بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.
سلام علیکم و رحمة الله.
بحثی که در درون مایه ماه مبارک رمضان جا مونده بود رو عرض کنم.
خیلی به درد بخوره در خصوص نزول روح.
ببینید اونجایی که خداوند متعال با شیطان سخن میگه که از تکبرت آیا تو استکبار ورزیدی؟
تکبر کردی؟
ام کنت من العالین.
تو آیه قرآن اومده.
حالا یادم نیست کدوم آیه است که یا تو تکبر کردی سجده نکردی یا از عالین بودی.
حالا این عالین رو بعضی از مفسرین طبق روایت فرمودن وجود مقدس اهل بیت علیهم الصلاة والسلام.
بعضی هم فرمودن نه اشاره دارد به ملائکه عالین یا کروبین یا همون ملائکه مکرمین مقربین یا ملائکهای که در مرتبه عالیه نظام واقع شدن که مهیمیناند.
خبر فقط از حضرت حق دارند و کثرات رو هم شعون حق میبینند و اینها که عرض شد اون بالاترین مرتبهاش در اون اعلی مرتبه حضرت روح قرار داره.
روح اعظم که تنزل الملائکۃ والروح.
که مرتبه مادون و پایینترین حدش میشه جبرائیل.
حالا بحث ما اینه که ببینید حضرت روح وقتی نازل میشه از اعلی مرتبه میاد.
خب این اون اعلی مرتبه مرتبه اجمال دیگه.
اجمال حقایقه که به نحو بساطت همه حقایق جمع در اون هستند.
خب اون میاد، میاد در مرتبه ادنا میاد تا مرتبه قلب و تفصیل.
قلب تفصیل روح چیه؟
اجماله.
در مرتبه تفصیل که بتونه به ربوبیت بکشونه.
حالا بحث ربوبیت خودش بحث خیلی مهمیه که یه جلسه باید دربارهاش سخن بگیم.
و ارتباطش با شب قدر و ماه مبارک رمضان و حضرت زهرا سلام الله علیه و پروراندن این ماه و به تبعش بعد از عید فطر پروراندن ماههای بعد در دل این ماه که حالا بحثش میاد انشاالله.
خب ببینید نزول روح اعظم میتونه خودش وقتی اینطوری نگاه میکنی دلالتی بکنه بر دعوت کثرات به وحدت.
یعنی دعوت کثرت به وحدت داره میکنه.
چرا که روح مربوط به مرتبه احدی و اجمال مقام جمعی داره.
میاد به مرتبه مادون.
مرتبه کثرت و تفصیل و قلب و اینها که حالا به یک معنا قلب نبی اکرم است.
اینها و امام حسن صلوات الله علیه فرمود چون قلب مقدس پیغمبر أوسع قلوب بود قرآن برش نازل شد.
و پس اینجا میشه عرض کرد یکی از درون مایه های این ماه تجمع اهل ایمان گرد سفره حقه.
این تجلی یکی از تجلیات در میان اهل صفوف اهل ایمان است.
ببینید جماعت اهل ایمان چقدر شکل میگیره.
مساجد شلوغترند.
اینجا ببینید الان تعدادتون همیشه از پیش از ماه مبارک رمضان هر روز شلوغتر بوده و علتش چیه؟
دعوت وحدت از کثرت به وحدته.
اون مرتبه عالی از دانی دعوت کرده.
در شب قدر به اوج میرسه.
به این شکل که حالا این همینم یک-- همین یک راه هم پیش نیست که این مرتبه تجمع ید الله فوق أیدیهم یا کلمة الله العلی.
اون کلمهی الله عالیترینه.
اینها هم مرتبه جمعیست.
اینا همه یک معنا داره که راه مستقیمه و بقیه راههاییه که یا منحرفن یا قرار هست ما رو به صراط مستقیم برسونن.
اما در هر حال این رو میخواستم عرض کنم که دعوت کثرت به وحدت.
اتفاقاً یه آیهای در قرآن هست، آیه صد و پنجاه و سه انعام.
برید ببینید که میفرمود إن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون.
میخواد بلکه شما با تقوا باشید.
حالا در بحث تقوا ارتباطش با ماه رمضان خودش یک نکتهاش که بهش نمیرسیم متأسفانه.
که بلکه شما اهل تقوا بشید.
این وصیت ما به شماست.
چی؟
هذا صراطي مستقيما فاتبعوه.
اینجا میگه این صراط مستقیم همون ملئ-- همون موضوع وحدت، حرکت از کثرت به سمت وحدت، صراط مستقیم.
یک راه بیش نیست.
حرکت از کثرت به وحدت در قوس صعود و انا الیه راجعون.
ثم يعرج الیه اینا والیه ترجعون.
و جالب که بعدش میفرماید تو همین آیه ولا تتبعوا السبل.
تبعیت نکنید از اون راهها.
اتفاقاً مرحوم طبرسی علیه رحمة در تفسیر شریف مجمع البیانش ذیل همین آیه روایتی از پیغمبر عظیم الشأن اسلام میاره که پیغمبر عزیز عالم در بین صحابه یه دو خط، دو تا نقطه ترسیم فرمودن.
از نقطه اول به نقطه دوم یک خط مستقیم کشیدن.
بعد خطوط دیگری رو همینطور انحنا دادن، انحراف دادن.
از نقطه اول کشیدن قوسی شکل به نقطه دوم از یمین و یسار.
بعد فرمودند که یمین و یسار موله والوسطه هي الجاده وتفرق بكم عن سبيله.
حالا که اشاره داره به همون آیهای که عرض کردیم که این، اه پیغمبر میفرماد که این ا-- این صراط مستقیم یه دونه بیش نیست.
یک خط مستقیم بیشتر از این نقطه به اون نقطه نمیشه کشید.
بقیه اعوجاج دارن، انحراف دارن از یمین و یسار.
اینا لذا قرآن میفرماید "إن الدين عند الله الإسلام".
دین نزد خدا یک دینه.
اسلام تمام و "لا نفرق بین أحد من رسله".
اینا بین رسولان هم هیچ نه-- فرقی نیست.
چرا؟
همه مسلمون بودن.
پ-- حضرت ابراهیم میفرماد که عرض میکنه به خدا که "إني وجهت وجهي لله الذي fatra السماوات والأرض حنيفا مسلما و أنا و ما أنا من المشركين".
همه مسلمون بودن لکن اون اسلام بخشی از اسلام بود، نه همه اسلام.
همه اسلام نبود و لذا مقام جمعی نداشت.
اسلام اونها، دین اونها مقام جمعی نداشت، بخشی از اسلام بود.
دین اسلام است که یعنی پیغمبر عزیز عالم است که اون مقام اتم جمعی رو دارد.
لذا کتابش و دینش هم مقام اتم جمعی رو دارد.
"اهدنا صراط المستقيم" باز بحث جمع است و جماعت و دعوت از کثرت به وحدت.
و شما وقتی ابت-- اتفاقا اون ابتدای شروع خطبه ابن عربی در فصوص رو که ببینید اینطوری شروع میشود.
چقدر عظمت داره این خطبه که حضرت استاد علامه حسن زاده چندین جلسه پیرامون شرح همین جمله اول سخن گفتند که "الحمد لله منزل الحکم".
که حالا چرا اینجا منزل نه منزل؟
حکم چرا؟
جمع چرا؟
حکمت نه حکم جمع حکمت.
و چرا حکمت؟
نه علم، نه معرفت.
اونم "على قلوب الکلم".
و چرا کلم؟
جمع کلمه.
کلمه که مثلا قرآن به حضرت عیسی میفرماید کلمه.
که اشاره دارد به قول حضرت استاد علامه حسن زاده اشاره دارد این کلمه گفتن به حضرت عیسی در قرآن به مقام روح او.
به مقام روح او.
حالا اینا روح باز مرتبه احدیت.
به احد بعد به ادامه خطبهش رو ببینید "على قلوب الکلم" به احدیت طریق الأمم.
ام ببینید الح-- یه بار دیگه میخونم.
"الحمد لله منزل الحکم على قلوب الکلم باحدیت طریق الأمم من المقام الأقدم و إن اختلف النحل و الملل لاختلاف الأمم" که حالا این، اینم باز در، در واقع داره ااا اون میشه گفت [نفس عمیق] تنزل حکمت رو که جمع بین علم و عمل بود رو بر قلوب که مقام تفصیله است.
قلوب کی؟
ااا اگر یادتون باشه اون آیه که یک بار تلاوت کردیم تو جمعتون که ااا "الکلم الطيب إليه يسعى الكلم الطيب" به سمت خدا صعود میکنه.
کلمه طيب که فرمودن این روح مؤمنه.
کلمه طيب باز اشاره به چی داره؟
روح مؤمن.
این الكلم.
ااا و البته "والعمل الصالح يرفعه".
عمل صالح بالا میبره اینو که انسان مجموعهایست از علم و عملش.
باز اینجا هم تصریح داره بر مقام جمعی.
یعنی اون مقام جمعی، اون کلمه، اون روح میاد ااا در مقام قلب که تفصیل است تنزل پیدا میکنه که رو-- ارتباط بین مقام تفصیل و اجمال، ال-التباط بین قلب و روح برقرار بشه.
لذا روح انسانها در ماه مبارک رمضان یک انقلابی، تقلبی یا بهتره بگیم یک ارتفاعی پیدا میکنند.
در خصوص قلب بهتره بگیم تقلب و انقلاب رخ میده که اثر روح در قلب میشه تقلب قلب.
اثر عرض شود اون مرتبه مادون روح که به یک معنا صادر اول و صادر نخستین است در روح میشه ارتفاع روح.
حالا اون صادر نخستین هم ااا که حدود صد تا اسم داره قبلا دربارهش بحث کردیم که "اللهم غير سوء حالنا بحسن حالک" یادمه که فکر میکنم در فتوحات بود حضرت ابن عربی علیه الرحمة این حسن حال خدا رو میفرمود همون حال صادر نخستین است.
یعنی حال حقیقت محمدیه است که در قوس سعود ایشون اتصال و ارتباط ااا اتحاد وجودی با ایشون برقرار کرد.
پس حواسمون جمع باشه که ما از کثرت باید به وحدت سفر کنیم.
ماه، ماه این هجرت و این سفره.
لذا "والذین آمنوا هاجروا وجاهدوا" حالا اینا سه تا با هم آمده.
جهاد، هجرت، ایمان.
اتفاقا فلسفه امتیاز بزرگان، شهدا اینا با امثال من و اینها همینه.
که اینها هجرت کردن، جهاد کردن، ایمان آوردن، دل سپردن، رفتن، حرکت کردن از کثرت به کجا؟
وحدت.
که اتفاقا در یکی از کلمات حالا عددش یادم نیست.
کلمات هزار و یک کلمه حضرت استاد میفرمودن از امام به حق ناطق کشاف حقایق امام صادق علیه السلام یه حدیثی آورده بودن اونجا که "العارف شخصه مع الخلائق".
شخص عارف با خلائق بدنش، تنش، جسمش تو خلا ظاهرش بین مردمه و قلبهم مع الله تعالی.
اما دلش معیت داره به الله تعالی که کن فی الناس ولا تكن معهم.
حالا این دیگه میشه گفت هنر شهدا همین بود که از این کثرت رفتن و انس با خدای حی حاضر نه با ا-- انس گرفتن با خدا، نه آگاهی از خدا.
یعنی دقت بفرمایید نه آگاه بشن، علم لفظی و فکری پیدا کنن و یه مشت اصطلاح حفظ کنن، نه.
انس گرفتن.
لذا فصوص و کتب عرفانی و صحف نوریه عرفانی اینها اصلاً دستورالعمل حرکت ما از ظاهر به باطنه، دستورالعمل سیر عرفانی ما، حرکت ما از کثرت به وحدته.
اینه که حضرت امام علیه رحمة مثلاً در نامهش به گورباچف بارها عرض کردیم اونها رو دعوت کرد به حکمت و کتب صدراایی و کتب ابن عربی.
اینها علتش چی بود؟
چون بهترین راه برون رفته از مدرنیته، از این pluralism و این تکثرگرایی و چه و چه و اینها مدرنیته و لیبرالیسم و مادهگرا اینا اینا بهترین راه عبور از همه این کثرات به وحدت، به اون وحدت محضه، وحدت شخصیهی الهیه که قبلاً عرض کردیم ذات چی بود؟
مظاهر در سه و ضیق.
همه عوالم هستی مظاهر او هستند در سه و ضیق نسبت به ظرفیت و قابلیتشون.
اینها بهترین راه عبور از این مدرنیته، از فرهنگ غلط مدرنیته در معاصر ما نسبت به طاقت بشری همین صحف عرفانی است.
لذا امام اونها رو دعوت کرد.
شهدا هم همین کار رو کردن.
و میشه گفت امثال مرتضی آوینیها، قاسم سلیمانیها، نادر طالبزادهها و چه و چه اینها، اینها عرفان رو پیدا کردن که راهی بود برای انس با خدا، خلوت با خدا، حرکت از این از شود کثرت به سمت وحدت.
این در ماه مبارک رمضان دیگه به اوج میرسه.
و این عرفان، این نوع عرفان وقتی نگاه میکنید به این نوع عرفان دیگه میبینید انزوا درش نیست بلکه عرفان وحدت در عین کثرته.
یعنی از عین کثرت حرکت میکنه به وحدت و توجه به ناسوت داره.
اینجا متوجه ناسوت هست اما توجه تامش به حضرت حقه.
حالا اون آیات مثل، مثل آیه هفتاد و پنج انعام رو ببینید "وکذلک نری ابراهیم ملكوت السماوات والأرض".
ما این چنین به آ-- ابراهیم ملکوت باطن آسمانها و زمین رو نشون دادیم.
یا سوره هشت-- سوره یاسین آیه آخر، آیه هشتاد و سه "فسبحان الذي بيده ملكوت کل شيء والیه ترجعون".
بيده ملكوت کل شيء.
ملکوت همه چیز من جمله شما، آسمانها، زمین، اینها همه بيده، به دست حضرت حق است.
باطن اونجاست.
لذا انسان میتونه ابراهیموار به جایگاه ملکوتی اشیا که وجهه الهیت اونها یعنی وجه الهی اشیاست بنگره و در میدان عمل به اون olomi که اخذ کرده عمل به اون علوم برسه به اون وحدت جمعیه، به اون ملکوت.
لذا آقای بهجت اینجا سرش داره آشکار میشه در دل بحثمون.
آقای بهجت همیشه سفارش داشتن روحشون شاد.
هر وقت خدمتشون میرفتیم، دیگران، ایشون سفارششون به اونچه که علم داری عمل کن تا خدا به تو تعلیم بده olomi که بلد نیستی.
یعنی چی تعلیم بده؟
از درون میجوشه.
از ملکوت میاد.
اون مقام پرورش، اون اجمال میاد به تفصیل، روح میاد کمک قلب و تو رو به وساطت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها حرکت میدن.
حرکت نفستو از نقص به کمال، از ضعف به شدت، از مجهول به معلوم.
و این همان معنای اشتداد وجودیست.
شدت وجودی پیدا میکنی.
ببینید چه، چقدر درون مایه دارد.
امروز یه مقدار بیشتر صحبت کردیم.
ببخشید چون به هر حال فردا هم تعطیل هستید و ان شا الله که خدای منان از هممون این قلیل رو بپذیره و عاقبتمون به برکت همین کلمات نورانی ختم به خیر بشه ان شاء الله.
صلوات.
اللهم صل على محمد وآل