ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.

اللهم إياك نعبد وإياك نستعين.

الحمد لله على كل نعمه وأسأل الله من فضله وأسأل الله من فضله وأسأل الله من فضله.

المستغاث بک يا صاحب الزمان.

المستغاث بک يا صاحب الزمان.

المستغاث بک يا صاحب الزمان.

السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته.

سلام عليكم ورحمة الله.

شب عاشوراست شب سنگینی‌ست.

ان شاء الله صاحب عزا هر کجا تشریف دارند پروردگار منان قلب مقدسشون رو آروم کنه و حضرت تو همین حالات عجیب امشب‌شون ما رو دریابند و به ما توجه کنند.

به بیچاره‌گی ما، به یتیمی ما، به استغاثه‌های ما توجه کنند و همه ما رو دعا کنند.

صلواتی خط بفرمایید.

اللهم صل على محمد آله محمد.

قبل از اینکه یک صوت جانانه از حضرت استاد سه چهار دقیقه‌ای گوش بدید دو تا نکته عرض کنم.

اینو خوب دقت داشته باشید.

یکی اینکه بعضیا میان حالا این شب‌ها یا پیام به مدیران کانال‌ها میدن یا میان یا نامه میدن این‌ها که مثلا این بیچاره بدبخت مثلا استاد ایشون بشه و حاج آقا ما رو شاگردی قبول کنید و این صحبت‌ها.

بنده در اون حد نیستم.

این رو شکسته نفسی بنده نبینید.

به عین صداقت دارم بهتون میگم بنده اصلا، اصلا در اون حد نیستم که بخوام شاگرد پرورش بدم.

ما یه معلمیم یعنی یه خیلی هم تازه خودم رو دارم تحویل می‌گیرم خدا چوبمون نزنه انشاالله.

یه معلمیم که چهار تا کتاب خوندیم.

حالا شما رو سعی می‌کنیم آگاه کنیم با حوائدی که ان شاء الله بعضیا اومدن سؤالات خیلی قشنگی از وقتی من گفتم دیگه این سؤالات مربوط به احراز و عوضات و گرفتاری‌های مربوط به ورود شیاطین و مریضی و فقر و ازدواج و اینا رو ما دستورالعمل‌هاشو تو احراز عوضات دادیم.

دیگه نیاید وقت خودتون نگیرید در خصوص این.

از شهرهای مختلف می‌کوبن میان بندگان خدا.

سؤالات علمی بپرسید ما هم کیف کنیم.

این دو سه شب الحمد لله گوش دادن عزیزان سؤال‌ها غالبا علمی بود.

ما هم لذت بردیم تا دیروقت ما سؤال جواب دادیم و بعداً این‌ها متوجه می‌شن اگر درست برن جلو خدا لطف کنه و بیفتن تو دریای مطلاتم و اون لجه عمیق کتاب‌های شریفه که حضرت استاد قسم به جانشون خوردن تا این کتاب‌ها رو نخونید به باطن قرآن پی نمی‌برید.

میفتن به اون‌ها و می‌بینن که بسیاریش یعنی اون اصول عمحاتش قبلاً به گوششون آشناست.

یعنی براشون خیلی این‌ها الحمد لله سهل الوصول میشه.

چرا؟

همین درس و بحث‌هایی که خود حضرت استاد به بنده تفقد کردند، نفسی زدند، خدا به ما عنایت کرد، الهام کرد، القا کرد که بتونیم همون حرف‌های سنگین رو با الفاظ غیر پیچیده و همه فهم به شما ان شاء الله بیان کنیم.

این چیزی‌ست که به درد شما می‌خوره.

تو همین دل بحث صادقانه عرض می‌کنم چون اگر نگم بعد چوب می‌خورم.

بنده چوب می‌خورم.

خدا رحمت کنه حضرت استاد رو از ایشون در فکر می‌کنم جلسه دوم یا اول یا دوم شرح مثالات مرحوم ابن فناری که سنگین‌ترین کتاب در حوزه عرفان نظری‌ست شنیدین که فرمودن وقتی ان شاء الله رو خودت کار کنی درست بری جلو میفتی به حدیث برزخی یعنی در عالم برزخ.

یعنی در اون مثال متصل خودت در اون نوم و خواب خودت می‌بینی یا اهل بیت علیهم السلام یا اولیا خدا میان به تو، به شما حدیث میگن.

حدیث برزخی بهش میگن و شما هم اجازه داری اینو نقل کنی برای اهلش.

اما باید بگی حدیث برزخی‌ه.

به هر حال الهامات میاد.

یه مقدار آدم خود نگهداری کنه، مراقب باشه چشمشو ببنده.

غض ابصارکم ترون العجائب چشمشو به حرام ببنده عجائب رو می‌بینه.

این چیز عجیبی نیست.

ما نفس داریم.

نفس ناطقه جنسش، جنسیتش مجرده.

ما نباید تعجب کنیم اگر ما که تعلق خاطر به مجردات پیدا کنیم چشممون به باطن عالم باز شه.

چیز عجیب اینه که باز نشه.

چون ما یه وجه انزل مراتب اون بدن و این چشم ظاهریه که ماده می‌بینه.

اون اشمخ و اعلی وجودمون مجرده بلکه فوق تجرده.

یعنی باید با اونور ارتباط بگیریم.

یه وجهش هم خوابه.

تو خواب چشم ظاهرت بسته است اما می‌بینی.

چی می‌بینی؟

مجردات می‌بینی.

برای همین عرض می‌کنم که اینو گفتم یه وقت تعجب نکنین از این حرف من یه آخرالزمانه، انقلاب چهل و هفت هشت سال ازش گذشته.

باید یه مقدار تعالوا تعالوا اقرأ ورقه بیا بالا بیا بالا.

کی می‌خوایم بیایم بالا؟

کی می‌خوایم دست از صرفاً یه منبر خطابی و اقناعی و چهار تا عرض شود داستان و حکایت برداریم؟

[مکث] کی می‌خوایم محرم اسرار هم بشیم؟

اونچه که بنده به شما عرض، عرض کردم اینو می‌خوام بگم.

خوب توجه کنید بعد قیامت نگید حاجی نگفت.

اصول و مهاتش فرمایشات استاد بود.

یعنی چارچوبش، بسترش بر مبنای مشرب علامه حسن زاده علیه رحمة الله رضوان بوده.

اما استنباط‌های بنده داشتم یعنی بر اساس اون اصول امهات اخذ و تلقیاتی داشتم.

اون‌ها رو هم به شما بعضیاشو انتقال دادم در میان درس و بحث‌ها.

این رو هم صادقانه خدمت شما خواستم عرض کنم که بالاخره همونطور که به شما الهامات، القاءات صورت می‌گیره به ما هم می‌شه.

به برکت این خیمه.

و چه عجیب که هیچ کدوم از جلساتی که ما شاید انواع جلساتی که این مدت ما داشتیم این هفت هشت ساله که تو سر سفره حکمت و عرفان بودیم، یه جلسه‌ش اینجا بوده یعنی یا زهراى شرق اینجا.

بقیه خب لواسان نمی‌دونم غرب تهران یا زهراى غرب بوده یا زهراى شمال بوده، جنوب بوده، سازمان بوده، مسجد بوده.

هیچ کدومشون رو دیدم دیگه.

من از روی صدام و از اینا گوش میدم متوجه میشم و حالات خودمم بهتر از هر کس ՝ بل الإنسان على نفسه بصيرة بهتر از هر کسی درکش می‌کنم.

هیچ کدومش به پختگی و اون شور و نشاط اینجا نبوده.

اینجاییت.

چرا؟

علتش فکر می‌کنید چیه؟

نه که اونجا حرف‌های گدافته زده باشیم.

مثلاً مسجد بلال اون چهل و یک در-درس معرفت نفس بسیار عالیه حرفا.

اما اون نشاطی که تو صحبت‌های من موج می‌زنه اینجا بیشتر از همه‌ست.

چرا؟

[پچ‌پچ] به خاطر آفرین یا زهرا.

اون البته همه جا یا زهراست ها همش.

به خاطر روضه‌ای که قبل از خوندن، قبل از جلسه.

هیچ کجا ما روضه نمی‌خونیم.

تو جلسات دیگه هم بسم الله شروع می‌کنیم درس.

لذا یک ساعت، یک ساعت و نیم داریم حرف می‌زنیم.

اینجا یک ساعت روضه می‌شنوی، اشک می‌ریزی، پاک می‌شی.

هم من هم شما.

هم شما بهتر برداشت می‌کنی هم من.

برکت این جلساته.

این رو عرض کردم خدمتتون که بالاخره می‌جوشه مطالب.

خدمت دوستان دیشب تا فکر می‌کنم دوازده شب ما اینجا نشسته بودیم آخرین حرفی که بهش می‌زدم گفتم من اون ده، حدود ده صفحه‌ای که مطالب نوشته بودم و آماده کرده بودم برای این ده شب اگر بیاید انشاالله ببینید این صفحات بنده رو نصف یک صفحه رو تونستم تو این نه شب به شما بگم.

چرا به نظر شما؟

اون جوشش‌ها می‌جوشه.

از درون هیئت از دل شماها می‌جوشه.

طلب وجودی شما می‌جوشه.

تو نماز می‌جوشه.

خیلی از اونچه که من از چارچوب نماز، از اسرار و رموز و کنوز نماز به شما بعضیاشو نه خیلیاشو لابلای درس و بحث‌ها عرض کردم از همون جوشش‌های درون روضه شما و در نمازهای عجیب اینجاست.

[مکث]اینا رو قدر بدونیم و من صادقانه به شما گفتم که بالاخره بدونید قصه از کجا آب می‌خوره.

نکته آخر هم قبل از صوت استاد اینکه بعضیا میان از راه دور نزدیک پیام میدن، نامه میدن که حاج آقا چه خبر از-- مثلاً چی می‌شه؟

شما گفتی که جنگ سه مرحله می‌شه بعد اینطوری می‌شه.

من یه خواهش بکنم کسی دیگه از این سؤال‌ها از من نپرسه.

ما یه اشتباهی کردیم.

یه جایی تو جمع خودمون یه حرفی زدیم از آینده جنگه.

بیست تا هم بشارت دادیم که به فضل خدا رحم کرد.

خدا به ما تفضل کرد.

اینا نغز نشد.

اگه می‌شد الان ما رو آستین تو، چون تو آسمهات شروع کرده بودم.

همش شد.

حالا دو تاش مونده هنوز.

این هم لطف خدا بود.

حالا شاخه‌های مختلف علوم رو بررسی کردیم.

چیزایی رو بالاخره بعضیاشو گفتیم، بعضیاشو نگفتیم.

یه بار بود بعدم اخذ رفت درس کرد بیرون.

برکتش آشنایی ما با شما خوبان عالم بود.

چه در به صورت مجازی، چه حضوری.

اما خب ما خیلی در عذیت بودیم و هستیم.

اونچه که نکته آخر.

اونچه که نیاز بود بر اساس اونچه که خدا به بنده عنایت کرد از حیث آینده جنگ و کمک به جبهه مقاومت که ناشی از توسل خودم یه بین الطلوعین در حرم امام رضا با علی ابن موسی الرضا عالم آل محمد بوده صلی الله علیه و آله وسلم که با اشک و آه از ایشون سوختم و خواهش کردم یه جوری به من عنایت کنید من بتونم جبهه مقاومت رو یاری بدم.

خدا عنایتی کرد.

اونچه که نیاز بود و هست و خواهد بود و ما به سرداران عزی-عزی-عزیزمون و رشیدمون چه در سپاه، چه در سپاه قدس، چه در هوا فضا و جاهای دیگه گفتیم و می‌گیم و خواهیم گفت.

نیازی نداره ما به کسی بگیم.

اونی هم که ما گفتیم در گوشی توی جلسه خصوصی بود درس کرد.

پس خواهشا کسی دیگه همچین سؤالاتی از من نپرسه.

وقت خودشو منو نگیره.

من لالم در این خصوص.

و اما گوش بدیم یه سه چهار دقیقه کیف کنیم نفس بگیریم.

از حضرت استاد.

یه ذره حواس‌ها جمع باشه.

خواهر و برادر به گوشن، بهوشن خیر ببینید خود حضرت استاد چرا ما الان فرمایش ایشون رو می‌ذاریم؟

چون ایشون فرمودن که تنها عالم است رفقا که ازش پرسیدن آقا جان بعد از شما ما به کی رجوع کنیم؟

چی گفته باشن خوبه؟

آفرین فرمودن به خودم.

یعنی ایشون زنده است.

بسیاری از شما همین الان، همین الان یه نفر آمد بغل گوش من دم در دو نفر هم شرط نیست به من نگن که از اشاره و عنایت حضرت استاد افتادن تو این دام، دام عشق علامه تو این درس و بحث‌ها.

که خدمتتون عرض شود.

این یعنی که هنوز اشراقاً دستگیری داره می‌کنه و داره شاگرداشو ماشاالله هدایت می‌کنه، می‌فهمونه.

شما زرنگ باش فقط وصل شو به این رشاد ببین چه بکنن باهات.

که گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه است.

هممون ان‌شاءالله حالا به شاگردان حضوری حضرت استاد بر نخوره یه وقت.

به بعضیاشون بر خورده.

بعد حالا اون خوباشون که حرفای خیلی قشنگی هم زدن که بنده در حد و اندازه‌اش نبودم.

اما گفتم بعضیا چو انداختن که این دروغ میگه علامه رو دیده فلان.

خیلی‌ها چنین حرفی زدن.

خیلی شیرین دیشب من شنیدم یکی از شاگردای خیلی خوب و عالی حضرت استاد چقدر تواضع، چقدر آخه این تواضع رو از کجا پیدا می‌کنه جز زانو زدن در برابر امثال علامه حسن زاده‌ها؟

فرموده بودند که چرا دنبال این هستید که ایشون حتماً جسماً با علامه-- شاید با خود مثلا بعد از شهادت بعد از که از دنیا رفته حضرت استاد با روح ایشون ارتباطاتی برقرار می‌شه همینطور که خیلی‌ها شماها دارید الان.

میاد به من میگه خواب علامه رو دیدم اینو به من القا کرد.

یعنی چیزای عجیبی نیست که.

لذا می‌خوام جرات کنم بگم همه ما ان‌شاءالله شاگردان اشراقی حضرت علامه‌ایم.

چه، چرا استبعاد دارید از این بابت؟

چرا بعضیا استيحاش دارند؟

مثال روح بلندش یه صلوات بفرستید و گوش بدید.

اللهم صل على محمد آله و سلم.

[صدای جمع] صلوات الله علیه.

همین است.

اون آسمانی که قرآن از اونجا نازل می‌شود، صرف این عالمه.

مگر این قرآن دو جا نمی‌فرماید که روح‌الامین آن روحی که امینه چون باید علم بیاره، علم بیاره.

قرآن را، علم را، حقیقت را نمی‌شه در دست هر کسی داد.

باید امین باشه.

امیرالمؤمنین هم فرمود علم در هر دل جا نمی‌کنه مگر دل امین باشه.

انسان به حقیقت عالم پی نمی‌برد مگر امین باشه.

انسانی که امین نیست نمی‌تواند به اسرار الهی دست یابد.

توفیق پرواز پیدا نمی‌کند.

دو جا نمی‌فرماید که روح الامین قرآن را به قلب تو مگر اون وقت جبرائیل با پیغمبر گفت‌شوود می‌فرمود بنده هم اونجا در حضور پیغمبر بودم.

جبرائیل را می‌دیدم.

آن گفت‌شوود را می‌شنیدم.

نه آقا، دیروز عرض نکردم؟

ما هرچه را که می‌شنویم، هرچه را که می‌خوانیم، همه را می‌خواهیم با این عالم خود منقیاد کنیم.

آنچه را که برای این نشئ است، برای این نشئ است.

وقتی قرآن شریف می‌خوانی خدای متعال می‌فرماید من در آدم روح دمیدم نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي.

نفخ دمیدنه.

اینجا دمیدن چگونه؟

پیداست.

آدم دهنشو باز می‌کنه از این هوا می‌گیره.

بله.

می‌بینی که لفش پر از این هوا شده.

دهنشو جفت می‌کنه.

تف می‌دمه.

این دمیدن.

خب خدای متعال هم هوا گرفت و در دهنشو یا دماغ آدم را یا دهن آدم را باز کرده تو دهنش تف کرده.

به جان افتاده این تو.

این غلطه این تعبیر؟

نخیر.

این تعبیر نفخت فیه من روحی درسته.

دیروز عرض نکردم؟

حدیث امام صادق را نخواندم؟

که قرآن یک آیه قرآن می‌بینی آدم را هزار درجه بالا می‌بره.

هزار درجه بالا می‌بره.

این نفخت فیه من روحی معنا که از ورای چندین هزار عالم پیاده شد آمد در اینجا به اقتضای این نشئه پیاده شد آره همینه.

جز این چاره نیست.

به قول جناب شیخ شبستری معانی هرگز اندر حرف نایست که بحر گلزن اندر ظرف نایست.

این الفاظ ظرف‌های معانی هستند.

ظرف‌ها.

این حروف، الفاظ، اصوات، ظرف‌های معانی هستند و روذنه ها هستند که سوی حقیقت معانی آن چنان که هستند در این ظرف‌ها نمی‌گنجند.

انسان به رشد عقلی از این روذنه های الفاظ مطابق هر عالم صعود می‌کند، بالا می‌رود.

همانطوری که امام ما به ما یاد داد یک آیه قرآن می‌بینی انسان را هزار درجه بالا می‌برد و بیش از هزار درجه تا در دست چه کسی بیفتد؟

تا خواننده او کی باشد؟

تا چه کسی بخواهد از او استفاده کند؟

آیات قرآنیست مدارج.

خاتمه گرفتیم.

اجمالاً این‌ها همه زمین‌اند.

این‌ها همه عالم جسم و جسمانی‌اند.

اقتدار انسان را در این نشئه مشاهده می‌فرمایید؟

بسم الله.[موسیقی] بعد به ملکوت عالم بزنید، یعنی اونجایی بشوید.

[سرفه] صلوات بر بلند صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

نکته بسیار مهمی که در فرمایشات حضرت استاد بود البته نکات زیادی بود.

مهم‌ترینش بحث امین بودن بود.

من خودم تا این فرمایشات استادو گوش ندادم اصلاً توجه نداشتم که چرا علم رو یا وحی رو حضرت روح‌الامین میاره.

چون باید امانت‌دار باشی، امین باشی تا علم خدا به قلبت بنشینه.

انا عرضنا الامانة على السماوات والارض والجبال فابین ان يحملنها درسته؟

و اشفقن منها ترسیدن، ابا کردن بگیرن.

امانت خیلی سنگینه.

اون امانت به یک معنا ولایته.

فحملها الانسان انه كان ظلوما جهولا.

این امانت رو به یک معنا ولایته، درستم هست به یک معنا علمه، علم.

همین تو این جلسات علم و معرفت باید موج بزنه دیگه.

اگه نباشه من جفا کردم در حق شما.

چرا بعضیا، چرا بعضیا بر ح-- عجیب‌تر از اینکه تو لباس پیغمبر هم هستن برحذر می‌دارن جوون‌ها رو از شرکت در این جنس صحبت‌ها و جلسات.

چوب می‌خورن.

بد چوبی از پیغمبر اینا قیامت می‌خورن.

حالا من بحثم صلاته.

نمی‌خوام شما رو جای دیگه فعلاً ببرم.

اما امروز داشتم همینجوری مرور می‌کردم برداشت‌های خودم رو از حکمت.

جلسات، جلسات ح-- حکمی، عرفانیه.

آیه صریح قرآن دویست و نوزده بقره.

يؤتي الحكمة من يشاء ومن يؤت الحكمة فقط أوتي خيرا كثيرا وما يذكر إلا أولو الألباب.

اصلاً حکمت رو به هر کسی نمی‌دن که.

باید به هرکی حکمت بدن یعنی علم به احوال اعیان به قدر طاقت بشری.

حال هر عینی، هر شیئی چگونه است که یکی‌ش خودتی.

یعنی سیر معرفت نفس.

یعنی سیر آفاقی.

خب؟

این خیر کثیره.

شما به چی می‌گید خیر کثیر؟

بفرمایید ببینم.

تا پیش از این جلسه خیر کثیر می‌شنیدی می‌گفتی کیه؟

حضرت زهرا.

آفرین نترسی.

حضرت زهرا.

حالا سریع آیه قرآن داره می‌فرماید فقط أوتي خيرا كثيرا کسی که حکمت بهش بدن.

پس راه، راه حضرت زهرا رو برات باز می‌کنه.

خیلی شیرین که در زیارت حضرت زهرا می‌دیدم.

چقدر قشنگ که أنا يا مولاتي بک و بأبيك و ببعلک و بعلک و الأئمة من ولک موقن و بولایتهم مؤمن و لطاعتهم ملتزم.

اینجا دقت کنید.

أشهد أن الدين دينهم على حكم ما حكمهم وقد بلغوا عن الله عز وجل ودعوا دعوت کردن این‌ها اهل بیت مردم رو به سمت چی؟

إلى سبيل الله با چی؟

بالحكمة تو زیارت حضرت زهرا.

بعد و بالموعظة الحسنة که متعارف منبرهای امروزیه.

منبرها تو هیئت‌ها موعظه است.

اول حکمت، عبور از ظاهر به باطن.

موتوا قبلاً تموتوا از ظاهر نماز عبور کن به باطن نماز برس.

چند سال ظاهراً نماز خوندم من اما باطناً هیچ.

چند سال جز، جز نماز رو تشریعا درست خوندم اما معلوم نیست یک رکعتش مقبول شد، واقع شده باشه.

چقدر بسه دیگه؟

چقدر با پوسته‌ی ظاهری دین عجین بودم که درست شرعه نمیشه برش داشت.

اما تا کی؟

و الموعظة الحسنة لا تأخذهم في الله لومة لائم.

خیلی شیرین.

امام کاظم صلوات الله علیه خوبه بدونید از تفسیر اهل بیت اینو دیدم.

دست نوشت خودمه برای خودم نگه داشته بودم.

همیشه نگاش می‌کنم.

می‌فرماید منظور از حکمت تو این آیه، تو این آیه‌ای که خوندن منظور از حکمت فهم و عقل است.

خب کجا براین عقلی رو بگیریم جز این کلا-- جلسات؟

فهم و عقل.

داستان، قصه مثل مثاله.

مثال مربوط به رتبه مثاله.

یعنی قوه خیال.

آقا یه مثال بزن بفهمم.

یعنی تنزل بده به دست.

یعنی بحثو بیار پایین من نمی‌فهمم.

پس عقل چی کاره‌ست در وجود من و شما؟

بفرمایین.

عقل برای پیچیدگی‌های علمه.

با چه تعطیلش کنیم؟

باز علی ابن ابراهیم به به، به به می‌فرماید الخير كثير مع-- حالا این خیر کثیر چیه؟

اونجا فرمود چی؟

هرکس که بهش حکمت بدن فقط أوتي خيرا کثيرا.

حالا ایشون داره ترجمه می‌کنه از لسان اهل بیت که این خیر کثیر چیه؟

فرمودن الخير كثير معرفة أمير المؤمنين والأئمة.

معرفت یعنی باطن ولایت.

تا نهج‌الولایه Allameh Tabatabaii رو نخونی و این درس، کتاب‌ها رو نمی‌فهمی باطن ولایت چیه.

بعد باطن نماز رو هم نمی‌فهمی چون ربط وجودی بین صلاة و ولایت هست.

نمی‌تونی این‌ها رو از هم جدا کنی.

صلاة حقیقتش ولایته.

اصلاً ولایت تبلور عینی‌ش در صلاة رخ می‌ده.

اگر نمازم نماز نیست، ولایتم ناقصه.

بترسم.

این خروجی‌های بحث به بدلایی نماز یا دوباره یه روایت.

کیف کنید اینا رو مثل نوش جونتون مثل عسل به کامتون بذارم شما هم بخورید مزه مزه کنید نوش جونتون.

امام صادق صلوات الله علیه فرمود فقط اوتی خیراً کثیرا این چیه؟

فقال طاعت الله و معرفت الامام.

معرفت الامام.

اصلاً طاعت الهی ما دیگه بالاتر از نماز که نداریم.

این نماز وقتی خالیه از معرفت الامامه سی شا ارزش نداره.

نماز بدون معرفت امام.

اونم باطن ولایت کلیه الهیه.

حالا معرفت امام رو قربونتون برم دیگه کجا پیداش می‌کردین؟

صد و چهل و دو جلسه در ارتباط با چی ما تو همین یازده ربیع الشام حرف زدیم؟

لقاء الله آفرین.

اونجا در خصوص آیه آخر سوره کهف که ساعت کوکی، ساعت کوکی اهل ایمان کسی که بخواد بیدار شه اینو بخونه خ-- ملائکه بیدارش می‌کنند.

"قل انما انا بشر مثلکم یوحى الی انما الهکم اله واحد فمن كان يرجو لقاء ربه" دو تا شرط داره "فليعمل عملاً صالحاً" یک.

دو "ولا يشرک بعبادة ربه احدا".

اون عمل صالح چیه؟

فرمودند معرفت الامامه.

اصلاً نمیشه قربون همتون برم.

نمیشه لقاء خدا رو بهش رسید مگر با معرفت امام.

نمیشه به باطن نماز پی برد مگر با شناخت و معرفت امام.

حالا الان خدا کمکم کنه بتونم اون پنج وجه دیگه رو فقط بگم.

حالا توضیحاتش یه وقت دیگه در نره بحث.

کمکم کنید شما با این طلب وجودی‌تون.

بعد ربط وجودی تمام این اجزا رو با اهل بیت بسنجید خودتون.

اصلاً من حرفی ندارم.

اصلاً عینا نماز و اجزایش رایحه ولایت داره.

رایحه حضرت زهرا داره.

رایحه امیرالمؤمنین داره.

اگر کسی نمازش نماز نیست عذر میخوام ولایتش کامل نیست.

یه نقصی تو ولایتشه.

این از مقدمه که اون فرمایش حضرت استاد ما رو تا اینجا برد.

حالا روایت‌های دیگه‌ای هم هست که بقیش بمونه.

بریم اون پنج تا وجهی که مونده بود رو بگیم سریع.

اون سه تا وجهی که عرض کردیم سریع تیتروار عرض کنم.

یکیشون کانال حصه وجودی‌مون یا ربط ما که ارتباط ما با کانال و یعنی کانال وجودی ما، جدول وجودی ما در ارتباط با دریای لایتناهی وجود بر اساس توحید صمدی حضرت حق بود که بهش می‌گفتن سر سر، اخفا یا فن-- یا بقا.

اون با طهارت کانالش باز میشد.

اومدیم سراغ مرحله بعدی از قوس نزول داره از بالا میایم به پایین.

مرحله بعدی بود سر یا خفی یا فنا که م-- نیت اینجا شکل میگیره خمیرمایه‌ش تو روح که مرحله‌ی بعده انجام میشه یعنی ظهور می‌کنه نیت.

چی این کانال رو باز می‌کرد که سر ماست؟

جان؟

علم و معرفت آفرین.

که مر-- عرض کردیم چون مرتبه فناست سه مرحله توحید رو اونجا گفتیم.

مرحله بعدی میشد مرحله واحدیت، ببخشید احدیت یا بهش هاهوت هم میگن.

احدیت یا هاهوت.

مرتبه روح ماست که این مرتبه بسيط الحقیقه است و بحث دعای ابی عبدالله رو ذیل این عرض کردیم و اون مرتبه بالا.

خب یادتون هست گفتیم این چی کانالش رو باز می‌کرد؟

آفرین.

دیشب نگفتیم البته شما بچه زرنگ بودید نگفتیم.

نگفتیم دیشب.

[همهمه] توسل رو تو جلسه گفتیم سر سفره.

توسل بود.

توسل.

توسل ذیل دامن پربرکت آل الله.

حالا این پنج وجه دیگه تا اینجا ببخشید چهار وجه درسته؟

سه تاشو گفتیم.

اخفا، خفی و مرتبه احدیت.

اینا رو گفتیم یا سر و سر، سر و بسيط الحقیقه یا بقا از بالا داریم میایم پایین.

بقا، فنا، روح.

خب حالا میریم مرتبه پایین‌تر.

تندتند اینا رو بگیم که جا نمونیم.

بحث صلاتمون یه ذره شکل بگیره.

[سرفه] مرتبه بعدی هست آفرین واحدیت.

شروع کثرت اسماییه.

مرتبه ربوبیت بهش میگن.

الهیت بهش میگن و مقامش مرتبط مستقیم با حقیقت وجودی پیغمبر عزیز عالمینه.

یعنی ربط وجودی داره این رتبه که در ما کدوم رت-- کدوم رتبه است؟

قلب ما.

قلب ما جنسش از اینه.

خب وقتی ما می‌خوایم شروع کنیم به نماز چون قلب محل تعلقات ماست، تعلق خاطر ما.

باید حرفی رو جاری کنیم، کاری رو انجام بدیم که تعلقات دنیوی برداشته بشه.

همه برن کنار صرفاً تعلق الهی ما.

چون مرتبه ربوبیه.

مرتبه الهیه.

مرتبه واحدیته.

شروع کثرت اسماییه.

توجه به اسماء الله باعث می‌شه که ما رفته رفته از تعلقات دنیوی فاصله بگیریم و کانال درون ما برای ورود به باطن نماز تو این مرتبه باز بشه.

رمزش، کد و رمزش می‌شه چی؟

الله الله اکبر.

تکبیرة الاحرام.

اول نیت بود دیگه.

اول که طهارت میگیری، وضو میگیری بعد با علم و معرفت و دانش میری به سمت نماز.

بعد نیت میکنی.

حالا تکبیرة الاحرام میگی.

این تکبیرة الاحرام دست به منع کنید.

چرا سرش اینه که دستو بیاری بالا؟

الان با سیر بحث باید بگیم چی؟

همه رو چیکار کنیم؟

خب همه رو بذار، بذار کنار.

دست که میاد بالا تمام تعلقاتتو میزنی کنار.

فقط و فقط علقه به الله چون مرتبه اسماعه دیگه.

الوهیت، اله، اله عالم، الهیت.

اون مرتبه و همه اسما اونجا شروع میکنن تازه منتشر شدن از الله و ظهور و بروزشون.

الله و تبارک و تعالی که سه تا اسمن که اول از ذات اینا منتشر شدن در مرتبه واحدیت.

این در ما قلب ماست.

متأسفانه گیر و گور ما اگر نماز کانالش بسته است نمیتونیم کد و رمز بشینیم اصلاً باز نمیشه نماز زود میخوایم فرار کنیم تموم میشه نمازو.

جهت اینه که تو این مرتبه تو قلبمون، قلبمون که رتبه واحدیته.

سه تا نکته، یک تعلقات دنیوی داره.

دو با اسماء الهی خونه کرده خصوصاً الله.

سه رد وجودی ما به پیغمبر عزیز عالم ضعیفه یا اصلاً نیست یا ضعیفه.

خوشا به سعادت کسی که ارتباطش با پیغمبر خیلی قویه.

اینجا سر نماز پیغمبر خودش رو نشون میده.

چون پیغمبر امام رضا قربونش بریم که امشاب ما مهمانش بودیم.

یه عزیزی ازشون پرسید که آقا نماز جعفر طیار رو در خصوصش میشه ما صحبت کنید و اینا.

حضرت فرمودن چه نشسته ای که هی نماز جعفر طیار که چرا نماز جعفر طیار انقدر اصرار داری؟

حالا خود حضرت تو نماز شبش نماز جعفر طیار میخوند.

گفت ببین اون کسی که سائل بود کی بود که حضرت اینو بهش گفت؟

این مهمه.

اون ببین چقدر برجسته بود که حضرت این رمز رو بهش داد.

فرمود چرا از نماز جد ما پیغمبر غافلی؟

که شاید پیغمبر یک بارم نماز جعفر رو نخوند و جعفر هم یک بار نماز پیغمبر رو نخوند.

اینو امام رضا فرمودن.

حالا نماز من یه بار تو سیر از شب سیر و سلوک رساله سیر و سلوک سید بحر العلوم یازده ربیع الاول روز جمعه‌ها یادش بخیر سخنرانی داشتیم، اونجا عرض کردم اگر کسی میخواد یک یه دونه بشه، یه دونه بشه البته هممون بهش معنا.

چون خالق ما عهده ما هم عهدی، تکیم، یکتاییم.

اصلاً هیچکس مثل من نیست.

هیچکس مثل شما نیست.

تکی.

یه دونه ای.

خب؟

اما این از حیث معنوی، معرفتی، ظهور و بروز کمالات عرض میکنم میخوای یه دونه بشی اصلاً به تو بگن لنگه نداری.

راهش پیغمبره.

با پیغمبر خو کن.

نماز پیغمبر بخون.

حتی یک ساعت طول میکشه نماز پیغمبر.

من به همین مدیرای کانال که الان اینجا دور و بر ما نشستن بارها بهشون گفتم که آقا من راضی نیستم مینویسید حجت الاسلام چرا نوشته حجت الاسلام والمسلمین؟

حجت الاسلام میدونی یعنی چی؟

والمسلمین که دیگه خطرناکه.

یعنی ببینید مس-- خلیفه به صفات مستخلف عنه.

یعنی خلیفه کسیه که صفات اون کسی که اینو جانشین خودش کرده عینا مثل اونه.

به چنین کسی میگن حجت.

آقا اینطوری بگم قیامت از من و شما میپرسن چرا نمازتو اینطوری خوندی؟

میگی چون امام صادق خوند.

چرا اونطوری خوندی؟

چون آیت الله بهجت اینطوری میخوند.

اون حجت الاسلامه آره.

اون حجت الاسلام والمسلمین هم هست.

همه مسلمین به او اقتدا میکنن.

میگن چون آقای بهجت اینطوری خوند چون علامه حسن زاده، چون رهبر عزیزمون اینطوری زندگی میکرد ما هم اینطوری.

این میشه حجت.

کجا من حجتم؟

چون این شیخ بدبخت بیچاره پوست و استخونه بیسواد اینطوری بود ما هم اینطوری.

چه حرفی چه-- اصلاً جمع کنید این بساط رو.

من به بچه ها گفتم خیلی میخواید اصلاً نه شیخ هم ننویسید.

گفت آخه نمیشه که.

چی بنویسیم؟

گفتم حالا شیخ بنویس.

شیخ، شیخ الرئیس بو علی سینا.

آخه این ادعا رو ما کجا ببریم؟

آقا از درس خارج شدم.

آفرین.

ثقت الاسلام به مرحوم کلینی که اولین کتاب معنن شده، عنوان بندی شده در اسلام رو نوشت در شیعه.

چهارصد اصل از شش هزار و ششصد اصلی که دست نوشت بود شاگردان امام صادق و امام باقر نوشته بودن چهارصد تاش رسید به شیخ کلینی.

کو؟

اینا کجاست؟

من چه میدونم.

شیخ کلینی اینا رو نوشت، خوند، گلچین کرد تو کافی که شنیدیم اینو از خود حضرت استاد اگر نشنیده بودم جرات نمی‌کردم بگم چون من مشحوک بودم.

فرمودن الكافي كافی للشیعة و امام عصر فرمود چند تاもん کافی خوندیم.

اصول داره، فروع داره، روضه داره.

حالا شما بچه که بودید ما اصول کافی دستمون بود.

شواهد ما برای شما اصول کافی شرح میدادیم.

بعد چقدر ما رو مسخره می‌کردن بعضیا که نمی‌فهمیدن.

حالا در دل نکنیم.

ثقت-- به ایشون میگن ثقت الاسلام.

یعنی مورد وثوق اسلام.

آقا بردارید این عناوین رو بذار کنار آقا.

حالا بعضیا هم اونور میوفتن اینا رو برمیداریم میره زور میزنه دانشگاهی درسی بخونه که بهش بگن دکتر و نمی‌دونم کارشناس و چیا.

اونم حالا باز اون بهتره تا بگن مثلاً حجت الاسلام بگن دکتر.

خب خسته‌تون نکنیم.

کجا بودیم؟

اینقدر شما شیرینی داد آدم میره تو یه عالم و یه چیزایی میگن.

بگید کجا بودیم؟

تکبیرة الاحرام.

الله اکبر که میگی تمام تعلقات رو باید بزنی کنار.

اگه نمیره کنار قربونتون برم به باطن نماز نمی‌رسیم.

باید کار کرد.

با چی باید شروع کرد؟

با نفخ خواطر.

نفخ خواطر روشش کجاست؟

تو رساله علامه طباطبایی علیه الرحمه و الرضوانه که ما یکشنبه‌ها تو لواسون درس گرفتیم، خدا به ما رحم کنه که این رساله سنگین رو ما دست گرفتیم.

به خاطر شماها خدا به ما رحم کنه این سنگینی بارشو بکشیم.

ان‌شاءالله یکشنبه این هفته هم برقراره همونجا هستیم همون لواسون.

دوست داشتید بیاید.

خب این از این مرتبه که سرش هم گفتیم چیه؟

ربط وجودی با پیغمبر.

اون چیزی که باز می‌کنه این کانال رو خود لفظ الله اکبر تکبیر درست گفتنش که ربط وجودی با پیغمبره من ارا-- من ارانی کسی که منو دید فقط و الله پیغمبر فرمود.

ربط پیغمبر با الله.

تمام کمالات حق در او پیاده شده.

اینم از این.

بریم مرحله بعدی.

خب الحمد لله داریم میریم جلو.

مرحله بعدی می‌شه چی بفرمایید؟

نه بعد از تکبیرة الاحرام.

تو اجزاء نمازی.

ببین طهارت بود، وضو می‌گیری با طهارت.

بعد کسب علم و معرفت بود.

بالاخره من چجوری نماز بخونم؟

صلوا كما رأیتمونی أصلی پیغمبر فرمود اینطوری نماز بخون که دیدید من خوندم.

ما که پیغمبر ندیدیم.

خب یه علم و معرفتی می‌خواد.

درست شد؟

با علما، با مراجع اونا میشن حجت.

پس دومیش این شروع با-- بری به سمت باطن نماز.

می‌شه علم و معرفت که تو رو فانی می‌کنه در حضرت حق.

بعد چی؟

با توسل میری سمت چی؟

مرتبه اح-احدیت.

بعد با برداشتن تعلقات با الله اکبر گفتن تکبیرة الاحرام که اون مرحله قبلش نیت بود، بعد تکبیرة الاحرام، ربط وجودی با پیغمبر.

حالا مرحله بعدیش تو نماز می‌شه چی؟

قیام دیگه نترسید.

بعد از تکبیرة الاحرام قیامه.

قیام قربونتون برم مرتبه شکست خورد شدن، فانی شدن، چی بگم؟

فنای عقل ما در هیبت الهیه.

عقل اینجا شکسته می‌شه.

قیام مرتبه-- یعنی ملائکه همه قائم همه ایستادن.

البته ملائکه رکوع هم می‌کنن.

روایت داریم بعضی ملائکه از اول خلقت تا آخر خلقت در رکوعن، در سجودن اما اونم قیامشونه.

نه حواستون باشه.

حالا بعداً براش مبنا میاریم.

یعنی اون سجود و رکوع ملائکه هم همون قیامشونه.

برای همون هم خلق شدن.

خب این قیام قیام می‌کنی بعد قامت الصلاة.

نماز اصلاً همه ابهت نماز به قیامشه اینطوری، همه سهولت نماز به قیامشه.

این قیام باید شکسته بشه در برابر عظمت حضرت حق که نمی‌شه مگر با تنزل ملائکه.

چون ملائکه مربوط به عالم عقولن، عقول.

اونا نازل می‌شن.

تنزل الملائکه و الروح میان کمک میدن که تو بشکنی عقلت شکسته بشه در برابر حضرت حق، هیبت و جلال حضرت حق.

حالا اون عقل کل مصداق اتمش کی بود؟

امیرالمؤمنین.

پس ربط وجودی قیام هم دراومد به امیرالمؤمنین.

کسی که ربط وجودی با امیرالمؤمنین پیدا کنه، عاشق امیر-- به میزانی که به ولایت کلیه الهیه که مصداق اتمش مولا علیه رسیده، یعنی اینطوری بگیم به باطن ولایت رسیده قیامش قیامه.

اصلاً وقتی قیام می‌کنه یک پارچه جلال، یک پارچه عظمت حق.

خودش رو در برابر یک پارچه عالم اله حضرت حق با توحید صمدی می‌بینه و این مطلقا خودش رو نمی‌بینه.

چنان رعشه ای به بدن می‌افته.

چه جلالتی، چه سهولتی، چی بگه آدم.

حالا بعد سرراش رو باید رفتیم تو خود اینا اجزاء اینا یک یک چیه؟

اجزاء قیام چیه؟

اجزاء رکوع چیه؟

اجزاء سجود چیه؟

سجدتین چیه؟

چرا دو تا شده؟

بینش چرا می‌شینی؟

چرا استغفار می‌کنی؟

قبلش چیه؟

بعدش چیه؟

اینا ربطش با عالم پیرامون ما چیه؟

همه رو ان‌شاءالله خدایا یه فرصت دیگه شما یه فردا ظهر در خصوص صلاة صحبت داریم.

دیگه شبای جمعه اینجا منازل صائرین داریم.

بحثمون عوض می‌شه.

یه عرض کردم یه سی شب ماه رمضون می‌خواد که این بحث‌ها پخته بشه.

خدایا روزی کن به فضل خودت.

اینا رو از قیام رد شیم که ورود فعلاً بحث جلال رو داریم و وروده به این‌ها رو.

بعد از قیام می‌شه چی؟

رکوع.

وقتی که میریم در رکوع، مرتبه رکوع هست شکست، شکست رتبه مثال ما در برابر باز سهولت و هیبت و عظمت حضرت حق.

یعنی شما وقتی رکوع میری نفست، بعضیا شاید بعضی کتابا رو بخونید حالا این کتاب اسرار الصلاة امیرجواد آقای عزیز که من هنوز یک کلمه از این کتاب این شب‌ها برای شما نگفتم.

از شب اول هم دستمه.

یه جا هم نشونه‌گذاری کرده بودم که از روش براتون بخونم.

خب اما هنوز نگفتم.

خب نشد بگم دیگه.

برکت-- گفتم برکت داشته باشه دستم بگیرم شاید تو بعضی این، اینجا یادم نیست.

تو بعضی از این کتاب‌های سر الصلاة و اسرار الصلاة و آداب الصلاة و اینا ببینید که رکوع رو گرفته باشن مرتبه شکست نفس.

اونم درسته.

بعضیا به رتبه مثالی میگن نفس یعنی رو-- برزخ بین عقل و تبع، عقل و بدن، عقل و ماده.

می‌شه چی؟

مثال.

قوه خیال.

رتبه مثال متصل در منه.

برزخ وجودی هم بهش میگن که با اون می‌شه ارتباط گرفت با بیرون از خودت که برزخ بیرون از شماست.

ارواح رفتگان ما الان اونجان.

بهش میگن مثال مطلق.

اون که تو منه مثال مقید.

اون که تو منه مثال متصل.

بیرون از من مثال منفصل.

وقتی ما می‌خوابیم از طریق مثال متصل خودمون می‌تونیم ارتباط بگیریم با مثال مطلق.

راهی داره اگر کسی اون راه رو درست بره که الان جاش نیست براتون بازش کنم، می‌افته به کشف کرامت به برزخ از چه-- حدیث برزخی با ارتباط با ارواح که وقتی میگی احضار ارواح میگه اوه، اوه این فال-- این رماله، این جادوگره فلان نه.

حضور در محضر ارواح قرار می‌گیری.

ارواح کجا؟

اونجا.

خب تو وقتی با-- این رتبه در تو هست "و تمثل لها بشراً سویّاً" قرآن داره تصویر می‌کنه.

هرکی هم اونجا بود نمی‌دید.

همون تو فرمایش حضرت استاد بود که روح الامین که نازل می‌شد چیزای دیگه نمی‌دیدن.

پیغمبر می‌گفت هذا روح الامین هذا.

هرکی نگاه می‌کردن چون پیغمبر بود قبول می‌کردن.

علیه السلام.

نمی‌گفتن دروغ داره میگه.

نمی‌دیدن که.

چون تو سقع نفس، نفس، نفس تو رتبه مثالی پیغمبر متمثل می‌شد.

لها و تمثل لها برای حضرت مریم لها.

خب می‌شه این تو ما هست.

همینطوری خاک خورده از این دنیا بریم رفیق؟

زشت نیست برای محب امیرالمؤمنین؟

چرا همینی که داریم براشون گریه می‌کنیم حبیب.

حبیب مگه نرسید به میثم؟

میثم تمار.

با هم مسابقه کشف شهود گذاشتن.

ای بشه ما با هم از این گفت‌وشودها صادقانه داشته باشیم.

اینقدر علما رو زده چوب زده همه دهنا بستن.

یکی مثل آقای الهی، حسن آقای الهی طاب طبعی رحمة الله علیه حضرت الله برادر علامه طاب طبعی.

ایشون کتوم ببخشید بزول به شدت می، می‌پاشید برای رفیقاش هم که می‌داد، می‌گفت.

یکی هم مثل علامه طاب طبعی کتوم.

اینقدر که چوب خورد دیگه علامه طاب طبعی.

تو همین قم چقدر لعنش می‌کردن علامه طاب طبعی.

همین طلبه‌ها.

خب اینا به هم رسیدن.

کی؟

حبیب با میثم.

حبیب می‌گفت می‌بینم مردی را که بر سر درخت داخل منزلش از عشق علی او رو به دار می‌کشند و در حالی که به دارش می‌کشند مدح علی میگه تا زبانشو از غفا بیرون می‌کشند.

یعنی منظورش میثم بود.

میثم هم شروع کرد گفت می‌بینم همین کربلا نشده.

می‌بینم مرد شریف و نورانی و ریش سفیدی را که دو بار برای حسین جان می‌دهد.

یه بار در بچگی ابا عبدالله کوچولو بود.

حبیب از بالا نگاه کرد.

عاشق امام حسین بود این.

یه پرت شد از پشت اون پایین مرد.

بعد ابا عبدالله با اون دستای کوچیکش به امر امیرالمؤمنین یا پیغمبر حالا یادم نیست دعا کرد حبیب زنده شد.

بار دوم-- اینو میثم داره میگه ها.

دو بار.

یه بارم در کربلا.

بعضیا دوست دارن مثلاً خیلی خوبه.

حور هم بودن خیلی قشنگه اما حواسمون جمع باشه.

تعالى تعالى اقرأ ورق امیرالمؤمنین به سرش فرمودین اقرأ ورق بخوان بالا برو.

الان همینجا حضرت علامه تو این سطح فرمودن با یه قر-- با یه آیه قرآن می‌تونی هزار درجه بری بالا بلکه بالاتر.

اقرأ ورق.

چرا می‌خوای حور باشی؟

چرا حبیب نباشی که هر کی میره وارد حرم حسین می‌شه حبیب رو زیارت می‌کنه بیرون هم میاد حبیب رو زیارت می‌کنه.

چون دو بار جون داده برای حسینش.

حور حساب کتاب داره ها.

سر داشتن یا نداشتن هم حساب کتاب داره.

تنها شهید کربلا که سر نه-- سر به تن داره کیه؟

حور.

قمش ریختن.

نذاشتن.

مردنش.

تنها شهیدی از کربلا که نه کیلومتر با قبر امام حسین فاصله داره کیه؟

حور.

اینم حساب کتاب داره.

درسته شهید شد.

خوشا به سعادتش.

اما حساب کتاب داره.

نه کیلومتر فاصله داره از حرم.

سرشم به بدنش.

این فرق می‌کنه با اون کسی که سرشو مثل حبیب بریدن و چهل منزل به نیزه بردن.

چرا می‌خوای حبیب بشی؟

همه چی رو حسابه.

حتی قب، بعد و قرب تربت این‌ها به سید الشهدا.

و چه عجیب یادم افتاد فرمایش علامه طاب طبعی حالا به اینجا رسیدیم.

خیلی عجیبه امشب حرفای ما اما مثل روضه‌تون عجیب شده.

از-- ایشون فرمودن که در خصوص یاسین شنیدید نظر حضرت علامه برادی علامه طاب طبعی علیه الرحمة والرضوان در خصوص یاسین ازش پرسیدن فرمودن شاید یاسین همون یا حسین باشه که راسش ازش جدا شده.

ها رو از یا حسین ها رو بردار می‌شه چی؟

یاسین.

یاسین یعنی ای سید بشر اینا همش حساب کتاب داره آقا.

حالا باید چی ما اینطوری باشه دوباره ما هم وقتمون تموم شده.

ببخشید می‌ترسم جا بمونیم.

خب کجا بودیم الان؟

تو رکوع.

رکوع بود چی؟

مرتبه شکست سلط مثال در برابر هیبت الهی.

ربط وجودیش با کیه هرکی گفت؟

بگید بلند.

آفرین.

مرتبه نفسه دیگه.

گفتیم شکست نفس.

شکستی رتبه مثال یا ملکوت.

وجه اتمش مصداق اتمش حضرت صدیقه شهیده‌ست.

کسی رکوعه، شکوعه، در رکوع حال می‌کنه، می‌شکنه، ارتباط با حقیقت رکوع پیدا می‌کنه که ربط وجودی با حضرت صدیقه طاهره داره.

حالا ربط وجودی با حضرت زهرا چطوری باید پیدا کنیم خودش یه ده شب منبر می‌طلبه.

خدایا بده برکت.

رد شیم.

اینم از این.

[مکث] میریم سراغ مرتبه آخر.

البته در این هفت رتبه اولی.

بعدشم که هست.

خود سجده دو تاست، بینش هست، بعدش تشهد، بعد سلام.

اینا همش رمز داره.

یک یک کلمه به کلمه‌ش رمز داره.

خدایا توفیق بده یه وقتی ما با این بر و بچه‌ها و خواهر و برادر جمع شیم توی حرمی.

حرم باید باشه بشه حل شد.

چون اینجاها هنوز حجاب‌هایی هست.

تو ح-- تو حسینیه هم نمیگم جسارت نشه ها اطراف.

حرم دیگه هیچ حجابی نیست.

آقا خودم اونجا من خدا عقده رو از لسان بنده برداره به فضل الهی قبل از مرگم برای شما رموز تک تک حروف نماز رو بگم.

نه اجزاء جمله مثل اشهد ان لا اله الا الله نه.

حرف به حرفشو.

خدایا لطف کن بگیم و سجده.

اینم نکته آخر رو حالا فردا هم جمع بندیش کنیم.

بگذارید فر-- اینو فردا بگیم ها چون خیلی توش حرف داریم.

حیفه.

حالا سرپستشو بگیم دیگه داریم میگیم هفت تاشو گفتیم.

مرتبه سجده‌ست یا سجود.

سجود دیگه انفل مراتب بیرون از ما چی بود؟

یا در خود ما مرحله تبع و بدن و عالم ماده و ناسوت بود.

بعد از ملکوت یا رتبه مثال می‌شد ناسوت، بدن.

مرتبه سجده یا سجود شکسته تبع ما با تمام قوای ظاهری یعنی قوای ظاهریت، هرچه اعضا وجوارح و قوای ظاهری داری، اون پنج حس ظاهریتو بگیر با تمام دست، پا، اعضا وجوارحت از سر بگیر تا نوک پا همه شکسته میشن در برابر عظمت حضرت حق و سلط و هیبت و شکوه الهی.

خاک بوسیه به قول علامه که اون لم رمز رو داد.

یه روزی من یه منبری می‌خواستم برم انقدر سنگین بود حتی توسل به شهدا اونجا بودن پنج تا شهید.

دیدم نمی‌شه.

گره باز نمی‌شه.

این فرمایش حضرت استاد رو انجام دادم.

اصلاً کلاً گره برداشته شد.

کدوم فرمایشو؟

که فرمودن به نقل از مشایخشون که خیلی درش رمز خوابیده.

خیلی لطف، لطف، لطف خوابیده.

کسی اگر مورد قهر خدا قرار گرفته این قهر رو این لطف برمی‌داره.

در نماز مستحبی هم فقط می‌شه این کار کرد.

در واجب نمی‌شه که شما سوره سجده‌دار بخونی در واجب نمی‌شه.

در نماز مستحبی.

فرمودن سوره سجده‌دار بخون مثلا سوره علق.

بخون به آیه سجده که رسیدی بکوب خودتو زمین.

شما معمولا می‌خوای بری سجده، رکوع میری آماده میشی آهسته دیگه بلند میشی میری سجده و میگه نه بکوب خودتو زمین.

چی؟

ایستادی دیگه تو قيامی.

آیه سجده‌دارو که خوندی خودتو بکوب زمین.

فرمایش حضرت استاد می‌فرماخت خاک بوسی درگاه الهیه.

به به!

به به!

یه بار انجام بده ببین چه لطفی شما رو شامل حالت بشه.

اینا رموزه.

این‌ها رو جدی بگیرید.

این‌ها رو نخود کشمش فرض نکنید.

قربونتون برم.

این شکسته می‌شه انسان تمام تبعش.

خب حالا ربط وجودیش به کیه؟

هرکی گفت؟

آفرین.

آفرین.

آفرین بر همه‌تون.

برای خودتون یه صلوات بفرستید.

اللهم صل...

تنها امامی که الان با بدن عنصری در نشئه طبیعت حاضره امام عصر.

اونجا ربط وجودی تو با امام عصر اقتضاش می‌شه سجود خوبه.

کسی که ارتباط خوبی با حضرت صاحب العصر والزمان داره، سجده‌هاش قشنگ می‌شه.

حالا سجده قربونتون برم آثاری داره، برکاتی داره، رموز داره.

چقدر توش اینا اینجا تا اینجا که ما هرچی گفتیم همش چی بود؟

جلال بود.

جلال نیت، جلال تکبیرة الاحرام، جلال قیام، جلال رکوع، جلال سجود.

حالا یه جمله آخری هم انقدر امشب قشنگ شدید لب‌تون گل انداخته حیفم میاد نگم حالا که به اینجا رسیدیم.

اصلاً مرتبه شروع شهود اینجاست.

چرا؟

چون شکست تبع و بدن مادی در برابر عظمت حضرت حقه و شهید، یه بار گفتم فلسفه شهادت چی بود؟

یه نفر ساعتشو نگاه کرد.

من باید بحثو جمع کنم.

فلسفه شهادت چی بود؟

این که شهید به جایی می‌رسه این جمله رو از من یادگار داشته باشید.

موقعی که ما زمان جنگ تو طالبان دکوه بودیم در گردان عمار تازه بچه‌ها از عملیات برگشته بودن.

ما می‌خواستیم بریم برای مرصاد.

یه دفترچه از یه شهید پیدا کردیم.

عینا این جمله رو نوشته بود.

اص-- اصلاً حک شده تو وجود من.

فرمود شهید، خودشم شهید شده بود، به مقام به جایی می‌رسه که هر خللی، هر حجابی بین خودش و خدا رو برداشته.

دیگه بین او و خدا هیچ حجابی نیست، هیچ مانعی نیست جز بدنش.

اصلاً شهادت یعنی این.

می‌گه خدایا این بدن رو هم بردار تا من به تو برسم.

به این میگن شهود تام یا شهادت.

خب بدن رو بردار تو سجده‌ست.

یعنی مرتبه شهوده.

لذا تو از سجده پا میشی چی میگی؟

بگید.

اشهد ان، اشهد یعنی شهود.

یعنی شهادت.

کسی می‌خواد به مرحله شهادت برسه از من سؤال می‌کنن.

اینجا سرش.

الحمد لله.

خدایا شکرت.

الحمد لله که تونستیم این بار رو بکشیم تا اینجا.

امشب یه ذره طولم کشید چون شب عاشورا بود من جرات کردم بیشتر و مخصوصاً سینه زنی هم من نخوندم با اینکه خیلی دوست داشتم شب عاشورا اما به‌خاطر اینکه بتونم حرفو تموم کنم.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.