ددرس‌گفتارها

[همهمه] محمد اعجب الله.

اللهم صل على محمد و آله محمد واجعل.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

اگر کسی در نماز جماعت به دو تا رکن امام نرسید به هر دلیلی، ابتدا کرده عقب افتاد.

به دو تا رکن پشت سر هم اگر نرسید دیگه نمازش فرادا است.

اما اگر به یک رکن نرسید مثلا رکوع امام تا قبل از اینکه امام مثلا سر در هم و می‌خواد برداره می‌خواست بره رکوع دید امام سرش رو برداشت.

ایشون رفت رکوع.

باید ادامه بده نمازش رو ادامه بده به همون جماعت.

چون یک رکن عقب افتاده خودشو به سجده امام برسونه.

اما دو تا رکن عقب افتاد دیگه باید نیت فرادا کنه.

اینو حواستون باشه.

ادا-- اجازه بدید که به فضل الهی یک تأکید دیگری بکنم به آیات صخره.

که آیات پنجاه و چهار تا پنجاه و شش سوره اعراف معروف به آیات صخره از إن ربكم الله الذي شروع میشه تا قريب و من المحسنين.

نکته نهصد و هفتاد و هشت هزار و یک نکته حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه رو اگر ملاحظه فرموده باشید، تأکید ویژه ای ایشون داره به همین آیات صخره.

من تأکید ایشون رو بخونم.

می فرمایند آیه صخره به همین عنوان در السنه خواص، خواص صحابه یعنی بر روی زبان خواص صحابه بلکه غیر خواص نیز دائر بوده است و در جوامع روایی چون کوکب دری، در درخشان است.

ببین علامه بگه این در درخشان است و همه بهش تأکید داشتن.

تو اصول کافی هم میتونید اصلاً روایت مفصلش رو از مولا ببینید.

بعد ادامه میدن که و دستور العمل سائر یعنی ساریه در برنامه سالکان است.

یه کسی که اینو تو برنامه‌ش نداره اصلاً سالک نیست.

اینطوری میشه برداشت کرد.

و تأثیر آن در چیه حالا؟

علامه می فرمایند در صفای قلب، اطمینان نفس، گیرایه که ما داریما.

نفی خواتر.

اونایی که گرفتار خواتر باطل و تخری-- متخیلات فاسده و اینان، افکار پلید و اینان.

ازاله شک و وسواس.

آقا این وسواس پدر ما رو درآورد.

وسوسه‌های شیاطین جن انس اینا در نفس پلید دیگران، همنشینی با بدان اینا.

همه اینا تأثیر داره.

چگونه؟

حضرت علامه می‌فرمایند به عدد سبعين مره یعنی هفتاد بار.

نفوس مستعده، مستعده را در مرتبت ایقان است.

یعنی اونایی که استعداد دارن به یقین رسیدن در این موضوع.

یعنی یقین دارن به این موضوع و دستور آن از حضرت وصی عین برهان است که دستورش رو حضرت امیرالمؤمنین داده به-- از اصحابشون.

در حالات نمی‌دونم حالا مطالعه داشتید پیرامون حضرت آقای حافظیان، علامه حافظیان.

علامه سید ابوالحسن حافظیان، شاگرد بلا فصل مرحوم نخودکی اصفهانی بزرگ بود.

هرچه مرحوم آقا نخودکی داشت داد به آقای حافظیان، علامه حافظیان، سید ابوالحسن.

آقای حافظیان هم هرچی داد تعلیم داد به شیخ ابوالقائم شوشتری.

ما اصفهان که درس می‌خوندیم بعداً می‌رفتیم بعضی موقع‌ها توفیق داشتیم می‌رفتیم محضر ایشون.

یادگارهایی داریم اگر خدا لطف کرد بعضیاشو قبلاً گفتیم بعداً خدمتتون عرض می‌کنیم.

مخصوصاً در خصوص تقویت اراده، یادگار خوبی از ایشون داریم یا همین بطلان سحر و اینها.

اینها هم تأکید می‌کنند مثلاً علامه حافظیان می‌فرمود برای ابطال سحر بهترین دستورات آیات صخره است.

همینطور که امیرالمؤمنین فرموده.

آشیخ ابوالقائم شوشتری، ایشون ترتیبش رو اینطوری بیان می‌کنه.

می‌فرمود برای امان بودن از اجنه، آیات صخره را روز اول هفتاد مرتبه بخواند و بعد روزی یک مرتبه.

همچنین برای بطلان سحر، بطلان طلسم.

فرق نمی‌کنه سحر و جادو و طلسم.

روز اول هفتاد بار همینطوری رو بعد روزی یک بار تکرار کنید تا انشالله این شر برطرف بشه.

اینا یکی از مهمات دستورات بزرگواران.

دیگه هی بریم به این در اون در بزنیم و پول بدیم به یه کسی.

جالبه که بعضی از همکارا و حتی بعضی از عزیزانی که تو کانال هستن خب چند هزار نفر هستن اینا رو گوش میدن، پیغام و چی به ادمین کانال یا عزیزان لطف دارن به ما که حتی تا چند میلیون حاضر شده بودن بعضی اوقات هر چقدر حاج آقا بگه ما حاضریم بدیم.

تو همین همکارا حتی که مثلاً حاج آقا برا ما بنویسه.

خودت با دست خودت بنویس.

چرا تنبلیم ما یه ذره؟

همش دوست داریم دیگران بنویسن.

بعد ما کی از این کارا کردیم که پول بگیریم دعا بدیم.

مگه ما دعانویسیم اصلاً؟

اینه که حالا حسن ظن شماست.

ما هم احترام میذاریم به حسن ظن تون.

یه مقدار به کار بیفتیم، به راه بیفتیم برای این مسائل.

بعد هی گیر و گور تو زندگیمون میفته، تو مسائل مالیمون، بیماری‌های خونوادگیمون، گرفتاری‌هامون، بسته شدن‌ها همه هم کار اهریمن‌ها، شیاطین جنی و انسی و نفس پلید اون‌هاست.

ما این وسط موندیم چه کنیم؟

بسم الله.

از همینجا شروع کن.

چیز عجیبی نیست.

حالا از خدا رحمت کنه حضرت آقای بهجت رو که من بخوام یادگارهایی که خدا به ما لطف داد اون مدتی که قم بودیم و بعضاً محضرشون می‌رسیدیم به شما بگیم زیاده.

بعضیاش رو حالا ارجاع هم میدم که نگید حاج آقا از خودش میگه، در کتاب زمزمه عارفان توصیه می‌کنم این کتاب رو ببینید مرحوم آقای ری‌شهری از سال هفتاد تا هشتاد و هفت که سرپرست حجاج بود، تو همون کتابم نوشته میگه من قبل از-- چقدر زرنگ بوده ایشون.

قبل از اینکه برم مه-- اِاِاِ حج اول میرفتن محضر آقای بهجت و ازشون دستورالعمل می‌گرفتن.

این‌ها رو مجموعاً جمع کرده تو این کتاب.

البته مطالب دیگه‌ای هم هست.

مسائل مختلفی، بیان مسائل اعتقادی، اخلاقی اگر عرض شود فقهی حتی مکاشفات و رؤیاهای صادقه آقای بهجت مثلاً با امام، با آقای قاضی اینا.

خیلی شیرین، جالبه.

اون رو بخونید.

خیلی جالبه که اونجا خود آقای ری‌شهری خب چقدر رهبر به عظمت از ایشون یاد کرد.

اون نامه‌ای که برای مت-توفای ایشون، وفات ایشون نوشت خیلی با عظمت ازشون رهبر یاد کرد.

متولی سیدالکریم تهران خودمون.

ایشون مثلاً تو همون کتاب میاره که خودم از آقای بهجت پرسیدم که مثلاً آیا آقای قاضی رو دیدید در خواب؟

فرمودن بله.

شهری فرمودن بله و حالا میگم یه دسته مکاشفات ایشون هم آورده خیلی شیرین و موثق هم هست دیگه که مثلاً گفته بود آقای قاضی به من در رؤیاهای صادقه فرمودند که اگر امر مشتبه شد بین اینکه اِاِاِ مثلاً نماز اول وقت یا نماز جماعت یا درس مشغول ت-درسم درس‌ها.

حالا یه وقت مدیرا سوء استفاده نکنن بگن خب جلسه‌ی مدیریتی ما هم یه نوع درس احکام اجتماعی و این توجیهات.

نه درس، عرفان، حکمت، معرفت، درس، علم و بحث علم مطرح باشه.

بعد اگر مثلاً نماز اول وقت شده یا امام نماز جماعت چه کنیم؟

آقای بهجت فرموده بودند که استاد ما آقای قاضی در رؤیا صادقه به ما فرمود که درس مقدمه چون این واجبه، اونا مستحبن.

حالا از اینجور مسائل داره خیلی خط و خطوط سیر و سلوک ما رو می‌تونه مشخص کنه.

کسی که البته دل بده دیگه یعنی یقین داشته باشه.

خود آقای بهجت می‌فرمودند آقا یه یادگاری خیلی سنگین و خوبی که من بیچاره شدم تا اینو از آقای بهجت گرفتم.

انقدر آویزون ایشون بودم، انقدر فحش شنیدم از دور و بری‌هاشون تا گرفتم.

ایشون می‌فرمود کسی که باور داره یعنی باور داری بگو.

یه سری رو بیان می‌کنه به نام کیمیا که با دستخط خودشون ایشون برای من نوشتن.

یادگار یه عمر اذیت کردن ما به ایشون.

گفتم من قیامت جلو شما رو می‌گیرم که جوونیمون از دست رفت.

شما مثلاً ما رو ول کردید.

خیلی من می‌رفتم شب‌ها تا صبح در خونه‌شون می‌نشستم.

می‌دونستم ایشون می‌دونه بالاخره آگاه به اسرار و نهان دیگران هست.

مکاشفاتی که به هر حال اون مقاماتی که ایشون داشت [مکث]، متأسفانه برای خیلی‌ها آشکار نشد.

حالا زیاد، یادگاری زیادی داریم که یادم میاد.

حالا اینم براتون خوبه لا بلای بحث.

بحثم اگه موند.

حالا روزای بعدو که ما نگرفتن.

یه روز، روزای آخر خیلی دیگه من به ایشون به قول دور و بری‌هاشون می‌گفتن آویزون آقای بهجت به بنده.

فشار آوردم و هر روز می‌گفت آقا من وقت می‌خوام از شما.

[مکث] من قیامت جلو شما رو می‌گیرم.

هر روز می‌گفت باشه شما دعا کنین حال من بهتر بشه.

چشم.

گفتم نه من می‌خوام خود شما رو شخصاً خصوصی ببینم.

درد و دلمو بگم.

شما به من بگید چی کار کنم.

خیلی جوون کله شق بالاخره تازه هم طلبه شده بودیم و این‌ها.

بعد یه روزی دوباره اومدم گفتم جماعت زیادی هم دور ایشون بود از فضلا شهرها و کشورهای مختلف.

ما با پررویی تمام دوباره اومدیم دستشو بوسیدیم گفتیم آقا وقت می‌خوام.

داد زد سر من ایشون گفت آقا ولم کن.

چرا انقدر منو اذیت می‌کنی شما؟

من میگم حالم خوب نیست.

آقا ما رو رنگمون پرید و همه فحش و لعن و نفرین و هر کی یه چیزی به ما می‌گفت دیگه این دور و بریا.

ما یخ زدیم اونجا وایسادیم و ایشون رفت و همه هم لعن کردن ما رو رفتن.

چرا آقا رو اذیت می‌کنی؟

فضلا بالاخره دور و برم یه بچه طلبه و.

یه آقای سید باصفای نورانی عرب از فضلا من بحرین بود کجا بود با زبان و اون لحن عربیش به من اومد منو ماچ کرد پیشونی ماچ کرد زد رو دوشم گفت آفرین احسن خوشا به حالت.

گفتم بابا پدر ما رو که درآورد آقای بهجت.

چی خوشا به حالت.

گفت نه این سریه بزرگان اینو مخصوصاً میگم شما بدونید اگر انشاالله با بزرگی طرف حساب شدید، بزرگان یکی رو که تایید می‌کنند می‌خوان یعنی قبولش می‌کنن باشه یعنی قبولش کردن می‌زنن تو پرش.

می‌زنن تو پرش باهاش برخورد می‌کنند.

ببینن ظرفیتشو داره ادامه بده یا نه.

گفتم بابا ولمون کن.

شما زد و اصلاً آبروی ما رو برد.

دیدی چطوری همه لعن کردن؟

گفت نه تو ادامه بده ببین چی می‌شه.

[خنده] ما هم شب رفتیم کوه حضرت خضر و تا صبح توسل و فلان.

صبح اول صبح برای نماز دوباره قبل نماز اومدیم رفتیم پشت در خونه‌ی آقای بهجت و با ایشون اومدیم مسجد و تا اومد بیرون سلامم نداد.

گفت [خنده] ما وقت می‌خوایم از شما دوباره فرداش.

خیلی جالب بود برام.

صد و هشتاد درجه برعکس شد اصلاً قصه.

خیلی گرم.

چشم عزیزم وقتم به شما میدم.

فلان.

دیدم چه جالب آقا درست می‌گفت.

خلاصه اینو میگم.

اون یادگاری که در نهایت ایشون نوشت به ما داد که الان معذورم به شما بگم ولی انشاالله به، به وقتش میگم.

غصه نخورید به وقتش.

خیلی چیز جالبی بود به برادرمون تو عمرمون خورد و الان نگهش داشتم.

ایشون این جمله‌شون برای من خیلی کارساز بود و هست.

برای شما هم هست که با باور قلبی بگو.

اگه باور نداری ول کن.

بعد انجام میدی تاثیر نمی‌کنه.

میگی استغفرالله اینا دکون-- عکس دستک بود و استغفرالله العظیم بالاخره برعکس می‌شه.

جواب برعکس می‌شه.

باور نداری نگو.

حالا از آقای بهجت می‌خواستم توصیه‌هایی رو عرض کنم که دیگه بحثمون با اون خاطره گذشت.

یه دونه‌شو بگم.

انشاالله جلسه بعد یه چند تا یادگاری از ایشون تقدیم می‌کنم برای همین خصوص.

یه دونه‌ش.

اونهایی که گرفتار خواطر باط-باطل‌اند.

زیاد افکار زشت، فکر زیاده.

اینام همش تاثیر چیه؟

گفتم چی؟

نفس پلید شیاطین جنی و انسیه.

می‌شینی کنار یه آدم معذرت می‌خوام پست فطرته.

با دارای سوءظن به همه سوءظن داره.

نفسش بهتون تموم شد.

اینا رو چگونه دفع کنیم؟

آقای بهجت فرمودن.

اکسار ذکر لا اله الا الله.

بدون عدد.

عدد مطالبی در پی خودش داره و اکسار لب-- حداقل اینو من اضافه می‌کنم با تجربه شخصی خودم و در روایات دیدم.

منظور از این اکسار قطعاً یک ساله.

چون روایت داریم یک کاری رو انجام ندید مگر اینکه یک سال ادامه‌ش بدید تا برکتشو ببینید.

یک سال لب تر باشه به لا اله الا الله ببینید نتیجه‌شو.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم