ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

استفتای دیگری که پیرامون موضوع صوم و روزه داری از رهبر عزیزمون شده، کسی پرسیده که آقا جان من روزه که می‌گیرم چون سیگاری هستم و سیگارم نمی‌تونم بکشم [اه] خیلی بداخلاق میشم.

بهم فشار میاد، عصبی میشم، تو خونه بد رفتاری می‌کنم و این‌ها طوری که خانواده به تنگ میان.

من وظیفه‌م چیه؟

رهبری فرمودن اولا روزه بر شما واجبه.

این مجوز نمیشه که شما روزه نگیری.

ضمن اینکه باید اخلاق و رفتارشو انسان درست کنه.

این مجوز بد رفتاری هم نمیشه.

اما در خصوص شاید منظور ایشون این باشه که اجازه دارم سیگار بکشم یا نه در حین ز-- روزه داری.

آقا اینجا فتوا ندادن.

فرمودن که [اه] احتیاط واجب این است که شما حق سیگار کشیدن هم ندارید در روزه داری.

خب اینجا چون آقا فتوا ندادن مقلدین آقا می‌تونن رجوع کنن به مراجع دیگه.

اما در خصوص اسرار روزه اشاره می‌کنم به یکی از حکمت‌های نهج البلاغه که مولامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام می‌فرمایند [آیه قرآن] یعنی چه بسیار روزه‌داری که از روزه‌ش جز گرسنگی و تشنگی بهره‌ای نمی‌بره.

[آیه قرآن] و چه بسیار شبزنده‌داری که از شبزنده‌داریش جز رنج بیداری چیزی به دست نمیاره.

این سهر با ه دو چشم یعنی بیداری، مطلق بیداری.

لکن خب سحر با ه جیمی میشه همون ساعت خاص دل شب.

حالا بعد حضرت می‌فرمایند که وه هبذا این هبذا جزو کلمات مدح و ذمه دیگه.

[آیه قرآن] یعنی اینکه چه نیک است خواب زیرکان و چقدر افطارشون نیکوست.

خوش و گوارا است که حالا نکاتی اینجا هست که بماند.

[نفس عمیق] این اشاره به این هست که روزه یک پوسته‌ای داره و یک حد اقلی‌ای که اون تحمل گرسنگی و این‌هاست.

که البته این دلیل بر این نمیشه که ما استنباط کنیم این هیچ اجری نداره.

چرا؟

معجور هست روزه‌داری که صرفا گرسنگی رو تحمل می‌کنه.

لکن این تنزل دادن حقیقت روزه و صوم است.

ما عرض کردیم روزه یه معنا، به یک معنا کف نفسه.

خب تعال و بیا بالاتر.

عرض کردیم روزه خلوص محضه.

تعال و بیا بالاتر.

عرض کردیم روزه معرفت است.

[اه] یعنی روزه اصل معرفت است.

نهر معرفت است و حتی اشاره کردیم به اون [اه] جمله‌ای که معسور از اولیا، حاجی سبزواری علیه الرحمه در اسرار صومش میاره.

می‌فرماید که ببینید چقدر زیباست.

می‌فرماید [آیه قرآن] روزه ابریست به مانند ابری است که [آیه قرآن] همین طور حکمت ازش ریزش می‌کنه.

خب من از شما سؤال می‌کنم عزیزان حکمت به دامن چه کسی می‌ریزه؟

حکمت به دامن عقل می‌ریزه.

به کسی که کار عقلی بر می‌کنه.

لقمه غذای عقلی از عالم برداشت می‌کنه از کتاب‌های عالم.

در حقیقت روزه تقویت عقل می‌کنه.

اصلاً شکم پر بخار غذا می‌زنه به مغز.

مغز رو از کار میندازه.

کسی با شکم پر نمی‌تونه فهم و دقایق و حقایق کنه.

با گرسنگی‌ست با البته نه به ش-- به نحوه افراطش.

با حقیقت صوم و روزه داری‌ست که میشه انسان حقایق رو درک کنه، معارف ظریف رو متوجه بشه.

چرا ما این شب‌ها، امشب هم که شب قدر و شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان، چرا از خدای منان طلب عقل و غذای عقلی و رشد فکری نکنیم؟

چرا از خدا صرفا از امیرالمؤمنین، از امام عصر امشب صرفا شفای مرضامونو طلب کنیم و رفع گرفتاری مثلا کساد بودن بازارمونو چه می‌دونم این مسائل از حضرت طلب علم و معرفت کنیم.

در حقیقت بعد از این قصه وقتی که باز مرحوم سب-- حاجی سبزواری علیه الرحمه می‌فرمود بلکه بالاتر [آیه قرآن] بخوانید و بالا برید.

[آیه قرآن] از حدیث نبوی میاره که بلکه شما باید به وسیله صوم روحانیین یعنی ملائکت الله که عالم مجرداتن.

می‌فرماید متخلق بشید به اخلاق ملائکه.

بل بلکه بالاتر تعال و بیایید بالاتر [آیه قرآن] به اخلاق خدا متخلق بشید با صوم.

یکی از اسامی خدا صمد لا یطعم یعنی پر، توپری که لا یطعم غذا نمی‌خوره.

ملائکه هم از به نظر شما غذای ملائکه چیه؟

اینکه میگه [آیه قرآن] یا به اخلاق الله یا به اسماء خدا متخلق بشید این‌ها همش سر درش هست.

در حقیقت میگه شما سعی کنید بروز و ظهوری از اسم صمد لا یطعم خدا باشید یا ز-- ظهور و بروزی از ملائکت الله باشید.

اون‌ها عالم عقلن، آقه-- عالم مجرداتن.

جنس ملائکه از عقل است عزیزان در حقیقت اینکه میگه [دیالوگ خارجی] یه وجهش یعنی اینکه عقلتون رو بارور کنید در این شب‌های عزیز.

چرا شب قدر یکی از یا بلکه بالاترین اه فضیلت مخصوص کار علمی و آگاهی گرفتن و غذای عقلی برداشتن از این سفره است.

میگه متخلق بشید به اخلاق روحانیون.

آیا [نفس کشیدن] ملائکت الله هم غذا میخورن؟

طعام و شراب اون‌ها چیه؟

اون‌ها که مظهر اسم سبوح و قدس قدوس خدا هستند و خودشون فرمودن [دیالوگ خارجی] که تو آیه قرآن بحثش گذشت.

فرمودن که غذا طعامشون تسبیح است و شرابشون تقدیس.

البته تسبیح به حمد که بحثش قبلاً گذشت.

خب اگر ملائکت الله با تسبیح و تقدیس طعام و شراب دارن میگه شما هم اهل ذکر و تسبیح و تقدیس الهی باشید.

و البته این می‌طلبه کار عقلی کردن.

عقل مظهر اسم خبیر و لطیف خداست.

[دیالوگ خارجی] همون [دیالوگ خارجی] که عبارت یا میشه گفت قلب عبارتی قرآن است که این هم بحثش قبلاً گذشته.

خب این نشون میده که ما باید سعی کنیم رشد کنیم و کار عقلی انجام بدیم.

شما تصور کنید که یک مورچه‌ای روی صفحه کاغذ نشسته جوهرها رو فقط میبینه.

یه نگاه سطحی داره نه عمقی.

فقط جوهر رو کاغذ رو میبینه که داره نقش میکشه رو کاغذ با کلمات و الفاظ.

خب این مورچه میگه این جوهره که داره این رو مینویسه.

در حالی که تو باید بهش بگی تعالى بیا بالا نگاهتو به بالا کن.

این جوهر نیست قلم داره مینویسه.

باز هم بیا بالاتر.

بلکه بالاتر.

این قلم نیست.

قلم در میان انگشتان انگشت داره مینویسه.

بیا بالاتر.

بلکه کف دسته.

بیا بالاتر.

این دست بازوها حرکتش میدن.

بیا بالاتر.

بلکه بدن یک بدن داره این رو مینویسه.

بلکه این بدن مغزی داره.

مغزه که داره اراده میکنه.

بعد سؤال پیش میاد.

سؤال پیش میاد که حاج آقا خب حیوانات هم مغز دارن بدن دارن اونا چرا نمی‌نویسن؟

ببینید این کار این سیر عقلیه.

از اون اه از شبد اه عرض‌ها انسان پی به ذاتی ببره.

در حقیقت سؤال میشه دیگه.

خب راست میگه حاج آقا حیوانات هم بدن دارن.

عقل دارن.

خب پی می‌بریم که انسان یک نفس ناطقه‌ای مافوق بحث نشئه طبیعت خودش داره.

این نفس ناطقه است که اراده میکنه.

حالا دوباره سؤال پیش میاد.

آیا این نفس ناطقه استقلال داره؟

اراده‌ش ذاتیه؟

میگیم نخیر اینم عارضیه.

تا می‌رسی به [دیالوگ خارجی] که دیگه اوج این قله‌ست.

ببینید این یه کار عقلیه.

این کار علمیه.

در حقیقت روزه و صوم این حرکت رو در انسان ایجاد میکنه که انسان دائماً پله‌های ترقی، آگاهی و معرفت رو بره بالا.

خب س-- فرصت من تموم شد.

لکن چون شب قدر است یک بهره شب قدری ببریم که مرتبط با بحثمون هم البته باشه.

لحظاتی تأمل بفرمایید ببینید اسبق بن نواته که از بهترین شاگردان مولا بوده لحظات آخر مولا چه استفاده و بهره عقلی از آقا بردن.

تشریف آوردن زانو زدن خدمت حضرت و اون حال و نظر که خودشون توصیف می‌کنند و مفصل است که اون دستمال زردی که به پیشانی بسته بود مولا تشخیص ندادن این دستمال زرد تر از چهره حضرت.

بعد پرسید از حضرت طلب غذای عقلی کردن.

حضرت فرمودن که اتفاقاً لحظات آخر عمر پیغمبر من از پیغمبر خواستم با من تکلم کنه.

کلمه‌ای به من بگه.

حکمتی به من بیاموزه.

دقیقاً همین سؤال شما رو از پیغمبر کرد.

پیغمبر فرمود علی جان برو مسجد به این مردم بگو از رحمت خدا به دور است.

لعنت خدا یعنی ره دوری از رحمت، از رحمت حق.

لعنت خدا بر کسی که آغ والدین بشه.

علی جان برو به این مردم بگو ره لعنت خدا بر عبدی که از مولاش فرار کنه.

علی جان به این مردم بگو لعنت خدا بر اون کسانی که کسی را اجیر کنن و اجر و مزدش رو ندن.

مولامون امیرالمؤمنین علیه السلام تشریف بردن از طرف پیغمبر تو مسجد فریاد زدن به همه این خبر رو دادن.

بعد ببینید چند تا یه تک و توکی از این اصحاب نکته سنج دیدن اصلاً این حرف، حرف پیغمبر باطن داره؟

مغز داره؟

دنبال غذای عقلی می‌گشتن.

گفتن یا علی علی این همه این مطالبی که شما فرمودی عالی اما باطنشم شرح بدید به ما.

بذارید عقل ما بارور بشه حضرت.

قربون ادب آقا که همه علم تو سینه شه اما چیزی نگفت.

برگشت مس و محضر پیغمبر پرسید که مردم شرح می‌خوان.

پیغمبر فرمودن که علی جان [دیالوگ خارجی] من و دو من و تو دو پدر این امتیم.

خدا لعنت کنه اون کسی رو که آغ من و تو که پدرشونیم بشه.

ببینید تو قرآن این یعنی رفتن یه، یه لایه پنهان‌تر معارف رو دیدن.

این یعنی غذای عقلی برداشتن.

چقدر زرک بوده اسبق که البته وقتی که به اینجا می‌رسه تو روایت هست که مولا انگشت اسبق رو می‌گیره محکم می‌کشه و میگه همینطور پیغمبر انگشت منو گرفت و کشوند و فرمود علی جان لعنت خدا بر کسی که آغ من و تو بشه.

علی جان به مردم بگو که اه من و تو مولای این‌ها ایم.

[دیالوگ خارجی] خدا لعنت کنه اون بنده‌ای رو که از ما فراری باشه.

خب چقدر ما الان از امام عصرمون فراری هستیم.

علی جان خ من و تو اجیر این مردم شدیم تا اونا رو به راه هدایت و ارشاد و صلاح و فلاح دعوت کنیم.

خدا لعنت کنه اونایی که اجر ما رو ندادن و چه اجری هم دادن این ایام بعد از پیغمبر با دخترش چه کردن؟

با امیرالمؤمنین تو این ایام چه کردن؟

و بعداً با بچه‌هاش چه کردن؟

انشاالله که عاقبت ما ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.