ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعين.

الحمد لله على کل نعمه و اسأل الله من فضله.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمت الله.

ان شا الله که عزیز زهرا هر کجا هستند در بین گریه شون بر جدشون همه ما و متعلقین ما رو هیئت ما رو دعا کنن.

صلواتی خد بفرماین.

اللهم صل على محمد و آل محمد حاجت را برآورده فرما.

پیش از اینکه شروع به هر بحثی بکنیم، یه صوت کوتاهی از رهبر عزیز و شهیدمون پخش میشه.

این رو گوش بدید که مطلع بحثمون باشه.

نثار روح بلندش صلوات.

[صدای هوای در حال پخش] مسئولین کشور احساس روع و خوف بکنند.

بذارین از اول واسه ام.

بر سر-- در مقابل دشمن اگر مسئولین کشور احساس روع و خوف بکنند بر سر ملت بلاهای بزرگ خواهد آمد.

اون ملت‌هایی که ذلیل دست دشمن شدند، مغلوب دشمن شدند، عمده علت این بود که مسئولان پیشروان قافله ملت شجاعت لازم، اعتماد به نفس لازم رو نداشتند.

اعتماد به نفس نداشتند.

گاهی در بین آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداکار آماده‌ی به جانبازی هستند.

منتها مسئولین، رؤسا وقتی این آمادگی رو خودشون ندارن، نیروهای اون‌ها هم از بین میره.

این ظرفیت هم نابود میشه.

اون روزی که شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت، قتل عام شدند مردم و حکومت با عظمت صفوی نابود شد.

خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه کنند، مقاومت کنند.

شاه سلطان حسین ضعیف بود.

شاه سلطان حسین ضعیف بود.

اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین‌ها بشه، دچار مدیران و مسئولانی بشود که جرات ندارند، جسارت ندارند، در خود احساس قدرت نمی‌کنند، در مردم خودشون احساس توانایی و قدرت نمی‌کنند.

کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود.

یه صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد شب جمعه‌ست.

نثار باز هم نثار امامین همه‌مون که ما متاسفانه وقتی از این دنیا بریم می‌فهمیم چه حق حیاتی بر گردن ما داشتند و معلمانمون خاصه حضرت علامه سنزده علیه رحمة الله که واقعاً حق توحیدی بر گردن ما دارند.

و الا بنده معتقدم اگر ما با ایشون آشنا نمی‌شدیم مشرک از دنیا می‌رفتیم و اینو ثابت می‌کنم.

و نثار همه شهدا که جونشون رو دادن تا ما الان تو خیمه امام حسین با امنیت نشسته ایم و رفتگان خودتون، پدر و مادر و برادر من محقر، همه گریه کنای هیئت، شهدای هیئت، شهید حسینی، شهید عباسیان، حسین قاطف اعظم که همین گریه‌هاش، هق هق‌هاش تو گوشم هست اینجا و حسین ملک که تبرکات رخت می‌کشد.

همشون ان شا الله اونا کربلا باشن و اونجا یاد ما کنن.

صلوات بفرستین.

اللهم صل على محمد و آل محمد حاجت را برآورده فرما.

یه فرمایش هم از حضرت استاد بخونم براتون که از صوت ایشون پیاده شده.

ایشون می‌فرمایند "بفرمایید من تبلّا دارم، دوست دارم اما تبرّی خودش را نشان ندهد.

نور نمی‌دهد این ایمان.

آن نماز نور نمی‌دهد.

آن روزه نور نمی‌دهد." نماز می‌خونه، روزه می‌گیرد اما چون تبرّی رعایت نمی‌کنه، می‌گیم دندون رو دندون نمی‌فشاره.

از دشمن نداره این خاصیت و این حالت رو.

رهبر عزیزمون فرمودند اصلاً می‌ترسه از دشمن.

این حالت اشدّ على الكفار رو نداره.

اینا صریح فرمایش این جا عالم جامع الاسnaf می‌فرمود حتی نماز و روزه چنین کسی نور نداره.

عجب!

عجب!

اون مزاحم‌هایی که چهل و هفت سال جلوی رشد و پیشرفت این کشور رو گرفتن متاسفانه در عالی‌ترین جاها هم رفتن، جا گرفتن.

و خیانت‌ها که کردن به این ملت و به این انقلاب.

الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله.

حالا به جوشش خون عجیب رهبرمون ملت مبعوث شدن.

یه وقتی رسیده که خودشون دارن خط‌دهی می‌کنن و دارن ترسیم می‌کن-- انقلاب خودشونه.

مثلا این مسئولین کی‌ان اینا؟

جز نماینده‌های شما، جز کسایی‌ان که شما انتخابشون کردین.

حالا رهبر عزیز رو میگیم از جهت معنوی سلسله انتخابش میرسه به امام عصر.

ایشون هدایت میکنه قلوب خبرگان رو.

این اعتقاد ماست.

براش هم مبانی زیادی داریم.

چند جلد مرحوم استاد نصفاه در همین زمینه کتاب داره راجع به مبنای ولایت فقیه.

بخونید، تقویت کنید قوای بنیه اعتقادیتون رو نسبت به ولایت فقیه.

خون جوشید.

حالا مردم به جایی رسیدن که خودشون دارن ترسیم میکنن.

بله رهبر رو هدایت قلب توسط حضرت حق صورت میگیره.

امام عصر دست میاره.

اما مسئولین رو ما مردم انتخاب میکنیم.

اینا نماینده‌های ما.

مسئولی اگر بگه اینا رو ساکت کنید، اینا رو جمع کنید.

متاسفانه الان من یه سندی هم دارم از دولت مردامون که قشنگ ابلاغ کردن.

حالا نمیخوام وقت شما رو با این اراجیف بگیرم.

اعصابم خورده سر این.

که آره بعد از محرم دیگه رفته رفته جمع کنیم این‌ها رو، این تجمع‌هات و این تجمع‌هات احساسی رو.

یه حرفای زشتی هم توش اومده.

اهانته به مردم.

فکر میکنن ما نمیفهمیم، نمیدونیم، نمیبینیم.

و بچه‌ها تو میدان، تو خیابون میگن حاج آقا ما گفتیم نتیجه‌ش شد این مذاکرات.

ما گفتیم این شد.

اگه تو خیابون نبودیم ببین چه بلایی سر ما میآوردن.

الانم که همین الان بچه‌ها تو گوشه-- من ندیدم هنوز این بیانیه رو.

قرار شد بیارید به من نشون بدید که من از رو بخونم.

رهبر عزیزمون ظاهرا بیانیه دادن.

مضمونش اینه.

آقا مهدی بیارید برای من اینو.

مضمونش اینه که ظاهرا فرمودن تا من از رو بخونم.

فرمودن که من مخالف این مذاکرات بودم.

بله.

[صدای بچه] بله اجازه بدید که از رو براتون بخونم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

مثال-- یعنی جهت حفظ وجود عزیز رهبر عزیزمون صلوات از جانتون بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

ملت پرشور و باصفای ایران، جانم چقدر قشنگ شما رو خطاب میکنه.

همانگونه که مطلع شدید تفاهمنامه‌ای بین رئیس جمهور-- رئیس جمهوران ایران و آمریکا امضا شد.

در مسیر رسیدن به این مرحله مسئولین امر از سر دلسوزی و با حسن نظر تلاش‌های زیادی را به عمل آوردند و البته این رئیس جمهور آمریکا بود که از روی استیصال از انواع اهرم‌ها برای این امر استفاده میکرد.

بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم.

بفرمایید.

اونایی که میگن آقا زیر نظر آقا بوده، آقا قبول داشته، آقا گفته.

خاک بر دهان اینجور آدم‌های...

چی بگم.

بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیس جمهور محترم به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادن و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودن، اجازه آن را صادر نمودم.

پس ببینید از کجا داره آب میخوره.

ایشان همچنین تصریح کرده‌اند یعنی رئیس جمهور که از طرف آمریکایی-- که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت.

از این لحظه ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز منتظر تحقق شروط گفته شده خواهیم بود.

اما بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.

امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انواع نصرت‌ها و فتوحات برای ملت باشرف ایران به ارمغان آورد.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

سید مجتبی حسینی خامنه‌ای.

بیست و هشت خرداد هزار و چهارصد و پنج.

صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

پس این متشکرم.

بله این تجمع‌هات که ک-- اصلا به فرمایش رهبر اولا که خود مردم، خود مردم کسی نمیتونه بگه آقا جمع کن.

مردم خودشون راه افتادن.

قرار باشه جمع شه خود مردم باید تصمیم بگیرن.

شما چیکاره‌ای که تو دولت میشینی میگی که آقا باید جمع کنیم.

شما چیکاره‌ای که خط ترسیم برای ملت میکشی.

شما نماینده این مردمی.

ما فقط تو یک-- یعنی فقط و فقط به یک شرط جمع میشیم از این اجتماعات میریم تو خونه‌هامون که رهبر عزیزمون دستور بدن.

ایشونم دارن رصد میکنن اجتماعات رو میبینن دعا میکنن کیف میکنن.

ما شنیدیم از عزیزان نزدیک ایشون.

و اصلا چشم دوختن به اجتماعات و خودشون فرمودن در بیانیه هج formودن علت اولیه و اصلی که مردم مبعوث شدن اصلا.

اصلا بعثت مردم رو خونخواهی رهبر عزیز در میشمارن.

بعد یه مشت حالا آدم نمی‌دونم اینا خوبن ها.

نگاهشون که میکنی بچه انقلابی‌ان اما نمی‌دونم چرا دچار تحریف افکار شدن.

مثلا از این سمت بچه‌های خیلی خوبی‌ان.

من دستشونو می‌بوسم.

جسارت به این‌ها نمی‌کنم.

مثلا نوشته‌هایی میبینیم، بیانیه‌هایی ازشون میبینیم که آقا خونخواهی آقا رو نکشید تو کف خیابون‌ها.

این پایین آوردن سطح رهبریه.

واگذار کنید امر رو به امام عصر.

همونطور که خونخواهی امام حسین با امام عصره.

اگه اینه پس پرچم‌های ظهور قبل از اینکه ظهور اتفاق بیفته روایت داریم "یا لفارات الحسینه" هزاران هزار پرچم بر دوش کیه؟

مردم.

مردم این کار رو می‌کنن.

این چه حرفیه؟

علی‌رغم احترامی که برای این قبیل اشخاص که انقلابی هستن، ولایتی هستن، قاب- قائل هستم اما این نگاه عرفانی غلطیه.

اگه اینطور بود که شما می‌گید واگذار کنیم امر رو به امام عصر و سخیف نکنیم امر خونخواهی رهبر رو در سطح اجتماعات.

اولا این مردم مبعوث نباید باشن.

بعثته، یعنی برانگیخته شدن.

یه حقیقتی بهشون القا شده که فریاد می‌زنن.

ثانیا رهبرمون تو بیانیه حج نمی‌فرمود علت اصلی بعثه مردم خونخواهی رهبره.

این‌ها رو یه ذره چشم‌مون رو باز کنیم.

حالا من نکته، حالا می‌خوایم مباحث صلاة رو بگیم شب‌های دیگه انشاالله توفیق باشه در این خصوص حرف‌هایی می‌زنیم یه ذره بیشتر بررسی کنیم.

چون بیانیه آقا رو من الان دیدم.

به خاطر همین‌چیز برآ-- برافروخته هم هستم می‌ترسم حرفی بزنم.

بعد متاسفانه انقدر که هزاران نفر چشم دوختن این حرف‌هایی که از این یازهرا میره بیرون مثلا استفاده کنن چند برابرش منتظرن ما یه حرفی بزنیم اونو چماق کنن تو سر ما متاسفانه.

نمی‌دونم اینا به فکر قیامت‌شون نیستن.

از مسائل سیاسی گرفته تا اعتقادی بگیر تا انبث-- استنباط‌های خودم از فرمایشات عظیم و عرشی حضرت استاد از حیث فلسفی و عرفانی و همه جورها.

دارید می‌بینید نمونه‌هاشو.

حالا بعضیاشو دوستان جواب براش آوردن مثل قصه احضار شهید رشید.

خودشون خودجوش گذاشتن تو کانال‌ها خیر کفیر نصیبشون بشه.

ما بیشتر از این هم جواب‌ها داشتیم.

بنده همون روز با یکی از شاگردان خیلی نزدیک حضرت استاد صحبت می‌کردم تلفنی.

و اتفاقا ایشون یه فیلمی هم از در حضور حضرت استاد فرستاد که خود حضرت استاد روحش باد با ارواح ملا صدرا، شیخ الرئیس، عارف عربی حتی ملاقات داشته، ارتباط داشته.

حالا اینا اصلا لفظ احضار که میاد، میگه اوه، اوه احضار.

احضار، احضار رو از جهت علمی باید بررسی کرد یعنی چی؟

هرچه هست در سقع نفس طرفه.

یعنی اون "فتمثل الله بشرا صویا" رو کسی خوب فهمید چقدر تو اون لهوه حضرت استاد حرف پیاده کرده.

در او پیاده می‌شه نه دیگری.

یعنی اون شخص الان با روح شهید رشید ارتباط گرفته داره صحبت می‌کنه.

اگه همه ما کنارش باشیم ما چیزی متوجه نمی‌شیم.

ما چیزی نمی‌بینیم.

تو سقع نفس خود اون شخص این متمثل شده.

این تمثل تو وجود اوست.

اینو اگه کسی بفهمه قبول می‌کنه.

حالا بگذریم.

نکته‌ای که می‌خوام اینجا عرض کنم و از این بحث بگذرم بریم سراغ درس و بحث‌هامون و بحث سر الصلاة که خیلی حرف‌ها داریم به فضل الهی بیان کنیم.

الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله ولله الحمد.

هم پیام میاد هم می‌بینم.

می‌بینم تو دوستان که نمازهاشون محو-- متحول شده.

اینو دارم می‌بینم.

الحمدلله.

خداروشکر برکت این بالاخره سفره‌ست.

[مکث] اون نکته اینه که خیلیا مثلا دیشب چند نفر از، از عزیزان، خواهر و برادر گفتن که حاج آقا این همه ما اجتماعات رفتیم، فریاد زدیم، گلومون پاره شد.

صد و چند شب شوخی نیست.

آخرش شد مذاکرات.

چی می‌خواد بشه؟

خسته شدن، ناراحت شدن.

از اون طرف بعضیا اومدن گفتن که شما پیش‌بینی‌هایی که کرده بودی بر اساس رشته‌های مختلف علوم البته، این‌ها مثلا به این رسیده بودید که تو این ایام، تو محرم دیگه تنش‌ها باید از خرداد شروع می‌شده، تو محرم می‌رفت تا آخر محرم به اوج می‌رسید و یعنی مرحله بعدی جنگ شروع می‌شد که شروع هم شد.

تنش‌ها شروع شد وسط‌های خرداد.

به اوج هم داشت می‌رسید.

متاسفانه حالا من چه لفظی به کار ببرم که بعدا یه سری بهشون بر نخوره.

بگم خائن، بگم نادون، بگم جاهل، چی بگم؟

دوباره جلوشو گرفتم.

و ببینید من یه نکته کلی بگم اینو اصلا بنویسید، داشته باشید.

این اصلا نیاد از من بپرسید.

آقا بدا حاصل شده در این امر یا نه؟

[صدای بچه] سه تا قضیه تو بدا تاثیرگذارن.

یعنی اینکه یک حتی، حتی حکم قضای الهی رو یک امری برداره.

یعنی خدا اراده کرده برداشته بشه.

این سه تا تاثیرگذارن.

یک، اراده مردم.

مردم خیلی مهمن.

ما جمهوری اسلامی داریم.

جمهور یعنی مردم.

یه پایه‌ای.

اصلا مشروعیت نظام ما خواستگاه مردمی‌ست.

[صدای بچه] مردم وقتی هستن [مکث]، اون نظام مشروعیت داره.

اراده مردم در قطعییت هر چیزی موثره.

شما اراده نکن، اراده نکن، نخوای-- نخواه-- مثلا اراده‌ت این نباشه که بیای هیئت امام حسین، فیض به شما نازل می‌شه؟

چه فیضی؟

فیض داره می‌ریزه تو مجالس ذکر امام حسین.

تو هم اراده نداری بیای.

خب به تو چیزی نمی‌رسه.

بعد در خصوص تو امر محقق نمی‌شه.

چیز دیگه‌ای نصیب تو می‌شه.

اسماء جلال در تو پیاده می‌شه نه اسماء جمال.

نماز می‌خونه اما چون ولایت نداره داره میره به سمت اسماء جلال.

یعنی میره به سمت جهنم.

تجلی اعظمش اسماء جلال می‌شه جهنم.

نماز می‌خونه اما چون ولایت داره داره میره به سمت اسماء جمال که تجلی اعظمش می‌شه بهشت.

در حقیقت همه به سمت الله‌اند و الیه راجعون همه در رجعت به سمت حضرت حقن.

به سمت اسماء الهی کمالات ذاتی حضرت حقند در حرکتند.

اما اون کسی که ولایت نداره به سمت اسماء جلال داره میره که نه داره نماز میخونه اما داره میگه یا قههااار.

خدا میگه لبیک.

قههار یعنی به شدت شکننده.

میگه میشکنمت، میشکنمت.

منو با یا قههار خوندی میشکنمت.

اینه حقیقت نماز بی ولایت اینه.

اما کسی که داره نماز میخونه با ولایت داره میگه یا رحیم، یا ودود، یا کریم اینارو با اسماء یا غفار.

داره با این اسماء جمال خدا رو میخونه و خدا هم بغلش میکنه.

تو با ولایت برو تو نماز.

ولایتت رو درست کن.

ولایتت رو درست کن.

نهج الولایه از تو استاد که بتونه ولایت کلیت رو درست بخون.

حالا برو تو نماز ببین نمازت عجب منقلب بشه.

گوش بده حرف بنده رو اگر بنده خودم نچشیده بودم و انجام نداده بودم خاک بر دهانم اگر به شما میگفتم.

اصلا سرش ولایته.

دیشب ترازشو گفتیم دیگه رفتیم تا ذات غیبی که اونجا دیگه میشه ولایت.

اصلا ولایت همون علمه دیگه.

میری اون بالا.

اینجا اسم خدا چی بود؟

العلیم.

در درس اول شرح اسفار حضرت علامه جوادی آملی همین فرمایشو داره.

خدا حفظشون کنه.

خدا در نشأت مادون اسمش هست العلیم.

میری بالاتر میشه أعلم در ملکوت میری بالا در مراتب عالیه دیگه خدا میشه خود علم.

خود علمه.

همین جام خود علمه.

من و شما سختمونه اینو بپذیریم.

چقدررر باید جلسات داشته باشیم، گفت و گو کنیم، مباحثه کنیم، چکش کاری بکنیم تا اینو یه ذره بفهمیم با طهارت نفس با سرخیزی با ذکر و ورد و توسل تا بچشیمش.

در اون مراتب عالیه میشه علم.

علم همون ولایته.

چیز عجیبی نیست.

حقیقت ولایت یعنی همه علم الهی.

لذا ما معتقدیم علم جایی است که ولایت است.

یعنی اینکه بعلی بابها این علی بابها موضوعیت داره.

در هیچ خانه احدی و سد الابواب الا بابه موضوعیت داره تو نُذبه.

فقط علم در خانه علیست و بس سلام.

تمام شد.

جاهای دیگه علم نیست.

خودتو خراب نکن.

اینایی که من خودم دانشگاه روانشناسی خوندم، روانشناسی غربی میخونن، علوم غربی میخونن بعد پز اونا رو میدن.

بیان حاضرید بسم الله بیایید مباحثه-- مناظره کنیم با هم ببینیم اونا درست گفتن یا ما.

حالا بحث ما چی بود؟

اینکه [پچ،پچ] جان؟

بله قضا هستن.

اولیش اراده مردم.

اراده خب نداره.

نمیخواد آقا نمیخواد.

خیلی از مردم الان نمیخوان.

متأسفانه خیلیشونم تو ترازه‌های بالای تصمیم گیری مملکت هم هستن.

خب این برمی‌داره تا ما باشیم دیگه به اینا رأی ندیم.

تا ما باشیم دستمون بشکنه بدونیم به کی رأی بدیم که به خدا قسم به این خیمه و خرگاه قسم که اگر امثال شهید رئیسی سایه‌شون بر سر ما بود، کار الان جمع شده بود.

تمام شده بود.

شب جمعه اسم روحش ثواب بفرستید.

[هم پوشانی صداها] دومیش تصرف شیاطینه.

هجمه و مس شیاطینه.

هجوم شیاطینه که ما چند بار داد زدیم اینجا التماس کردیم به ما خندیدن به ریش ما خندیدن ما رو مسخره کردن.

دروغگو و کذاب و رمال و جادوگر و اینا به ما بستن.

همینایی که تو لباس دینن.

آدم چی کار کنه از این زبان نفهم‌ها؟

پس این همه حکمت احراز و اوضات چیه؟

اینا چی ان؟

از کجا در اومدن؟

ما درآوردیم از تو آستینمون ما خوندها؟

و همش قال صادق و قال باقره.

این چهل سه آیات که دیگه کسی به اینجاش رسیده باشه که دیگه کسی به اینجاش رسیده من اینو بهش هدیه میکنم.

چهل سه آیات از کجا اومده که آیات تحلیلی‌ان؟

درش یا لا اله الا الله یا لا اله الا هو یا لا اله الا انا.

اینا از کجا اومده؟

امیرالمؤمنین فرمودن.

فرمودن پیغمبر اینا رو من تعلیم داد.

هر وقتی که اینو خوندم و داشتم هیچ آفتی به من عیبات نکرد.

هیچ مریضی به من وارد نشد.

این حرزه.

حرز چهل سه آیات.

من تو همین شب‌ها به بعضیا گفتم حالا نریزید سر ما بعد منبر آقا اینو بده.

چشم به وقتش.

حالا می‌خواستیم یکشنبه تو لواسان اینم تقدیم کنیم.

انقدر که بعضیا به اینجاشون رسیده و حواسشون نبوده گاردشون رو نبستن شیاطین ریختن.

خب هستن.

موجود خارجی‌ان.

وجود-- موجودیت دارن آقا.

سوره جن.

[آیه] سوره ناس و فلق اینا برای چی انقدر اهل بیت توصیه کردن؟

چرا بچه خراب از آب بیرون درمیاد؟

فحش میشه؟

چرا بچه بشه-- اصلا نمیخواد بیاد تو راه حق.

یه وقتی بچه هست از اول چرا؟

ذاتش خوبه میاد بعد منحرف میشه.

اون دلایل ثانویه داره.

اما نه از اولش مخالفت و معان-- معاندت با-- اصلا معانده.

بدش میاد از ذکر خدا، از اهل بیت خدا.

پناه بر خدا.

یا مثلاً می‌نویسه میره به سمت ف-- فاحشه‌گری.

گناهان علنی.

دق پدر مادر میشه.

اصلا روایت داریم اون لحظه مجامعت پدر و مادر بسم الله الرحمن الرحیم نگفتن.

انقدر تاثیر داره بله.

بعد تازه دستورات دیگه‌ای هم هست.

ناس و فلق خوندن چه وچه.

حالا یه جلسه باید جدا باشه.

اینجا نوجوان‌ها هستن، مجردها هستن.

نمیشه این حرفا رو زد.

انقدر دستورات داریم تو این قصه و رعایت کنی تا یه بچه خوشگل و ترگل مرگل تو وادی ولایت خدا بهت تقدیم کنه.

فقط باید مراقب باشی تو قصابگاه جوونامون که فضای مجازیه نیفته بعد خدایی نکرده از راه بیراهه بشه که خیلی از ما داریم چوب رو می‌خوریم و و و بماند حالا بحثای ما چیز دیگه‌ست.

سومیش چیه؟

اراده خود خدا.

یدالله فوق ایدیهم.

امام عصر عزیزمون.

آقا مهمه امام عصر چی بخواد.

مهمه که امام عصر چی از خدا طلب کنه.

هنوز یارای من آماده نیستند.

مگر وقتی به ابی عبدالله به حضرت زینب سلام الله علیها خبر رسید که امام حسین قصد کرده به جنگه، شمشیرشو داشت تیز می‌کرد ابی عبدالله.

حضرت زینب چه جمله‌ای بهشون فرمود؟

هم ناسا خود تواریخ آورده هم، هم متأخرین مثل ابی مخنف که به-- دیدین اولین کتابی‌ست که در حوزه کربلا نوشته شده.

همین متأخرین، هم متقدمین هم متأخرین آوردن.

حضرت زینب عرض کرد داداش یاراتو امتحان کردی؟

این آخه مهمه که حبیب شنید.

شب عاشورا بود دیگه.

حبیب شنید دختر امیرالمؤمنین داره به امام حسین میگه یاراتو امت-امتحان کردی؟

ریخت به هم.

دیگه داستانشو شنیدید دیگه.

رفت همه صحابه رو با بنی هاشم کاری نداشت.

صحابه رو همه رو ریخت بیرون.

فریاد زد آی فدای حسین پسر فاطمه.

حضرت زینب مشکوکه به شهادت من و شما.

هنوز اطمینان نداره که ما جونمونو برای حسین میدیم.

گریه و فریاد.

یه کلوخ بعضیا نوشتن برداشت کوبید تو سر خودش.

انقدر از خود بیخود شد.

آقا مهمه که امام عصر نسبت به تو چی فکر می‌کنه.

حضرت زینب سلام الله علیها عالمت غیر معلم‌ست، فهمت غیر مفهمه‌ست.

میدونه چی به لسانش جاری میشه.

همینطوری یه حرف احساسی نمیزنه به داداشش.

میشه خیلی مهمه امام عصر به خدا بگه خدایا یارای من رو باز امتحان کن، هنوز آماده نیستن.

امتحان اینا حالا ما بریم توش یه حرفایی از توش در میاد.

باید یه وقت جدا اینا بحث بشه که شبهاتشم برطرف بشه.

بعد بعضیا حرف نسازن پشت سر ما.

چه کنیم؟

اینم، اینم خاصیت‌های خوب معروفیت و مشهوریت.

خودمون بودیم و یه گرده‌ای با شما رفیقا تو این حسینیه.

کیف می‌کردیم، صفا می‌کردیم.

نه کسی ما رو می‌شناخت، نه کسی انقلتی وارد می‌کرد.

نمی‌دونم چه بلایی سر ما اومد، چی شد، چه خیری درش بود اینطوری.

خلاصه خیرش الحمد لله به جسارت به شما نشه.

همین چهره‌های جدید ما آشنا شدیم با-- واقعا با-- اغراق نمی‌کنم واقعا با اولیا خدا دارم آشنا میشم.

الحمد لله هممون.

این سفره داره پربرکت‌تر میشه و دارن [می‌آرمند بر سر آثار علامه الحمد لله ولله الحمد].

این سه تا تاثیر گذارند.

نکته جمله آخر که ببینم اصلاً وقت میشه در خصوص صلاة حرف بزنیم یا نه.

نکته آخر اینکه عزیزان دلم تمام این بازی‌ها، این مذاکرات، این اذیت‌ها، این مغایر اراده رهبر و جانشین امام عصر صلوات الله علیه تصمیم گرفتن‌ها که من همون اولش گفتم هنوز هم میگم بعد بچه‌ها این تیکه رو قطع می‌کنند، تقطیع می‌کنند بیرون نره.

شما حداقل بشنوید چون هرچ-- هر وقت ما این حرفو می‌زنیم میگیرنش از تو صوت.

می‌ترسن بچه‌ها.

نمی‌دونم چرا می‌ترسن.

فوقش من فحش میخورم دیگه.

فوقش آخر میان منو می‌برن دیگه با شما کاری ندارن که.

میگن بشین سر جات.

اگر همون دور چهل روزه ادامه پیدا می‌کرد، اونم من با وهم هم نمیگم، با خیال هم نمیگم.

هر طرف رفتیم مقاومت پیروز بود.

در هر حیثی وارد شدیم.

من تو همون مشهد اجتماعات آستان قدس رضوی که بود جوانان آستان قدس اول با این جمله شروع کردم.

نیم ساعت حرف زدم.

بعد تقطیع شده عینا فقط همون قصه‌ش شهید رشید رو به عزیزان دل مشهدی گفتم آقا این کل صوتو پیدا کنید به ما برسونید ما عینشو بذاریم تو کانال همه بدونن ما چی گفتیم.

حتی بعد از اینکه من گفتم شهید رشید میگه بعد از جنگ چهل روزه حالا جنگ دوباره شروع میشه خیلیا تون شهید میشین و اینا بعدا آقا میاد.

همونجا من پرانتز باز کردم تو صحبتم گفتم آقا منظوری نیست که یعنی بعد از چهل روز آقا میاد یا امسال آقا میاد یا سال بعد آقا میاد.

اصلاً وقت نمیشه تعیین کرد.

یعنی اینکه دیگه این جنگ همینجوری میره، می‌کشه، میره تا برسه به امام عصر.

تا ظهور آقا.

نه یعنی الان ما که چیکاره ایم که وقت تعیین کنیم.

اون سر و سر نظام هستی‌ست.

اینجوری نیست که به راحتی آقا بیاد.

بارها گفتم هر وقت خون گریه کردیم آقا میاد.

ناموس خداست.

حفظش کرده.

این تیکشو برداشتم.

بعد اولش من گفتم آی مردم بدونید ما از هر رشته‌ای رفتیم.

از طریق قرآن رفتیم، از طریق روایات و نقل یعنی نقل رفتیم.

عقل رفتیم یعنی از طریق فلسفه بله، یعنی از طریق، از طریق براهین عقلی از طریق حکمت و فلسفه رفتیم.

دیدیم.

از طریق عرفان دیدیم.

از طریق علوم جعفری و غریبه دیدیم.

نه دیگه کدوم.

از طریق علوم نجومی، محاسبات نجومی و عرض شود خدمتتون احکام نجومی تا تهشو دیدیم به حول و قوه الهی و علوم دیگه که زبانم بسته است که بعد بگم چوب می‌خورم و و هر کدومش رو رفتم.

به این پرچم مقدس قسم آخرش دیدم که هیچ خبری از آمریکا و اسرائیل نیست و جبهه مقاومت و ایران پیروزه.

[هم پوشانی صداها]اینا دیدیم که فریاد زدیم.

آی با هر کدوم از فرمانده‌های ارشد هوا، فضا، سپاه کجا، کجا نشست داشتیم بهشون گفتم آقا برید نترسید کار تموم میشه برید.

ولی نکردند.

الان داریم تازه داریم می‌فهمیم که قصه از کجا آب می‌خوره.

اراده مردم دخيله.

اون منتخب ماست.

جلوشو گرفته.

به آقا گفته آقا من ضمانت میدم بفرمایین ضمانت‌تون رو.

حالا بهتون نشون میدم.

بذار جامعه جهانی تموم شه.

بذار یه سری ب-- بذار [مکث] منابع نفتی‌شون رو پر کنن.

بذار تسلیحات‌شون رو به‌روز کنن.

اون موقع می‌بینید چه می‌کنند با ما.

ما که نمی‌ترسیم.

بسم الله.

ولی وقتی دشمن تو ضعف بود بهش نفس دادید.

[صدای محیط] من اینو می‌خوام بگم.

چون قطعاً صد-- اصلاً بدون برو بگرد.

چی بگم؟

قسم به حضرت اباالفضل بخورم که تمام وجودم رو برای شما بریزم بیرون.

انتها پیروزی با ماست و اصلاً خبری از آمریکا و اسرائیل نخواهد بود.

خب؟

پس تمام این اجتماعات همش منجر خواهد شد به اونجا.

این رو به شما بگم به اون خواهرها و برادرها که دیروز باید خیلی عجیب با، چی بگم؟

با ت-- بند بند وجودشون می‌گفتن فریاد می‌زدن مژ-مژده بدم که این اجتماعات اثر عجیبی در ملکوت ایجاد کرده و می‌کنه.

مثل بخاریه که میره تبدیل به ابر و بارون میشه برمی‌گرده رو سر خودتون.

یعنی این اجتماعات اصلاً هرز نرفته، هدر نرفته.

این فریادها، این سوختن‌ها، این التهابات مثل امثال من و شماها، این اصلاً هدر نمی‌ره.

تو ملکوت داره کارشو می‌کنه.

خدا داره می‌بینه، فرشته‌ها دارن می‌بینن، امام عصر داره یارانش رو حسرت می‌خوره.

اینو رگ گردنتون بیرون بزنه فریاد بزنید اما اسم از کسی نبرید، جسارت هم به کسی نکنید.

خط ولایت رو بریم و فریادمون رو در پاسداشت انقلاب، ارزش‌ها و عرض شود مخصوصاً خونخواهی آقامون، رهبر عزیزمون فریاد بزنیم که استاد عزیز ما امروز تو قم دیدید تو تلویزیون حضرت آیت الله میرباغری خیلی شیرین فرمودن وقتی ما خونخواهی رهبر رو گرفتیم که اصلاً کلاً آمریکا برچیده بشه و قدس آزاد بشه.

درست؟

ولی باید از همینجا شروع کرد رفت دیگه.

بگیم خب ولش کن بذار به عهده امام عصر.

این چه حرفیه؟

[مکث] بریم دیگه چند-- نمی‌دونم چقدر وقتمون تموم شده‌ها.

دیگه وقتی به صلاة نمی‌رسه بگیم.

لااقل یه دو جمله از صلاة بگیم.

البته تو صحبت‌هامون چیزهایی که گفتیم.

ایشون هم داره بیچاره چشم قرره‌ای که به ما میره چشم قرره‌ایه که آدما بهش میرن.

دیروز ما هم گفت حاجی‌ها چند نفر جلومو گرفتن گفتن با مترو میای؟

با مترو میایم دیرمون میشه، با مترو نمی‌رسیم.

خب من به ایشون عرض کردم بگید خب برن، نشینن، در همون جلسه.

کی گفته تا آخر صحبت من بشینن؟

این جسارتو من کردم.

چون چقدرها آدم به من گفتن حاجی، بابا بذار یه ساعت دیگه هم بشینیم.

اصلاً بشینیم حرفای-- داریم می‌خوریم حرفا رو.

خب اینا رو هم ببینید.

حالا دو سه دقیقه وقت بدید من در خصوص صلاة یه چیزکی بگم.

اگرچه گفتیم اون که آن کس از اهل بشارت که اشارت دارم در خصوص صلاة چی گفتیم امشب؟

نهج اللولایه آفرین.

نهج اللولایه، ولایت.

ولایتتو درست کن بعد صلاتت ببین چه بشه.

اصلاً نمی‌تونی جلو اون انبساط وجودیتو بگیری.

عزیزان دلم فداتون بشم الهی.

صلاة شروعش با جلاله.

اصلاً پیکره ظاهری و بدنه صلاة، جلاله.

می‌ترسی.

اصلاً می‌خوای الله اکبر بگی رعشه به بدنت میفته.

الله اکبر اصلاً خودش معنای جلال داره دیگه.

الله.

[مکث]پدر همه اسماءه.

ابوالاسماءه.

شوخی نیست.

ثقلت داره الله، الله.

چرا؟

علامه طباطبایی فرمودند اضطراب نفس، تشویش و اضطراب گرفتی و استرس به قول امروزی‌ها شصت و شش بار بگو الله.

امتحان کنید.

عجیبه.

چرا؟

این خ-- میشه گفت خدا همه اسماءست.

همه کمالات ظهور کرده در اون.

شوخی نیست.

ببین چجوری بدنت به لرزه میفته.

[مکث] پیکره-- اصلاً شما میری که ورود کنی به جلال.

اما نکته اینجاست.

اگه از اول تا آخر صلاة یکپارچه جلال باشه که بال و پر می‌ریزیم که.

جون میدیم که.

اصلاً طاقت نمیاریم تا آخر نماز از سلامو نگفته جون میدیم می افتیم.

تو دلش جماله.

حرف اینجاست.

شما ورودتون به نماز با جلاله.

رفقا اینا رمزه.

اگر کسی حسی از حیث جلال نداره رو خودش کار کنه.

اصلاً ببینه جلال چیه.

فکر کنه بهش.

جلال وقتی برای ما حاصل میشه که توحید صمدی حضرت حق رو ببینیم.

اون موقع من یقین دارم اگر کسی برسه به توحید صمدی حضرت حق که اون نخ اسکانس و شیرازه همه مباحث دو هزار جلسه ما بوده که تا حالا به عنایت الهی حضرت حق عنوان کردیم، نخ اسکانس اونا بوده، کسی برسه به این حقیقت هم که تو نماز میگه الله الصمد اصلاً دیگه نمی‌تونه منقلب نشه.

نمی‌تونه.

به این حقیقت.

این جلال خودشو نشون میده.

[مکث] یعنی این رعشه حریم نگه داشتن، شکستن، خرد شدن، له شدن.

[صدای محیط] همه اینا خودشو نشون میده.

در چی؟

جلال.

نمازت با جلال شروع میشه.

ولی و حالا دارم خیلی توضیحات دارم که معنای حالا قیام چیه، معنای رکوع چیه، معنای سجود چیه، معن-معنای تشهد چیه، معنای سلام چیه.

اینا ربط به جلال دارن یا جمال دارن.

اینا رو انشاالله به مرور هفت شب‌های بعد عرض می‌کنیم.

اما وقتی وارد شدی دیگه می‌رسی به جمال.

یعنی یکپارچه داخلش پوستش جلاله، داخلش "و باطنه فیه رحمة".

به به!

یکپارچه جماله.

خدا بغلت می‌کنه.

یه کاری باهات می‌کنه که با عشق، با شوق بریز با سر بیفتی تو خاک تو سجده از عشق خدا.

یعنی کسی جه-- نماز رو بچشه وقتی میره رو سجده به قول علامه خودشو می‌کوبه تو سجده که بره تو بغل خدا.

بعد ببین چه جمالی رو حس می‌کنی، می‌چشی.

غرق در آغوش خدا میشی.

[مکث]اینکه من به شما بودم عرض کردم خدمتتون، بچه‌تر که بودم برای اینکه حس بگیرم می‌گ-می‌دونستم خب باطن نماز جماله، می‌گفتم از اولیا شنیده بودم که معاشقه با خداست.

آدمی که معاشقه می‌کنه با عشقش آغوششو باز می‌کنه.

من دستامو حالا تو نمازهای مستحبی مخصوصا دستامو اینطوری باز می‌کردم که تو حالا تو واجب نمیشه که باید دست پایین باشه.

تو واجب اینجوری دستمو می‌چرخوندم.

تو مستحبی جاهایی که کسی منو نمی‌دید حرف برام دراره دستمو به حالت آغوش نمی‌دونید چه بلایی سر آدم می‌اومد.

یعنی حس می‌گرفتی که خدا می‌خوای بری تو بغل خدا.

اصلا خدا خوشش میاد از این ادا اطوارای بنده.

اصلا کل نماز لوس بازی ما برای خداست.

ادا اطوار بچه چجوری شیرین بازی درمیاره، انگشت دست، دستشو می‌بره بالا.

نمی‌دونم شکلک درمیاره، خم می‌شه، می‌شینه خودشو می‌کوبه زمین.

چجوری بچه رو پدر بغلش می‌کنه؟

مادر قربونت برم و داره له می‌شه تو بغل مادر.

[صدای دهان] فشارش میده.

[خنده] مادر [صدای دهان] فشارش میده بچه جیغ می‌زنه خفه شدم.

ولی مادر چجوری؟

عشقه دیگه.

همین کارو خدا تو نماز باهات می‌کنه.

بهش خوشش میاد از این ادا اطوارت.

تو داری ادا می‌ریزی.

منو نگاه کنید ادانی؟

دستت میاد برای تکبیرةالاحرام ادانی؟

دستت میاد برای قنوت ادانی؟

خم می‌شی ادانی؟

میری رکوع خودتو می‌کوبی رو خاک ادا نیست؟

هیچ شیرین زبانی نیست زبونت تکون می‌خوره؟

یه ذره رو اینا کار کنیم ادا دربیاریم و خلوص کنیم خودمون رو برای خدا لوس کنیم.

بعد ببین خدا چجوری بغلت می‌کنه.

ولی با صداقت "رب ادخلنی مدخل صد و أخرجني مخرج صد و اجعل لي من لدنک سلطانًا نصيرا".

سلطان النصير کی بود رفقا؟

کی بود؟

امام است یعنی ولایت.

قربونتون.

با صداقت برو تو نماز ببین ولایت چه می‌کنه با تو.

این جمله رو بنویسید و جمله‌ی آخر من.

سالک ابتدا بنویسید.

سالک ابتدا، چرا کاغذ قلم ندارید؟

ما منبر اینجا نمیریم.

جسارت به این حرفا نشه.

کسی کاغذ قلم نداره جسارتا ما رو یه منبری فرض کرده و حرفای ما جسارت کرده.

اینجا در-کلاس درسه.

کلاس درسه.

این جمله رو بنویسید "سالک ابتدا با هیبت جلال وارد نماز می‌شود".

به به به.

حاصل همه‌ی حرفمون.

با هیبت جلال، با سلط جلال وارد نماز می‌شود.

اما به به، به به.

جان بچشیم خدا بچشون به ما.

اما در نهایت در آغوش جمال آرام می‌گیرد.

جانم.

به به.

محرمه و الهی می‌گفتم یه کف مرتب بزنید.

انقدر این حرف شیرین و خوشگله.

[مکث] انقدر درون مایه داره.

رفقا- جانم.

last جلال و جمال- الان؟

بعد چوبمون می‌زنن بابا ملت با چماق میوفتن اینجا دنبالمون وقت تموم شده.

چشم.

بله میگیم.

حالا خیلی حرفا هست که انشاالله به فضل الهی با هم بزنیم.

شما حوصله داشته باشید ما رو تحمل کنید یه وقت.

یه چند وقت، یه، یه سال، دو سال تحمل کنید بنده رو.

اگر دیدید به جایی نرسیدید اونموقع با چوب بیفتید دنبال من.

ولی مطمئن باشید تحمل کنید یه ذره کار کنید روی موایذ ببینید به گم شده‌هاتون اگه نرسیدید.

ما که الحمد لله رسوندنمون.

آرامیدیم.

واقعا آرامش پیدا کردیم.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات.

اللهم صل على محمد