ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سفرهٔ امام عصر و باطن تکبیرة الاحرام

یا ربّ أعوذ بک من همزات الشیاطین و من شرّ نفسی و من شرّ خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد و إیاک نستعین. الحمد لله علی کل نعمة و أسأل الله من فضله. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته. یاد کنیم از آقا امام عصر که این سفره را پهن می‌کند؛ هر فیضی به ما برسد از آقا می‌رسد؛ هر کجا هستند خدا غم از دلشان بردارد.

ما در بحث اسرار نماز بودیم. در خصوص تکبیرة الاحرام نکته‌ای گفته شد و گفتیم برای آنکه بتوانیم هنگام تکبیرة الاحرام به این حقیقت برسیم که دیشب گفته شد: تکبیرة الاحرام در ظاهر گفتن الله اکبر است اما در باطن حرام کردن دخول در عالم غیر خداست. یعنی سالک در همان لحظه آگاهانه از حضور در کثرت و اشتغال به ماسوی‌الله عدول می‌نماید. چشمش را به روی ماسوی‌الله می‌بندد و از کثرت می‌رود به سمت وحدت. سفر آغاز می‌شود و هرچه نمازش واقعاً سیر سفری داشته باشد این حرکت را خودش احساس می‌کند. یکی از نشانه‌های این حرکت رعشه در بدن است؛ چون بدن مادی است طاقت فشار ملکوتی را خیلی ندارد. حالا آل‌الله با اینکه بدنشان هم ملکوتی بود و خاص خلق شد باز داریم که حضرت صدیقه شهیده سر نماز که می‌ایستاد چنان بدن می‌لرزید و خادمهٔ ایشان می‌گوید از سینهٔ خانم صدایی شبیه غلغل شدن آب جوش می‌شنیدیم وقتی به نماز می‌ایستاد؛ بعد بدن یکپارچه می‌لرزید. هنوز هیچ نگفته‌ایم؛ بسم‌الله‌اش را گفته‌ایم. نماز آثارش برای ما وقتی است که از آن الله اکبر تکبیرات الاحرام تا بسم‌الله که سرچشمه است برسیم. این یک سیره و یک ملاحظه است. اعوذ که آرام گفته می‌شود میدان هجوم شیاطین است؛ غالباً از صد نفر یکی بلکه به قول آقای جوادی از یک میلیون یک نفر خود را به بسم‌الله می‌رساند. تا به سرچشمه نرسی تکبیرة الاحرام در لفظ می‌ماند و سفر از کثرت به وحدت آغاز نمی‌شود.

دو مرحله تا ایاک نعبد؛ رمز فصوص

دو مرتبه از بسم‌الله تا سرّ ایاک نعبد و ایاک نستعین. اینها همه‌اش حرف داریم. باز آنجا یک سلسله کار دارد زحمت دارد. یعنی یک عدهٔ خاصی می‌توانند تا آنجا بروند تا مالک یوم الدین را بروند؛ از ایاک نعبد دیگر نمی‌توانند. چرا؟ از کتاب مؤمن الهمم حضرت استاد روحش شاد — شرح فصوص الحکم در فصل فردی آخرین فصل شیخ اکبر — رمزش را می‌گوید؛ البته رد شده باشی بخوانی شاید متوجه این رمز نشده باشی؛ خدا بنده را کمک کرده رمزگشایی می‌کنم. پس یکی شد فاصلهٔ بین الله اکبر و بسم‌الله؛ یکی هم مقدمات نماز. این دو تا. این حالت بین الله اکبر و بسم‌الله مراقبه می‌خواهد. کسی که مراقبه دارد می‌رسد. حالا سر تا سر رسالهٔ علامه طباطبایی مراقبه است. عده‌ای تا مالک یوم الدین می‌رسند و از ایاک نعبد بازمی‌مانند؛ رمزش در فصّ فردی فصوص است که بدون مراقبه گشوده نمی‌شود. مراقبه فقط ذکر لفظ نیست؛ سوختن در حضور در آنات روز است تا تکبیر خرق حجاب کند.

آخرین کلام علامه؛ مراقبه سه بار

خانوادهٔ علامه طباطبایی فرمودند آخرهای عمرشان حرف نمی‌زدند. آن لحظات آخر حضرت علامه داشت از دنیا می‌رفت؛ دیدیم یک صدای نازکی از ایشان بلند شد؛ همه دویدیم ببینیم چه می‌خواهد بگوید. لحظهٔ آخر است؛ مهم‌ترین حرف‌ها را آن موقع می‌زنند. اوصیک بتقوی الله و نظم أمرک مولا لحظهٔ آخر گفت. اصلاً صدا درنمی‌آمد؛ رفتیم نزدیک گوش گرفتیم. علامه با صدای بریده بریده و خیلی نازک — چند وقت حرف نزده؛ بعد از آن هم تمام شد یعنی عروج کرد — دیدیم هی دارد می‌گوید مراقبه مراقبه مراقبه. الله اکبر. این رمز است. مراقبه ما را می‌رساند به حقیقت صلاة و آن الله اکبر را که گفتی برساند خودت را به سرچشمهٔ بسم‌الله. خیلی حالا اینجا یک رساله حرف بینش است بین الله اکبر و بسم‌الله.

آیت‌الله توکل؛ گمشدهٔ من و مقدمات حضور

نکتهٔ دیگر که مقدمه بر این موضوع است مقدمات نماز است. خدا حفظ کند حضرت آیت‌الله توکل را. وقتی ما حوزهٔ صدر اصفهان درس می‌خواندیم ایشان آمد؛ دوستانی که آنجا با ما بودند الان بعضی‌شان یادشان است. رفتم محضر آقای توکل گفتم شما گمشدهٔ منی — هنوز تو دام علامه نیفتاده بودم — ازت می‌خواهم دست من را بگیری. ایشان هم قبول کرد خیلی متواضعانه. یک روز رفتیم منزلشان هیئت هم بردیم؛ حدود بیست و پنج سال پیش. منزل همشیره در قم آقای توکل را دعوت کردیم؛ با آن عبا و نورانیت نشست و بچه‌ها شروع کردند سؤال کردن. ما طبق معمول سکوت بودیم. عزیزی از بچه‌های هیئت پرسید چه کنیم در نمازمان حال خوش داشته باشیم درست نماز بخوانیم. آقای توکل فرمود به یکباره آدم نمی‌تواند بگوید الله اکبر و تمام خرق حجاب‌ها کند و برود به عالم فنا و بعد بقا؛ این حرف‌ها اصلاً نشدنی است؛ نمی‌شود به یکباره. راهش این است که طی روز مقدمات داشته باشی برای ورود به نماز؛ طی یک روز خودت را در محضر حضرت حق ببینی. باز هم بوی مراقبه. حضور حضور. بسوز تا یک روز؛ ساعات و آنات روز خودت را در محضر حضور حق ببینی؛ ادب مع الله؛ یکپارچه با ادب بار بیایی که وقتی الله اکبر گفتی یک چیزی حالیت شود. این فرمایش تذکر را هدیه کردم. آقای توکل گمشدهٔ سال‌های پیش از دام علامه بود؛ دستگیری‌اش با تواضع و نور عبا شروع شد و نقشه‌اش روشن: یک روز تمام در محضر حق باش تا الله اکبر چیزی حالی‌ات کند. خرق حجاب و فنا و بقا یک‌باره شدنی نیست؛ ادب مع الله در ساعات است که تکبیر را از لفظ به تحریم ماسوی می‌برد.

وضو با توجه؛ فلسفهٔ اعضا

از این مقدمات بگیر تا آن وضو؛ وضو بر نماز خودش جزو مقدمات است. وضو خوشگل بگیری با آداب بگیری با توجه بگیری. یکی به پیامبر گفت من نماز می‌خوانم نمی‌فهمم؛ اصلاً هیچی از نماز نمی‌فهمم. فرمود وضو را درست بگیر. گفت من وضو درست می‌گیرم؛ وضو اشکال ندارد؛ فقها و اصحاب شما نشان دادند درست است. فرمود نه؛ منظورم این است که با توجه بگیر؛ وضو را با توجه بگیر حواست باشد. اصلاً چرا؟ این را دیگر پیامبر نفرموده‌اند؛ بنده دارد می‌گوید. چرا باید دست و صورت را بشویی دست‌ها را بشویی مسح سر بکشی مسح پا؟ اینها فلسفه دارد؛ یکی‌یکی گفته می‌شود. پس مقدمات را باید درست کرد. همین‌طوری نیایی تا شروع نماز محراب و عبادت؛ مکانی که می‌خواهی قرار بگیری فرموده‌اند خیلی مهم است. پیامبر وضوی صحیح فقهی را کافی ندانست؛ فرمود با توجه بگیر. شستن صورت و دست و مسح سر و پا فلسفه دارد؛ بدون توجه اعضا شسته می‌شود و قلب در کثرت می‌ماند. محراب بی‌مراقبه و مکان بی‌ادب معراج نمی‌دهد.

معراج بالتبع؛ سلام به امام در هر مقام

بدون انسان کامل محال است بتوانی به معراج بروی. تمام اهل‌بیت حتی امیرالمؤمنین به تبع پیامبر به معراج رفتند. یک نفر بالاصاله معراج رفته پیامبر و السلام؛ بقیه به تبع پیامبر رفتند؛ ما هم باید تبعیت کنیم. توسل و تمسک به امام عصر. یک بار هدیه‌ای تقدیمتان کردم از یکی از اساتیدمان؛ ایشان را خیلی قبول دارم دوستش دارم و هنوز الحمدلله در قید حیات‌اند. فرمودند امام را خیلی به دردتان می‌خورد؛ چه شنیدید چه نشنیدید این را همیشه آویزهٔ گوشتان داشته باشید؛ اصلاً هدیهٔ امشب از هیئت یا زهرا به شما باشد. فرمودند امام را در هر مقامی سلام بدهی امام همان لحظه در آن مقام به تو توجه می‌کند. حالا می‌خواهم ربط کنم به نماز؛ می‌خواهم توسل کنم به حضرت. بهترین توسل چیست؟ امتحان کنید. بدون اینها نمی‌شود؛ از من به شما نصیحت؛ خودت را اذیت می‌کنی. نمی‌شود از عالم کثرت چشم بست باز کرد دید در وحدت محضه‌ای حتی خودت را هم نمی‌بینی جز با وساطت سیدالشهدا جز با عنایت امام عصر؛ محال است اصلاً نشدنی است. یک نفر بالاصاله معراج رفته و دیگران بالتبع؛ ما هم باید تبع پیامبر و تمسک به امام عصر کنیم. سلام به امام در هر مقام توجه همان‌لحظهٔ او را می‌آورد؛ بهترین توسل در آستانهٔ نماز همین سلام و حضور است. وحدت محضه بی‌وساطت سیدالشهدا و عنایت صاحب‌الزمان دیده نمی‌شود؛ چشم بستن از کثرت بدون کانال ولایت خودفریبی است.

انی وجهت وجهی؛ توجه عرفانی

مستحب است قبل از شروع نماز بگویی إنّی وجهت وجهی — فرمایشات ابراهیم — و آن هم با توجه عرفانی. توجه عرفانی را هنوز هیچ جا نگفته‌ایم؛ نه تو مسجد بلال نه لواسان که تازه شروع کردیم نه تو یا زهرا بعد از سی سال رفاقت. هی می‌گوییم توجه عرفانی؛ خیلی خیلی این موضوع مهم است؛ آداب دارد شرایط دارد؛ اصلاً باید بروی تو دلش ببینی چیست. با توجه عرفانی: إنّی وجهت وجهی للذی فطر السموات و الأرض حنیفاً مسلماً و ما أنا من المشرکین. سی سال رفاقت یا زهرا و جلسات بلال و لواسان هنوز توجه عرفانی را باز نکرده‌ایم؛ آداب و شرایط دارد و باید رفت تو دلش. مستحب نیست که لفظ وجهت را بی‌حضور بگویی؛ توجه عرفانی همان چیزی است که وضوی با توجه و مراقبهٔ روزانه را به تکبیر پیوند می‌دهد.

فضلهٔ موش در حسینیه؛ لباس کثیف ذکر نمی‌گوید

بیست و پنج سال خدا لطف کرده نوکری می‌کنیم یک ذره شاخکمان تیز می‌شود. هیچ چیزی را حتی تجربهٔ ظاهری‌اش هم یک چیزی می‌فهمیم. یک گیره وجود داشت؛ اصلاً گیره تو هیئت بود؛ به سختی گریه می‌کردند بچه‌ها؛ به سختی من روضه پیاده می‌کردم. گفتم یک فکری یک چیزی یک اتفاقی تو این حسینیه افتاده. یادتان است آقا مهدی؟ ریختید به هم حسینیه را دیدید دور تا دور زیر پرده‌ها پر فضلهٔ موش است. خب اینها نجاست است. پیامبر فرمود لباسی که کثیف است — نه نجس — نمی‌تواند تسبیح بگوید نمی‌تواند ذکر بگوید؛ لا یمسّه إلا المطهّرون؛ چه رسد که نجس باشد. در ادب مع الله ان‌شاءالله به وقتش آدابش گفته می‌شود. چرا آقای قاضی را هیچ‌کس حتی در خواب نمی‌دید مگر با طهارت؟ فضلهٔ موش دور حسینیه گریه را سخت کرده بود؛ نجاست و کثافت لباس ذکر را می‌بندد. لا یمسّه إلا المطهّرون فقط صفحهٔ کاغذ نیست؛ ظرف وجود و مکان عبادت هم باید مطهر باشد تا روضه و نماز اثر کند. طهارت فقهی حداقل است؛ طهارت سلوکی سقف دیگری دارد.

هزار بار سوره و آداب خواب؛ عصبانیت و شهوت

شیخ عباس تو مفاتیح می‌گوید هزار بار این سوره را بخوان رجوع کنید و با این شرایط خواب پیامبر را می‌بینی. خودم نوجوان بودم چند بار انجام دادم ندیدم. روح شهدا که اساتید اولیهٔ ما بودند این رمز را فاش کردند: لباس مهم است؛ بستری که توش می‌خوابی مهم است؛ نباید یک بار... بعد لباس کثیف می‌گوید ذکر نمی‌گوید؛ لباس نجس بماند. بعد حالا خود آدم کثیف باشد. آدم وقتی عصبانی است اگر کسی چشم باطن داشته باشد چه شکلی می‌بیندش؟ انگار که یک سگ بغلش است — جسارت؛ طهارت جلسه خیلی احتیاط کردم می‌گویم. کسی سگ بغلش باشد می‌تواند نماز بخواند؟ عین نجاست است نمازش باطل است. این موش هم با تو باشد نمی‌شود؛ موی سگ چه رسد. عصبی می‌ایستد نماز می‌خواند؛ نمی‌شود اصلاً معراج نمی‌شود. یک طرف با خیالات متأسفانه آلوده به شهوات می‌ایستد نماز خواندن؛ خوک مظهرش است. کسی خوک تو بغلش باشد نمی‌تواند معراج کند. آداب خواب پیامبر — هزار بار سوره با لباس و بستر پاک — بدون رعایت نتیجه نداد؛ شهدا رمز را باز کردند. عصبانیت صورت باطنی سگ می‌گیرد و شهوت صورت خوک؛ با آن بغل‌ها ایستادن به نماز معراج را باطل می‌کند هرچند ظاهر رکعات درست باشد. طهارت باطن شرط تکبیرة الاحرام حقیقی است.

تأمین مربی نوجوان؛ شأن علم نه شهریه

کار قشنگ: چند نفر خوش‌فکر تربیت‌یافتهٔ دامان علمای جامع‌الاطراف دلسوز پاک که مجبورند ساعت‌ها بروند اینجا آنجا امرار معاش کنند؛ زندگی اینها را تأمین کن؛ بگو من پول شما را می‌دهم؛ شما چند نفر بایستید این صد تا نوجوان دست شما؛ بعد ببین چه اتفاقی می‌افتد. اگرچه شأن علم به مراتب بالاتر از این حرف‌هاست. خیلی‌ها چه مسجد بلال چه اینجا چه لواسان هنوز شروع نشده چندین نفر چند بار گفتند پیام چیست که شهریه بدهیم بابت این کلاس‌ها. به شدت برآشفته شدم؛ گفتم شأن علم خیلی به مراتب بالاتر از این حرف‌هاست؛ شهریه چیست؟ ولی کسی که دارد هزینه کند در این راه. جمله‌ای از علامه حسن‌زاده: من با چه ترس و لرز اینها را نوشتم. تکبیرة الاحرام حرمت دخول در غیر الله است؛ یعنی دل را از دخول در ماسوی‌الله تحریم کن؛ یعنی حرام. تکبیرة الاحرام دیگر؛ حرام شد الان برای دل من توجه به غیر الله حتی به خودم. کی می‌تواند این‌جوری تکبیرة الاحرام بگوید؟ تأمین زندگی مربی پاک برای صد نوجوان خرج علمی است نه شهریه گرفتن از سر علم. شأن علم بالاتر از شهریه است؛ اما هزینه کردن در راه تربیت همان صدقهٔ ثمربخش است. علامه با ترس و لرز نوشت تکبیرة الاحرام تحریم دل از ماسوی حتی از خود است؛ این افق را با شهریه نمی‌خرند با مراقبه و طهارت می‌سازند.

ماست در دریا؛ یا مبدل السیئات

اما اگر بگویی چه می‌شود؟ آن که نشسته بود لب دریا هی با قاشق ماست می‌ریخت تو دریا. گفتند چه می‌کنی دیوانه؟ گفت دارم دوغ درست می‌کنم. گفتند مگر می‌شود با یک کاسه ماست دریای به این عظمت دوغ درست کنی؟ گفت نمی‌شود؛ اما اگر بشود چه می‌شود؟ اگر بشود آدم می‌تواند این‌جوری نماز بخواند. حالا ببین زورمان را می‌زنیم. تجربهٔ شخصی هم از مقدمات: بالاخره خودم هم می‌گویم آلوده‌ام. گاهی آدم به جایی می‌رسد که حتی نمازش هم دیگر احساس می‌کند برای من گناه است؛ این وضعی که من نماز می‌خوانم این هم گناه است. اما چه کنیم؟ باید بخوانیم؛ نمی‌شود نخواند. برای امثال من بیچاره‌ها بهترین ذکر این است قبل از شروع الله — بعد از یا مقیل العثرات کسانی که جماعت با من خوانده‌اند می‌دانند — یا مبدل السیئات بالحسنات. این سیئات را که دارم می‌گویم نمازم را دخیل می‌کنم در آن سیئات؛ یا مبدل السیئات؛ خودم و نمازم اینها سیئات است؛ حالا تو مبدلی بالحسنات؛ تو حسنش کن بدلش کن. بعد آن‌قدر قشنگ می‌شود خدا با پنبه سرت را می‌برد تو نماز. این زیارت خداست. موتوا قبل أن تموتوا؛ موت باید حاصل شود. فاصلهٔ الله اکبر تا بسم‌الله میدان مراقبه است؛ مقدمات روز و وضوی با توجه و طهارت لباس و بستر و توسل به امام عصر و سیدالشهدا همان نردبان است تا تکبیر تحریم‌گر شود نه لفظ.

فلسفهٔ شستن اعضا در وضو یکی‌یکی باز می‌شود؛ عجله نکنید. مکان نماز و ادب مع الله و توجه عرفانی إنّی وجهت وجهی حلقهٔ اتصال مقدمات به تکبیر است. خوک شهوت و سگ غضب بغل باطنی‌اند؛ با آنها معراج بسته است. تأمین مربیان پاک برای نوجوانان و ترس و لرز علامه در نوشتن تحریم ماسوی دو روی یک سکه‌اند: علم رایگان در ظاهر و هزینه‌کردن جان در باطن.

خادمه از غلغل سینهٔ زهرا هنگام نماز خبر داد؛ بدن یکپارچه می‌لرزید. جوادی گفت از میلیون یک نفر به بسم‌الله می‌رسد. اوصیک بتقوی الله در لحظهٔ عروج علامه با مراقبه همراه شد. پیامبر وضوی فقهی را کافی ندانست و توجه خواست. استاد زنده گفت سلام به امام توجه همان‌لحظه می‌آورد. شیخ عباس هزار بار سوره با آداب خواب را آورد و شهدا رمز لباس و بستر را فاش کردند.

والحمد لله رب العالمین.

رعشهٔ بدن نشانهٔ فشار ملکوت بر ماده است؛ لرزش زهرا و صدای غلغل سینه میزان عظمت ورود است. فاصلهٔ الله اکبر تا بسم‌الله میدان مراقبه است و رسالهٔ علامه یکسره همین است. مقدمات روز و وضوی با توجه و مکان پاک و لباس مطهر و بستر پاک و سلام به امام عصر و وجهت وجهی با توجه عرفانی نردبان تکبیر تحریم‌گرند. بدون وساطت سیدالشهدا و عنایت صاحب‌الزمان وحدت دیده نمی‌شود. فضله و کثافت و غضب و شهوت بغل نجس‌اند برای معراج. تأمین مربی برای نوجوانان خرج علمی است؛ شأن علم از شهریه جداست. علامه نوشت تکبیرة الاحرام حرمت دخول در غیر الله است حتی از خود. ماست در دریا اگر بشود چه می‌شود؛ یا مبدل السیئات نمازم را بدل می‌کند و موت قبل از موت رخ می‌دهد.

جمع‌بندی عملی تکبیر و مراقبه

از اعوذ تا بسم‌الله و از بسم‌الله تا ایاک نعبد دو گردنه است؛ بعضی در گردنهٔ دوم می‌مانند. رمز فصّ فردی فصوص و مراقبهٔ سه‌گانهٔ علامه در لحظهٔ عروج و نقشهٔ آقای توکل و وضوی با توجه پیامبر و طهارت لباس و بستر و توسل به امام همه یک رشته‌اند. تجربهٔ شخصی آلوده‌ها این است که گاهی نماز هم سیئه احساس می‌شود؛ آنجاست که یا مبدل السیئات بالحسنات نمازم را در سیئات دخیل می‌کند تا او حسنه‌اش کند. زور زدن برای تکبیرة الاحرام حقیقی همان ریختن ماست در دریاست با اقرار به عظمت دریا؛ اگر بشود چه می‌شود پرسشی است که سلوک را زنده نگه می‌دارد.

در حوزهٔ صدر اصفهان پیش از دام علامه دستگیری آقای توکل آغاز شد؛ دعوت به منزل همشیره در قم با هیئت و سؤال از حال نماز پاسخ عملی آورد: یک روز در محضر باش. خانوادهٔ علامه شهادت دادند آخر عمر حرف نمی‌زد و فقط مراقبه بر زبانش جاری شد. حسینیه وقتی از نجاست موش پاک شد گریه آسان‌تر شد؛ لا یمسّه إلا المطهّرون مکان را هم می‌گیرد. استاد زنده فرمود سلام به امام در هر مقام توجه همان‌لحظه می‌آورد؛ این هدیهٔ هیئت یا زهرا برای پیوند نماز و توسل است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.