ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

سؤال شده از رهبر عزیزمون که کارگری که وقتی مشغول به کار می‌شه در ایام ماه مبارک رمضان حالش خیلی بد می‌شه.

روزه که می‌گیره حالش به گونه‌ای بد می‌شه که به کارش لطمه می‌خوره.

اصلاً احتمال داره که اخراجش کنن از سر کار.

می‌گه آقا این چه وضع کار کردنه؟

[نفس عمیق] چه باید بکنه؟

روزه‌شو بگیره، نگیره؟

آقا فرمودن اگر این شدتی که به تو عارض می‌شه به حرج بندازه تو رو.

ما یه مریضی داریم که طرف مریضه، روزه براش مضره یا شدت مریضی میاره یا مریضی قبلش، قبلنش رو دوباره الان به وجود میاره یا طول درمان میاره.

این‌ها همه هیچی که اصلاً نباید بگیره حرامه.

[نفس عمیق] یه بحث دیگه حرج داریم.

حرج با مریضی فرق می‌کنه.

مثلاً می‌گن بچه، یه دختر بچه که تازه به سن تکلیف رسیده اگه به حرج میفته روزه‌شو بخوره.

اما نیت، کسی که مریضه حق نداره اصلاً رو، نیت روزه بکنه و روزه برای مریضی‌ش ضرر داره.

اما حرجی نه.

حرجی یعنی چی؟

یعنی می‌تونه شروع کنه.

خب بچه می‌تونه شروع کنه.

کارگر می‌تونه روزه‌شو شروع کنه.

از اول روز روزه بگیره، نیت کنه بگیره.

هر وقت غیر قابل تحمله.

حرج یعنی مشقت غیر قابل تحمل.

خیلی براش سخت شد بخوره.

اینجا مجوز داره بخوره و بعداً و کفاره هم نداره.

مگر بخوره به ماه مبارک رمضان و الا یه قضا گردنشه بعد از ماه مبارک رمضان.

منتها اینم دقت این خیلی نکته ظریفه.

کسی که مریضه، ها، به خاطر مریضی حق نداره روزه بگیره.

اگه تا ماه مبارک رمضان نگرفت با این مریضی براش باقی موند تا ماه مبارک رمضان بعد.

دیگه قضا نداره، کفاره داره.

اما کسی که حرجی روزه نگرفته یعنی مشقت ایجاد شده، خورد.

این دیگه همیشه قضا گردنشه و لا تا ماه مبارک رمضان بعدم باز این حالت حرج رو داشته باشه.

اینو حواسمون باشه اختلافشو.

نکته‌ی دیگه‌ای که پیرامون اسرار روزه عرض می‌کنیم و تقریباً مخصوصاً شاید به حول و قوه الهی الان این رو بیان می‌کنیم بعد از این همه مطالبی که پی، پیرامون اسرار روزه تبرکه‌ن عرض کردیم الان جاشه.

خوب دقت بفرمایید که حاجی سبزواری رحمة الله علیه حری, حکیم عارف یه جمله‌ای میارن در اسرار ص، صومشون که میگن آقا جان شما که اومدی کف نفس کردی وجودت رو از مفترات حفظ کردی که روزه ات باطل نشه.

برای چی؟

برای اینکه حالا مثلاً خلوص پیدا کنی.

ما گفتیم یکی از معانی، یکی از اسرار روزه خلوص محضه.

خب همین؟

تمام شد؟

خب عزیز دلم تو که کف نفس کردی روزه گرفتی که صوم تسهُ بدنت سالم شد و بعد همین باعث شد به خلوص برسی در درون.

همین، همین سر روزه باعث شد تو به جایی برسی که یک جنت من النار سپری باشه بر آتش.

خب برو بالاتر.

اقرأ ورق، برو تعال بیاید بالاتر، بیا بالاتر.

میگه بلکه تو توجه داشته باش که تخلّق با اخلاق، به اخلاق ربانیین.

تو متخلّق شو به اخلاق یا روحانیین.

تو متخلّق شو به اخلاق ملائکه الله.

صرفاً این نباشه که یه چیزی نخوری یا از آتش جهنم.

آقا برای چی روزه می‌گیری؟

می‌خوام اگه نگیرم جهنم میرم.

این دیگه ابتدایی‌ترین معناست.

این تنزّل دادن موضوع روزه است.

آقا برای چی روزه می‌گیری؟

اصلاً برای اینکه خالص شم.

چون روزه خلوص محضه.

هیچکس نمی‌فهمه من روزه‌ام.

اما آیا سؤال، آیا تو فقط یک باطن داری؟

همین یه باطن رو با خلوص می‌خوای درست کنی تموم شد و رفت.

اینجا مرحوم حاجی سبزواری میاد یک عرض شود یک [نفس عمیق] باب عجیب و گسترده‌ای رو به روی ما بیننده‌ها و شنونده‌ها باز می‌کنه.

میگه آقا بله این بل، بله از رابی نیست.

بله ترقیه.

بله اعراض نیست.

میگه بل تخلّق با اخلاق الله.

میگه شما اخ، ملائکه مال عالم عقلن دیگه.

میگه تو فقط عقل نداری که قلبم داری.

القلب حرم الله ولا تسکن حربا الله قلب الله غیر الله.

همون حدیثی که علامه حسن زاده گفتم، گفتم تا آخر عمر شاید نبینمت به من بگو همین.

میگه آقا تو باید به جایی برسی که هی بری تو.

ما چند تا تو اصلاً داریم؟

شما تا حالا تحمل، تحمل کردی پیرامون این قصه؟

ما یه باطنی، یه ظاهر داریم باطن همین بدن.

تموم شد.

خب که تو دعاها و این‌ها هم وارد شده که خدایا ظاهر منو نورانی کن به طاعت خودت.

اما چند تا تو داریم؟

من همین الان اتفاقاً دعای بعد از آل یاسین رو می‌خوندم دیدم چه جالب چهار تا تو درون باطن رو مولا پشت سر هم تو دعای بعد از آل یاسین گفته ببینید الله وقتی که صلوات می‌فرسته بعد تو دعا میگه ان تملأ قلبی نور اليقين.

این یه تو، این یه درون و صدری نور الايمان سدر یه تو دیگه.

حالا این سدر چیه؟

باید واکاوی بشه و فکری نور-- فکر حوزه تدبر و اندیشه و عقل.

دوباره می‌فرماید و عزمی.

عزم مال حوزه روح انسانه.

اراده می‌کنی، روحت اراده می‌کنی که این بحثش قبلاً گذشته.

چهار تا تو رو اینجا امام می- می‌فرماید.

خب ما فقط یک درون که نداریم.

دیدی گاهی اوقات بیست سال، سی سال، پنجاه سال با یکی رفیقی یه حادثه‌ای رخ میده یهو خودشو می‌ریزه بیرون.

عجب!

عجب تو این بودی؟

همه تحلیل‌های منو به هم ریختی تو اصلاً از تو بعیده این رفتاری.

ببین تو درونش، تو سر و سرش ماف الضمیرش یه چیزایی بوده که الان یه دفعه خودش رو نشون داده.

میگه تعال بیا بالاتر.

اتفاقاً بعدش اشاره می‌کنه ایشون خود مرحوم حاجی سبزوری به یک روایت خیلی زیبا که البته می‌فرماید اثر بزرگانه.

دیگه من ندیدم تو احادیث شاید منظور ایشون اینه که بزرگان از احادیث اخذ کردن یا از مضامین احادیث اخذ کردن.

به هر حال در هرچی که هست ایشون می‌فرماد که این حدیث زیبا را الجوع معنای صم.

الجوع سحاب یمطر الحکمه.

الله اکبر چقدر زیباست.

میگه روزه مثل یک ابریه که ازش همینجوری چجوری بارون داره می‌ریزه؟

حکمت می‌ریزه.

میگه تو چرا فقط می‌خوای توقف کنی تو اینکه من به جهنم نرم و به بهشت برم اینکه ابتدایی‌ترین-- دیدی یکی می‌خواد مثلاً کارشناسیشو بگیره.

هیچ جا نمیره.

نه بازی می‌کنه، نه سینما میره، فوتبال بیا بریم گده‌های رفاقتی بیا بریم یه گپی بزنیم.

بحث سیاسی اصلاً و مطلقا.

من باید شب امتحانم دکترا دارم فلان.

به محض اینکه مدرکو گرفت چون همتش فقط مدرکه تمام.

دوباره برمی‌گرده تو بازیش و تازه میگه خب من مدرکمو گرفتم آقای دولت یالا کار به من بده ببینم.

اصلاً رفته برای کار.

مدرک گرفته برای این کار متوقف می‌شه.

اما کسی که اون افقش بالاست می‌دونه نفس ناطقه انسان سیرش بی‌نهایته.

با این روزه متوقف نمی‌شه صرفاً در کف نفس.

فقط اینکه بهشت بره یا یه سپری داشته باشه از آتش جهنم.

میگه که آقا بیا رشد کن تعال برو بالا.

شیخ ابوعلی سینا، شیخ الرئیس اصلاً راه نمی‌داد.

البته توجه بالای پرانتز اینو مدیرای وقت توجه داشته باشن برداشت بد نشه.

مدیرها باید وقت بدن به زیردستاشون.

جسارت نشه اون‌ها میگن آقا من وقتم ارزشمنده.

اصلاً اتفاقاً شما اومدی که مدیریت کنی، گره‌های همکاراتو باز کنی.

خب شما باید وقت بدی تا درد دل همکارا رو ندونی چه گره‌ای، چه همایشی، چه جلسه‌ای تا هی نمی‌دونم امضا بزنیم سیاهه این مصوبات جلسه در حالی که اصلاً نمی‌دونیم گره ذهنی این همکارا چیه، مشکلاتشون چیه.

اون فرق می‌کنه.

اما بزرگان وقتی یه سری رو می‌خوان بگن هر مانعی رو می‌ذارن کنار، هر ملاقاتی رو قبول نمی‌کنن، هر حرف و حدیثی رو اصلاً گده نمی‌گیرن.

شیخ ابوعلی سینا اصلاً وقت به کسی نمی‌داد.

اصلاً باورتون می‌شه وقت نکرد ازدواج کنه.

اینا یه مقدار برای ما سنگینه ها.

حکیمی که اصلاً یادش رفت شهوت داره.

معذرت می‌خوام.

انقدر غرق در رشد و معنویت و تعالی بود.

اینا یه ذره برای ما سنگینن چون ابتدای کارن.

ها یکی اومد می‌دونست چی-- نبض شیخ چیه.

دید یه، یه عرض شود کلاغی میره بالا.

یه ماری بالای درخت این کلاغه میره.

حالا نمی‌دونم ماره به لونه‌ش تعدی کرده چیه؟

این کلاغه هی نوک می‌زنه به ماره.

ماره نیشش می‌زنه تا نیش می‌خوره میاد از یه گیاهی نوک می‌زنه کلاغه حالش خوب می‌شه.

دوباره میره با ماره می‌جنگه.

رفت این گیاه رو چند دید کلاغه اومد گیاه رو پیدا نکرد مرد.

رفت به شیخ الرئیس گفت ها اینطوریه و شیخ الرئیس بلند شد.

گفت حالا وقتشه بریم ببینیم این گیاه چی بوده، کجا بوده، چه منطقه‌ای.

خب چون یه راهی رو می‌خواد بره.

بعد الان کتاب قانونش، طبش اینا تو کل دنیا داره تدریس می‌شه الا ایران.

جالبه.

حالا دقت بفرمایید ما چند تا تو داریم.

حکما توها، اون درون‌ها، بواتنی که برای ما شمردند حداقل هفت‌تاست.

گفتن خب یه ظاهر داریم بدن، بعد نفسه، بعد عقله.

اینا بحثش قبلاً گذشته بینمون.

بعد عقله، بعد قلبه، بعد روحه، بعد سره، بعد خفیه، بعد أخفا است.

گاهی اوقات قرآن خدا تو قرآن میگه من به سر شما آگاهم.

گاهی اوقات میگه به خفیه درون دل شما.

گاهی اوقات میگه به أخفاء بما في الصدور شما.

اینا با هم متفاوت‌اند.

روزه باید به گونه‌ای برسه که ما رو به اونجا برسونه که اون س-- میگه يوم تبلى السرائر هیچ‌وقت رو این آیه کار کردیم.

همه می‌چسبونش به دیگران.

می‌گن آقا درون همه می‌ریزه بیرون.

این سرائر سریرت‌ها برمی‌گرده به کثرت انسان‌ها.

نه عزیزم.

این سرائر برمی‌گرده به یک واحد، یک نفر، توی یک نفر سرائرت می‌ریزه بیرون.

انقدر ما تو در توییم، انقدر پیچیده‌ایم، انقدر در درون خودمون دنیاهایی داریم.

یه دفعه همه می‌ریزه بیرون.

تازه عجب!

ما چه آدمی بودیم، چی بودیم.

توقف نکنیم.

تعال اقرأ ورءا.

تا یارkra خواهد و میلش به که باشد.

این بحث مفصود بود.

بعد بیشتر ادامه می‌دادیم.

تبرکاً عرض کردیم.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد