د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۵
دارای متن همگام
هدیه به روحِ نادر طالبزاده
درون مایه ماه مبارک ۱۵
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۳۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## هدیه به روحِ نادر طالبزاده
۰:۰۰
بحث بر درونمایهٔ ماهِ رمضان است. آیهٔ دهمِ فاطر:
۱:۲۷
«إن روح المؤمن أشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها.»
۱:۵۰
## روحِ اعظم در شبِ قدر و سعهٔ رمضان
۳:۰۹
## دفاع از معارفِ عقلی و عرفانی
۴:۰۰
## لطفِ خدا در بعثتِ صدرا
۸:۵۹
## تجربهٔ میدانِ معرفت نفس
۹:۱۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
[سخنگوی 1] و بهین استعین.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانی آیاته سلام علیکم و رحمة الله.
بحث امروزمون رو هدیه میکنم به
روح مرحوم نادر طالبزاده که
به یک روایت هم شهید حسابش کردن.
به هر حال توره بی-- این
ترور اِاَ
عرض شود حالا امروز ساعت چهار تا
دو تا چهار ها آقای؟ [سخنگوی 2] چهار تا شش.
[سخنگوی 1] چهار تا شش تو معراج
برنامه دارن براش. انشاالله هر کی تونست بره.
به هر حال گردن جبههی انقلاب
حق دارن. ایشون خیلی زحمت
جبههی انقلاب رو کشیدن. خودشونم بچه انقلابی و من
خودم در اون حد نیستم که از روح بلند ایشون حرفی بزنم و تقدیر کنم.
فقط حرفهای نورانی امروزمون رو
هدیه میکنیم خدمت ایشون.
انشاالله از ما بپذیره. بحث ما پیرامون درونمایه ماه مبارک رمضان بود.
یک آیه ای رو بخونم.
آیه ده سوره فاطر "الْهِ يَسْعَدُ الْكَلِمُ الطَّیِّبُ"
بالا میره کلمه طیب
پاک "وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ"
عمل صالح هم اونو بالاترش میبره.
صدرالدین قونوی امروز اتفاقاً نکته
دویست پنجاه و یک هزار و یک
نکته علامه رو که میخوندم دیدم اونجا اتفاقاً هم از صدرالدین قونوی یه کتاب شریفی داره به نام نفحات.
علامه از نفحه چهارم اون کتاب
و هم از مرحله چهارم اسفار
کلام این بزرگان را آورده بود که
منظور از این و
این "إِلَهِ یَسْعَدُ
کَلِمُ الطَّیِّبِ" این کلمه طیب رو روح مؤمن گرفتن
و فرمودن "الْكَلِمُ الطَّیِّبُ عَلَى الْأَرْوَاحِ الطَّاهِرَةِ"
جانها و روحهای پاک.
حالا این رو بذارید کنار
این حدیث بسیار قشنگ که فرمودند که
روح مؤمن این حدیث رو در میتونید در کتاب کافی جلد دو صفحه صد و شصت و شش بنویسید-- ببینید
"إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ"
همه شما انشاالله مؤمنید دیگه.
روح شما چگونه است؟ "أَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللهِ مِنْ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بها"
شعاع شمس این پرتو نور شمس چگونه ارتباط داره با خورشید؟
میگه روح مؤمن شدت اتصالش با روح الله از این شدیدتره.
اصلاً جدا و لا ینفك نداره.
یه از این جدایی ناپذیره.
لا ینفك اصلاً جدایی بین روح مؤمن و اون
منبع، مخز الله "إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ" از اون خزانه اصلی که مرتبه احدیت نظام هستیست
و روح الله هست،
امکانش نیست این جدایی.
حالا شما دقت بفرمایید روح اعظم شب قدر تشریف میارن.
باز دوباره برگردیم به اون بحث
که در حقیقت اون میاد ما رو به حقیقت
اصلیمون، اون مبدأمون، مخزمون،
منبعمون چی بگم؟ از مرتبه والایی که از اونجا نازل شدیم "إِنَّا لِلَّهِ
وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ" دو مرتبه قراره به اونجا برگردیم، یادآوری کنه.
این تو عالم هستی در این نشئه رخ میده.
هر کس که نزدیکتر
قرب داره، قرب هم یعنی تلبس به اسماء الله لباسهای اسماء الهی رو به تن کرده
یا قرب یعنی ولایت، ولایت پذیرفته.
اینا رو همه رو قبلاً ت-- ما تبیین کردیم در بحثهامون و سایر بحث.
هرکی اینو بیشتر داره اونو بیشتر میفهمه.
اون ارتباط روح رو در شب قدر و در کل این ماه رمضان که یه همچین سعهی وجودی این ماه داره
پیدا میکنه لذا قریب العهد میشه به مبدأ.
میره نزدیک میشه به مبدأ، به خدا نزدیکتره.
شما ببینید دست پای شیطون بسته تره.
اصلاً یه ماه بسیار عجیبیه.
حالا این مباحثی که من میگم بعضیا
شاید حالا جسارت نشه، خوششون نیاد.
کما این که بعضیا میگن آقا یه حدیث بخون بر-- برو بابا اینقدر چی میگی تو خودتو
شلوغش کردی و فلان و مثلاً ها خوندی که بدی یه حدیث بگه و بره اونو خیلی بیشتر دوست دارن.
یا مخصوصاً داستان. چون با قوه مثال و خیال آدم مرتبطه خوب میفهمه.
مثال و ق-قصه و داستان و.
در حالی که اجازه بدید من حالا درد دل
چیزی من براش-- کاری نداره.
برای من یه کتاب حدیثی مجامع روایی دستم بگیرن مثلاً توحید صدوق که اونم خیلی ارزشمند
اما از روی حدیث بخونم نه خودمو خسته کنم نه شما رو حاج و واج پاشم برم.
کاری داره؟ مثلاً برای من کاری داره؟
باور کنید برای هر ده دقیقه صحبت
واقعاً اغراق نمیکنم به فضل الهی سه ساعت مطالعه و تحقیق میکنم برای ده دقیقه حرف که اینجا برای شما میزنم.
بعد این روانیست پس بزنیم.
یعنی واقعاً هم منو خسته کنیم هم خودتون پس بزنید.
اتفاقاً امروز در ز-- جلسه صد و دوازده
شرح فصوص الحکم علامه طباطبایی فرمودن،
از ایشون شنیدم که فرمودن تا اینجور مطالب رو شما ندونید، همین حکمت متعالی عرفان اینها رو ندونید
به اون درون مایه و سر روایت اهل بیت هم دسترسی پیدا نمیکنید.
یه پوسته ظاهری ازش متوجه میشید.
حتی یه جا دیگه مخصوصاً نوشتمش در کتاب مفاتیح الاسرار که تعلیقات بر اسفاره.
از تعالمه نوشتن. از رو براتون بخونم به جانم سوگند.
ببینید یه شخص جامع الاسراف که نیست علمی که اون براش قلم نزده باشه
و تخصص کامل درش داشته باشه.
آدم پشت سر عالم جامع الاسراف باید راه بیفته دیگه.
نه هر بچه طلبه بیسوادی مثل من
به جانم سوگند آنکه خود را از کتب عقلی و صحف عرفانی، همینه که ما داریم بهش
میگیم آقا از این کتاب و از اون کتاب، همینی که ما منبع میدیم.
به جانم سوگند آنکه خود را از کتب عقلی و صحف عرفانی که دستهای نورانی آنها را
اهدا کرده است، یعنی دستهای نورانی حکما مثل ملاصدرا که در کهک قم
تبعید شد، فرمود من این اسفار رو با اشک چشمم سحرها چندین سال اشک ریختم گرفتم.
قریب به هزار جلد کتابهای محی الدین عربی.
من یه جلد کتاب تو زندگیم ندارم.
هزار جلد کتاب نوشته. میگه همه رو از سجاده دارم.
میگه اینا همه دستهای نورانی بودن.
علامه میگه. دوری کن-- کسی که از اینا دوری کنه
بعد مثال میزنه مثل تمهید القواعد ابن ترکه.
مثل عرض شود شرح خواجه طوسی بر اینها مثل، مثل با العنس ابن فناری.
بعد صرح العیون خودش رو میگه که مت-- تخصصیترین کتاب معرفت نفسه.
عرض شود اسفار ملاصدرا، فصوص و فتوحات ابن عربی، ا-اشارات و شفای شیخ الرئیس.
آقای بچههای بسیجیها، انقلابیها، اینایی که دم میزنیم از رهبر و خودمون رو کشتیم برای آقا،
رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و شرق و غرب و دانشمندان رو جده دعوت کرد سر کتابای همینا
و همین شیخ الرئیس و ابن عربی و کتابای اینا.
بعد من و شما بچههای یتیم یکی از این حرفا تا میزنه دکش میزنیم-- میکنیم مثلا تو سرش میکوبیم.
وقت ما رو گرفتی. این حرفا چیه؟
ایشون ببینید به جان خودش سوگند خورده علامه حسن زاده.
کسی که این کتابا رو، این سیر حکمت متعالیه و عرفان نظری که بکشه به عمل رو پیگیری نکرده،
فرمودن همانا خود را از فهم
خطاب محمدی دور کرده است.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
خطاب محمدی منظور قرآن است.
میگه از فهم قرآن خودش رو دور کرده و جان خود را از نیل به سعادت
قصوای خودش محروم ساخته است.
اتفاقا خود علامه فرمودن یه بار هم فکر میکنم براتون گفتم که با علامه طباطبایی استادش بوده علامه طباطبایی.
میرفتن در خ-- تا در خونه مشایعت میکردن.
علامه طباطبایی میخواست بره یه آهی کشید.
این کوه عظمت و عرفان.
آه کشید فرمود که این همهی حکما و عرفا مثل ملاصدرا، ابن عربی،ها، شیخ الرئیسها،
آقا جون کندن، سنگ حوادث خوردن، تهمت خوردن، لعن و نفرین و تبعید.
اما اون حرفی که حق بود رو نوشتن و گفتن که حرف
همین است و لاغیر. حالا بریم باز
صرفا به یه پوسته یک روایت و آیه که نمیفهمیم درون مایه ش چیه هی بسنده کنیم.
خود کلاه سر خودمون گذاشتیم.
اینا جون کردن با ذرهبین طهارت نفس اینا رو نوشتن.
چرا دنبال اینا نریم؟ چرا؟
یا مثلا خود عرض شود
ش-- ملاصدرا استاد علامه حسن زاده، مرحوم
علامه شهرانی. من میگم شهرانی یه چیزی، من میگم شما یه چیزی میشنوی.
اصلا نمونه نداشته این بزرگوار.
جامع منقول و معقول. به خود علامه حسن زاده فرموده بودند که ملاصدرا لطف خدا بود.
در وقتی حدود چهارصد سال پیش که اصلا عقل تعطیل بود، کسی کار فکری نمیکرد.
همه دنبال قصه و داستان بودند.
اصلا تعطیل شده بود مباحث فکری خدا ایشون رو به عنوان لطف خودش فرستاد.
اونایی که تو سیر مباحث عقلی و اعتقادی هستن، میدونید قاعده ل-- قاعده لطف یعنی امام.
یعنی خدا ایشون رو فرستاد پیشوای
عقول باشه در غیبت امام عصر.
بعد حالا ما پس بزنیم. اینا رو پس--
به هر حال یه نهیبی من درد دلی کردم از خودم بر شما.
چون به هر حال نه اینجا، هر جا میریم
بالاخره حرف و حدیث زیاد میشنویم اینها.
من یه سی ثانیه بهم وقت بدید یه چیزی به شما بگم.
سی سال منبر رفتم. به اون حالت متعارف که شما میگید،
خیلی هم منبر رفتم. از وقتی که از حضرت استاد علامه یه کاری با ما کرد، یه بلایی سر ما درآورد، یه--
اینها حالا بماند داستان داره.
این چند وقتی که افتادیم تو دام ایشون، دام عشق ایشون، دام معارف ایشون.
خروجیای که من از منبرام گرفتم، از اون سی سال نگرفتم.
باور کنید در تجربه میدانیمه.
من تو فامیلامون آدمهایی که نماز نمیخونن، امام و رهبر و انقلاب رو اصلا قبول ندارن،
به خط کردم. تجربه میدانیم.
همین معرفت نفس علامه رو که شاید اکثر ما ندیدیمش چون مباحث کاملا عقلیه صد و پنجاه و سه درصد اولش.
اصلا حرف از آیه و حدیث توش نیست.
اونا رو براشون پیاده کردم.
باور کنید به جلسه سیزدهم این درس معرفت نفس رسیدم،
اینها به نماز خوندن افتادن.
الان دارن روزه میگیرن و برای رهبر و انقلاب ما احترام قائلن.
مباحث کاملا عقلیه. حالا ما پس بزنیم، مسخره کنیم اینا رو.
یه آخوندی مثل ما مثلاً که نه دایهای داره، هرچی هم میگه از بزرگان و از خودش حرفی نداره رو پس بزنیم،
دنبال یکی باشیم برای ما داستان بگه.
اونا هم جسارت نشه. اونا هم جاشون رو سر ماست.
همه عزیزان. اما ما آخونده هم شما رو بد کردیم.
انقدر که قصه گفتیم شما بد عادت شدید.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد وآل
محمد.
اشهد ان لا اله الا الله.
اشهد ان لا اله الا الله. اشهد ان محمد رسول الله.
جلسه قبل
جلسه بعد