ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایك نعبد وایک نستعین.

الحمدلله على كل نعمه واسأل الله من فضله.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله وربانیة آياته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شا الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از ساعد جمع ما رو دعا کنن.

صلواتی خط بفرمایند.

الله.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم.

خب میخواستیم در خصوص مطالب روز هم-هم صوت پخش کنیم هم صحبت کنیم.

به دو جهت صرف نظر میکنم.

یکی اینکه وقت گذشته و ما فرصتمون خیلی کمه امشب.

دیگه الان ما باید تموم میکردیم جلسه رو.

حالا این دو سه جلسه پایانی رو اینطوری میشه معمولا دیگه و مردم تا دوازده شب، یک شب تو خیابون و شماها یه این سه شب، امشب که الآن دیگه گذشت دیگه.

این دو سه شب یه نیم ساعت بیشتر ما وقت بدید.

حیفه دیگه تکرار نمیشه این شب‌ها.

این حال و شور و حرارت شما رو واقعا هر کی جای من بود دست بهش نمیزد.

ادامه میداد جلسه رو تا خسته بشی و بری.

و دلیل دومش هم این بود که الحمدلله اشعاری که عزیزان دلم تقدیم کردن در حین خوندن حاج حسین آقای عزیزم، آقا امیر عزیزم خیلی عالی و خوب اصلا کار اون تبیین ابتدای منبر ما رو کرد.

همون شعر علی الاصول آقا امیر رو هم اصلا توجه کردید آن موقع واحد خیلی عالی و خوب دیگه اصلا و اون دو دمه، اون دو دمه‌ی در خصوص لبنان و این‌ها و شروط رهبری کار خودشو کرد.

لذا بنده میرم سر وقت مبحث صلاة.

ما رسیدیم دیشب به فضل الهی تو قله بحث بودیم.

بحث جمع شد رسیدیم به نقطه سر خط به اینکه اون تکبیرات هفتگانهی اب-ابتدای نماز چه میکنن؟

عرض کردیم وجوهی دارد.

یه بخشش این بود که هر کدوم کانال یک رتبه از رتبه‌های عالم وجود بیرون از ما یا یعنی در سیر افقی بیرون از ما در سیر انفسی در ما رو بر میداره.

یعنی کانال‌ها رو باز میکنه.

اینطوری بگیم همه فهمش.

کد و رمزه.

باز میکنه.

ابتدا انسان متوجه نیست.

رفته رفته که تکرار میکنه میره جلو اگر با طهارت نفس و سیر و سلوک با برنامه اساتید جامع الاطراف درست بره جلو میبینه این‌ها داره کار خودشو میکنه.

ولو از این علوم هم بی‌خبر باشه.

اما چه قشنگ که آدم بدونه این رموز رو بدونه و متوجه باشه چه اتفاقی داره میفته.

عرض کردیم حالا این رتبه‌ها رو شمردیم.

امروز یه مقدار، امشب این هفت تا رو، این هفت تا رو در مواجهه با نماز بشماریم.

یعنی این هفت تا رتبه‌ای که دیشب خوندیم سر في السر یا اخفی، سر یا خفی.

بعد داریم از مرتبه عالی میایم به مادون.

بعد مرتبه واحدیت یا قلب.

احدیت.

ببخشید یا روح.

احدیت یا روح.

بعد واحدیت یا قلب.

بعد جبروت یا عقل.

بعد ملکوت یا مثال.

بعد ناسوت یا دنیای رتبه‌ها رو ما شمردیم.

پس سر في السر یا اخفی.

سر یا خفی.

اینکه یا میگم یعنی تو بعضی کتب شما مثلا اخفی میبینید بعضی کتب سر في السر.

یک حقیقتن.

یا اون مرتبه عالی میشه بقا مادونش که سره میشد چی؟

فنا.

حالا توضیح میدیم نترسید.

بعد یه رتبه پایین‌ترش که مرتبه احدیت بود، روح بود.

پایین‌ترش واحدیت بود که قلب بود یا مرتبه الهیت یا ربوبیت.

پایین‌ترش میشد جبروت یا عالم عقول.

پایین‌ترش میشد ملکوت یا عالم مثال یا غبغ خیال شما در شما مثال متصل بیرون از شما مثال منفصل که عالم برزخه و انزل مراتب که دیگه میشد ناسوت یا ماده که بدن شماست.

حالا این‌ها در نماز چگونه جلوه کردند؟

اولا این کانال‌ها چجوری باز میشه؟

اون هفت تا تکبیر که خودش کار خودشو میکنه.

خب ما باید بالاخره با یک جهازات لازمی بریم سمت این هفت تا تکبیر.

من فعلا برای اینکه میدونم فرصتم میره دوباره ناقص میمونه بحث همه رو یه دور تا تا براتون میرم ها.

که یه وقتم دیگه ما همدیگه رو ندیدیم گفته باشن بعد حالا توضیحاتش هر کدومش یه چند تا منبر میخواد هر کدومش.

مرتبه سر في السر با چی اون کانال باز میشد؟

البته باز هست.

چون گفتیم کانال ارتباطی ما، جدول وجودی ما با دریای بی‌انتهاي وجود، وجود صمدی قرآنی و هستی‌ست.

همین که تو وجود داری پس فیضت رو داری از مرتبه سر في السر یا اخفی که اون اسم اعظم وجود توست، ربط به وجود توست داری میگیری که زنده‌ای، که موجودی.

منتها بیشتر از این میتونی فیض بگیری.

خیلی به مراتب بیشتر از این میتونی تو فیض فیض علی الدوام علی الاطلاق رو از حضرت حق بگیری.

عرض کردیم بخلی در وجود نیست.

واوشو ورداری میشه جود یکپارچه نظام هستی.

فاعلیت الان در حال جود و بخششه.

اشکال برمی‌گرده به قابلیت‌ها.

ما، ما که گیرنده هستیم این گیرنده‌ها خراب شدن.

حالا پس اون مرتبه سر و سر چه کنیم که فیض رو بیشتر بگیره؟

ما می‌خوایم بریم سمت نماز، مرتبه سر و سرمون فیض بیشتری به ما بده و الا بکشی خودتو هرچی زور بزنی میبینی تو نماز اتصالی برقرار نمیشه.

هیچ درکی پیدا نمیکنی تازه خسته هم میشی.

اون با طهارت حاصل میشه.

طهارت و یزکیه.

تزکیه.

خودسازی.

حالا این خودسازی عرض کردیم با فرمایشات استاد ما کاری مهم‌تر از خودسازی نداریم و خودسازی مبتنی است بر خودشناسی، معرفت نفس.

ببینید رأس قرار گرفته.

رفتیم یهو تو وادی معرفت نفس رأس کار قرار گرفته.

کسی که خودش رو شناخت بعد دامن‌ش رو از گناه پاک نگه می‌داره.

میگه من فرزند حضرت زهرایم.

ما سادات دینی داریم، سادات طینی داریم.

شما همه‌تون سادات دینی هستید اما طینی یعنی خاک و گِلشون، بدن‌شون از حضرت زهرا باشه و سادات متعارف باشن یه عده‌این.

مثل آسر، آسر که مثل اینکه رفت این برو بچه‌ها اینای سادات.

همه کسایی که حتی ظاهراً سادات نیستن همین که تو وادی ولایته، بچه حضرت زهرا.

[مکث] رضا فرمود یادش بخیر اگر درست یادم بیاد روبه‌رو وقتی میخوای وارد حرم حضرت عبدالعظیم [سلام الله علیه] بشی از اون وسط که سمت راستت میخوره به حضرت امامزاده طاهر سمت چپت میره برای امامزاده حمزه و حضرت عبدالعظیم.

ها اون روبه‌رو نوشته من اتقى منکم واصلح به به.

خداروشکر تو ذهنم مونده و هر وقت میبینم هی اینو میگم.

من اتقى منکم واصلح هرکس از شما که تقوا پیشه کنه و اصلاح کنه امورشو فهو منا اهل البيت.

عجب!

عجب!

هرکس که تقوا پیشه کنه و کارش و امرش رو اصلاح کنه از ما اهل بیته؟

بله.

کل تقی و نقی عالی.

همه اونایی که خود نگه داری دارن، اهل تقوا و مراقبه و این‌ها هستن، عالی.

فرزندان من و پیامبرم.

این میشه چی؟

طینی.

چه-- ببخشید دینی، دینی.

چی؟

حالا خوش به حال اونی که هم طینی به حضرت زهرا وصله هم دینی.

یعنی هم خاک و گِلش هم باطن‌ش.

این خیلی دیگه عالیه.

خب وقتی اینطوری نگاه می‌کنی با این حس میری جلو اصلاً جرأت نمی‌کنی دامنتو به گناه آلوده کنی.

اینو دارم میگم معرفت اینجا به درد می‌خوره.

بعد دامت که پاک نگه داشتی از آلودگی، یزکیه که اتفاق افتاد کانال ارتباطی شما با سر و سرت کاملاً باز میشه.

یعنی فیض فو-- فیضان بهتره بگیم.

فوران فیض و نور و رحمت سرت می‌ریزه تا اینکه خودت مات و مبهوت می‌مونی این همه فیض از کجا داره میاد؟

از هرچی هست از صغری نفس خودته.

از اون رتبه ایست که وصل شدی به حضرت حق.

ما که کاملاً از خدا جدا نشدیم.

به قول حضرت استاد بارها و بارها و بارها در جلسات درس و بحثشون فرمودن اسفادش هم موجوده.

فرمودن عهدی به تمام جهت نازل نشده.

بیده یملکوت کلش.

إن من شيء عند الله خزائنه ومن ننزله إلا بقدر معلوم.

بله همه نازل شدن اما بیده یملکوت کلش.

همه سرنوشتشون دست حضرت حقه.

این باز میشه.

حالا خیلی اینجا به فضل الهی حرف داریم.

من بخوام الان حرف بزنم از اون شش جهت دیگه جا می‌مونیم.

بذار همینطوری همه رو بگم بعد حالا شب‌های دیگه شبای جمعه اینجا یا زهرا برпас بالاخره یا مناسبت‌های دیگه ادامه‌ش میدیم.

مرتبه دوم سره یا میشه گفت مرتبه فنا یا خفی، خفی یا فنا.

چرا بهش میگن فنا؟

اون بالاییو می‌گفتن چی؟

بقا.

اینجا تو فانی میشی در حضرت حق.

فانی که شدی یعنی الان میگم یعنی چی فانی.

فانی که شدی بعد خودشون میبرنتون به مرحله بقا.

اون بالا که همه این حجاب‌ها دیگه میفته.

یعنی چی فانی شدی؟

یعنی اون مراحل توحید بنا به نظر اغلب سه‌گانه بنا به نظر بعضی‌ام چهارگانه رو طی کرده باشی.

چی بود؟

حالا اون وحده، وحده، وحده که در دعا اومده اون وحده اول توحید ذاتیه.

حضرت استاد فرمودن در هم فصوص‌شون هم در یعنی شرح فصوص هم شرح مصباح در شرح اسفار هم از همیشه شنیدیم بارها می‌فرمودن وحده اول توحید ذاتیه، وحده دوم توحید صفاتیه، وحده سوم توحید افعالیه.

حالا اون عنوانه یادتون باشه کشکول نور که نمی‌دونم شصت هفتاد جلسه شد چقدر نیمه کارم جمع شد فعلاً تو کانال هست.

اون‌ها رو برید اون پیرامون توحید افعالیه فقط بخوای شروع کنی البته به قول حضرت آیت الله پهلوانی اینطور نیست که حتما بری از توحید مثلا افعالی شروع کنی پله پله بری.

قاعدتا از افعالی و می‌رسی به صفاتی بعد ذاتی.

اما ایشون فرمودن که به نقل از حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمة والرضوان میشه کسی به یک باره بره برسه به توحید ذاتی.

توجه کردید؟

اون دیگه ص- صفاتی هم همراه خودش داره.

خلاصه‌ش این بود یادتون باشه که افعالی میشد فعل خودش رو مندک و مستهلک و فانی، فانی داریم میگیم این چرا مرحله سر رو میگن فنا و فانی در فعل الهی می‌بینه.

چی بود ذکرش؟

یادتونه؟

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

در مرحله توحید صفاتی یا اسمایی هم بهش میگن، اونجا این بود که اون کمالات وجود خودش و همون اسماء میشن کمالات.

اسم میشه کمال، صفات، اسماء، کمالات وجودی خودش رو مندک، مندرج، چی بگیم؟

مستهلک و فانی در اسماء و صفات حضرت حق می‌بینه.

اگر خدا علیمه منم یه چیزکی علم دارم یعنی او دا-- او به من داده که منبع اونجاست.

این شکلی میشه.

ذکرش چی بود؟

لا اله الا الله.

اما توحید ذاتی، توحید ذاتی بود اینکه اصلاً وجود خودت رو، ماهیت خودت رو، حالا همین که وجود داری، هستی که کل ممکن الزوج التركيبي وجود به علاوه ماهیت که یکی از امکانات هستی دیگه.

یعنی شما در عالم ممکنات وجود که داری ماهیتم که حدته، اندازته، سع و ظرفته.

وجود تعلق گرفته به ظرف شما.

حالا اینجا دعواست.

خیلی چه دعواها برام کردن که کدوم اصالت داره؟

ماهیت اصالت داره یا وجود؟

یعنی کدومش اصله؟

کدوم بر فرعه؟

حالا کاری با این دعواها ما نداریم.

ولی زوج التركيبي ما اینو داریم.

حالا وقتی شما متوجه شدی که این رو اصلاً این، این فرمولی که الان ما چیدیم از کجا میاد؟

این عینیت، این هستی شما، این بود شما از کجا میاد؟

از بود حضرت حق.

از وجود حضرت حق.

از صمد.

چی بود؟

الذي لا جو فله.

همه جا رو پر کرده.

همه جا رو.

یعنی من هم-- اصلاً این فکرها بیچاره کننده‌ست در وادی صلاة.

یعنی کسی اینها ملکه وجودش بشه.

احسنت وقتی میره تو نماز یکپارچه در حیمانه.

وقتی توحید صمدی رو مدنظر می‌گیره.

این میشه مرتبه چی؟

فنا.

من کیم؟

پس ذکرش چی بود؟

لا هو الا هو یا، یا ما الله هو یا ما الله هو الا هو.

مخففش بود لا هو الا هو، لا هو الا هو.

این توحید ذاتی بود که خدا برکت بده ما به حقایق این‌ها برسیم.

این‌ها این-- ببین چقدر خودش بحث ما نمی‌دونم هفتاد آقا ابوالفضل بهتر می‌دونه فکر کنم هفت-- شصت هفتاد جلسه فقط در خود توحید ذات افعالی حرف زدیم نیمه کاره مونده هنوز.

چقدر انسان باید حرف بشنوه.

به قول حضرت استاد خدا خیر بده آقا ابوالفضل عزیم تو کانال فلیرحل معنى گذاشته بودن فکر می‌کنم، اونجا فکر می‌کنم گذاشته بود که حضرت استاد فرمودن صدها جلسه باید برس الک زانو بزنه پای درس استاد، استادها، نه آخوندای بی‌سواد مثل من، استاد راه بلد.

که چی بشه؟

که یک القا بهش برسه.

یک القا.

القا آخرشه دیگه.

القایی که دیگه شیطانم نمی‌تونه درش تصرف کنه.

رایحه الهام داره و ایها.

اون القاءات بیچاره کننده‌ست.

یعنی اصلاً چنان نمازهات رو می‌سازه خودتم نمی‌دونی چه اتفاقی تو وجودت افتاده.

یه لله، یه خبریه، یه چیزیه از بیرون یه چیزی به من رسیده.

همون القاءات استاده.

میگه صدها جلسه باید بری تا یک شه-- یه رفی-- یکی از اولیای خدا زمان جنگ ما می‌رفتیم جلسه‌شون.

اون موقع ماه رمضان مثلا سی شب ما می‌رفتیم یادش بخیر سحرها می‌رفتیم.

ایشون می‌گفت سی جلسه باید بیای تا یه جلسه بهت بدن.

من می‌گفتم این حرفا چیه؟

سی جلسه بیکاریم مگه؟

پاشیم بریم یه جلسه بگیریم.

نمی‌فهمه آدم دیگه.

نفهم بی‌شعور مثل من باشی ببخشید اینطوری میشه.

تو ذهن خودم اشکال می‌کردم به این ولی خدا.

الان داریم می‌بینیم واقعا نه دی-- نه سی جلسه، سیصد جلسه باید بری تا یک القا بهت بشه.

اینا رو جدی بگیرید.

با نمی‌دونم نوار و صوت و که ماده‌ست چرا خیلی هم خوبه.

در وجود ثبوت‌هایی میاره اما هیچ کدوم اون حس حضور رو نداره.

حضوره در معرض-- اصلاً حضور همین که الان نفوس متحد به، به، به.

نفوس اجتماع نفوس متحد همین جا همه نفوس علوی فاطمی متحد که شدن اثرش چی بود؟

اثر نفس کلی قوی.

فرمایش حضرت استاد.

به، به، به.

اصلاً می‌بینی یه آدم جدیدی شدی.

ربطی به تو نداره.

اثر نفس کلی قویه.

ظهور حضرت زهراست.

حالا من با اینکه هیچی نمی‌خوام بگم باز همون وقتم داره تموم میشه تو دومی شدیم از بالا داریم میایم پایین پنج تا دیگه مونده.

بگیم رد شیم اینا رو بعد کمکتون می‌دیم.

می‌گیم اینا چه کمکی تو نماز به انسان می‌کنه.

دانستن این‌ها و انشاالله دارایی، دارایی بشه دیگه صرفاً دانایی نباشه.

بعد میای پایین‌تر میرسی اینم که گفتیم این، اینو راستی چی کانال رو باز میکنه؟

آفرین معروفت.

این همون معرفت، علم و معرفت، آگاهی، عقل نظری.

عقل نظری کسی نداره مرتبه فناش قفله.

یعنی کسی که نمیره.

حالا یه سریه من شاید مثلا بیشترین رعشه ای که به بدنم میفته تو نماز وقتی که میگم غیر مغضوب عليهم ولا الضالین چرا؟

مغضوب کی غضب شده است؟

کسی که صرفا میره سراغ علم نظری، عقل نظری، عقل عملیش تعطیله.

کی ضالینه؟

کیا گمراه‌اند؟

کسی که صرفا میره سراغ عقل عملی، عملیات بندگی، خط و ما و اذکار، ذکر، ورد، توسلات، زیارات اما عقل نظریش تعطیله.

اصلاً درس، بحث تعطیله.

هر دوتاش اصلاً نهی به، نهی به تو قرآن، تو نماز جان؟

علم و عمل انسان ساز.

بله دیگه.

علم و عمل جوهرند و انسان ساز.

این رو علم و معرفت کد رمزش اینه که چیکار میکنه این؟

این علم و معرفت چیکار میکنه؟

شما رو میرسونه به مرتبه فنا که من یه مقدار الان توضیحاتی دادم پیرامون فنای افعالی و صفاتی و ذاتی.

همینطور شروع میکنی، آتش پیدا میکنی، میری جلو تا برسی بهش.

مرتبه بعدی میای پایین‌تر.

میشه مرتبه احدیت یا روح انسان.

مرتبه روح قربون همتون برم حواستون باشه.

مرتبه روح مرتبه نیت سازی‌ـه.

نیت اینجا خودشو میسازه.

البته ابتدا خمیرمایه ساخته نیت تو مرتبه سر ساخته میشه با چی؟

با اون علم و حکمت و معرفت.

تا کسی اون علم رو نداره چه نیتی بکنه؟

میگه دارم میرم نماز بخونم چیپس و پفک از خدا بگیرم.

یه بنده خدایی امروز خیلی به دل من ایشون نشست.

ریش سفید هم بود.

جلو ما رو گرفت حاجی.

یه نیم ساعتی صحبت کردیم گفت من هر کاری بگی انجام دادم هر نمازی خوندم هر-- اما گره‌م باز نمیشه دیگه با خدا قهر کردم.

گفتم گره شما اصلاً همینه که شما رو، شما خدا رو به خاطر اینکه چیزی ازش بگیری عبادت کردی.

این جدا صفتی گره اصلی شماست.

اینکه شما خدا رو به خاطر چیپس و پفک میخوای، میدی یا نه؟

اگه نمیدی خداحافظ.

این مرام، مرام پستی‌ه.

خودمون رو باید بسازیم.

اصلاً این حرفا چیه؟

دادی دادی ندادی هم ندادی.

الله اکبر.

ببین این جمله ها القاءات صبوحی حضرت حق بر قلب پاک اساتیدی ذو فنون مثل حضرت علامه است که به ماها میرسه رشهاش.

فرمودند خدایا دقت کنید، دقت کنید با این حال برو تو نماز ببین چجوری میشه وقتی قنوت میگیری.

فرمودند خدایا دستور دادی نماز بخون.

چشم.

دستور دادی قیام کن.

چشم.

دستور دادی سوره هم، حمد و سوره بخون.

چشم.

دستور دادی در رکوع این ذکر بگو.

چشم.

دستور دادی در سجود این ذکر بگو.

چشم.

هیچ ذکر دیگه‌ای جز اون که تو دستور دادی نمی‌تونم بگم.

دستور دادی قنوت بگیر چشم.

دستور دادی در قنوت با من حرف بزن چشم.

اما اجازه بده من در قنوت هیچی از تو نخواهم.

چون تو رو دارم.

چی میخوام؟

اجازه بده من در قنوت هیچی از تو نخواهم.

شده تا حالا قنوت بگیری هیچی نگی؟

شده؟

دستتو بیاری بالا تو نماز فقط گریه کنی؟

قربونت برم تو وجودت نمیشه که اینو تو-- البته بعضیا فرمودن تو قنوت میتونی فارسی هم حرف بزنی، شعر هم بخونی.

بعضی از مراجع فرمودن رجوع کنید به مرجع‌تون.

قربون صدقه خدا بری.

فدات بشم.

دور-- بگ-- ف-- چجوریه آخه من تو رو بغل-- همینطوری با خدا عشق بازی کنی تو قنوت.

ببین چه بلایی سرت میاد.

جدا صفت شدیم ما ببخشید یک عمر این خط رو انجام دادم، اون خط رو انجام-- بهش گفتم آقا خیلی خدا تو رو دوست داشته خواسته بکند از همه تعلقاتت ببرد به مرحله فنا.

هیچی بهت نداده.

طرف میگه من هرچی هر وقت لب تر کردم از حضرت ابوالفضل گرفتم.

وای به حالت!

وای به حال اینجور آدما.

خوش به حال اون کسی که میگه یه عمر هرچی خواستم ندادن.

بعد رسید به اینجا که نه اصلاً دادن خبر نداشته خودش رو داشته.

این مرتبه چیه؟

این نیته.

نیت این کارو، این بلا رو سر آدم میاره.

اون معرفت میاد کمک میکنه نیت رو خمیرمایه شو میسازه.

دیگه روحت نیت میکنه وارد نماز میخواد بشه.

این روح مرتبه احدیته.

همه حقایق درش جمع‌ند.

حالا برای اینکه ما اینجا وقتی میخوایم نیت کنیم مرتبه احدیت کانالمون باز بشه، نیتمون درست بشه راهش چیه؟

وقت گذاشته.

وقت که خیلی وقته گذاشته.

یه ماشین جلوی در پارکینگ باز کرده، اِاِاِ پارک کرده داشت.

بیست و هشت.

چشم ما بیست و هشت قاف صد و شونزده ایران شصت.

بله حالا حق الناس دیگه هرکی هست بره.

یه صلوات بفرستیم.

اللهم صل على محمد و آل محمد عجل فرجهم.

این رشته، رشته ما که یهو پاره میشه دوباره برگشتن به حقیقت سخته.

دویست شیشه بله دویست شیشه.

والا دوباره پاره‌تر شد [خنده].

من الان دیگه چجوری برگردم تو بحث.

من سخنرانی نیستم که خب قطع کن استپ حالا پلی.

درسته ظباطیم و اینا ولی وقتی میری تو قله بحث یهو رشته پاره بشه دیگه برگشتنش مشکله.

نمی‌تونم دیگه الان بحث رو ادامه بدم.

اونا هم که خسته شدن میگن خداروشکر خیر ببینی آقای ثروتی اومدی [خنده].

این ماشینه کی بود بریم ماچش کنیم؟

کانال روح.

آره حالا رسیدیم به کانال روح که چی این رو باز میکنه بمونه طلبتم.

فردا شب انشاالله.

وقت نمیشه دیگه چیکار کنیم؟

ما سه تا رو، دو تا رو گفتیم.

درسته؟

پنج تاش موند که انشاالله دو شب دیگه هم هست ظهر عاشورا هم که انشاالله بعد نماز همینجا هستیم و ظهر عاشورا دیگه نگه‌تون داریم تا غروب.

شش ساعت با هم حرف می‌زنیم.

نگه میگیریم.

اجتماع هم که نیستش بعدش راحت حرف می‌زنیم.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.