د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۴
دارای متن همگام
استغاثه و معرّفی عملی شیعه
بخش پانزدهم_سخنرانی_شب ششم محرم 1405
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۹:۴۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۳ سرفصل
## استغاثه و معرّفی عملی شیعه
۰:۰۰
## امام؛ نشانهٔ نجار و موازین قسط
۲:۵۳
## حقیقت انسان نه کیلو؛ همسنخی ترازو
۸:۱۷
## حقیقت وجودی از آنان؛ ترازو در صلاة
۱۰:۴۴
## داستان پیامبر و اهمیت نماز صبح
۱۱:۱۲
## گریهٔ شوق و گریهٔ خوف؛ توحید صمدی
۱۴:۰۰
## هر نماز جلوهٔ نو؛ قد قامت الصلاة
۱۵:۱۰
## یوم ظرف ظهور؛ نه ظرفی جدا از حق
۱۷:۱۲
## اسم اعظم وجودی؛ رب شخصی
۱۷:۳۲
## عکس روی رودخانه؛ آنفآن آدم جدید
۲۰:۱۷
## صد الله اکبر؛ من رآنی فقد رأی الله
۲۲:۳۴
## هفت تکبیر اباعبدالله؛ جلال آیتالکرسی
۲۳:۲۹
## جلال و جمال ارکان؛ عمل تا در باز شود
۲۶:۱۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمه و اسال الله من فضله.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاتہ.
السلام علیکم و رحمة الله.
ان شا الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند
حالشون خوب باشه و از صائغ هم امار دعا کنن صلواتی خد بفرمایند.
اللهم صل على محمد و آل محمد و ادهم.
برای اینکه جلسه هم پربرکت تر بشه
یه صوت کوتاه زیر دو دقیقه ای از حضرت استاد گوش میدیم
همه خوب توجه کنن بهره بگیریم ان شا الله بریم تو بحثمون.
به سار روح بلند حضرت علامه حسن زاده علیه رحمة و رضوان صلوات خد کنیم.
اللهم صل على محمد و آل محمد
و ادهم.
امام صادق فرمود که شیعیان ما.
شما در عملتون
معرّف ما باشید. رفتاری نداشته باشید.
روشی در اجتماع نداشته باشید.
طوری نباشید که دشمنان ببینند
بگن اینها از کجا و اینها کی اند؟
اینها تابع کیاند؟ اینها
اینجور اوشت و گاپرند هستند چرا؟
چرا خود رو بالا مدهاند؟
چرا انسان نیستند؟ رفتارشون، گفتارشون،
صورتشون، سیرتشون، ظاهرشون، باطنشون، زنشون، فرزندشون،
کسب و کارشون، معاشرتشون
چرا اینجوریاند؟ اینها کیاند؟
اینها شیعهاند. شیعه کیه؟
شیعه رو ایها فرمودند الشیعة من شایع
علی یا. اینها پیرو
علی و پیرو امام صادقاند.
ای اینها هستند امامشون میگن اینجوری باشید اینها.
خب دیگه هر کسی چون امام،
امام. الان این الفاظ
به حسب اون لغت اولی
در معنای مصطلحی به کار میرود که
بخواهیم برویم به ریشهیابی اون لغت اصیلش
ارتباط داره، نسبت داره.
بیجهت یک انسان سرمشق رو نمیگن امام.
اصلاً امام در لغت عرب
نجاری که میخواد چوبی را تختهای را اره کند،
یک نشانهای میگذارد بالای اون تخته
و اون نشانه را نگاه میکند و اره را میآورد، میرود که کج نرود.
اون نشانه رو میگن امام.
که اون نشانه نمیگذاره این
کج و معوج حرکت کنه.
اینو میگن امام و همین طور آمده به مناسبت
سرمشق انسانها اسمش شده امام
و سرمشق انسان.
سرمشق انسان.
به اسم دیگر هم هست
ترازو، میزان.
در قرآن کریم حرف از میزان
و موازین قسط، ترازوهای عدل
که یک قیرات این ترازو کم و زیاد، خلاف، اعوجاج،
دغلی در او راه نداره.
ترازو عدل است و همین بزرگوار حضرت امام صادق فرمود نحن موازین القسط.
نحن پیغمبر اکرم،
امام امیرالمؤمنین و دیگر حجج الهیه.
اینها ترازو عدل انسان سنجند.
یه وقتی میخوای کاه بسنجی،
خب اون ترازو زنبلی خیلیه
براش. اونجا هم یک کیلو هم
مشامه بشه کاه.
متاع هرچه سنگینتر، گرانقدرتر
میبینید که ترازو دقیقتر است
و مشامه کمتر است.
مشامه پذیر نیست.
اینجا کاه را یک من را مشامه میکنی.
کاهه. یک من کم و زیادش مهم نیست.
اما میرسی به متاعی که به یک مثقال یا یک مثقال را مشامه نمیکنی.
این طلاست. جای مثقال،
جای مشامه نیست که. اونجا حرف نخود و قیرات
و مهمترین متاع،
سنگینترین متاع
در نظام هستی جنابان هستی
شما را باید که چه ترازوئی بسنجد؟
با ترازو زنبلی نمیشه.
با ترازوهای متعارف دیگر نمیشه.
با این قفنها نمیشه. اینها نیست
ترازوی شما را،
ترازوی انسان سنج را
خیلی گرانقدر است دیگه، انسان است خیلی گرانقدر است.
از هر متایی گرانبیتتر و گرانقدرتر است.
ترازوی شما را، این ترازوی انسان سنج را
خداوند فرمود این ترازو را
آن آهنگر مثلا،
اون صاحب صنعت، اون قلمکار، اون هنرمند،
اون کار اینها نیست. اونها نمیتوانند
ترازوء انسان سنج
بسازند. کار هیچکس نیست.
پیش هر استاد فنان ماهری بروی،
اونها نمیتوانند
ترازوء انسان سنج
بسازند. امکان ندارد.
خداوند دست همه رو کنار گذاشته و
بعد عذر همه را خواسته
فرمود تنها کسی که
ترازوی انسان سنج میسازد
و میداند میسازد ترازو، ترازوست.
شما باید خودتان را در این ترازو با این ترازو بسنجید.
خدا فرمود منم. گفت ترازو رو من، من میسازم.
این ترازو شما
جناب خدا چه ترازوئیه؟
فرمود ترازوئیست از جنس شما.
بله، هر ترازوئیه جنس متاعش، کالاش
از جنس شما. نحن الموازین القسط.
آن ترازو پیغمبر خاتمه.
شما باید خودتان را به او بسنجید.
ببینید که برای شما ارزش قائل است یا
لم نجد له يوم القيامة وزنا.
فردایی وزنی نداره.
این آدم نیست که. نه حقیقتی داره، نه عدالتی داره، نه انسانیتی داره، نه ادبی داره، نه چیزی آموخته.
لم نجد له يوم القيامة وزنا.
قرآن. هیچ ارزش وزنی نداره.
ببینیم انسان وزنش چقدره.
این ترازوهایی که آقا میره و می ایسته و بعد میگه چند کیلوئه، اینها
انسان سنج نیست.
یه گاو رو میذاره بغل دستش میگه چند کیلوئه.
یه بره و یه گوسفند رو بغل میگیره میگه چند کیلوئه.
این حقیقت جنابعالی انسان نیست.
جنا-- حقیقت شما اون است که همه حیوانات اسیر شما هستند.
اسیر اون حقیقتاند. حقیقت شما اون حقیقتیست که
دریایی به صحرایی اسیر شما هستند.
حقیقت شما اون حقیقتیست که
میبینید زمین و آسمان
و ستارگان همه اسیر شما هستند.
همه اسیر شما. اون، اون حقیقته.
اون سنگین هست یا نه؟
اون وزنی دارد یا نه؟
اون چیزی آموخته یا نه؟
اون علم و کمالی به دست آورده یا نه؟
او تحصیل تقوا و معارف کرده یا نه؟
انسانیت او وزنی دارد یا نه؟
خب احسنت به اونایی که دیدم دارن مینویسن.
فرمایشات حضرت استاد رو.
نکاتی که لابهلای فرمایشات ایشون هست.
من بیشتر دنبال این نکته بودم که
اگر دقت فرمودید حضرت استاد
اشاره به این نکته اون انتهای بحث داشتند که
ترازوئه. هر چیزی که میخوان با اون
هر چیزی رو میخوان بکشن و وزن کنن ترازو هم سنخ با اونه.
شما با ترازوئی که طلا رو وزن میکنی
با اون ترازو نمیری معذرت میخوام سیب زمینی وزن کنی که.
هر ترازوئی متناسبه با
اون چیزیست که میخوان بسنجن.
بعد ایشون فرمودند که ترازو ما چیه؟
پیغمبره. امیرالمؤمنینه.
انسان کامله. خب حالا این ترازو ما پیغمبر انسان کامله.
ترازو ما در چی انسان کامله؟
در تمام حیثیات،
در تمام شؤونات
ترازو ما که ما رو وزن میکنند امیرالمؤمنین.
دو تا نکته اینجا خیلی مهمه.
یک اینکه
ایشون هم اشاره فرمودن حضرت استاد تاج سر ما
فرمودند که حقیقت وجودی ما از اونهاست.
این حقیقت وجودی ما از سنخ و از جنس اونهاست.
برای همین هیچ کدوم از ماها نمیتونیم
گزافه بگیم. بگیم آقا
ما کجا؟ امیرالمؤمنین کجا؟
این حرف خیلی زشته. اهانت به خداست.
چون از جنس علوی در وجود ما هست از جنس فاطمی در وجود ما هست.
مگر عرض نکردیم روح اعظم تنزل الملائک و الروح اون روح
فاطمه زهرا سلام الله علیها است.
ونفخ فیه من روحی. ما رتبه روحی داریم یا نه؟
اون رتبه و مرحله
احدیت وجود ما که هرچه ما کمالات داریم در اون مندمجه.
آیا این جزء بوی حضرت صدقه الصاع داره؟
یا از حیث علوی کدوم عالم بوی مولا داشت؟
عقول. عالم عقل.
جبروت. ما عقل داریم یا نداریم؟
پس اصلاً کسی نمیتونه
نفی کنه بگه آخه نخیر من کجا علی کجا؟
پس این حرفا چیه؟ چرا در خصوص خودتم بیانصافی میکنی؟
این نکته اول نکته دوم اینکه در همه شعونات اونها ترازوئن.
یعنی برسیم نقطه سر خط.
یعنی حتی در حیث
صلاة هم اونها
ترازو هستند. عجب!
یعنی نماز ما رو قراره با نماز امیرالمؤمنین بسنجن؟
بله. حالا ما که نمیتونیم نماز مولا بخونیم.
ما نمیتونیم مثل مولا نماز-- ولی میتونیم شبیه کنیم نمازمون رو که.
این شبیهسازی از دو حیثه یکی از حیث آدابه، ظواهرشه،
اهمیت نمازه، جایگاه نمازه.
از مثلا پیغمبر بارها من اینو عرض کردم پیغمبر عزیز آلان
وارد یه شهری شدند،
رد میشدن از یه محلی دیدن صدای جیغ و فریاد از توی خونهای بلنده.
رفتن در زدن. چه خبره؟ بالاخره رحمتللعالمینن ناراحت میشه
امتش دارن گریه میکنن.
در زد چه خبره؟ گفتن صاحبخونه از دنیا رفته.
حضرت فرمود عجب من فکر کردم یکی تو این خونه نماز صبحش قضا شده.
ببین اینجوری که نگاه کنی
این جایگاه و اهمیت نماز خودش رو نشون میده.
داستانم میخوایم برای بچههامون بگیم از این داستانها بگیم.
همه میتونه از این رمانهایی که مینویسن
همینها میتونه بهترین رمانها باشه.
داستان شهدای ما بسیاری از
این شهدایی که اصلا محال بود ما دیدیم، میدیدیم زمان جنگ شما هم قطعا ماشاالله ریش سفیدا نورانیها هستن
قیافههاشون داد میزنه. تمام نمازهاشون با اشک بود.
دیدیم شهدا رو ما . و
از یه دونه نمازشون نمیگذشتن.
انقدر نماز رو طول میدادن تا به گریه بیفتن حداقل اشک تو چشمشون جمع شه.
حالا این رمز ورود به نماز با حالت اشک و آه و زاری
دو جوره. یک وقت هست به طور جمال
یعنی تو دلتنگ حضرت حقی اشک میریزی.
این یه وجهشه حالا بحث میکنیم انشاءالله.
یه وجهش که برای ورود به نماز بهترین حالته
از جلالت و ثولت و جبروت و عظمت حضرت حق
تو میلرزي و میترسی و به حالت حقارت و ذلت نفست به گریه میافتی.
این خیلی شیرینه. بهش میگن گریه
خوف. برسونیم خودمونو به این گریهها.
گریه شوق و محبت
که رنگ و بوی جمال داره هممون تقریبا چشیدیم.
اما گریه خوف کمتر میتونیم داشته باشیم.
عظمت خدا انسان رو بگیره.
به روح این استاد بزرگوار ما نمیتونیم به این عظمت برسیم و درکی ازش داشته باشیم.
مگر همون اصل رسین و رکین و شریفی که خودشون
در تمام دروسشون تصریح فرمودن و ما نجات یافته همین اصل حضرت استادیم،
اون در ما پیاده بشه که چی بود؟
آفرین توحید صمدی قرآنی.
ببینید عزیزان دی-دیشب ما عرض کردیم تو قله هم بودیم رها کردیم بحث رو.
نماز هر نمازی یک جلوه جدیدیست.
یعنی نماز امشب شما تمام شد.
دیگه تموم شد. پروندهش بسته شد.
زار بزن از اینکه این نماز چی بود، چی نبود.
تموم شد. حالا قضاشم بخونی حالا به برکت خدا یا جابر علل
کس-- اسم الجبار حضرت حق میخواد برات جبران کنه اما هیچوقت اون نمیشه.
گفته باشم. لذا تکتک نمازها رو باید مراقب بود.
حتی اگر میخوای ولایتت درست بشه باید نمازتو درست کنی.
چون حقیقت ولایت تبلور کرده در نماز، در صلاة.
حالا اینکه هر صلاةای، هر نمازی یک جلوه جدیده،
نو به نو، تازه به تازهست.
این یعنی چی؟ اینو قبلاً ما تو بحث توحید صمدی
تو موضوع تجلیات الهی زیاد تو معرفت نفس گفته بودیم.
تو اون یک چهل و یک جلسهای که از معرفت نفس تو کانال هست به صورت مقدمات.
کسایی که گوش داده باشن، آرمیده باشن اونجا الان دیگه قشنگ حاضر جوابن.
اونجایی که عرض کردیم کل یوم هُوَ
فی شأن. همه یوم رو گفتیم چی؟
ظرف ظهور. همه اشیا خود حضرت علی یه شیئی.
نماز یه شیئه. اینطوری نگاه کنید.
قد قامت الصلاة.
نماز قیامت کرد؟
نماز مگه وجود خارجی داره؟
بله. میگه قد قامت الصلاة.
پس نماز قیامت کرد. بلند شد.
نماز اقامه شد. همین شما نشستی که.
چی داری میگی قد قامت الصلاة؟
حقیقت داره. یک وجود، یک موجودیتی داره، وجود خارجی داره صلاة.
باید حفظ بشه، صیانت بشه.
حالا این وجود کل یوم همه، همه اشیا،
همه وجودات
در همه وجودات که اینها ظرف ظهور حضرت حقاند.
یوم یعنی ظرف ظهور. یعنی حضرت حق
ظهور کرده. نه اینکه دقت کنید خیلی کُتله این حرف.
این جمله گردنهست. میافتن از این گردنه خیلیا.
نه اینکه تو یک ظرفی هستی که حالا خدا در تو ظهور کرد.
نه این غلطه. این شرکه. نه.
عینا عین ربط به حضرت حقی.
یعنی عینا ظهور حق شد شما.
اصلاً خدا که ظهور کرد شد شما.
حالا کدوم اسم خدا ظهور کرد؟
اولاً به قول علامه رفيع قزويني هر کجا سلطان وجود قدم نهاد
شما وجود داری یا نه؟ هر کجا سلطان وجود قدم نهاد
اساکر اسماء موجودند.
یعنی لشکریان اسماء. همه اسماء
در تو هستند. اسم الحي در تو پیاده شده که حیات داری.
القوی در تو پیاده شده که قدرت داری.
السميع البصير در تو پیاده شده که میشنوی، میبینی.
و غ슬 هذا و اون إن من شيء إلا عندنا خزائنه
خزانه. خزانه ها جمع
همین اسماءاند که کمالات الهیاند.
همه بيده ملكوت کلشه.
همه اینها سر رشتهاش اونجاست.
حالا نازل شدن به قدر و اندازه شما.
این یک نکته که تمام اسماء در تمام اشیا پیاده شدن.
اما اون اسمی که سلطان وجود شماست به اصطلاح بهش میگن اسم
اعظم. اسم اعظم وجودی یا به یک معنا حصه وجودی.
به یک معنا کانال وجودی شما.
به یک معنا میشه گفت رب شما.
رب شما. در طول رب مطلقهست
که الحمد لله رب العالمين این رب العالمين رب پیغمبره و إن إلى ربك المنتهى.
پیغمبر رب تو اون انتهاست
و أن إلى ربك الرجع.
همه به سمت اون رب در حرکتاند.
اینا س-- این رب ما صدنه و خدمه اون رب کلی هستند.
خب؟ در طول اون تعریف میشن.
اما هر کسی یه ربی داره جدا از دیگری.
اون چیه؟ اسمیست که سلطان وجود شما شده.
باید پیداش کنی. راهی هم داره.
لمی هم داره. حضرت استاد دادن راهشو.
یه راهشو من تو یه جلسه اینجا گفتم.
یه راهشو نگفتم. که
حداقل کاری که پی بردن به اون
برای ما انجام میده
که کار کارست اون، اینه که ما به عين ثابت اون پی میبریم.
میفهمیم زبان حالمون در صغری ربوبی چی بود
که میخواستیم نازل بشیم. خدا چرا ما رو این لحظه تو این مکان، تو این زمان، تو این خانواده
پیاده کرد؟ این خیلی مهمه.
بعد نسبت به هم اون برنامهریزی میکنی.
از این شاخه به اون شاخه نمیپری.
درست شد؟ حالا ظرف وجود حضرت علی کل یومن حالا خود شما هم یک یوم، یک ظرف ظهور.
حق ظهور کرد در شما با اسمایش.
خب؟ هو فی شأن.
هو همون هو. اون
هویت ساری. اون در تو
آنفآن داره تجلی میکنه.
تجلی یعنی ظهور. یعنی خودنمایی.
ظهور و بروز میکنه. مثالی که حکما و عرفا زدن خود حضرت استاد بارها در درسهاشون زدن.
میفرمودن دقت کنید به مثلا عکسی که افتاده روی رودخونه.
رودخونه آب با سرعت داره میره.
شما عکست روی رودخونه نگاه میکنی ظاهرا عکست رو ثابت میبینی.
درسته؟ اما ثابته؟
این آب با سرعت داره میره.
تو فکر میکنی این عکس ثابته. دقیقا این حالته.
آنفآن تو شخص جدیدی هستی.
علم طبیعی، س-- علم روز
میگه هر هفت سال ما آدم جدیدی میشیم.
تمام سلولها، بند بند وجود
منقلب میشن، متغیر میشن
و عوض میشن. آدم ج-- از جهت طبیعی یه جسم ت-- جدیدی داری.
اما از جهت الهی چی؟
اونو ول کن. اون بحثهای غربی و شرقی اینو بریز بیرون.
از جهت الهی میگه نخیر، شما آنفآن آدم جدیدی هستی.
چرا؟ چون آنفآن خدا در تو
تجلی داره میکنه. خب همین رو بیاد تو نماز پیاده کن.
آنفآن. مگر خود نماز شیئیت نداشت
و کل یومن هو و هو فی شأن نبود.
مگر در هر شیئی خدا آنفآن
به صعه اون شیء ظهور نمیکنه.
خب در صلاة من و شما هم که یک شیئه
کل یومن وقتی بخواد ظهور کنه خدا در صلاة
به قدر و اندازه اون صلاة خودش رو نشون میده آنفآن.
یعنی نه فقط هر نماز جدای از هر نماز دیگریست،
آنفآن هر نماز جدیده.
جلوه جدیده. اینه که هیچ وقت رکوع تکراری نیست.
سجده تکراری-- لا تکرار في التجلي.
اصلا تکراربردار نیست. هرچی رکوع میری سیر نمیشی.
هرچی سجده میری رو-- سیر نمیشی.
این یک وجه قشنگ و خوشگل و زیباشه که من دارم براتون بازش میکنم.
اصلا چرا شما وقتی میری زیارت آل الله
همین جامعه کبیره اول قبل از، قبل از زیارت جامعه کبیره چی خوبه بخونی؟
اونجا تو روایت میگه. ها؟
آفرین. صد بار بگو الله اکبر.
الله-- تو داری میری زیارت امام معصوم.
چه ربطی به الله داره؟ من رآنی فقد رأى الله.
هر کس منو دید کأن الله رو دید.
چون تمام کمالات الهی تو الله
همه این کمالات در پیغمبر و امیرالمؤمنین پیاده شده.
اونو ببینی همه کمالات خدا رو البته به نحو امکانی اشتباه نشه ها.
اون اسماء مستحصر رو کاری نداریم که نمیشد نازل شن.
همه در مولاست. اینطوری که نگاه میکنی قربونتون برم ببینید
حالا شما میخوای نمازتو با چی شروع کنی؟
میگه حداقلش حالا میتونی صد بار تو هم بگو چه اشکال داره؟
به یکی از رفقا میگم من هرچی میخوام الله اکبر مثلا شش بار مستحبه.
د- داستانشم میدونید ابا عبدالله دیر زبون باز کرد.
اولین بار که پیغمبر عزیز عالم
ابتدا کرد پیغمبر میگفت الله اکبر.
ابا عبدالله نمیتونست الله--
میگرفت زبونش نمیتونست قربون اون زبونت برم.
نمیتونست الله اکبر بگه.
شش بار گفت باز نشد.
دفعه هفتم که پیغمبر الله اکبر گفت ابا عبدالله گفت الله اکبر زبون باز کرد.
چقدر پیش خدا عزیز این آقا.
قدر خودتونو بدونید. هرکس که منتسب به این آقاست پیش خدا عزیز میشه.
اصلا عزت پیش حسینه
لذا فرمود که شش بار مستحبه قبل از--
چشم وقت تموم شد. شش بار مستحبه
بگی الله اکبر و دفعه هفتم واجب.
حالا این مستحب و واجب رو کی از شما اینو گرفته؟
شما هر چقدر دوست داری بگو الله اکبر.
چی-- کی-- اون شیش بار دیگه حداقلشه.
اصلاً من خودم هر وقت میخوام برم تو نماز میبینم حالش نیست، قبضه، بس نیست بالاخره پیش میاد.
فیزیک بدنه ifتا نداره.
همینطوری چند بار میگم الله بعد
تمام این موضوعات و مبحث
توحید صمدی رو تو وجودم مرور میکنم.
هی میگم الله. اصلاً نمیشه دیگه در رفت از جلال الهی اون لحظه.
امتحان کنید. الله الله
با این وضع بری تو نماز.
ما تازه هرچی زور میزنیم شما رو بکشونیم ببریم داخل باطن نماز نمیتونیم این شبها.
همش همون الله اکبر و همون صولت و عظمت و
همون جلال و جبروت نماز رو فعلاً گیر کردیم.
شما دقت کنید نمازهایی که خیلی مهماند
توشون آیتالکرسی دارن. چه نمازی مهمتر از لیلة-
لیلة الدفن؟ وحشت من و شماست.
له-- نماز وحشت.
اولین رکعت چی میخونی؟ آیتالکرسی.
الله اکبر. با چی شروع میشه آیتالکرسی؟
الله لا اله الا هو.
الله اکبر. نمازهایی که توش آیتالکرسی داره برید بررسی کنید.
همین نماز، نماز آخر ذی الحجه بود
که کسی میخوند روز آخر. کسی میخوند تمام گناههای سالش رو خدا برمیداشت.
خب؟ توش
آیتالکرسی داشت. همینطور شما برید
نمازهایی که توش آیتالکرسی رو بررسی کنید پیدا کنید.
الله لا اله. همش بحث جبروته.
حالا متاسفانه دوباره ما به قله رسیدیم، به اوج رسیدیم و وقت تموم شده.
خدا برکت به وقت ما بده و من اذیت میشم تا میرسم به قله تازه میخوام بابها رو یک یک باز کنیم
انفتاح حاصل بشه یهو باید جمع کنیم سفره رو.
برکتی باشه انشاالله خدا حضرت زهرا
عنایت کنه این شبا از دست ما نره.
حالا این چی بود عزیزان؟
اینکه من دارم میگم الان به چه جلوهای؟
جلوهی چیه صلاته؟
جلال صلاته. نماز که فقط تو شروعشه.
البته تو دلش هم هست به شما میگم.
اما شروع هر چیزی. مثلا شروع قیام، جلاله.
بقیهش جماله. شروع رکوع،
جلاله. بقیهش جماله. شروع سجود،
جما-- جلاله. بقیهش میشه جمال.
حالا این چ-چگونهست که
شروعش با جلاله بعد میکشه به قسمت جمال؟
میگیم غصه نخورید انشاالله شما دعا کنید
زبون من باز شه این اسرار رو بشینید بذارید بریزیم بیرون
برای همدیگه گفتوگو کنیم. من به شما قول میدم
به این پرچم مقدس قسم،
اگر خوب دل بدید به این مباحث و این حرفها که هیچکدومش از من نیست،
اگر خوب توجه کنید و عملیاتیش کنید، براش برنامه بذارید.
مثلا یکی جلوی در منو گرفت،
یکی دو شب پیش بود گفت حاج آقا این همه شما زور زدی گفتیها ولی اون حالت برای من پیش نیومد.
گفتم چقدر تلاش کردی؟
گفت همین نماز. یه نماز خوندم نشد.
گفتم همین، یه نماز خوندی نشد؟
همین، یه نماز خوندی نشد یعنی نشد؟
این چه بساطیه؟ این چه گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخونه.
انقدر درو بزن تا در باز شه.
راههاشو به شما میگم من یکی.
من قول به شما میدم. رفاقت داریم.
ما سی و پنج ساله با همیم. ببین نون و نمک با هم خوردیم.
به این مادر ما حضرت زهرا قسم اگر خودم یه ذره
سر سوزنی حرفهایی که دارم میزنم نه چشی بوده، نه چشیده بودم تو دهنم میزدم به شما بگم.
دیگه یه سر سوزن نه چشیده بودم.
مطمئن باشید نمیگم به درجات آقای بهجت.
بالاتر از درجات آقای بهجت میرسید.
مگه حد یقف داره؟
مگه نفس ناطقه انسان حد یقف داره؟
مگه عالیترین درجات آقای بهجت بوده؟
حتی جرات میکنم بگم جسارت کنم
حتی حضرت علامه حسن زاده علیه رحمة الله الرضوان یعنی مگه تا تهش رفته مگه؟
نخیر. شما این کارو بکنید بعد ببینید اگر نمازتون نماز آقای بهجت نشد،
حتی بهتر از اون نشد، بسم الله.
بعد ببین به خدا قسم میخوام چی بگم باورتون-- به رفاقتمون قسم
همه چیت درست میشه. نمازتو درست کن.
همه چیت رنگ و بوی خدا میگیره.
زندگی، سبک زندگی، بچهت، خونوادهت، زنت،
خونه، کارت، درست.
اصلاً افکارت، تصمیمهات.
نو به نو، تازه به تازه، نو به نو.
خدا آنفان در تو تجلی میکنه.
حتی مدیر یه جایی میخوای طرح بدی.
نمازتو درست کن ببین چه طرحهایی از وجودت بریزه بیرون.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
الحمدلله رب العالمين.
صلوات الله. اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد