ددرس‌گفتارها

به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

بحث ما این بود که در ماه مبارک رمضان قطعاً نزول ملائکه بیش از ماه‌های پیش است و لذا دستیابی ما به ملکوت و فهم و چشیدن حقایق بهتر و بیشتر اتفاق می‌افته از این الهامات، القاءات و تعلیماتی که خدا به واسطه‌ی ملائکه به ما می‌رسونه غافل نشیم.

شاید بعضیا سندی بر این موضوع می‌خواستن که حالا ارتباط با ملکوت و این‌ها اصلاً امکانش هست و نیست و این‌ها.

یه حدیثی که قبلاً در بحث قلب فکر می‌کنم منزل بود اینجا مورد بحث قرار داده بودیم.

دو مرتبه براتون می‌خونم.

این فرمایش پیغمبره، حرف من نیست.

المحجه البيضه، جلد دو، صفحه صد و بیست و پنج.

ببینید عجب حدیث پر مغز و در اون مایه‌ی بسیار عظیمی داره.

می‌فرماید که "لولا ان الشياطين يحمون على قلوب بني آدم" اگه اینطور نبود که شیاطین گرداگرد دل‌های مردم می‌گردن، اگر شیطان فرود نمی‌اومد، وارد نمی‌شد بر دل‌ها چه اتفاقی می‌افتاد؟

"لنذروا الى ملكوت السماء" لام، اون لام تأکیده.

قطعاً این‌ها مردم، همه مردم، همه آدم، عامه، همین بنی‌آدم نظر می‌انداختن یعنی نگاه می‌کردن ملکوت آسمان رو.

مشکل چیه که نمی‌تونیم نگاه کنیم؟

پیغمبر داره می‌فرماید، رمزگشایی پیغمبر.

آقا شیاطین وارد شدن به دل‌ها.

ما اون روز عرض کردیم که اگر ما غافل بشیم از نزول ملائک، ملک بر قلبمون که در ثقل نفس ما اون تمثلاتی که از حقایق رخ می‌ده، اون چیزی که ما می‌چشیم، می‌رسیم، می‌فهمیم، درک می‌کنیم در درون اون کمون ذات خودمون، اون نزول ملکه.

وقتی اینو پس بزنی، دنبال فهم و چشیدن و درک و این‌ها نری، نخوای اونچه که خدا داره به تو تعلیم می‌ده رو اخذ کنی، پشت پا بزنی به این تعلیمات، شیاطین میان.

شیاطین که اومدن چشمتو از ملکوت باز می‌مونن.

این فرمایش صریح پیغمبر.

اتفاقاً در این ماه به جهت تنزل الملائکه والروح ارتباط با ملکوت شدت می‌گیره.

یعنی چی ارتباط با ملکوت شدت می‌گیره؟

یعنی ارتباط با ملائکه شدت می‌گیره.

اصلاً دائماً ملائکه در حال تنزل‌اند بر ما خصوصاً در این ماه.

حالا در اون مایه‌ی ماه مبارک رمضان به قدریست که ما کل سی روزو بخوایم حرف بزنیم بازم کم میاریم.

اما حالا یکی دو نکته‌شو ما می‌خوایم یه ذره باز کنیم.

ببینید من مثال می‌زنم.

حالا عرض کردیم در اِاِاِ اون نبوت انبایی، نه تشریعی، نبوت انبایی یعنی خبر شدن از حقایق عالم که ملائکه واسطه‌ی فیض حضرت حق به من و شما می‌شن.

این راهش برای همه، همه ما بازه.

بله به نحو ایحاء یعنی وحی فقط مخصوص انبیا.

اونم نه، وحی تشریعی.

تمام.

به نحو الهام برای اولیاء الله.

خب شما می‌تونی ولی الله بشی باز راهش بسته نیست و به نحو تعلیم برای علمائه.

بالاخره اخذ علم می‌کنی، از کجا اخذ می‌کنی این رو؟

علم شما یاد می‌گیری الان اینجا این مجلس الان بین نماز مغرب و ظهر و عصر اینجا مجلس درسه، بحث.

خب شما تشریف آوردی اگر به نیت این مجلس درس و بحث اومدی به شما میگن آقا برای چی میری اونجا می‌شینی؟

خب یه جا دیگه نماز جماعت یا تو دفترت چه می‌دونم.

خب میگی که آقا اونجا می‌خوام یه چیزی یاد بگیرم.

میری یاد می‌گیری.

اینو بلد بودی یا نه؟

اگر کسی این بحث رو می‌خواد مفصوشو ببینه درس نوزدهم از دروس معرفت نفس علامه الان کتابش اینجاست کنار منه.

می‌تونه بیاد ببینه همین بحثو علامه باز کرده.

آقا شما میری تو درس و بحث می‌شینی بلد بودی اون چیزی که گرفتی، اون تعلیمی که دیدی از معلم و استاد و چه می‌دونم بلد بودی یا نه؟

میگی نه بلد نبودم.

چون اگر بلد بودی که تحصیل حاصل که محاله.

بلد بودی؟

خب برای چی نشستی دوباره چیزی که بلد بودی بلد بشی؟

یعنی چی؟

این چه حرفیه؟

نداشتی پس.

اگر نداشتی خب این از کجا اومد؟

میگی از استاد به من اومد.

معلم من اومد.

ایشون به من یاد داد.

خب اون که این کمال رو به رو، به تو داد، تو رو از مخض به کمال، از قوه به فعل، از ضعف به شدت و قوت رسوند، از جهل به علم رسوند، از خودش داشت.

میگیم که فاقد شی نمی‌تونه معطي اون باشه.

یعنی کسی که چیزی رو نداره نمی‌تونه عطا کنه.

حتماً داشته که یه تعلیمی به من داده معلم.

خب آقای معلم شما هم این حقیقتی که انتقال دادی به من، این فهمی که در من ایجاد کردی رو داشتی از قبل؟

میگیم نه.

معلمم میگه نه منم نداشتم.

منم اینو فرا گرفتم.

خب چگونه فرا گرفتی؟

به دو نحو.

یا میگه کسی نشست مثل الان که برای شما داره معلم توضیح میده برای من توضیح داد.

یعنی یک کم مسموعی، یه صوتی ایجاد شد در عالم مده، ماده من شنیدم علت مؤده شد.

من رفتم دنبال فهمش.

یا نه، اصلاً خودم یه کلماتی رو متوجه شدم نشستم در خلوت خودم.

من از شما سؤال می‌کنم آیا نشده شما در خلوت خودت، در اون نهان‌خانه خودت یه روزی بدون وجود استاد و معلم چیزی رو بفهمی، چیزی رو درک کنی؟

چیزی رو بچشی، به حقیقتی برسی، موضوعی برات متمثل بشه.

اصلاً در خواب خودتی و خودت این همه حقایق برات کشف می‌شه خودتی و خودت در نفس ناطقه خودت رخ می‌ده.

معلم کیه اونجا؟

کسی نبوده.

خب این تعلیمی که در درون خودت بود، در خلوتت یه چیزی رو فهمیدی حقیقلی-- حقیقتی برات کشف شد، این از کجا اومد؟

بالاخره یک مخرجی می‌خواد شما رو از جهل به علم برسونه، از مجهول به معلوم برسونه.

نمی‌شه بدون مخرج.

یکی تو رو خارج کرده چون تو که خودت که نداشتی از بیرونم که نیومد.

معلم الان نیست به من تعلیم بده.

الان من یه چیزی رو خودم تعامل کردم، تدبر کردم، تفعل کردم ن-- با این تفکرم فهمیدم.

این فهم از کجا ایجاد شد؟

بفرمایین ببینم.

علامه تو این درس نوزدهم درس معرفت نفسش می‌فرما د یه مخرج می‌خواد تو رو خارج کنه، حرکت بده.

حرکت از قوه به فعل، از ضعف به شدت، از نقص به کمال.

اون مخرج کیه؟

حالا بر اساس آیه اول سوره ابراهیم [زبان‌،] قرآنی بخوایم بحث کنیم می‌فرما د الف.

لام.

را.

کتاب انزلنا الیک این کتابی‌ست که قرآن ما بهتون نازل کردیم که چی بشه؟

لتخرج پیغمبر تخرج فعل مخاطبه تا تو خارج کنی لتخرج من الظلمات الی النور تا تو خارج کنی.

پس مخرج کی می‌شه؟

پیغمبر.

با چی؟

با قرآن.

وساطت فیض بین پیغمبر و قرآن و حضرت حق هم که ملائکه‌اند.

تنزل الملائکه والروح.

پس خدا که می‌خواد خارج کنه واسطه ف-فیض برای خارج شدن ما از مجهول به معلوم پیغمبره.

به وسیله قرآن اون ابزار و لوازم و اون در حقیقت کمک‌های پیغمبر، قوای وجودی عالم که پیغمبر رو کمک می‌دن در این که ما خارج بشیم از نفهمی به فهمیدن ملائکه الله‌اند که این حدیث پیغمبر داره می‌فرما چی؟

اگر نذاری ملائکه بیان با شیاطینی که گرد دلتن چی می‌شه؟

دیگه چشمت از ملکوت باز می‌مونه.

دستت از ملائکه باز می‌مونه.

عزیز دلم هر فهمی ایجاد می‌شه نزول ملکه.

در این ماه شدت می‌گیره.

این ماه، ماه فهمه.

ماه فهمیدنه.

لذا امیرالمؤمنین می‌فرمود بهترین کار در این ماه یکی ورع عن محارم الله یعنی شدت تقوا، یکی تعلیم علمه.

تعلیم علم.

اون ورعه باعث می‌شه این شیاطین گورشونو گم کنن که ملائکه بیان و اون تمثلات حاصل بشه تو چشمت و ملکوت باز بشه.

این درون مایه این ماهه.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد