اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه.
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.
السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته سلام عليكم ورحمة الله.
بحث ما پیرامون درون مایه ماه مبارک رمضان بود.
پیشاپیش عید فطر رو بر همه شما تبریک میگیم و در همین ابتدای بحثو ما هنوز موندیم در همون نکته روح و ارتباط و اتصالش با ما یا ما با او اینها.
یه توصیه به خودم و شما میکنم اگر انشاالله توفیق شد امشب این دعای وداع رو وداع ماه مبارک رمضان که امام سجاد علیه السلام دارن رو حداقل یه مروری بکنیم اگر حال نداریم بخونیم.
آیا این قسمت چهل و پنجه یعنی عرض شود دعای چهل و پنج صحیفه است.
این کتابی که از دستم میاد صحیفه است دعای چهل و پنج.
خیلی عجیبه واقعاً مرور که میکنی انگار اِاِاِ مثلاً عاشق داره از معشوقش جدا میشه.
یه همچین حالتیه امام سجاد بسیار یعنی دهها مورد از [مکث] اون نکاتی که ما باید پیرامون درون مایه این ماه میگفتیم امام سجاد در متن این دعا آورده.
یه دونشو که حالا ساق کنیم سنجاقش کنیم به بحث حضرت روح و تاثیرش در ما با یک لطائف الحیل خاصی حضرت آورده در این بخشش که عرض میکنه به حضرت حق که هذا شهر این ماهیست که الذي شرفتنا به اونجا هم تو اون دعا داریم که ها ال این اِاِاِ و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و چی؟
فضلت احسن.
حالا اینجا ببینید الذي شرفتنا به اونجا هم شرفته شرفتنا به.
تو ما رو مشرف کردی شرف دادی بزرگواری دادی به این ماه.
الله اکبر.
و وفقن و وفق ت و وفقتنا بمن که به من خودت به اون منتی که به ما گذاشتی ما رو موفق کردی.
له حين جهل الاشقيا وقتا وقتی نادانا اشقیا عالم وقتش رو مقدّم نشمردند یا دست دادن و حرمو لشقائهم و محروم شدن به جهت اون شقی بودنشون بدبخت بودنشون.
فضل له.
اونجا دو مرتبه فضلته اینجا فضل له.
از فضل و برتری این ماه اینا غافل بودند.
حالا اینجا.
انت ولی الله اکبر.
تو ولی مایی ما آثرتنا به من معرفته از اینکه ما رو برگزیدی آثرتنا به من معرفته از معرفت این ماه ما رو برگزیدی.
عجیبه اینجا نکتهای رو میخوام به فضل الهی بگم ارتباطش حالا معرفت چرا اینجا حضرت مثلاً علم نیاورده به علم این نیاورده فرموده به معرفت این.
اگر یادتون باشه متولّی از آنکه متولّ خوندن حالا یا اونایی هم که نخوندن شرح فصوص رو حالا اِاِاِ علامه قیسری رو خونده باشن ذیل همون ابتدای شروع خطبه فصوص الحکم ابن عربی شروع میکنه شرح دادن به علامه قیسری شروع میکنه شرح دادن.
یه شرح مفصلی رو من همیشم اینجا نوشتم.
این تیکشو مقصودمه.
داره فرق بین حکمت، معرفت و علم رو بیان میکنه.
علامه قیسری ذیل خطبه ابن عربی در فصوص.
ببینید چی میفرماید.
اول که میفرماید حکمت توأمان علم و عمل است.
یعنی علم و عمل با هم جمع شد میشه حکمت.
بعد میره سراغ معرفت و فرقش با علم.
چرا اینو دارم میگم؟
اینجا حضرت میفرماید تو ولی مایی که برگزیدی ما رو به معرفت این ماه.
نفرمود به علم به این ماه فرقش در چیه؟
اینجا علامه قیسری میفرماید المعرفة مصبوغة بالنسيان حاصل بعد العلم معرفت به چیزی میگن که قبلاً بعد از علم یعنی قبلاً علم بهش داشتی بعد نسیان اومده فراموش کردی.
خیلی مهمه این نکته.
فراموش کردی اون علمی رو از قبل داشتی حالا دو مرتبه یکی اومد یه منبّهی، یه مذکّری اومد تو رو متنبّه کرد، متذکّر کرد.
به تو این اذکار رو داد، توجه رو داد که حواستو جمع کنی.
یه دفعه یادت میاد که قبلاً اینو میدونستی.
به این میگن چی؟
معرفت.
لذا اسم خدا عارف نیست.
چون خدا نسیان درش نیست که.
اسم خدا عالم، عالمه، علیمه.
و ادامه میده اینجا حالا علم چیه؟
بخلاف العلم لذلك مسمی الحق بالعالم دون العارف.
بخلاف علم یعنی چی؟
علم اینطوری نیست که شما بگی اِاِاِ نسیان بیاره براش.
برای همین خدا رو عالم دونستن نه عارف.
حالا اینجا امام سجاد علیه السلام میفرماید به معرفت این ماه ما رو برگزیدی تویی که ولی ما هستی.
شما بفرمایید چی میشه نتیجه گرفت؟
یعنی معرفت این ماه و درون مایه این ماه علم به عظمت و فضلته و کرمته و شرفته و چه میدونم.
اینا همه در ما بود.
یعنی ما این علم به این ماه رو مندمج بود در ما.
در روح ما بود به صورت کلی.
حالا یک منبّه و یک مذکّری میخواد که بیاد تنبّه بده ما رو بیدار کنه.
اون چیه؟
حضرت روح اعظم که شب قدر تنزل الملائک و الروح میاد که این معرفت در ما ایجاد بشه.
یعنی چی؟
یعنی ما برگشت کنیم به اون علم.
یعنی اصلاً اینکه قرآن رو ذکر گفتن ذکر یعنی یادآوری.
یعنی از قبل بوده.
اصلاً ما قبلاً این بحثهاش چون گذشته من راحت امروز حرف میزنم این روزها.
ما ثابت کردیم که قرآن در وجود ما هست، مندمج شده.
اصلاً در احدیت نظام هستی که روح ما صورت روح ما از اون مرتبه است.
همه اینها متنقش بودن و کل همه این کثرات مستهلک در او بودند که کل شیء انخالق الا وجهه.
خب یعنی خلاصه اذیتتون نکنم.
یعنی این علوم در وجود ما بوده در مرتبهای از وجود ما به نام روح که حالا جنسش از چیه؟
گفتیم روح ما مظهر روح اعظمه.
روح اعظم تشریف میارن به عالم دنیا که متنبه ما باشن.
لذا این ایام ماه مبارک رمضان به خصوص شبهای قدر آدم بیدار میشه.
یه حس عجیبی.
این حس رو بیرون ماه مبارک رمضان نداره.
لذا امام سجاد به یک ظرافت خاصی داره اینجا میفرماید به معرفت به این ماه ما رو تو برگزیدی.
به فضیلتش به معرفتش، نه به علمش.
یعنی ما میدونستیم فراموش کرده بودیم.
حالا حضرت روح میاد.
این یه وجهشه.
حالا خیلی حرفها هست.
دوست داشتم که فرصت بود بیرامونه، پیرامون اینکه اصلاً ال-- یکی از علل اینکه این ماه نسبت به ماههای دیگه اینهمه تجلیات از حضرت حق به خودش داده داره که طوری که حضرت روح که تجلی اعظم حضرت حق است نازل میشه بر این ماه صحبت، صحبت کنیم.
یعنی چی؟
حالا اختلافی که بین فلاسفه یا حکما و عرفا هست.
مثلاً ملاصدرا میفرماید خب اینو توحید الصمدی رو یادتون باشه که حضرت فرمود الصمد الذي لا جوف له.
حق یک وجود واحدست.
همه این عوالم هستی، اطوار وجود حقاند.
ظهور حقاند.
مجالی حقاند.
آیات حقاند.
شعون حقاند.
شجون حقاند.
اینا همه بحثهاش گذشته.
یک حقه.
اینطور نیست بگیم خدا یکی، آسمان یکی، زمین یکی.
جدایی از هم نیستند.
حق نو-- وجود یا حق یک وجود بیش نیست.
پس این همه کثرات چیاند؟
شعون او هستند.
مثل اینکه تو یک وجود واحدی یک شأنت قوه باصرته.
یک شأنت قوه سامعته.
النفس في وحدتها کل القوی.
یک وجود واحدی همه این قوای وجودی تو شعون اون یک حقیقتاند.
همه عالم من جمله من و شما که یک آیت الله هستیم، یک کلمة الله هستیم.
ظهور حقیم.
اینو امام حسین در دعای عرفه فرموده.
ظهور خدا شده من.
حالا اینجا اختلاف هست.
این اختلافو گوش بدید به دردتون میخوره.
حکما مثل مثلاً ملاصدرا در اسفار میفرماید این، این اختلافی که در اشیا هست یکی عظیم شده، یکی مثل یکی ضعیف شده، یکی قوی شده، یکی ماه مبارک رمضان شده، یکی ماه مثلاً شوال شده.
شدت عظمت مثلاً خدا در این ماه بیشتره.
میفرماید یک حقیقت واحد ذات مراتب به شدت و ضعف.
یعنی چی؟
یعنی خدا در ماه مبارک رمضان شدت ظهور داره.
در جای دیگه ضعف ظهور داره.
خب؟
اما البته علامه حسن زاده میفرماید نه این اشتباس.
اتفاقاً باید گفت حقیقت واحدهی ذات مظاهر به سعة و ضیق.
مثالشو دقت کنید.
مثال یه استخر آب توشه.
یه دریاچه هم توش آبه.
خب؟
میگیم آقا این استخره چرا این اندازه آب داره؟
دریاچه اون اندازه.
میگیم چون آب شدیدتره در دریاچه و در استخر ضعیفتره.
یعنی آب، آبتره در دریاچه.
آب که آبه.
همون آبی که تو دریاچه هست تو استخر هم هست.
تو یه پیاله هم هست.
پس فرق بین این که اون شده دریا، این شده استخر، این شده پیاله آب چیه؟
برمیگرده علامه حسن زاده میفرماید به سعة و ضیق مظاهر.
یعنی این سعة داره آب بیشتری توش جا شده.
اون ضیق تنگ آب کمتری جا شده.
پس به مظاهر برمیگرده نه به مراتب حق.
پس نتیجه این ماه، ماه مبارک رمضان علت اینکه اینهمه عظمت پیدا کرده اینقدر که سعة داره، اینقدر که ظرفیت داره، آب وجود و تجلیات حضرت حق رو در خودش جای داده.
یعنی شدت حضور حضرت حقه.
انشاالله که عاقبت ما ختم به خیر باشه.
انشاالله اگر زنده بودید شما هم حالشو داشتید.
سال بعد توفیق بود ماه مبارک رمضان این درون مایه رو ما یکی دو تا گفتیم، نکته گفتیم.
حدود سی تا نکتهست.
انشاالله سی تا ماه رمضان میتونه با همدیگه سر سفره بشینیم.
صلوات ختم کنیم.
[همصدا] الله.