ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.

السلام علیکم و رحمة الله.

اجازه بفرمایید که در این جلسه آخر که در این ماه توفیق شد باز هم در خدمت شما باشیم.

نکته دیگری که پیرامون فطر و در ادامه مبحث درون مایه ماه مبارک رمضان مونده بود رو تقدیم کنم خدمتتون.

علامه مصطفوی در کتاب شریف التحقیق فی کلمات القرآن کریم می فرماید که فاطر از اسماء الهی بوده و دلالت می‌کند بر کسی که پس پس از تکوین احوال و کیفیاتی احداث می‌کند.

یعنی مربوط به بحث بعد از نظام تکوینی دارد.

بحث فاطر بودن حضرت حق که به عنوان تربیت و ربوبیت باشد.

این عنوان فاطر رو تعریف میکنه در تربیت و ربوبیت که بعد از نظام تکوین است که ما قبلاً هم یادتون باشه جلسه پیش عرض کردیم که نام حضرت فاطمه صلوات الله علیهم از اسم فاطر الفاطر خدا منشعب شده.

اتفاقا در کتاب فرایض جل یک صفحه سی و شش هم حدیث داریم که هؤلاء خمسه شفق لهم خمسه اسماء من اسماء خدای منان.

فرمودند این حدیث قدسی که اشاره به چهارده به پنج تن آل عبا و این خمسه طیبه می‌کند و می فرماید فانا محمود و هذا محمد صلى الله عليه و آله و سلم و انا العلی و هذا علی و انا الفاطر و هذه فاطمه اینجا و انا الاحسان و هذا الحسن و انا المحسن و هذا الحسین صلوات الله علیه.

بله این اشاره دارد به چی؟

به اینکه و انا الفاطر و هذه فاطمه که فاطمه از فاطر گرفته شده.

اینجا هم همونطور که دقت میکنید در اینجا فرمایشات علامه مصطفوی همینه که عنوان فاطر رو پیاده میکنه در تربیت و ربوبیت که بعد از تکوین واقع شده.

در حالی که مفاهیم خالق، ایجاد، ابداع، اختراع اینها همه به اصل، اصل تکوین برمی‌گرده که در حقیقت این برمی‌گرده به همون معنای عام خالق بودن و خلقت که مطلق ایجاد و هستی رو سخن میگه که مربوط به قبل از موضوع ربوبیت و پرورش است.

ربوبیت و تربیت و پرورش برمی‌گرده به بعد از خلقت و خاص‌تر معناش.

لذا از این حیث گفتند که خالق بودن خداوند اشاره به صفت علم الهی داره.

یعنی اون اندازه‌گیری رو خدا وقتی می‌خواد چون عرض کردیم جلسه پیش که معنایی که در خلقت هست یعنی اندازه‌گیری.

هو الله الخالق البارئ المصور.

این خالق یعنی اندازه‌گیری.

خب بر اساس چی خدا اندازه می‌گیره؟

اندازه، قدر، میزان یعنی قابلیت اون قدر، قَدَر، قَدَرها و قدرها رو و ما ننزله إلا بقدر معلوم رو در غوص نزول این چگونه اتفاق می‌افته؟

قَدَرها رو قدرها رو چگونه خدا تعیین میکنه اندازه‌ها رو به صفت علمش، به صفت علم الهیه، به اسم عالم و علیم بودنشه.

پس در حقیقت خالق بودن خداوند اشاره به صفت علمش داره.

در حالی که فاطر بودن به صفت قدرتشه.

به قدرتش شکوفا میکنه.

حالا ما حالتی که ش-اون شکوفا میشه یک شکوفه یا یک گل از ساقه و از برگ یک درخت بهش حالت انفطار میگن.

فطر.

اون فاطر علی الاطلاق انفقر.

یعنی این شکوفه رو به شکوفایی رسوند که یک آن اگر ارتباط اتصال این شکوفه قطع بشه دیگه این فطر نیست.

فتره درش نیست.

پس خلقت با توجه به علم خدا به کلیات و جزئیات اشیا که به ذات اونا تعلق گرفته مربوطه.

در حالی که انفطار نه، فطر نه، فتره نه، فطریه، فطرت اینا همه از یک ریشه‌اند دیگه.

که حالا در وجود ما اینها این حقایقی که داریم عرض می‌کنیم این شکوفایی از اون مرتبه احدیت حضرت حق مندمج شده و وجود داره که خی-- پس این رو هم عرض کردیم جلسه پیش که هر ماهی از ماه دیگه بیرون میاد و از دل دقت بفرمایید چی عرض می‌کنم.

مثلا اول شوال از دل رمضان شکوفا میشه، شکفته میشه.

اتفاقا در این خصوص ابن عباس یه روایتی ازش داریم که می فرماید وقتی معنای فاطر رو دقیق فهمیدم که دو تا عرب صحرانشین و بادیه نشین و اینها از این بیابون نشین‌ها اومدن پیش من با هم دعوا داشتن سر یک چاهی که کنده بودن دعوا داشتن.

بعد میگه یکی از اون‌ها گفت أنا فترت فترتها.

أنا فترتها.

من، من اول اون رو کندم.

هی به این اشاره می‌کرد.

اصرار می‌کرد که أنا فترتها.

من اول کندم اونو.

بعد اینجا میگه من اینجا بود که متوجه معنای دقیق فاتر شدم که معلوم شد فاتر ااا همون مبدا اشاره دارد به همون مبدا و آغازگر، آغازگر که بعد از خلقت که اندازه‌گیریه میاد اون عرض شود ااا برشی که میده بر اساس اسم بارع و دوخت و دوزی که میده بر اساس اسم المسور بعد میاد اینو شکوفا میکنه.

یه مقام شکوفائه، مقام تربیته، مقام پرورشه که عرض شد شب قدر هم این مقام تنزل پیدا میکنه میاد در نشئه خاکی که ما مرتبط بشیم با اون مقام و در حقیقت فرزندان با مادرشون مقام مادر نفس کل حضرت صدیقه طاهره روح اعظم اینا همون مقام همون نفس عرض شود نفس کل یا پرورشند دیگه.

که از این حیث اختلافشون با دیگر الملائکه که تنزل الملائکه و بر روح مشخص میشه به یک وجه که چرا روح از ملائکه متمایز شدن.

ملائکه عقلن، عقلن، کلی‌ان، ربطی به مقام پرورش ندارن.

اگرچه در مسیر پرورش عقل است که غذای عقلی برمی‌دارد و میپر و پرورانده می‌شود موجود اما به وسیله عقل و اون مقامی که پرورش و ربوبیت است و تربیت رو به عهده داره به یک معنا ربه اون میشه همون نفس کل، نفس کل که قبلاً در م-مبحث لقاء الله عرض کردیم که جنس القاءات و الهامات الهیه برای اولیاء خدا نه برای انبیا، برای اولیاء خدا از جنس نفس کل و این منقطع نشده.

اما وحی از جنس عقل کل، کلیات رو میگه.

حالا [نفس عمیق] پس این رو هم توجه داشته باشید که در معنای فطر معنای ربوبیت خوابیده.

این رو میخواستیم امروز بگیم که جا مونده بود در ادامه مبحث ظهرمون جلسه قبلمون.

اتفاقاً داشتم دقت می‌کردم خیلی برام شیرین بود که در آ-- این دعای ماه مبارک رمضان آخرین دو روز که امروز باشد روز سیام ماه.

چه شیرین که در دعای آخر روز سی‌ام از خدا طلب کردیم.

اللهم اجعل صیامی فیه بالشکر والقبول على ما ترضاه و یرضاه الرسول محکمة فروعہ بالاصول.

عجب!

یعنی به واسطه اصول اون فروع محکم میشن.

اساسشون رو یعنی میگی خدایا اساس اصول رو به استحکام اساس-- ببخشید اساس فروع رو محکمة فروعہ بالاصول محکم کن اساس فروع رو به اصول.

این اصل چیه؟

مادره.

اصل.

ام.

ام مادره.

اصل ریشه در عربی ریشه مادر.

یک معنا اصل هم همون مادر معنا میشه.

ریشه.

فرع-- می‌فرماید اصلہ ثابت و فرعہ فی السماء.

این اصل مادر ریشه.

این باز داره ببینید کجا اینو داره تسریح میکنه در دعای روز سی‌ام آخرین روز ماه مبارک رمضان که داریم فارغ میشیم میگه این فروع ما.

حالا شما این فروع رو اینجا به یک وجه ماه‌های بعد در نظر بگیرید.

ماه‌های بعد شدن فروع و اون اصل شده ماه مبارک رمضان.

سی روزش به علاوه شب قدرش و نزول قرآن و این‌ها و نزول روح و ملائکه میشن اصول.

این فروع یعنی ماه‌های دیگه از دل اصول بیرون میان و محکم میشن.

استح-استحکامشون بر اساس اصوله، بر اساس اصل و ریشه و امه.

پس باز می‌رسیم به معنای فطر که ماه شوال از دل ماه رمضان شکوفا میشه.

به یک معنا تمام ماه‌های بعدی همینطور از چون بعد شوال میشه ذی القعده دیگه بعد ذی القعده، ذی الحجه.

همینطور این مثلا ذی القعده از دل شوال شکوفا میشه.

شوال از کجا شو-شکوفا شد؟

شکفته شد؟

از دل رمضان.

پس رمضان میشه مادر همه.

شاید به یک معنا که اهل سیر و سلوک فرمودن که ماه مبارک رمضان رو ابتدای سال معنوی و بندگی قرار بده همینه.

چون بقیه فروع این اصلن و اونا از دل این جوشیده میشن، شکفته میشن، شکوفا میشن.

پس هر کسی که ماه مبارک رمضان خوبی داشت چون اصلش خوبه فروعش هم خوبه.

دقت بفرمایید نتیجه قشنگ امروز رو.

فرعش هم خوبه.

خروجی‌ش هم خوبه.

یعنی به یک معنا وقتی واردات یک کارخانه‌ای، اون ملات اصلیش خوب بود، اصیل بود، بلحاصله بود اینا بعد خروجی‌ش که فروع هستن اونام یا صادرات اون کارخانه هم عالی میشن.

میگن اگر صادرات یک کارخانه خوبه ببینید وارداتش خوب بوده.

اینم به یک معنا که خواستیم بگیم جا مونده بود از بحث ماه مبارک، از بحث فطر.

حالا در موضوع فطر و عید فطر و اینا حرف زیاد داریم.

شما برید همونطور که قبلاً هم اشاره‌ای عرض کردم در خصوص یکی از درون مایه های ماه مبارک رمضان و ارتباطش با لفظ جلالی الله.

خب دیگه اون مباحث قبلی رو جمع کنید تو بحث امشب ما که شب عید فطره است.

چرا در دعای عید فطر، چرا به واقع در دعای عید فطر همش نام الله تکرار میشه؟

برید ببینید حتما این دعا رو بخونیم ان‌شاءالله.

یا الله، یا الله، یا الله.

سه بار.

بعد یا رحمان دوباره یا الله.

یا رحیم، یا الله، یا ملک، یا الله، یا قدوس، یا الله.

همینطور میره.

و چه شیرین که اون انتها هی میگه یا رباه، یا الله، یا رباه، یا الله، یا رباه، یا.

یه فرقی هست بین رب و رباه.

رباه انگار رفتی تو آغوش پروردگاره.

یعنی خدا جونم.

یه همچین معنایی داره رباه.

حالا چه شیرین که باز اینجا رباه معنای پرورش دارد، پروراندن دارد که ماه رمضان همه کارش همینه.

ما مقام مادره، امه، اصل، ریشه است و بقیه ماه‌های دیگه فروع این ماه هستن.

ببینید حالا یه نکته رو که درست بذاری رو میز و درباره‌ش بحث کنی، مذاکره علمی کنی، ببینید چقدر فرع و شاخ و برگ ازش میزنه بیرون که همه این‌ها کل حینه به اذن ربها همش به اذن پروردگار است و ان‌شاءالله که نوش جانتون باشه و در این شب عزیز ما رو هم دعا کنید.

و البته خیلی حرف‌هامون ان‌شاءالله فرصت‌های بعد، سال‌های بعد خدا لطف کنه.

نشد ان‌شاءالله در عالم برزخ عالم‌های دیگه ان‌شاءالله با هم باشیم و اونجا مباحث رو به امید خدا پیگیر باشیم.

ان‌شاءالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد