ددرس‌گفتارها

و بهین استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

موضوع تنزل ملائکه رو ما خیلی باید جدی بگیریم که حالا این اتفاق عجیب در شب قدر که بهترین شب هم هست میفته خودش فلسفه‌ای دارد.

خب اگر بگیم که آقا ملائکه میان بر امام عصر که همینم هست رو حضرت روح، حضرت روح اعظم بر امام عصر نازل میشن.

سؤال آیا امام عصر نمیتونست خودش بره به معراج؟

چرا ما الان حدیث داریم.

علامه همدانی در کتاب الشموس الطالعه‌ش میاره که امام عصر هر شب جمعه معراج داره.

معراج داره.

ایشون تشریف می‌برن بالا.

خب نمیشد شب‌های قدر هم حضرت تشریف ببرن.

یه وجهش و یک فلسفه‌ش به خاطر من و شماست که نزول رخ بده اون‌ها بیان اینجا فضا متفاوت بشه.

انقدر که ما گیر و گور داریم و گرفتار دنیا و سجن دنیا شدیم و در حقیقت یک هم‌نشینی رخ بدهد.

اینکه تصریح می‌کنه در سوره قدر که تنزل الملائکه، الملائکه همه میان این تصریحه و دوباره الروح این پیداست که مثلا آقای مس Bah روحشون شاد می‌فرمایند این واوی که اینجا اومده قبل الروح متفاوت کرده روح رو با ملائکه پیداست که روح یه چیز دیگه‌ایست فارغ از ملائکه.

مثلا ملائکه جنود او حساب میشن.

حالا اتفاقا همین امروز که با عزیزان داشتیم ختم می‌کردیم قرآن رو همین جا رسیدیم به آیه سی و، سی و یک سوره فصلت.

دیدم چه شیرین اونجا که می‌فرماید إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة.

همون روزای اول در خصوص درون ماه رمضان گفتیم همین آیه رو.

تتنزل عليهم الملائكة.

بعد میگن الا تخافوا ولا تحزنوا وأبشروا بالجنة التي كنتم توعدون.

آیه سی و یک ببینید چه‌جوری، چه‌جوری تصریح می‌کنه دوباره همین رو.

ما معمولا اسم ملک، فرشته اینا که میاد میگیم آخرت، قیامت، بعد از مرگ، عالم برزخ اینا.

ذهن، ذهن ما تداعی اون ور رو می‌کنه.

اما اینجا تو این آیه خود ملائکه به انسان‌هایی که استقامت دارن در مسیر الله میگن نحن اولیاؤکم آیه بعدشه.

نحن ما اولیاؤکم في الدنيا دقت کنین تصریح داره في الدنيا والآخرة.

ما یاران شماییم.

اولیاء شماییم.

هم‌نشین با شماییم.

هم تو دنیا هم آخرت.

اینه که بعضی از بزرگان ما مشایخ‌مون داشتیم کسایی که اون‌ها خیلی توصیه می‌کردن اگر می‌خواید از جهت معنوی قوی شید [نفس عمیق] هرجا رفتید زیارت به نیت ملائکه‌ای هم که مو-- این‌ها محافظ شما هستن.

خدا می‌دونه تعداد اینا چقدره.

وقتی هر ذره، ذره وجودی ما رو ملکی موکل شه اینا چه تعداد عجیبی می‌شه.

چه عظمتی در این عالم است.

به نیت اونا زیارت کن.

حالا اینا همه نازل میشن.

میان پایین که بهش میگن اصطلاحا حالا فردا اگه تو-- خدا توفیق داد توضیح میدیم چه فرقی دارن.

اصطلاحا بهش میگن قرب نا-- نافله.

اینکه تو بری بالا معراج می‌شی قرب، قرب فریضه.

حالا قرب نافله رخ داده اونا میان.

برای چی میان؟

خب نمی‌تونست امام زمان تشریف بیاره؟

برای هم‌نشینی ما با اون‌ها.

اینکه ما عوض شیم.

اصلا فلسفه جز-- بحث هم‌نشینی رو جدی بگیرید که دیروز گفتیم خیلی مهمه.

البته استاد علامه حسن زاده انقدر تأکید دارن وقتی بحث مزاج رو تو-- عرض شد که در اسرار الآیات نمت十م اشارات شیخ انصاری می‌گه ایشون ذیلش شرح می‌ده.

خیلی تأکید می‌کنه بعد مزاجو که بحث می‌کنه شما ببین مثلا یه سنگ فیروزه از دو تا شهر تو دو تا کوه متفاوت.

چرا این‌ها مزاجشون با هم فرق می‌کنه؟

سنگ، سنگه.

این سنگ فیروزه است.

این مال نیشابوره، اون مال یه جا دیگه‌ست.

چرا با هم فرق می‌کنن؟

اینکه تو چه کوهی هست، چه خاکیه، چقدر آفتاب بهش خورده، چقدر بارون ریخته سرش.

تو دل رحم کدوم کوه پرورش پیدا کرده.

هو الذي یصورکم في الأرحام كيف یشاء.

چرا انار سابە با انار نمیدونم ورامین با انار فلان اینا همه فرق می‌کنند مزاج...

آدما هم اتفاقا حضرت علامه می‌فرمود که این مزاج‌ها این بر اس-- که بر اثر رحم‌ها، ترکیب‌ها این‌ها رخ میده به عددش به تعداد شهرهاست.

یعنی همه با همه متغیرن.

همه.

همه با هم متفاوتن.

تو یه‌دونه‌ای.

چون خدا یه‌دونه‌ست.

خلقش هم یه‌دونه‌ست.

حالا این همه که کثرات میگه تو برو هم جنس و هم سنخ خودت رو پیدا کن باهاش بنشین.

تو ملکوتی هستی باید عروج کنی لذا ملائکه میان کمکت.

حضرت روح هم میاد کمکت چون جنس روح ما از جنس روح اعظمه.

این بحثو قبلا گذشت.

اتفاقا خیلی جالب بود برام که داشتم تفاسیر رو بررسی می‌کردم.

پیرامون اون قصه از سلیمان و اون مورچه و اینا که چرا حضرت سلیمان خندید و خیلی برام شیرین بود.

حالا باشه یه روز دیگه.

بعد رسیدم به این آیه بیست و یک سوره نمل که لأعذبنه عذابا شديدا هست.

حضرت سلیمان.

پیرامون حضرت سلیمان داشتم یه تحقیقی می‌کردم.

أو لأذبحنه أو ليأتين بسلطان مبين.

وقتی دید هدهد نیست حضرت سلیمان گوی کجاست؟

یا باید دلیل روشن بیاره قاطع یا اینکه عذاب شدیدی بهش میدن.

لا و اونم تأکید داره.

قطعاً، قطعاً لا و اولاً نه و عذاباً شدیدا.

و یا اینکه میگه زبش می‌کنم.

حالا این عذاب شدید رو من آخه یه پرنده هدهد عذاب شدید داره مگه؟

چیه آخه مگه؟

بعد تو روایات یکی تو کتاب روح المعانی جلد ده صفحه صد و هفتاد و هشت یه روایت دیدم.

یکی هم от تفسیر الکبیر و مفاتیح الغیب معروف جلد بیست و چهار صفحه پونصد و پنج.

خیلی جالب برام بود.

توی روح المعانی اینو بگم بسه دیگه امروز.

تو روح المعانی میگه که منظور از این عذاب شدید اینه که حضرت سلیمان شاید قصد داشته که دیگه تو دستگاه ما نیا.

مثل اینکه امام حسین بیاد به من و تو بگه دیگه حق نداری هیئت ما بیای نوکری ما رو بکنی.

هدهد تو حق نداری دیگه نوکری سلیمانو بکنی.

عذاب شدیده.

توجه کن.

بعد توی اون کتاب مفاتیح الغیب می‌فرمود نه، هدف این بوده که حضرت سلیمان این آقا رو یعنی آقای هدهد رو بندازه توی قفسی همراه یک پرنده‌ای که ناجنسه هم سنخش نیست.

مثل زاغ.

مثال زدن مثل زاغ که اینا اون تو درگیر میشن و حالت سجن و زندان پیدا میکنه.

مثل الان-- اصلاً nature طبیعت همینه.

درگیریه دائماً.

نور و ظلمت مشوبن.

شب و روز.

ببین خوشی و ناخوشی، مریضی و شفا.

اصلاً همینه.

دائماً اینطوری درگیرن همه.

حالا میگه که ببینید بحث چی بود؟

هم نشین.

میگه که زاغ میخواست هدهد رو بندازه با یه زاغ مثلاً توی یه قفس.

این زجر میکشه تا قیام قیامت.

اینکه امیرالمؤمنین تو کمیل می فرمود خدايا ما رو با دشمنان دیجه قرار نده و اشتم فی جه بارک مع المومنین با اهل ایمان باش یعنی هم جنسی، هم سنخی.

حالا خسته تون نکنم از درون مایه های ماه مبارک رمضان خاصه شب قدر این قرب نافله یا نزول ملائکه و حضرت روحه که من و تو هم نشین پیدا کنیم.

هم نفس بشیم با اون اصلیتمون که حضرت روح اعظمه.

خب اینو نباید از دست داد.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد