یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نزول ملائکه در رمضان و گشودن ملکوت
در ماه مبارک رمضان قطعاً نزول ملائکه بیش از ماههای دیگر است؛ ازاینرو دستیابی به ملکوت و فهم و چشیدن حقایق بهتر و بیشتر رخ میدهد. نباید از الهامات و القائات و تعلیماتی که خدا به واسطۀ ملائکه میرساند غافل شد. برخی سند میخواهند که ارتباط با ملکوت اصلاً ممکن است یا نه.
حدیث المحجة البیضاء؛ شیاطین گرد دل و بسته شدن ملکوت
حدیثی که پیشتر در بحث قلب منزل آمده بود دوباره خوانده میشود؛ فرمایش پیامبر است نه سخن گوینده. المحجة البیضاء، جلد دو، صفحۀ صدوبیستوپنج: «لولا أن الشیاطین یحومون علی قلوب بنیآدم لنظروا إلی ملکوت السماء» — اگر چنین نبود که شیاطین گرداگرد دلهای فرزندان آدم میگردند، اگر شیطان فرود نمیآمد و بر دلها وارد نمیشد، لامِ تأکید میگوید قطعاً مردم — همۀ بنیآدم — به ملکوت آسمان نظر میافکندند. رمزگشایی پیامبر: مشکل آن است که شیاطین وارد دلها شدهاند.
اگر از نزول ملک بر قلب غافل شویم — همان تمثلاتی از حقایق که در ثقل نفس میچشیم و در کمون ذات میفهمیم — و پشت پا به تعلیمات الهی بزنیم، شیاطین میآیند و چشم را از ملکوت بازمیدارند. این فرمایش صریح پیامبر است. اتفاقاً در این ماه به جهت تنزل الملائکه والروح ارتباط با ملکوت شدت میگیرد؛ یعنی ارتباط با ملائکه شدت میگیرد. دائماً ملائکه در حال تنزلاند بر ما؛ خصوصاً در این ماه. درونمایۀ ماه مبارک رمضان چنان است که سی روز سخن گفتن هم کم میآید؛ یکیدو نکته باز میشود.
نبوت انبایی، الهام اولیا، تعلیم علما
در نبوت انبایی — نه تشریعی — خبر شدن از حقایق عالم است که ملائکه واسطۀ فیض حضرت حق به انسان میشوند. این راه برای همه باز است. به نحو ایحاء و وحی تشریعی ویژۀ انبیاست. به نحو الهام برای اولیاء الله — و راه ولیشدن بسته نیست. به نحو تعلیم برای علما: علم را اخذ میکنی. مجلس درس میان نمازها نمونهای است؛ میآیی تا چیزی بیاموزی. اگر کسی تفصیل میخواهد درس نوزدهم معرفت نفس علامه را ببیند؛ کتاب کنار است.
فاقد شیء نمیتواند معطی باشد؛ حلقۀ تعلیم
در درس و بحث مینشینی؛ آنچه گرفتی بلد بودی یا نه؟ میگویی نه؛ چون تحصیل حاصل محال است. اگر نداشتی از کجا آمد؟ از استاد. آن که کمال را داد و از نقص به کمال و از قوه به فعل و از جهل به علم رساند، از خود داشت؛ فاقد شیء نمیتواند معطی باشد. از معلم میپرسی تو نیز این حقیقت را از پیش داشتی؟ میگوید نه؛ فرا گرفتم. چگونه؟ یا کمّ مسموعی و صوتی در عالم ماده شنید و علت مبقیه شد و دنبال فهم رفت؛ یا در خلوت خود کلماتی فهمید بیاستاد.
آیا در نهانخانۀ خود بیمعلم چیزی نفهمیدهای، نچشیدهای، حقیقتی متمثل نشده؟ در خواب نیز حقایق کشف میشود؛ معلم کیست؟ کسی نبوده. این تعلیم درونی از کجا آمد؟ مخرجی میخواهد از جهل به علم؛ بدون مخرج نمیشود. کسی تو را خارج کرده؛ خودت که نداشتی و از بیرون معلم حاضر نبود؛ با تعامل و تدبر و تفکر فهمیدی. این فهم از کجا ایجاد شد؟
ابراهیم/۱؛ مخرج پیامبر با قرآن و وساطت ملائکه
«الر ۚ كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (ابراهیم/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): الف لام را. کتابی است که به سوی تو فروفرستادیم تا مردم را از تاریکیها به نور بیرون آوری.
علامه در درس نوزدهم میفرماید مخرج میخواهد تو را حرکت دهد از قوه به فعل، از ضعف به شدت، از نقص به کمال. بر اساس این آیه مخرج کیست؟ پیامبر؛ لتخرج. با چه؟ با قرآن. وساطت فیض میان پیامبر و قرآن و حضرت حق ملائکهاند؛ تنزل الملائکه والروح. پس خدا که میخواهد خارج کند، واسطۀ فیض برای خروج از مجهول به معلوم پیامبر است به وسیلۀ قرآن؛ و قوای وجودی عالم که پیامبر را در اخراج از نفهمی به فهم یاری میدهند ملائکهاند. حدیث پیامبر میگوید اگر نگذاری ملائکه بیایند و شیاطین گرد دل باشند، چشم از ملکوت و دست از ملائکه بازمیماند.
هر فهمی که ایجاد میشود نزول ملک است؛ در این ماه شدت میگیرد. این ماه، ماه فهم و فهمیدن است. امیرالمؤمنین میفرمود بهترین کار در این ماه یکی ورع عن محارم الله — شدت تقوا — و یکی تعلیم علم است. ورع شیاطین را میراند تا ملائکه بیایند و تمثلات حاصل شود و چشم ملکوت باز گردد. این درونمایۀ این ماه است. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
جمعبندی درونمایۀ فهم در رمضان
پس رمضان فقط امساک از طعام نیست؛ فصل گشودن چشم ملکوت است. شیطان اگر بر دل بچرخد نظر به ملکوت ممتنع میشود؛ فرشته اگر فرود آید فهم نو میزاید. حلقۀ تعلیم — از خلوت تا مدرسه — بدون مخرج کامل نیست و مخرج اعظم پیامبر با قرآن و لشکر ملائکه است. ورع دروازه را پاک میکند و تعلیم علم مهمان آسمانی را میپذیرد.
شدت تنزل روح و فرصت سیروزه
تنزل الملائکه والروح فقط خبر آسمانی نیست؛ زیرساخت فهم است. هر فهم تازهای که در خلوت یا درس میجوشد، نشان ورود مهمان ملکوتی است. اگر انسان پشت پا به این مهمانی بزند، جای خالی را شیطان پر میکند و چشم ملکوت بسته میماند. رمضان فرصت فشردۀ سیروزه است تا ورع دروازه را بشوید و تعلیم علم مهمان را نگه دارد. بدون ورع، علم هم میتواند حجاب شود؛ با ورع، همان علم نردبان ملکوت میگردد.
از قوه به فعل؛ نقش صوت مسموع و خلوت
علامه در درس نوزدهم نشان میدهد انتقال از جهل به علم یا با صوت مسموع در عالم ماده است یا با جوشش درونی خلوت و خواب. هر دو مخرج میخواهند. مخرج جزئی استاد بشری است؛ مخرج کلی پیامبر با قرآن و لشکر فرشتگان. کسی که مجلس درس را به نیت تعلم میآید، در مقیاس کوچک همان خروج از ظلمات به نور را تمرین میکند. رمضان این تمرین را جهانی و ملکوتی میکند.
پیوند قلب منزل و رمضان
حدیث المحجة که در قلب منزل آمده بود اینجا کلید درونمایۀ ماه است: شیاطین اگر بر دل بچرخند نظر به ملکوت ممتنع است. پس درمان غفلت رمضان فقط کمخوری نیست؛ کمکردن چرخش شیطان بر دل است تا لامِ تأکید پیامبر — لنظروا — در مقیاس فرد محقق شود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.