ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.

الحمد لله على کل نعمه واسال الله من فضله.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله وربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا من صبا فدایی.

ان شا الله عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند در میان اعضای خودشون، گریه خودشون، سوختنشون بر آجل غریبشون ابی عبدالله به ما و متعلقین و خانواده و هیئتمون هم و رهبرمون هم به جبهه مقاومت به همه ما ان شا الله یه نگاه حضرت ما رو بس به هممون توجه کنن صلواتی خط بفرما.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم.

ما هرچه که طهارت وجودی شما بیشتر میشه به جهت سوختن بر ابا عبدالله در این شب‌ها، هرچه که میریم جلوتر و این سوختن تو خیمه جلوه میکنه، حرفای ما هم خاص‌تر میشه و غیر از این باشه باید تعجب کرد.

خب باید همه من و شما خواص درگاه امام عصر باشیم.

قربونتون برم باید اینطور باشه.

دیگه از ما نباید توقع داشته باشید که حرف‌های معمولی و قصه و داستان و حکایت این شب‌ها بر شما بگیم که مثل بلایی که بعضی از همین هم لباس‌های بنده متاسفانه سر ملت آوردند، وقت مردم رو گرفتند به بهانه این که نمی‌فهمن این حرفا قابل فهم برای عموم نیست در صورتی که خودشون نمی‌فهمیدن.

اتفاقا مردم خیلی خوب می‌فهمن بلکه فهیم‌اند.

مبالغه در فهمه.

به شدت فهم فهم دارند.

هرچی هم که جلوتر میریم به وزان آیه الله و ولی للذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور چون دلالت بر استمرار داره، این اخراج از ظلمت‌ها به نور شدتش بیشتره، حدتش بیشتره، سرعتش بیشتره و این نور در عقل خودش رو نشون میده.

هرچی میریم جلوتر میبینید بچه‌هایمون خیلی باهوش‌تر از قبlen، چیز فهم‌تر از قبlen.

ما بلد نیستیم تربیتشون کنیم بسپریمشون به خود عالم.

ببین عالم چگونه اینا رو تربیت کنه.

نمی‌خواد آقا تو دست به تربیت بزنی و از بی تربیت بار میاری.

عالم خودش تربیت میکنه.

عقل اینا چنان بارور شده فقط بلد باش دست اینا رو بگذار تو دست یک راه بلد صاحب نفس.

بقیه‌ش رو دیگه خود ارباب میدونه چه کنه.

اما البته باید حواسمون جمع باشه.

چه خودمون که میخوایم جزو خواص باشیم و ان شا الله هستید و چه فرزندانمون، نسلمون اینها در رسیدن به مطلوب عجول نباشیم.

بارها و بارها و بارها عرض کردیم و بارها هم از حضرت استاد شنیدیم که فرمودن هرچی دیرتر به شما بدن پخته‌ترید.

اینو تو آوازه گوشمون کنیم.

در عملیات بندگی، در سیر و سلوک، در سیر معرفت نظری، در عقل نظری و عقل عملی باید عجول باشیم، عملیات داشته باشیم، برنامه داشته باشیم.

بی برنامه بیچاره‌مون میکنه عالم.

توجه کردی عزیز دلم؟

یه وجه کوچیکشو بگم شاید باعث تعجبتون باشه.

وقتایی که مجلس شما گل میکنه و مثلا حاج حسین مثل امشبی خدا حفظش کنه برای ما، انقدر قشنگ میتونه روضه رو پیاده کنه و شما انقدر قشنگ میسوزید، من سریع میگم چند بار میگم الله صمد و ماشاالله روایت داریم بچه‌ات اگر تو چشمت گل کرد خوشت اومد از یه رفتار بچه‌ات، تو هم میشینی چشمش بزنی.

این قدرت چشمه.

چشمش میزنی.

تو بچه‌تو چشم میزنی.

یهو خوشت میاد این آقا چه قشنگ خونده امشب این یا این هیئت چه قشنگ داره گریه میکنه.

چشم میزنی.

باید سریع سه بار بگی الله صمد و ماشاالله یا اونایی که تو معرض دیدن مثل عزیزم حاج حسین و دیگران سریع دست بیارن جلو صورتشون آیه الکرسی بخونن.

ناس و فلق بخونن.

سه تا قل هوالله بعد بکشن به صورتشون.

ما به نیت شما این کارو می‌کنیم در حین عزا داری.

این انقدر تاثیرگذاره یه نگاه.

تو که دشمن نیستی با ما.

من که با تو دشمنی ندارم.

اما این نگاه غیرحسابی باشه ضربه میزنه.

یعنی تو نگی یا الله صمد و ماشاالله نگی ضربه میزنی.

بله اینطوریه این عالم.

مثلا بافت و چینش عالم به یک وضعیت عجیبی سرشته شده.

اینا رموز عالمه باید بگیم.

چرا نگیم؟

بذار مردم با این دقایق و لطائف و ظرائف آشنا بشن.

اما عجول نباشیم در رسیدن به مطلوب.

میوه وقتی به درخته سر حاله.

بذار به درخت بمونه.

انقدر به درخت نچینش.

بذار بمونه تا قشنگ برسه آب دیده بشه قشنگ بعد خودش اصن چیده میشه.

نمیخواد تو دست بهش بزنی.

میوه وقتی رسید خودش میفته از درخت.

حتی الان که اینو گفتم یادم افتاد که داشتم یه فرمایشی از حضرت استاد می‌خوندم چند روزه هه بهش دقت می‌کنم کیف می‌کنم الان.

جالبه که خدا به ذهنم منتقل کرد.

ذخیره کردم تو گوشیم با عکس خود حضرت استاد، روح بلند حضرت علامه حسن زاده که ما را با توحید صمدی و معارف ناب آشنا کرد، حق حیات برگردن تک تک من و شما داره ایشون.

این ثار روح بلندش صلواتی هدیه کنیم.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اللهم صل على محمد و آل محمد که یه بزرگواری، دکتری عرفان هم داره ایشون یعنی بی‌سواد نیست، خودش شاگر پروره.

ایشون با یه حالی یه چیزی برای ما فرستاد که من های های گریه می‌کردم با شنیدنش که مثلا حضرت علامه رو ایشون دیده بود در بیداری، پریروز.

بعد ایشون القای علم می‌کرده به شما.

از کانال وجودی، از رابط از طریق کانال وجودی از طریق وسیله‌ای به همه شما تک تک القای علم می‌کرده.

حالا اون نحوی که ایشون گفت چیا دیده بود و این‌ها دقیقا برای ما مسجل شد که عین میگن رؤیای صادقه اما در بیداری.

لطف بزرگی‌ست که شامل حال ما شده.

حضرت استاد ببینید فرمایش خودشونو براتون می‌خوام کیف کنید.

ما از خودمون که میگیم اینو دور میشیم از، از خودمون که حرافی می‌کنیم دور، دور میشیم.

ولی وقتی از اونا میگیم قشنگ به خطمون می‌کنه.

حضرت استاد فرمودن وقتی گیلاس، داره مثال میزنه، با بند باریکش به درخت متصله است همه عوامل در جهت رشدش در تلاشن.

حالا بعض، بعضی از این عواملو می‌فرمود خودش.

باد باعث طراوتش می‌شود.

آب باعث رشدش می‌شود و آفتاب پختگی و کمال می‌بخشد.

چرا؟

بفرما.

چرا؟

آفرین چون بندش وصله به درخت.

[آیه قرآن] این فطر، فاطر یعنی اون شکوفه‌ای که از اون ریحانه‌ای که از شاخه درخت می‌شکفه به جهت وصلش به شجره.

شجره یعنی علم که حقیقت ولایته.

حقیقت ولایت در صلاة جلوه کرده و نماز شما نه اگر، اگر این بندش وصل باشه به ولایت، بنده دلت وصل باشه به دلا-به ولایت، می‌بینید نماز شما میشه چی؟

میشه همین حالت رشد دهنده.

معراج.

الصلاة معراج المؤمنین.

این همه این‌ها به جهت همون وصل بند گیلاس به درخته، به شجره‌ست.

چرا؟

حالا الان داریم متوجه میشیم.

همینطوری بهم بگو آقا روایت داریم قبل از شروع نمازت این ذکرو بگو، این ذکر قرآنیو داریم [آیه قرآن] خب که چی؟

من گفتم.

خب برای چی؟

خب بفرمایید الان یه شم، یه رشفشو برای شما عرض کردیم.

یه وجهشو گفتیم.

چرا قبل از نماز بگیم؟

یعنی بنده دلت باید وصل به ولایت باشه تا نمازت بشه معراج.

[آیه قرآن] اصلاً این آسمان و زمین از حیث اینکه وصلن بندشون [آیه قرآن] آخر سوره یاسین‌ه شما یا زهرایا میدونید دیگه.

آخرین آیه‌ای که تو گوش حضرت زهرا پیچیده شد تو این عالم همین آیه بود و از دنیا رفتن خانم.

و توسط امیرالمؤمنین تو گوششون خونده شد.

عجیب سری در این آیهست.

[آیه قرآن] ملکوت یعنی اون بنده دل تو به ملکوته.

وصل به یدهی.

[آیه قرآن] به دست اوست.

حالا آیا نماز من و شما [آیه قرآن] نماز اصلاً نماز من ملکوط داره که بیادهی باشه؟

وقتی ملکوط داره که اون بنده دلت وصل به ولایته.

حالا این ولایتو دیگه تعریف کردیم دیگه.

میای پایین در نشئمادون، رزقه.

چی باعثش میشه که فوران رزق کنه؟

رعایت حدود الهی.

[آیه قرآن] دروغ میگه اگه کسی بگه من آدم با تقوایی هستم، رعایت حدود الهی می‌کنم اما زنگ معیشتی دارم، گرفتارم، بدبختم، اصلاً دروغ میگه.

یا تقوا نداره یا اصلاً یه جیری داره تو کارش.

محاله اصن وعده الهیه.

نمیذاره تو بن بست بمونی تو.

بعد [آیه قرآن] رزق برات می‌رسه.

این رزق وقتی تو نشئه مادونی میشه رزق.

اون ولایت رو دارم میگم.

یه ذره میری بالاتر معنای فیض به خودش می‌گیره که از فیض منبسط یا صادر اول دیشب عرض کردیم نازل میشه و ما ننزله الا بقدر معلوم به سع وجودی تو، به قدر و کاسه ظرف وجودی تو می‌ریزن.

البته اونها که علی الدوام بدون بخل دارن فیض رو می‌ریزن.

اما خب تو ظرفت چقده همونقدر می‌گیری.

قابلیتت چقده همونقدر می‌گیری.

خوشا به حال کسی که این قابلیت و سعه رو زیاد کرد.

که نماز یکی از رموز نماز اتفاقا اتساع وجودیه.

معاشرت با نمازه.

معاشقه با نماز که خود نماز معاشقه با خداست و آغوش کشیدن حضرت حقه.

با این فرمول برو جلو ببین نمازت چه عاشقانه بشه که انّ الله خدا داره تو رو بغل می‌کنه، تو هم میری تو بغل خدا نماز می‌خونی ببین چه حالی بهت دست میده.

ای خدا نصیب کن بعد میشه فیض.

از اینجا میری بالاتر میشه چی؟

علم.

میشه علم.

علم یعنی این.

علمت، معرفتت، بینشت، بصیرتت این همه یه ر-ر-رایحه ش یکیه.

علم میشه.

میری بالاتر میشه اسم.

اسم الله.

اسماء کمالات حضرت حق ظهور میکنه که میشه ولایت.

کمال الهی به نحو اتم از حیث امکانی که میشد بروز کنه میشد نه همش.

این که همش باشه که دیگه م-خدا جاش عوض میشه که.

علی عزو بلا علی باید بشه خدا.

نه نمیشه.

به نحو امکانی که میشد ظهور کنه در مولا پیاده شد.

هم-- یعنی شد آیت الله العظما.

غلطه به کسی بگن آیت الله العظما.

حالا تشریفا میگن غلطه.

شما نگید.

ما هم نمیگیم.

میگیم آیت الله.

آیت الله العظما.

الان خود مولا فرمود، فرمود "مال الله آیه تن هی اکبر منی" آیه ای برای خدا نیست که اکبر از من باشه.

[خنده] آیت اکبر الهی امیرالمؤمنینه نثار اسمش صلوات.

[صدای جمع] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بعد این میره بالا میشه علم.

همون رایحه ولایت داره.

ولایت رو برو ان-- علم رو حالا برو بالاتر.

علم رو برو بالاتر میشه چی؟

میشه نور.

میشه اسم.

اسم رو برو بالاتر میشه نور.

نور الله، نور سماوات و-- حالا نور رو برو بالا بعد از نور که دیگه میشه مرتبه احدیت دیگه میرسی به منتهی الی که روح ما از اون جنسه که ما میتونیم حرفشو بزنیم.

اگر ما جنسیتی در خودمون سنخیتی با اون رتبه بیرون از خودمون نداشتیم، اصلا نمیشد حرفش رو زد.

اونجا معنیش چی میشه؟

یه بار دیگه بگم؟

از اینجا رزقه بعد میرسی به فیض بعد میرسی به علم بعد میرسی به اسم.

بعد از اسم میشه نور.

بعد از نور چی میشه؟

اون بالا منتهی الیه.

آقا عرش نشینو ما همینطوری توتی وا لسان زبانمون جاری میکنیم.

اونجا میشه اون محیط کلی "واللهم من ورائه المحيط" احاطه کلیه با ولایت کلیه است.

یعنی اونجا میشه معنای ولایت کلیه.

[نفس عمیق] از اینجا شروع شد تا اونجا.

این "بیده ملکوته کل she" و همه معارج و این مدارج رو طی کرد رفت تا به حقیقت ولایت رسید.

طرف تو قوه خیالش گیره هنوز صور و اشکال موهشه تو قیافه خ-خ-قوه خیالش موج میزنه.

اضطراب نفس داره، تشویش داره.

اصلا هنوز از-- هنوز پاکسازی قوه خیالشو نتونسته انجام بده.

بعد توقع داره دستش برسه به عالم عقول و عقل عالم و.

اصلا نمیشه.

بعد بله چنین کسی احزار روح هم نمیفهمه.

هرچی بهش بگیم که حرفا چیه؟

چون روح مرتبش عالی‌تر از عقله حتی.

مافوق طور عقله.

روح حتی مافوق عرشه.

روح مافوق قلبه.

مافوق واحدیته.

مرتبه احدیته.

نزدیک به ذات غیبیه.

بعضیا زدنش به ذات مثل Allameh Hassan Zadeh al-Rahma مثل حضرت امام هم میگن نه ما دون ذات.

اولین رتبه ما دون ذات.

حالا اون بحث‌ها رو اختلافاتو کاری نداریم.

این رتبه‌ها اینا در نماز باید شکل بگیره.

این طبقه طبقه معراج طفره محاله.

نمیشه شما دستت بیاد بگه الله اکبر.

زبونت بگه الله اکبر.

بدنت ظاهر بدنت هرکی نگاهت کنه میگه در نمازه.

بارک الله چه خضوعی داره.

این خضوعه.

فروتن دستا افتاده بغل خیلی قشنگ داره نمازشو میخونه.

اما هنوز به رتبه مثالیه وجود خودش نتونسته دسترسی پیدا کنه.

همینطوری بدنی داره نماز طبیعی مادی میخونه.

چون قوه خیالش آلوده است.

اصلا نمیتونه ارتباط بگیره.

بعد میخواد نمازش معراج باشه.

چه معراجی؟

باید جدی بگیرید آقا.

هنوز که هنوزه بعضیا که کسایی که چند وقته ما با همیم داریم معارف رو انتقال، هنوز میاد میگه من چیکار کنم قوه خیالم پاک شه؟

حالا یکی چیزی جدید میاد نشنیده.

خب اشکال نداره صد بارم بیان بپرسن.

اما دیگه ماها کی میخوایم شروع کنیم دیگه؟

نکن آقا نکن.

بعد از عقلت ک-جا میمونی.

به عقل نرسی یعنی به امیرالمؤمنین نرسیدی.

حالا ببخشید یه ذره ما رفتیم جاهایی که از فرمایش حضرت استاد وانمونیم.

خب تا اینجا چی رو فرمودن؟

همه عوامل به جهت اتصال اون بند گیلاس، اون میوه به بد-- به اون شجره که شجره نماد علمه.

همش کمکش میکنن که این پخته بشه حسابی.

پخته بشه قشنگ برسه.

حالا اینجا این نهی از استاد رو.

اما به محض پاره شدن آن بند و جدا-جدا شدن از درخت، وقتی ما گناه میکنیم، معصیت میکنیم، فاصله میگیریم از محیط آل الله و اهل بیت و اینا اینطوریه با-- بند پاره میشه.

چی میشه؟

آب حالا همون عوامل، همون عوامل که میپختش حالا برعکس میشه.

آب باعث گندیدگی، باد باعث پلاسیدگی و آفتاب که میپختشا، آفتاب باعث پوسیدگی و از بین رفتن طراوتش میشود.

یعنی تو محیط هیئته، تو مسجده، تو محیط ولایته با رفقای ولایه همینجوری ولی اصلا معذرت میخوام اون میوه وجودش کاله که حالا کال باشه باز خوبه میرسه.

بلکه العیاذ بالله گندیده است، اصلاً تلاسیده شده.

این خیلی خطرناکه.

چرا؟

اتصال قطع شده.

بعد ایشون میفرماید بنده بودن یعنی همین.

چقدر قشنگ ترسیم کردن.

صلاة نماد بندگی ماست.

اوج بنده، تبلور بندگی در نماز خودش رو-- اصلاً میخوای خودتو بشناسی رفیق، خواهر، برادر؟

میخوای تو یه جمله راه خودشناسی رو بهتون آموزش بدم؟

از خودم که نه.

الحمد لله رب العالمین ولله الحمد.

ببین لله الحمد چقدر شیرینه.

حضرت آیت الله حکیم، یکی بحث عزت می‌کرد که فلله العزة ولرسوله وللمؤمنین آها.

یه دفعه ایشون فرمود ولله العزة با اون ابهت و سهولتش ولله العزة.

مثلاً چی داری میگی؟

فقط عزت پیش خداست.

هرکی اون بند میوه دلش، اون گیلاس وجود، اون بند وصل به الله، اونم وللمؤمنین.

اونم عزیزه، عزت میگیره.

حالا ما میگیم ولله الحمد.

به به، به به.

همه حمد مال خداست.

مقام صادر اوله دیگه.

هر فیضی نازل میشه از فیض منبسط از صادر اول واسط بین حق و خلق یعنی وجود مبارک و نازنین پیغمبر عزیز عالم.

نثارش صلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج.

حالا اگر خدای نکرده کسی این بندش پاره شد یعنی بندگی‌ش بردیگه بن-- در بند نبود.

تلاسیده میشه.

کال میمونه.

اینجا میفرماید چی؟

بنده بودن یعنی همین.

یعنی حالا اون، اون چیزی که میخواستم بگم.

یه لحظه این عجق عجق شما ما رو بیقرار میکنه.

یهو یه چیزی از ذهن ما میپره.

خدا فرشته‌های مجلس برگردونن به ذهنم.

گفتم راه خودشناسی.

این، گفتم ولله الحمد که اینا هیچ کدومش از من نیست.

الحمد لله به زر صقاچه انقدر محکم ما حرف میزنیم.

این طلبه پوست استخوان ضعیف بیچاره چیه؟

ولی انقدر محکم حرف میزنیم، جون پا حرفامون میدیم چون از بزرگان علم معرفت، آقا بهجت فرمودن روحش شاد.

نثار ایشونم یه صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

چقدر بزرگان هوای شما رو دارن این شب‌ها.

الحمد لله چقدر حواسشون به شماها هست.

ایشون می‌فرمودن نماز نخون حال کنی.

این چه کاریه؟

میخوام نماز بخونم حال کنم.

این حرفا چیه؟

بلکه نماز بخون تا حالت رو بسنجی.

نماز حال سنج ماست.

دماسنج هست دما رو میسنجه.

نماز حال سنجه.

یادت باشه.

نماز بخونی میفهمی چی کاره‌ای.

ارتباط گرفتی، اتصال گرفتی، حالت خوشی.

حالا ظاهرش که میبینید در نمازه.

اما آیا قلبت امام جماعت باطنت هست؟

قلبت جلو وایساده بقیه عضو جواره بهش اقتدا کنن یا فقط همینجوری ظاهراً به سنگ و چوب رو کردی؟

که یک یک داره خودش به برکت اشکی که تو خیمه امام حسین شما دارید می‌ریزید، داره ظهور و بروز میکنه این حقایق.

میریزه بیرون از لسان بیچاره‌ای مثل ما.

اما از دل خودت داره میپاشه اینا بیرون.

این رزق دل شماست.

"و فی السماء رزقكم و ما توعدون".

اینو جدی بگیرید.

خدای نکرده کسی بی‌اعتنایی، گفت همین ط-- چه حرف قشنگی زد این شیخه.

وای به حالش.

پیگیر نباشه.

اینا آلارم‌های خداست.

گاهی گوش پیچوندن‌های الهیه برای شما.

این حرفا یهو تلنگره.

بذار اصلاً فروپاشی در تو رخ بده.

چرا عادت کردیم حرفای تکراری و داستان و حکایت و قصه و جمع کنید این بحث رو دیگه آخرالزمانه.

اون اخراج از ظلمت به نور چون دلالت استمراری داره، دائماً داره از ظلمت به سمت نور حرکت.

شدت نور داره با-- اصلاً علم داره فوران میکنه.

من و شما جا نمونیم.

هی اکتفا نکنیم به آخوند بی‌سوادی مثل من.

پشت سر آدمای جامال اطراف حرکت کنیم.

علم فوران کنه تو وجودمون.

بعد هم بگیم بخیل نباشیم، بذول باشیم.

بگیم به خونواده‌مون، به دور و بری‌مون، به رفیقامون.

بگیم به هرکی می‌رسیم بگیم.

امام عصر که بیاد اصلی‌ترین برنامه‌ش اتفاقاً نشر حقایق ناب "أینم وحی معالم الدين و أهله".

احیایگر معالم دینیه.

اصلا می‌دونستید مسجد کوفه رو هزار باب بهش میزنه؟

شاید به همین خاطر حضرت آیت الله حکیم روحش شاد می‌فرمود مسجد کوفه فقط اون خود مسجدی که الان دیواربندی کردن نیست، کل شهر کوفه.

چون وقتی به روایت نگاه می‌کنیم شاید میگید قطعا درسته.

هزار باب همین رو روایت داریم.

امام عصر تشریف میارن مسجد کوفه میدن، هزار باب، حالا خودش حرف توشه، هزار عدد کثرته.

چرا مسجد کوفه مرکز ولایته امیر المؤمنین و و خیلی حرف‌ها اینجا داریم.

باید انشاالله توفیق شه یه گرده‌ای تو مسجد کوفه با هم بشینیم و این حرفا بزنیم با هم.

الهی آمین.

اونجا حالا به همین امید یه صلوات بفرستین.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج.

این هزار باب عدد کثرت چه میکنن اونجا؟

[خنده] مگه شما نگفتی مسجد کوفه دارالحکومه است؟

مگه یعنی کارگزاران حکومت علوی و فاطمیه مولا اونجا مستقر نیستند؟

چرا؟

مگه نفرمودید که روایت داریم مسجد سهل مکان محل استقرار و زندگیه و سکنای حضرت؟

بله.

خب اگر دارالحکومه مسجد کوفه است چرا روایت داریم هزار باب، باب علم‌اند.

یعنی مولا در مسجد کوفه تعلیم علم میده به مردم.

عجب!

اصلا حکومت مولا بر اساس علمه.

از الان آماده باشیم.

دفتر، کتاب، بحث، مباحثه، گفت‌وگوی علمی، شنود.

شنیدن خیلی مهمه فقط هم به خوندن اکتفا نکنید و نفس به نفس پیدا کنید رفیقای عالم، اهل فضل.

بچسبید ولشون نکنید.

پیدا کنید.

اصلا عذرخواهی می‌کنم، آویزونش بشید.

همون بلایی که ما سر بعضی از بزرگان و عرفا آوردیم.

بهتون، شما گفتیم داستانشو میدونید دیگه.

معروف بودیم ما بعضی جاها به آویزون فلانی.

[نفس عمیق] پشت شنیدیم خدا شاهده لعن شنیدیم از همین مذهبی‌ها.

اما در نهایت گره باز شد.

راه نشون دادن، دستگیری کردن.

بچسبید خودتون رو برسونید به ورزش فکری.

به قول معروف ریاضت فکری.

ریاضت شرعی هم ورزش فکری، تحصیل علم، معرفت، کتاب خوندن، مباحثه و نفس به نفس.

حضرت استاد فرمودند اکتفا کنید به این صوت که مادیه هی فقط از راه دور فقط داره صوت می شنوه.

حالا من خودمو بگم هر جا به هر جا وصلی.

هی صوت فلان عالم، فلان علامه، فلان.

خوبه، لازمه اما کافی نیست.

اصل در تأثیر نفس به نفسه.

من تو همین هیئت به نزدیکان خودم گراهاشو دادم.

گرا دادم.

گفتم آقا فلانی رو فقط بشینید کنارش.

اصلا نمیخواد باهاش حرف بز-- بشین کنارش.

الحمدالله موهبتش تو این هیئت هست.

هستن کسایی که اینطورین.

بنده ازشون قوت قلب میگیرم.

نفس، نفس به نفس.

محل حضور در جلسات علمی حاضر بشه آدم حضور پیدا کنه.

به خدا قسم که برای تک تک ما بچه های یا زهرا که بعضیامون همین بغل خونه‌مون به سختی زورمون میکشه باشیم بیایم تو حسینیه، حجت میشن که هر شب نگاه میکنی از چند تا شهر آدم اینجان.

از شهرهای مختلف.

از جمله همین صبح جمعه مسجد حضرت زینب سلام الله علیها که بودیم غرب تهران بیست و سه نفر تقریبا از مشهد پاشدن اومدن.

سحر رسیدن.

بعدم جلسه هم رفتن مشهد.

اینا حجت میشن.

حالا آقا مهدی نشست اینجا یعنی وقت تمومه.

ما هر شب میرسیم به اوج به قله بحث [خنده].

پدر صلواتی.

پس پ-پدرش هم از بچه های نازنین خوب با عشق نظام آباد.

یعنی ما میبینیمش حال میکنیم باهاش با پدر ایشون.

از بچه های قدیم مجتبی و جنگ و اینا نعمتن خدا میدونه.

قدر همدیگه رو بدونید.

برای همه زحمتکش‌ها و خادم‌های این مجموعه هم صلوات بفرستید.

لا اله الا الله محمد رسول الله.

[صداي خواندن صلوات] اینجا بودیم ما تازه تو تلیعه بحث بودیم.

تموم شد.

بعد حضرت استاد ادامه میدن که حالا میفرمایند یه بار دیگه اینجا رو بخونم.

"بنده بودن یعنی همین.

یعنی بند به خدا بودن." یعنی بند دلت به خدا وصل باشه "که اگر این بند پاره شد، دیگر همه عوامل در نابودی ما مؤثر خواهد بود.

مثال" حضرت استاد داره میزنه مثال رو.

"مثل پول، قدرت، شهرت، زیبایی، مدرک و، و، و.

اینا عوامل رشد انسانند.

شهرت خوبه در جایی که تو راه خیر هرز-خرج بشه.

پول خوبه در جا-- یعنی اینا مهمن.

اما اگر اون بند از بندگی پاره شد، جدا شد، دیگه تموم شد." یعنی همه اینا علیه آدم میشن.

پولداره تو گناه هزینه میشه.

زیباست، خوشگله اما تو راه، تو راه بی‌عفتی و بی‌نجابتی داره خرج میشه.

شهرت داره اما دعوت به خود داره.

وای به خدا پناه بر خدا.

نستجیر بالله.

نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا.

بعد حضرت استاد ادامه میدن که "تا بند به خدایی" تورو خدا اینا رو بنویسید، اینا رو بنویسید هر روز بخونید.

اینا نفس استاد تو ایناست.

"تا بند به خدایی برای رشد ما مفید و بسیار هم خوب است.

اما به محض جدا شدن بند بندگی، همه آن عوامل باعث تباهی و فساد ما میشه." حتی علم.

حتی علم و معرفت وقتی بند بندگی جدا شد باعث تباهی و فساد ما میشه.

آفرین.

و ننزل من القرآن احسن ما هو شفا و رحمة للمؤمنین و لا يزيد الظالمین الا خسارا.

همین قرآن خسارت میشه برای ظالمین.

بله همین قرآن.

مفاتیح المعا-مغاليق مرحوم ایانی رو بخونید.

مفاتیحه ولی مع-مغاليق هم هست.

یعنی هم مفتحه هم باز میکنه هم قفل میزنه.

یک حقیقته.

قرآنه، هیئته، ولایته.

یه عده رو چکار میکنه؟

فتح براشون میاره، یه عده رو میبنده.

مثلا راه رو بهشون میبنده.

لا یمسّهُ إلا المتّهرون.

اصلا نمیشه.

بحث از کجا شروع شد؟

و من خداروش ببینید این خدای این جلسه داره میبینه دیگه.

مطالبی که بنده برای مثلا این ده شب آماده کردم اینجا ل-- فقط مال جلسه اولشو تو این دو صفحه ریز نوشتم.

مشق شب خودمه.

هنوز یه دونشو نگفتم.

سه شبه ما شروع کردیم.

اصلا رزق شما چیز دیگه و همش هم عشقه.

همش هم قشنگه، خوبه.

همش داره مقدمه میشه ما تازه بریم تو درس.

هنوز نرفتیم.

خب؟

بله؟

همش هم تقصیر ایشونه.

همش هم تقصیر ایشونه [خنده].

برای این آقام که این آیه رو یاد ما آورد صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

بحثو جمع کنم کمتر چشم قرче بش-- ببینیم.

کجا بودیم؟

بحث از کجا شروع شد؟

گفتیم که عجول نباشید.

بذارید پخته بشید.

بذارید بنده دلتون وصل بشه تا پخته بشید، بپزید.

خام و کال میوه وجود خودتو نچین.

یاد یه فراموشی افتادم از اساتیدمون از خود حضرت استاد و مشایخ دیگه‌مون شنیدیم و قربون این جوونی برم که الان اومد تو گوش من دیشب گفته بود.

می گفتم قبل از منبر اینو یاد من بنداز فردا شب اینو بگم.

ایشون اومد یادآوری کرد من آخر منبر دارم میگم [خنده].

چی رو بارها خدمتتون عرض کردیم؟

آقای قاضی دیگه س-- میشه گفت علمدار توحیده.

یعنی هنوز حضرت آقای قاضی امام جماعت اهل توحیده.

هنوز امام جماعت اولیاء خداست حضرت آقای قاضی و هنوز، هنوز که هنوزه پرچم هدایت و اشراقات هدایتیشون دستشه، هنوز داره هدایت میکنه.

انشاالله دست من و شما رو هم میگیره.

ایشون تا چهل سال جون به لب آورد، زحمت کشید، سیر و سلوک، علم، معرفت، اجتهاد، درس، بحث، عبادت، سحرخیزی، مراقبه، مراقبه، مراقبه.

عن خودش میفرما نه یک خواب خوش دیدم، نه یک تمثل برام رخ داد.

خواب خوش هم حتی ندیدم.

نه یک کشفی، نه یک رایحه و عطر و بوی خوبی.

اگه کسی عطر ملکوت جلسه رو استشمام کرد یعنی خیلی اوج گرفته.

عطر، اولین اتفاقی هم که میفته در پرده‌برداری بین من و شما با ملکوت، رایحه خوشه.

یعنی پرده‌ها داره میره کنار.

منافذ دلت داره باز میشه.

این نشانه‌ها رو ما همینطوری جسته گریخته لا به لای حرفامون داریم میگیم میریم.

آن کس از اهل بشارت که اشارت داند.

که همین باز شدن این منافذ انسانو میرسونه به همون ارتباط با ارواح که حضرت استاد گفتن چقدرم سروصدا کرد.

یه مشت نوه-- زبان نفهم یا استاد رو همینجوری سؤال میبرن.

همون اظهار روح که به غلط تو جامعه جا افتاده و جادوگری نخیر.

یعنی ارتباط تو با رتبه مثال مق-- مطلق که بیرون از توئه که دیشب بحث کردیم.

خلاصه میخوام اینو بگم چهل سال هیچ اتفاقی نیفتاد.

ایشون دست نکشید که.

من و شما باشیم چی؟

آقا یه ساله شروع کرده، دو ساله شروع کرده.

بدتر از اون، یه ماهه شروع کرده.

میگه چرا هیچ خبری نمیشه حاج آقا؟

ها؟

این خطو چهل روز گفتم چرا هیچ خبری نمیشه حاج آقا؟

چرا خواب خوش، خوش ندیدم آقا؟

شاید من بدبختم که چرا اینطوری توقعی داری.

باید ریشات سفید بشه.

یکی از اولیاء خدا رو بنده جوون بودم یعنی حدودا بیست سالم بود.

الحمدالله ایشون هنوز در قید حیاته ولی دیگه خیلی سنشون به کهولت رفته.

اصلا یک پارچه نور.

به بعضی از دوستانم گفتم اینو، معرفیشون کردم.

یک پارچه نور، نفس الهی، نفس حضر زهرایی.

یعنی بسیاری از بزرگان اهل معرفت فرمودند که...

حالا بگم بعد میشناسیدش ولش کنین رد شم.

صلوات نمیدم بشناسیدشون.

ایشون و اون موقع به بنده گفتن شما، کار به بنده گفتن وقتی کارت شروع میشه، چون من خیلی عجول بودم، خواستم سریع برسم.

کارهایی که بنده تو جوونیم میکردم ندیدم.

من ندیدم.

حتما هستن بهتر از اینم هستن.

من ندیدم.

جوونی این کار، اینقدر به خودش زجر بده.

واقعا حالا بگیم بعد میان اظهار فسق کرد، از خودش تعریف کرد.

نه غلط کردنه.

اگه قرار بود اون نتیجه بده که الان وضعمون خوب بود.

زبان حالمون این نبود.

بیچاره کردم خودمو.

اشتباهم کردم.

سه شب، سه شب بیداری.

بعضی موقع‌ها تا پنج-- چندین سال، پنج شب بیدار بودم، یه شب می‌خوابیدم.

چه کارهایی که نمی‌کردیم.

چه کا-- چه ع-- واقعا کا-- برای هرکی میگی آقا افسانه میگی.

ایشون اون موقع ما نفهمیدیم ولی همون موقع ریش-- گوش ما رو پیچوند.

فرمود تو وقتی کارت شروع میشه که تازه این ریشات نصفش سفید بشه.

تازه اول کارته.

چقدر گذشته از اون موقع؟

اون موقع من چند سالم بود؟

ببینم کی حواسش جمع بوده؟

سی؟

بیست.

خب الان چند سالمه؟

خانوما سنشونو نمیگن من که [خنده]، پنجاه و پنج سالمه.

چند سال گذشته؟

سی و پنج سال پیش به من گفته تو سی و پنج سال دیگه تازه کارت شروع میشه.

باورتون میشه اینا رو؟

باورتون بشه.

اگه نشه که من بیچاره‌ام [خنده].

بله.

چه کنیم؟

چه عرض کنیم؟

خداوند به هممون رحم کنه.

بله؟

میگه بخواهین برین بیرون و پرچم بچرخونید و خواهشاً همه با هم بریم.

دیگه نیاد بریزید سر ما که ما هم بیایم از فیض پرچم گردونی بهره‌مند بشیم.

سوالی کسی داشت همون تو همون خیابون، خیابونی باشیم یعنی.

ما در خدمتتون هستیم.

حرف نیمه کاره موند.

من دیشب کی زرنگه ببینم یه هدیه پیش من داره.

دیشب آقا مهدی دو دقیقه به ما وقت بده [خنده] که دیشب چه وعده‌ای دادم که امشب منبر رو با اون شروع کنم؟

موضوع مذاکره- آفرین.

نه اون که اول بحث بود.

آخر بحث یه وعده‌ای دادم.

این جوان ایلامی که مدیر کانال فرگر هل معنا ایشونه.

پدرشون از شاگردان علامه بودن.

الحمدالله اینا هد-هدایا و هبه الهی به جمع، جمع ماست.

این عزیزان دارن می پیوندن.

یه هدیه از ما طلب شما.

هدیه ما هم که میدونی چیه دیگه [خنده].

ها؟

ماچ آبدار [خنده].

انشاالله بعد از هیئت تشریف بیارید [خنده].

تشریف بیارین- اونو می‌خواستیم بگیم که اصلا چرا در غدیررر هرکس روضه مقدس و منور مثلا امام رضا رو دید جلوه جدید دید و ربطش با نماز.

هیچ کدومو شما نگفتین.

رزق شما چیزای دیگه‌ست.

به ما چه؟

اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان.

ای ای- اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد.