یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نزول روح و پرسش از «عالین»
بحثی از درونمایهٔ ماه مبارک رمضان دربارهٔ نزول روح باقی مانده بود. در قرآن خداوند با شیطان سخن میگوید: آیا از تکبر سجده نکردی، یا از عالین بودی؟ «أم کنت من العالین.» برخی مفسران بنابر روایت، عالین را اهل بیت علیهمالسلام دانستهاند؛ برخی دیگر ملائکهٔ عالین و کروبین و مکرمین مقربین را، یا ملائکهای را که در مرتبهٔ عالیهٔ نظام واقعاند و مهیمیناند: تنها از حضرت حق خبر دارند و کثرات را شئون حق میبینند. بالاترین مرتبه در آن اعلی، حضرت روح است؛ روح اعظم که «تنزّل الملائکة والروح»؛ و پایینترین حدّ مادونش جبرئیل است. پس نزول روح، نزول از اعلی به ادنا و از جمع به تفصیل است؛ نه فروکاستن حقیقت، بلکه گستردن آن برای ربوبیت.
روح وقتی از اعلی مرتبه نازل میشود، از مرتبهٔ اجمال میآید؛ اجمال حقایق که به نحو بساطت همهٔ حقایق در آن جمعاند. تا مرتبهٔ ادنا و قلب و تفصیل پایین میآید. قلب تفصیل روح است و روح اجمال قلب. در مرتبهٔ تفصیل است که میتواند به ربوبیت بکشد؛ بحث ربوبیت و پیوندش با شب قدر و ماه رمضان و حضرت زهرا سلاماللهعلیها و پرورش این ماه و ماههای پس از عید فطر، خود جلسهٔ جدا میخواهد.
دعوت کثرت به وحدت
نزول روح اعظم دلالتی دارد بر دعوت کثرات به وحدت. روح مربوط به مرتبهٔ احدی و اجمال و مقام جمعی است و به مرتبهٔ مادون — کثرت و تفصیل و قلب — میآید؛ به یک معنا قلب نبی اکرم. امام حسن صلواتاللهعلیه فرمودند چون قلب مقدس پیامبر أوسع قلوب بود قرآن بر آن نازل شد.
یکی از درونمایههای این ماه تجمع اهل ایمان گرد سفرهٔ حق است؛ تجلیای در میان صفوف اهل ایمان. مساجد شلوغتر میشوند و اجتماع مؤمنان فشردهتر؛ علتش دعوت از کثرت به وحدت است: مرتبهٔ عالی از دانی دعوت کرده و در شب قدر به اوج میرسد. این تجمع همان راه «ید الله فوق أیدیهم» و کلمهٔ الله علیا است؛ مرتبهٔ جمعی. راه مستقیم یکی است و بقیه یا منحرفاند یا قرار است به صراط مستقیم برسانند. سخن این است: دعوت کثرت به وحدت.
آیهٔ صراط مستقیم در انعام
«وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (انعام/۱۵۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اینکه این راه مستقیم من است؛ از آن پیروی کنید و از راهها پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده میسازد؛ این است آنچه به آن سفارشتان کرده، باشد که پرهیزکار شوید.
صراط مستقیم همان موضوع وحدت است: حرکت از کثرت به وحدت در قوس صعود — «إنا إلیه راجعون»، «ثم یعرج إلیه»، «وإلیه ترجعون». یک راه بیش نیست. آیه میگوید «ولا تتبعوا السبل»؛ از آن راههای پراکنده تبعیت نکنید.
مرحوم طبرسی در مجمع البیان ذیل همین آیه روایتی آورده که پیامبر میان صحابه دو نقطه ترسیم کردند و از نقطهٔ اول به دوم خط مستقیم کشیدند؛ سپس از یمین و یسار قوسهایی منحرف به همان نقطهٔ دوم. فرمودند یمین و یسار مهلکه است و وسط جاده؛ تفرّق از سبیل همان است. یک خط مستقیم بیش از این نقطه به آن نقطه ممکن نیست کشید؛ بقیه اعوجاج و انحراف دارند.
دین نزد خدا اسلام است
از این رو قرآن میفرماید «إن الدین عند الله الإسلام»؛ دین نزد خدا یکی است. «لا نفرّق بین أحد من رسله»؛ میان رسولان فرقی نیست زیرا همه مسلم بودهاند. ابراهیم میگوید وجه خود را برای خدا حنیفاً مسلماً متوجه کردم. لکن اسلام آنان بخشی از اسلام بود نه همه؛ مقام جمعی نداشت. دین اسلام پیامبر اکرم است که مقام اتمّ جمعی دارد؛ کتاب و دینش نیز. «اهدنا الصراط المستقیم» باز بحث جمع و جماعت و دعوت از کثرت به وحدت است.
خطبهٔ فصوص و تنزّل حکم
ابنعربی فصوص را چنین میآغازد: «الحمد لله منزل الحکم علی قلوب الکلم بأحدیة طریق الأمم...» علامه حسنزاده چندین جلسه پیرامون همین جمله سخن گفتهاند: چرا «منزل الحکم» نه منزل الحکمة به صورت مفرد؛ حکم جمع حکمت است. چرا حکمت نه علم و معرفت. چرا «علی قلوب الکلم» و چرا کلم جمع کلمه. قرآن حضرت عیسی را کلمه خوانده؛ اشاره به مقام روح اوست و روح مرتبهٔ احدیت.
تنزّل حکمت — جمع میان علم و عمل — بر قلوب است که مقام تفصیلاند. آیه میگوید کلمهٔ طیب بهسوی او صعود میکند؛ کلمهٔ طیب را روح مؤمن دانستهاند. «والعمل الصالح یرفعه»؛ عمل صالح آن را بالا میبرد. انسان مجموعهای از علم و عمل است؛ باز تصریح بر مقام جمعی. روح در مقام قلب که تفصیل است تنزل مییابد تا ارتباط اجمال و تفصیل، روح و قلب، برقرار شود.
ارتفاع روح و تقلب قلب در رمضان
از این رو روح انسانها در ماه رمضان ارتفاعی مییابد؛ و در قلب تقلب و انقلاب رخ میدهد. اثر روح در قلب تقلب قلب است؛ اثر مرتبهٔ مادون روح — به یک معنا صادر اول — در روح، ارتفاع روح است. ابنعربی در فتوحات «اللهم غیّر سوء حالنا بحسن حالک» را به حال صادر نخستین و حقیقت محمدیه تفسیر میکند که در قوس صعود اتحاد وجودی با او برقرار میشود.
پس باید از کثرت به وحدت سفر کرد؛ ماه رمضان ماه این هجرت است. «والذین آمنوا وهاجروا وجاهدوا» ایمان و هجرت و جهاد با هم آمدهاند. امتیاز بزرگان و شهدا همین است: هجرت و جهاد و ایمان و دلسپردن و حرکت از کثرت به وحدت.
عارف: شخص با خلق و قلب با خدا
در کلمات هزار و یک کلمه، علامه از امام صادق حدیثی آوردهاند: «العارف شخصه مع الخلائق وقلبه مع الله»؛ تن عارف با خلق است و دلش با خدا — «کن فی الناس ولا تکن معهم». هنر شهدا همین بود: از کثرت رخت بربستن و انس با خدای حیّ حاضر؛ نه آگاهی لفظی و حفظ اصطلاحات، بلکه انس. فصوص و صحف نوریهٔ عرفانی دستورالعمل حرکت از ظاهر به باطن و از کثرت به وحدتاند. امام خمینی در نامه به گورباچف به حکمت و کتب صدرا و ابنعربی دعوت کرد؛ بهترین راه عبور از مدرنیته و تکثرگرایی و مادهگرایی به وحدت شخصیهٔ الهیه همین صحف عرفانی است. شهدا نیز همین راه را یافتند؛ امثال مرتضی آوینی و قاسم سلیمانی و نادر طالبزاده عرفان را راه انس و خلوت و حرکت از کثرت به وحدت یافتند. در رمضان این به اوج میرسد. این عرفان انزوا نیست؛ عرفان وحدت در عین کثرت است: از عین کثرت به وحدت میرود و متوجه ناسوت است، اما توجه تامش به حضرت حق.
ملکوت اشیا و سفارش آیتالله بهجت
«وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (انعام/۷۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اینگونه ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم.
و در یاسین:
«فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (یس/۸۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس منزه است آنکه ملکوت همه چیز به دست اوست و به سوی او بازگردانده میشوید.
انسان قادر است ابراهیموار به جایگاه ملکوتی اشیا — وجه الهی آنها — بنگرد و با عمل به علمی که گرفته به وحدت جمعیه و ملکوت برسد. آیتالله بهجت همواره سفارش میکردند: به آنچه میدانی عمل کن تا خدا علومی را که نمیدانی تعلیم دهد. تعلیم از درون میجوشد و از ملکوت میآید؛ اجمال به تفصیل میآید و روح به وساطت صدیقهٔ طاهره سلاماللهعلیها قلب را یاری میکند تا نفس از نقص به کمال و از ضعف به شدت و از مجهول به معلوم حرکت کند. این همان اشتداد وجودی است.
ایمان، هجرت و جهاد در یک مسیر
آیه کسانی را میستاید که ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد نمودند. این سه با هماند. فلسفهٔ امتیاز شهدا و بزرگان نسبت به دیگران همین است که دل سپردند، حرکت کردند و از کثرت به وحدت رفتند؛ نه آنکه تنها اصطلاح عرفانی حفظ کنند. انس غیر از آگاهی لفظی است. صحف عرفانی نقشهٔ این حرکتاند و نامهٔ امام به گورباچف دعوت به همان نقشه بود: عبور از فرهنگ غلط مدرنیته به وحدت شخصیه، با این توجه که همهٔ عوالم مظاهر حقاند در سعه و ضیق نسبت به ظرفیتشان.
در رمضان این سیر به اوج میرسد. جماعت اهل ایمان فشردهتر میشود چون مرتبهٔ عالی از دانی دعوت کرده است. شب قدر نقطهٔ اوج همان دعوت است. تجمع «ید الله فوق أیدیهم» و کلمهٔ الله علیا یک معنا دارند: راه مستقیم و مقام جمعی.
پیوند روح و قلب در ربوبیت ماه
بحث ربوبیت با شب قدر و ماه رمضان و حضرت زهرا پیوند دارد. پرورش این ماه، پرورش نفوس است؛ و پس از عید فطر پرورش ماههای بعد نیز در دل همین ماه نهاده میشود. روح که اجمال است به قلب که تفصیل است میآید تا ربوبیت جاری شود. اثر روح در قلب تقلب است؛ اثر صادر نخستین در روح ارتفاع. حسن حال خدا در دعای ابنعربی همان حال حقیقت محمدیه است که سالک در صعود با آن اتحاد میجوید.
پس حواس باید جمع باشد: سفر از کثرت به وحدت. ماه، ماه این هجرت است. با عمل به دانسته، علم ندانسته از ملکوت میجوشد؛ و به وساطت صدیقهٔ طاهره نفس از نقص به کمال میرود. این اشتداد وجودی همان درونمایهٔ پنهان رمضان است.
ماه رمضان درونمایهٔ فراوان دارد. انشاءالله خدای منان این قلیل را بپذیرد و عاقبت به برکت این کلمات نورانی ختم به خیر شود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.