ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 015

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

معنای عبادت و راز نیت

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین. الحمد لله على کل نعمہ و اسال الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. ان‌شاءالله عزیز زهرا هر کجا هستندد حالشون خوب باشد و از صائب در این شب پر از حزن و اندوه همه ما را دعا کنن صلواتی خط بفرمایند. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. پیش از اینکه بریم سراغ درس و بحث هامان به چند لحظه پیرامان مسائل مهم روز صحبت کنیم. در لواسون که بودیم جلسه‌ی پیش در سیر سلوک حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمة یک صدایی را گذاشتیم پیرامان مذاکره از لسان رهبر عزیز و شهیدمان.

ما مقدار جامع‌ترشو تهیه کردیم که ما را چندین ساله هم که پشت سر هم سال‌های متمادی از حدود سال هفتاد و هفت تقریبا بیا تا چند ماه قبل از شهادت هر جا پیرامان مذاکره چیزی فرموده ما این‌ها را بازخوانی کردیم که امشب میگذاریم پخش شود. شما لذت ببرید و خوب این نکته اهمیت دارد. بعد نکته‌ای را می‌خواهم بگویم. مصاحبه روح بلندشون تا گوش میدید صلوات خط کنید. امروز در دنیا دارند اینجور در تبلیغات خودان شایع می‌کننددد که ملت ایران یک مشکلاتی دارندد. راه حل این مشکلات و کلید این مشکلات هم این است که بیاید با آمریکا مذاکره کنه. فایده‌ی قابل ذکری برایی ملت ایران ندارد مذاکره. البته ضررهایی دارد که بعد گفته می‌شود.

غلط است که کسی خیال کند که اگر چنانچه ما مذاکره کردیم، محاصره‌ی اقتصادی نمی‌دانم قانون داماد در یا چه یا چه از بین خواهد رفت. یک قده‌ای از مدعیان سیاست و فهم هست. جای تاسف است واقعاً با چنین کسی که اینجور صریحاً می‌گوید که می‌خواهم علیه نظام اسلامی و علیه خواست ملت ایران می‌خواهم فعالیت کنم، عمل کنم، بودجه می‌گذارند برایی برایندازی. مذاکره با این طرف خیانت است. هم خیانت است هم حماقت است. من هیچ‌وقت به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودم. نه از باب یک توهم، بلکه از باب تجربه. خواهید دید که این تجربه ما از کجا حاصل شده. این را هم ما گفتیم که توافق نکردند بهتر از توافق بد است. گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید. وقتی خرش از پل گذشت بر می‌گردد به ریخ شما می‌خندد.

روزه و تربیت نفس

کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور است. یعنی یک چیزی بدی یک چیزی بگیری. آنی که در این معامله مورد نظر اوست درست نقاط قوت جمهوری اسلامی است. نمی‌گویند بیایید مذاکره کنیم راجع به آب و هوا، راجع به منابع طبیعی، راجع به محیط زیست. می‌گویند بیایید مذاکره کنیم درباره سلاح دفاعی شما. عمق راهبردی ما در منطقه خیلی مهمه. عمق راهبردی، سیاسی و امنیتی چیز اساسی است برایی حیات همه دولت‌ها و ملت‌ها. و ما به حمدالله عمق راهبردی‌مان خیلی خوبه در منطقه. می‌گویند بیایید را مسائل منطقه صحبت کنیم. یعنی شما عمق راهبردی‌تون را از دست بدید. بنابرایین اصل مذاکره غلطه. مذاکره با کسی که آدم حسابی باشد غلطه. حالا این‌ها که آدم حسابی هم نیستند. شرط پیشرفت اینه که آمریکایی‌ها نزدیک نیان.

باید آمریکایی‌ها نزدیک نشن. هر جا آمریکایی‌ها پا گذاشتند یا جنگ شد یا برایدرکشی شد یا فتنه شد یا استثمار شد، استعمار شد، تحقیر شد. مذاکره با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد. اینجور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشت میز مذاکره با آن دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل می‌شود. از با مذاکره با آمریکا هیچ مشکلی حل نمی‌شود. با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد. مذاکره کردند عاقلانه نیست، خردمندانه نیست، شرافتمندانه نیست. مواضع ما همه بدانند مواضع ما همان مواضعی است که بود دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم همانی‌ست که بود. برایی روح بلندش صلوات خد کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

دوستان برایی اینکه من نکته‌ای را بگویم خدمتتون پس از استماع بیانات شریف رهبر شهیدمان، یک مقدمه کوچولو بچینم خیلی کوتاه. عزیزان توجه داشته باشید که هرچی می‌رویم جلوتر و به ظهور نزدیک‌تر می‌شویم یکی از اسماء حضرت حق جلوه‌ش بیشتر می‌شود. الان ما در سایه اسم الظاهر حضرت حق داریم نفس می‌کشیم. لذا باطن‌ها در یک کن و یک پرده‌ای‌ست. کسی از باطن دیگری خیلی ر ندارد. اما چون هرچی می‌رویم به سمت ظهور و آخرالزمان این غربال‌ها بیشتر می‌شود، غربال‌ها چی کار می‌کننددد؟ باطن‌ها را آشکار می‌کننددد. یوم تبلی السرائر فقط در خصوص روز قیامت‌ست نیست ها اشتباه نشه. آن وجه صغراش در نزدیکی ظهور و هنگام ظهور رخ میدهد. یعنی داشته‌ها، آنچه که در درون ماست ما في الظاهر می‌ریزد بیرون. یوم تبلی السرائر وجه صغراش قبل ظهور و هنگام ظهوره.

نماز، حضور و ولایت

حالا وجه أعظمش و آن کبرایش می‌شود قیامت. آن چیزهایی که بعضاً خودتم ازش ر نداشتی می‌ریزد بیرون. خودت را یک پارچه غرق در ولایت میدیدی و می، می‌دانستی. یواش یواش می‌بینی که داری مواضعی را می‌گیری که مخالف با ولایت ولی اماره و این از همان باطنت دارد ناشی می‌شود. منتشر شده از باطنت، از جای دیگر‌ای نیومده از باطنت منتشر شده. حالا هرچی که می‌رویم جلوتر چرا دارد این الباطن ظهور می‌کند؟ به جهت اینکه قراره حکومت توحیدی در سرتاسر دنیا شکل بگیره. کسی که ذره‌ای زاویه با ولایت دارد اصلاً صلاحیت کارگذاری و مسئولیت در آن حکومت توحیدی را ندارد.

و این حکومت را هم که به فرمایش خود حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه و الرضوان همین حکومت تشکیل حکومت اسلامی تنها حکومت شیعی بعد از حکومت اهل بیت، امیرالمؤمنین حدود پنج سال و نیم و امام حسن حدود شش ماه. این اولین حکومت، تشکیل اولین حکومت شیعی‌ست. به قول حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه و الرضوان این بین الطلوعین ظهور ست. لذا توجه داشته باشید در همین حکومت هم بر اثر غربال‌ها چنان باطن‌ها ظهور می‌کند که هر کسی لیاقت ندارد که هرچی که می‌رویم جلوتر و به ظهور نزدیک‌تر می‌شویم زمامدار مسئولیتی در این نظام توحیدی باشد. و شما حالا دیگر خود ران می‌گوید در خود حدیث مفصل یا صد حدیث مفصل بخوان از این مجمل. ببین چقدر آدم‌ها که اول انقلاب همراه ولایت بودند الان نیستند یا دارند فاصله می‌گیرندد.

حالا من اسم نمی‌خواهم ببرم خود ران دیگر مهک بزنید دیگر نگاه کنید. در همین الانش، در همین موقعیت فعلی چقدر آدما یواش یواش دارند فاصله می‌گیرند. ما تازه داریم به فهمیم که البته می‌گفتیم اولین کسانی که فریاد زدن خود ما بودیم. همین هیئت یا زهرا بود بر علیه مذاکرات فریاد زدن. از طرف خیلی‌ها تهدید شدیم به تعطیلی جلسات و در حقیقت برخورد با شخص بنده. اصلاً مغایر میدیدیم با آن نصوص فکری ولایت که بعد الان دیدیم این پیام آخری که حضرت دادندد دیدیم کاملاً مغایر بوده. حتی حضرت خدا حفظشون کنه فرموده بودند که نه به صلاح دنیا شماست نه آخرت شما. بعدم انگ دیکتاتوری که می‌زنندد نانجیبا. و البته اجازه خطا بدهد تا خودمان سرمان به سنگ بخوره.

داستان‌ها و شاهدهای تاریخی

حالا نمی‌دانم این مسئولین ما تا کی می‌خواهد سرشون به سنگ بخوره و من نمی‌دانم کی از خواب خرگوشی نه می‌خواهند بیدار شن که اخیرا شنیدیم متاسفانه حالا نمی‌خواهم اسم ببرم فضای ملکوتی جلسه آلوده نشه. رگزاری اگر رصد کرده باشید می‌دانید چین حرفو زده که آره آمریکا دیگر آن آمریکا قبلی نیست. اصلاً فرق کرده تا ما گفتیم حاضر شده امضا بزنه. در بهتر آمریکا را می‌فهمی یا رهبر عزیز که دشمن شناسیش یعنی اهدی تراز دشمن شناسیش به رهبر شهید ما نرسید و این خلف صالحش هم که الحمد لله دقیقاً مثل آن. بیاید بیرون از این خواب‌های خرگوشی. ما تا می‌توانیم باید فریاد بزنیم. اول دو تا نکته بگم این بحث را جمع کنم. چون هرچی به ظهور نزدیک می‌شویم اسم الباطن دارد ظهور می‌کند. این باطن‌ها باید پاک باشد.

باطن‌هامان را پاک کنیم با تخم سعادت، آن بذر سعادت که مراقبه ازش مراقبت می‌کند. مراقبه، مراقبه، مرا-مراقبه که حالا گفته می‌شود طلیعه بحث صلاتمان. دو اینکه فریاد بزنیم از اهری هم نترسیم با حفظ حرمت در هر حال مسئولین‌مان که منتمردم هستند تا اینکه رهبر عزیز حرمتشون را حفظ کرده. من حتی نه به یک معنا می‌شود گفت یک پیشنهادی دارم حتی اگر شود پایگاه‌های نه ملت مبعوث شده، ما ببینیم امت مبعوث شده. بسیاری در خارج از کشور مبعوث شدن و فقط کشور خودمان. کشور خودمان باشد میگیم ملت مبعوث شده. اما پایگاه‌های امت مبعوث شده راه بیفتد مثل پایگاه‌های بسیج بود زمان جنگ راه افتاد چقدر کار رسید برایی انقلاب. پایگاه‌های امت مبعوث شده راه بیفتد. مطالبه‌گری که در پیام آخر م بود.

مطالبه‌گری از همین مذاکرات و بسیار دیگر مبعوث شدید یعنی رسالت آمده را دوش شما. کسی شونه خالی نکنه، خسته نشه. خسته بشی ببخشید عذرخواهی می‌کنم یعنی آن اسم الباطن در شما جلوه کرده، داری خود را نشون میدی جسارتا. الان بارها آنطوری سنگینه مثل آن موقع نیست. بارهای سنگین را گرده‌ها در راهه. فقط ما یک مقدار هزینه‌مان بیشتر می‌شود تا برسیم به آن بزنگاه‌ها. در راهه خودمان را آماده کنیم و اول از همه خودمان را به پایین بعد هم فریاد بزنیم. توی این حدود یک، یک ربعی که فرصت دارم برم سر وقت موضوع صلاة. پیش از اینکه شروع کنم بحث صلاة را یک فرمایشی را از حضرت استاد برایتون می‌خونم، کیف کنید. او می‌فرماید حضرت : "اگر انسان با ملکوت و عالم فرشتگان" عالم فرشتگان کجاست؟ حالا می‌توانید وجه کلی بگیرید یعنی کلاً باطن عالم.

رابطهٔ ظاهر شریعت و باطن آن

نه هم می‌توانید مرحله بگیرید ملکوت عالم مثال، رتبه مثال یعنی قوه خیالت پاک باشد که بتونی با مثال بیرون از خودت ارتباط بگیری به این شکل و ارشاد عالم فرشتگان هم که می‌شود عالم عقول یا جبروت احسن. بعد این‌گونه بیشتر می‌آید که به او با فحوای صحبت حضرت استاد که دارد مرحله‌بندی‌ها را می‌گوید تا بصورت کلی. چون بعدش بلافاصله می‌فرماید و عالم اله. ببین بعد از جبروت می‌شود عالم اله، واحدیت، الهیت، ربوبیت که قلب ما جنسش از آنجاست. "اگر انسان با ملکوت و عالم فرشتگان و عالم اله و با خدای خود هم‌نشین باشد" این هم‌نشینی انا جلیس من ذکرنی. من می‌شینم با کسی که یادم می‌کند. پس بحث صلاة یعنی دارد قشنگ موضوع صلاة را بیان می‌کند. می‌فرماید: "و با خدای خود هم‌نشین باشد." این هم‌نشینی یعنی ذکر خدا.

"نفسه الهی و فرشته‌خوی می‌گردد و قدسی و ملکوتی می‌شود." اما ریشه این چیست؟ ریشه‌یابی می‌کند حضرت استاد. چگونه عمل کنم که منم ملکوتی و فرشته‌خوی بشم، نمازم نماز شود؟ اصلا نمی‌شود از این در رفتی بیرون شیاطین سرت حمله ور می‌شوند. ما حداقل گفتیم حرز عابد و جنه را پایین و بالا زدن در خانم و یون که حداقل داخل حسینیه نتونن شیاطین بیان. دیگر از اینجا به بعد با خود ران. حرز بندی کنید، تعویذ بندی کنید، مصون بدارید خود ران رو، خودمان رو. از اینجا که رفتی بیرون فقط مراقبه است که به دردت می‌خورد. شرط بندی کنی، شرط بگذاری، برایی خودت دستور بگذاری. حالا برخی از صبح تا شب محاسبه می‌کننددد. یعنی برایی خودان تنبیه می‌گذارند. من لم يحاسب نفسه فليس منا. کسی که نفسش را محاسبه نمی‌کند یعنی مراقب نیست، مراقب خود نیست از ما نیست.

چون رفته رفته فاصله می‌گیرد و سرانجام خارج می‌شود از دایره ولایت. حالا حضرت استاد بعد ادامه میدن کار ما را راحت‌تر می‌کنندد. می‌فرماید کارهای دیگر بعد از اینکه می‌فرماید مراقبه است، آن ریشه است. بعد می‌فرماید کارهای دیگر مثل طهارت، عجب حتی طهارت. بله طهارت، نماز، روزه و غیر همه این تخم سعادت را می‌پرورانند تا شجره طوبی شود. حتی طهارت حتی صلاة در میان کمک که این بذر سعادت را بپرورانند که شود شجره طوبی. باید این شجره را بپرورانید و به فعلیت برسانید که این شجره ابدی‌ست و از بین رفتندی نیست و خشک نمی‌شود و ضایع نمی‌گردد. بعد اشاره به فرمایش شیخ می‌کننددد. شیخ الرئیس مطلق که می‌گویند شیخ یعنی شیخ الرئیس. شیخ می‌فرماید افرادی در نشئه دنیا در میان خلق هستندد که در عالم جبروت ف را رفته‌اند. یک پارچه در حیمان عقلی‌اند.

راه بازگشت به خدا

در عالم امیرالمؤمنین‌اند با امیرالمؤمنین خو کرده‌اند. بعد می‌فرماید در عین حال که هستندد گویا نیستند. بعد این شعر را می‌خواهندندد. هرگز میان حاضر و غائب شنیده‌ای؟ من در میان جمع و دلم جای دیگر است. به سار روح بلندش صلوات بفرستید. اولاً شجره این بذر سعادت می‌گوید تبدیل به شجره شود. یعنی آن بذر سعادت در باطن خودت، جای دیگر نگرد. به یک معنا می‌شود همان روح در. به یک معنا می‌شود گفت آن نفس قدسی در. البته نه نفس اماره اشتباه نشه. به یک معنا می‌شود فطرت در. فطرت الله التي فطر الناس عليها. همه مردم مفتورند به آن فطرت الهی یا روح اگر بگوییم و نفخت فیهم روحی. ولایت کلیه الهیه در وجود ما بذرش پاچیده شده. اصلاً اینو بدونید چند جا از در درس و بحث‌ها از حضرت استاد شنیدیم.

در هم اصواتشا چون این صحبت‌های مرا گوش میدن یک سری می‌گویند بابا این سنش قد نمیده. هی می‌گوید از استاد شنیدیم از استاد شنیدیم انگار که برایی نمونه دائم همراه استاد. نه این از اصواتشون موجود هست. مؤسسه آوای توحید در قم رجوع کنید یا تماس بگیرید. زیر نظر آیت الله رمضانی از برجسته‌ترین شاگردای حضرت استاد. چقدرم خوب شاگردان مطبع حتی دختر حضرت استاد هم آنجا برایی خانوما البته اصواتی دارند، جلساتی داشتن صوتشون در اختیار میگذارن به خرو، خانوما. کی بهتر از دختر خود که راهنمان معرفت نفس و مسائل دیگر. آنجا سو، هر کدوم صوت‌ها را بخواید در اختیارتون میذارن. بعد کتاب‌ها همان مطالب سنگین و عرشی و غامض و پیچیده را در کتاب‌های همه فهم نوشتن، چاپ کردند.

من که می‌گویم در اصوات همه امروز برایی نمونه داشتم مثل باله آن صوت حضرت استاد را گوش می‌دادم. آنجا بارها از حضرت استاد شنیدیم این شجره، این شجره معنای ولایت دارد. در قرآن می‌فرماید که شجرة طيبة أصلها ثابت وفرعها في السماء. رفتی تا موازi ذات میشد علم. این تا اینجا پس شجره، آن بذر اولاً در خودت باید به او آبیاری کنی، بگذاری نسیم، هوا. حالا این‌ها را هم یک یک میگیم در حیث نماز این‌ها چه معنایی پیدا می‌کند؟ رایحه سرانجام باد، هوا باید باشد که یک درخت رشد کنه. در عین حال خاک باید باشد این درخت کجا رشد کنه؟ در عین حال حرارت و آفتاب هم باید باشد، آب هم باید باشد. همه این‌ها معنا شدن که اگر این چهار عنصر که در من و شما هست مزاج ما برگرفته شده از چیست؟ مزاج ما از این چهار عناصر اصلیه دیگر.

معنای عبادت و راز نیت

همان امهات أربع که از آبا سبعه آن هفت فلک تأثیر می‌گرفتند که نتیجه‌شون میشد موالید فلافه که جماد و نبات و حیوان بود که انسان حیوان ناطق. که البته حیوان ناطق بودن در حقیقت کامل نیست این تعریف. هر کدوم از این‌ها در حیثیت صلاة یک معنایی پیدا می‌کنندد. شما وقتی ما دیشب کجا بحث را روا کردیم؟ در حیث جلال و شروع به کسوت جلالی صلاة که رسیدیم متوقف شدیم اصلاً امشب هم فکر می‌کنم دوباره همینجا متوقف شویم چون فرصتی دیگر من ندارم. حالا چه سری درشحه ما هنوز به جمال نماز نرسیدیم. بیشتر البته ما مشکلمان همان جلال نمازه. جلال صلاة اگر ما را بگیره خیلی کارها درست بعد می‌رسونماند به جمال. قربون در خدا مهربون و این‌ها بعد نماز را شوخی گرفتیم. در صورتی که قد قامت الصلاة. اصلا صلاة قیامت من و شماست. وز کشی صورت می‌گیرد در صلاة.

مگر نگفتیم در همان چند جلسه‌ای که در حلم علی بن موسی الرضا علیه ما صلوات الله سلام گردایه داشتیم صحبت کردیم فکر می‌کنم باشد هنوز در کانال حلم انا پیام بدید ابوالفضل عزیز که جلو ما نشسته بهتون فکر می‌کنم اسواتش برخیش موجود باشد. گفتیم همین که مواجه میشی با ولایت قیامتت قیام می‌کند. صلاة هم که حقیقت أقم الصلاة این صلاة حقیقتش ولایت بود دیگر. وقتی مواجه با صلاة میشی قیامتت قیام می‌کند. برایی همین ی بهجت فرمود در می‌توانی با نماز بفهمی حالت چگونه است. مگر پیغمبر عزیز عالم آن شخص را صدا نزد طرف در نماز بود؟ همین فرمایش را هم فکر می‌کنم در جلسه‌ی اول شرح مصباح الائمه مرحوم ابن فناری حضرت علامه فرمودند.

او فرمودند روحش شاد که پیغمبر یکی را صدا زد طرف مشغول الان امام عصر من و شما را صدا بزنه ما مشغول نماز واجب باشیم چه می‌کنیم؟ در ذهنت جواب بدهد ببینم چی کار می‌کنیم؟ می‌گوید امام عصر جا خود ولی نماز واجبه. حتما امام عصر شأن نماز را حفظ می‌کند. نماز در ادامه میدی اما بیچاره‌ای اگر این کا را بکنی. بعد تازه آمد محضر پیغمبر عذرخواهی کرد گفت ببخشید در نماز بودم. حضرت فرمود نماز در را صدا زد. جاییکه این دو تا انگشت مبارکش را به هم چسبوند، این دو تا انگشتای اشاره دست راست و دست چپ را به هم چسبوند پیغمبر به این شکل فرمود أنا والقيامة كهاتان من و قیامت مثل این دو تا انگشتم. به نظر بنده حقیر استنباط بنده است از این روایت. حضرت به قدر عقول آن اشخاص صحبت کرد و الا دو تا انگشت نشون نمی‌داد.

روزه و تربیت نفس

می‌فرمود اصلا أنا القيامة همان فرمایشی که امیرالمؤمنین به سلمان فرمود أنا القيامة من قیامتم. و در نماضی که می‌خونی قیامتت قیام می‌کند. خیلی‌ها این ایام گفتند حاج ما می‌خوایم شهید شیم. فکر می‌کنندد با ذکر و ورد می‌شود شهید شد. نمی‌دانم چه بساطی پهن شده. حالا ما یک چند تا هدیه در بعضی جلسات دادیم یک مقدار فکر می‌کنم انگار زیاد شده باید سفره‌شو جمع کنیم. برخی را به اشتباه انداخته. طرف تمام زندگیش به مشکل برخورده، رها کرده زندگیشو. مشکلات متعدد روحی، جسمی، روانی. حالا من اسرار شما در دلم مخفیه. نمی‌خواهم آبروی کسی را ببرم. به صورت کلی دارم گفته می‌شود. حالا مشکلات انواع و اقسام مالی، نمی‌دانم علمی، خانوادگی، اجتماعی، جسمی، روحی، معنوی همه جور. بعد می‌آید می‌گوید حاج بعد یک ساعت فقط طول می‌کشد این بگوید مشکلاتش چیست.

فقط می‌توانیم در خلوتمان گریه کنیم بگوییم خدایا به داد این‌ها برسه. فقط دل من جگرم خون می‌شود. من که معجزه بلد نیستم بکنم. بعد می‌گوید حاج یک ذکری بگوید این‌ها همه، یک ذکر یاد بدید این‌ها همه برداشته بشن. ذکری بالاتر از خودسازی ما نداریم. و طرف مثلا بنده خدا این شبای میم عزیز دلم، نور چشمم، حافظ قرآن، طلبه، خیلی دوست داشتنی. برایش ایجاد شده بود به بنده گفت من صوت فرستادم. من خیلی بتونم در شبانه روز بخوابم در این ایام دو ساعت، نه سه ساعت. حالا توقع دارند عزیزان من سوالاشون هم جواب بدم. این همه سؤال صوت واقعاً خدا برکت بدهد به شما و ما. بعد امروز سرانجام آن‌قدر او اصرار کرد. دیشب در یک صوت اوو گوش دادم. دیدم پیش بسیاری از بزرگان رفته که ما جلو آن‌ها جسارت می‌کنم لنگ می‌آینددازیم.

دستورات گرفته عمل کرده نتیجه هم نگرفته. حالا سراغ من بیچاره‌ی پوست و استخون. من گفته شد شرمنده‌ام در برایبر این اساتید بنده من اصلا حرفی برایی گفتند ندارم. این اشتباهه که از این عالم به آن عالم، آخر هم بیاید سراغ یک بدبخت بیچاره مثل من. ما کاری بهتر از توسل نداریم. چیزی در این عالم ارزشمندتر از ولایت نداریم. امام زمانت خونه دارد پاشو ب را در خونه‌ش. اصلا رفتند در خونه موضوعیت دارد. ب را بگو به همین‌گونه که با من مشکل در میگی بهتر از این مثل بچه‌ای که به پدرش درد و دل می‌کند حرفا در بزن نماز بخون. یک فرمولی را من بگم که متاسفانه می‌خواستم حداقل این فرمولو یک وجهش را بگم.

نماز، حضور و ولایت

برایی اینکه نمازمان بهتر شود وجه جلالش را من امشب برایتون فقط اینو سرفصلی بنویسید تا حالا هر کدوم از این هفت تا فصلی که به شما می‌گویم یک جلسه می‌طلبد. حالا ما که شب هفتم‌مانه کلاً با ظهر عاشورا چهار جلسه دیگر ما داریم با ظهر عاشورا که انشاالله اینجا هستیم چهار جلسه. این چهار جلسه وقت نمی‌کنیم مجبوریم کلی بگوییم رد شیم. حالا این سرفصل‌ها اینه وقتی ما می‌خوایم بریم چرا اصلاً شما هفت تا الله اکبر می‌گی؟ شش تا مستحب، یک دونه واجب می‌شود هفت تا قبل از شروع به نماز. بزرگان فرمودند برایی اینکه هر کدوم از این الله اکبرودا، یک، یک حجابو برمی‌دارد. یعنی حجاب‌های هفتگانه را یا هفتادگانه یا هفت هزار گانه. وقتی کثرت می‌گیرد بو و رایحه اسما را دارد. و ما، وما الجنود ربک الا، وما يعلم جنود ربک الا هو.

این جنود، لشکریان الهی، همان اسمااند. این هفتاد و هفت هزار تا این‌هام عدد کثرت‌اند. آن‌ها هم به یک معنا حجاب می‌شوند برایی کسی که حجاب‌های ظلمانی را کاملاً کلار زده. در بحث لقاءالله این بحث مباحث را داشتیم آنجا گوش بدید یک مقدار بازش کردیم. این هفت تا، هفت تا الله اکبر این حجاب‌ها را غرق می‌کند، برمی‌دارد. باعث می‌شود در بتونی با خدا ارتباط بگیری. یک وجه دیگر‌ش اینه که این هفت تا الله اکبر هر کدومش کانال رتبه‌های هفتگانه نفس شما را یا وجود شما را باز می‌کند. از بالا که بشماریم بیاییم پایین با من کمک کنید بگویید من اشتباه نگم. از عالی‌ترین مرتبه که مرتبه رب وجودی ماست یا حصه وجودی ماست که آن اسمی که اسم اعظم ماست در ما پیاده شده دیشب بحث کردیم. از آنجا بگیریم اسمش هست سر و سر یا مرتبه بقا.

یک رتبه میای پایین‌تر می‌شود سر یا مرتبه فنا. یک رتبه میای پایین‌تر می‌شود مرتبه احدیت که روحه. سیر معرفت نفس اگر نری این‌ها را بی‌ری هیچ ری از وجود خودت نداری. بعد وقت مرگ می‌خواهند خودت را از خودت جدا کنن نمی‌توانی، سختته. یک رتبه می‌آید پایین‌تر می‌رسی به واحدیت. آن احدیت بعد واحدیت که مرتبه چیست؟ چه عجیبه که دو تا گفته شد. یک رتبه میای پایین‌تر می‌شود مرتبه عقل یا جبروت. یک رتبه میای پایین‌تر می‌شود مرتبه مثال یا ملکوت. میای پایین‌تر، پایین‌تر هم هست؟ همین که من دارم شما را می‌بینم یا شما مرا می‌بیند. رتبه مادون انزل، دنیا، ناسوت، ماده، تبع، جسم، هر اسم می‌خوای روش بگذار. آن هفت تا این‌ها را یکی یکی چه کار می‌کند؟ کانال‌هاشون را باز می‌کند. باید حوصله کنید بشینیم با هم حرف بزنیم.

داستان‌ها و شاهدهای تاریخی

شما وقتی می‌خواید ورود کنید به نماز یک یک این کد و رمزها شما را کمک می‌کند تا نمازت را بسازی. حالا وقتی ما تموم شده انشاالله میگیم دیگر. هر شب یکیشو دو تاشو، دو تاشو حداقل توی هر شب باید بگوییم که جمع شه. برایی نمونه مرتبه سر و سر ما، رب وجودی ما، آن چگونه می‌شود باز شود؟ پس چگونه به من فیض می‌رسد؟ فقط فیضی از این حد می‌رسد که در زنده باشی، قادر باشی، قوی باشی، سمعی باشی، بصیر باشی در همین حدی که الان هستی. ولی حجاب‌ها نمی‌گذارد که آن فیض مقدس که رسیده اقدس بهت برسه. رب وجودی در هم دستش بسته است. نمی‌تواند به در خیر برسونه. حجاب از گناه پا می‌شود دیگر، از معصیت، از غفلت، از بی‌مراقبت بودن، بی‌مراقبه‌ای. برایی نمونه مراقب خود نیست. کشت خودو توی هیئت حضرت زهرا خودو خرج کرد.

یک دسته گل از هیئت حالا می‌خواهد برود بیرون. بی‌خیاله هرچی که جمع کرده راحت دامن تکون می‌دهد هرچی داشت می‌ریزد می‌رود. با یک نگاه از این هیئت رفت بیرون تمام. نه نگاهش را کنترل می‌کند، نه زبانشو، نه گوششو. یک داد سر مادرش می‌کشد تمام. شب، ده شب اینجا کشتی خود را سینه زدی فقط کافیه عف به مادرت بگی، به پدرت بگی تمام. پر طاووسه به کرکس نمی‌دهند که. همه چی مندمج شده در صلاته. در صلا شما اجازه داری چیزی بخوری؟ در صلا شما حج هم انجام میدی. بحثاش قبلاً گذشته در فاطمیه فکر کنم گفته شد. یک صدقه می‌خواهد که قبل از نماز آن بچه زرنگ‌ها صدقه میذارن کنار ولو کوچه‌ها. نمی‌دانم کیا دیده بودن اوو. یک پول خرد در جیبش میذاشت. آن موقع‌ها سکه های مثلا پنج تا تک تومنی. بعد این گداهای در راه یکی یکی به اوون میداد.

میفرمود ولو کم ولی بدید صدقه بدید. منافذ را باز می‌کند، کدها را باز می‌کند. حالا من یک مقدار ذهنتون را باز کردم. این کد و رمزها، اینهایی که من الان شمردم فصول رو، این‌ها شروع این مراحله که همش بوی جلال دارد. بعد بهتون می‌گویم یعنی چی بوی جلال دارد. بعد حالا تا برسیم به جمال کی شود خدا میدونه. یک خواهش کنم من بحثم تموم شده امشب. یک خواهش کنم سرانجام این شب‌ها ما داریم با هم رفیق می‌شویم، رفیق‌تر می‌شویم، معنوس می‌شویم، انیس می‌شویم، آنس می‌گیریم با هم سر سفره ولایت. من خواهش می‌کنم نه وقت خود ران را بیخود تلف کنید، از من کاری بر نمی‌آید، نه وقت بنده را بگیرید.

رابطهٔ ظاهر شریعت و باطن آن

مشکلاتی که مربوط به مسائل مالی، جسمی، معذرت می‌خواهم ورود اجنه به زندگی که باید با احراز و عوضات انسان خودو مصون سازی کنه، خود و خونوادش و آخرالزمانه به شدت در خطریم همه که جدی نگرفتیم بسیاریمان و مشکلات نمی‌دانم ازدواج، کاری یا نمی‌دانم عرض شود جسمی، روحی، دنیوی هرچی. همه این‌ها را ما در بحث‌های احراز و عوضات گفتیم قبلاً. وقت خود رانو می‌گیرید میاید پیش من میگید. دیگر خواهشا از این مسائل کسی به من نگه. بنده خدا از شهرهای دور راه میفتن میان اینجا فقط می‌گوید که مثلا من امر ازدواجم گره خورده. عزیز دلم ما این‌ها را راه‌هاشو گفتیم از لسان بزرگان اهل معرفت گفتیم. نه دستم معجزه گره، نه نفسم. آنچه که بلد بودیم تقدیم کردیم بدون هیچ بخلی. می‌رسیم سراغ درس و بحث‌هامان.

از شما خواهش می‌کنم از این به بعد سوالاتون اگر کسی از بنده سوال دارد سوالای درسی بپرسه، علمی بپرسه. یک دیشب در این شش شبی که ما با هم بودیم، یک دیشب یک دو سه نفر سؤال علمی پرسیدن من خستگی در رفت. نکته آخر اینکه من خواهش می‌کنم راستش را بخواید می‌خواستم اعلام کنم دیگر به هیچ عنوان سوالات خانوم‌ها را بنده جواب نمیدم. عزیزانی که در یا زهرا بودن با من بزرگ شدن، یعنی ما با آن‌ها بزرگ شدیم این سی سال، اگر اشتباه می‌کنم مهدی، برایدر، امیر دوستان بگویید. سی سال خانم‌های این هیئت جرأت یک پیامک زدن به من نداشتن. می‌گفت شد مگه خانمتون، مگه شوهرتون نیست؟ پیامک چه برسه که دم در جلوی مرا بگیرن گفت و گو. هرچی دم در خانمی با من کار داشت با یان هیئت می‌گفت شد برید چی کار دارد.

الان افتادیم در درس و بحث به امید اینکه گره درسی علمی از کسی باز شه ما یک مقدار اجازه دادیم خانوم‌ها سوالاشون را بپرسن اما دیگر دارد بد می‌شود دیگر. یعنی متأسفانه حرمت همه‌شون، خواهرای ما، مادرمان، دخترمان سرانجام این‌ها ناموس‌مان. یعنی دیگر طرف این‌قدر نزدیک من شده چادرش برخورد می‌کند به دست من. این شریع در تا این حد شما رعایت نمی‌کنی. چند بار هم می‌گویم خواهشا یک مقدار فاصله بگیرید. می‌خواستم کلاً سؤال خانوم‌ها را جواب دادند تعطیل کنیم. ترسیدم حقیقتش از حضرت علامه ترسیدم. گفته شد بار را دوش شما گذاشته. چقدر این خانوما رفتند سر مزار بعد خواب را دیدن، حضرت استاد. مثلا یک حرفایی نزنیم بوی دعوت به خود ازش بیاید. انداختنشون در دام علامه و این کتاب‌ها را بعد از سر، سر از کانال ما درآوردن.

راه بازگشت به خدا

سالان کانال یا زهرا نبنده بیچاره. استخاره زدم که این کا را انجام بدم کلاً تعطیلش کنم مثل سی سال گذشته، خیلی بد آمد. آن جریان لهیه گرفتند، ریش گرفتند حضرت موسی ریش برایدرشو گرفت. گفته شد یا ابلفضل ریش‌کشی راه می‌افتد اینجا. خواهشا این‌ها را رعایت کنید. بذارید رفاقت ما، دوستی ما، انس ما با هم ت قیام امام حسین ادامه پیدا کنه. بدهد خوش نمی‌گذرد به ما این شبا با هم این. نه پایین‌تر از این اهانت به من کنید که مثل یک سری تا یک جمله حرف می‌زنم سریع شروع می‌کننددد آی دوباره این شروع کرد و ادعاها شروع شده. دروغگو فلان و فالگیر و رمال. نه این، نه آن که ما را ببرید تا جایی که می‌آید مثلا یک جوره آب به ما میده حاجی یک دم بزن در این آب مثلا. نفس بزنم در این آب شفا بگیره؟

نفس بزنم کافیه یکی این عکسو بگیره بفرسته در فضای مجازی. حاجی شروع کرده آب دعا بازی و نمی‌دانم نفس زدن و فلان. کدوم یکیتون تا حالا بعد از این جلسات از من دعا گرفتید؟ هرز برایی کسی دعایی مثلا نشستم هرز برایتون بشنوم؟ بعد پر شده همه جا که جلسه‌ای که در لواسون آخرین جلسه که بودیم، این درد و دلای مرا خواهشا گوش بدید ما حتی در کانالم بمانه دیگران هم بشنون چون برنامه دارند. چقدر دارند می‌گویند حاجی به حاجی بگویید ما داریم از اردبیل میایما. داریم از نمی‌دانم خوزستان میایما. از دور افتاده ترین جاهای دار-داریم میایما. حاجی خودو آماده کنه برایی سؤال و جواب و فلان. قربونتون برم این‌ها با این شروطی که بنده گفته شد در خدمتم.

آخرین جلسه‌ای که لحاظون داشتیم مثل سازمان تبلیغات شرق تهران آمده بود یک روحانی بسیار باصفا، نورانی، ریش سفید. البته بعداً با هم رفیق شدیم از ما دعوت کرد. آن‌قدر که گفته بودن این نشسته دکان بازار راه انداخته و دورش جمع می‌شوند بعد از جلسه برایی این دعا می‌نویسد، برایی آن دعا می‌نویسد. دعانویسی راه انداخته، فعال‌گیری می‌کند، یک چیز. بدتر از آن که اصلاً کاشف به عمل آمد یک بنده خدایی راه افتادن پول از خلق الله گرفتند. گفتند پول بدید ما از حاج برایتون وقت بگیریم. نمی‌دانم این چه اتفاقی در اینه. ما که دم دستیم که لولو خور خورم نیستیم در خدمت شماییم. چی بگوییم ما این درد دلا را یک شب باید می‌گفتیم دیگر قربونتون برم. ببخشید یک ده دقیقه هم ما درد و دل کردیم.

معنای عبادت و راز نیت

اجازه داشتم بعد از هفت شب یک ده دقیقه من بیشتر وقت بگم درد و دل کنم یا نه؟ اگر ناراحت نشدید خداوکیلی اگر شدید آروم، اگر نشدید بلند صلوات بفرستید. الحمد لله اللهم صل على محمد. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. خواهشی هم دارم خواهشا به روضه خود ران را برسونید. این روضه نمکش باید شود این حرفا را خوب بفهمید. تقریباً نصف جمعیت موقع سخنرانی میان. روضه نمکش این کا را می‌کند که آن حرفا به جانت بشینه.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.