدید.

نمی‌دونم.

حتما این کار رو انجام بدید بعد از هر نماز واجب‌تون پیغمبر به امیرالمؤمنین توصیه کرد، ایشون هم به شیعیانشون که این دعا رو بخونید.

سبحان من لا يعتدي على اهل مملكته، سبحان من لا يأخذ أهل الأرض بألوان العذاب، سبحان الرؤوف الرحيم، اللهم اجعل لي في قلبي نورا وبصرا وفهما وعلما إنك على كل شيء قدير.

حالا چهار تا جمله‌شم کلمه‌شم بنویسید جستجو کنید تو گی-- گوگل میاد بالا اصن می‌تونید ببینید متن‌ش.

اینو مداومت کنید بعد می‌بینید که چقدر برکات