یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
مسافرت برای فرار از روزه؛ حکم شرعی
استفتا شده از رهبر معظم انقلاب: آیا میشود مسافرتی تحمیلی بر خود بست و بیضرورت، فقط برای فرار از روزه — عین این کلمه در استفتا آمده — مسافرت رفت؟ آیا اشکال دارد؟ رهبری فرمودهاند از جهت شرعی اشکال ندارد؛ حتی برای فرار از روزه مسافرت بروید. از جهت شرعی؛ بحثهای عرفانی جداست.
لکن باید توجه داشت که مسافر باید قصد پیمودن مسافت شرعی را داشته باشد که به نظر ایشان حداقل بیست کیلومتر و نیم در رفت است. بهمحض آنکه حد ترخص را رد کرد — هزار و سیصد و پنجاه متر از شهر آنسوتر — آنجا افطار کند، نه در وطن خود. یعنی نیت روزه میکند، چیزی نخورده، میرود تا به حد ترخص برسد و افطار کند. و چنین نیست که چون افطار کرد برگردد؛ آن اصلاً مسافر نیست. باید حتماً مسافت شرعی را برود؛ آن بیست کیلومتر و نیم را. اما از حد ترخص که رد شد میتواند افطار کند.
یکی از راههای کمک به بچههایی که توان ندارند اما به سن تکلیف رسیدهاند — مخصوصاً دختربچههای نهساله که جان ندارند و با سوءتغذیهٔ امروز نمیتوانند — این است که آنان را به مسافرت ببرند؛ حد ترخص را رد کنند، بخورند، مسافت شرعی را هم بروند و برگردند.
الصوم جُنّة؛ روزه سپر آتش
یکی از اسرار روزه نکتهای بسیار مهم است؛ وگرنه از جهت معنوی کم برداشت میشود. حاجی سبزواری رحمةاللهعلیه حدیث نبوی میآورند که الصوم جنة من النار — روزه سپر است در برابر آتش. بزرگان اهل معرفت بحث مبسوطی کردهاند. نه اینکه روزه صرفاً سپر آتش برزخ و دوزخ باشد؛ بلکه آتش این دنیا را نیز — که همینجا تهیه میشود و به آنجا میرود — روزه سپر است.
نفس ناطقه و آتش درون
جسم طبیعی بهراحتی صورت ظاهرش را از دست نمیدهد مگر با بیماریهای سخت یا موت طبیعی. اما نفس ناطقهای درون ماست؛ آنقدر لطیف و مجرد که بهراحتی به هر چیز رو کند خو میگیرد؛ مانند آبی که در هر ظرف بریزی سریع به شکل آن درمیآید. نفس ناطقه با دور و بر و فعل و انفعالات سریع خو میگیرد.
درون خود شیطان داریم؛ پیامبر فرمود شیطان درون خودم را به دست خود مسلمان کردم. اعدی عدو در درون خودمان است؛ حال آنکه بیرون دنبالش میگردیم. یکی از بزرگان میفرمود با اثاثیهٔ منزل گفتگو کردم — شاید همه درک نکنند چرا علامه حسنزاده وقتی غذا میخورد با غذا حرف میزند: درود بر شما برنجهای قشنگ، عدسهای زیبا، ای خرماهای شیرین، ای خلقت خدا قدمرنجه کردید. با سماور و قند و فرش و لامپ و پرده گفتگو کرد: اینجا تشریف داشته باشید؛ شما وجودید، عدم نیستید، حقیقت و واقعیت دارید، شعوری دارید؛ چند لحظه من در اتاق خودم باشم. چون رسید آنجا دید همهٔ آنان که خداحافظی کرده آنجایند. فهمید دشمن اصلی در درون است؛ ظواهر بیرون دشمن اصلی نیستند.
آنچه در درون است — حتی میلهای بیهوده که شاید شهوانی یا غضبآلود نباشد — آتش است. اگر چشم برزخی باز شود همینجا خود را میبیند چه شکلی است؛ نیازی به انتظار آنجا نیست. قیامت میگوید اقرأ کتابک؛ بخوان کتابت را؛ کافی بنفسک الیوم علیک حسیبا — خودت برای حسابرسی خودت بسی. چون پردهها کنار میرود و چهرهٔ واقعی نفس ناطقه دیده میشود.
«اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» (اسراء/۱۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کتابت را بخوان؛ امروز نفس تو برای حسابرسی بر تو کافی است.
توجه عرفانی؛ اوج با روزه
قدرتی خدای منان در انسان نهاده که با روزه تقویت میشود. هیچ عبادتی مثل روزه این قدرت را تقویت نمیکند؛ توجه عرفانی، همان حس حضور. با روزه به شدت زیاد میشود و به اوج میرسد. چون هرچه میکشیم از همین خوردنها و اکول بودن است؛ گرفتاری از مسائل نفسانی و هواهاست که وقتی روزه میگیریم مانند سپر از همهٔ این آتشها حفظ میکند.
روزه توجه نفسانی را زیاد میکند. بزرگان فرمودهاند آن آینهای که درون است و میتوانی از درونش خود را ببینی چه شکلی هستی، همین توجه نفسانی و عرفانی است که با روزه به اوج میرسد. البته باید با مراقبه و محاسبه شروع شود؛ اما روزه آن را به اوج میرساند. یکی از اسرار روزه که خدا فرموده الصوم لی و من جزای آن را میدهم — یا من خود جزای روزهدارم — همین است: چون تمام امیال را کنار میگذارد؛ چیز کمی نیست.
اگر چشم باز شود، در هزار و یک نکتهٔ علمالهدی نکتهٔ ده به زیبایی توضیح داده که ما نمیفهمیم. اما یک دروغ — ولو به شوخی — همان لحظه نفس را زشت و کج و معوج میکند؛ هیچچیز مثل دروغ آدم را کج نمیکند. یکی از بزرگان میگفت پسر پاک و باصفای اهل سحرم که از دنیا رفته هرگاه در عالم معنا زیارتش میکنم میگوید بابا بعضی موقعها از این عالم تو را میبینیم به شدت نورانی؛ نفست چنان نورانی است که چشم ما را میزند؛ و بعضی موقعها بالعکس تاریک. اینها با همین امیال و شهوات و غضبها ایجاد میشود؛ و روزه بهترین سپر نجات از این آتشهاست. اگر کسی میخواهد خود را ببیند، روزه به آن توجه نفسانی میرساند؛ تمرین میخواهد. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود.
سپر در برابر آتش همینجا
آتش را نباید فقط به برزخ و دوزخ حواله کرد. همان امیال بیهوده، همان شهوت و غضب، همان دروغ به شوخی، همینجا صورت نفس را کج میکند. روزه سپر است تا این آتشها زبان نکشند. جسم صورت ظاهرش را سخت از دست میدهد؛ اما نفس ناطقه چون آب در ظرف، به شکل هر فعلی درمیآید. ازاینرو اکول بودن و پرخوری و دنبال هوا رفتن، نفس را بیآنکه دیده شود زشت میکند.
علامه که با برنج و عدس و خرما سخن میگوید، و آن بزرگ که از اثاثیه اجازه میگیرد تا لحظهای خلوت کند، هر دو یک حقیقت را لمس کردهاند: شعور در خلقت جاری است و دشمن اصلی در درون نشسته است. چون چشم برزخی باز شود، اقرأ کتابک معنا مییابد؛ خودت حسابرس خودی.
روزه و آینهٔ درون
قدرت توجه عرفانی با هیچ عبادتی چون روزه اوج نمیگیرد. مراقبه و محاسبه آغاز راه است؛ روزه آن را به قله میرساند. الصوم لی از آن روست که روزهدار امیال را کنار میگذارد و خدا خود را جزای او قرار میدهد. نکتهٔ ده هزار و یک نکتهٔ علمالهدی همین لطافت را باز میکند. پسر اهل سحر که از عالم معنا پدر را گاه نورانی و گاه تاریک میدید، گواه است که نور و ظلمت نفس با اعمال همین لحظه ساخته میشود. روزه بهترین سپر نجات از این آتشهاست؛ و راه دیدن خود، تمرین توجه نفسانی با روزه است. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.