ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 029

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتا؛ روزه و سیگار و اخلاق

استفتایی دربارهٔ روزه: سیگاری‌ام؛ بی‌سیگار بداخلاق و عصبی می‌شوم و خانواده به تنگ می‌آید؛ وظیفه‌ام چیست؟ رهبری فرمودند روزه واجب است؛ مجوز ترک روزه نیست؛ اخلاق را نیز باید درست کرد؛ مجوز بدرفتاری نیست. دربارهٔ کشیدن سیگار در روزه فتوا ندادند؛ احتیاط واجب آن است که حق سیگار نیست. مقلدان می‌توانند به مراجع دیگر رجوع کنند.

حکمت نهج‌البلاغه؛ پوست و مغز روزه

از حکمت‌های نهج‌بلاغه است که چه بسیار روزه‌دار که از روزه‌اش جز گرسنگی و تشنگی بهره نبرد؛ و چه بسیار شب‌زنده‌دار که از قیامش جز رنج بیداری نیابد. سهر مطلق بیداری است؛ سحر ساعت خاص دل شب. و چه نیک است خواب زیرکان و افطارشان. روزه پوسته‌ای دارد و حد اقلی تحمل گرسنگی؛ این به معنای بی‌اجر بودن آن پوسته نیست، اما تنزل دادن حقیقت صوم است.

طبقات معنا؛ کف نفس، خلوص، معرفت

روزه به یک معنا کف نفس است؛ بالاتر خلوص محض؛ بالاتر اصل معرفت و نهر معرفت. حاجی سبزواری در اسرار صوم می‌فرماید روزه ابری است که حکمت از آن می‌بارد. حکمت به دامن عقل می‌ریزد؛ به کسی که کار عقلی کند و لقمهٔ غذای عقلی از کتاب‌های عالم بردارد. روزه عقل را تقویت می‌کند؛ شکم پر بخار به مغز می‌زند و فهم دقایق را می‌خواباند. با حقیقت صوم — نه افراط — حقایق ظریف درک می‌شود.

شب قدر؛ طلب عقل نه فقط شفا

در شب قدر و بیست‌ویکم چرا از خدا صرفاً شفای مرض و رفع کسادی بازار بخواهیم و طلب علم و معرفت نکنیم؟ سبزواری بالاتر می‌گوید با صوم به اخلاق روحانیین — ملائکهٔ مجرد — متخلق شوید؛ بلکه به اخلاق خدا. یکی از اسامی خدا صمد است؛ لا یطعم. مظهر اسم صمد یا مظهر ملائکه باشید. جنس ملائکه از عقل است؛ یک وجه تخلق، بارور کردن عقل در این شب‌هاست. از بالاترین فضایل شب قدر کار علمی و غذای عقلی از این سفره است.

طعام ملائکه؛ تسبیح و تقدیس

آیا ملائکه غذا می‌خورند؟ طعامشان تسبیح و شرابشان تقدیس است؛ مظهر سبوح و قدوس. پس اهل ذکر و تسبیح باشید؛ و این کار عقلی می‌طلبد. عقل مظهر اسم خبیر و لطیف است؛ همان که با قلب عبارتی قرآن پیوند دارد.

تمثیل مورچه و قلم؛ سیر از عرض به ذات

مورچه‌ای روی کاغذ فقط جوهر را می‌بیند و می‌گوید جوهر می‌نویسد. بگو بالاتر: قلم می‌نویسد. بالاتر: انگشت. بالاتر: کف دست. بازو. بدن. مغز. اراده. آنگاه سؤال: حیوانات هم بدن و مغز دارند چرا نمی‌نویسند؟ سیر عقلی از عرض به ذات می‌رسد: انسان نفس ناطقه مافوق نشئهٔ طبیعت دارد. آیا نفس استقلال دارد؟ اراده‌اش ذاتی است؟ نه؛ عارضی است؛ تا برسی به قله. روزه این حرکت را ایجاد می‌کند که پله‌های آگاهی بالا رود.

اصبغ بن نباته در لحظات آخر مولا

در شب قدر بهره‌ای مرتبط: اصبغ بن نباته از بهترین شاگردان، در لحظات آخر مولا زانو زد. دستمال زرد بر پیشانی حضرت زردتر از چهره می‌نمود. طلب غذای عقلی کرد. حضرت فرمود لحظات آخر عمر پیامبر نیز از او حکمت خواستم. پیامبر فرمود برو مسجد بگو لعنت خدا بر کسی که عاق والدین شود؛ بر عبدی که از مولایش بگریزد؛ بر کسانی که اجیر کنند و مزد ندهند. علی فریاد زد. نکته‌سنجان خواستند باطن را نیز بشنوند تا عقل بارور شود. ادب علی آن بود که با علمی که در سینه داشت چیزی نگفت و به پیامبر بازگشت. پیامبر فرمود من و تو دو پدر این امتیم؛ خدا لعنت کند کسی را که عاق من و تو شود. لایه‌ای پنهان‌تر از معارف؛ غذای عقلی. در روایت مولا انگشت اصبغ را گرفت چنان‌که پیامبر انگشت او را گرفته بود و فرمود من و تو مولای اینانیم؛ لعنت بر آنکه از ما بگریزد. چقدر اکنون از امام عصر فراری‌ایم. من و تو اجیر این مردم شدیم برای هدایت؛ لعنت بر آنان که اجر ندادند — و چه اجری پس از پیامبر با دخترش و با علی و فرزندانش دادند. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

از پوسته تا تخلق به صمد

صوم اگر در گرسنگی بماند حکمت نهج همان هشدار را می‌دهد. چون به کف نفس و خلوص و معرفت رسد، ابر حکمت بر دامن عقل می‌بارد. شب قدر سفرهٔ همین بارش است: تسبیح به‌جای طعام، تقدیس به‌جای شراب، و سؤال اصبغ به‌جای خواهش صرفاً دنیوی. لایه‌های سخن پیامبر دربارهٔ والدین و مولا و اجیر، نشان می‌دهد ظاهر حکم باطنی دارد که عقل آن را می‌جوید.

پوست روزه و نهی از تحقیر آن

تحمل گرسنگی اجر دارد؛ حکمت نهج آن را نفی نمی‌کند، اما هشدار می‌دهد که بسیاری در پوسته می‌مانند. تنزل حقیقت صوم آن است که روزه را فقط امساک از مطعم بدانیم. کف نفس پلهٔ نخست است؛ خلوص پلهٔ بعد؛ معرفت قله.

ابر حکمت بر دامن عقل

سبزواری روزه را ابر می‌خواند که حکمت می‌بارد. باران بر سنگ نمی‌ماند؛ بر دامن عقل می‌نشیند. شکم پر بخار مغز را می‌گیرد؛ امساک معتدل فهم را تیز می‌کند. از این‌رو شب قدر فقط شب حاجت مادی نیست؛ شب غذای عقلی و طلب رشد فکری از امیرالمؤمنین و امام عصر است.

تخلق به صمد و به ملائکه

صمد لا یطعم؛ ملائکه طعامشان تسبیح و شرابشان تقدیس. صوم انسان را به این افق نزدیک می‌کند: کمتر از خاک بخورد و بیشتر از ذکر. عقل مظهر خبیر و لطیف است و با قلب عبارتی قرآن پیوند دارد؛ روزه این پیوند را زنده می‌کند.

لایه‌های تمثیل قلم

مورچه جوهر را فاعل می‌پندارد؛ هدایت‌گر او را به قلم و انگشت و دست و بازو و بدن و مغز و اراده می‌برد؛ سپس می‌پرسد چرا حیوان با مغز نمی‌نویسد. جواب: نفس ناطقه. و نفس نیز مستقل بالذات نیست؛ تا سلسله به حق رسد. این همان کار علمی شب قدر است: از عرض به ذات رفتن.

باطن سه لعنت پیامبر

عاق والدین، فرار از مولا، ندادن اجر اجیر — ظاهرش فقه و اخلاق است؛ باطنش به بیان پیامبر: من و علی پدر امتیم؛ فرار از ما فرار از ولایت است؛ ما اجیر هدایتیم و اجرمان را ندادند. اصبغ با ادب پرسید و لایه را گرفت. امروز فرار از امام عصر همان عاق مولاست. شب قدر یعنی همین لایه را جستن نه فقط حاجت صنفی بردن.

سیگار و روزه؛ جمع تکلیف و خلق

احتیاط واجب ترک دخانیات در روزه، و وجوب اصل صوم، و لزوم اصلاح خلق، سه ضلع یک تکلیف‌اند. فشار ترک عادت مجوز ترک واجب و آزار اهل خانه نیست. حقیقت صوم همان‌جا آغاز می‌شود که امساک با ادب نفس و طلب معرفت همراه گردد.

خواب زیرکان و افطار نیکو

جملهٔ نهج که خواب زیرکان و افطارشان را می‌ستاید، اشاره به باطن‌داری است: زیرک روزه را وسیلهٔ بیداری عقل می‌کند نه فقط رنج جسم. افطارش نیز از سر غفلت نیست؛ از سر حضور است. در برابر، شب‌زنده‌دار بی‌معرفت جز رنج بیداری نمی‌برد؛ چنان‌که روزه‌دار بی‌عمق جز گرسنگی.

شب قدر و اولویت غذای عقلی

فضیلت شب قدر چند لایه دارد؛ یکی از بلندترین‌ها آگاهی و علم است. شفای بدن و گشایش روزی مطلوب است، اما اگر سفرهٔ امام فقط به حاجت صنفی ختم شود، از نهر معرفت که صوم است کمتر نوشیده‌ایم. طلب عقل از خدا و از ولی، تناسب با حقیقت رمضان دارد.

اصبغ؛ ادب سؤال و کشیدن انگشت

ادب اصبغ آن بود که ظاهر را ستود و باطن خواست؛ ادب علی آن بود که از خود نگفت و به منبع بازگرداند. پیامبر انگشت علی را کشید و علی انگشت اصبغ را؛ سلسلهٔ انتقال معنای باطنی. سه لعنت، سه لایه: خانواده، ولایت، حقوق کار. هر سه امروز زنده است؛ به‌ویژه فرار از امام عصر.

جمع‌بندی اسرار روزه در این جلسه

از احتیاط دخانیات تا حکمت نهج، از ابر سبزواری تا تخلق به صمد، از مورچه تا نفس ناطقه، از اصبغ تا لعنت بر عاق مولا — یک رشته است: صوم اگر عقل را بارور کند به اسرار رسیده است. امساک بی‌فکر پوست است؛ فکر بی‌امساک نیز ناقص. جمع این دو، برنامهٔ شب قدر است.

ملائکه و نشئهٔ عقل

چون گفته می‌شود به اخلاق روحانیین متخلق شوید، مقصود تشبه به نشئهٔ عقل است. ملائکه در عالم مجردات‌اند؛ روزه با کاستن از تعلق شکم، سهم عقل را می‌افزاید. این افزایش اگر با ذکر و تقدیس همراه شود، طعام و شراب جان فراهم می‌آید و انسان از حد حیوانی فاصله می‌گیرد. شب قدر میدان همین تشبه است: کمتر خوردن خاک و بیشتر نوشیدن تسبیح.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.