یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
تبرک شهدا و طابت الأرض
یا رب أعوذ بک من همزات الشیاطین و من شر نفسی و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعین. الحمد لله علی کل نعمة وأسأل الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. سخن گفتن در محضر شهدا سخت و دشوار است؛ نخست از آنان عذرخواهی، سپس از حاضران. حیف است اینجا، چون فضا بسیار معطر و پاک است و حرف به جان مینشیند، سر سفرهٔ معارف ننشینیم.
همینجا که زیارتنامهٔ شهدا خوانده میشد، عبارتی بود: طبتم و طابت الأرض التی فیها دفنتم. طبتم یعنی شما خودتان پاک و پربرکت زندگی کردید؛ زندگیتان پاکیزه بود و برکت داشت. عجیب اینجاست: طابت الأرض التی فیها دفنتم. ارض مرتبهٔ مادون و ظلمت است؛ نشان غفلت و دنیا و پست بودن و تعلقات. حالا شما چقدر وجودتان متبرک است که طابت الأرض؛ کدام ارض؟ التی فیها دفنتم؛ آن زمینی که در آن دفن میشوید پربرکت و پاک میشود. این ارض را میتوان ارض وجود خود گرفت: سرزمین خودتان. مهر و محبت این شهدا وقتی در وجود دفن شوند ـ دفینهای باارزش در سینه و ارض وجود ـ اتصال میان ارض شما و سماء را برقرار میکنند و وجود سراپا پر از برکت و پاکیزه میشود.
شب هشتم فاطمیه و اثر حضور شهدا
چند شب برای حضرت زهرا روضه بود؛ امشب هشتمین شب، به برکت امام هشتم. از حضرت خواسته بودیم یک شب سر بزنند؛ شب آخر پیش شهدای آدمها امام رضا آمد. همه حساب و کتاب دارد. حدود چهل سال به فضل الهی ظاهراً نوکری آلالله بوده ـ باطن را خدا میداند. آن اثر و تأثری که در جلسهٔ امشب حس میشد در جلسات یا زهرا به این شدت نبود. علتش همین شهداست. به قول رهبر عزیز، اینان ستارههاییاند که راه را نشان میدهند.
صلات تا افق السماء و عند ربهم
از همینجا برگردیم به بحث. میخواهی صلاتت صلات شود؛ همان صلاتی که مد نظر امام باقر بود و دیشب در مجلس یا زهرا گفته شد: صلاتی که تا حدود سماء و افق السماء برود. از وقتی هفت تکبیر گفتی از همهٔ رتبهها و مراتب هفتگانه بگذری؛ از ملک به ملکوت و جبروت و لاهوت و مرتبهٔ احدیت و جمعالجمع و غیبالغیوب؛ یعنی برگردی به مقام عندیت: عند ربهم یرزقون؛ همانجایی که اکنون این شهدا هستند. شهدا شهید شدید و رفتید عند ربهم یرزقون. ما چه کنیم که برسیم به شما؟ شهدا جواب میدهند: همین الصلاة معراج المؤمن؛ نمازتان را درست کنید؛ ببینید به عندیت میرسید یا نه. این شهدا هم مطمئن باشید صلاتشان معراج بود که چنین معراجی شدند. اینجا معراج شهداست و اسم پرمسمایی هم دارد. به خدا اگر صلات درست شود همه چیز درست میشود.
چقدر آقای قاضی به مریدانشان توصیه کردند، سینه به سینه به شاگردانشان مثل علامه طباطبایی، و از آنان سینه به سینه به شاگردانشان مثل علامه حسنزاده ـ روحی فداه ـ و از آنان سینه به سینه به شاگردان اشراقی: نمازهای واجبتان را اول وقت با آدابش درست بخوانید؛ به همه چیز میرسید. این صلات گمشدهٔ ماست. اگر معراج شود…
امشب گریستیم از اینکه دنیا ـ جسارت میکنم ـ ما را آش و لاش و داغون کرد؛ حب دنیا و دلبستگیها و شهوات بیچاره کرد. کنار تابوتشان زار میزدیم: زودتر به داد ما برسید؛ دنیا ما را با خودش برد. حقیقت است. اگر کسی صلاتش صلاة شد از همهٔ این دلبستگیها خواهد کند. پس بیایید روی نمازمان کار کنیم. نمازی که شهدا میخواندند همهاش غرق عشق بود؛ یکپارچه جلوهٔ جلال حق. ما اینها را دیدیم؛ زمان جنگ را دیدیم. سن کم بود، پانزده سال، اما دیدیم.
نماز شب گردان عمار در دوکوهه
در گردان عمار پادگان دوکوهه، طبقهٔ خودمان که روزهای اول محشور شده بودیم، اولین شبی که سحر با ولوله و سر و صدا چشم باز شد، دیدم تمام بغلم ایستادهاند. یک لحظه نفهمیدم قصه چیست؛ چرا همه ایستادهاند. نگاه کردم: یکی چفیه به دوش، یکی عبا، یکی چفیه بر سر انداخته؛ جلوها مهر؛ همه نماز شب میخوانند. هیچوقت آن شب از یاد نمیرود. از خجالت پاها را جمع کردم و با تعجب این بچهها را نگاه کردم: اینان کیاند؟ ما کجاییم؟ نمازشان نماز بود؛ آقای قاضی ـ روحش شاد ـ فرموده بودند دنیا میخواهی نماز شب بخوان؛ آخرت میخواهی؛ همه چیز در نماز است.
اغر راه، آیتالله کوهستانی و آرزوی اهل برزخ
خدا رحمت کند آیتالله کوهستانی را. خواهش این است که به عنوان اغر راه ـ یعنی سوغات ـ برای بچههای مسجد بلال که بعضیشان اینجا نشستهاند، یکی از آموزشهایی که دادهایم این باشد: هر جا رفتی، در هر جلسه و امامزاده و زیارت و جلسهٔ علم و معرفت و حتی نماز، از هر نمازی یک اغر راه داشته باش؛ یک سوغات. معراج آقا پیامبر رفت معراج؛ برگشت چه سوغاتی آورد؟ نماز؛ همین نماز. الآن ما اینجا میرویم سوغات ما چیست؟ اغر راه ما چیست؟ شهدا چه به ما میدهید؟ مخصوصاً این را اغر راهتان بگیرید.
حضرت آیتالله کوهستانی مرتبط با عالم برزخ بودند و حسابشده حرف میزدند؛ مثل ما دهانشان باز نمیشد هرچه بگویند. میفرمودند تمام کسانی که الآن در برزخاند آرزویشان چیست؟ آرزویشان این است که فقط آنقدر مجالشان دهند بیایند در این نشئهٔ طبیعت، در این ظلمتسرا ـ جایی که همه میگویند پر از حجاب و ظلمت است ـ یک جمله بگویند لا إله إلا الله و بروند. یعنی آرزوی انسانهایی که در برزخاند این است که بیایند یک ذکر حیوانی بگویند و بروند؟ بله. آن که لا إله إلا الله، چه رسد به الصلاة معراج المؤمن. نماز را با خودت ببر.
حرفهایی که از شب اول فاطمیه شروع کردیم اغر راه فاطمیهتان بدانید؛ هدیه از زهرا به خودتان بدانید؛ رویش کار کنید تا انشاءالله صلاة ما را صلاة کند. باور کنید اگر صلاة ما معراج شد ما هم شهید میشویم؛ اگر نشد نمیشویم. شهدایی که لحظهٔ شهادتشان را گفتند، چگونه شهید میشوند را گفتند، ساعت و روزش را فهمیدند، از نماز گرفتند؛ خودشان گفتند ما از نماز گرفتیم.
ملائکهٔ کروبین و روایت مصباح الشریعه
الله اکبر، الله اکبر. فرمودند سمت راست مصلی ارواح نبیین و اولیا؛ و سمت چپ ملائکه. کدام ملائکه؟ هر ملکی؟ نخیر؛ ملائکت کروبین. کروبین ملائکهایاند که یک پله بالاتر مهیمین میشوند؛ یعنی دیگر بیخبر از خلق میشوند؛ یکپارچه در حیمان حضرت حق، جلال الهی چنان آنان را میگیرد که هیچ خبر از خلق ندارند. چه خبر در نماز است که ملائکهٔ کروبین نازل میشوند و متوجه نمازگزار میگردند؟ این فرمایش حضرت است؛ از خود گفته نمیشود. بعد تمام انبیا و اولیا…
قاضی سعید قمی فرمایشی دارد که برداشتش از فرمایش امام صادق در مصباح الشریعه است. مصباح الشریعه مال امام صادق است؛ سالها در هیئت حدیثهایش گفته میشد. یکی از آن فرمایشها دربارهٔ حقیقت صلاة و جایگاه صلاة است؛ آن جایی که میایستی و میخواهی نماز بخوانی، و خیلی مهم است کجا میایستی. معماری امروز متأسفانه چنان منقلب و استهاله شده به سمت غرب که هیچ خبری از اینها در معماری امروز نیست؛ وارد خانه که میشوی تا تهش معلوم است؛ آشپزخانه محل کار خانم مشخص است و مهمان دعوت کردن سخت شده.
رحمت خدا و روح و ریحان بر لقمان حکیم. هدیهای از آقای سیبوی به یادگار مانده: لقمان گفت چهارصد پیغمبر را درک کردم؛ عمر طولانی هم داشته. چهار کلام از این چهارصد پیغمبر به یادگار دارم که همهٔ حرفهایشان در این چهار کلام مندمج شده است. چون وقت تنگ بود یکیاش گفته شد: إن کنت فی بیت الغیر فاحفظ عینک؛ اگر در خانهٔ دیگران قرار گرفتی چشمت را محافظت کن. قدیمها معماری طوری بود که در خانههای خیلی قدیمی محراب میزدند؛ جای مخصوص صلاة درست میکردند. مخصوصاً در شهرستانها دالانی در اتاق برای نماز بود. خیلی مهم است کجا نماز میخوانی.
بارگاه ملک؛ انبیا، کروبین و اسماء و صفات
حضرت میفرمودند آن گاه نماز یا نمازگاه مانند بارگاه ملک است؛ یعنی پادشاه. هرگاه بنده به تکبیر قیام کند ـ امام صادق میفرمایند تو قیام کردی که میخواهی تکبیر بگویی؛ هنوز تکبیر نگفتهای ـ سمت راست او انبیا و مرسلین حاضرند. صد و بیست و چهار هزار پیغمبر از عرش تا اینجا حاضرند. آنان که از عالم برزخ رفتهاند امکان آمدن به بدن عنصری در نشئهٔ طبیعت برایشان نیست؛ اینکه حاضرند یعنی توجه میکنند؛ متوجه تو میشوند. از عرش صد و بیست و چهار هزار پیغمبر متوجه تو میشوند. مگر میخواهی چه کنی؟ مگر انبیا بیکارند؟ پیداست اتفاق خاصی میخواهد بیفتد. این از سمت راست.
سمت چپ ملائکهٔ روحانییناند؛ همان کروبین روحانیین. چگونه است که به آدمی که از دنیا کنده میگویی روحانی؟ روحانی یعنی رفته تا مرتبهٔ روح؛ روح مرتبهٔ احدیت است؛ یعنی تا بالاترین مراتب. نگاه نکنید دربوداغونی مثل ما لباس روحانی تنش کرده اما اینکاره نیست؛ اما به واقع چنین بوده: کسی این لباس را تنش میکرد واقعاً روحانی بود. این ملائکهٔ روحانی یعنی ملائکهای که تا مرتبهٔ روح رفتهاند؛ مرتبهٔ روح کجاست؟ احدیت؛ لذا به آن کروبین میگویند. همان معنا را میدهد. آنان میآیند سمت چپ.
پیش روی نمازگزار اسماء و صفات الهی است؛ اسماء و صفات روبهروی توست. اسماء و صفات کمالات حضرت حقاند؛ به یک معنا دارایی خداست. هر آدمی شدت وجودی گرفت، رشد کرد، رسید به انسان کامل؛ چنان شدت وجودی پیدا کرد که کامل شد؛ چنین کسی یعنی تمام اسماء و صفات در او به نحو اتم پیاده شده و انسان کامل شده. حالا نماز چه جایگاهی دارد که دارایی خدا ـ که وقتی در انسانی پیاده شود آن انسان انسان کامل میشود، یعنی امام عصر ـ همهٔ آن کمالات روبهروی تو کشیده میشود از عرش تا روبهروی تو. حالا تصور کن چه جایگاهی است. با همین حالت این بارگاه را خدا برای ما درست کرده؛ بگوییم الله اکبر و شروع کنیم سر خاراندن و ساعت نگاه کردن و به بچه اشاره کردن که برو آنور تلویزیون را خاموش کن. باید همه فرار کنند از دستت یا نه؟ تمام این ملائکهٔ کروبین باید از تو فرار کنند یا نه؛ اسماء و صفات. باید ول شوی در این بیابان دنیای پرظلمت یا نه؟
داد شهدا و یرزقون در عند ربهم
وقت گرفته شد اما حرفهای کمی زده نشد. فراموشمان نشود امشب را. این شهدا دادشان این است: صلاتتان را درست کنید؛ از روضهخوان تا سخنران تا همه. این شهدا دادشان امشب این است که اگر نمازتان معراج شد میرسید به مقام شهادت و آن مقام عندیت.
«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بل أحیاء عند ربهم یرزقون» (آل عمران/۱۶۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندارید؛ بلکه زندهاند نزد پروردگارشان و روزی داده میشوند.
نزد پروردگارشان این مقام عندیت است. آن یرزقون را در شرح عصارهٔ سیر و سلوک سید بحرالعلوم گفته شد؛ سید بحرالعلوم نظرش چه بود؟ این یرزقون مجهول هم آمده: روزی داده میشوند. چه میدهند؟ کی میدهد؟ چه روزی میخورند؟ سید بحرالعلوم آنجا رمز را فاش کرد: فرمود علم و معارف و حقایق قرآنی به خوردشان میدهند؛ آنجا غذایشان این است. خب تا میتوانی اینجا همینجا سر سفرهٔ علم و معارف بزرگ شو تا انشاءالله آنجا هم عند ربهم شوی. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اول از شهدا، بعد از خادمین معراج شهدا، از این سربازان گمنام و باصفا، از زحمتکشهای این مکان مقدس ـ خوشا به سعادتشان چه جایی خدمت میکنند ـ تشکر میکنیم که ما را قبول کردند و لحظات ما را تحمل کردند. انشاءالله با شهادت همهمان به این شهدا ملحق شویم.
در خانههای بسیار قدیمی جای مخصوص نماز میساختند؛ دالانی در اتاق. لقمان گفت چهارصد پیامبر را درک کردم و چهار کلمه از همهٔ آنان نگاه داشتم؛ یکیاش این بود که اگر در خانهٔ غیر هستی چشم را حفظ کن. امام صادق میفرماید هنوز تکبیر نگفتهای، با قیام برای تکبیر، صد و بیستوچهار هزار پیامبر از سمت راست متوجه میشوند و ملائکهٔ کروبین روحانی از سمت چپ؛ پیش رو اسماء و صفات الهی است که دارایی حقاند و وقتی در انسانی به تمام بنشیند انسان کامل میشود، یعنی امام عصر. این بارگاه را خدا برای نماز ساخته است. با سرخاراندن و اشارهبهتلویزیون نباید ملائکه و اسماء را از خود راند.
خدا رحمت کند آیتالله کوهستانی را که حسابشده از برزخ سخن میگفت: آرزوی اهل برزخ فقط یک لا إله إلا الله در نشئهٔ طبیعت است. آقای قاضی سینه به سینه فرموده بود نماز اول وقت با آداب؛ علامه طباطبایی و علامه حسنزاده همان را رساندند. در دوکوهه، گردان عمار سحر همه به نماز شب ایستاده بودند؛ یکی چفیه، یکی عبا، همه مهر پیش رو. آن صحنه خجالت آورد که ما کجاییم و آنان کجا. سوغات معراج پیامبر همین نماز بود؛ اغر راه فاطمیه را از زهرا بدانید و روی صلات کار کنید. شهدا ساعت شهادت را از نماز گرفتند. اگر صلات معراج شود به عند ربهم میرسید؛ یرزقون یعنی معارف و حقایق قرآنی به خوردشان میدهند، چنانکه سید بحرالعلوم رمز گشود. از خادمان گمنام معراج شهدا سپاس که این مکان را نگاه داشتهاند؛ انشاءالله با شهادت به آنان بپیوندیم.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.