ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 018

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

یا رب اعوذبک من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم. اللهم إياك نعبد وإياك نستعين. الحمد لله على كل نعمه وأسأل الله من فضله وأسأل الله من فضله وأسأل الله من فضله. المستغاث بک يا صاحب الزمان. المستغاث بک يا صاحب الزمان. المستغاث بک يا صاحب الزمان. السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته. سلام عليكم ورحمة الله. شب عاشوراست شب سنگینی‌ست. ان شاء الله صاحب عزا هر کجا تشریف دارند پروردگار منان قلب مقدسشون رو آروم کنه و حضرت تو همین حالات عجیب امشب‌شون ما رو دریابند و به ما توجه کنند. به استغاثه‌های ما توجه کنند و همه ما رو دعا کنند. قبل از اینکه یک صوت جانانه از حضرت استاد سه چهار دقیقه‌ای گوش بدید دو تا نکته عرض کنم. این را خوب دقت داشته باشید.

بنده در آن حد نیستم. این رو شکسته نفسی بنده نبینید. به عین صداقت دارم بهتون میگم بنده اصلا اصلا در آن حد نیستم که بخوام شاگرد پرورش بدم. ما یک معلمیم یعنی یک خیلی هم تازه خودم رو دارم تحویل می‌گیرم خدا چوبمون نزنه انشاالله. یک معلمیم که چهار تا کتاب خواندیم. حالا شما رو سعی می‌کنیم آگاه کنیم با حوائدی که ان شاء الله برخی آمدند سؤالات خیلی قشنگی از وقتی من گفتم دیگر این سؤالات مربوط به احراز و عوضات و گرفتاری‌های مربوط به ورود شیاطین و مریضی و فقر و ازدواج و این‌ها رو ما دستورالعمل‌هاشو تو احراز عوضات دادیم. دیگر نیاید وقت خودتان نگیرید در خصوص این. از شهرهای مختلف می‌کوبند میان بندگان خدا. سؤالات علمی بپرسید ما هم کیف کنیم. این دو سه شب الحمد لله گوش دادند سؤال‌ها غالبا علمی بود.

ما هم لذت بردیم تا دیروقت ما سؤال جواب دادیم و بعداً این‌ها متوجه می‌شوند اگر درست برن جلو خدا لطف کنه و بیفتن تو دریای مطلاتم و آن لجه عمیق کتاب‌های شریفه که حضرت استاد قسم به جانشون خوردن تا این کتاب‌ها رو نخونید به باطن قرآن پی نمی‌برید. میفتن به آن‌ها و می‌بینند که بسیاریش یعنی آن اصول عمحاتش قبلاً به گوششون آشناست. یعنی براشون خیلی این‌ها الحمد لله سهل الوصول می‌شود. همین درس و بحث‌هایی که خود حضرت استاد به بنده تفقد کردندد خدا به ما عنایت کرد القا کرد که بتونیم همان حرف‌های سنگین رو با الفاظ غیر پیچیده و همه فهم به شما ان شاء الله بیان کنیم. این چیزی‌ست که به درد شما می‌خورد. تو همین دل بحث صادقانه چون اگر نگم بعد چوب می‌خورم.

خدا رحمت کنه حضرت استاد رو از ایشون در فکر می‌کنم جلسه دوم یا اول یا دوم شرح مثالات مرحوم ابن فناری که سنگین‌ترین کتاب در حوزه عرفان نظری‌ست شنیدین که فرمودند وقتی ان شاء الله رو خودت کار کنی درست بری جلو میفتی به حدیث برزخی یعنی در عالم برزخ. یعنی در آن مثال متصل خودت در آن نوم و خواب خودت می‌بینی یا اهل بیت علیکم السلام یا اولیا خدا میان به تو به شما حدیث می‌گویند. حدیث برزخی بهش می‌گویند و شما هم اجازه داری این را نقل کنی برای اهلش. اما باید بگی حدیث برزخی‌ه. به هر حال الهامات می‌آید. یک مقدار آدم خود نگهداری کنه مراقب باشه چشمشو ببنده. غض ابصارکم ترون العجائب چشمشو به حرام ببنده عجائب رو می‌بیند. این چیز عجیبی نیست. ما نباید تعجب کنیم اگر ما که تعلق خاطر به مجردات پیدا کنیم چشممون به باطن عالم باز شه.

چیز عجیب اینه که باز نشه. چون ما یک وجه انزل مراتب آن بدن و این چشم ظاهریک که ماده می‌بیند. آن اشمخ و اعلی وجودمون مجرده بلکه فوق تجرده. یعنی باید با آنور ارتباط بگیریم. تو خواب چشم ظاهرت بسته است اما می‌بینی. برای همین که این را گفتم یک وقت تعجب نکنین از این حرف من یک آخرالزمانه انقلاب چهل و هفت هشت سال ازش گذشته. باید یک مقدار تعالوا تعالوا اقرأ ورقه بیا بالا بیا بالا. کی می‌خوایم بیایم بالا؟ کی می‌خوایم دست از صرفاً یک منبر خطابی و اقناعی و چهار تا عرض شود داستان و حکایت برداریم؟ کی می‌خوایم محرم اسرار هم بشویم؟ آنچه که بنده به شما عرض این را می‌خواهم بگم. خوب در این نکته باید تأمل کرد بعد قیامت نگید حاجی نگفت. اصول و مهاتش فرمایشات استاد بود. بسترش بر مبنای مشرب علامه حسن زاده علیک رحمة الله رضوان بوده.

اما استنباط‌های بنده داشتم یعنی بر اساس آن اصول امهات اخذ و تلقیاتی داشتم. آن‌ها رو هم به شما برخیشو انتقال دادم در میان درس و بحث‌ها. این رو هم صادقانه خدمت شما خواستم عرض کنم که بالاخره همانطور که به شما الهامات القاءات صورت می‌گیرد به ما هم می‌شود. و چه عجیب که هیچ کدوم از جلساتی که ما شاید انواع جلساتی که این مدت ما داشتیم این هفت هشت ساله که تو سر سفره حکمت و عرفان بودیم یک جلسه‌ش اینجا بوده یعنی یا زهراى شرق اینجا. بقیک لواسان ننمی‌دانم غرب تهران یا زهراى غرب بوده یا زهراى شمال بوده هیچ کدومشون رو دیدم دیگر. من از روی صدام و از این‌ها گوش میدم متوجه میشم و حالات خودمم بهتر از هر کس ՝ بل الإنسان على نفسه بصيرة بهتر از هر کسی درکش می‌کنم. هیچ کدومش به پختگی و آن شور و نشاط اینجا نبوده.

علتش می‌توان تصور کرد چیک؟ نه که آنجا حرف‌های گدافته زده باشیم. مثلاً مسجد بلال آن چهل و یک در-درس معرفت نفس بسیار عالیک حرفا. اما آن نشاطی که تو صحبت‌های من موج می‌زند اینجا بیشتر از همه‌ست. [پچ‌پچ] به خاطر آفرین یا زهرا. آن البته همه جا یا زهراست ها همش. به خاطر روضه‌ای که قبل از خواندن هیچ کجا ما روضه نمی‌خونیم. تو جلسات دیگر هم بسم الله شروع می‌کنیم درس. یک ساعت و نیم داریم حرف می‌زنیم. اینجا یک ساعت روضه می‌شوندوی هم شما بهتر برداشت می‌کنی هم من. این رو خدمتتون که بالاخره می‌جوشد مطالب. خدمت دوستان دیشب تا فکر می‌کنم دوازده شب ما اینجا نشسته بودیم آخرین حرفی که بهش می‌زدم گفتم من آن ده

حدود ده صفحه‌ای که مطالب نوشته بودم و آماده کرده بودم برای این ده شب اگر بیاید انشاالله این صفحات بنده رو نصف یک صفحه رو تونستم در این نه شب به شما بگم. آن جوشش‌ها می‌جوشد. از درون هیئت از دل شماها می‌جوشد. طلب وجودی شما می‌جوشد. خیلی از آنچه که من از چارچوب نماز از اسرار و رموز و کنوز نماز به شما برخیشو نه خیلیاشو لابلای درس و بحث‌ها از همان جوشش‌های درون روضه شما و در نمازهای عجیب اینجاست. این‌ها رو قدر بدونیم و من صادقانه به شما گفتم که بالاخره بدونید قصه از کجا آب می‌خورد. نکته آخر هم قبل از صوت استاد اینکه برخی میان از راه دور نزدیک پیام میدن نامه میدن که حاج آقا چه ر مثلاً چی می‌شود؟ شما گفتی که جنگ سه مرحله می‌شود بعد اینطوری می‌شود. من یک خواهش بکنم کسی دیگر از این سؤال‌ها از من نپرسه.

راز عبادت و روزه

ما یک اشتباهی کردیم. یک جایی تو جمع خودم ران یک حرفی زدیم از آینده جنگه. بیست تا هم بشارت دادیم که به فضل خدا رحم کرد. خدا به ما تفضل کرد. اگر می‌شد الان ما رو آستین تو چون تو آسمهات شروع کرده بودم. حالا دو تاش مونده هنوز. این هم لطف خدا بود. حالا شاخه‌های مختلف علوم رو بررسی کردیم. چیزایی رو بالاخره برخیشو گفتیم یک بار بود بعدم اخذ رفت درس کرد بیرون. برکتش آشنایی ما با شما خوبان عالم بود. چه در به صورت مجازی اما ما خیلی در عذیت بودیم و هستیم.

آنچه که نیاز بود بر اساس آنچه که خدا به بنده عنایت کرد از حیث آینده جنگ و کمک به جبهه مقاومت که ناشی از توسل خودم یک بین الطلوعین در حرم امام رضا با علی ابن موسی الرضا عالم آل محمد بوده صلی الله علیک و آله وسلم که با اشک و آه از ایشون سوختم و خواهش کردم یک جوری به من عنایت کنید من بتونم جبهه مقاومت رو یاری بدم. آنچه که نیاز بود و هست و خواهد بود و ما به سرداران عزی-عزی-ون و رشیدمون چه در سپاه چه در هوا فضا و جاهای دیگر گفتیم و می‌گیم و خواهیم گفت. نیازی ندارد ما به کسی بگوییم. آنی هم که ما گفتیم در گوشی توی جلسه خصوصی بود درس کرد. پس خواهشا کسی دیگر چنین سؤالاتی از من نپرسه. وقت خودشو منو نگیره. من لالم در این خصوص. و اما گوش بدیم یک سه چهار دقیقه کیف کنیم نفس بگیریم. یک ذره حواس‌ها جمع باشه.

خواهر و برادر به گوشن بهوشن خیر خود حضرت استاد چرا ما الان فرمایش ایشون رو می‌ذاریم؟ چون ایشون فرمودند که تنها عالم است رفقا که ازش پرسیدن آقا جان بعد از شما ما به کی رجوع کنیم؟ چی گفته باشن خوبه؟ آفرین فرمودند به خودم. یعنی ایشون زنده است. بسیاری از شما همین الان همین الان یک نفر آمد بغل گوش من دم در دو نفر هم شرط نیست به من نگن که از اشاره و عنایت حضرت استاد افتادن در این دام دام عشق علامه در این درس و بحث‌ها. که خدمتتون عرض شود. این یعنی که هنوز اشراقاً دستگیری دارد می‌کند و دارد شاگرداشو ماشاالله هدایت می‌کند شما زرنگ باش فقط وصل شو به این رشاد ببین چه بکنن باهات. که گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه است. هممون ان‌شاءالله حالا به شاگردان حضوری حضرت استاد بر نخوره یک وقت. به برخیشون بر خورده.

بعد حالا آن خوباشون که حرفای خیلی قشنگی هم زدن که بنده در حد و اندازه‌اش نبودم. اما گفتم برخی چو انداختن که این دروغ می‌گوید علامه رو دیده فلان. خیلی‌ها چنین حرفی زدن. خیلی شیرین دیشب من شنیدم یکی از شاگردای خیلی خوب و عالی حضرت استاد چقدر تواضع چقدر آخه این تواضع رو از کجا پیدا می‌کند جز زانو زدن در برابر امثال علامه حسن زاده‌ها؟ فرموده بودند که چرا دنبال این هستید که ایشون حتماً جسماً با شاید با خود مثلا بعد از شهادت بعد از که از دنیا رفته حضرت استاد با روح ایشون ارتباطاتی برقرار می‌شود همینطور که خیلی‌ها شماها دارید الان. می‌آید به من می‌گوید خواب علامه رو دیدم این را به من القا کرد. یعنی چیزای عجیبی نیست که. لذا می‌خواهم جرات کنم بگم همه ما ان‌شاءالله شاگردان اشراقی حضرت علامه‌ایم.

چرا استبعاد دارید از این بابت؟ چرا برخی استيحاش دارند؟ آن آسمانی که قرآن از آنجا نازل می‌شود مگر این قرآن دو جا نمی‌فرماید که روح‌الامین آن روحی که امینه چون باید علم بیاره حقیقت را نمی‌شود در دست هر کسی داد. امیرالمؤمنین هم فرمود علم در هر دل جا نمی‌کند مگر دل امین باشه. انسان به حقیقت عالم پی نمی‌برد مگر امین باشه. انسانی که امین نیست نمی‌تواند به اسرار الهی دست یابد. توفیق پرواز پیدا نمی‌کند. دو جا نمی‌فرماید که روح الامین قرآن را به قلب تو مگر آن وقت جبرائیل با پیغمبر گفت‌شوود می‌فرمود بنده هم آنجا در حضور پیغمبر بودم. جبرائیل را می‌دیدم. آن گفت‌شوود را می‌شوندیدم. ما هرچه را که می‌شوندویم هرچه را که می‌خواهندیم همه را می‌خواهیم با این عالم خود منقیاد کنیم. آنچه را که برای این نشئ است

وقتی قرآن شریف می‌خواهندی خدای متعال می‌فرماید من در آدم روح دمیدم نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي. اینجا دمیدن چگونه؟ آدم دهنشو باز می‌کند از این هوا می‌گیرد. می‌بینی که لفش پر از این هوا شده. خدای متعال هم هوا گرفت و در دهنشو یا دماغ آدم را یا دهن آدم را باز کرده تو دهنش تف کرده. به جان افتاده این تو. این غلطه این تعبیر؟ این تعبیر نفخت فیک من روحی درسته. حدیث امام صادق را نخواندم؟ که قرآن یک آیک قرآن می‌بینی آدم را هزار درجه بالا می‌برود. هزار درجه بالا می‌برود. این نفخت فیک من روحی معنا که از ورای چندین هزار عالم پیاده شد آمد در اینجا به اقتضای این نشئه پیاده شد آره همینه. به قول جناب شیخ شبستری معانی هرگز اندر حرف نایست که بحر گلزن اندر ظرف نایست. این الفاظ ظرف‌های معانی هستند.

ظرف‌های معانی هستند و روذنه ها هستند که سوی حقیقت معانی آن چنان که هستند در این ظرف‌ها نمی‌گویندجند. انسان به رشد عقلی از این روذنه های الفاظ مطابق هر عالم صعود می‌کند همانطوری که امام ما به ما یاد داد یک آیک قرآن می‌بینی انسان را هزار درجه بالا می‌برد و بیش از هزار درجه تا در دست چه کسی بیفتد؟ تا خواننده او کی باشد؟ تا چه کسی بخواهد از او استفاده کند؟ آیات قرآنیست مدارج. اجمالاً این‌ها همه زمین‌اند. این‌ها همه عالم جسم و جسمانی‌اند. اقتدار انسان را در این نشئه مشاهده می‌فرمایید؟ بسم الله.[موسیقی] بعد به ملکوت عالم بزنید یعنی آنجایی بشوید. نکته بسیار مهمی که در فرمایشات حضرت استاد بود البته نکات زیادی بود. مهم‌ترینش بحث امین بودن بود.

من خودم تا این فرمایشات استادو گوش ندادم اصلاً توجه نداشتم که چرا علم رو یا وحی رو حضرت روح‌الامین می‌آورد. چون باید امانت‌دار باشی امین باشی تا علم خدا به قلبت بنشینه. انا عرضنا الامانة على السماوات والارض والجبال فابین ان يحملنها درسته؟ و اشفقن منها ترسیدن امانت خیلی سنگینه. آن امانت به یک معنا ولایته. فحملها الانسان انه كان ظلوما جهولا. این امانت رو به یک معنا ولایته درستم هست به یک معنا علمه همین در این جلسات علم و معرفت باید موج بزنه دیگر. اگر نباشه من جفا کردم در حق شما. چرا برخی بر عجیب‌تر از اینکه تو لباس پیغمبر هم هستن برحذر می‌دارند جوون‌ها رو از شرکت در این جنس صحبت‌ها و جلسات. بد چوبی از پیغمبر این‌ها قیامت می‌خورند. حالا من بحثم صلاته. نمی‌خواهم شما رو جای دیگر فعلاً ببرم.

نماز و حضور قلب

اما امروز داشتم همینجوری مرور می‌کردم برداشت‌های خودم رو از حکمت. آیک صریح قرآن دویست و نوزده بقره. يؤتي الحكمة من يشاء ومن يؤت الحكمة فقط أوتي خيرا كثيرا وما يذكر إلا أولو الألباب. اصلاً حکمت رو به هر کسی نمی‌دن که. باید به هرکی حکمت بدن یعنی علم به احوال اعیان به قدر طاقت بشری. هر شیئی چگونه است که یکی‌ش خودتی. یعنی سیر معرفت نفس. شما به چی می‌گید خیر کثیر؟ تا پیش از این جلسه خیر کثیر می‌شوندیدی می‌گفتی کیک؟ حالا سریع آیک قرآن دارد می‌فرماید فقط أوتي خيرا كثيرا کسی که حکمت بهش بدن. راه حضرت زهرا رو برات باز می‌کند. خیلی شیرین که در زیارت حضرت زهرا می‌دیدم. چقدر قشنگ که أنا يا مولاتي بک و بأبيك و ببعلک و بعلک و الأئمة من ولک موقن و بولایتهم مؤمن و لطاعتهم ملتزم. اینجا دقت در این نکته لازم است.

أشهد أن الدين دينهم على حكم ما حكمهم وقد بلغوا عن الله عز وجل ودعوا دعوت کردند این‌ها اهل بیت مردم رو به سمت چی؟ إلى سبيل الله با چی؟ بالحكمة تو زیارت حضرت زهرا. بعد و بالموعظة الحسنة که متعارف منبرودای امروزیک. منبرودا تو هیئت‌ها موعظه است. عبور از ظاهر به باطن. موتوا قبلاً تموتوا از ظاهر نماز عبور کن به باطن نماز برس. چند سال ظاهراً نماز خواندم من اما باطناً هیچ. جز نماز رو تشریعا درست خواندم اما معلوم نیست یک رکعتش مقبول شد چقدر با پوسته‌ی ظاهری دین عجین بودم که درست شرعه نمی‌شود برش داشت. و الموعظة الحسنة لا تأخذهم في الله لومة لائم. دست نوشت خودمه برای خودم نگه داشته بودم. همی‌شود نگاش می‌کنم. می‌فرماید منظور از حکمت در این آیک در این آیک‌ای که خواندن منظور از حکمت فهم و عقل است.

کجا براین عقلی رو بگیریم جز این جلسات؟ مثال مربوط به رتبه مثاله. آقا یک مثال بزن بفهمم. یعنی تنزل بدهد به دست. یعنی بحثو بیار پایین من نمی‌فهمم. پس عقل چی کاره‌ست در وجود من و شما؟ عقل برای پیچیدگی‌های علمه. با چه تعطیلش کنیم؟ باز علی ابن ابراهیم به به به به می‌فرماید الخير كثير حالا این خیر کثیر چیک؟ هرکس که بهش حکمت بدن فقط أوتي خيرا کثيرا. حالا ایشون دارد ترجمه می‌کند از لسان اهل بیت که این خیر کثیر چیک؟ فرمودند الخير كثير معرفة أمير المؤمنين والأئمة. معرفت یعنی باطن ولایت. تا نهج‌الولایک رو نخونی و این درس کتاب‌ها رو نمی‌فهمی باطن ولایت چیک. بعد باطن نماز رو هم نمی‌فهمی چون ربط وجودی بین صلاة و ولایت هست. نمی‌توانی این‌ها رو از هم جدا کنی. صلاة حقیقتش ولایته. اصلاً ولایت تبلور عینی‌ش در صلاة رخ می‌دهد.

اگر نمازم نماز نیست این خروجی‌های بحث به بدلایی نماز یا دوباره یک روایت. کیف کنید این‌ها رو مثل نوش جونتون مثل عسل به کامتون بذارم شما هم بخورید مزه مزه کنید نوش جونتون. فقال طاعت الله و معرفت الامام. اصلاً طاعت الهی ما دیگر بالاتر از نماز که نداریم. این نماز وقتی خالیک از معرفت الامامه سی شا ارزش ندارد. نماز بدون معرفت امام. آن نیز باطن ولایت کلیک الهیک. حالا معرفت امام رو قربونتون برم دیگر کجا پیداش می‌کردین؟ صد و چهل و دو جلسه در ارتباط با چی ما تو همین یازده ربیع الشام حرف زدیم؟ آنجا در خصوص آیک آخر سوره کهف که ساعت کوکی ساعت کوکی اهل ایمان کسی که بخواد بیدار شه این را بخونه ملائکه بیدارش می‌کنندد.

«قل انما انا بشر مثلکم یوحى الی انما الهکم اله واحد فمن كان يرجو لقاء ربه»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. دو تا شرط دارد «فليعمل عملاً صالحاً»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ترجمهٔ معنای این عبارت در ادامهٔ توضیح استاد آمده است. یک. دو "ولا يشرک بعبادة ربه احدا". فرمودندد معرفت الامامه. اصلاً نمی‌شود قربون همتون برم. نمی‌شود لقاء خدا رو بهش رسید مگر با معرفت امام. نمی‌شود به باطن نماز پی برد مگر با شناخت و معرفت امام. حالا الان خدا کمکم کنه بتونم آن پنج وجه دیگر رو فقط بگم. حالا توضیحاتش یک وقت دیگر در نره بحث. کمکم کنید شما با این طلب وجودی‌تون. بعد ربط وجودی تمام این اجزا رو با اهل بیت بسنجید خودتان. اصلاً من حرفی ندارم. اصلاً عینا نماز و اجزایش رایحه ولایت دارد. رایحه حضرت زهرا دارد. رایحه امیرالمؤمنین دارد. اگر کسی نمازش نماز نیست عذر می‌خواهم ولایتش کامل نیست. یک نقصی تو ولایتشه.

این از مقدمه که آن فرمایش حضرت استاد ما رو تا اینجا برد. حالا روایت‌های دیگر‌ای هم هست که بقیش بمونه. بریم آن پنج تا وجهی که مونده بود رو بگوییم سریع. آن سه تا وجهی که سریع تیتروار عرض کنم. جدول وجودی ما در ارتباط با دریای لایتناهی وجود بر اساس توحید صمدی حضرت حق بود که بهش می‌گفتندد سر سر آمدیم سراغ مرحله بعدی از قوس نزول دارد از بالا میایم به پایین. مرحله بعدی بود سر یا خفی یا فنا که نیت اینجا شکل می‌گیرد خمیرمایک‌ش تو روح که مرحله‌ی بعده انجام می‌شود یعنی ظهور می‌کند نیت. علم و معرفت آفرین. که چون مرتبه فناست سه مرحله توحید رو آنجا گفتیم. مرحله بعدی میشد مرحله واحدیت ببخشید احدیت یا بهش هاهوت هم می‌گویند. مرتبه روح ماست که این مرتبه بسيط الحقیقه است و بحث دعای ابی عبدالله رو ذیل این و آن مرتبه بالا.

دیشب نگفتیم البته شما بچه زرنگ بودید نگفتیم. [همهمه] توسل رو تو جلسه گفتیم سر سفره. توسل ذیل دامن پربرکت آل الله. حالا این پنج وجه دیگر تا اینجا ببخشید چهار وجه درسته؟ خفی و مرتبه احدیت. این‌ها رو گفتیم یا سر و سر سر و بسيط الحقیقه یا بقا از بالا داریم میایم پایین. حالا می‌رویم مرتبه پایین‌تر. تندتند این‌ها رو بگوییم که جا نمونیم. بحث صلاتمون یک ذره شکل بگیره. [سرفه] مرتبه بعدی هست آفرین واحدیت. شروع کثرت اسماییک. مرتبه ربوبیت بهش می‌گویند. الهیت بهش می‌گویند و مقامش مرتبط مستقیم با حقیقت وجودی پیغمبر عزیز عالمینه. یعنی ربط وجودی دارد این رتبه که در ما کدوم کدوم رتبه است؟ قلب ما جنسش از اینه. وقتی ما می‌خوایم شروع کنیم به نماز چون قلب محل تعلقات ماست باید حرفی رو جاری کنیم

کاری رو انجام بدیم که تعلقات دنیوی برداشته بشود. همه برن کنار صرفاً تعلق الهی ما. شروع کثرت اسماییک. کد و رمزش می‌شود چی؟ اول که طهارت میگیری وضو میگیری بعد با علم و معرفت و دانش می‌روی به سمت نماز. حالا تکبیرة الاحرام میگی. این تکبیرة الاحرام دست به منع کنید. چرا سرش اینه که دستو بیاری بالا؟ الان با سیر بحث باید بگوییم چی؟ همه رو چه کار کنیم؟ دست که می‌آید بالا تمام تعلقاتتو میزنی کنار. فقط و فقط علقه به الله چون مرتبه اسماعه دیگر. آن مرتبه و همه اسما آنجا شروع می‌کنند تازه منتشر شدن از الله و ظهور و بروزشون. الله و تبارک و تعالی که سه تا اسمن که اول از ذات این‌ها منتشر شدن در مرتبه واحدیت. این در ما قلب ماست. جهت اینه که در این مرتبه تو قلبمون قلبمون که رتبه واحدیته. یک تعلقات دنیوی دارد.

آزمون انسان در عاشورا

دو با اسماء الهی خونه کرده خصوصاً الله. سه رد وجودی ما به پیغمبر عزیز عالم ضعیفه یا اصلاً نیست یا ضعیفه. خوشا به سعادت کسی که ارتباطش با پیغمبر خیلی قویک. اینجا سر نماز پیغمبر خودش رو نشون میده. چون پیغمبر امام رضا قربونش بریم که امشاب ما مهمانش بودیم. یک عزیزی ازشون پرسید که آقا نماز جعفر طیار رو در خصوصش می‌شود ما صحبت کنید و این‌ها. حضرت فرمودند چه نشسته ای که هی نماز جعفر طیار که چرا نماز جعفر طیار آن‌قدر اصرار داری؟ حالا خود حضرت تو نماز شبش نماز جعفر طیار می‌خواهندد. گفت ببین آن کسی که سائل بود کی بود که حضرت این را بهش گفت؟ آن ببین چقدر برجسته بود که حضرت این رمز رو بهش داد. فرمود چرا از نماز جد ما پیغمبر غافلی؟ که شاید پیغمبر یک بارم نماز جعفر رو نخواند و جعفر هم یک بار نماز پیغمبر رو نخواند.

این را امام رضا فرمودند. حالا نماز من یک بار تو سیر از شب سیر و سلوک رساله سیر و سلوک سید بحر العلوم یازده ربیع الاول روز جمعه‌ها یادش بخیر سخنرانی داشتیم آنجا اگر کسی می‌خواهد یک یک دونه بشود یک دونه بشود البته هممون بهش معنا. چون خالق ما عهده ما هم عهدی اصلاً هیچکس مثل من نیست. هیچکس مثل شما نیست. اما این از حیث معنوی ظهور و بروز کمالات عرض میکنم میخوای یک دونه بشی اصلاً به تو بگن لنگه نداری. حتی یک ساعت طول میکشه نماز پیغمبر. من به همین مدیرای کانال که الان اینجا دور و بر ما نشستن بارها بهشون گفتم که من راضی نیستم مینویسید حجت الاسلام چرا نوشته حجت الاسلام والمسلمین؟ حجت الاسلام میدونی یعنی چی؟ والمسلمین که دیگر خطرناکه. یعنی خلیفه به صفات مستخلف عنه.

یعنی خلیفه کسیک که صفات آن کسی که این را جانشین خودش کرده عینا مثل آنه. به چنین کسی می‌گویند حجت. اینطوری بگم قیامت از من و شما میپرسن چرا نمازدر اینطوری خواندی؟ میگی چون امام صادق خواند. چرا آنطوری خواندی؟ چون آیت الله بهجت اینطوری می‌خواهندد. آن حجت الاسلامه آره. آن حجت الاسلام والمسلمین هم هست. همه مسلمین به او اقتدا می‌کنند. می‌گویند چون آقای بهجت اینطوری خواند چون علامه حسن زاده چون رهبر ون اینطوری زندگی میکرد ما هم اینطوری. چون این شیخ بدبخت بیچاره پوست و استخونه بیسواد اینطوری بود ما هم اینطوری. چه حرفی اصلاً جمع کنید این بساط رو. من به بچه ها گفتم خیلی میخواید اصلاً نه شیخ هم ننویسید. گفت آخه نمی‌شود که. گفتم حالا شیخ بنویس. شیخ الرئیس بو علی سینا. آخه این ادعا رو ما کجا ببریم؟ آقا از درس خارج شدم.

ثقت الاسلام به مرحوم کلینی که اولین کتاب معنن شده عنوان بندی شده در اسلام رو نوشت در شیعه. چهارصد اصل از شش هزار و ششصد اصلی که دست نوشت بود شاگردان امام صادق و امام باقر نوشته بودن چهارصد تاش رسید به شیخ کلینی. شیخ کلینی این‌ها رو نوشت گلچین کرد تو کافی که شنیدیم این را از خود حضرت استاد اگر نشنیده بودم جرات نمی‌کردم بگم چون من مشحوک بودم. فرمودند الكافي كافی للشیعة و امام عصر فرمود چند تاもん کافی خواندیم. حالا شما بچه که بودید ما اصول کافی دستمون بود. شواهد ما برای شما اصول کافی شرح میدادیم. بعد چقدر ما رو مسخره می‌کردندد برخی که نمی‌فهمیدن. به ایشون می‌گویند ثقت الاسلام. یعنی مورد وثوق اسلام. آقا بردارید این عناوین رو بذار کنار آقا.

حالا برخی هم آنور میوفتن این‌ها رو برمیداریم می‌رود زور می‌زند دانشگاهی درسی بخونه که بهش بگن دکتر و ننمی‌دانم کارشناس و چیا. آن نیز حالا باز آن بهتره تا بگن مثلاً حجت الاسلام بگن دکتر. این‌قدر شما شیرینی داد آدم می‌رود تو یک عالم و یک چیزایی می‌گویند. الله اکبر که میگی تمام تعلقات رو باید بزنی کنار. اگر نمی‌رود کنار قربونتون برم به باطن نماز نمی‌رسیم. با چی باید شروع کرد؟ نفخ خواطر روشش کجا است؟ تو رساله علامه طباطبایی علیک الرحمه و الرضوانه که ما یکشنبه‌ها تو لواسون درس گرفتیم خدا به ما رحم کنه که این رساله سنگین رو ما دست گرفتیم. به خاطر شماها خدا به ما رحم کنه این سنگینی بارشو بکشیم. ان‌شاءالله یکشنبه این هفته هم برقراره همانجا هستیم همان لواسون. دوست داشتید بیاید. این از این مرتبه که سرش هم گفتیم چیک؟

ربط وجودی با پیغمبر. آن چیزی که باز می‌کند این کانال رو خود لفظ الله اکبر تکبیر درست گفتندش که ربط وجودی با پیغمبرود من من ارانی کسی که منو دید فقط و الله پیغمبر فرمود. ربط پیغمبر با الله. تمام کمالات حق در او پیاده شده. الحمد لله داریم می‌رویم جلو. مرحله بعدی می‌شود چی؟ نه بعد از تکبیرة الاحرام. وضو می‌گیری با طهارت. بعد کسب علم و معرفت بود. بالاخره من چجوری نماز بخونم؟ صلوا كما رأیتمونی أصلی پیغمبر فرمود اینطوری نماز بخون که دیدید من خواندم. ما که پیغمبر ندیدیم. یک علم و معرفتی می‌خواهد. با مراجع آنان می‌شوند حجت. پس دومیش این شروع بری به سمت باطن نماز. می‌شود علم و معرفت که تو رو فانی می‌کند در حضرت حق. با توسل می‌روی سمت چی؟ بعد با برداشتن تعلقات با الله اکبر گفتند تکبیرة الاحرام که آن مرحله قبلش نیت بود

بعد تکبیرة الاحرام ربط وجودی با پیغمبر. حالا مرحله بعدیش تو نماز می‌شود چی؟ بعد از تکبیرة الاحرام قیامه. قیام قربونتون برم مرتبه شکست خورد شدن فنای عقل ما در هیبت الهیک. عقل اینجا شکسته می‌شود. قیام یعنی ملائکه همه قائم همه ایستادن. البته ملائکه رکوع هم می‌کنند. روایت داریم بعضی ملائکه از اول خلقت تا آخر خلقت در رکوعن در سجودن اما آن نیز قیامشونه. حالا بعداً براش مبنا میاریم. یعنی آن سجود و رکوع ملائکه هم همان قیامشونه. برای همان هم خلق شدن. این قیام قیام می‌کنی بعد قامت الصلاة. نماز اصلاً همه ابهت نماز به قیامشه اینطوری همه سهولت نماز به قیامشه. این قیام باید شکسته بشود در برابر عظمت حضرت حق که نمی‌شود مگر با تنزل ملائکه. چون ملائکه مربوط به عالم عقولن آنان نازل می‌شوند.

تنزل الملائکه و الروح میان کمک میدن که تو بشکنی عقلت شکسته بشود در برابر حضرت حق هیبت و جلال حضرت حق. حالا آن عقل کل مصداق اتمش کی بود؟ پس ربط وجودی قیام هم درآمد به امیرالمؤمنین. کسی که ربط وجودی با امیرالمؤمنین پیدا کنه عاشق به میزانی که به ولایت کلیک الهیک که مصداق اتمش مولا علیک رسیده یعنی اینطوری بگوییم به باطن ولایت رسیده قیامش قیامه. اصلاً وقتی قیام می‌کند یک پارچه جلال خودش رو در برابر یک پارچه عالم اله حضرت حق با توحید صمدی می‌بیند و این مطلقا خودش رو نمی‌بینه. چنان رعشه ای به بدن می‌افتد. حالا بعد سرراش رو باید رفتیم تو خود این‌ها اجزاء این‌ها یک یک چیک؟ چرا استغفار می‌کنی؟ این‌ها ربطش با عالم پیرامون ما چیک؟ همه رو ان‌شاءالله خدایا یک فرصت دیگر شما یک فردا ظهر در خصوص صلاة صحبت داریم.

طهارت نیت و عمل

دیگر شبای جمعه اینجا منازل صائرین داریم. بحثمون عوض می‌شود. یک یک سی شب ماه رمضون می‌خواهد که این بحث‌ها پخته بشود. خدایا روزی کن به فضل خودت. این‌ها رو از قیام رد شیم که ورود فعلاً بحث جلال رو داریم و وروده به این‌ها رو. بعد از قیام می‌شود چی؟ وقتی که می‌رویم در رکوع مرتبه رکوع هست شکست شکست رتبه مثال ما در برابر باز سهولت و هیبت و عظمت حضرت حق. یعنی شما وقتی رکوع می‌روی نفست برخی شاید بعضی کتابا رو بخونید حالا این کتاب اسرار الصلاة امیرجواد آقای عزیز که من هنوز یک کلمه از این کتاب این شب‌ها برای شما نگفتم. از شب اول هم دستمه. یک جا هم نشونه‌گذاری کرده بودم که از روش برای شما بخونم. گفتم برکت داشته باشه دستم بگیرم شاید تو بعضی این

تو بعضی از این کتاب‌های سر الصلاة و اسرار الصلاة و آداب الصلاة و این‌ها که رکوع رو گرفته باشن مرتبه شکست نفس. برخی به رتبه مثالی می‌گویند نفس یعنی برزخ بین عقل و تبع رتبه مثال متصل در منه. برزخ وجودی هم بهش می‌گویند که با آن می‌شود ارتباط گرفت با بیرون از خودت که برزخ بیرون از شماست. ارواح رفتگان ما الان آنجان. بهش می‌گویند مثال مطلق. آن که تو منه مثال مقید. آن که تو منه مثال متصل. بیرون از من مثال منفصل. وقتی ما می‌خوابیم از طریق مثال متصل خودم ران می‌توانیم ارتباط بگیریم با مثال مطلق. راهی دارد اگر کسی آن راه رو درست برود که الان جاش نیست برای شما بازش کنم می‌افتد به کشف کرامت به برزخ از حدیث برزخی با ارتباط با ارواح که وقتی میگی احضار ارواح می‌گوید اوه اوه این این رماله این جادوگره فلان نه.

حضور در محضر ارواح قرار می‌گیری. تو وقتی این رتبه در تو هست "و تمثل لها بشراً سویّاً" قرآن دارد تصویر می‌کند. هرکی هم آنجا بود نمی‌دید. همان تو فرمایش حضرت استاد بود که روح الامین که نازل می‌شد چیزای دیگر نمی‌دیدن. پیغمبر می‌گفت هذا روح الامین هذا. هرکی نگاه می‌کردندد چون پیغمبر بود قبول می‌کردندد. نمی‌گفتندد دروغ دارد می‌گوید. نفس تو رتبه مثالی پیغمبر متمثل می‌شد. لها و تمثل لها برای حضرت مریم لها. می‌شود این تو ما هست. همینطوری خاک خورده از این دنیا بریم رفیق؟ زشت نیست برای محب امیرالمؤمنین؟ چرا همینی که داریم براشون گریک می‌کنیم حبیب. حبیب مگه نرسید به میثم؟ با هم مسابقه کشف شهود گذاشتن. ای بشود ما با هم از این گفت‌وشودها صادقانه داشته باشیم. این‌قدر علما رو زده چوب زده همه دهنا بستن. یکی مثل آقای الهی

حسن آقای الهی طاب طبعی رحمة الله علیک حضرت الله برادر علامه طاب طبعی. ایشون کتوم ببخشید بزول به شدت می می‌پاشید برای رفیقاش هم که می‌داد یکی هم مثل علامه طاب طبعی کتوم. این‌قدر که چوب خورد دیگر علامه طاب طبعی. تو همین قم چقدر لعنش می‌کردندد علامه طاب طبعی. این‌ها به هم رسیدن. حبیب می‌گفت می‌بینم مردی را که بر سر درخت داخل منزلش از عشق علی او رو به دار می‌کشند و در حالی که به دارش می‌کشند مدح علی می‌گوید تا زبانشو از غفا بیرون می‌کشند. یعنی منظورش میثم بود. میثم هم شروع کرد گفت می‌بینم همین کربلا نشده. می‌بینم مرد شریف و نورانی و ریش سفیدی را که دو بار برای حسین جان می‌دهد. یک بار در بچگی ابا عبدالله کوچولو بود. حبیب از بالا نگاه کرد. عاشق امام حسین بود این. یک پرت شد از پشت آن پایین مرد.

بعد ابا عبدالله با آن دستای کوچیکش به امر امیرالمؤمنین یا پیغمبر حالا یادم نیست دعا کرد حبیب زنده شد. بار این را میثم دارد می‌گوید ها. برخی دوست دارن مثلاً خیلی خوبه. حور هم بودن خیلی قشنگه اما حواسمون جمع باشه. تعالى تعالى اقرأ ورق امیرالمؤمنین به سرش فرمودین اقرأ ورق بخوان بالا برو. الان همینجا حضرت علامه در این سطح فرمودند با یک با یک آیک قرآن می‌توانی هزار درجه بری بالا بلکه بالاتر. چرا می‌خوای حور باشی؟ چرا حبیب نباشی که هر کی می‌رود وارد حرم حسین می‌شود حبیب رو زیارت می‌کند بیرون هم می‌آید حبیب رو زیارت می‌کند. چون دو بار جون داده برای حسینش. حور حساب کتاب دارد ها. سر داشتن یا نداشتن هم حساب کتاب دارد. تنها شهید کربلا که سر سر به تن دارد کیک؟

تنها شهیدی از کربلا که نه کیلومتر با قبر امام حسین فاصله دارد کیک؟ این نیز حساب کتاب دارد. اما حساب کتاب دارد. نه کیلومتر فاصله دارد از حرم. این فرق می‌کند با آن کسی که سرشو مثل حبیب بریدن و چهل منزل به نیزه بردن. چرا می‌خوای حبیب بشی؟ بعد و قرب تربت این‌ها به سید الشهدا. و چه عجیب یادم افتاد فرمایش علامه طاب طبعی حالا به اینجا رسیدیم. خیلی عجیبه امشب حرفای ما اما مثل روضه‌تون عجیب شده. ایشون فرمودند که در خصوص یاسین شنیدید نظر حضرت علامه برادی علامه طاب طبعی علیک الرحمة والرضوان در خصوص یاسین ازش پرسیدن فرمودند شاید یاسین همان یا حسین باشه که راسش ازش جدا شده. ها رو از یا حسین ها رو بردار می‌شود چی؟ یاسین یعنی ای سید بشر این‌ها همش حساب کتاب دارد آقا. حالا باید چی ما اینطوری باشه دوباره ما هم وقتمون تموم شده.

ببخشید می‌ترسم جا بمونیم. مرتبه شکست سلط مثال در برابر هیبت الهی. ربط وجودیش با کیک هرکی گفت؟ شکستی رتبه مثال یا ملکوت. وجه اتمش مصداق اتمش حضرت صدیقه شهیده‌ست. در رکوع حال می‌کند ارتباط با حقیقت رکوع پیدا می‌کند که ربط وجودی با حضرت صدیقه طاهره دارد. حالا ربط وجودی با حضرت زهرا چطوری باید پیدا کنیم خودش یک ده شب منبر می‌طلبد. می‌رویم سراغ مرتبه آخر. البته در این هفت رتبه اولی. این‌ها همش رمز دارد. یک یک کلمه به کلمه‌ش رمز دارد. خدایا توفیق بدهد یک وقتی ما با این بر و بچه‌ها و خواهر و برادر جمع شیم توی حرمی. حرم باید باشه بشود حل شد. چون اینجاها هنوز حجاب‌هایی هست. تو تو حسینیک هم نمیگم جسارت نشه ها اطراف. حرم دیگر هیچ حجابی نیست.

آقا خودم آنجا من خدا عقده رو از لسان بنده برداره به فضل الهی قبل از مرگم برای شما رموز تک تک حروف نماز رو بگم. نه اجزاء جمله مثل اشهد ان لا اله الا الله نه. خدایا لطف کن بگوییم و سجده. این نیز نکته آخر رو حالا فردا هم جمع بندیش کنیم. بگذارید این را فردا بگوییم ها چون خیلی توش حرف داریم. حالا سرپستشو بگوییم دیگر داریم میگیم هفت تاشو گفتیم. مرتبه سجده‌ست یا سجود. سجود دیگر انفل مراتب بیرون از ما چی بود؟ یا در خود ما مرحله تبع و بدن و عالم ماده و ناسوت بود. بعد از ملکوت یا رتبه مثال می‌شد ناسوت مرتبه سجده یا سجود شکسته تبع ما با تمام قوای ظاهری یعنی قوای ظاهریت هرچه اعضا وجوارح و قوای ظاهری داری آن پنج حس ظاهریتو بگیر با تمام دست

معنای بندگی

اعضا وجوارحت از سر بگیر تا نوک پا همه شکسته می‌شوند در برابر عظمت حضرت حق و سلط و هیبت و شکوه الهی. خاک بوسیک به قول علامه که آن لم رمز رو داد. یک روزی من یک منبری می‌خواستم برم آن‌قدر سنگین بود حتی توسل به شهدا آنجا بودن پنج تا شهید. این فرمایش حضرت استاد رو انجام دادم. اصلاً کلاً گره برداشته شد. که فرمودند به نقل از مشایخشون که خیلی درش رمز خوابیده. کسی اگر مورد قهر خدا قرار گرفته این قهر رو این لطف برمی‌دارد. در نماز مستحبی هم فقط می‌شود این کار کرد. در واجب نمی‌شود که شما سوره سجده‌دار بخونی در واجب نمی‌شود. فرمودند سوره سجده‌دار بخون مثلا سوره علق. بخون به آیک سجده که رسیدی بکوب خودتو زمین. شما معمولا می‌خوای بری سجده رکوع می‌روی آماده میشی آهسته دیگر بلند میشی می‌روی سجده و می‌گوید نه بکوب خودتو زمین.

ایستادی دیگر تو قيامی. آیک سجده‌دارو که خواندی خودتو بکوب زمین. فرمایش حضرت استاد می‌فرماخت خاک بوسی درگاه الهیک. یک بار انجام بدهد ببین چه لطفی شما رو شامل حالت بشود. این‌ها رو جدی بگیرید. این‌ها رو نخود کشمش فرض نکنید. این شکسته می‌شود انسان تمام تبعش. حالا ربط وجودیش به کیک؟ برای خودتان یک صلوات بفرستید. تنها امامی که الان با بدن عنصری در نشئه طبیعت حاضره امام عصر. آنجا ربط وجودی تو با امام عصر اقتضاش می‌شود سجود خوبه. کسی که ارتباط خوبی با حضرت صاحب العصر والزمان دارد سجده‌هاش قشنگ می‌شود. حالا سجده قربونتون برم آثاری دارد چقدر توش این‌ها اینجا تا اینجا که ما هرچی گفتیم همش چی بود؟ جلال تکبیرة الاحرام حالا یک جمله آخری هم آن‌قدر امشب قشنگ شدید لب‌تون گل انداخته حیفم می‌آید نگم حالا که به اینجا رسیدیم.

اصلاً مرتبه شروع شهود اینجاست. چون شکست تبع و بدن مادی در برابر عظمت حضرت حقه و شهید یک بار گفتم فلسفه شهادت چی بود؟ یک نفر ساعتشو نگاه کرد. من باید بحثو جمع کنم. فلسفه شهادت چی بود؟ این که شهید به جایی می‌رسد این جمله رو از من یادگار داشته باشید. موقعی که ما زمان جنگ تو طالبان دکوه بودیم در گردان عمار تازه بچه‌ها از عملیات برگشته بودن. ما می‌خواستیم بریم برای مرصاد. یک دفترچه از یک شهید پیدا کردیم. عینا این جمله رو نوشته بود. اصلاً حک شده تو وجود من. خودشم شهید شده بود به مقام به جایی می‌رسد که هر خللی هر حجابی بین خودش و خدا رو برداشته. دیگر بین او و خدا هیچ حجابی نیست هیچ مانعی نیست جز بدنش. اصلاً شهادت یعنی این. می‌گوید خدایا این بدن رو هم بردار تا من به تو برسم. به این می‌گویند شهود تام یا شهادت.

بدن رو بردار تو سجده‌ست. لذا تو از سجده پا میشی چی میگی؟ کسی می‌خواهد به مرحله شهادت برسه از من سؤال می‌کنند. الحمد لله که تونستیم این بار رو بکشیم تا اینجا. امشب یک ذره طولم کشید چون شب عاشورا بود من جرات کردم بیشتر و مخصوصاً سینه زنی هم من نخواندم با اینکه خیلی دوست داشتم شب عاشورا اما به‌خاطر اینکه بتونم حرفو تموم کنم. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين. اللهم صل علی محمد و آل محمد. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.