یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
یا رب اعوذبک من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم إیّاک نعبد و إیّاک نستعين. الحمد لله على کل نعمه و اسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. درود بر شما و رحمت الله. ان شا الله که عزیز زهرا هر کجا هستند در بین گریک شون بر جدشون همه ما و متعلقین ما رو هیئت ما رو دعا کنن. اللهم صل على محمد و آل محمد حاجت را برآورده فرما. پیش از اینکه شروع به هر بحثی بکنیم، یک صوت کوتاهی از رهبر عزیز و شهیدمون پخش میشود. این رو گوش بدید که مطلع بحثمون باشه. نثار روح بلندش مسئولین کشور احساس روع و خوف بکنند. بذارین از اول واسه ام.
ریشههای قرآنی معنا
بر سر در مقابل دشمن اگر مسئولین کشور احساس روع و خوف بکنند بر سر ملت بلاهای بزرگ خواهد آمد. آن ملتهایی که ذلیل دست دشمن شدند، مغلوب دشمن شدند، عمده علت این بود که مسئولان پیشروان قافله ملت شجاعت لازم، اعتماد به نفس لازم رو نداشتند. اعتماد به نفس نداشتند. گاهی در بین آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداکار آمادهی به جانبازی هستند. منتها مسئولین، رؤسا وقتی این آمادگی رو خودشان ندارن، نیروهای آنها هم از بین میرود. این ظرفیت هم نابود میشود. آن روزی که شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت، قتل عام شدند مردم و حکومت با عظمت صفوی نابود شد. خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه کنند، مقاومت کنند. شاه سلطان حسین ضعیف بود. شاه سلطان حسین ضعیف بود.
اصل و امّ در زبان دین
اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسینها بشود، دچار مدیران و مسئولانی بشود که جرات ندارند، جسارت ندارند، در خود احساس قدرت نمیکندندد، در مردم خودشان احساس توانایی و قدرت نمیکندندد. کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود. یک اللهم صل على محمد و آل محمد شب جمعهست. نثار باز هم نثار امامین همهمون که ما متاسفانه وقتی از این دنیا بریم میفهمیم چه حق حیاتی بر گردن ما داشتند و معلمانمون خاصه حضرت علامه سنزده علیک رحمة الله که واقعاً حق توحیدی بر گردن ما دارند. و الا بنده معتقدم اگر ما با ایشون آشنا نمیشدیم مشرک از دنیا میرفتیم و اینو ثابت میکندم.
و نثار همه شهدا که جونشون رو دادند تا ما الان تو خیمه امام حسین با امنیت نشسته ایم و رفتگان خودتون، پدر و مادر و برادر من محقر، همه گریک کنای هیئت، شهدای هیئت، شهید حسینی، شهید عباسیان، حسین قاطف اعظم که همین گریکهاش، هق هقهاش تو گوشم هست اینجا و حسین ملک که تبرکات رخت میکشد. همشون ان شا الله آنان کربلا باشن و آنجا یاد ما کنن. اللهم صل على محمد و آل محمد حاجت را برآورده فرما. یک فرمایش هم از حضرت استاد بخونم براتون که از صوت ایشون پیاده شده. ایشون میفرمایندد "ارائه کنید من تبلّا دارم، دوست دارم اما تبرّی خودش را نشان ندهد. نور نمیدهدد این ایمان. آن نماز نور نمیدهدد. آن روزه نور نمیدهدد." نماز میخواند، روزه میگیرد اما چون تبرّی رعایت نمیکندد، میگیم دندون رو دندون نمیفشارد.
معیار کرامت انسانی
از دشمن ندارد این خاصیت و این حالت رو. رهبر ون فرمودندد اصلاً میترسد از دشمن. این حالت اشدّ على الكفار رو ندارد. اینها صریح فرمایش این جا عالم جامع الاس میفرمود حتی نماز و روزه چنین کسی نور ندارد. آن مزاحمهایی که چهل و هفت سال جلوی رشد و پیشرفت این کشور رو گرفتند متاسفانه در عالیترین جاها هم رفتند، جا گرفتند. و خیانتها که کردند به این ملت و به این انقلاب. الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله. حالا به جوشش خون عجیب رهبرمون ملت مبعوث شدن. یک وقتی رسیده که خودشان دارن خطدهی میکندند و دارن ترسیم میکند انقلاب خودشانه. مثلا این مسئولین کیان اینها؟ جز نمایندههای شما، جز کساییان که شما انتخابشون کردین. حالا رهبر عزیز رو میگیم از جهت معنوی سلسله انتخابش میرسه به امام عصر. ایشون هدایت میکنه قلوب رگان رو.
خواندن برای دریافت اصول
این اعتقاد ماست. براش هم مبانی زیادی داریم. چند جلد مرحوم استاد نصفاه در همین زمینه کتاب دارد راجع به مبنای ولایت فقیک. بخونید، تقویت کنید قوای بنیک اعتقادیتون رو نسبت به ولایت فقیک. خون جوشید. حالا مردم به جایی رسیدن که خودشان دارن ترسیم میکنن. بله رهبر رو هدایت قلب توسط حضرت حق صورت میگیره. امام عصر دست میآورد. اما مسئولین رو ما مردم انتخاب میکنیم. اینها نمایندههای ما. مسئولی اگر بگه اینها رو ساکت کنید، اینها رو جمع کنید. متاسفانه الان من یک سندی هم دارم از دولت مردامون که قشنگ ابلاغ کردند. حالا نمیخواهم وقت شما رو با این اراجیف بگیرم. اعصابم خورده سر این. که آره بعد از محرم دیگر رفته رفته جمع کنیم اینها رو، این تجمعهات و این تجمعهات احساسی رو. یک حرفای زشتی هم توش آمده. اهانته به مردم.
روایت و روشنشدن راه
فکر میکنن ما نمیفهمیم، نمیدانیم، نمیبینیم. و بچهها تو میدان، تو خیابون میگویند حاج آن بزرگوار ما گفتیم نتیجهش شد این مذاکرات. ما گفتیم این شد. اگر تو خیابون نبودیم ببین چه بلایی سر ما میآوردن. اکنون نیز که همین الان بچهها تو گوشه من ندیدم هنوز این بیانیک رو. قرار شد بیارید به من نشون بدید که من از رو بخونم. رهبر ون ظاهرا بیانیک دادند. مضمونش اینه. آن بزرگوار مهدی بیارید برای من اینو. مضمونش اینه که ظاهرا فرمودند تا من از رو بخونم. فرمودند که من مخالف این مذاکرات بودم. بله اجازه بدید که از رو براتون بخونم. بسم الله الرحمن الرحیم. مثال یعنی جهت حفظ وجود عزیز رهبر ون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بسم الله الرحمن الرحیم. ملت پرشور و باصفای ایران، جانم چقدر قشنگ شما رو خطاب میکنه.
میزان فهم و طلب
همانگونه که مطلع شدید تفاهمنامهای بین رئیس جمهور رئیس جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله مسئولین امر از سر دلسوزی و با حسن نظر تلاشهای زیادی را به عمل آوردند و البته این رئیس جمهور آمریکا بود که از روی استیصال از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد. بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم. ارائه کنید. آنانیی که میگویند آن بزرگوار زیر نظر آن بزرگوار بوده، آن بزرگوار قبول داشته، آن بزرگوار گفته. خاک بر دهان اینجور آدمهای.. چی بگم. بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیس جمهور محترم به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودن، اجازه آن را صادر نمودم.
پرسش یک نوجوان
پس در این معنا از کجا دارد آب میخوره. ایشان همچنین تصریح کردهاند یعنی رئیس جمهور که از طرف آمریکایی که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز منتظر تحقق شروط گفته شده خواهیم بود. اما بدیکی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود. امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انواع نصرتها و فتوحات برای ملت باشرف ایران به ارمغان آورد. والدرود بر شما ورحمة الله وبركاته. سید مجتبی حسینی خامنهای. بیست و هشت خرداد هزار و چهارصد و پنج. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. پس این متشکرم.
حرکت از دانسته به نادانسته
بله این تجمعهات که ک اصلا به فرمایش رهبر اولا که خود مردم، خود مردم کسی نمیتونه بگه آن بزرگوار جمع کن. مردم خودشان راه افتادن. قرار باشه جمع شه خود مردم باید تصمیم بگیرن. شما چه کارهای که تو دولت میشینی میگی که آن بزرگوار باید جمع کنیم. شما چه کارهای که خط ترسیم برای ملت میکشی. شما نماینده این مردمی. ما فقط تو یک یعنی فقط و فقط به یک شرط جمع میشویم از این اجتماعات میرویم تو خونههامون که رهبر ون دستور بدن. ایشونم دارن رصد میکنن اجتماعات رو میبینن دعا میکنن کیف میکنن. ما شنیدیم از حاضران نزدیک ایشون. و اصلا چشم دوختن به اجتماعات و خودشان فرمودند در بیانیک هج ودن علت اولیک و اصلی که مردم مبعوث شدن اصلا. اصلا بعثت مردم رو خونخواهی رهبر عزیز در میشمارن. بعد یک مشت حالا آدم ننمیدانم اینها خوبن ها.
فنا و نسبت آن با حرکت
نگاهشون که میکنی بچه انقلابیان اما ننمیدانم چرا دچار تحریف افکار شدن. مثلا از این سمت بچههای خیلی خوبیان. من دستشونو میبوسم. جسارت به اینها نمیکندم. مثلا نوشتههایی میبینیم، بیانیکهایی ازشون میبینیم که آن بزرگوار خونخواهی آن بزرگوار رو نکشید تو کف خیابونها. این پایین آوردن سطح رهبریک. واگذار کنید امر رو به امام عصر. همانگونه که خونخواهی امام حسین با امام عصره. اگر اینه پس پرچمهای ظهور قبل از اینکه ظهور اتفاق بیفتد روایت داریم "یا لفارات الحسینه" هزاران هزار پرچم بر دوش کیک؟ مردم. مردم این کار رو میکندند. این چه حرفیک؟ علیرغم احترامی که برای این قبیل اشخاص که انقلابی هستن، ولایتی هستن، قاب- قائل هستم اما این نگاه عرفانی غلطیک.
گنج پنهان و آفرینش
اگر اینطور بود که شما میگید واگذار کنیم امر رو به امام عصر و سخیف نکنیم امر خونخواهی رهبر رو در سطح اجتماعات. اولا این مردم مبعوث نباید باشن. بعثته، یعنی برانگیخته شدن. یک حقیقتی بهشون القا شده که فریاد میزنند. ثانیا رهبرمون تو بیانیک حج نمیفرمود علت اصلی بعثه مردم خونخواهی رهبرود. اینها رو یک ذره چشممون رو باز کنیم. حالا من نکته، حالا میخوایم مباحث صلاة رو بگوییم شبهای دیگر انشاالله توفیق باشه در این خصوص حرفهایی میزنیم یک ذره بیشتر بررسی کنیم. چون بیانیک آن بزرگوار رو من الان دیدم. به خاطر همینچیز برآ برافروخته هم هستم میترسم حرفی بزنم.
بعد متاسفانه آنقدر که هزاران نفر چشم دوختن این حرفهایی که از این یازهرا میرود بیرون مثلا استفاده کنن چند برابرش منتظرن ما یک حرفی بزنیم آنو چماق کنن تو سر ما متاسفانه. ننمیدانم اینها به فکر قیامتشون نیستن. از مسائل سیاسی گرفته تا اعتقادی بگیر تا انبث استنباطهای خودم از فرمایشات عظیم و عرشی حضرت استاد از حیث فلسفی و عرفانی و همه جورها. دارید میبینید نمونههاشو. حالا برخیشو دوستان جواب براش آوردن مثل قصه احضار شهید رشید. خودشان خودجوش گذاشتن تو کانالها خیر کفیر نصیبشون بشود. ما بیشتر از این هم جوابها داشتیم. بنده همان روز با یکی از شاگردان خیلی نزدیک حضرت استاد صحبت میکردم تلفنی.
جایگاه انسان در سیر
و اتفاقا ایشون یک فیلمی هم از در حضور حضرت استاد فرستاد که خود حضرت استاد روحش باد با ارواح ملا صدرا، شیخ الرئیس، عارف عربی حتی ملاقات داشته، ارتباط داشته. حالا اینها اصلا لفظ احضار که میاد، میگوید اوه، اوه احضار. احضار، احضار رو از جهت علمی باید بررسی کرد یعنی چی؟ هرچه هست در سقع نفس طرفه. یعنی آن "فتمثل الله بشرا صویا" رو کسی خوب فهمید چقدر تو آن لهوه حضرت استاد حرف پیاده کرده. در او پیاده میشود نه دیگری. یعنی آن شخص الان با روح شهید رشید ارتباط گرفته دارد صحبت میکندد. اگر همه ما کنارش باشیم ما چیزی متوجه نمیشویم. ما چیزی نمیبینیم. تو سقع نفس خود آن شخص این متمثل شده. این تمثل تو وجود اوست. اینو اگر کسی بفهمه قبول میکندد. حالا بگذریم.
باطن قرآن و باطن ولایت
نکتهای که میخواهم اینجا عرض کنم و از این بحث بگذرم بریم سراغ درس و بحثهامون و بحث سر الصلاة که خیلی حرفها داریم به فضل الهی بیان کنیم. الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله ولله الحمد. هم پیام میاد هم میبینم. میبینم تو دوستان که نمازهاشون محو متحول شده. اینو دارم میبینم. الحمدلله. خداروشکر برکت این بالاخره سفرهست. آن نکته اینه که بسیاری مثلا دیشب چند نفر از، از حاضران، خواهر و برادر گفتند که حاج آن بزرگوار، این همه ما اجتماعات رفتیم، فریاد زدیم، گلومون پاره شد. صد و چند شب شوخی نیست. آخرش شد مذاکرات. چی میخواهد بشود؟ خسته شدن، ناراحت شدن.
از آن طرف برخی آمدن گفتند که شما پیشبینیهایی که کرده بودی بر اساس رشتههای مختلف علوم البته، اینها مثلا به این رسیده بودید که تو این ایام، تو محرم دیگر تنشها باید از خرداد شروع میشود، تو محرم میرفت تا آخر محرم به اوج میرسید و یعنی مرحله بعدی جنگ شروع میشد که شروع هم شد. تنشها شروع شد وسطهای خرداد. به اوج هم داشت میرسید. متاسفانه حالا من چه لفظی به کار ببرم که بعدا یک سری بهشون بر نخوره. بگم خائن، بگم نادون، بگم جاهل، چی بگم؟ دوباره جلوشو گرفتم. و در این معنا من یک نکته کلی بگم اینو اصلا بنویسید، داشته باشید. این اصلا نیاد از من بپرسید. آن بزرگوار بدا حاصل شده در این امر یا نه؟ سه تا قضیک تو بدا تاثیرگذارن. یعنی اینکه یک حتی، حتی حکم قضای الهی رو یک امری بردارد. یعنی خدا اراده کرده برداشته بشود.
آداب نسبت با پیشوا
این سه تا تاثیرگذارن. یک، اراده مردم. مردم خیلی مهمن. ما جمهوری اسلامی داریم. جمهور یعنی مردم. یک پایکای. اصلا مشروعیت نظام ما خواستگاه مردمیست. مردم وقتی هستن، آن نظام مشروعیت دارد. اراده مردم در قطعییت هر چیزی موثره. شما اراده نکن، اراده نکن، نخوای نخواه مثلا ارادهت این نباشه که بیای هیئت امام حسین، فیض به شما نازل میشود؟ چه فیضی؟ فیض دارد میرویزد تو مجالس ذکر امام حسین. تو هم اراده نداری بیای. به تو چیزی نمیرسد. بعد در خصوص تو امر محقق نمیشود. چیز دیگرای نصیب تو میشود. اسماء جلال در تو پیاده میشود نه اسماء جمال. نماز میخواند اما چون ولایت ندارد دارد میرود به سمت اسماء جلال. یعنی میرود به سمت جهنم. تجلی اعظمش اسماء جلال میشود جهنم.
فخر فروشی و آفت آن
نماز میخواند اما چون ولایت دارد دارد میرود به سمت اسماء جمال که تجلی اعظمش میشود بهشت. در حقیقت همه به سمت اللهاند و الیک راجعون همه در رجعت به سمت حضرت حقن. به سمت اسماء الهی کمالات ذاتی حضرت حقند در حرکتند. اما آن کسی که ولایت ندارد به سمت اسماء جلال دارد میرود که نه دارد نماز میخونه اما دارد میگوید یا قههااار. خدا میگوید لبیک. قههار یعنی به شدت شکننده. میگوید میشکنمت، میشکنمت. منو با یا قههار خوندی میشکنمت. اینه حقیقت نماز بی ولایت اینه. اما کسی که دارد نماز میخونه با ولایت دارد میگوید یا رحیم، یا ودود، یا کریم اینهارو با اسماء یا غفار. دارد با این اسماء جمال خدا رو میخونه و خدا هم بغلش میکنه. تو با ولایت برو تو نماز. ولایتت رو درست کن. ولایتت رو درست کن.
زیارت و سکوت
نهج الولایک از تو استاد که بتونه ولایت کلیت رو درست بخون. حالا برو تو نماز ببین نمازت عجب منقلب بشود. گوش بدهد حرف بنده رو اگر بنده خودم نچشیده بودم و انجام نداده بودم خاک بر دهانم اگر به شما میگفتم. اصلا سرش ولایته. دیشب ترازشو گفتیم دیگر رفتیم تا ذات غیبی که آنجا دیگر میشود ولایت. اصلا ولایت همان علمه دیگر. میروی آن بالا. اینجا اسم خدا چی بود؟ العلیم. در درس اول شرح اسفار حضرت علامه جوادی آملی همین فرمایشو دارد. خدا حفظشون کنه. خدا در نشأت مادون اسمش هست العلیم. میروی بالاتر میشود أعلم در ملکوت میروی بالا در مراتب عالیک دیگر خدا میشود خود علم. خود علمه. همین جام خود علمه. من و شما سختمونه اینو بپذیریم.
مهمانی در حریم ولایت
چقدررر باید جلسات داشته باشیم، گفت و گو کنیم، مباحثه کنیم، چکش کاری بکنیم تا اینو یک ذره بفهمیم با طهارت نفس با سرخیزی با ذکر و ورد و توسل تا بچشیمش. در آن مراتب عالیک میشود علم. علم همان ولایته. چیز عجیبی نیست. حقیقت ولایت یعنی همه علم الهی. لذا ما معتقدیم علم جایی است که ولایت است. یعنی اینکه بعلی بابها این علی بابها موضوعیت دارد. در هیچ خانه احدی و سد الابواب الا بابه موضوعیت دارد تو نُذبه. فقط علم در خانه علیست و بس سلام. تمام شد. جاهای دیگر علم نیست. خودتو خراب نکن. اینهایی که من خودم دانشگاه روانشناسی خوندم، روانشناسی غربی میخونن، علوم غربی میخونن بعد پز آنان رو میدن. بیان حاضرید بسم الله بیایید مباحثه مناظره کنیم با هم ببینیم آنان درست گفتند یا ما. حالا بحث ما چی بود؟ اینکه جان؟ بله قضا هستن.
درسهایی از اهل معرفت
اولیش اراده مردم. اراده ندارد. نمیخواهد آن بزرگوار نمیخواهد. خیلی از مردم الان نمیخواهندند. متأسفانه خیلیشونم تو ترازههای بالای تصمیم گیری مملکت هم هستن. این برمیدارد تا ما باشیم دیگر به اینها رأی ندیم. تا ما باشیم دستمون بشکنه بدونیم به کی رأی بدیم که به خدا قسم به این خیمه و خرگاه قسم که اگر امثال شهید رئیسی سایکشون بر سر ما بود، کار الان جمع شده بود. تمام شده بود. شب جمعه اسم روحش ثواب بفرستید. دومیش تصرف شیاطینه. هجمه و مس شیاطینه. هجوم شیاطینه که ما چند بار داد زدیم اینجا التماس کردیم به ما خندیدن به ریش ما خندیدن ما رو مسخره کردند. دروغگو و کذاب و رمال و جادوگر و اینها به ما بستن. همینایی که تو لباس دینن. آدم چی کار کنه از این زبان نفهمها؟ پس این همه حکمت احراز و اوضات چیک؟ اینها چی ان؟
مراتب سیر و سلوک
از کجا در آمدن؟ ما درآوردیم از تو آستینمون ما خوندها؟ و همش قال صادق و قال باقره. این چهل سه آیات که دیگر کسی به اینجاش رسیده باشه که دیگر کسی به اینجاش رسیده من اینو بهش هدیک میکنم. چهل سه آیات از کجا آمده که آیات تحلیلیان؟ درش یا لا اله الا الله یا لا اله الا هو یا لا اله الا انا. اینها از کجا آمده؟ امیرالمؤمنین فرمودند. فرمودند پیغمبر اینها رو من تعلیم داد. هر وقتی که اینو خوندم و داشتم هیچ آفتی به من عیبات نکرد. هیچ مریضی به من وارد نشد. این حرزه. حرز چهل سه آیات. من تو همین شبها به برخی گفتم حالا نریزید سر ما بعد منبر آن بزرگوار، اینو بدهد. چشم به وقتش. حالا میخواستیم یکشنبه تو لواسان اینم تقدیم کنیم. آنقدر که برخی به اینجاشون رسیده و حواسشون نبوده گاردشون رو نبستن شیاطین ریختن. هستن. موجود خارجیان.
رساله و دشواری راه
وجود موجودیت دارن آن بزرگوار. سوره جن. سوره ناس و فلق اینها برای چی آنقدر اهل بیت توصیک کردند؟ چرا بچه خراب از آب بیرون درمیاد؟ فحش میشود؟ چرا بچه بشود اصلا نمیخواهد بیاید تو راه حق. یک وقتی بچه هست از اول چرا؟ ذاتش خوبه میاد بعد منحرف میشود. آن دلایل ثانویک دارد. اما نه از اولش مخالفت و معان معاندت با اصلا معانده. بدش میاد از ذکر خدا، از اهل بیت خدا. پناه بر خدا. یا مثلاً مینویسد میرود به سمت ف فاحشهگری. گناهان علنی. دق پدر مادر میشود. اصلا روایت داریم آن لحظه مجامعت پدر و مادر بسم الله الرحمن الرحیم نگفتند. آنقدر تاثیر دارد بله. بعد تازه دستورات دیگرای هم هست. ناس و فلق خوندن چه وچه. حالا یک جلسه باید جدا باشه. اینجا نوجوانها هستن، مجردها هستن. نمیشود این حرفا رو زد.
مقام عندیت
آنقدر دستورات داریم تو این قصه و رعایت کنی تا یک بچه خوشگل و ترگل مرگل تو وادی ولایت خدا بهت تقدیم کنه. فقط باید مراقب باشی تو قصابگاه جوونامون که فضای مجازیک نیفته بعد خدایی نکرده از راه بیراهه بشود که خیلی از ما داریم چوب رو میخوریم و و و بماند حالا بحثای ما چیز دیگرست. سومیش چیک؟ اراده خود خدا. یدالله فوق ایدیکم. امام عصر ون. آن بزرگوار مهمه امام عصر چی بخواد. مهمه که امام عصر چی از خدا طلب کنه. هنوز یارای من آماده نیستند. مگر وقتی به ابی عبدالله به حضرت زینب سلام الله علیکا ر رسید که امام حسین قصد کرده به جنگه، شمشیرشو داشت تیز میکرد ابی عبدالله. حضرت زینب چه جملهای بهشون فرمود؟ هم ناسا خود تواریخ آورده هم، هم متأخرین مثل ابی مخنف که به دیدین اولین کتابیست که در حوزه کربلا نوشته شده.
مادیت و حیات جاودان
همین متأخرین، هم متقدمین هم متأخرین آوردن. حضرت زینب عرض کرد داداش یاراتو امتحان کردی؟ این آخه مهمه که حبیب شنید. شب عاشورا بود دیگر. حبیب شنید دختر امیرالمؤمنین دارد به امام حسین میگوید یاراتو امت-امتحان کردی؟ ریخت به هم. دیگر داستانشو شنیدید دیگر. رفت همه صحابه رو با بنی هاشم کاری نداشت. صحابه رو همه رو ریخت بیرون. فریاد زد آی فدای حسین پسر فاطمه. حضرت زینب مشکوکه به شهادت من و شما. هنوز اطمینان ندارد که ما جونمونو برای حسین میدیم. گریک و فریاد. یک کلوخ برخی نوشتن برداشت کوبید تو سر خودش. آنقدر از خود بیخود شد. آن بزرگوار مهمه که امام عصر نسبت به تو چی فکر میکندد. حضرت زینب سلام الله علیکا عالمت غیر معلمست، فهمت غیر مفهمهست. میدونه چی به لسانش جاری میشود. همینطوری یک حرف احساسی نمیزنه به داداشش.
کثرت و وحدت
میشود خیلی مهمه امام عصر به خدا بگه خدایا یارای من رو باز امتحان کن، هنوز آماده نیستن. امتحان اینها حالا ما بریم توش یک حرفایی از توش در میاد. باید یک وقت جدا اینها بحث بشود که شبهاتشم برطرف بشود. بعد برخی حرف نسازن پشت سر ما. چه کنیم؟ اینم، اینم خاصیتهای خوب معروفیت و مشهوریت. خودمون بودیم و یک گردهای با شما رفیقا تو این حسینیک. کیف میکردیم، صفا میکردیم. نه کسی ما رو میشونداخت، نه کسی انقلتی وارد میکرد. ننمیدانم چه بلایی سر ما آمد، چی شد، چه خیری درش بود اینطوری. خلاصه خیرش الحمد لله به جسارت به شما نشه. همین چهرههای جدید ما آشنا شدیم با واقعا با اغراق نمیکندم واقعا با اولیا خدا دارم آشنا میشم. الحمد لله هممون. این سفره دارد پربرکتتر میشود و دارن. این سه تا تاثیر گذارند.
اسم جامع
نکته جمله آخر که ببینم اصلاً وقت میشود در خصوص صلاة حرف بزنیم یا نه. نکته آخر اینکه حاضران دلم تمام این بازیها، این مذاکرات، این اذیتها، این مغایر اراده رهبر و جانشین امام عصر شما حداقل بشنوید چون هرچ هر وقت ما این حرفو میزنیم میگیرنش از تو صوت. میترسند بچهها. ننمیدانم چرا میترسند. فوقش من فحش میخورم دیگر. فوقش آخر میان منو میبرند دیگر با شما کاری ندارن که. میگویند بشین سر جات. اگر همان دور چهل روزه ادامه پیدا میکرد، آن هم من با وهم هم نمیگم، با خیال هم نمیگم. هر طرف رفتیم مقاومت پیروز بود. در هر حیثی وارد شدیم. من تو همان مشهد اجتماعات آستان قدس رضوی که بود جوانان آستان قدس اول با این جمله شروع کردم. نیم ساعت حرف زدم.
تخصص و جامعیت
بعد تقطیع شده عینا فقط همان قصهش شهید رشید رو به حاضران دل مشهدی گفتم آن بزرگوار، این کل صوتو پیدا کنید به ما برسونید ما عینشو بذاریم تو کانال همه بدونن ما چی گفتیم. حتی بعد از اینکه من گفتم شهید رشید میگوید بعد از جنگ چهل روزه حالا جنگ دوباره شروع میشود بسیاری تون شهید میشین و اینها بعدا آن بزرگوار میاد. همانجا من پرانتز باز کردم تو صحبتم گفتم آن بزرگوار، منظوری نیست که یعنی بعد از چهل روز آن بزرگوار میاد یا امسال آن بزرگوار میاد یا سال بعد آن بزرگوار میاد. اصلاً وقت نمیشود تعیین کرد. یعنی اینکه دیگر این جنگ همینجوری میرود، میکشد، میرود تا برسه به امام عصر. تا ظهور آن بزرگوار. نه یعنی الان ما که چه کاره ایم که وقت تعیین کنیم. آن سر و سر نظام هستیست. اینگونه نیست که به راحتی آن بزرگوار بیاید.
استعانت از حجت
بارها گفتم هر وقت خون گریک کردیم آن بزرگوار میاد. ناموس خداست. حفظش کرده. این تیکشو برداشتم. بعد اولش من گفتم آی مردم بدونید ما از هر رشتهای رفتیم. از طریق قرآن رفتیم، از طریق روایات و نقل یعنی نقل رفتیم. عقل رفتیم یعنی از طریق فلسفه بله، یعنی از طریق، از طریق براهین عقلی از طریق حکمت و فلسفه رفتیم. دیدیم. از طریق عرفان دیدیم. از طریق علوم جعفری و غریبه دیدیم. نه دیگر کدوم. از طریق علوم نجومی، محاسبات نجومی و عرض شود خدمتتون احکام نجومی تا تهشو دیدیم به حول و قوه الهی و علوم دیگر که زبانم بسته است که بعد بگم چوب میخورم و و هر کدومش رو رفتم. به این پرچم مقدس قسم آخرش دیدم که هیچ ری از آمریکا و اسرائیل نیست و جبهه مقاومت و ایران پیروزه. اینها دیدیم که فریاد زدیم.
معرفت مقصد
آی با هر کدوم از فرماندههای ارشد هوا، فضا، سپاه کجا، کجا نشست داشتیم بهشون گفتم آن بزرگوار برید نترسید کار تموم میشود برید. ولی نکردندد. الان داریم تازه داریم میفهمیم که قصه از کجا آب میخورد. اراده مردم دخيله. آن منت ماست. جلوشو گرفته. به آن بزرگوار گفته آن بزرگوار، من ضمانت میدم بفرمایین ضمانتتون رو. حالا بهتون نشون میدم. بذار جامعه جهانی تموم شه. بذار یک سری ب بذار منابع نفتیشون رو پر کنن. بذار تسلیحاتشون رو بهروز کنن. آن موقع میبینید چه میکندندد با ما. ما که نمیترسیم. بسم الله. ولی وقتی دشمن تو ضعف بود بهش نفس دادید. من اینو میخواهم بگم. چون قطعاً صد اصلاً بدون برو بگرد. چی بگم؟ قسم به حضرت اباالفضل بخورم که تمام وجودم رو برای شما بریزم بیرون.
آغاز چله و اندازه توان
انتها پیروزی با ماست و اصلاً ری از آمریکا و اسرائیل نخواهد بود.؟ پس تمام این اجتماعات همش منجر خواهد شد به آنجا. این رو به شما بگم به آن خواهرها و برادرها که دیروز باید خیلی عجیب با، چی بگم؟ با ت بند بند وجودشون میگفتندد فریاد میزدند مژ-مژده بدم که این اجتماعات اثر عجیبی در ملکوت ایجاد کرده و میکندد. مثل بخاریک که میرود تبدیل به ابر و بارون میشود برمیگردد رو سر خودتون. یعنی این اجتماعات اصلاً هرز نرفته، هدر نرفته. این فریادها، این سوختنها، این التهابات مثل امثال من و شماها، این اصلاً هدر نمیرود. تو ملکوت دارد کارشو میکندد. خدا دارد میبیند، فرشتهها دارن میبینند، امام عصر دارد یارانش رو حسرت میخورد. اینو رگ گردنتون بیرون بزنه فریاد بزنید اما اسم از کسی نبرید، جسارت هم به کسی نکنید.
چلههای متناسب با وجود
خط ولایت رو بریم و فریادمون رو در پاسداشت انقلاب، ارزشها و عرض شود مخصوصاً خونخواهی آن بزرگوارمون، رهبر ون فریاد بزنیم که استاد عزیز ما امروز تو قم دیدید تو تلویزیون حضرت آیت الله میرباغری خیلی شیرین فرمودند وقتی ما خونخواهی رهبر رو گرفتیم که اصلاً کلاً آمریکا برچیده بشود و قدس آزاد بشود. درست؟ ولی باید از همینجا شروع کرد رفت دیگر. بگوییم ولش کن بذار به عهده امام عصر. این چه حرفیک؟ بریم دیگر چند ننمیدانم چقدر وقتمون تموم شدهها. دیگر وقتی به صلاة نمیرسد بگوییم. لااقل یک دو جمله از صلاة بگوییم. البته تو صحبتهامون چیزهایی که گفتیم. ایشون هم دارد بیچاره چشم قررهای که به ما میرود چشم قررهایک که آدما بهش میرن. دیروز ما هم گفت حاجیها چند نفر جلومو گرفتند گفتند با مترو میای؟
خدمت به خانواده
با مترو میایم دیرمون میشود، با مترو نمیرسیم. من به ایشون گفتم بگویید برن، نشینن، در همان جلسه. کی گفته تا آخر صحبت من بشینن؟ این جسارتو من کردم. چون چقدرها آدم به من گفتند حاجی، بابا بذار یک ساعت دیگر هم بشینیم. اصلاً بشینیم حرفای داریم میخوریم حرفا رو. اینها رو هم در این معنا. حالا دو سه دقیقه وقت بدید من در خصوص صلاة یک چیزکی بگم. اگرچه گفتیم آن که آن کس از اهل بشارت که اشارت دارم در خصوص صلاة چی گفتیم امشب؟ نهج اللولایک آفرین. نهج اللولایک، ولایت. ولایتتو درست کن بعد صلاتت ببین چه بشود. اصلاً نمیتوانی جلو آن انبساط وجودیتو بگیری. حاضران دلم فداتون بشم الهی. صلاة شروعش با جلاله. اصلاً پیکره ظاهری و بدنه صلاة، جلاله. میترسی. اصلاً میخوای الله اکبر بگی رعشه به بدنت میفته.
اخلاص پیش از اربعین
الله اکبر اصلاً خودش معنای جلال دارد دیگر. الله. پدر همه اسماءه. ابوالاسماءه. شوخی نیست. ثقلت دارد الله، الله. علامه طباطبایی فرمودندد اضطراب نفس، تشویش و اضطراب گرفتی و استرس به قول امروزیها شصت و شش بار بگو الله. امتحان کنید. عجیبه. این خ میشود گفت خدا همه اسماءست. همه کمالات ظهور کرده در آن. شوخی نیست. ببین چجوری بدنت به لرزه میفته. پیکره اصلاً شما میروی که ورود کنی به جلال. اما نکته اینجاست. اگر از اول تا آخر صلاة یکپارچه جلال باشه که بال و پر میرویزیم که. جون میدیم که. اصلاً طاقت نمیاریم تا آخر نماز از سلامو نگفته جون میدیم می افتیم. تو دلش جماله. حرف اینجاست. شما ورودتون به نماز با جلاله. همراهان اینها رمزه. اگر کسی حسی از حیث جلال ندارد رو خودش کار کنه. اصلاً ببینه جلال چیک. فکر کنه بهش.
مقام مخلص و مخلص
جلال وقتی برای ما حاصل میشود که توحید صمدی حضرت حق رو ببینیم. آن موقع من یقین دارم اگر کسی برسه به توحید صمدی حضرت حق که آن نخ اسکانس و شیرازه همه مباحث دو هزار جلسه ما بوده که تا حالا به عنایت الهی حضرت حق عنوان کردیم، نخ اسکانس آنان بوده، کسی برسه به این حقیقت هم که تو نماز میگوید الله الصمد اصلاً دیگر نمیتواند منقلب نشه. نمیتواند. به این حقیقت. این جلال خودشو نشون میده. یعنی این رعشه حریم نگه داشتن، شکستن، خرد شدن، له شدن. همه اینها خودشو نشون میده. در چی؟ جلال. نمازت با جلال شروع میشود. ولی و حالا دارم خیلی توضیحات دارم که معنای حالا قیام چیک، معنای رکوع چیک، معنای سجود چیک، معن-معنای تشهد چیک، معنای سلام چیک. اینها ربط به جلال دارن یا جمال دارن.
توحید افعالی
اینها رو انشاالله به مرور هفت شبهای بعد پیشتر گفته شد. اما وقتی وارد شدی دیگر میرسی به جمال. یعنی یکپارچه داخلش پوستش جلاله، داخلش "و باطنه فیک رحمة". به به! یکپارچه جماله. خدا بغلت میکندد. یک کاری باهات میکندد که با عشق، با شوق بریز با سر بیفتی تو خاک تو سجده از عشق خدا. یعنی کسی جه نماز رو بچشه وقتی میرود رو سجده به قول علامه خودشو میکوبد تو سجده که برود تو بغل خدا. بعد ببین چه جمالی رو حس میکندی، میچشی. غرق در آغوش خدا میشی. اینکه من به شما بودم گفتم خدمتتون، بچهتر که بودم برای اینکه حس بگیرم میگ-میدونستم باطن نماز جماله، میگفتم از اولیا شنیده بودم که معاشقه با خداست. آدمی که معاشقه میکندد با عشقش آغوششو باز میکندد.
توحید صفاتی
من دستامو حالا تو نمازهای مستحبی مخصوصا دستامو اینطوری باز میکردم که تو حالا تو واجب نمیشود که باید دست پایین باشه. تو واجب اینگونه دستمو میچرخوندم. تو مستحبی جاهایی که کسی منو نمیدید حرف برام دراره دستمو به حالت آغوش نمیدونید چه بلایی سر آدم میآمد. یعنی حس میگرفتی که خدا میخوای بری تو بغل خدا. اصلا خدا خوشش میاد از این ادا اطوارای بنده. اصلا کل نماز لوس بازی ما برای خداست. ادا اطوار بچه چجوری شیرین بازی درمیآورد، انگشت دست، دستشو میبرود بالا. ننمیدانم شکلک درمیآورد، خم میشود، مینشیند خودشو میکوبد زمین. چجوری بچه رو پدر بغلش میکندد؟ مادر قربونت برم و دارد له میشود تو بغل مادر. فشارش میده. مادر فشارش میده بچه جیغ میزند خفه شدم. ولی مادر چجوری؟ عشقه دیگر. همین کارو خدا تو نماز باهات میکندد.
توحید ذاتی
بهش خوشش میاد از این ادا اطوارت. تو داری ادا میرویزی. منو نگاه کنید ادانی؟ دستت میاد برای تکبیرةالاحرام ادانی؟ دستت میاد برای قنوت ادانی؟ خم میشی ادانی؟ میروی رکوع خودتو میکوبی رو خاک ادا نیست؟ هیچ شیرین زبانی نیست زبونت تکون میخورد؟ یک ذره رو اینها کار کنیم ادا دربیاریم و خلوص کنیم خودمون رو برای خدا لوس کنیم. بعد ببین خدا چجوری بغلت میکندد. ولی با صداقت "رب ادخلنی مدخل صد و أخرجني مخرج صد و اجعل لي من لدنک سلطانًا نصيرا". سلطان النصير کی بود همراهان؟ کی بود؟ امام است یعنی ولایت. قربونتون. با صداقت برو تو نماز ببین ولایت چه میکندد با تو. این جمله رو بنویسید و جملهی آخر من. سالک ابتدا بنویسید. سالک ابتدا، چرا کاغذ قلم ندارید؟ ما منبر اینجا نمیرویم. جسارت به این حرفا نشه.
حکمت و رزق معنوی
کسی کاغذ قلم ندارد جسارتا ما رو یک منبری فرض کرده و حرفای ما جسارت کرده. اینجا در-کلاس درسه. کلاس درسه. این جمله رو بنویسید "سالک ابتدا با هیبت جلال وارد نماز میشود". به به به. حاصل همهی حرفمون. با هیبت جلال، با سلط جلال وارد نماز میشود. اما به به، به به. جان بچشیم خدا بچشون به ما. اما در نهایت در آغوش جمال آرام میگیرد. جانم. به به. محرمه و الهی میگفتم یک کف مرتب بزنید. آنقدر این حرف شیرین و خوشگله. آنقدر درون مایک دارد. همراهان- جانم. جلال و جمال- الان؟ بعد چوبمون میزنند بابا ملت با چماق میوفتن اینجا دنبالمون وقت تموم شده. بله میگیم. حالا خیلی حرفا هست که انشاالله به فضل الهی با هم بزنیم. شما حوصله داشته باشید ما رو تحمل کنید یک وقت. یک چند وقت، یک، یک سال، دو سال تحمل کنید بنده رو.
معراج و علم بیپایان
اگر دیدید به جایی نرسیدید آن هموقع با چوب بیفتید دنبال من. ولی مطمئن باشید تحمل کنید یک ذره کار کنید روی موایذ در این معنا به گم شدههاتون اگر نرسیدید. ما که الحمد لله رسوندنمون. آرامیدیم. واقعا آرامش پیدا کردیم. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين. اللهم صل على محمد
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.