یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمه واسأل الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله وربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
یاد کنیم از آقامون امام عصر که این سفره رو پهن میکنه هر فیضی به ما برسه از آقامون میرسه.
هر کجا هستن خدا غم از دل آقامون برداره صلوات ختم کنید.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
ما در بحث اسرار نماز بودیم.
در خصوص تکبیرة الاحرام نکته ای رو عرض کردیم و گفتیم برای اینکه ما بتونیم در هنگام تکبیرة الاحرام به این حقیقت برسیم که دیشب عرض کردیم تکبیرة الاحرام در ظاهر گفتن الله اکبر است اما در باطن حرام کردن دخول در عالم غیر خداست [نفس عمیق].
یعنی سالک در همان لحظه آگاهانه از حضور در کثرت و اشتغال به ماسوی الله عدول مینماید.
چشمش رو به روی ماسوی الله میبنده و از کثرت میره به سمت وحدت.
سفر آغاز میشه و هرچی که نمازش واقعا سیر سفری داشته باشه، این حرکت رو خودش احساس میکنه.
یکی از نشانه های این حرکت رعشه در بدنه.
چون بدن مادیه، طاقت فشار ملکوتی رو خیلی نداره.
حالا آل الله با اینکه بدنشونم ملکوتی بود و خاص خلق شد باز داریم که حضرت صدیقه شهیده سر نماز که می ایستاد چنان بدن میلرزید و خادمه ایشون میگه از-- ببخشید امام عصر من اهل این اسرار نیستم.
شما انشاالله هستید.
از سینه خانم صدایی شبیه غلغل شدن این جوش، آب جوش که چجوری غلغل میکنه؟
چه صدایی میده؟
یه همچین صدایی از سینه خانم می شنیدیم وقتی به نماز می ایستاد.
بعد بدن یکپارچه میلرزید.
یادتونه دیشب عرض کردم انشاالله صبوری کنید بریم جلو.
هنوزم هیچی نگفتیم.
بسم اللهش رو گفتیم.
نماز آثارش برای ما مکشوف بشه واقعا زلزله سهمگینیست که باید اثرش رعشه در بدن باشه.
اگه نباشه باید حداقل در تکبیرة الاحرام.
ملا صدرا می فرماید التکبیر الاول هو فتح باب المعراج.
اه به به.
فتح باب معراج و هو اعلان چقدر عالی، چقدر عالی آقا.
دستشونو میبوسی.
و هو اعلان التبری من الكون بما هو كون.
الله اکبر.
یعنی تکبیر اول، اون الله اکبر.
باز کردن چیه؟
راه معراج، در معراج.
اعلام بریدن از اینکه می فرماید تبرّی من الكون بما هو كون یعنی بریدن از همه تعیّنات.
یکی از تعیّنات خود حضرت عالی هستی یا نه؟
یه عینیتی پیدا کردی، تعیّن پیدا کرد، از اون حالت وحدت اومدی به کثرت، یه عینیتی پیدا کردی.
یه عینی داری.
از این عینیت باید بگذری حتی از خودت، حتی از خودت.
[صدای محیط] از نظر ملا صدرا این لحظه همون چی بگم فناء عن الكثرة و بقاء بالوحدة است.
حالا شب هم ما اینجا رو همین جمله حرف داریم.
تحمل کنید انشاالله شبهای بعد دیگه امشب نمیرسه.
شروع فناءه و در ادامه بقائه.
اینا تو نماز باید چشید.
اگه کسی تو نماز نچشید بیرون از نماز نمیچشه ها.
حالا بحث ما این بود که دو تا نکته بسیار، بسیار، بسیار حائز اهمیت.
یکی فاصله بین الله اکبر با بسم الله الرحمن الرحیمه.
اون اعوذ بالله که آروم میگی، اونجا شیاطین میریزن سرت.
اونجا اجازه نمیدن خودتو به سرچشمه برسونی که سرچشمه هست بسم الله الرحمن الرحیم بحثش هم گذشت.
غالبا یعنی از صد تا آدم یه دونهشون شاید حتی اینم شاید بگیم از یک میلیون تا.
من حضرت آقای جوادی آملی خدا حفظشون کنه که می فرمود از یه میلیون نفر یه نفر.
میتونه اونجا خودشو به بسم الله برسونه.
حالا این رسوندن چیه؟
حرفای چند شب قبل رو باید توخ-- مرور کنید تو حافظت.
چی گفتیم؟
اون رسوندن یعنی اون که کندن از همه کثرات و تعلق خاطر پیدا کردن به عالم وحدت حتی خودت رو هم ندیدن.
این کندن از انانیت، عنیت، دویت، من و خدا.
من دارم عبادت میکنم.
min من.
این من رو باید کند.
حالا این خودش حرف خیلی توش خوابیده که تا کسی این منش رو برنداشته باشه که عزیزانی که از ل-- لحواسن تشریف آوردن یکشنبهها خدا اون سفره رو اونجا پهن کرده به مسجد ما مجتبی صلوات الله علیه.
اونا هم بیرق یا زهراست دیگه اونجا پهن شده.
این رساله سیر و سلوک علامه طباطبایی رو اونجا انشاالله میخوایم شروع کنیم و هنوزم بازش نکردیم.
تمام آنچه که تو این رساله هست ما رو سیر میده از اون الله اکبر تکبیرات الاهرام تا بسم الله که سرچشمهست.
این یه سیره و یک ملاحظه است.
دو مرتبه از بسم الله تا سر ایاک نعبد و ایاک نستعین.
اینا همش حرف داریم و براتون میگیم چرا اینطوری میگیم.
باز اونجا یک سلسله کار داره، زحمت داره.
یعنی یک عده خاصی میتونن تا اونجا برن تا مالکی يوم الدين رو برن.
از ایاک نعبد دیگه نمیتونن.
حالا چرا؟
چراش رو میگیم از این کتاب مومن م-- مومد الهمم حضرت استاد روحش شاد، شرح فصوص الحکم در فصل، فصل یا فصل فردی آخرین فصل شیخ اکبر رمزشو میگه اینجا براتون میگیم.
البته رد شده شما بخونی شاید متوجه این رمز نشده باشی.
خدا بنده رو کمک کرده براتون رمزگشایی میکنم نگران نشید.
و اون نکته دیگه پس یکی شد بین بسم الله بین الله اکبر و بسم الله.
یکی هم مقدمات نماز.
این دو تا.
آنچه که ما رو میرسونه به بسم الله و ما به سرچشمه میرسیم که سرش ثَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا.
اون شراب بسم الله الرحمن الرحیم که خورد دیگه مست الهی میشه از مست لای عقل که میگن اینجا اون در حقیقت عقل دیگه شکسته میشه میره به فوق طور عقلش.
منظور اینه.
لای عقل اینجا یعنی این.
دیگه عقل دیگه اینجا کارساز نیست.
میره به مقام فنا برسه.
میره به بالاتر از عقل.
همه اینا رو توضیح میدیم نترسید.
اجازه بدید به ما اینا رو براتون باز میکنیم.
این، این حالت این بین الله اکبر و بسم الله مراقبه میخواد.
[صدای بچه].
کسی که مراقبه داره میرسه.
حالا سر تا سر این رساله علامه طباطبایی مراقبه است.
خانواده علامه طباطبایی فرمودن دیگه میدونید آخرهای عمرشون حرف نمیزدن ایشون.
اون لحظات آخر حضرت علامه داشت از دنیا دیگه میخواست بره، دیدیم یه صدای نازکی از ایشون بلند شد.
همه دویدیم ببینیم چی میخواد بگه.
[صدای سرفه].
لحظه آخره دیگه.
مهمترین حرفا رو اون موقع میزنن.
اوسیک کن به تقوی الله و نظم امر کن مولا.
لحظه آخر گفت دیگه.
[صدای بچه] چی گفته باشه خوبه.
اصلا صداش در نمیومد.
دیگه رفتیم نزدیک گوشمون رو گرفتیم.
علامه با صدای بریده، بریده و خیلی نازک چند وقته حرف نزده.
بعد از اونم تموم شد.
یعنی عروج کرد.
دیدیم هی داره میگه مراقبه، مراقبه، مراقبه.
الله اکبر.
این اونه.
اون رمز است.
مراقبه ما رو میرسونه به حقیقت صلاة و نماز.
و تا نماز ما درست نشه هیچی درست نشده.
مراقبه میاد کمک میده نماز درست شه.
تا بتونی از اون الله اکبر، الله اکبر رو گفتی برسونه خودتو به سرچشمه بسم الله.
خیلی حالا اینجا یه رساله حرف بینشه بین الله اکبر و بسم الله.
خب.
نکته د-دیگه که اون مقدمه بر این موضوعه مقدمات نمازه.
مقدمات نماز چیه؟
خدا حفظ کنه حضرت آیت الله توکل رو.
وقتی ما حوزه صدر اصفهان درس میخوندیم ایشون اومد، هستن دوستانی که اونجا با ما بودن، الان اینجا هستن بعضیاشون یادشونه.
ایشون اومد اونجا من رفتم محضر آقای توکل گفتم شما گم شده منی.
هنوز تو دام علامه نیفتاده بودم.
گفتم شما گم شده منی، ازت میخوام دست منو بگیری.
ایشون هم قبول کرد.
خیلی متواضعانه.
[صدای سرفه] یه روز رفتیم منزلشون، هیئت هم بردیم.
نمیدونم یادشون باشه اون اوایل خیلی سالهای پیش شاید حدود بیست و پنج سال پیش بود رفتیم منزل ایشون.
منم تک خور نبودم.
به کسی میرسیدم از بزرگان رفیقامو با خودم میبردم.
رفتیم منزل ایشون.
ببخشید ایشون رو دعوت کردیم منزل همشیرامون.
یه روزم رفتیم منزل ایشون.
الآن موضوعی که میخوام بگم ما رو منزل همشیرمون، منزل همشیر ما قم بود.
[سرفه] آقای توکل رو دعوت کردیم تشریف آوردن منزل همشیر ما.
با اون عبوهت و نورانیتش نشست و بچهها شروع کردن سؤال کردن.
ما که طبق معمول سکوت بودیم و به اینا هم که رسیدیم همیشه سکوت.
یه عزیزی از بچههای هیئت پرسید آقا ما چیکار کنیم تو نمازمون حال خوش داشته باشیم درست نماز بخونیم.
میدونید آقای توکل چی فرمود؟
به نظر شما چی گفته باشه خوبه؟
فرمود به یکبارهها آدم نمیتونه بگه الله اکبر و تمام خرق حجابها کنه و بره به عالم بق-- فنا و بعد بقا.
این حرفا اصلا نشدنیه.
نمیشه به یکباره.
راهش اینه که طی روز مقدمات داشته باشی برای ورود به نماز طی یه روز خودت رو در محضر حضرت حق ببینی.
باز هم اون بوی مراقبه رو میدم.
حضور، حضور.
بسوزی تا یه روز.
ساعات و آنات روز خودت رو در محضر حضور حق ببینی.
ادب مع الله.
یک پارچه با ادب بار بیای که وقتی الله اکبر گفتی یه چیزی حالیت بشه.
این فرمایش های تذکر من به شما هدیه کردم.
از این مقدمات بگیر تا اون وضو، وضو بر نماز خودش جزو مقدماتیه.
وضو خوشگل بگیری، با آداب بگیری، با توجه بگیری.
یکی به پیغمبر گفت آقا من نماز میخونم نمیفهمم.
اصلاً هیچی از نماز نمیفهمم.
فرمود وضو تو درست بگیر.
آقا من وضو درست میگیرم.
وضو اشکال نداره.
فقها اصحاب و صحابه شما نشون دادن گفتن درسته.
فرمود نه منظورم اینه که با توجه بگیر.
وضو تو رو با توجه بگیر حواست باشه.
اصلاً چرا؟
اینو دیگه پیغمبر نفرمودهها بنده داره میگه.
چرا باید دست صورتت رو بشوری؟
دستات رو بشوری؟
مس سر بکشی؟
مس پا اینا فلسفه ش چیه؟
یکی یکی اینا رو میگیم انشاالله براتون.
عجله نکنید.
همش فلسفه داره.
چرا؟
[مکث] پس مقدمات رو باید درست کرد.
همینطوری بیای تا دیگه شروع نماز، محراب و عبادت جایی که مکانی که میخوای قرار بگیری.
فرمودن خیلی مهمه.
سجادهت نقش و نگار روش نباشه، سفید باشه.
حالا آداب مقدمات نماز خیلی زیاده.
الا ما شاء الله کتابها نوشتن.
برید بخونید من فعلاً من خیلی قصد ندارم ورود به اونها بکنم چون اونا در دسترس همتون هست.
اون کتابها رو میگیرید میخونید.
هدیة المتقین علامه مجلسی رو بخونید ماشاءالله توش پره از این آداب نماز، مقدمات نماز.
من میخوام بیشتر با صدقه اِاِ عرفانی نماز رو ببینیم.
بعد از چندین سال سر سفره عرفان نظری بریم سراغ وادی عمل و عقل عملی ببینیم خب در حوزه عمل چی دستگیرمون میشه.
بیشتر نگاهم اونه.
یکی از مهمترین مقدمات توسل به امام عصر [مکث] بلکه مهمترین مقدمه که فرمودن چون معراجه و شما بدون وساطت انسان کامل محاله بتونی به معراج بری .
تمام اهل بیت حتی امیرالمؤمنین به تبع پیغمبر به معراج رفتن.
یک نفر بالعصاله معراج رفته پیغمبر والسلام.
بقیه به تبع پیغمبر رفتن.
ما هم باید تبعیت کنیم.
توسل و تمسک به امام عصر.
یه بار یه هدیه ای تقدیمتون کردم اگر یادتون باشه از یکی از اساتیدمون.
ایشون فرمودن من خیلی ایشونو قبول دارم، دوسش دارم و هنوز هم الحمدلله در قید حیاتن.
[صدای کودکان] ایشون فرمودن که امام رو خیلی به دردتون میخوره ها.
چه شنیدید چه نشنیدید اینو همیشه آوازه گوشتون داشته باشید.
اصلاً هدیه امشب از هیئت یا زهرا به شما باشه.
فرمودن امام رو در هر مقامی سلام بدی امام همون لحظه در اون مقام به تو توجه میکنه.
خب الان بفرمایید من میخوام ربط کنم به نماز.
میخوام توسل کنم به حضرت.
بهترین توسل چی میشه؟
السلام علیک.
احسن.
حين تصلي وتقمص.
قبل از شروع نماز بگید السلام یا أبا صالح المهدی السلام علیک حين تصلي وتقمص.
بعد حضرت تو مقام نماز به تو توجه میکنه و تو نمازت نماز میشه.
[صدای کودکان] بعد سلام و ابا عبدالله رو السلام علیک یا ابا عبدالله که تمام مدارج و معارج و عوالم و مراتب همه و همه طی نمیشه مگر به وسیله حسین بن علی.
سلام و ابا عبدالله بدیم نه با توجه بگیم السلام علیک ابا عبدالله الله اکبر.
نه این نه این اینطوری اصلاً نکن.
خودتو خراب نکن.
ملائکه بدشون میاد.
[صدای کودکان] شما اسم پدرتو مادرتو که برات خیلی عزیزاند یکی همینجوری ببره.
همینجوری بیتوجه.
سلام بابات چطوره؟
ناراحت میشی.
پدر عزیزتون خوب هستن؟
مادر بزرگوار تون چطورن؟
سلام.
آدم حفظ حرمت نگه داره.
السلام علیک ابا عبدالله الله اکبر.
حرفا چیه؟
در مقام توجه.
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین.
دست رو سینه بذاری.
اینا کمک میده به من و شما.
امتحان کنید.
بدون اینا نمیشه آقا.
نمیشه.
از من به شما نصیحت.
نمیشه.
خودتو اذیت میکنی.
نمیشه از عالم کثرت چشم بست باز کرد دید در وحدت محضهای حتی خودت رو هم نمیبینی جز با وساطت سید الشهدا.
جز با عنایت امام عصر.
محاله.
اصلاً نشدنیه.
حالا از کاری هم هست بله فرمودن مستحبه که شما قبل از شروع نماز بگی انی-- فرمایشات ابراهیم و انی وجهت و اونم با توجه، توجه عرفانی، توجه عرفانی ما هنوز هیچ جا نگفتیم.
نه تو مسجد بلال گفتیم نه لواسی که تازه شروع کردیم.
نه تو یا زهرا بعد از سی سال با هم رفیقیم.
میگیم هی میگیم توجه عرفانی خیلی خیلی این موضوع مهمه.
آداب داره، شرایط داره.
اصلا باید بری تو دلش ببینی چیه.
با توجه عرفانی "اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات والأرض حنيفا مسلما وما أنا من المشركين" خدا شاهده تو، از تو ریش ریش میشه وجودت.
درست میگی.
در برابر ش-- کسی ایستادی.
دوست داشتی فرمایش استاد عزیزم روحش شاد حضرت آقای فاطمی نیا رو فرمودن به ما که خواستی بالاخره "لا یمسّه إلا المطهرون" میخوای بری معراج نمیشه با به جز طهارت دنیای آلوده غفلت، عدم حضور، حضور در محضر ح-حق رو درک نمیکنم و غافلم و کثرت شهواتی و غفلتی بیچارهام کرده لااقل با یه "یا مقيل العثرات" فرمایشهای من خیلی از این بهره بردم همیشه قبل، ایالم میدونن قبل از نماز حتی عجله هم داشته باشم اینو میگم.
یا مقیل العثرات.
هی میریزونی میریزی خطاها و زشتیها رو که بشه بریم معراج.
ول نمیشه با این سنگینی و ثقالت کجا رفت؟
چگونه با ملکوت ارتباط بگیریم؟
یه بار اینجا الانم من این احساسو دارم.
یه فکری بکنید خادمین عزیز.
یه زمانی بودم دو سال پیش بود، کی بود؟
یادم نیست دقیقا.
ما اینجا هرچی روضه میخوندیم احساس میکردم بالاخره سی و پنج سال خدا لطف کرده نوکری میکنیم یه ذره شاخکمون تیز میشه دیگه.
هیچ چیزی رو ح-حتی تجربه ظاهری خوندن اونم یه چیزی میفهمیم.
یه گیری وجود داشت.
اصلا گیری تو هیئت بود.
به سختی گریه میکردن بچهها.
به سختی من روضه پیاده میکردم.
گفتم آقا یه فکری، یه چیزی، یه اتفاقی تو این حسینیه افتاده.
یادتونه آقا مهدی؟
چی شد؟
ریختید به هم حسینیه رو دیدین دور تا دور، دور تا دور همینجا که اینا آقا تکیه دادن این دور زیر این پردهها دور تا دور پر فضله موشه.
یادتونه آقا مهدی؟
اون سال.
خب اینا نجاسته دیگه.
پیغمبر فرمود لباسی که کثیفه نه نجسه.
لباسی که کثیفه نمیتونه تسبیح بگه.
نمیتونه ذکر بگه.
"لا یمسّه إلا المطهرون".
چه برسه که نجس باشه.
در ادب معلا انشاالله به وقتش خدمتتون آدابشو میگیم.
چرا آقای قاضی رو هیچکس حتی خونوادش یک بار ندیدن در لباس خ-معمولی و یه لباس عادی و لباس خونهش نماز بخونه.
لبا-لباس مخصوص نماز داشت.
ندیدن.
در هر وضعی بود لباس مخصوص.
چرا؟
یه سرشو به شما حوصله دارید بگم؟
بالاخره لباس بیرون، لباس تو خونه اینا بالاخره کثیف میشه یا نه؟
نجس میشه یا نه؟
نجس.
نجس میشه بالاخره نجس میشه.
لباسی که نجس شد، بله شرعا شستیش پاکه.
اما دیگه اون طهارت رو نداره.
مانع عروجه.
چرا اون دستوری که اینا آس-- اینا ریزه کاریهای سلوکه.
شیخ عباس تو مفاتیح میگه هزار بار این سوره رو بخون، رجوع کنید و با این شرایط خواب پیغمبر رو میبینی.
من خودم نوجوون بودم.
چند بار انجام دادم ندیدم.
روح شهدا که اساتید اولیهی ما بودن شاد، این رمز رو برا ما اونجا فاش کردن.
گفتن لباس مهمه.
بستری که توش میخوابی مهمه.
نباید یک بار حتی نجس شده باشه.
اگرچه شستیش.
من این کارو کردم.
لباس تمیز، بستر تمیز، تمیز نو.
همون شب خواب پیغمبر دیدم.
[صدای خنده] نوجوون هم بودم.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
بعد طرف انجام میده.
خود من چند بار انجام دادم ندیدم.
این آداب مهمه.
بعد لباس کثیف میگه ذکر نمیگه.
لباس نجس بگه.
بعد حالا خود آدم کثیف باشه.
آدم وقتی عصبیه میدونی اگر کسی چشم باطن داشته باشه چه شکلی میبینتش؟
عصبی؟
انگار که یه سگ بغلته.
ببخشید من دیگه بیشتر از این جلو نرم و الا جور دیگهای میگفتم.
جسارت به شما میشه طهارت جلسه خیلی احتیاط کردم میگم سگ بغلته.
کسی سگ بغلشه میتونه نماز بخونه؟
عین نجاسته دیگه نمیشه.
نمازش باطله.
این موش هم بهت باشه نمیشه.
موی سگ چه برسه.
عصبی وایمیسته نماز میخونه.
نمیشه اصلا معراج نمیشه.
[صدای خنده] یه طرف با خیالات متاسفانه آلوده به شهوات وایمیسته نماز خوندن.
خوک مظهرشه.
کسی خوک تو بغلش باشه می-- اصلا نمیشه آقا.
نمیشه.
اینا بازیه.
اگه کسی گفت.
نمیشه.
آداب داره.
عیف وقت ما امشب گذشت.
که ما خیلی حرفها داشتیم.
تو یه همچه شبی، تو یه همچه خیمهای.
امشب آدم نگه کی بگه؟
دیگه کی بگه؟
کجا بگه؟
این نوجوونا چقدر الان بین شما نوجوون نشسته، نوجوون، جوون.
شعار هیئت یا زهرا یه دو سالیه شد تربیت نفوس.
نشر حقایق ناب.
چه خبر؟
کو؟
نوجوونا کجان؟
یه شب شهادت ما میبینیمشون.
دیشب هم مسجد میومدم آه کشیدم به علما هست.
گفتم آقا من که دیگه ریشم سفید شده، دیگه داره نخنما شدیم.
دیگه داره تموم میشه.
معلوم نیست تا کی بتونیم بریم هیئت مادر.
تو این هیئت به خدا این نوجوونا گوش بدن.
من مثل پدرم برای شما، دلسوز شما.
از بچههای خودم بگیر تا شماها.
به آقام گفتم آقا اینا دارن از دست میرن.
[صدای محیط] میدونم کسی نیست بالا سر اینا، اینا رو به اینا بگن.
اگه بود دلم نمیسوخت.
به آقا گفتم آقا کاش لااقل ما رو از جهت مالی مستقلی میکردی.
باور کنید اصلاً یه آدمی که داشته باشه، یه کار قشنگ.
یا یه چند تا آدمی که خوش فکرن، تربیتیافته دامان علمای جامع الاطرافن، دلسوختن، پاکن، فکرشون قشنگه، راه رو بلدن.
اینها که مجبورن برن کلی ساعت وقت بگذارن مثلا برن اینجا اونجا از این اداره به اون کار که مثلا امرار معاش کنن.
زندگی اینا رو تامین کن.
بگو آقا من پول شما رو میدم.
شما چند نفر وایسید این صد تا نوجوون دست شما.
[صدای محیط] بعد ببین چه اتفاقی میفته.
اگرچه شأن علم به مراتب بالاتر از این حرفاست.
خیلیهاتون چه مسجد بلال، چه اینجا، چه لواسان هنوز شروع نشده چندین نفر چند بار به ما گفتن حاج آقا پیام چیه اینو که ما شهریه بدیم بابت این کلاسها.
من به شدت بر افروخته شدم.
گفتم شأن علم خیلی به مراتب بالاتر از این حرفاست.
شهریه چیه؟
شهریه یعنی چی؟
[صدای محیط] ولی کسی که داره [مکث] هزینه کنه تو این راه.
[صدای محیط] یه جمله از علامه حسن زاده حال دارید بخونم؟
بله.
میترکونتونو.
[خنده] علامه میفرماید من با چه ترس و لرز اینا رو نوشتم.
تکبیرة الاحرام [مکث] حرمت دخول در غیر الله هست.
یعنی دل را از دخول در ما سوى الله تحریم کن.
یعنی حرام.
تکبیرة الاحرام دیگه.
حرام شد الان برا دل من توجه به غیر الله حتی به خودم.
[صدای محیط] کی میتونه اینجوری تکبیرة الاحرام بگه؟
[صدای محیط] اما اگه بگی چی میشه؟
اصن اون که نشسته بود اول دریا هی با قاشق ماست میریخت تو دریا.
گفتن چیکار میکنی دیوونه؟
گفت دارم دوغ درست میکنم.
گفت مگه میشه دیوونه با یه کاسه ماست، دریای به این عظمت دوغ درست کنی؟
گفت نمیشه.
اما اگه بشه چی میشه؟
[خنده] اگه بشه آدم میتونه اینجوری نماز بخونه.
حالا ببین زورمونو میزنیم.
[صدای محیط] یه تجربه شخصی هم بگم از مقدمات.
بالاخره ما من خودم هم میگم آلودهام.
[صدای محیط] گاهی آدم به جایی میرسه که حتی نمازش هم دیگه احساس میکنم برای من گناهه.
این نماز، این وضعی که من نماز میخونم این هم گناهه.
اما چه کنیم؟
باید بخونیم.
نمیشه نخوند.
برای امثال من بیچارههایی مثل من بهترین ذکر اینه قبل از شروع الله-- من خودم اینم بعد از یا مقیل العثرات کسایی که جماعت با من خوندن چی میگن؟
یا مبدل.
احسن.
یا مبدل السيئات بالحسنات.
این سیئات و که دارم میگم نمازمو دخیل میکنم در اون سیئات.
یا مبدل السيئات.
خودمو نمازمو اینا سیئاته.
حالا تو مبدلی بالحسنات.
تو حسنت، تو حسنش کن، بدلش کن.
بعد انقدر قشنگ میشه [مکث] خدا با پنبه سرتو میبره [مکث] تو نماز.
این زیارت خداست.
موت قبل ان تموت.
موت باید حاصل بشه.
[صدای محیط] نکته آخری که بگم و خیلی حرفهام موند انشاالله شبهای بعد.
خواستم پنجاه و دو حیوان رو- پنجاه و دو حیوان رو آماده کرده بودم نمازشون رو برای شما بگم.
که نماز این پنجاه تا، پنجاه و دو حیوان چیه؟
بعد ببینید به من و شما چه محبتی کردن، چه لطفی کردن.
نماز ما کجاست؟
نماز ملائکه چیه؟
اصلاً ملائکه نمازشون چیه؟
[صدای محیط] نماز من و شما چیه؟
چه لطفی به ما کردن؟
این خودش یه جلسه میطلبه.
انشاالله شبهای بعد پنجاه و دو تا خودش نیم ساعت وقت میخواد من بخونم.
نماز این حیوانات چیه؟
امام حسین فرمودهها من خودَم نمیگم.
از ابا عبدالله فرمودن که مثلاً گرگ، روباه، کرگدن، فیل اینا نمازشون چیه؟
یکی، یک پنجاه و دو تا.
انقدر شیرینه.
از وقتی این روایت رو خیلی وقت پیش دیدم، عاشق بعضی از این حیوونا شدم.
از اون نمازشون فهمیدم چیان اینا، کیان.