یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز جلسه و تبریک میلاد امام سجاد علیهالسلام
بسم الله الرحمن الرحیم، و از او استعانت میجوییم.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.
«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِيَّ ءَايَاتِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوتکننده بهسوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.
«سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام و رحمت خدا بر شما باد.
تبریک میگویم میلاد بسیار باعظمت امام چهارم، حضرت علیبنالحسین، زینالعابدین و زینت عبادتکنندگان؛ سید و آقای سجدهکنندگان.
منبریِ اهل بهشت و رزق عقلی
الله اکبر از عظمت ایشان. بسیار عجیب است آنچه فرمودهاند: در بهشت، آن کس که منبریِ اهل بهشت است — از طبقات اعلی بگیر تا انزل مراتب بهشت — آن کس که منبر میرود و معارف را انتقال میدهد، ایشان است. بسیار عجیب. چرا؟ سرّش در چیست؟
بر اساس آن آیه که مرحوم سید بحرالعلوم در رسالهٔ سیر و سلوکش میآورد:
«وَلَا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتًۢا ۚ بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندار؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.
آنچه آنجا رزق است، به قول متعارف سیب و گلابی و اینها به این شکل نیست. آنجا رزق، رزق عقلی است؛ معارف است؛ علم است. پس آن کس که به یک معنا رزّاق اهل بهشت است — که منبر میرود و معارف را انتقال میدهد — ایشان است: امام سجاد. چه عظمتی داشته و دارد ایشان.
سجده؛ سرِّ سیدالساجدین بودن
و میتوان به یک معنا گفت سرّ این عظمت در همان سیدالساجدین بودنش است: سجده، سجده.
خدای منّان به حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیهالصلاةوالسلام فرمود: میدانی چرا تو را به کلیمالله بودن اختیار کردم؟ به این جهت که دیدم در میان خلایقم، تو بیشتر از همه، پس از فرایضت، مینشینی و سجده میکنی و با من گفتوگو میکنی.
برخی را دیدهاید: تا نمازشان تمام میشود، فرار. سریع. یک تسبیحات هم به زور میگویند. اما نه؛ برخی دلشان نمیآید به سرعت بروند. مینشینند؛ تعقیبات، عقبِ نماز است. نمازشان عقبه دارد. مینشینند دعا میکنند، ذکر میگویند، سجده — خصوصاً سجدههای طولانی.
تعقیبات و صاحبِ امروز
بحث ما، چون احراز و عوذات و ادعیه به صورت خاص بود، صاحبش هم امروز است؛ زینتش امروز است. تا آنجا که آن صحیفهٔ ایشان را زبور اهل بیت فرمودهاند.
صحیفهٔ سجادیه، خواهر قرآن
یادم هست وقتی بچه بودیم — خدا رحمت کند همان مادرم را، خدا بیامرزدش — میگفت: پسرم، قرآن یک خواهر و برادر هم دارد. میفرمود خواهر قرآن صحیفهٔ سجادیه است و برادرش نهجالبلاغه. و واقعاً هم چنین است. چه عظمتی در صحیفه هست.
ظرفیت مخاطب و مقامات انشایی در ادعیه
به قول حضرت استاد علامه حسنزاده علیهالرحمه، اهل بیت در روایات و احادیث نسبت به سعهٔ وجودی مخاطب و مستمعشان سخن گفتهاند؛ یعنی مخاطب را در نظر گرفتهاند. آن حقایق عرشی را ریختهاند روی کلماتی و الفاظی که هر کسی متوجه نمیشد؛ ظرفیتش را نداشتند.
اما مقامات انشاییشان در ادعیه است. یعنی در ادعیه، امام سجاد صلواتاللهعلیه غوغا کرده است. دقیقترین و لطیفترین و شریفترین معارف را در میان ادعیه میتوان یافت. همین دعاها، همین احراز و عوذات و تعویذ و حرز و دعاها: همینهاست. اینها مقامات انشایی آنان است. وقتی با خدای منّان به سخن افتادهاند، دیگر ربطی به مستمع ندارد؛ با خدا سخن میگویند. از این رو مقامات انشاییشان است؛ ظهور وجودیشان است. اینها بسیار عظمت دارد.
دعای مکنونه و خروج پاک از دنیا
برای آنکه بحث را به مباحث هرروزمان الصاق کنیم و سنجاق کنیم، یکی دیگر از دعاهایی که بسیار بر آن تأکید شده، دعای مکنونه است. در مفاتیح هست؛ در قسمت تعقیبات مشترکه. ابنبابویه و شیخ طوسی و دیگران این را به سندهای معتبر از امیرالمؤمنین علیهالصلاةوالسلام بسیار نقل کردهاند.
اثرش چیست؟ هر که بخواهد از دنیا بیرون رود و حال آنکه از گناهان پاک شده باشد، چنانکه طلا از غش پاک میشود. کی دوست دارد به گونهای از دنیا برود که از همهٔ گناهان پاک شده باشد؟ و اینجایش بسیار شیرین است: و از او بازخواست مظلمه ننمایند. این مظالم عباد است؛ آن چیزی که به گردنش هست، حتی حقالناس.
شفاعت و حقالناس؛ هشدار از کژفهمی
چه ارتباطی هست میان این دعا و برداشته شدن حقالناس؟ اگر روایت دیگری را به این الصاق کنیم، حضرت اباعبدالله الحسین صلواتاللهعلیه فرمودهاند که ما در این مقام میآییم به شفاعت دوستانمان؛ حتی حقوق مالیشان را هم از جیب خودمان میپردازیم و صاحبان حق را راضی میکنیم.
این البته به گوش هر کسی نباید برسد. بعد ادعا میکنند هیئتیها — اعوذ بالله — که حالا به هر که بدهکاریم ولش کن، امام حسین هست.
مثل آن هیئتی که میرفتیم. ماشاءالله چه جوانهای گریهکن؛ خودشان را میکشتند؛ لطمهزنان و مویهکنان، با سر به دیوار میرفتند، در روضهای که ما میخواندیم. بعد مداح آنجا — که رفیق ماست — گفت هفتاد درصد این بچهها نماز نمیخوانند. با ایشان که صحبت کردیم، میگفتند نماز ما را امام حسین در کربلا خوانده است. حالا اگر این حدیث را هم بشنوند، دیگر هیچ؛ بگویند این کلاه را هم بردار، ارباب داریم.
نه؛ اینطور نیست. سلسلهای دارد. امروز روزیِ نفوس شما شده است؛ و آن هم نه هر کسی.
پس فرمود که در قیامت چنین وارد میشود، در حالی که مظلمهای به گردنش نیست. میشود در همین دنیا اهل بیت کمک کنند تا این مظالم عباد را بدهد، بدهکاریهایش را بدهد، برای حقالناس رضایت بگیرد؛ یا آن سو اهل بیت دست به کار میشوند. چیز کمی نیست اینها. چه کند؟
نسبت پروردگار: سورهٔ توحید
فرمود که پس از نمازهای پنجگانه، نسبت پروردگار را بخواند. در کتابها هر جا فرمودهاند نسبت پروردگار را بخوانید، مقصود سورهٔ «قل هو الله احد» است. این شناسنامهٔ خداست. تنها سورهای است که در آن از هیچ کس جز خدا سخن نگفته است.
حتی آیهٔ سه سورهٔ حدید:
«هُوَ ٱلْأَوَّلُ وَٱلْءَاخِرُ وَٱلظَّـٰهِرُ وَٱلْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ» (سورهٔ حدید، آیهٔ ۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست آغاز و انجام و پیدا و پنهان؛ و او به هر چیز داناست.
آن ضمیر «او» همان «او»ی آغاز سورهٔ توحید است. چهار وصف اول و آخر و ظاهر و باطن نیز همه اویند. اما دنبالهٔ آیه که او را به هر چیز دانا میداند، باز کلمهٔ «شیء» در آن هست؛ غیر از حق در آن آمده است. حق، آن ذات غیبی است؛ و در این آیه باز «شیء» آمده است.
آن سورهای که هیچ چیز جز حق در آن نیست — ذات غیبی چیست؟ — سورهٔ توحید است. به آن میگویند نسبت.
«قُلْ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدٌ» (سورهٔ اخلاص، آیات ۱ تا ۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو اوست خدای یکتا. خدا بینیاز است. نه زاده و نه زاده شده است. و هیچ کس همتای او نیست.
این را فرمودهاند دوازده مرتبه پس از نمازهای پنجگانه بخواند؛ آنگاه دستش را به دعا بلند کند و بالا بیاورد.
راز مکنون و تعلیم دستبهدست
امیرالمؤمنین میفرماید: این از رازهای مکنون است که رسول خدا تعلیم فرمود. «مکنون» بر وزن مفعول، از «کنّ» میآید.
«إِنَّهُۥ لَقُرْءَانٌ كَرِيمٌ فِى كِتَـٰبٍ مَّكْنُونٍ» (سورهٔ واقعه، آیات ۷۷ و ۷۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بهراستی که این قرآنی است ارجمند، در کتابی پوشیده و نهان.
«کنّ» یعنی در پرده است؛ پوشیده شده است. هر کسی به سرّش راه ندارد؛ هر کسی به این دعا دسترسی پیدا نمیکند. اکنون بعضی جاها اینها را میگوییم، طرف ریشش سفید شده، اولین بار است که این دعا را میشنود: چنین دعایی هم هست؟ رزق باید باشد؛ توفیق باید باشد. اینطور نیست که هر کسی به آن برسد. تازه اگر به آن هم برسد، به سرّش هر کسی نمیرسد.
فرمود: پیغمبر مرا تعلیم کرد این دعا را، و باز به من تأکید کرد که به حسنین هم تعلیم بده. یعنی از دعاهایی است که دستبهدست شده است.
حضرت امام فرمودند مناجات شعبانیه را ندیدهام. عین صحبتشان این است که ندیدم دعایی که همهٔ اهل بیت خوانده باشند جز مناجات شعبانیه. چیزی که این بندهٔ حقیر متوجه شدهام، این دعا نیز ظاهراً همهٔ اهل بیت داشتهاند و خواندهاند؛ چون مکنونه است و دستبهدست شده است.
دوازده بار سورهٔ توحید را میخوانی؛ بعد این دعا را. دست را بلند میکنی. عبارت عربیاش پنج شش سطر است. در مفاتیح، تعقیبات مشترکه، دعای مکنون از امیرالمؤمنین هست. عبارتش را میآوریم تا از نور لفظ نیز برخوردار شویم.
متن دعا و وساطت حضرت شیث علیهالسلام
«ٱللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِٱسْمِكَ ٱلْمَكْنُونِ ٱلْمَخْزُونِ ٱلطَّاهِرِ ٱلطُّهْرِ ٱلْمُبَارَكِ وَأَسْأَلُكَ بِٱسْمِكَ ٱلْعَظِيمِ وَسُلْطَانِكَ ٱلْقَدِيمِ يَا وَاهِبَ ٱلْعَطَايَا يَا مُطْلِقَ ٱلْأُسَارَىٰ يَا فَكَّاكَ ٱلرِّقَابِ مِنَ ٱلنَّارِ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَفُكَّ رَقَبَتِي مِنَ ٱلنَّارِ وَأَخْرِجْنِي مِنَ ٱلدُّنْيَا آمِنًا وَأَدْخِلْنِي ٱلْجَنَّةَ سَالِمًا وَٱجْعَلْ دُعَائِي أَوَّلَهُ فَلَاحًا وَأَوْسَطَهُ نَجَاحًا وَآخِرَهُ صَلَاحًا إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ ٱلْغُيُوبِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، از تو میخواهم به نام پوشیده و نهفته و پاک و پاکیزه و مبارکت؛ و از تو میخواهم به نام بزرگت و سلطنت دیرینت. ای بخشندهٔ عطاها، ای رهاکنندهٔ اسیران، ای گشایندهٔ گردنها از آتش: بر محمد و خاندان محمد درود فرست و گردن مرا از آتش بگشای، و مرا ایمن از دنیا بیرون بر و سالم به بهشت درآور، و دعایم را آغازش رستگاری و میانهاش کامیابی و پایانش شایستگی قرار ده؛ که تویی دانای نهانها.
به به، مبارک. آن اسمی که مکنون است، مخزون است، طاهر است، مطهّر است، مبارک است. پیداست که اسم عظیم — اسم اعظم حق — در این دعا هست.
آنجا که خدا را بخشندهٔ عطاها میخواند، پای حضرت شیث علیهالسلام در میان است. همهٔ مِنَح و عطایای الهی به وساطت حضرت شیث بر سر بندگان میبارد.
ثواب قرائت توحید پس از نماز
سید ابنطاووس در خصوص سورهٔ توحید که در اینجا ده، دوازده بار آمده، از رسول خدا روایتی آورده است که خوب است دانسته شود: هر کس تنها یک بار — اینجا که دوازده بار است — یک بار سورهٔ توحید را پس از نمازش بخواند، پیامبر فرمود رحمت از آسمان به سرش میریزد. سکینه بر او نازل میشود؛ آرامش. خدا نظر رحمت به او میافکند. گناهانش را میبخشد؛ و هر حاجتی که در پی سورهٔ توحید سؤال کند برآورده است؛ و در امان خداست. الله اکبر.
هدیه به حضرت نرگس خاتون و پایان جلسه
از همین روست که بعضی از بزرگان فرمودهاند پس از نمازهای واجبتان یک سورهٔ توحید هدیه کنید به مادر امام زمان، حضرت نرگس خاتون. شاید سرّش در همین باشد.
دعای دیگری هم بود؛ فرصت گذشت. انشاءالله روزهای بعد.
انشاءالله عاقبتمان ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.