ددرس‌گفتارها

[سخنگوی 1] و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

[سخنگوی 1] استفتا شده از رهبر عزیزمون که اگر زنی که شیر میده به بچه، بچه‌ش خب نیاز به شیر داره و اگر شیر نخوره قطعاً این بچه تلف میشه.

مادر بر اثر روزه داری شیرش کم میشه یا خشک میشه یکی از این دو تا و این محرزه.

اما حال مادر خوبه.

دقت کنید مادر هیچ مشکلی از جهت جسمی نداره روزه بگیره.

قشنگ توانشو داره، مریضی هم نداره.

این ضرر متوجه بچه میشه.

آیا برای او روزه گرفتن جایزه یا نه؟

رهبر فرمودن اگر چنانچه ضرری از این حیث به بچه وارد میشه، روزه بر او واجب نیست و افطار واجبه براش.

روزه‌ش حرامه.

باید ب-بگیره بعداً این عذر که رفت شد اون موقع روزه‌شو قضا کنه.

خب ما یکی بحث‌هایی که پیرامون اسرار روزه داشتیم و از بحث‌های بسیار مهم و دقیق بود، یه ذره اینو بسطش بدیم، این بود که عرض کردیم مجرای ورود شیطان به وجود انسان رو روزه می‌بنده.

در حقیقت درب‌های نفوذ رو می‌بنده.

چطور الان رهبر عزیزمون می‌فرما تو مملکت متأسفانه تو جای جای کشور ما، تو اداره‌هات، نهادها، همه جا نفوذ کرده دشمن، شیطان هم در بافت‌ها و اعضای بدن جزء جزء اعضای بدن می‌تونه نفوذ کنه.

روزه می‌تونه این راه نفوذ شیطان و دشمن رو به درون ببنده.

این رو عرض کردیم.

حالا این که شیطان رو چی فرض کنی خیلی مهمه.

خلاصه شیطان چی هست؟

یک وجود خارجیه یا در درون خود منه؟

عالم بالا است، عالم اصلاً مربوط به دنیاست، ملکوتیه، چیه؟

مجرده.

اینا یه بحث‌های مبسوط و مفصلی در کتاب‌های متعدد شده.

مثلاً شیخ اکبر ماییدین در کتاب فصوصش بحث مفصلی اینجا دارن.

در عیون مسائل نفس یا سر حل عیونشون علامه حسن زاده مسائل مبسوطی رو دارن.

در عرض شود جامی در کتابشون داره.

کتاب‌های مثلاً مرحوم قیسری در شرح فصوص الحکم.

کتاب‌های زیادی تو این زمینه هستن.

می‌تونی اصفار ملاصدرا مطالب بسیار جالب و قشنگی پیرامون این داره.

من یه چند وجهشو به مناسبت این چند روز عرض می‌کنم که یه ذره بشناسیم چون دشمن شناسی خیلی مهمه.

اگه نشناسیم این کیه، چیه به مشکل بر می‌خوریم.

دقت بفرمایید که در حکمت مشاء می‌فرمایند که قوای وجودی انسان من سریع میگم میرم دیگه جا نمونید.

قوای وجودی انسان چهارگانه اند: حس و خیال و وهم و عقل.

اینو همه شنیدید.

لکن در حکمت متعالیه معتقدند مثلاً خود علامه حسن زاده در سی و-- مسائل حالا اون عیون مسائل نفسشون قسمت سی و یکمه.

بله، قسمت سی و یکمشون این رو شرح میدن و می‌فرمایند که از نظر حکمت متعالیه وهم هست، لکن وهم عقل ساقط شده است.

یعنی اگر عقل، عقل رهایی داره دیگه، اطلاق داره.

عقل کلیات رو درک می‌کنه.

اصلاً وارد جزئیات نمی‌شه.

رهاست از قید و بندها آزاده.

لذا کسی که عاقلانه زندگی می‌کنه از قید و بندها و تعیینات رها میشه.

به سرح، به مقام سرح اصطلاحی اصطلاحاً میرسه.

رها میشه، شاهد بر عالم میشه.

شهید ما معتقدیم با عقلش به عقلش دست پیدا می‌کنه که شهید میشه، رها میشه، مستقل میشه.

حالا این رو دقت کنید.

علامه حسن زاده می‌فرمایند که وقتی که عقل از کارکرد خودش خارج شد، اون رهایی‌ش به قید تبدیل شد، میشه وهم.

وهم جزئیات رو درک می‌کنه.

میره سراغ جزئیات، اصول، امهات و کلیات رو رها می‌کنه.

دیدی بعضیا گیر میدن به یه سری چیزای جزئی که اصلاً خیلی هم مهم نیست، اون موقع مشکل میشه زندگیش.

چیزهای ریز براش درشت جلوه می‌کنه.

مشکلاتش چنان مثل کوه رو دوشش می‌مونه.

چرا؟

از دایره عقل خارج شده.

بعد اینو دقت بفرمایید.

اولین نظریه‌ای که پیا-پیرامون ماهیت شیطان وجود داره این نظریه‌ست که میگن وهم همون شیطانه.

قوه واهمه وجود ما همون شیطانه که همه اینو دارن.

تو همه هست که پیغمبر هم فرمود من این شیطان وجودم رو مسلمون کردم یا تسلیم کردم، ادبش کردم.

حالا این وهم جزئیات رو درک می‌کنه.

یه توضیح کوچولو بدم.

خیلی این خوبه آدم بدونه.

عرض کردیم عقل کلیات رو درک می‌کنه.

یعنی چی؟

آقا جان زیبایی خیلی خوبه.

بله خب خیلی خوبه.

قدرت خیلی خوبه.

لباس پوشیدن خیلی خوبه.

اصلاً از مهماته که انسان پوشیده باشه.

اینا رو عقل کاملاً درک می‌کنه.

همه هم اینا رو می‌پذیرن.

اصلاً فطرت بشر، عقل بشر با عریانی ناسازگاره.

عریانی رو زشت می‌دونه، پست می‌دونه.

مگر فطرتش رو منسوخ کنه.

خب حالا که عقل کلیات رو درک می‌کنه اشکال از کجاست؟

اشکال از اونجاست که میره این به جزئیات می‌رسه.

یعنی عقل ساقط بشه به وهم می‌افته.

یعنی شیطنت.

یعنی چی؟

یعنی میره خب تو، تو جزئیات می‌گرده این لباس قشنگ کدومه؟

آقا لباس قشنگ خوبه.

رنگ زیبا خوبه.

چشم نواز خوبه.

عطر خوبه.

زیبایی اصلاً خوبه.

درست شد؟

اما حالا کدوم یکی از این‌ها اون لباس قشنگه است؟

تو جزئیات که میره شیطان میاد.

یعنی همون وهم.

یعنی این میگه این، این، این، این، این‌ها میشه همون وهم.

عقل کلی رو میگه.

لباس پوشیدن خیلی خوبه.

از ضروریات فطری بشره.

اما اینکه این لباس، لباس زیبائه زیبایی هم که قشنگه دیگه.

الله جميل و يحب الجمال.

این جمال تو کدوم یک از این لباس‌ها جلوه کرده اینجا گیر میشه.

اینجا اشکال پیش میاد.

این همون شیطنت وجوده که این لباس، اون لباس.

میره سراغ کثرات.

توجه کردی چی شد؟

یا زیبایی‌ها.

عقل میگه خوردن خوبه آدم باید بخوره تا سالم بمونه.

وهم میاد میگه این غذا.

چلو کباب، بوقلمون نمیدونم فلان.

یکی، یکی میره تو انتخاب.

این‌ها این مصادیق میشه وهم.

عقل کلی رو میگه.

وهم میاد میگه این، این غذا.

حالا بعد تو مرتبه نازل‌ترش تنزل پیدا کرده‌ش خیال و قوه خیال قبلاً بحث کردیم که قوه عکس برداریه.

حالا اونچه که وهم جزئی‌ش کرده عقل میاد بهش نشون میده.

میگه خب آقای وهم ببخشید خیال.

قوه خیال میاد به وهم نشون میده.

اون جزئی شده رو قوه خیال عکسشو بهش نشون میده.

میگه این عکس اون لباسی که تو خوشت میومدا.

این بوی اون عطریه که تو خوشت میادا.

آقا عقل یه مثال دیگه.

عقل میگه ازدواج نیاز فطری بشره.

درست شد؟

حتی اگر برای ایجاد صورت انسانین تو نگیری حتی برای اطفاء شهوت حیوانی هم بگیری باز نیاز فطری بشر ازدواج هست که نازل‌ترین نگاه به ازدواجه.

حالا که این هست عقل این رو می‌پذیره.

اما وهم چی کار می‌کنه؟

میگه خب حالا تو بخوای ازدواج کنی با کی ازدواج کنی؟

میای سراغ جزئیات.

با این زن، با اون زن، با این مشکل، با این خصوصیات، با این مرد، با این مرد.

حالا این صورت ظاهری‌شو صورت بیرونیش رو در نشئه طبیعت عالم خیال تو به تو صورت‌گری می‌کنه نشون میده.

گاهی اوقات تو خیال، گاهی اوقات تو بیرون از-- میگه این همون زنیه که مطلوب توئه.

این همون مردیه که مطلوب توئه.

این شیطنت‌هاست.

حالا خدا رحم کنه این زنجیر بکشه به بحث حس که دیگه اولین و نازل‌ترین قوای وجودی انسان حسه.

حس مشترک یا حواس پنج گانه.

که بخوای اون کلی عقل و جزئی شده در وهم و و صورت‌گری شده در قوه خیال و که این زن مطلوب توئه رو بخوای چیکار کنی؟

حس کنی.

اون موقع این میشه عملیات.

این میشه گناه.

این میشه عمل.

این میشه زشت.

این میشه مکروه.

این میشه منکرات.

چیز به همین راحتی این فرمول مشخص شد در وجود انسان چگونه این شکل می‌گیره.

حالا ببینید روزه چقدر عظمت داره که پیغمبر فرموده هیچ چیزی و تمام حکما من کتاب‌ها رو بررسی کردم تو این حیس دارم به شما میگم.

تحقیقاً عرض می‌کنم.

هیچ کدوم از حکما این نظر رو رد نکردن.

میگن هیچی مثل جو و روزه و صوم چی؟

این مجرای ورود اون شیطان رو تو وجود تو نمی‌بنده.

یعنی تو رو به عقل می‌رسونه.

تو رو به رهایی و اطلاق می‌رسونه.

به کمدن از دلبستگی‌ها و جزئیات و چیزهای پوچ و بی‌ارزش می‌رسونه.

این یکی از کارکردهای اساسی روزه تو بحث جلوگیری از ورود شیطان به این نگاه به شیطانه.

که حالا نگاه‌های بعدی هم وجود داره که انشالله روزهای بعد عرض می‌کنیم.

انشالله عاقبت بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد