ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 020

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

فاطر و فطر در تحقیق مصطفوی

در ادامهٔ درون‌مایهٔ رمضان و فطر، علامه مصطفوی در التحقیق می‌گوید فاطر از اسماء الهی است و دلالت دارد بر کسی که پس از تکوین، احوال و کیفیات احداث می‌کند؛ تربیت و ربوبیت پس از نظام تکوینی. نام فاطمه از اسم فاطر منشعب است. در فرائد ج۱ ص۳۶ حدیث قدسی دربارهٔ پنج‌تن: انا محمود و هذا محمد؛ انا العلی و هذا علی؛ انا الفاطر و هذه فاطمه؛ انا الاحسان و هذا الحسن؛ انا المحسن و هذا الحسین.

خالق و فاطر؛ علم و قدرت

مفاهیم خالق و ایجاد و ابداع به اصل تکوین بازمی‌گردد؛ ربوبیت پس از خلقت و خاص‌تر است. خالق بودن به صفت علم اشاره دارد: اندازه‌گیری. هو الله الخالق البارئ المصور؛ خالق یعنی تقدیر بر اساس علم. فاطر بودن به صفت قدرت است؛ شکوفایی. حالت شکفته شدن گل از ساقه را انفطار می‌گویند؛ اگر اتصال قطع شود فطر نیست. خلقت به علم به کلیات و جزئیات تعلق دارد؛ فطر و فطرت و فطریه از یک ریشه‌اند و شکوفایی از احدیت در وجود ما مندمج است.

ابن‌عباس و أنا فطرتها

ابن‌عباس گوید معنای فاطر را وقتی دقیق فهمیدم که دو بادیهنشین بر سر چاهی نزاع داشتند و یکی می‌گفت أنا فطرتها — من نخست آن را شکافتم. فاطر مبدأ و آغازگر شکوفایی پس از اندازه‌گیری خالق و برش بارئ و صورت‌گری مصور است؛ مقام تربیت و پرورش. شب قدر همین مقام به خاک تنزل می‌کند تا با نفس کل و مادر بودن صدیقهٔ طاهره پیوند یابیم. ملائکه عقل‌اند و کلی؛ مقام پرورش با نفس کل است که القائات اولیا از جنس آن هنوز منقطع نشده؛ وحی از جنس عقل کل است.

دعای روز سی‌ام؛ فروع محکم به اصول

در دعای روز سی‌ام رمضان آمده: اللهم اجعل صیامی فیه بالشکر والقبول… محكمة فروعه بالاصول. فروع با اصول محکم می‌شوند. اصل مادر و ریشه است؛ اصلها ثابت و فرعها فی السماء. ماه‌های بعد فروع‌اند و رمضان اصل؛ سی روز و شب قدر و نزول قرآن و روح و ملائکه اصول‌اند که فروع از دلشان می‌شکفند. شوال از دل رمضان می‌شکفد؛ ذیقعده از شوال؛ و به همین سان. رمضان مادر همه است؛ اهل سلوک آن را ابتدای سال معنوی دانسته‌اند. هرکه رمضان نیکو داشت اصلش نیکوست و فرعش نیز؛ چون واردات کارخانه اصیل باشد صادرات نیکو می‌شود.

دعای عید فطر و تکرار الله و رباه

در دعای عید فطر نام الله بسیار تکرار می‌شود: یا الله سه بار؛ یا رحمان یا الله؛ یا رحیم یا الله؛ یا ملک یا الله؛ یا قدوس یا الله… و در انتها یا رباه یا الله. فرق رب و رباه آن است که رباه گویا رفتن در آغوش پروردگار است؛ خداجونم؛ و پرورش در آن خوابیده. رمضان مقام مادر و اصل است و ماه‌های دیگر فروع او. یک نکتهٔ درست بر میز مذاکره علمی شاخه‌های بسیار می‌رویاند؛ کلها بادن ربها. ان‌شاءالله در این شب عزیز و عاقبت ختم به خیر به برکت صلوات.

از تکوین تا شکوفایی فطر

پس فطر فقط پایان امساک نیست؛ شکفتگی پس از تقدیر است. فاطمه مظهر فاطر است؛ عید فطر شکفتن امت از رحم رمضان. خالق اندازه می‌دهد؛ فاطر می‌شکوفاند؛ رب می‌پروراند. دعای سی‌ام و دعای فطر هر دو به ریشه و آغوش رباه بازمی‌گردند.

سال معنوی از رمضان

اگر رمضان ابتدای سال بندگی باشد، برنامه‌های بعد همه فرع اویند. کسادی معنوی پس از عید نشانهٔ ضعف اصل است؛ شکوفایی سال نشانهٔ قوت واردات رمضان. از این‌رو مراقبت پس از فطر ادامهٔ همان ربوبیت فاطر است نه تعطیل سلوک.

فاطمه مظهر فاطر؛ پرورش پس از آفرینش

حدیث قدسی پنج‌تن، فاطمه را در برابر فاطر می‌نشاند؛ چنان‌که محمد در برابر محمود و علی در برابر علی. فاطر شکوفایی پس از اندازه‌گیری است. گل از ساقه می‌شکفد و اگر ارتباط قطع شود می‌پژمرد؛ انسان نیز در پرتو ربوبیت می‌شکفد. فطرت و فطر و فطریه همگی از این ریشهٔ شکفتگی‌اند. مصطفوی فاطر را در تربیت پس از تکوین معنا کرده است؛ خالق پیش از آن، با علم، قدرها را می‌نهد.

بارئ و مصور و سپس فاطر

هو الله الخالق البارئ المصور ترتیب دارد: اندازه‌گیری، برش و تمییز، صورت‌بندی؛ آنگاه فاطر شکوفا می‌کند. ابن‌عباس با أنا فطرتها همین آغازگری شکافتن و ایجاد را حس کرد. شب قدر تنزل مقام پرورش است تا خاکیان با نفس کل و مقام مادری صدیقه پیوند گیرند. ملائکه عقل کلی‌اند؛ پرورش کار نفس کل است؛ از این‌رو روح از ملائکه متمایز شده در نزول.

رمضان مادر؛ کارخانهٔ واردات و صادرات

دعای روز سی‌ام فروع را به اصول می‌بندد. اصل ام و ریشه است؛ فرع شاخه. رمضان با شب قدر و قرآن و نزول، اصل سال معنوی است؛ شوال و پس از آن فروع شکفته از او. اهل سلوک سال را از رمضان می‌آغازند تا فرع‌ها از اصل سیراب شوند. تمثیل کارخانه: واردات اصیل، صادرات مرغوب. رمضان نیکو، سال نیکو می‌زاید؛ رمضان تباه، فروع سست.

الله و رباه در دعای فطر

تکرار یا الله در دعای فطر، بازگرداندن همهٔ اسماء به اسم جامع است. رباه لطافت خطاب است؛ رفتن در آغوش مربی. پرورش رمضان در این ندا خلاصه می‌شود: از امساک به شکفتگی، از قدر به فطر، از اصل به فروع. مذاکرهٔ علمی حول یک نکتهٔ درست، شاخه‌های بسیار به اذن رب می‌رویاند؛ وعدهٔ ادامه در سال‌ها و عوالم بعد، نشانهٔ بی‌پایانی این دریا است.

پیوند فطر با فاطمه و رمضان

عید فطر وقتی معنا می‌یابد که فاطر و فاطمه و فطرت را با هم ببینیم. شکوفایی امت از رحم ماه خدا، کار فاطر است. دعای سی‌ام فروع را به اصول می‌بندد تا پس از عید رشته پاره نشود. تکرار الله در دعای فطر، همهٔ اسماء حسنی را به جامع بازمی‌گرداند و رباه پرورش را در آغوش می‌کشد.

نتیجهٔ عملی جلسه

رمضان را مادر سال بگیر؛ ماه‌های بعد را فرزند او. اگر اصل قوی بود فرع قوی است. مراقبت پس از فطر ادامهٔ انفطار است نه پایان سلوک. خالق اندازه داد؛ فاطر شکوفاند؛ رب می‌پروراند؛ بنده باید در این شکفتگی بماند.

از علم خالق تا قدرت فاطر

اندازه‌گیری بدون شکوفایی، نقشه بدون باغ است؛ شکوفایی بدون اندازه، هرج‌ومرج. ترکیب علم و قدرت در اسماء، الگوی سلوک رمضان است: قدر شب قدر، فطر روز فطر. یکی تقدیر نازل می‌کند؛ دیگری می‌شکوفاند.

فطر در زندگی پس از ماه

چون رمضان برود، خطر آن است که پنداریم کار تمام شده. معنای فطر خلاف این است: شکفتگی تازه آغاز شده. اصول در رمضان کاشته شد؛ فروع باید در شوال و پس از آن آبیاری شود. دعای فطر با یا الله و یا رباه همان آبیاری است.

تمایز روح و ملائکه در پرورش

ملائکه در کلیات عقل‌اند؛ روح با مقام پرورش و نفس کل پیوند دارد. از این‌رو در نزول، روح متمایز شده است. فاطمه مظهر فاطر و پرورش امت است؛ رمضان مظهر زمانی همان پرورش. پیوند این سه — فاطمه، فاطر، فطر — کلید فهم عید است.

اندازه‌گیری و شکوفایی در وجود انسان

خدا با اسم خالق قدرِ هر کس را می‌نهد؛ با اسم فاطر استعداد را می‌شکوفاند؛ با اسم رب روزی‌به‌روزی می‌پروراند. بندگی یعنی همراهی با این سه: قدر خویش را بشناس، برای شکفتگی آماده شو، و در پرورش پایدار بمان. ماه خدا کارخانهٔ این همراهی است.

روایت ابن‌عباس و حس زبانی عرب

دو بادیهنشین با واژهٔ فطرت فهم ابن‌عباس را عوض کردند: فطر آغاز شکافتن و ایجاد است. لغت وقتی از زندگی بیابان بیاید، به اسم الهی جان می‌دهد. التحقیق مصطفوی همین جان را در نظام اسماء می‌چیند: پس از تکوین، احوال نو.

سال معنوی و صادرات ایمان

اگر رمضان را اول سال بندگی بگیری، محاسبه‌ات عوض می‌شود: موفقیت سال را با کیفیت اصل می‌سنجی نه با هیجان چند شب. صادرات اخلاق و ذکر و خدمت در ماه‌های بعد، گواه واردات رمضان است. فطر جشن همین گواهی است؛ نه جشن رهایی از تکلیف.

جمع شب عید فطر

در شب عید باید حلقهٔ بحث‌های رمضان را بست: نزول روح، فاطر و فاطمه، اصل و فروع، الله و رباه. همه یک سخن می‌گویند — پرورش. از خدا خواستیم صیام به شکر و قبول برسد و فروع به اصول محکم شود. این استحکام کار یک شب نیست؛ کار سالی است که از رمضان زاده شده است. ان‌شاءالله در عوالم بعد نیز این مذاکره ادامه یابد. عید فطر جشن شکفتگی است؛ شکفتگی‌ای که ریشه در رمضان دارد و شاخه در همهٔ سال می‌گستراند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.