ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 025

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روزهٔ مادر شیرده؛ ضرر به کودک

از رهبر معظم انقلاب استفتا شده است: اگر زنی به فرزند شیر می‌دهد و کودک به شیر نیازمند است چنان‌که اگر شیر نخورد تلف می‌شود، و بر اثر روزه‌داری شیر مادر کم یا خشک می‌شود و این محرز است، اما حال مادر از جهت جسمی خوب است — توان روزه دارد و بیماری ندارد و ضرر متوجه کودک است — آیا روزه بر او جایز است؟ رهبر فرموده‌اند اگر از این حیث ضرری به کودک وارد شود، روزه بر او واجب نیست و افطار واجب است؛ روزه‌اش حرام است. باید بعداً چون عذر برطرف شد قضا کند.

روزه و بستن مجرای نفوذ شیطان

یکی از بحث‌های مهم اسرار روزه آن بود که مجرای ورود شیطان به وجود انسان را روزه می‌بندد؛ در حقیقت درب‌های نفوذ را می‌بندد. چنان‌که در مملکت دشمن در جای‌جای اداره‌ها و نهادها نفوذ کرده، شیطان نیز در بافت‌ها و جزءجزء اعضای بدن می‌تواند نفوذ کند. روزه راه نفوذ شیطان و دشمن را به درون می‌بندد. اینکه شیطان را چه فرض کنی بسیار مهم است: وجودی خارجی است یا در درون؟ عالم بالاست یا مربوط به دنیاست؟ ملکوتی است یا مجرد؟ بحث‌های مبسوط در کتاب‌های متعدد شده است: شیخ اکبر در فصوص، علامه حسن‌زاده در عیون مسائل نفس، جامی، قیصری در شرح فصوص، اسفار ملاصدرا. چند وجه به مناسبت این ایام بیان می‌شود؛ دشمن‌شناسی بسیار مهم است.

قوای چهارگانه؛ وهم عقل ساقط‌شده

در حکمت مشاء قوای وجودی انسان چهارگانه‌اند: حس و خیال و وهم و عقل. در حکمت متعالیه — چنان‌که علامه حسن‌زاده در قسمت سی‌ویکم عیون مسائل نفس شرح می‌دهند — وهم هست، لکن وهم عقل ساقط‌شده است. عقل رهایی و اطلاق دارد؛ کلیات را درک می‌کند و وارد جزئیات نمی‌شود؛ از قید و بندها آزاد است. آنکه عاقلانه زندگی می‌کند از تعیینات رها می‌شود و به مقام سرح — رهایی و شهادت بر عالم — می‌رسد. شهید با عقل به عقل دست می‌یابد؛ رها و مستقل می‌شود.

چون عقل از کارکرد خود خارج شود و رهایی‌اش به قید بدل گردد، وهم می‌شود. وهم جزئیات را درک می‌کند؛ اصول و امهات و کلیات را رها می‌کند. برخی به چیزهای جزئی که چندان مهم نیست گیر می‌دهند؛ چیزهای ریز درشت جلوه می‌کند و مشکلات چون کوه بر دوش می‌ماند — چون از دایرهٔ عقل خارج شده‌اند.

وهم همان شیطان؛ ادب قوهٔ واهمه

نخستین نظریه دربارهٔ ماهیت شیطان آن است که وهم همان شیطان است؛ قوهٔ واهمهٔ وجود همان شیطان است که در همه هست. پیامبر فرمود این شیطان وجودم را مسلمان یا تسلیم کردم و ادبش کردم. عقل کلیات را درک می‌کند: زیبایی خوب است، قدرت خوب است، پوشیدگی از مهمات است؛ فطرت بشر با عریانی ناسازگار است مگر فطرت منسوخ شود. اشکال آنجا آغاز می‌شود که به جزئیات می‌رسد؛ عقل ساقط می‌شود و به وهم — شیطنت — می‌افتد: کدام لباس قشنگ است؟ کدام رنگ؟ کدام عطر؟ کلیات درست است؛ در جزئیات شیطان — همان وهم — می‌آید و صورت‌ها را ردیف می‌کند.

از وهم تا حس؛ فرمول گناه

ازدواج در نازل‌ترین نگاه نیز عقلی پذیرفتنی است؛ اما وهم می‌گوید با کی؟ وارد جزئیات می‌شود: این زن، آن مرد، این خصوصیات. صورت ظاهری را در نشئهٔ طبیعت عالم خیال صورت‌گری می‌کند و می‌گوید این همان مطلوب توست — این شیطنت‌هاست. سپس زنجیر به حس می‌کشد؛ حس مشترک یا حواس پنج‌گانه. می‌خواهد آن کلیِ عقل که جزئی شده در وهم و صورت‌گری شده در خیال را حس کند؛ آنگاه عملیات و گناه و عمل زشت و مکروه و منکر شکل می‌گیرد. فرمول در وجود انسان چنین مشخص می‌شود.

عظمت روزه؛ بستن مجرا و بازگشت به عقل

روزه چه عظمت دارد که پیامبر فرموده و همهٔ حکما نیز — پس از بررسی — رد نکرده‌اند: هیچ چیز مانند جوع و روزه و صوم مجرای ورود آن شیطان را در وجود نمی‌بندد. یعنی به عقل می‌رساند؛ به رهایی و اطلاق؛ به کم‌کردن دلبستگی‌ها و جزئیات پوچ و بی‌ارزش. این یکی از کارکردهای اساسی روزه در جلوگیری از ورود شیطان است به این نگاه به شیطان؛ نگاه‌های بعدی در روزهای بعد می‌آید. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

تفصیل گذر از کلی به جزئی

عقل می‌گوید زیبایی خوب است، قدرت خوب است، لباس پوشیدن از مهمات است و انسان باید پوشیده باشد؛ این‌ها را عقل کاملاً درک می‌کند و فطرت می‌پذیرد. اشکال از آنجا آغاز می‌شود که عقل ساقط شود و به وهم بیفتد: در جزئیات بگردد که کدام لباس قشنگ است، کدام رنگ چشم‌نواز، کدام عطر. کلیات درست می‌ماند؛ شیطنت در جزئیات است. وهم صورت‌ها را ردیف می‌کند و می‌گوید این، این، این.

در ازدواج نیز عقل اصل زوجیت را می‌پذیرد؛ وهم می‌پرسد با کی؟ با این زن یا آن مرد، با این خصوصیات یا آن مشکلات. آنگاه عالم خیال صورت ظاهری را در نشئهٔ طبیعت صورت‌گری می‌کند و گاه در خیال و گاه در بیرون می‌گوید این همان مطلوب توست. این شیطنت است. چون به حس برسد — حس مشترک یا حواس پنج‌گانه — می‌خواهد آن مطلوبِ صورت‌گری‌شده را حس کند؛ آنجاست که عملیات و گناه و زشتی و منکر شکل می‌گیرد. فرمول نفوذ شیطان در وجود چنین است: کلی عقل، جزئی وهم، صورت خیال، عمل حس.

دشمن‌شناسی و منابع حکمی

شناخت آنکه دشمن کیست و چیست ضروری است؛ وگرنه به مشکل برمی‌خوریم. در فصوص الحکم شیخ اکبر، در عیون مسائل نفس علامه حسن‌زاده، در آثار جامی و شرح قیصری بر فصوص، و در اسفار ملاصدرا مطالب مفصل پیرامون این معنا آمده است. آنچه در این ایام برجسته می‌شود همین وجه است که وهم را شیطانِ درون بدانیم و روزه را بندی بر مجرای او. نگاه‌های دیگر به حقیقت شیطان در جلسات بعد پی گرفته می‌شود؛ اما همین وجه برای فهم کارکرد اساسی روزه کافی است: بستن نفوذ، بازگرداندن انسان به اطلاق عقل، و کاستن از دلبستگی به جزئیات پوچ.

جمع‌بندی حکم و سرّ

از سوی حکم شرعی، مادر شیرده اگر ضرر محرز به کودک از کم‌شدن یا خشک‌شدن شیر باشد، روزه بر او حرام و افطار واجب است و قضا پس از رفع عذر بر ذمه می‌ماند؛ حال خوب مادر مجوز استمرار روزه هنگام ضرر کودک نیست. از سوی سرّ، روزه درب‌های نفوذ را می‌بندد و انسان را از دام جزئی‌نگری وهم به افق کلی عقل بازمی‌گرداند. این دو لایه — فقهی و معرفتی — در کنار هم معنای اسرار روزه را کامل می‌کنند.

عقل، سرح و شهادت

کسی که عاقلانه زندگی می‌کند از قید و بندها و تعیینات رها می‌شود و به مقام سرح — اصطلاح اهل معرفت — می‌رسد: رها می‌شود و شاهد بر عالم می‌گردد. باور آن است که شهید با عقل به عقل دست می‌یابد؛ رها و مستقل می‌شود. در برابر، چون عقل از کارکرد خود خارج شود و رهایی به قید بدل گردد، وهم می‌زاید و زندگی در جزئیات خرد می‌شود. روزه دقیقاً در همین نقطه دخالت می‌کند: زنجیر جزئیات را سست می‌کند، اشتهای وهم را فرو می‌نشاند، و راه بازگشت به اطلاق عقل را می‌گشاید. ازاین‌رو حکما اجماع دارند که چیزی مانند جوع و صوم مجرای شیطانِ وهم را نمی‌بندد.

پیوند فقه مادر و معرفت روزه

حکم مادر شیرده نشان می‌دهد شریعت ضرر به غیر — حتی کودک شیرخوار — را بر استمرار ظاهری عبادت مقدم می‌دارد. این خود درس توحیدی است: عبادت وقتی مقبول است که با رحمت و مسئولیت سازگار باشد. همان روزه‌ای که مجرای شیطان را می‌بندد، نباید دریچهٔ ضرر به بی‌گناه را بگشاید. پس افطار در این حال نه ترک دیانت، که ادای مسئولیت است؛ و قضا، حفظ پیوند با فرمان الهی پس از رفع عذر. بدین‌سان فقه و اسرار در یک افق می‌نشینند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.