ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلامٌ علیکم و رحمة الله.

استفتا شده از رهبر عزیزمون که آیا میشه مسافرت، ااا حالا میشه گفت تحمیلی خودمون به خودمون تحمیل کنیم مسافرتو اجباری پاشیم بریم؟

یعنی ضرورتی نداره مسافرت ما فقط برای فرار، عین این کلمه تو استفتا اومده برای فرار از روزه مسافرت بریم.

آیا اشکال داره این؟

رهبری فرمودن از جهت شرعی اشکال نداره شما حتی برای فرار از روزه مسافرت برید.

توجه کردید از جهت شرعی بحث های عرفانی رو کاری نداریم.

لکن توجه به این داشته باشید که، ااا ما قبلاً عرض کردیم که باید مسافر قصد پیمودن مسافت شرعی رو که به نظر رهبر عزیزمون بیست کیلومتر و نیم حداقل در رفت هست رو داشته باشه.

بعد وقتی به محض اینکه حد ترخص رو رد کرد، هزار و سیصد و پنجاه متر از شهر اون ورتر رسید اونجا افطار کنه نه تو وطن خودش.

یعنی نیت روزه میکنه.

توجه کردید؟

هیچی هم نخورده، افطار نکرده، نیت روزه رو کرده میره تا به حد ترخص رسید افطار میکنه.

بعد اینطور هم نیست این نکته آخرین که اینطور هم نیست که حالا که افطار کرد برگرده.

نه این که اصلاً مسافر نیست که.

چون باید حتماً مسافت شرعی رو بره.

اون بیست کیلومتر و نیم رو حتما باید بره.

اما از حد ترخص رد شد میتونه افطار کنه.

یکی از راه‌های کمک کردن به بچه هایی که توان ندارن اما به سن، به سن تکلیف رسیدن، مخصوصاً دختر بچه ها نه ساله جون نداره.

مخصوصاً با این سوء تغذیه امروزی ها نمیتونه.

یه راهش اینه که ببرنشون مسافرت اونجا بخوره حد ترخص رو رد کرد بخوره حد شرعی رو هم مسافت شرعی رو هم بره بیست کیلومتر و نیم بعد برگرده.

[نفس عمیق] خب یکی از اسرار روزه رو امروز عرض کنیم که این نکته خیلی نکته بسیار مهمیه و باید بهش توجه کنیم و الا ضرر می‌کنیم.

از جهت معنوی کم برداشت می‌کنیم که حالا من منصرف شدم بحث رو من منصرف کردم به سمت اسرار روزه.

چند تا نکته این روزها بگیم حالا اون قلب منافق رو بعداً.

حاج آقا هادی سبز، سبزواری رحمة الله علیه حدیث نبوی میارن که در کتاب شریفشون که اسرار صوم رو بیان می‌کنند که الصوم جنة من النار روزه سپر است در برابر آتش.

بعد یک بحث مبثوتی اینجا بزرگان اهل معرفت آوردن غوغاست.

اونم نه اینکه دقت بفرمایید، نه اینکه روزه صرفاً سپر است در برابر آتش برزخ و آتش دوزخ و آتش اون دنیایی، بلکه آتش این دنیا رو هم که ما همین جا تهیه می‌کنیم چون اینجا آتش تهیه می‌شه که میره اونجا اشتباه نشه ها.

همین تو همین دنیا سور-- ااا صوم یا روزه سپر است.

چگونه؟

دقت بفرمایید توضیح کوتاهی فلسفی بدم، ااا که همه فهم هم باشه.

جسم ما، ما یک جسم داریم.

این جسم طبیعیمون به راحتی صورت ظاهرش رو از دست نمیده.

مگه با بیماری‌های س-- خیلی سخت یا دور از جونتون با موت طبیعی.

جسم ما که این صورتی که خدا آفریده این از بین نمیره به راحتی.

اما ما یک نفس ناطقه‌ای هم داریم که درون ماست.

انقدر این نفس لطیفه، انقدر نفس ناطقه ما مجرد جنسش که به راحتی به هر چیزی رو کنه خو می‌گیره.

مثل آبی که فرض کرد-- فرض کنید مثل آبی که می‌ریزید تو هر شیی می‌ریزید سریع به شکل اون شیء در میاد.

نفس ناطقه انسان انقدر لطیفه، انقدر خو می‌گیره سریع با دور و بر خودش و با فعل و انفعالات و این‌ها.

حالا این نفس اگر این نفس ناطقه انسانی که در درون خودمون ما شیطان داریم که پیغمبر فرمود من شیطان درون خودمو به دست خودم مسلمون کردم.

همه ما در درون خودمون اعدا عدو داریم.

دشمن ترین دشمن‌ها در درون خودمونه.

حال اینکه ما بیرون دنبالش می‌گردیم.

لذا یکی از بزرگان می‌فرمود که من با اثاثیه منزلم گفت‌وگو کردم.

اینو همه شاید درک نکنند.

همه شاید درک نکنند چرا علامه حسن زاده وقتی غذا می‌خوره با غذا حرف می‌زنه.

سلامٌ علیکم برنج‌های قشنگ، عدس‌های زیبا، ای خرماهای شیرین، ای خلقت خدا قدم رنجه کردید، خوش آمدید.

گفت‌وگو می‌کنه یک ساعت با اینا حرف می‌زنه.

حالا اینا رو شاید من نفهمم.

با اث، اثاثیه منزلش گفت‌وگو کرد.

میگه به اینا گفتم آقای سماور، آقای نمی‌دونم قند، آقای فرش، آقای لامپ، آقای پرده.

همه اینا رو باهاشون گفت‌وگو کردم.

گفتم اینجا شما تو این اتاق تشریف داشته باشید.

شما وجودید دیگه.

وجود دارید شما.

شما عدم که نیستید.

وجود دارید.

حقیقت دارید.

شما واقعیت دارید.

شما هستید.

شما هم به نوعی یک شعوری دارید.

شما اینجا تشریف داشته باشید.

یه چند لحظه من تو خودم باشم.

برم اون اتاق خودم باشم.

میگه رفتم تو اون اتاق دیگه تا رسیدم اون اتاق دیدم همه اونجان.

همه اثاثیه‌هایی که باهاشون خداحافظی کردم، ازشون اجازه گرفتم که بدون اونا باشم لحظاتی دیدم اونجان.

خلاصه میگه من فهمیدم که آقا جان اصلاً ما در درون خودمون، دشمنمون در درون خودمونه.

این زواهر و این بیرون این‌ها دشمن ااا اصلی ما نیستن.

هرچی هست تو درون ماست.

حالا اونچه که در درون ما حتی از میل‌های بیخودی شاید شهوانی نباشه، غضب آلود نباشه اما میل بیخوده، میل‌های بیخود، این‌ها هم آتشه در درون خودمون ما آتش داریم.

لذا اگر کسی چشم برزخی‌ش باز شه همین اینجا خودش رو می‌بینه چه شکلیه.

اصلا نیاز نداره منتظر اونجا باشه.

قیامت هم میگه "اقرأ كتابك".

قرآنه دیگه.

بخون کتابتو "کفى بربك بنفسك اليوم عليك حسيبا".

خودت بسی برای حسابرسی خودت.

چرا میگه؟

چون خودت خودتو می‌بینی.

اونجا پرده‌ها میره کنار قشنگgg چهره واقعی خودت رو می‌بینی که نفس ناطقه تو به چه شکلی دراومده.

حالا یه قدرتی خدای منان در انسان قرار داده که دیروز ما عرض کردیم تذکراً که با روزه این قدرت تقویت می‌شه.

هیچ عبادتی مثل روزه این قدرت رو تقویت نمی‌کنه.

بهش میگن توجه عرفانی.

همون حس حضور.

توجه عرفانی با روزه به شدت زیاد می‌شه، به اوج خودش می‌رسه.

چون ما هرچی می‌کشیم از همین خوردن‌هاست از اکول بودنه.

همش بخور، همش.

گرفتاری ما از این مس-مسائل نفسانی و هواها و این‌هاست که وقتی روزه می‌گیریم مثل یک سپر از همه این آتش‌ها ما رو حفظ می‌کنه.

روزه باعث می‌شه اون توجه نفسانی تو زیاد بشه و بزرگان فرمودن اون آینه‌ای که در درون توئه و تو می‌تونی از درونش خودت رو ببینی که چه شکلی هستی، همین توجه نفسانی‌ست.

همین توجه عرفانی‌ست که با روزه به اوج می‌رسه.

البته باید با مراقبه و محاسبه شروع بشه اما روزه اینو به اوج می‌رسونه.

یکی از اسرار روزه که خدا فرموده مال منه "من الصوم لي" و من جزاشو میدم یا اون چیزی که بهش جزا میدن منم، منو به روزه دار جزا میدن اینه.

چون تمام امیالش رو میذاره کنار.

این چیز کمی نیست.

این یکی از اسرارش هست که به هر حال اگر ما چشممون باز شه علم الهدی سنزده در-- برید بخونید در کتاب هزار و یک نکته‌شون نکته ده به شدت زیبا و قشنگ توضیح داده که ما نمی‌فهمیم.

ولی یه دروغ ولو به شوخی میگی، به شوخی هم دروغ میگی همون لحظه نفست زشت می‌شه.

کج و معوج می‌شه.

هیچی هم مثل دروغ آدم رو کج و معوج نمی‌کنه.

یکی از بزرگان می‌گفتش که پسرم که از دنیا رفته بود، یه پسر خیلی پاک و متحری داشت، خیلی با صفا، اهل سحر، رفته بود میگفت هر وقت که پسرم رو زیارت می‌کنم در عالم معنا، پسرم بهم میگه بابا بعضی موقع‌ها ما از این عالم تو رو می‌بینیم، به شدت نورانی.

انقدر نفست نورانیه که چشم ما رو می‌زنه و بعضی موقع‌ها بالعکس نگات می‌کنیم، همون بابایی‌ها اما تاریکی.

این‌ها با چی ایجاد می‌شه؟

با همین امیال، همین شهوات، همین غضب‌ها که روزه بهترین سپر برای نجات از این چیاست؟

از این آتش‌هاست.

نکته دوم هم تو دل بحث بود.

اگر کسی می‌خواد خودش رو ببینه روزه باعث می‌شه به اون توجه نفسانی برسه.

تمرین می‌خواد.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد