یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمہ و اسال الله من فضله.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
ان شاء الله عزیز زهرا هر کجا هستند حالشون خوب باشه و از صائب در این شب پر از حزن و اندوه همه ما رو دعا کنن صلواتی خط بفرمایند.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
پیش از اینکه بریم سراغ درس و بحث هامون به چند لحظه پیرامون مسائل مهم روز صحبت کنیم.
در لواسون که بودیم جلسهی پیش در سیر سلوک حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمة یه صدایی رو گذاشتیم پیرامون مذاکره از لسان رهبر عزیز و شهیدمون.
خب اون ناقص بود.
ما مقدار جامعترشو تهیه کردیم که ما را چندین ساله هم که پشت سر هم سالهای متمادی از حدود سال هفتاد و هفت تقریبا بیا تا چند ماه قبل از شهادت آقا هر جا پیرامون مذاکره آقا چیزی فرموده ما اینا رو بازخوانی کردیم که امشب میگذاریم پخش بشه.
شما لذت ببرید و خوب دقت کنید.
بعد نکتهای رو میخوام عرض کنم.
مصاحبه روح بلندشون تا گوش میدید صلوات خط کنید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
امروز در دنیا دارن اینجور در تبلیغات خودشان شایع میکنند که ملت ایران یه مشکلاتی دارند.
راه حل این مشکلات و کلید این مشکلات هم این است که بیاید با آمریکا مذاکره کنه.
خب تو گفتی و من باور کردم.
هیچ فایدهای ندارد.
فایدهی قابل ذکری برای ملت ایران ندارد مذاکره.
البته ضررهایی دارد که بعد عرض میکنم.
اما فایده اصلا ندارد.
غلط است که کسی خیال کند که اگر چنانچه ما مذاکره کردیم، محاصرهی اقتصادی نمیدونم قانون داماد تو یا چه یا چه از بین خواهد رفت.
چرا نمیفهمند؟
یه قدهای از مدعیان سیاست و فهم هست.
جای تاسف است واقعاً با چنین کسی که اینجور صریحاً میگوید که میخواهم علیه نظام اسلامی و علیه خواست ملت ایران میخوام فعالیت کنم، عمل کنم، بودجه میگذارند برای براندازی.
ارتباط با این خیانت است.
مذاکره با این طرف خیانت است.
هم خیانت است هم حماقت است.
من هیچوقت به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودم.
نه از باب یک توهم، بلکه از باب تجربه.
خواهید دید که این تجربه ما از کجا حاصل شده.
این را هم ما گفتیم که توافق نکردن بهتر از توافق بد است.
گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید.
وقتی خرش از پل گذشت بر میگردد به ریخ شما میخنده.
کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور است.
مذاکره یعنی معامله.
یعنی یه چیزی بدی یه چیزی بگیری.
اونی که در این معامله مورد نظر اوست درست نقاط قوت جمهوری اسلامی است.
نمیگن بیایید مذاکره کنیم راجع به آب و هوا، راجع به منابع طبیعی، راجع به محیط زیست.
میگن بیایید مذاکره کنیم درباره سلاح دفاعی شما.
عمق راهبردی ما در منطقه خیلی مهمه.
عمق هر کشوری مهمه.
عمق راهبردی، سیاسی و امنیتی چیز اساسی است برای حیات همه دولتها و ملتها.
و ما به حمدالله عمق راهبردیمون خیلی خوبه در منطقه.
اینا از این ناراحتن.
میگن بیایید رو مسائل منطقه صحبت کنیم.
یعنی شما عمق راهبردیتون رو از دست بدید.
بنابراین اصل مذاکره غلطه.
مذاکره با کسی که آدم حسابی باشه غلطه.
حالا اینا که آدم حسابی هم نیستند.
شرط پیشرفت اینه که آمریکاییها نزدیک نیان.
[همهمه] باید آمریکاییها نزدیک نشن.
هر جا آمریکاییها پا گذاشتند یا جنگ شد یا برادرکشی شد یا فتنه شد یا استثمار شد، استعمار شد، تحقیر شد.
مذاکره با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور نداره.
اینو باید ما درست بفهمیم.
اینجور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشت میز مذاکره با اون دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل میشه.
نه، نه، نه.
از با مذاکره با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشه.
دلیل؟
تجربه.
با یه چنین دولتی مذاکره نباید کرد.
مذاکره کردن عاقلانه نیست، خردمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.
مواضع ما همه بدانند مواضع ما همون مواضعی است که بود دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم همونیست که بود.
[صدای همهمه] برای روح بلندش صلوات خد کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
[صدای همهمه] دوستان برای اینکه من نکتهای رو عرض کنم خدمتتون پس از استماع بیانات شریف رهبر شهیدمون، یه مقدمه کوچولو بچینم خیلی کوتاه.
عزیزان توجه داشته باشید که هرچی میریم جلوتر و به ظهور آقا نزدیکتر میشویم یکی از اسماء حضرت حق جلوهش بیشتر میشه.
اون هم اسم الباطن حضرت حق.
الان ما در سایه اسم الظاهر حضرت حق داریم نفس میکشیم.
لذا باطنها در یک کن و یک پردهایست.
کسی از باطن دیگری خیلی خبر نداره.
اما چون هرچی میریم به سمت ظهور و آخرالزمان این غربالها بیشتر میشه، غربالها چی کار میکنند؟
باطنها را آشکار میکنند.
یوم تبلی السرائر فقط در خصوص روز قیامتست نیست ها اشتباه نشه.
اون وجه صغراش در نزدیکی ظهور آقا و هنگام ظهور رخ میدهد.
از این بترسیم ما.
یعنی چی؟
یعنی داشتهها، اونچه که در درون ماست ما في الظاهر میریزه بیرون.
یوم تبلی السرائر وجه صغراش قبل ظهور و هنگام ظهوره.
یعنی الانهاست.
حالا وجه أعظمش و اون کبراش میشه قیامت.
اونم سرائر نه سریر.
سریره نه.
سرائر جمع یعنی باطن.
اون چیزهایی که بعضاً خودتم ازش خبر نداشتی میریزه بیرون.
خودت رو یک پارچه غرق در ولایت میدیدی و می، میدانستی.
یه دفعه میبینی نه.
متزلزل شدی.
بریدی اصلاً از راه.
یواش یواش میبینی که داری مواضعی رو میگیری که مخالف با ولایت ولی اماره و این از همون باطنت داره ناشی میشه.
منتشر شده از باطنت، از جای دیگهای نیومده از باطنت منتشر شده.
از این بترسی.
حالا هرچی که میریم جلوتر چرا داره این الباطن ظهور میکنه؟
به جهت اینکه قراره حکومت توحیدی در سرتاسر دنیا شکل بگیره.
کسی که ذرهای زاویه با ولایت داره اصلاً صلاحیت کارگذاری و مسئولیت در اون حکومت توحیدی رو نداره.
و این حکومت رو هم که به فرمایش خود حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه و الرضوان همین حکومت تشکیل حکومت اسلامی تنها حکومت شیعی بعد از حکومت اهل بیت، امیرالمؤمنین حدود پنج سال و نیم و امام حسن حدود شش ماه.
دیگه تمام.
این اولین حکومت، تشکیل اولین حکومت شیعیست.
به قول حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه و الرضوان این بین الطلوعین ظهور آقاست.
این انقلاب.
لذا توجه داشته باشید در همین حکومت هم بر اثر غربالها چنان باطنها ظهور میکنه که هر کسی لیاقت نداره که هرچی که میریم جلوتر و به ظهور نزدیکتر میشیم زمامدار مسئولیتی در این نظام توحیدی باشه.
و شما حالا دیگه خودتون میگه تو خود حدیث مفصل یا صد حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
ببین چقدر آدمها که اول انقلاب همراه ولایت بودند الان نیستند یا دارن فاصله میگیرند.
حالا من اسم نمیخوام ببرم خودتون دیگه مهک بزنید دیگه نگاه کنید.
تو همین الانش، تو همین موقعیت فعلی چقدر آدما یواش یواش دارن فاصله میگیرن.
ما تازه داریم میفهمیم که البته میگفتیم اولین کسانی که فریاد زدن خود ما بودیم.
همین هیئت یا زهرا بود بر علیه مذاکرات فریاد زدن.
تهدید شدیم ما.
از خ- طرف خیلیها تهدید شدیم به تعطیلی جلسات و ب- ب- در حقیقت برخورد با شخص بنده.
اصلاً مغایر میدیدیم با اون نصوص فکری ولایت که بعد الان دیدیم این پیام آخری که حضرت آقا دادند دیدیم کاملاً مغایر بوده.
حتی حضرت آقا خدا حفظشون کنه فرموده بودند که نه به صلاح دنیا شماست نه آخرت شما.
اما حالا شما چه کنید؟
بعدم انگ دیکتاتوری که میزنن نانجیبا.
این آقا بالاخره مواجهه با کی؟
منتخب یک ملت.
چه کنیم؟
چه کنه آقا؟
مواجهه با منتخب یک ملت.
چه کنه؟
مجبوره.
و البته اجازه خطا بده تا خودمون سرمون به سنگ بخوره.
حالا نمیدونم این مسئولین ما تا کی میخواد سرشون به سنگ بخوره و من نمیدونم کی از خواب خرگوشی نه میخوان بیدار شن که اخیرا شنیدیم متاسفانه حالا نمیخوام اسم ببرم فضای ملکوتی جلسه آلوده نشه.
دیگه خودتون برید ببینید.
خبرگزاری اگه رصد کرده باشید میدونید چین حرفو زده که آره آمریکا دیگه اون آمریکا قبلی نیست.
اصلاً فرق کرده تا ما گفتیم حاضر شده امضا بزنه.
این خوابهای خرگوشی.
تو بهتر آمریکا رو میفهمی یا رهبر عزیزمون که دشمن شناسیش یعنی اهدی تراز دشمن شناسیش به رهبر شهید ما نرسید و این خلف صالحش هم که الحمد لله دقیقاً مثل اون.
بیاید بیرون از این خوابهای خرگوشی.
ما تا میتونیم باید فریاد بزنیم.
اول دو تا نکته بگم این بحث رو جمع کنم.
اولا نگران خودمون باشیم.
چرا رفقا؟
چون هرچی به ظهور نزدیک میشیم اسم الباطن داره ظهور میکنه.
این باطنها باید پاک باشه.
باطنهامون رو پاک کنیم با تخم سعادت، اون بذر سعادت که مراقبه ازش مراقبت میکنه.
مراقبه، مراقبه، مرا-مراقبه که حالا عرض میکنم طلیعه بحث صلاتمون.
دو اینکه فریاد بزنیم از اهری هم نترسیم با حفظ حرمت در هر حال مسئولینمون که منتخب مردم هستن تا اینکه رهبر عزیزمون حرمتشون رو حفظ کرده.
ولی ما حرفامون رو بزنیم.
من حتی نه به یک معنا میشه گفت یه پیشنهادی دارم حتی اگر بشه پایگاههای نه ملت مبعوث شده، ما ببینیم امت مبعوث شده.
بسیاری در خارج از کشور مبعوث شدن و فقط کشور خودمون.
کشور خودمون باشه میگیم ملت مبعوث شده.
اما پایگاههای امت مبعوث شده راه بیفته مثل پایگاههای بسیج بود زمان جنگ راه افتاد چقدر کار رسید برای انقلاب.
پایگاههای امت مبعوث شده راه بیفته.
مطالبهگری که تو پیام آخر آقام بود.
مطالبهگری از همین مذاکرات و بسیار چیز- دیگه مبعوث شدید یعنی رسالت اومده رو دوش شما.
اینو جدی بگیرید.
کسی شونه خالی نکنه، خسته نشه.
خسته بشی ببخشید عذرخواهی میکنم یعنی اون اسم الباطن در شما جلوه کرده، داری خودتو نشون میدی جسارتا.
آقام بیاد تو هم خسته میشی.
تازه خستهتر میشی.
الان بارها اونطوری سنگینه مثل اون موقع نیست.
صبر کنید هنوز در راهه.
بارهای سنگین رو گردهها در راهه.
صبر کنید.
اینطوری هم نمیمونه.
بذار جام جهانی تموم شه.
صبر کنید.
حالا تازه اول کاره.
فقط ما یه مقدار هزینهمون بیشتر میشه تا برسیم به اون بزنگاهها.
در راهه خودمون رو آماده کنیم و اول از همه خودمون رو به پایین بعد هم فریاد بزنیم.
یه صلوات ختم کنید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
[هم پوشانی گوینده با صلوات] توی این حدود یک، یک ربعی که فرصت دارم برم سر وقت موضوع صلاة.
پیش از اینکه شروع کنم بحث صلاة رو یه فرمایشی رو از حضرت استاد براتون میخونم، کیف کنید.
ایشون میفرماید حضرت آقا: "اگر انسان با ملکوت و عالم فرشتگان" عالم فرشتگان کجاست؟
عالم عقوله.
ملکوت کجاست؟
مثاله.
حالا میتونید وجه کلی بگیرید یعنی کلاً باطن عالم.
نه هم میتونید مرحله بگیرید ملکوت عالم مثال، رتبه مثال یعنی قوه خیالت پاک باشه که بتونی با مثال بیرون از خودت ارتباط بگیری به این شکل و ارشاد عالم فرشتگان هم که میشه عالم عقول یا جبروت احسن.
بعد اینطوری بیشتر میاد که بهش با فحوای صحبت حضرت استاد که داره مرحلهبندیها رو میگه تا بصورت کلی.
چون بعدش بلاسر- بلافاصله میفرماید و عالم اله.
ببین بعد از جبروت میشود عالم اله، واحدیت، الهیت، ربوبیت که قلب ما جنسش از اونجاست.
یه بار دیگه بخونم.
"اگر انسان با ملکوت و عالم فرشتگان و عالم اله و با خدای خود همنشین باشد" این همنشینی انا جلیس من ذکرنی.
من میشینم با کسی که یادم میکنه.
حالا ذکر اکبر کجا بود؟
ولذکر الله اکبر بود؟
صلاة.
أقم الصلاة لذکری.
پس بحث صلاة یعنی داره قشنگ موضوع صلاة رو بیان میکنه.
میفرماید: "و با خدای خود همنشین باشد." این همنشینی یعنی ذکر خدا.
یعنی صلاة.
یعنی نمازشو کسی درست کنه.
درست شد؟
چه اتفاقی میفته؟
"نفسه الهی و فرشتهخوی میگردد و قدسی و ملکوتی میشود." اما ریشه این چیست؟
ریشهیابی میکنه حضرت استاد.
خب ریشه این کجاست؟
چگونه عمل کنم که منم ملکوتی و فرشتهخوی بشم، نمازم نماز بشه؟
ایشون میفرماید مراقبت است.
ریشه در مراقبت است.
مراقبه، مراقبه، مراقبه.
اصلا نمیشه رفقا از این در رفتی بیرون شیاطین سرت حمله ور میشن.
ما حداقل رفقا گفتیم حرز عابد و جنه رو پایین و بالا زدن تو خانم و آقایون که حداقل داخل حسینیه نتونن شیاطین بیان.
دیگه از اینجا به بعد با خودتون.
حرز بندی کنید، تعویذ بندی کنید، مصون بدارید خودتون رو، خودمون رو.
از اینجا که رفتی بیرون فقط مراقبه است که به دردت میخوره.
صبح مشارطه.
شرط بندی کنی، شرط بگذاری، برای خودت دستور بگذاری.
شب محاسبه.
حالا بعضیا از صبح تا شب محاسبه میکنند.
شب مؤاقبه.
میافتند به عقاب خودشون.
یعنی برای خودشون تنبیه میگذارند.
شاهدها اینطوری بوده.
اصلا نمیشه رفقا.
محاله.
اصلا روایت داریم.
من لم يحاسب نفسه فليس منا.
کسی که نفسش رو محاسبه نمیکنه یعنی مراقب نیست، مراقب خودش نیست از ما نیست.
چرا میفرماید از ما نیست؟
چون رفته رفته فاصله میگیره و بالاخره خارج میشه از دایره ولایت.
انقدر مهمه.
حالا حضرت استاد بعد ادامه میدن کار ما رو راحتتر میکنن.
خیلی شیرین فرمودن.
عالی.
کا-- میفرماید کارهای دیگر بعد از اینکه میفرماید مراقبه است، اون ریشه است.
بعد میفرماید کارهای دیگر مثل طهارت، عجب حتی طهارت.
بله طهارت، نماز، روزه و غیر همه این تخم سعادت را میپرورانند تا شجره طوبی شود.
حتی طهارت حتی صلاة تو میان کمک که این بذر سعادت رو بپرورانند که بشه شجره طوبی.
بعد ادامه میدن.
باید این شب-- شجره را بپرورانید و به فعلیت برسانید که این شجره ابدیست و از بین رفتنی نیست و خشک نمیشود و ضایع نمیگردد.
بعد اشاره به فرمایش شیخ میکنند.
شیخ الرئیس مطلق که میگن شیخ یعنی شیخ الرئیس.
شیخ میفرماید افرادی در نشئه دنیا در میان خلق هستند که در عالم جبروت فرو رفتهاند.
یک پارچه در حیمان عقلیاند.
اصلاً غرق در عقلاند.
در عالم امیرالمؤمنیناند با امیرالمؤمنین خو کردهاند.
علویاند اصلاً.
خب بعد میفرماید در عین حال که هستند گویا نیستند.
بعد این شعر رو میخونن.
هرگز میان حاضر و غائب شنیدهای؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است.
به به به.
به سار روح بلندش صلوات بفرستید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
ده دقیقه از وقت ما مونده.
اینو یه ذره بازش کنم.
اولاً شجره این بذر سعادت میگه تبدیل به شجره بشه.
بذر کجاست؟
میگه تو خودته.
در وجود خودته.
یعنی اون بذر سعادت در باطن خودت، جای دیگه نگرد.
تو خودت پیداش کن.
به یک معنا میشه همون روح تو.
به یک معنا میشه گفت اون نفس قدسی تو.
البته نه نفس اماره اشتباه نشه.
نفس قدسی، الهی.
به یک معنا میشه فطرت تو.
فطرت الله التي فطر الناس عليها.
همه مردم مفتورند به اون فطرت الهی یا روح اگر بگیم و نفخت فیهم روحی.
به معنای کلی همون ولایته.
ولایت کلیه الهیه در وجود ما بذرش پاچیده شده.
خب این باید تبدیل بشه به چی؟
شجره.
اصلاً اینو بدونید چند جا از تو درس و بحثها از حضرت استاد شنیدیم.
تو هم اصواتشا چون این صحبتهای منو گوش میدن یه سری میگن بابا این سنش قد نمیده.
هی میگه از استاد شنیدیم از استاد شنیدیم انگار که مثلاً دائم همراه استاد...
نه این از اصواتشون موجود هست.
شما هم گوش بدید.
هست.
الحمد لله.
مؤسسه آوای توحید در قم رجوع کنید یا تماس بگیرید.
زیر نظر آیت الله رمضانی از برجستهترین شاگردای حضرت استاد.
چقدرم خوب شاگردان مطبع حتی دختر حضرت استاد هم اونجا برای خانوما البته اصواتی دارن، جلساتی داشتن صوتشون در اختیار میگذارن به خرو، خانوما.
کی بهتر از دختر خود آقا که راهنمون معرفت نفس و مسائل دیگه.
اونجا سو، هر کدوم صوتها رو بخواید در اختیارتون میذارن.
بعد کتابها همون مطالب سنگین و عرشی و غامض و پیچیده رو تو کتابهای همه فهم نوشتن، چاپ کردن.
بگیرید استفاده کنید.
خب من که میگم تو اصوات خب همه امروز مثلاً داشتم مثل باله اون صوت حضرت استاد رو گوش میدادم.
شما هم گوش بدید.
چه دیوونه از دسترسی نیست.
اونجا بارها از حضرت استاد شنیدیم این شجره، این شجره معنای ولایت داره.
تو قرآن میفرماید که شجرة طيبة أصلها ثابت وفرعها في السماء.
این شجره طيبة چیه؟
ولایته.
اهل بیته.
خود ولایت چی بود؟
رفتی تا موازi ذات میشد علم.
پس خودش علمه.
علم معرفته.
خب این تا اینجا پس شجره، اون بذر اولاً در خودته باید بهش آبیاری کنی، بگذاری نسیم، هوا.
حالا اینا رو هم یک یک میگیم در حیث نماز اینا چه معنایی پیدا میکنه؟
در حیثیت صلاة.
نسیم بهش بوزه.
رایحه بالاخره باد، هوا باید باشه که یه درخت رشد کنه.
در عین حال خاک باید باشه این درخت کجا رشد کنه؟
در عین حال حرارت و آفتاب هم باید باشه، آب هم باید باشه.
همه اینها معنا شدن که اگر این چهار عنصر که در من و شما هست مزاج ما برگرفته شده از چیه؟
مزاج ما از این چهار عناصر اصلیه دیگه.
همون امهات أربع که از آبا سبعه اون هفت فلک تأثیر میگرفتن که نتیجهشون میشد موالید فلافه که جماد و نبات و حیوان بود که انسان حیوان ناطق.
که البته حیوان ناطق بودن در حقیقت کامل نیست این تعریف.
جامع نیست بهتره بگیم.
اما حالا بریم جلوتر.
هر کدوم از اینها در حیثیت صلاة یه معنایی پیدا میکنن.
شما وقتی ما دیشب کجا بحث رو روا کردیم؟
در حیث جلال و شروع به کسوت جلالی صلاة که رسیدیم متوقف شدیم اصلاً خب امشب هم فکر میکنم دوباره همینجا متوقف بشیم چون فرصتی دیگه من ندارم.
حالا چه سری درشه ما هنوز به جمال نماز نرسیدیم.
بیشتر البته ما مشکلمون همون جلال نمازه.
جلال صلاة اگر ما رو بگیره خیلی کارها درست بعد میرسونمون به جمال.
ما زودتر رفتیم سراغ جمال.
قربون تو خدا مهربون و اینا بعد نماز رو شوخی گرفتیم.
خدا پسر خالمون شده.
نماز دیگه بغل دستمونه.
در صورتی که قام-- قد قامت الصلاة.
قیامت به پا شده با صلاة.
اصلا صلاة قیامت من و شماست.
وز کشی صورت میگیره در صلاة.
مگر ولایت نیست؟
مگر نگفتیم در همون چند جلسهای که در حلم علی بن موسی الرضا علیه ما صلوات الله سلام گردایه داشتیم صحبت کردیم فکر میکنم باشه هنوز در کانال ferry حلم انا پیام بدید آقا ابوالفضل عزیز که جلو ما نشسته بهتون فکر میکنم اسواتش بعضیاش موجود باشه.
گفتیم همین که مواجه میشی با ولایت قیامتت قیام میکنه.
صلاة هم که حقیقت أقم الصلاة این صلاة حقیقتش ولایت بود دیگه.
وقتی مواجه با صلاة میشی قیامتت قیام میکنه.
برای همین آقای بهجت فرمود تو میتونی با نماز بفهمی حالت چگونه است.
یعنی قیامتت چگونه است.
اصلا قیامته.
مگر پیغمبر عزیز عالم اون شخص رو صدا نزد طرف تو نماز بود؟
همین فرمایش رو هم فکر میکنم در جلسهی اول شرح مصباح الائمه مرحوم ابن فناری حضرت علامه فرمودن.
اینطوری تو ذهنم هست.
خیلی وقت پیش گوش دادم.
ایشون فرمودن روحش شاد که پیغمبر یکی رو صدا زد طرف مشغول na-- الان امام عصر من و شما رو صدا بزنه ما مشغول نماز واجب باشیم چه میکنیم؟
تو ذهنت جواب بده ببینم چی کار میکنیم؟
نماز واجبه دیگه.
میگه آقا امام عصر جا خودش ولی نماز واجبه.
حتما امام عصر شأن نماز رو حفظ میکنه.
نمازتو ادامه میدی اما بیچارهای اگه این کارو بکنی.
نفهمیدی ولایت چیه.
طرف نمازشو ادامه داد.
بعد تازه اومد محضر پیغمبر عذرخواهی کرد گفت ببخشید آقا در نماز بودم.
حضرت فرمود نماز تو رو صدا زد.
من نمازم.
جاییکه این دو تا انگشت مبارکش رو به هم چسبوند، این دو تا انگشتای اشاره دست راست و دست چپ رو به هم چسبوند پیغمبر به این شکل فرمود أنا والقيامة كهاتان من و قیامت مثل این دو تا انگشتم.
به نظر بنده حقیر استنباط بنده است از این روایت.
حضرت به قدر عقول اون اشخاص صحبت کرد و الا دو تا انگشت نشون نمیداد.
یه انگشت نشون میداد.
میفرمود اصلا أنا القيامة همون فرمایشی که امیرالمؤمنین به سلمان فرمود أنا القيامة من قیامتم.
و تو نمازی که میخونی قیامتت قیام میکنه.
حالت چگونه است؟
تو نماز مشخص میشه.
[نفس عمیق] خیلیها این ایام گفتن حاج آقا ما میخوایم شهید شیم.
یه ذکری، یه وردی.
فکر میکنن با ذکر و ورد میشه شهید شد.
نمیدونم چه بساطی پهن شده.
حالا ما یه چند تا هدیه تو بعضی جلسات دادیم یه مقدار فکر میکنم انگار زیاد شده باید سفرهشو جمع کنیم.
بعضیا رو به اشتباه انداخته.
طرف تمام زندگیش به مشکل برخورده، رها کرده زندگیشو.
مشکلات متعدد روحی، جسمی، روانی.
حالا من اسرار شما تو دلم مخفیه.
نمیخوام آبروی کسی رو ببرم.
به صورت کلی دارم عرض میکنم.
خودم از همه گرفتارترم.
جسارت نشه.
حالا مشکلات انواع و اقسام مالی، نمیدونم علمی، خانوادگی، اجتماعی، جسمی، روحی، معنوی همه جور.
بعد میاد میگه حاج آقا بعد یک ساعت فقط طول میکشه این آقا بگه مشکلاتش چیه.
انقدر مشکل داره طفلی.
ما هم دلمون کباب میشه.
فقط میتونیم تو خلوتمون گریه کنیم بگیم خدایا به داد اینا برسه.
فقط دل من جگرم خون میشه.
کاری نمیتونم بکنم که.
من که معجزه بلد نیستم بکنم.
بعد میگه حاج آقا یه ذکری بگه اینا همه، یه ذکر یاد بدید اینا همه برداشته بشن.
چه ذکری من به شما بگم؟
ذکری بالاتر از خودسازی ما نداریم.
ذکر عملی.
و طرف مثلا بنده خدا این شبای میم عزیز دلم، نور چشمم، حافظ قرآن، طلبه، خیلی دوست داشتنی.
حالا مشکلاتی پیش...
براش ایجاد شده بود به بنده گفت من صوت فرستادم.
من وقت نمیکردم واقعا.
من خیلی بتونم تو شبانه روز بخوابم تو این ایام دو ساعت، نه سه ساعت.
اصلا فرصت نمیکنم بخوابم.
حالا توقع دارن عزیزان من سوالاشون هم جواب بدم.
این همه سؤال صوت واقعاً خدا برکت بده به شما و ما.
بعد امروز بالاخره انقدر ایشون اصرار کرد.
دیشب تو یه صوت ایشونو گوش دادم.
دیدم پیش بسیاری از بزرگان رفته که ما جلو اونا جسارت میکنم لنگ میاندازیم.
دستورات گرفته عمل کرده نتیجه هم نگرفته.
حالا سراغ من بیچارهی پوست و استخون.
من گفتم شرمندهام در برابر این اساتید بنده من اصلا حرفی برای گفتن ندارم.
من چی بگم؟
من لالم.
این اشتباهه که از این عالم به اون عالم، آخر هم بیاد سراغ یه بدبخت بیچاره مثل من.
این چه خبره؟
برو در خونه امام زمانت.
ما کاری بهتر از توسل نداریم.
چیزی در این عالم ارزشمندتر از ولایت نداریم.
آقا امام زمانت خونه داره پاشو برو در خونهش.
جمکران.
اصلا رفتن در خونه آقا موضوعیت داره.
چند بار من بگم؟
برو بگو به آقا همینطوری که با من مشکلتو میگی بهتر از این مثل بچهای که به پدرش درد و دل میکنه حرفاتو بزن نماز بخون.
بله چشم.
وقتمون تموم شد.
یه فرمولی رو من بگم که متاسفانه میخواستم حداقل این فرمولو یه وجهش رو بگم.
ده ها وجه داره.
برای اینکه نمازمون بهتر بشه وجه جلالش رو من امشب براتون فقط اینو سرفصلی بنویسید تا حالا هر کدوم از این هفت تا فصلی که به شما میگم یک جلسه میطلبه.
حالا ما که شب هفتممونه کلاً با ظهر عاشورا چهار جلسه دیگه ما داریم با ظهر عاشورا که انشاالله اینجا هستیم چهار جلسه.
این چهار جلسه وقت نمیکنیم مجبوریم کلی بگیم رد شیم.
حالا این سرفصلها اینه وقتی ما میخوایم بریم چرا اصلاً شما هفت تا الله اکبر میگی؟
شش تا مستحب، یه دونه واجب میشه هفت تا قبل از شروع به نماز.
بزرگان فرمودن برای اینکه هر کدوم از این الله اکبرها، یک، یه حجابو برمیداره.
یعنی حجابهای هفتگانه رو یا هفتادگانه یا هفت هزار گانه.
همه جوره اومده.
حالا این حجابها چین؟
وقتی کثرت میگیره بو و رایحه اسما رو داره.
و ما، وما الجنود ربک الا، وما يعلم جنود ربک الا هو.
این جنود، لشکریان الهی، همون اسمااند.
فقط خدا میدونه چقدرند.
این عد-- هفتاد و هفت هزار تا اینام عدد کثرتاند.
اونا هم به یک معنا حجاب میشن برای کسی که حجابهای ظلمانی رو کاملاً کلار زده.
تو بحث لقاءالله این بحث مباحث رو داشتیم اونجا گوش بدید یه مقدار بازش کردیم.
خب این هفت تا، هفت تا الله اکبر این حجابها رو غرق میکنه، برمیداره.
باعث میشه تو بتونی با خدا ارتباط بگیری.
یه وجه دیگهش اینه که این هفت تا الله اکبر هر کدومش کانال رتبههای هفتگانه نفس شما رو یا وجود شما رو باز میکنه.
رمزاند، کد و رمزاند.
کانالو باز میکنه.
اینا چین؟
از بالا که بشماریم بیاییم پایین با من کمک کنید بگید من اشتباه نگم.
حاضر جوابا کجان؟
از عالیترین مرتبه که مرتبه رب وجودی ماست یا حصه وجودی ماست که اون اسمی که اسم اعظم ماست در ما پیاده شده دیشب بحث کردیم.
از اونجا بگیریم اسمش هست سر و سر یا مرتبه بقا.
[مکث] یه رتبه میای پایینتر میشه سر یا مرتبه فنا.
[مکث] یه رتبه میای پایینتر میشه مرتبه احدیت که روحه.
بسیط الحقیقه.
اینا همه تو ما هستا.
سیر معرفت نفس اگه نری اینا رو بیخبری هیچ خبری از وجود خودت نداری.
بعد وقت مرگ میخوان خان-- خودت رو از خودت جدا کنن نمیتونی، سختته.
تو بیخبر بودی.
[مکث] یه رتبه میاد پایینتر میرسی به واحدیت.
اون احدیت بعد واحدیت که مرتبه چیه؟
قلبه.
چه عجیبه که دو تا گفتم.
واحدیت قلب.
یه رتبه میای پایینتر میشه مرتبه عقل یا جبروت.
[مکث] یه رتبه میای پایینتر میشه مرتبه مثال یا ملکوت.
قوه خیالت.
میای پایینتر، پایینتر هم هست؟
هست یا نیست؟
همین که من دارم شما رو میبینم یا شما منو میبینید.
رتبه مادون انزل، دنیا، ناسوت، ماده، تبع، جسم، هر اسم میخوای روش بگذار.
ایناست.
اون هفت تا اینا رو یکی یکی چیکار میکنه؟
کانالهاشون رو باز میکنه.
چگونه؟
باید حوصله کنید بشینیم با هم حرف بزنیم.
همینطوری که نمیشه گفت.
شما وقتی میخواید ورود کنید به نماز یک یک این کد و رمزها شما رو کمک میکنه تا نمازت رو بسازی.
حالا وقتی ما تموم شده انشاالله میگیم دیگه.
هر شب یکیشو دو تاشو، دو تاشو حداقل توی هر شب باید بگیم که جمع شه.
به چه شکل؟
یعنی چی؟
مثلاً مرتبه سر و سر ما، رب وجودی ما، خب اون چگونه میشه باز بشه؟
مگه بسته است؟
بله با حجاب بسته است.
پس چگونه به من فیض میرسه؟
فقط فیضی از این حد میرسه که تو زنده باشی، قادر باشی، قوی باشی، سمعی باشی، بصیر باشی در همین حدی که الان هستی.
در همین دفعه، ولی حجابها نمیگذاره که اون فیض مقدس که رسیده اقدس بهت برسه.
نمیذاره.
حجابها مانع میشه.
رب وجودی تو هم دستش بسته است.
نمیتونه به تو خیر برسونه.
چرا؟
حجاب.
حجاب از گناه پا میشه دیگه، از معصیت، از غفلت، از بیمراقبت بودن، بیمراقبهای.
مثلاً مراقب خودش نیست.
کشت خودشو توی هیئت حضرت زهرا خودشو خرج کرد.
ابی عبدالله خرج شد.
آبروی امام زمان خرج شد.
پاک.
یه دسته گل از هیئت حالا میخواد بره بیرون.
بیخیاله هرچی که جمع کرده راحت دامن تکون میده هرچی داشت میریزه میره.
با یه نگاه از این هیئت رفت بیرون تمام.
با یه نگاه.
نه نگاهش رو کنترل میکنه، نه زبانشو، نه گوششو.
همینطوری.
یه داد سر مادرش میکشه تمام.
شب، ده شب اینجا کشتی خودتو سینه زدی فقط کافیه عف به مادرت بگی، به پدرت بگی تمام.
[مکث] پر طاووسه آقا به کرکس نمیدن که.
نماز هم این شکلیه.
نماز خلاصه همه حقایقه.
خلاصه همه عباداته.
همه چی مندمج شده در صلاته.
[مکث] در صلا شما اجازه داری چیزی بخوری؟
روزه هم هستی.
صوم هم هست.
صوم هم داری.
در صلا شما حج هم انجام میدی.
طواف میکنی.
بحثاش قبلاً گذشته تو فاطمیه فکر کنم گفتم.
چه ربطی با طواف داره صلا.
ذکر هم که داره.
[مکث] ولایت هم که داره.
[مکث] یه صدقه میخواد [مکث] که قبل از نماز اون بچه زرنگها صدقه میذارن کنار ولو کوچهها.
خدا رحمت کنه آقا برجت رو.
نمیدونم کیا دیده بودن ایشونو.
یه پول خرد تو جیبش میذاشت.
اون موقعها سکه های مثلا پنج تا تک تومنی.
بعد این گداهای تو راه یکی یکی بهشون میداد.
میفرمود آقا ولو کم ولی بدید صدقه بدید.
منافذ رو باز میکنه، کدها رو باز میکنه.
حالا من یه مقدار ذهنتون رو باز کردم.
این تازه مرحله چیه؟
این کد و رمزها، اینهایی که من الان شمردم فصول رو، اینا شروع این مراحله که همش بوی جلال داره.
بعد بهتون میگم یعنی چی بوی جلال داره.
بعد حالا تا برسیم به جمال کی بشه خدا میدونه.
[نفس عمیق] یه خواهش کنم من بحثم تموم شده امشب.
یه خواهش کنم بالاخره این شبها ما داریم با هم رفیق میشیم، رفیقتر میشیم، معنوس میشیم، انیس میشیم، اونس میگیریم با هم سر سفره ولایت.
من خواهش میکنم نه وقت خودتون رو بیخود تلف کنید، از من کاری بر نمیاد، نه وقت بنده رو بگیرید.
مشکلاتی که مربوط به مسائل مالی، جسمی، معذرت میخوام ورود اجنه به زندگی که باید با احراز و عوضات انسان خودشو مصون سازی کنه، خودش و خونوادش و آخرالزمانه به شدت در خطریم همه که جدی نگرفتیم خیلیامون و مشکلات نمیدونم ازدواج، کاری یا نمیدونم عرض شود جسمی، روحی، دنیوی هرچی.
همه اینا رو ما تو بحثهای احراز و عوضات گفتیم قبلاً.
وقت خودتونو میگیرید میاید پیش من میگید.
دیگه خواهشا از این مسائل کسی به من نگه.
بنده خدا از شهرهای دور راه میفتن میان اینجا فقط میگه که مثلا من امر ازدواجم گره خورده.
خب عزیز دلم ما اینا رو راههاشو گفتیم از لسان بزرگان اهل معرفت گفتیم.
من چیز دیگهای بلد نیستم.
نه دستم معجزه گره، نه نفسم.
اونچه که بلد بودیم تقدیم کردیم بدون هیچ بخلی.
میرسیم سراغ درس و بحثهامون.
از شما خواهش میکنم از این به بعد سوالاتون اگر کسی از بنده سوال داره سوالای درسی بپرسه، علمی بپرسه.
یه دیشب تو این هفت-- شش شبی که ما با هم بودیم، یه دیشب یه دو سه نفر سؤال علمی پرسیدن من خستگی در رفت.
دم در که وایسته بودیم.
نکته آخر اینکه من خواهش میکنم راستش رو بخواید میخواستم اعلام کنم دیگه به هیچ عنوان سوالات خانومها رو بنده جواب نمیدم.
عزیزانی که تو یا زهرا بودن با من بزرگ شدن، یعنی ما با اونا بزرگ شدیم این سی سال، اگه اشتباه میکنم آقا مهدی عزیزم، برادر، آقا امیر دوستان بگید.
سی سال خانمهای این هیئت جرأت یه پیامک زدن به من نداشتن.
میگفتم مگه خانمتون، مگه شوهرتون نیست؟
مگه داداشتون نیست؟
مگه نمیدونم پسرتون نیست؟
پیامک چه برسه که دم در جلوی منو بگیرن گفت و گو.
هرچی دم در خانمی با من کار داشت با آقایان هیئت میگفتم برید ببینید چی کار داره.
الان افتادیم تو درس و بحث به امید اینکه گره درسی علمی از کسی باز شه ما یه مقدار اجازه دادیم خانومها سوالاشون رو بپرسن اما دیگه داره بد میشه دیگه.
یعنی متأسفانه حرمت همهشون، خواهرای ما، مادرمان، دخترمان بالاخره اینا ناموسمان.
اما بعضیا رعایت نمیکنن.
یعنی دیگه طرف اینقدر نزدیک من شده چادرش برخورد میکنه به دست من.
این شریعتو تا این حد شما رعایت نمیکنی.
چند بار هم میگم آقا خواهشا یه مقدار فاصله بگیرید.
میخواستم کلاً سؤال خانومها رو جواب دادن تعطیل کنیم.
س-- ترسیدم حقیقتش از حضرت علامه ترسیدم.
گفتم بار رو دوش شما گذاشته.
چقدر این خانوما رفتن سر مزار آقا بعد خواب آقا رو دیدن، حضرت استاد.
مثلا یه حرفایی نزنیم بوی دعوت به خود ازش بیاد.
انداختنشون تو دام علامه و این کتابها رو بعد از سر، سر از کانال ما درآوردن.
سالان کانال یا زهرا نبنده بیچاره.
خب بنده من جوابگو نباشم.
استخاره زدم که این کارو انجام بدم کلاً تعطیلش کنم مثل سی سال گذشته، خیلی بد اومد.
اون جریان لهیه گرفتن، ریش گرفتن حضرت موسی ریش برادرشو گرفت.
گفتم یا ابلفضل ریشکشی راه میفته اینجا.
[خنده] خواهشا اینا رو رعایت کنید.
بذارید رفاقت ما، دوستی ما، انس ما با هم تااا قیام امام حسین ادامه پیدا کنه.
انشاالله.
بده خ-- خوش نمیگذره به ما این شبا با هم این.
چقدر صفا میکنیم.
در صورتی که رعایت بشه.
بنده رو همینی که هستم ببینید.
نه پایینتر از این اهانت به من کنید که مثل یه سری تا یه جمله حرف میزنم سریع شروع میکنند آی دوباره این آقا شروع کرد و ادعاها شروع شده.
دروغگو فلان و فالگیر و رمال.
نه این، نه اون که ما رو ببرید تا جایی که میاد مثلا یه جوره آب به ما میده حاجی آقا یه دم بزن تو این آب مثلا.
این صفای قلبیشه ها.
حسن ظنش به منه.
همونم جواب میگیره.
حسن ظنش جواب میده بهش.
نه من، نفس من نیست.
چی کار کنم؟
نفس بزنم تو این آب شفا بگیره؟
میگه حاجی شفا داد.
نزنم میگه تکبر کرد.
نفس بزنم کافیه یکی این عکسو بگیره بفرسته تو فضای مجازی.
حاجی آقا شروع کرده آب دعا بازی و نمیدونم نفس زدن و فلان.
والا به خدا.
کدوم یکیتون تا حالا بعد از این جلسات از من دعا گرفتید؟
هرز برای کسی دعایی مثلا نشستم هرز براتون بشنوم؟
اهدی.
هیچکدوم.
سی سالههاتون که با همیم.
بعد پر شده همه جا که جلسهای که تو لواسون آخرین جلسه که بودیم، این درد و دلای منو خواهشا گوش بدید ما حتی تو کانالم بمونه دیگران هم بشنون چون برنامه دارن.
چقدر دارن میگن آقا حاجی آقا به حاجی آقا بگید ما داریم از اردبیل میایما.
داریم از نمیدونم خوزستان میایما.
از دور افتاده ترین جاهای دار-داریم میایما.
حاجی آقا خودشو آماده کنه برای سؤال و جواب و فلان.
قربونتون برم اینا با این شروطی که بنده گفتم در خدمتم.
آخرین جلسهای که لحاظون داشتیم مثل سازمان تبلیغات شرق تهران اومده بود یه روحانی بسیار باصفا، نورانی، ریش سفید.
چرا اومده بود ایشون؟
البته بعداً با هم رفیق شدیم از ما دعوت کرد.
اومد جلسه رو دید.
اصلاً دید فضا متفاوته.
انقدر که گفته بودن این آقا نشسته دکان بازار راه انداخته و دورش جمع میشن بعد از جلسه برای این دعا مینویسه، برای اون دعا مینویسه.
دعانویسی راه انداخته، فعالگیری میکنه، یه چیز.
بدتر از اون که اصلاً کاشف به عمل اومد یه بنده خدایی راه افتادن پول از خلق الله گرفتن.
گفتن پول بدید ما از حاج آقا براتون وقت بگیریم.
عجب بابا!
چه خبره؟
نمیدونم این چه اتفاقی تو اینه.
بعد همه هم بچه مذهبی.
ما که دم دستیم که لولو خور خورم نیستیم در خدمت شماییم.
پول چیه؟
این حرفا چیه؟
چی بگیم ما این درد دلا رو یه شب باید میگفتیم دیگه قربونتون برم.
خیلی طول کشید.
ببخشید یه ده دقیقه هم ما درد و دل کردیم.
اجازه داشتم بعد از هفت شب یه ده دقیقه من بیشتر وقت بگم درد و دل کنم یا نه؟
ها؟
ناراحت نشدید که.
اگه ناراحت نشدید خداوکیلی اگه شدید آروم، اگه نشدید بلند صلوات بفرستید.
[صدای صلوات] الحمد لله اللهم صل على محمد.
[صدای صلوات] خیر ببینید انشاالله.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم...
خواهشی هم دارم خواهشا به روضه خودتون رو برسونید.
حیفا.
این روضه نمکش باید بشه این حرفا رو خوب بفهمید.
تقریباً نصف جمعیت موقع سخنرانی میان.
این اشتباهه.
روضه نمکش این کارو میکنه که اون حرفا به جانت بشینه.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات.
اللهم صل على محمد آ Last.