یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
کفاره و قضای روزههای سال گذشته
این چند روز به لطف خدا احکام ماه مبارک رمضان بیان میشود. امروز باید روشن شود که برخی گمان میکنند هنوز رمضان امسال نرسیده باید کفارۀ روزههای سال گذشته را بدهند؛ یعنی این الزام است و باید پیش از رسیدن رمضان کفارۀ روزههای نگرفتۀ سال قبل را بدهند. در صورتی که چنین نیست؛ الزام نیست و بایدی وجود ندارد.
ضمن آنکه اصلاً باید صبر کرد تا ماه مبارک رمضان امسال برسد: اگر سال قبل عذر داشتهاند و نتوانستهاند روزه بگیرند، باید قضای آن روزهها را بگیرند. اگر قضای آن روزهها را نگرفتند چون عذر باقی ماند — بیماری ماند یا دائماً سفر بودند یا به هر دلیل — چون ماه مبارک رمضان امسال رسید دیگر قضا از گردن ساقط میشود و باید کفاره بدهند. ضمن آنکه مراجع غالباً فرمودهاند اینطور نیست که حتماً همین الآن باید کفاره را بدهید؛ بدهکارید و هرچه زودتر بدهید بهتر است، اما الزام و بایدی وجود ندارد. دفتر آقا امسال نیز کفارۀ روزۀ عذر را دو هزار و پانصد تومان برای هر روز در نظر گرفتهاند.
الصوم لی؛ عظمت روزه میان عبادات
به لطف خدا از بحث قلب منافق منصرف میشویم و به اسرار ماه مبارک رمضان و پیرامون اسرار روزه میپردازیم. یکی از نکات بسیار مهم — تقریباً ماحصل حدود چهار جلسۀ درس استاد — از اسرار خیلی مهم روزهداری این است که چرا روزه چنین عظمتی یافته که در میان عبادات هیچیک را خدا به خود نسبت نداده است. مثلاً فرموده اقیم الصلاة لذکری — نماز بخوانید برای یاد من؛ اما به روزه که میرسد میفرماید الصوم لی — روزه مال من است.
«الصَّوْمُ لِي وَأَنَا أَجْزِي بِهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزه برای من است و من خود پاداش آن را میدهم.
اگر این فعل را مجهول بگیرند یا معلوم، معنا متفاوت میشود: یا این است که أنا أجزیه — من جزایش را میدهم — یا اینکه أنا أجزاه — آن چیزی که به او پاداش میدهند من هستم؛ من را به او پاداش میدهند. بسیاری از بزرگان اهل معرفت فرمودهاند درستش این است که جزای روزهدار خود من هستم. چرا اینقدر عظمت پیدا کرده؟
ظاهر روزه پوست است؛ باطن حضور نفس
اگر چنانچه روزه باشید، با توجه عرفانی و حضور نفس متوجهید که نباید اکل و شرب کنید؛ نباید بخورید و بیاشامید؛ مبتلاات و مفطرات روزه را نباید انجام دهید. حالا اگر احیاناً انسان یادش رفت — یعنی توجه نفس از دستش رفت، حضور نداشت، حواسش نبود — خورد؛ اصلاً یک پرس غذا خورد و یک پارچ آب هم روی آن؛ یکدفعه متوجه شد. اینجا آیا روزهاش باطل است؟ همۀ مراجع میفرمایند چون یادش رفته بوده و اینجا کف نفس نداشته از روی بیتوجهی — یا در حقیقت نفسش حضور نداشته و توجه عرفانی نداشته — اینجا روزهاش صحیح است. عمداً نخورده؛ به شرط آنکه وقتی متوجه شد و دو مرتبه حال و حس حضور پیدا کرد و نفس حاضر شد، دیگر مفطرات را انجام ندهد.
پرسش این است: او که خورد — هم آب خورد هم غذا — پس چرا دوباره صائم شمرده میشود؟ نکته همین است. در حقیقت اصل روزه درست است که ظاهر روزه، پوست روزه یا شریعت و شرع روزه، نخوردن و نیاشامیدن و اینهاست؛ لکن اینها یک پوستهاند. این ظاهر است که ما را برساند به آن باطن. در حقیقت از این ظاهر باید به آن باطن رسید. باطن حضور است؛ توجه عرفانی است؛ حضور نفس. تا به حال شده به حضور نفس خود شک کنی که آیا من هستم یا نیستم؟ تا به حال چنین اتفاقی نیفتاده.
روزه چنان عظمتی دارد — و بهمرور این اسرار بیان میشود — که سبب توجه عرفانی میشود. حس حضور را چنان تقویت میکند که انسان خود را در محضر تام خدا ببیند و پای بر همۀ امیال نفسانی و درونی بگذارد؛ اینها را از همان شهوت و غضب شروع میکند تا امیال بیخودی درونی و فکر و خیالهای نازیبا. پس خودش یک نکته است.
در رمضان چه کنیم؛ تقویت حس حضور
اگر کسی بپرسد در این ماه چه کنیم: میگوییم هر کاری که از میان همۀ این دستورات — که بسیارند و همه را نمیتوان انجام داد — هرکس با هر کدام بیشتر توجه عرفانی پیدا میکند و حس حضور دارد همان را انجام دهد. امکان دارد کسی بگوید هر شب هزار سورۀ انا انزلناه را میخوانم؛ نوش جانش — تجربه شده است؛ حتی کمترین آدمها از جهت سعۀ وجودی، کسانی که شاخکهایشان در سیر و سلوک تیز نیست، حداقل چیزی نصیبشان میشود. چون فرمودهاند اگر کسی هر شب هزار مرتبه سورۀ قدر را در ماه مبارک رمضان بخواند، پردهها برایش کنار میرود چون ماه تمام شود.
کسی بگوید شبی صد رکعت نماز میخوانم؛ کسی پنج ختم قرآن در این ماه؛ کسی دعاهای سحر را دوست دارد — ابوحمزه، دعای سحر، افتتاح؛ کسی استغفار روزی هزار تا. هرچه هست، اگرچه روزه اصل است، لکن در کنار این روزه آنچه حس حضور را تقویت کند و توجه را تکمیل کند خیلی بهتر است.
دعای اهل قبور؛ ظهور و برطرف شدن آثار گناه
در خصوص دعای اللهم ادخل علی اهل القبور السرور نیز نکتهای هست. کی میشود که همه مردهها شاد شوند، همه مریضها شفا بگیرند، همه کروب و پریشانیها برطرف شود، همه دربندها آزاد شوند، همه مفاسد اصلاح شود — این کل، کل، کل؟ بزرگان فرمودهاند این اشاره به زمان ظهور دارد. غیرمستقیم برای ظهور حضرت دعا میکنید؛ لذا این دعا از این حیث خیلی باعظمت است. حیث دیگرش این است که همه را دعا میکنید و خود را فراموش میکنید یا خود را در دل جمع پنهان میسازید؛ در حقیقت دیگران را میبینید و خیرتان به دیگران میرسد.
ندیدهایم دعایی که بگوید هم گناهانت را میبخشم هم آثارش را برطرف میکنیم. در روایت داریم هرکس در ماه مبارک رمضان پس از هر نماز واجبش این دعا را مداومت کند، خدا گناهانش را میبخشد و آثار گناهانش را هم برطرف میکند. این خیلی عظیم است. غالباً میگوییم فلان کار حدیث دارد انجام بدهی گناهانت را خدا میبخشد؛ میبخشد. اما اینکه آثار گناه برطرف شود نداریم. لذا این دعا خیلی مهم است؛ سعی کنید مداومت کنید. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.