ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذ بک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر حرکه.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایکا معبود و ایکا مستعین.

الحمد لله على کل نعمہ و اسال الله من فضله.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ابی ان یا اصح.

سلام علیکم.

حدیث شب حضرت حجت ارواحنا فداک ان شاء الله حضرش هر کجا تشریف دارن از سائل هر لباس اعضای جدشون حسین امشب ما رو دعا کنن، به ما توجه کنن، متعلقین ما هم به متوجه باشن.

توجه ویژه‌ای به همه ما متعلقینمون داشته باشن.

به همین امید صلوات فر بفرمایند.

صلى الله على محمد و آله طهر [همهمه].

بعضی‌ها امشب با حالت تخلی اومدن، خالی اومدن و به هم ریخته اومدن مثل یک آدم مستاصل و مستولی که از همه جا فرار کرده.

فروا الی الحسین فرار کرده و و آمده پناه آوره به آقا ابا عبدالله.

این حالت خیلی حالت قشنگیه.

از مهم‌ترین دلایل خاص شدن حالت این جلسه امشب همین حالته که تو بعضیا هست.

من تبریک میگم و خوش اومد میگم به کسانی که با این حالت امشب آمدن هم از خواهرها و برادرها.

کسی که خالی میاد با حالت جهل مطلق ما اعتراف به نادونی و جهلش و خالی بودنش رو براش میکنه.

چنین کسی قطعا در سیلاب غم و عشق امام حسین صلوات الله عليه چنان بالا پایینش میکنه و این تخلی کار دستش میده که یک روزی به سرعت میرسه که باورش نمیشه این همون آدمه.

همون خودش باورش نمیشه چه کرده با خود.

کسی که پر میاد با دست پر میاد، با علم و معرفت میاد میگه حالا بریم ما که بلدیم ما که داریم ما که شنیدیم ما که چهار تا کتاب خوندیم ما که استاد دیده ایم حالا بریم ببینیم این آخوند بیچاره چی میگه که انقدر اثر کرده و فلان.

نه عزیز دلم کسی که اینطوری میاد به هیچ جا نمیرسه.

یعنی نمیذارن برسه.

من تبریک میگم به هر کسی که خالی خالی اومده.

وقتی پر میان خب تو که پری دیگه چی رو پر کنم؟

تو که با دست پر اومدی چی رو تو رو میخوای پر کنیم؟

ولی وقتی خالی اومدی میگن نه.

امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام جان به فدای نام عزیزش با دست مبارکش، با انگشت مبارکش بر کفن سلمان چنیدش فرمود خدایا در حالی به سوی تو می آیم که دستم خالیست و اگر بپرسی که چرا با دست خالی آمدی؟

عرض می‌کنم که در محضر کریم با دست پر آمدم عیب است.

تو منزل یک انسان کریم دعوت بشی بعد با خودت غذا و طوشت و میوه و از همه اشتبات با خودت ببری چقدر اون ناراحت میشه؟

یعنی چه کاریه کردی؟

در محضر کریم باید خالی خالی با دست خالی و جدایی اومد.

آدم‌هایی که میان که ارزیابی کنن خب حالا تو این جلسه این آخوند بیچاره چی میخواد بگه؟

ببینم این چیزایی که ما بهش رسیدیم این هم رسیده یا نه.

ما مثلا یه دوره دو دوره ده دوره معرفت نفس رفتیم.

این کتابو خوندیم.

این استادو دیدیم.

حالا ببینیم آقا چی میفرماین.

نه اینا هیچ راهی جایی نمیکشه.

از خود بنده بگیر با حالت تخلی تا شما بیان، کار دستمون میده.

گردباد چرا انقدر تخریبش بالاست؟

چرا هیچ چیزی در برابر گردباد نمیتونه از خودش مقاومت کنه؟

اون خالی بودن داخلشه.

تخلی.

گردباد داخلش چون خالیه لذا قدرتش خیلی بالاست.

به این حواستون باشه.

بعد میبینید به سرعت بالا میبرن انسان رو.

حتی من وارد مج-- مجلس که شدم یه عزیزی یه جمله شیرینی به بنده گفتند گفتم که منجر به این بیان ابتدای جلسه بنده شد.

گذشته از اون دریافتی که از جلسه شما کردم کمک بنده شد.

که گفتم ما مثلا محضر فلان عالم، فلان عالم رو درک کردیم.

درس معرفت نفس دیدیم.

در محضر استاد علامه رو بارها کتاب‌هاشو، صدها صد جلسه اما افتادیم تو دام علامه تو این محیط یا زهرا یه حالت ترس به وجود ما افتاد که انگار هیچی بلد نیستیم.

انگار از صفر اون همه جلسه و درس و بحث انگار هیچی بلد نیستیم.

می‌ترسم که اونورم بالاست رفت بالا مثلا شصت سال از خودمون گرفتن نکنه که ما به جایی نرسیدیم.

اتفاقا بهشون بشارت دادم.

گفتم این لطف خدا به شماست که با این حالت اومدید.

اگر گمان می‌کردید که با دست پر اومدید، چیزی برای شما نداشتم عرض کنم.

به این حالت میگن تخلیه.

این تخلیه عزیزان دلم کجا به درد می‌خوره؟

اولین جایی که این تخلیه به درد ما می‌خوره وقت معراجه.

وقت معراج اگر کسی تخلیه نداشته باشه حرکت نداره، عروج نداره، پرواز نداره.

هرچه تخلی در تو بیشتر، سرعت سیرت بیشتر.

قبلا عرض کردم از شاخصه‌های درست بودن مسیر و سلوک اینه که حداقل برای آدم‌هایی که خیلی مثل من جا افتادن جا، جا موندن از راه و تنبلن چهل روز یک بار باید پرواز کنه.

حداقل در خواب.

در خواب پروازش می‌بره.

تو همین خیمه حضرت زهرا سلام الله علیها خادمه این هیئت میان بعضا خبرای شیرین به من میدن.

حالا من مباشر از شیراز میگن که آقا حاج ما چند وقته مثلا پرواز نداشتیم تو خواب دیدیم شب پروازمون لبریما.

یادمون باشه وقتی خوابیدیم در خواب پرواز کردیم.

اولا چند وقته که پرواز نکردیم؟

ثانیا به چه میزان به اوج ببر تو پرواز.

ثالثا سرعت پروازت چقدر بود؟

رابعا کجا فرود اومدی؟

چقدر طول کشید که بردن و بعد فرود اومدی؟

اینا همش نشانه است در مسیر و سلوک.

اگه کسی نداره باید سر-- به سرعت به حال خودش برسه.

اول از نفخ خواطر شروع کنه.

نفخ خواطر چون سو-- اون صورت و اشکالی که در حالت نومیه، در حالت خواب، در رتبه مثال متصل خودش رو نشون میده، اون صورت و اشكال اون‌ها مطلقا انشای نفس ناطره خودته تا غلبه خیال پاک نشده، تا نفخ خواطر به قول حضرت علامه ثاد علیه الرحمة والرضوان در اولین جلسه شرح کتاب شریف نصف العنس مرحوم ابن فناری فرموده و علامه طباطبایی علیه الرحمة والرضوان در رساله سیر و سلوک‌شون که یکشنبه‌ها در لوازم انشاالله مقدمش رو داریم میگیم فرمودند تا نفخ خواطر صورت نگیره هرگز انسان به ملکوت راه پیدا نمی‌کنه.

خوابش خوش نیست، عباداتش باقی نیست.

یک حال زودگذریست که میاد و میره.

این نفخ خواطر انسان رو می‌رسونه ابتدای شاهراه تخلیه.

حالا تخلیه کجا به درد می‌خوره؟

بحث اینجاست.

من دارم مقدمه می‌چینم که به شما یه مژده‌ای رو بدم امشب.

البته آن کس از اهل بشارت که اشارت دارد.

این تخلیه اولین جا در معراج به درد می‌خوره.

هرچی شما تخلیه بیشتره خالی‌تری.

تا جایی که حضرت استاد می‌فرماید خدایا، الهی ماحصل یک عمر درس و بحث من این شد که من هیچ نمی‌دانم.

جاهلم.

هرچه بیشتر دانستم بر جهلم افزوده شد.

حضرت استاد می‌فرماید هرچه بیشتر دانستم بر جهلم افزوده شد.

الهی بر جهلم بیفزا.

چه جهل، چه فرمایشی.

کی می‌فهمه اینو؟

یعنی همون تخلیه .

قطره وقتی مواجه با دریا شد می‌فهمه هیچه.

اگه در برابر دریا قرار ندیش، مواجه با دریا نشه فریاد انا القطره می‌زنه.

من چیزی‌ام، کسی‌ام.

ولی وقتی مواجه شد با دریای لایتناهی، اون موقع احساس هیچی می‌کنه.

کوچ نمی‌کنه.

کوچ نمیشه چون جنسش از آبه.

آبیاتش حفظ موجودیتش و وجودش از توحید صمدی برقراره.

متصل به دریاش می‌کنه و میشه دریا.

این ابتدای راه ماست.

علی‌اصفه اومدن قطره قطره‌ها این شب‌ها به خیمه امام حسین و اتصال پیدا کردن به دریای مدواجش ابا عبدالله.

اولتخلیه باید شروع بشه.

شب اول خیلی مهمه.

خیلی مهمه شب اول چه گونه میان؟

لذا بنده مونده بودم که دهه اول چه کنم؟

خب باید طبق روال یا نامه‌ها، برنامه‌ها رو ادامه می‌دادیم که تو دهه ها می‌رفتیم یا همون منازل ساحرین خواجه عبدالله شب‌های جمعه رو که اینجا تازه شروع کردیم و قراره ده شب رو عایتًا عرض می‌کردیم خدمتتون.

لکن اولیای گرامی من نام نعمت گذاشت بار سر بنده و شما که ما انشاالله به برکت اینکه امسال در این خیمه و این بیرق و این جایگاه مقدس ما مهمان حضرت زهرا سلام الله علیها هستیم و چیزی که از خانم تک بود، اهدی این منظر و این حالت رو نداشت طوری که معروف و مشهور شد در آسمان‌ها و زمین به اون یعنی به زهره و زهرا نمازهای خانم بود.

نماز خانم تک بود.

اهدی نماز زهرایی نخوند.

طوری که نورش وقتی می‌ایستاد به نماز همه عالم رو می‌گرفت نه فقط شهر مدینه رو.

از همین جهت ما نیت کردیم که به فضل الهی به برکت نمازهای خود حضرت صدیقه طاهره ادامه مبحث نماز رو با هم بریم.

انشاالله هرکی دوست داره و خوشحال شد از این خبر واقعا اگه خوشحال شده صلوات یه لحظه زهرا بخونه.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

طبق مطالبی پیرامون بحث‌های امروز و مذاکرات و خبرهایی که پیچیده و وضعی که ما هست که شب اول خیلی سلام نمی‌کنم عرضی داشته باشم.

انشاالله شب‌های بعد.

[پچ،پچ] فقط ابتدای راه هستیم از حیث نماز به فضل الهی اینقدر حرف‌ها داریم با هم بگیم و اینقدر میوه‌ها داریم سر این سفره با هم بخوریم.

سر سفره وجود خودتون و دل خو-- دل پاک خودتون.

به شرط اینکه تک خور نباشه به ما هم بدید بخوریم.

عرض کردیم اونچه که موجب معراج می‌شود تخلیص است.

الصلاة معراج المؤمن.

نماز معراج مؤمن.

اتفاقا در این کتابی که الان دست بنده است اسرار الصلاة امیر جلال آقا مدنی تبرزی که حضرت امام علیه الرحمن از رهبر شهید عزیزمون شنیدیم که اواخر عمرشون آه می‌کشیدند که چرا کم ایشون رو درک کردند.

حضرت امام اون عارف به الله و جامع آه می‌کشیدند چرا کمتر منظر امیر جلال آقا رو درک کردند.

عارف به الله.

امیر جلال آقا که ایشون فرمودند از سه ماه شنیدید از-- فرمودند اگر در شیخان قم یک مرد دفن باشد، او امیر جلال آقا است.

اگر برید ببینید چه بزرگانی در شیخان قم دفن‌اند، متوجه جایگاه این بزرگوار میشید.

بعد از کتاباش دیگه کافر نیستید.

کتاباش هنوز احیا کننده‌ست.

هنوز جلسات درس، درس و معارفه ایشون تو کتاباش سفره‌ش بازه.

وارد بشید در کتابای ایشون درکی کنید دیگه در حوزه عرفان عملی.

ایشون هم در کتاب شریفشون اتفاقا تصریح کردن همین کتابی که دست بنده است همین الصلاة معراج المؤمن.

چون متاسفانه بعضی از طلبه‌های بی‌سواده مثل من سریع شروع می‌کنند از رو حالا چه عرض کنم جهل مرکب چیه؟

هرچی هست دست به قلم میشن که آقا این الصلاة معراج المؤمن سندیت نداره یا سندش ضعیفه و امثالهم.

شما بهتر می‌دونید همین این چیزا یا امیر جلال آقا یا علامه عسکری زاده به واقع الصلاة معراج المؤمن.

حالا وقتی می‌خوایم معراج بریم نیاز به تخلی داریم.

چی باعث تخلی میشه؟

این رو می‌خوایم.

یک نکته امشب که بعد رد پاشو تو فرمایشات اگر انشاالله توفیق بشه تو این دهه، شاید هم نشه بره بکشه به دهه‌های بعد از خود کتاب آقا جلال آقا براتون رد پاشو نشونه میدیم برید ببینید که ایشون با چه لطافتی همین موضوع رو بیان کردن.

خوب گوش بدید اگر ابا عبدالله در خصوص شما اراده خیر، اگر حضرت صدیقه شهیده در خصوص تک تک شما خواهر و برادر در این خیمه اراده خیر کثیر بهتره بگیم نکرده بود هرگز رسان این بیچاره با موضوع الصلاة باز نمیشد تو این دهه.

حتما عزیزانی که این هشت شب فاطمیه پیرامون نماز رو گوش ندادن برن اون رو گوش بدن.

اون مقدمه برای فهم این جلسات و این ده، دهه هم.

حتما اون رو گوش کن تو این شانس.

اونچه که موجب تخلی میشه عزیزان دلم، جلال است.

توجه به جلالت حضرت حق، دستگاه الهی، جلال الهی، جلال حجت خدا و حتی جلال نظام آفاقی و حتی جلالت نظام انفس یعنی در خودت اگر مثلا بارها مثال زدیم شما یک حیوان رو در نشئه طبیعت، یه گوساله‌ای که رامه.

سخت علک ما في السماوات و ما في الارض.

تسخیر شدن‌ها تحت الأمر من و شما شلاقش می‌زنی حرکت می‌کنه.

جفتک نمی‌ریزه.

رامه تو.

خب این چه قدرتی داره اینجا؟

قدرتش محدوده.

حالا یه لگد فوقش بزنه استخونت خرد می‌شه.

اما اگر این به همین گاو و همین گوساله رو شما در نشئه مثال ببینی یعنی تو رتبه مثال متصله که باید سعی کنی از اون رتبه مثال متصله که در سیر معرفت نفس عرض کردیم می‌شه قوه خیالت یا می‌شه گفت برزخ بین رتبه عقلی و طبیعی‌ت.

که از اون باید پل بزنی اتصال پیدا کنی با مثال مطلق که بیرون از توست یا مثال منفصل یا عالم برزخ.

که راه‌هاشو گفتیم.

تو سیر معرفت نفس راه‌های ارتباطیشو گفتیم.

نباید تعجب کرد از ارتباط بعضی‌ها با عالم برزخ.

شما می‌تونی.

ابتدایی‌ترین حالتش در خوابه.

وقتی شما می‌خوابی نفس ناطقه توجهش از طبع شما، از طبیعت شما، از ماده شما یعنی بدن خاکی شما برداشته می‌شه.

این بدن که هست هنوز.

منتها نفس ناطقه توجهش رو برمی‌داره.

یه مقدارکی هم توجه داره که لذا شما هنوز زنده هستی تو خوابی و الا می‌مردی .

وقتی که توجهش از این بدن برداشته شد، افتاد به بدن مثالی.

یعنی شما خوابیدی.

بعد بدن مثالی‌ت بلند می‌شه شروع می‌کنه حرکت-- ولی بدن مثالی هم الان همراه شما هست.

نفس شما بهش توجه نداره.

بارها عرض کردم یکی از راه‌هایی که بزرگان حال دیگران رو تشخیص میدن با یه نگاه می‌فهمن طرف چیکاره‌ست برای اینکه کمکش کنن نه که دزدی کنن، نه که دزدی-- برن بالا مثلا پشت بوم چشم‌چرا می‌کنن تو خونه دیگران نه.

نه که تو خونه دل شما چشم‌چرا می‌کنن بخوان از شما نقطه ضعف بگیرن نه.

برای اینکه در مسیر، در مسیر تربیت او اگر مربی شده و تو مربای او شده می‌خواد تو رو پرورش بده، در طول اون ربوبیت مطلقه که این هم بهش معنا می‌شه رب تو و مربی، معلم.

بتونه حال تو رو بد درک کنه.

به گمراهی نفرسته.

بفهمه تو حالت چگونه است طبق حال شما دستورعمل اون دیدن اون بدن مثالی شماست که الان همراه شماست.

راه‌هایی هم داره که خود انسان اینو ببینه.

بودن کسایی که دیدن.

چیزای سختی نیست.

همون بحث‌های سیر معرفت نفس اگر کسی درست بره جلو عجینش کنه اون حیثیت عقل نظری رو با عقل عملی سیر و سلوک، که ما یکی از بهترین کتاب‌ها که رساله علم توحید است تو این حیثیت دست یافتیم، اینا رو با هم عجین کنه، سنجاق کنه رفته رفته این خروجی‌ها خودش رو نشون میده.

خودت مطلع می‌شی چیکاره‌ای.

وقتی که رفتی به رتبه مثالی یعنی خوابیدی از اونجا اون تازه مقدمه تجرد برزخی شماست که شما مطلع می‌شی فقط بی‌جسم نیستی، بدن خاکی نیستی.

یه ماهیت مجرد هم داری که بهش می‌گن ملکوت وجود تو.

حالا، اون بحث اینجا بود.

اون حیوان، اون گوساله رو اگر شما در برزخ وجودی خودت یا رتبه مثالی یا تو خواب قوه خیال خودت ببینی چنان قدرتی داره اگر در بیداری یه لگد بزنه استخون تو خرد می‌شه، در خواب اگر این گاو تو رتبه مثالی ببینی یه لگد بزنه یه کوه رو متلاشی می‌کنه.

این به واقع این شکلی هست.

خب.

یعنی اگر همینجا، همینجا به این گوساله که بیچاره رامه دست من و شما شده، خدا اجازه بده که اون قدرت مثالی‌ش رو رو کنه.

می‌بینی که هیچ اهری جلو تو رو این گوساله، گوساله نیست.

چرا؟

چون جلال از خودش نشون میده.

الان که مسخر دست من و شماست بیچاره جمالش رو داره نشون می‌ده.

لذا ما، ما رو پررو کرده.

چون جمالش رو نشون داده پررو شده.

خوش، پررو شده‌م ما.

حالا علت، یکی از علل اصلی اینکه نمازمون اعراج نیست.

برگردیم به بحث.

عبادت ما عبادت نیست.

ما اون حالت تخلی در خودمون نیست که به سرعت در نماز پرواز کنیم.

گیر کردیم، چسبیدیم به زمین.

خوابمونم خواب خوش و خوبی نیست.

غالباً تو خواب، خواب‌های بیخود و از قاصه احلام می‌بینیم و بسته‌های بیخودی که صبح تا شب باهاش هشت و هشت بریم همونو رجعه میدیم تو خواب تو رتبه مثالی‌مون، علتش؟

[صدای همهمه] علمای صلوات دیگه بفرستین.

اللهم صل على محمد آله طهر [صدای همهمه].

من دیروز بود از یکی از...

می‌تونم بگم که مقربین درگاه حضرت استاد گفت‌وگو می‌کردیم.

ایشون من نمی‌دونستم فرمودن که یکی از علمای بسیار بزرگ و بنده واقعاً اسمش رو تعظیم اسمش رو با عظمت می‌برم.

ایشون فرمودن که فرزند ایشون به بیراهه رفته.

جزو مخالفان حتی انقلاب و...

اصلا خیلی متعجب شدم.

سریع یاد این حرف خودم همیشه افتادم که چرا معمولاً بزرگان، علما مثلاً بچه‌هاشون، خانواده‌هاشون درکشون نمی‌کنن؟

معمولاً بچه‌هاشون از خودشون نمی‌شه.

ولی تو که از دور با طرف، طرف حساب، میری طرف حساب میشی، معتمد میشی مثلاً تو یک کسی مثل آقای بهجت رو شاید بیشتر از پسر خود آقای بهجت شاید بیشتر از ایشون درک کنی یا بیشتر حتی استفاده کنی.

حالا شیخ علی آقای بهجت که مور چشمه است آدم یعنی واقعاً اسمشون با عظمت باید برده بشه.

نفس حضرت آقای بهجت یک عمر به ایشون خورده و ما یادگاری‌هایی از ایشون هم داریم که ایشون خدمتتون تقدیم کرده، از شیخ علی آقا.

و منظورم شخص ایشون نیست.

ولی شما می‌ری بهتر از دیگری که بغل اونه انس گرفته.

حتی جسارت می‌کنم ببخشن عزیزان خادم یا زهرا.

الان همین حاج حسین عزیزم که داشت می‌خوند من خیلی دیدم چقدر، چقدر با خوندن ایشون کیف می‌کنم من.

همینطور که می‌خوند من گریه می‌کردم بغل نشسته بودم تو خود، تو ناخودآگاه خودم گفتم تو چرا اینقدر با خوندن حاج حسین داری حال می‌کنی؟

پیش خودم گفتم او سی و پنج ساله با خوندنش بزرگ شده، با هم بزرگ شدیم.

سی و پنج ساله ما با همیم.

ایشون مثل بچه منه.

بعد این علت خو کردنه دیگه.

مزش به دلم نشسته.

این چشیدن‌ها خیلی مهمه که حالا گاهی می‌بینی آدم‌هایی که جدید میان یا از دور از این شیخ به زهرا بیچاره‌ای پوست و استخوان که هیچی نداره، یه ضبط چهار تا حرف کرده ضبط کرده داره به شما میگه.

می‌بینید اون که تازه از راه می‌رسه بیشتر از اینایی که سی ساله با بنده‌اند سی و پنج ساله با بنده‌اند شاید متأثر بشه، راه رو پیدا کنه و جلو بزنه.

علتشو نظر شما چیه؟

نسبت به سیر بحث.

آفرین.

چون این رفقای من که سی ساله با همیم شبانه روز سر و کله هم زدیم.

حاج جون چطوری؟

نوکرتم.

زدن تو سر و کله ما.

ما هم زدیم سرشون.

جشن پتوها داشتیم.

نمی‌دونم اردوها داشتیم، سفرها داشتیم، ما هم بزرگ شدیم.

رفت و آمدهای خانوادگی.

دیگه عادی شدیم ما براشون.

ولی شما نه.

شما بیشتر جلال این شیخ رو دیدید تا جمالش.

درسته؟

برای همین بیشتر متأثر می‌شید.

این هم یه نمونه مثال.

خیلی خودمونی بحث رو باز می‌کنم همه متوجه بشین منظور ما چیه.

حالا اگر کسی صرفاً با جمال الهی خو کنه، وقتی می‌خواد نمازشو بخونه، نمازش اثر نمازش در او خیلی کمه.

چون بیشتر با جمال خو کرده، حریم نگه نمی‌داره.

خدا براش عادی شده.

اینطوری بگم.

این مشهدی‌ها خطری که براشون هست اینه.

بهشون می‌گفتم شما مثلاً یکی از خادما در همین جمعه از بنده پرسید خب ما بغل ضریح پرستمونه خوشا بقاء لصلواتشون خدا این توفیق رو به ما هم بده و اینجا وایسادیم دائما بغل ضریح آقا هستیم چون شما می‌گید زیاد بغل ضریح نمونید.

من نمیگم، بزرگان میگن.

سفارش می‌کنن بغل ضریح زیاد نمونید.

زیارت کنید فاصله بگیرید.

به جهت همین مضمون حرفی که الان امشب دارم به شما القا می‌کنم که عادت نشه.

نفس خو می‌کنه میگه همین بود آقا امام رضا اینه.

العیاذ بالله بعضیا میگن پس سر خالت.

خب چه کنیم ما همش بغل ضریحیم.

به ایشون عرض کردم که شما از اسماء جلالی حضرت حق استفاده کنید.

استمداد بگیرید.

مثلاً لفظ جلاله الله دیگه اوجشه.

دیگه عظمت، عظموت الله رو کدوم اسم داره؟

همین ذکر رو شصت و شش بار با فرمایش علامه طباطبایی که هم خروج از اضطراب و تشویش نفس می‌کنه، کسی مضطرب نفسه، تشویش داره، استرس داره به هر علتی وقتی تموم کرد از اون استفاده کنه.

یا اسماء جلالی اون سه تا آیه آخر سوره حشر.

مخصوصاً اون آیه وسطیه.

و الله الذي لا اله الا هو عالم الغیب والشهادة هو الرحمن الرحیم بعد آیه وسطیش.

هو الله الذي لا اله الا هو الملك.

ببینید اسماء رو ببینید.

الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتکبر.

الله اکبر.

اگه کسی با این اسماء خو کنه داره حریم نگه می‌داره.

حواسش جمع میشه که دستگاه الهی حرمت داره، حریم داره، بال و پر می‌ریزه.

حالا تازه این‌ها رو من همه رو مقدمه گفته بودم که اصلا بریم سراغ نماز دیگه فرمودن وقت تموم شده.

شما می‌خواید به اجتماعات هم برسیم.

بنای ما همین هستش که کل روضه و سینه زنی و سخنرانی‌مون بیشتر از یک ساعت و نیم نشه که شما به اجتماعات هم برسید و هرکی هم دوست داشته باشه الان جلو در ایوان می‌تونید جمع شید و پرچم‌ رو شعاع کنید و وظیفتون اونجا هم انجام بدید.

انشاالله این بحث شب‌های بعد ادامه میدیم.

روش هم گاهی کار کنید، فکر کنید، تأمل کنید تو خلوتتون.

نماز هاتون رو از این به بعد با این حالت.

اصلاً فکر کنید چرا نماز با الله شروع می‌شه؟

الله اکبر.

آیا الرحمن اکبر نیست؟

آیا الرحیم اکبر نیست؟

چرا الله اکبر؟

این خودش دیگه اوج لفظ جلالت است دیگه.

با جلال داری شروع می‌کنی نمازو.

نماز باید یکپارچه جلالت برای تو ظهور بده، بروز بده.

لذا به رهشت بیفتی.

این که بزرگان تو نماز می‌ایستند دست و پاشون می‌لرزه، شونه‌هاشون می‌لرزه.

این علتش اینه.

چون رو می‌کنند به جلال الهی.

پر رو نشدند مثل من که نماز براشون عادی شده باشه.

این خیلی بنده مهمیه ها.

این نکته بسیار مهمه که اکثراً بهش بی‌توجه‌اند.

من دارم برای شما به فرض الهی گوش کافی می‌کنم که بهتر متوجه بشین قصه چیه.

من امشب مقدمه چیدم انشاالله تا جلسات بعد به فرض الهی بریم جلو.

این ده، یازده، با ظهر عاشورا هم جلسه داریم دیگه، نه؟

با ظهر، ظهر عاشورا انشاالله که بشه یازده جلسه.

خدا برکت کنه بتونیم بحث رو خوب پخته تحویل بدیم.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين.

سلام