یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز جلسه؛ استعاذه و سلام
«يَا رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ ٱلشَّيَاطِينِ وَمِن شَرِّ نَفْسِى وَمِن شَرِّ خَلْقِكَ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، از وسوسهها و ضربههای شیاطین، و از شرّ نفسم، و از شرّ آفریدگانت، به تو پناه میبرم.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.
«لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ ٱلْعَلِىِّ ٱلْعَظِيمِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هیچ نیرو و توانی نیست مگر به خدای بلندمرتبهٔ بزرگ.
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
«ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَىٰ كُلِّ نِعْمَةٍ وَأَسْأَلُ ٱللَّهَ مِن فَضْلِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سپاس خدا را بر هر نعمت، و از فضل او درخواست میکنم.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِىَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِىَّ آيَاتِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوتکننده بهسوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.
«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.
پنج شهید و تبریک ایام پرنور
در محضر پنج شهید خوشنام نشستهایم. انشاءالله روح بلند این شهدا همهٔ ما را دعا کنند؛ ما را از زمین به آسمان برسانند؛ و خود واسطه شوند تا ارتباط و اتصال میان ما و عالم بالا برقرار گردد.
این ایام بسیار پرنور را تبریک میگویم: هم اعیاد گذشتهٔ ماه رجب، هم ایام شعبانیه که پیش روست. امیدوارم امام عزیزمان، امام زمان — که از جان عزیزتر است — هر کجا تشریف دارند حالشان خوش باشد، و همهٔ ما را مورد عنایت و دعاهای خاص خود قرار دهند. صلواتی هدیه کنید.
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و فرجشان را نزدیک گردان.
هدیهٔ آسمانی درسآموزان
نخست هدیهٔ هر جلسه را تقدیم میکنم.
همهٔ شما انشاءالله میخواهید در دور درس و بحث و مباحثه بیفتید؛ حقایق عرشی را بفهمید؛ صحف و کتب نوریهٔ عرفانی و حکمی را بخوانید و بفهمید. کتابهای سنگین است. این کار کمک میخواهد. یکی از بهترین کمکهایی که از عالم قدس میگیرید، همین هدیهای است که تقدیم میکنیم.
بنده از همان جوانی خود را به این هدیهٔ آسمانی عادت دادهام. آثار و برکاتش را نیز دیدهام. شما نیز انشاءالله آثارش را ببینید. سندش در مفاتیحالجنان است؛ جای دوری نیست.
اذن بزرگان و ادب ذکر
خدا آیتالله بهجت را رحمت کند. به بنده اجازه دادند آنچه در مفاتیح هست انجام دهم.
اکنون نگاه نکنید که هر کس به هر کس توصیهای میکند و «ما شاء الله» میگوید؛ گاهی حتی همان «ما شاء الله» هم نیست، «ما شاء الشیطان» است.
«مَا شَاءَ ٱلشَّيْطَانُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنچه شیطان بخواهد.
تا دلتان بخواهد فضای مجازی پر است: این ذکر را بگو، این اثرش است، این کار را بکن، این ختم را، این ورد را. در صورتی که اینها آداب دارد. نخستین ادبش اذن یک بزرگ است: راه بلد و کاربلد؛ استادی کامل؛ کسی که راه را پیموده باشد و به شما اجازه بدهد. بسیاری از این کارها را ما اصلاً حق نداریم بگوییم.
هر ذکر جایی دارد؛ مثال بیتالخلاء
مثال بزنم؟ جسارت میکنم این مثال را میزنم.
وقتی وارد بیتالخلاء میشویم، هر کاری آنجا مکروه است، هر سخنی آنجا مکروه است، جز ذکر خدا. عجب: در مستراح هم ذکر خدا باید گفت؛ آنجا هم باید گفت. حال که باید گفت، آیا مطلقاً هر ذکری را در آن محل — که محل دفع خبائث است — میتوان گفت؟ «یا کاشف» بگویم؟ «یا سمیع» بگویم؟ «یا بصیر» بگویم؟ اجازه دارم این اسماء را آنجا به کار ببرم؟
حق ندارم. این بیادبی است؛ این بیادبی است. بگو تا برایت گناه بنویسند. چه باید گفت؟ آنچه مولا فرمودهاند. فرمودهاند چون وارد میشوی بگو:
«يَا سَتَّارَ ٱلْعُيُوبِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای پردهپوش عیبها.
هر ذکری جایی دارد.
بحث ما فعلاً عرفان عملی نیست؛ بحثمان عرفان نظری است. از این بگذریم.
سند هدیه: از پیامبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام
این هدیه را امیرالمؤمنین علیهالصلاةوالسلام از پیامبر عزیز عالم، خاتمالانبیا محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآلهوسلم، دریافت کردند. و مولا فرمودند: از وقتی بر این کار مداومت کردم، دیگر هیچ چیز از یادم نرفت.
آنچه بنده در خصوص خودم تجربه کردهام این است که چیزهای خوب از یادم نمیرود؛ مثلاً همین درس و بحثها. چیزهای بد، الحمد لله، فراموشم میشود.
آثار مداومت؛ خاطرهٔ جلسهٔ استاد سراج
خدا استاد سراج را رحمت کند. این خاطرهای که میگویم، شما باید اینگونه بنشینید. اینها اظهار فضل نیست؛ تجربهٔ بنده است.
جلسات خصوصیای داشتند. خدمتشان میرسیدیم. جلوی منبر ایشان مینشستم؛ جلوِ جلو. درست مانند شما که کاغذ و قلم به دست دارید، همینطور دوزانو مینشستم. منتظر بودم از لب مبارک ایشان چیزی بیرون آید تا بنویسم؛ مینوشتم. سپس به خانه میرفتم و برای خانواده، یا برای رفقا، نقل میکردم و آثار و برکاتش را میدیدم.
نخستین جلسهای که حضور یافتم، سنّم از همه کمتر بود. جلسهٔ بعد، یعنی جلسهٔ دوم، ایشان گفت: جلسهٔ پیش را چه کسی میتواند خلاصه کند؟ همه ساکت بودند. من نیز تازهوارد بودم؛ رویم نمیشد. بلد بودم؛ حاضر جواب بودم؛ در این مباحث پررو بودم. اگرچه میگویند حیا اصل دین است، اما میگویند بر دین حیا نیست. این دو را چگونه با هم جمع کنیم؟
«ٱلْحَيَاءُ أَصْلُ ٱلدِّينِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): حیا اصل و ریشهٔ دین است.
«لَا حَيَاءَ عَلَى ٱلدِّينِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بر دین حیا نیست.
حیا اصل و ریشهٔ دین است؛ سپس میگوید در دین حیا نیست. یعنی چه؟ در کارهای بد، در گناه و معصیت، حیا اصل دین است. اما در عمل خیر، حیا وجود ندارد. برای چه خجالت میکشی؟ خجالت ندارد سؤالی را که بلد نیستی بپرسی. خجالت ندارد اذان بگویی. خجالت ندارد؛ بماند.
من آنجا نشسته بودم. هیچکس جواب نداد. حتی ایشان از نابغههای جلسهاش اسم برد: آقا شما چه گفتم؟ «استاد شرمنده، یادم رفت.» آقا شما؟ اصلاً ایشان از کوره دررفت. گفت: خواهش میکنم از جلسهٔ بعد هیچکس تشریف نیاورد؛ من هم دیگر نمیآیم؛ جلسه تعطیل. خیلی به همه تاخت. یک نفر هیچ نگفت.
دیدم کار به اینجا رسید؛ پررو شدم. گفتم: استاد، میشود من چیزی بگویم؟ گفت: شما؟ جلسهٔ دومم بود؛ بچه هم بودم. گفت: بفرمایید؛ بفرمایید.
شروع کردم. حدود بیست دقیقه، یک ساعت صحبت ایشان را بازگو کردم. خدا را شاهد میگیرم چنان هاج و واج گوش میداد. چون تمام شد گفت: از جلسهٔ بعد، به برکت این جوان، من در جلسهام هستم؛ و اگر هیچکس هم نیاید، ادامه میدهم. من اینگونه آدم میخواهم.
این را از خودم برای شما مثال زدم. چرا راه دور برویم؟ این اظهار فضیلت نیست. این آثار و برکات همان عمل است. مانند جلسهٔ پیش: آن هدیهای را که میخواستم بگویم، نخست بسیار تهییج کردم و ترغیب کردم، سپس گفتم. اکنون نیز در خدمت شما میگویم. شاید بسیاری از شما دارید انجام میدهید؛ نمیدانم.
دعای تقویت حافظه پس از نماز واجب
حتماً این کار را انجام دهید: پس از هر نماز واجبتان. پیامبر به امیرالمؤمنین توصیه کرد، و ایشان نیز به شیعیانشان، که این دعا را بخوانید:
«سُبْحَانَ مَن لَّا يَعْتَدِى عَلَىٰ أَهْلِ مَمْلَكَتِهِ، سُبْحَانَ مَن لَّا يَأْخُذُ أَهْلَ ٱلْأَرْضِ بِأَلْوَانِ ٱلْعَذَابِ، سُبْحَانَ ٱلرَّءُوفِ ٱلرَّحِيمِ، ٱللَّهُمَّ ٱجْعَلْ لِى فِى قَلْبِى نُورًا وَبَصَرًا وَفَهْمًا وَعِلْمًا، إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منزه است آنکه بر اهل مملکت خود ستم و تجاوز نمیکند. منزه است آنکه اهل زمین را به رنگهای عذاب نمیگیرد. منزه است آن رؤوف مهربان. خدایا، در دلم نوری و دیدهای و فهمی و علمی قرار ده؛ بهراستی تو بر هر چیز توانایی.
چهار جملهاش، کلمههایش را بنویسید و جستجو کنید؛ متنش میآید و میتوانید ببینید.
بر این دعا مداومت کنید؛ آنگاه خواهید دید که چه اندازه برکات دارد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.