ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 016

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

درون‌مایهٔ رمضان و توصیهٔ وداع

بحث پیرامون درون‌مایهٔ ماه مبارک رمضان است و پیوند روح با ما — یا ما با او — همچنان در میان است. توصیه به خود و دیگران آن است که اگر توفیق باشد، دعای وداع ماه رمضان از امام سجاد علیه‌السلام دست‌کم مرور شود؛ اگر حال قرائت کامل نیست، مرور خود غنیمت است. این دعا، دعای چهل‌وپنج صحیفهٔ سجادیه است. مرور آن چنان است که گویی عاشق از معشوق جدا می‌شود؛ حالت فراق در سخن امام موج می‌زند. بسیار از نکاتی که باید دربارهٔ درون‌مایهٔ این ماه گفت، امام سجاد در متن همین دعا آورده است.

شرف ماه و محرومیت اشقیا

حضرت در فرازی می‌فرماید: هذا شهرٌ ... الذي شرفتنا به — این ماهی است که ما را به آن مشرف ساختی؛ شرف و بزرگواری دادی. و وفقّتنا بمنّک — به منت خود ما را موفق فرمودی. حين جهل الاشقياء — آنگاه که نادانانِ اشقیا وقت آن را مقدّم نشمردند و به سبب شقاوتشان محروم ماندند از فضلش. فضل و برتری ماه را غافل بودند. سپس خطاب اوج می‌گیرد: انت ولیّنا — تو ولیّ مایی — آثرتنا به من معرفته — ما را از آن‌رو برگزیدی که معرفت این ماه را به ما دادی. نکتهٔ دقیق همین جاست: نفرمود به علم این ماه؛ فرمود به معرفت آن.

حکمت، معرفت و علم در شرح قیصری

برای فهم این گزینش، باید به فرق حکمت و معرفت و علم بازگشت. متولیان شرح فصوص، و آنان که شرح قیصری را خوانده‌اند، می‌دانند علامه قیصری ذیل خطبهٔ آغازین ابن‌عربی در فصوص الحکم، شرحی مفصل در این باب دارد. نخست می‌گوید حکمت توأمان علم و عمل است؛ چون علم و عمل جمع شوند حکمت پدید می‌آید. سپس به معرفت می‌پردازد و فرق آن را با علم باز می‌کند.

چرا این فرق اینجا مهم است؟ چون امام فرمود تو ولیّ مایی که ما را به معرفت این ماه برگزیدی، نه به علم آن. قیصری می‌گوید المعرفة مصبوغة بالنسیان، حاصل بعد العلم: معرفت آن است که پیش‌تر علمش بوده، سپس نسیان آمده و فراموش شده؛ آنگاه منبّه و مذکّری انسان را متنبّه و متذکّر ساخته و اذکار و توجه داده تا حواس جمع شود و ناگاه به یاد آید که این را از پیش از پیش دانسته بود. این را معرفت گویند. از همین‌رو اسم خدا عارف نیست؛ نسیان در او راه ندارد. اسم او عالم و علیم است. بخلاف العلم؛ العلم این‌گونه نیست که نسیان بر آن بنشیند. لذلك سمّی الحق بالعالم دون العارف.

نتیجه: علم مندمج و نیاز به منبّه

از سخن امام سجاد چه نتیجه می‌گیریم؟ آنکه معرفت این ماه و درون‌مایهٔ آن — علم به عظمت و فضیلت و کرامت و شرف ماه — در ما بوده است؛ در روح ما به صورت کلی مندمج بوده. اکنون منبّه و مذکّری می‌خواهد تا تنبّه دهد و بیدار کند. آن چیست؟ حضرت روح اعظم که در شب قدر «تنزّل الملائکة والروح» نازل می‌شود تا این معرفت در ما زنده شود؛ یعنی بازگشت به آن علم. اصلاً قرآن را ذکر گفته‌اند؛ ذکر یعنی یادآوری؛ یعنی از پیش بوده است.

پیش‌تر در این سلسله ثابت شد که قرآن در وجود ما هست و مندمج است. در احدیت نظام هستی — که صورت روح ما از آن مرتبه است — این نقش‌ها بوده و کثرات در او مستهلک‌اند؛ کل شیء هالک إلا وجهه. خلاصه آنکه این علوم در مرتبه‌ای از وجود ما به نام روح بوده است.

روح مظهر روح اعظم؛ حس ویژهٔ رمضان

جنس روح چیست؟ گفته شد روح ما مظهر روح اعظم است. روح اعظم به عالم دنیا تشرف می‌یابد تا متنبّه ما باشد. از این‌رو در ایام ماه مبارک رمضان و به‌ویژه شب‌های قدر انسان بیدار می‌شود؛ حسی غریب که بیرون این ماه نیست. امام سجاد با ظرافت می‌فرماید تو ما را به معرفت این ماه برگزیدی — به فضیلت و معرفتش، نه به علمش — یعنی می‌دانستیم و فراموش کرده بودیم؛ اکنون روح می‌آید. این یک وجه مطلب است و وجوه بسیار دارد.

دوست آن بود که فرصت باشد بی‌پیرایه دربارهٔ یکی از علل تجلیات ویژهٔ این ماه سخن رود: اینکه حضرت روح — تجلی اعظم حضرت حق — بر این ماه نازل می‌شود. اینجا اختلاف حکیمان و عارفان رخ می‌نماید و شنیدنش سودمند است.

توحید صمدی و شئون حق

توحید صمدی را به یاد آورید: الصمد الذي لا جوف له. حق یک وجود واحد است. همهٔ عوالم هستی اطوار وجود حق‌اند؛ ظهور و مجالی و آیات و شئون و شجون اویند. یک حق است؛ چنین نیست که خدا یکی باشد و آسمان یکی و زمین یکی و از هم جدا. وجود حق یکی بیش نیست. پس این همه کثرات چیستند؟ شئون او هستند؛ مانند آنکه در وجود واحد انسان، شأنی قوهٔ باصره است و شأنی قوهٔ سامعه؛ النفس فی وحدتها کل القوی. یک وجود واحد، همهٔ قوا شئون همان حقیقت‌اند. همهٔ عالم — از جمله ما که آیت‌الله و کلمة‌الله‌ایم — ظهور حقیم. امام حسین در دعای عرفه همین را فرموده است: ظهور خدا شده‌ام.

شدت و ضعف یا سعه و ضیق؟

اختلاف اینجاست. حکمایی چون ملاصدرا در اسفار می‌گویند اختلاف اشیا — یکی عظیم شده چون رمضان، یکی چون شوال — حقیقت واحدِ ذاتِ مراتب به شدت و ضعف است؛ یعنی ظهور خدا در رمضان شدیدتر و جای دیگر ضعیف‌تر است. اما علامه حسن‌زاده می‌فرماید این اشتباه است؛ باید گفت حقیقت واحدهٔ ذاتِ مظاهر به سعه و ضیق.

مثال را درست بشنو: استخری پر از آب و دریاچه‌ای پر از آب. چرا این اندازه و آن اندازه؟ اگر بگویی آب در دریاچه آب‌تر و در استخر ضعیف‌تر است، خطا کرده‌ای. آب همان آب است؛ در پیاله نیز همان است. فرق دریا و استخر و پیاله به سعه و ضیق مظاهر بازمی‌گردد: یکی سعه دارد و آب بیشتر در خود جای می‌دهد؛ دیگری تنگ است و کمتر. پس به مظاهر برمی‌گردد نه به مراتب شدت و ضعف در خود حق.

نتیجه برای ماه رمضان: علت عظمتش آن است که سعه و ظرفیت دارد و آبِ وجود و تجلیات حضرت حق را در خود جای می‌دهد؛ یعنی شدت حضور حق از راه سعهٔ مظهر است. درون‌مایهٔ رمضان حدود سی نکته است؛ این جلسه گوشه‌ای از آن سفره را گشود.

پیوند روح انسانی و نزول روح اعظم

اگر روح انسانی مظهر روح اعظم نباشد، تنبّه ماه رمضان توجیهی ندارد. نزول روح در شب قدر فقط خبر آسمانی نیست؛ تماس همان حقیقتی است که صورتِ روح ما از آن گرفته شده. از این تماس، حس بیداری برمی‌خیزد که بیرون رمضان تکرار نمی‌شود. وداع سجادیه نیز فراق از همین حضور فشرده است: عاشق از معشوق جدا می‌شود چون سفرهٔ سعه جمع می‌شود.

چرا علم گفت و معرفت گفت

گزینش واژهٔ معرفت به‌جای علم، ادبِ توحیدی امام است. اگر می‌گفت به علم ماه برگزیدی، تازگیِ افاضه فهمیده می‌شد؛ اما معرفت می‌گوید گنج در خانه بوده و غبار نسیان گرفته است. مذکّر، غبار را می‌زداید. اشقیا وقت را نشمردند چون غبار را دوست داشتند؛ اولیا منت الهی را دیدند و موفق شدند.

افق سی نکته

استاد یادآوری کرد درون‌مایه حدود سی نکته دارد و این جلسه یکی دو نکته را بر سفره نهاد. سال‌های بعد اگر توفیق باشد می‌توان بر همین سفره نشست و باقی را چشید؛ اما مدار مشترک همان است: رمضان مظهرِ سعه، روح منبّه، و معرفتِ یادآورِ علمِ نهفته در روح.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.