یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آداب نماز جماعت
دیشب ما اینجا بعد از جلسه چند نفری گلایه انجام دادن از دویدن این بچههای کوچولو. ما هم خواهشمون اینه که پدر و مادرها سعی کنند بچهها را کنار خودشان بشونن. هم خواهشمون از شما اینه که سر صدرتون را برید بالا فرض کنید خود شما آن کوچولو هستید. نباید زده بشوند بالاخره. بله سعی کنیم بنشونیمشون که جلسه نظم خودش را حفظ کند. اما اگر یک بچهای به هر دلیلی حرف گوش نداد، راه افتاد مثل این چند تا، اینها نور جلسه ما، اینها نور جلسه ما، اینها برکت جلسات ما هستن. من که حواسم پرت نمیشود. دیدید گاهی اوقات میان را منبر حتی اینجا دور من میچرخن، من اصلا کیف میکنم. مثلا اینها جلوههای حضرت حقاند. اینها به قول حضرت استاد قریبالعهد به مبدا هستن. اینها نشانههای و آیات الهی در بین جمع ما.
نزدیکتر از همه ما به خدا همین بچهان. به خدا قسم. لذا اینکه حالا بگوییم اینها باعث شدن ما حرف شما را گوش ندیم. ب را بعدا تو خونه گوش بدهد. یا اینها را اگر تو آیات خدا ببینی سر و صدای اینها را هم ذکر الله میبینی. بیشتر باید مراقب آن همهمهی درون خود باشیم، آن بیچارگی تو وجود خود باشیم. تو خود آن قرقاس، ولوله است، غلغله است. بعد به سر و صدای این بچهها حساسه. خودت را تو... از درون آرام کن. البته من متاسفانه فاطمیه پارسال بود فکر کنم. حالا بر خاطرم نیست فاطمیه بود دههی یا محرم بود ما اونور بودیم خواهرها این سمت بودن. من همین یک تذکر خواهشی کردم. یکی از قدیمیهای هیئت آمد خیلی از من گلایه کرد و ناراحت شده بود که چرا تو تذکر دادی بچههاتون را کنترل کنین؟ رفت دیگر هم نیومد.
گفت من چهار تا بچه دارم خدا انشاالله برکت بدهد، خدا زیادش کند. چهار تا بچه دارم چه کار کنم؟ نیارم؟ نه، نه خودم میتوانم بیام هیئت نه خانومم. بیارم شما پشت بلندگو گفتید این بچهها مانع مثلا تمرکز دیگران میشوند. بنده خدا دیگر هم ندیدیمش. از قدیمیهای هیئت با گلایه از ما رفت. من چه خاکی به سرم بریزم؟ هم ما رعایت کنیم هم اگر بالاخره رعایت کردیم و نشد به هر دلیلی بچه، کودک است دیگر اسمش را خودش است. این را آیت الله ببین و کیف کن. یک صلوات تقدیم کنید. اللهم صل على محمد و آل محمد. یا رب اعوذبک من همزات الشياطين و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحيم. لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم. اللهم اياک نعبد واياک نستعين. الحمد لله على کل نعمة واسال الله من فضله.
السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته. السلام عليكم ورحمة الله. ان شاء الله امام عصر عزیرمون صاحب جلسهمون هر کجا تشریف دارند حال آنان خوب باشد. پروردگار صبحان غم از دل آقامون بردارد و همین از صاحب خاطر مادرش همه ما را دعا کنند. توجهی به ما کنند. صلواتی خط . اللهم صل على محمد و آل محمد و ما چنانچه خاطر شریفتون باشد در بحث صلاة بودیم و اسرار نماز و... و رسیدیم به این نکته که آنچه که ما بهره از نماز میبریم باید همراه با آداب باشد و سفر اول را با تکبیرة الاحرام آغاز کنیم که البته پیش مقدمه میخواهد دیگر. ما خیلی خوشحال شدیم.
خدا را سپاسگزاریم، شاکریم که چند نفری مخصوصا یکی از شهرستان دیشب تو پخش زنده صحبتهای ما را گوش داده بود پیام فرستاده بود که همین روشی که شما گفتید را ما انجام دادیم و همان حالات که شما میگید بر ما مستولی شد. در رکعت اول و دوم نماز یکپارچه اشک امانمون نمیداد و ولوله و این رهش وجود ما را گرفته بود. یکپارچه غرق در حیمان و خیل. الحمد لله خدا را شکر. چرا اینگونه نشه؟ چرا اینگونه نشه؟ البته او همان نکتهای که من تذکر دادم، توصیه کردم، گفتم که باید مراقب باشید این افول نکند، رکود نکند. گفت در رکعت سوم، چهارم این حالت را دیگر کم شد. باید هم بشود. این نشون میده که این حرفا حقه و شیطان بیکار نمیشینه . حالا پیرامون این قصه حرف داریم دیگر. بین الله اکبر و بسم الله اینجا حرف داریم.
ان شاء الله شاید فردا شب . چون اعوذ بالله که تعویذی که میگیریم شاید باید توجه ما جمع باشد. که یک چند تا جمله را من آماده کردم از حضرت استاد روحشون شاد. عزم الله سدرة الاصفح. و همچنین از ملاهیدر آملی در جامع الاسرارش. اولین کاری که ما حالا قبل از مقدمات، مقدماتی که پیش از اینکه ما الله اکبر را بگوییم قبل از تکبیرة الاحرام مقدمات را میچینیم. حالا مقدمات را اجازه بدید فعلاً بحثی دربارهش نکنیم به وقتش چون ما رفتیم یک دفعه نمیدانم چرا اصلاً یک دفعه رفتیم سراغ تکبیرة الاحرام و شروع نماز و حالا بعد شاید فردا رفتیم سراغ مقدمات. که تکبیرة الاحرام فرمودند در ظاهر گفتند الله اکبر است اما در باطن خیلی جمله عالیه. حرام انجام دادن دخول در عالم غیر خداست.
یعنی خودت با دست خودت این دستتم که میاری حالا پس میزنی همه را، همه را پس میزنی حرمت میدی به اینکه توجهی سر سوزنی توجه به غیر الله داشته باشی. این یعنی حرمت دیگر. یعنی ح-حرام میشود بر خودت. اصلاً چرا میگویند تکبیرة الاحرام؟ شما وقتی احرام میبندی یک سری چیزها بر شما حرام میشود. اینجا هم همین شکله. حالا بعضی چیزهاش حرام شرعیه برخیش حرام عرفانیه. از جهت معرفتی بر تو حرام میشود. توجه به غیر خلاصهشه. خلاصهش اینکه توجهه. بیچاره آن کسی که تکبیرة الاحرام را میگوید بلافاصله توجه به غیر دارد. اصلاً حالیش نیست وارد به چه محیطی شده.
قرآن کریم و بخشندگی
حالا رفته رفته به فضل الهی ما حالا نمیدانم چقدر خدا لطف کند به ما توجه کند بعد چندین سال ما از حیث سلسله عملیاتی وارد بحث نماز شدیم چقدر طول بکشه تو همین جلسه هشت جلسه جمعش کنیم سفرهشو یا اجازه بدن به اذنشون بریم جلوتر. بعد متوجه میشویم این چه حریمیه. یک ذره حرف گوش کن باشیم چه حریمی را وارد میشویم که توجه به غیر بر ما حرام میشود. بیچاره آن کسی که هنوز بسم الله الرحمن الرحیم و حمد را نگفته توجه به غیر دارد. و بیچارهتر از آن کیه؟ آن کسی که تو همان تکبیرة الاحرامش توجه به غیر دارد. آن اصلاً هیچی. آن که هیچی، هیچ بهرهای از نماز نمیبرد. تا جایی که ملائکه میگویند ساکت شو دروغ گو. الله اکبر من ای یوسف. این حرمت آغاز میشود.
یعنی سالک در همان لحظه آگاهانه از حضور در کثرت و اشتغال به ما سوی الله عدول مینماید. آن هم آگاهانه . حواسش جمعه که وارد شده بر حریم خصوصی حق. ل-لذا فرمود توی همین کتابی که حالا همراهمانه و نمیدانم کی بتونیم بریم سراغش. هنوز ورود نکردیم. آن فس فردیه فسوس الحکم ابن عربی آخرین فص بیست و هشت هفت، بیست و هفت فص فسوسشون آخر سر اونجا اسرار نماز را که بیان میکند، اونجا المسلی یناجی ربه را میآورد و پیرامون آن چه حرفهای قشنگی پیاده میکند. مصلی کسی که نماز گذاره یناجی ربه. پروردگارش را مشغول به نجوا میشود با نجوا. گفتوگوی نجوا فرقش چیست با ندا؟ قبلاً گفتیم ما یک منادات داریم، یک مناجات. ندا از دوره. فریاد میزنی. نمیشوندوی یا آن نمیشود و. راه دوره از هم دورید. داد میزنی.
میگویند لذا با یا منادى میاری یا الله یعنی دوره. چندین بار سر اینکه بعد از نماز حضرت جعفر طیار که خیلی امام رضا به این نماز ع-علاقه داشتن. عجیبه، خیلی عجیبه که آن شخص وقتی از امام رئوف پرسید در خصوص نماز جعفر طیار من تو این حرف دارم حالا یک تیکشو امشب بهتون میگویم. یک وجهش را. حضرت فرمود حالا میخوای بری سراغ نماز جعفر طیار. چرا از نماز جد ما پیغمبر غافلی؟ چرا از آن غافلی که شاید این عین فرمایش حضرته. شاید جد ما رسول الله یک بار هم نماز جعفر نخوانده باشد و جعفر طیار هم یک بار نماز پیغمبر نخوانده باشد. مگه کار بدی میخواست بکند؟ یک وجهش اینه که این شخص پیداست غافل بوده از نماز پیغمبر. برخی گل میکند عبادتشون، عبودیتشون گل میکند، لبشون گل میاندازد تو وادی سیر و سلوک و عبودیت.
حال اقبال بهشون دست میده. حالا که این حال خوشو داری تا حالا هم نماز جعفر طیار میخوندی حالا یک بار ب را سراغ نماز پیغمبر. یک بار تو عمرت بخونش . که من یک بار در یازهرا غرب یادش بخیر سفره قشنگی پهن بود که ما رساله سیر و سلوک سید بحر العلوم را اونجا دست گرفتیم. بعدم جمع شد سفرهش متأسفانه. یک سری قدر نمیدونستیم. قدر نشناسی کردیم سفره جمع شد اونجا. هرجا قدر ندونیم جمع میکند اونجا که کسی میخواهد یک دونه بشود، یکی، یک دونه. حالا از جهت فلسفی همه یک دونه هستیم چون خدا احد واحده، خلقش هم یک دونهست. هر هیچ کدوم شبیه آن یکی نیست. نه فقط اثر انگشت، کلاً وجود تو. بهرهای که تو از وجود گرفتی تجلی حضرت حقه. "ولا تکرار في التجلي". تکرار بردار نیست تجلی. تجلی ظهور اسماء و صفات آن، فآن.
آن، فآن تو آدم جدیدی هستی. دیگری هم همینطور، دیگری هم همینطور. همه اشیا نسبت به صیغه وجودیشون آن، فآن خدا دارد در اینها ظهور میکند. ظهور یعنی تجلی. تجلیات حضرت حق. آن "اللهم إني أسألك بالتجلي الأعظم" هست که تو دعا آمده این تجلی اعظم حضرت حق پیغمبر عزیز عالمه. یعنی چی؟ یکی دیشب گفت تجلی یعنی چی؟ یعنی ظهور. ظهور حق. اسم الباطن میآید ذیل بال و پر الواهر، واهر یعنی باطن میخواهد آشکار بشود به این میگویند تجلی. یک معنای دیگرش چیست؟ کی یادشه؟ مرحوم علامه رفیع قزوینی در خصوص این ظهور باطن یک اسم دیگرای هم داشت. کلمه. اصلاً کلمه یعنی ظهور باطن. مثل که الان میگوید تا مرد سخن نگفته باشد عیب هنرش نهفته باشد. تا حرف نزدی یعنی این کلمات را مزدوج نکردی با هم. سبحان الذي، سبحان الذي خلق الازواج كلها.
درست خوندم؟ همه را زوج زوج آفریده. اصلاً همه چی ممزوجه. مزاج دارد عالم و همه چی معجونه. کل ممکن زوج ترکیبی. وجود به علاوه ماهیت که حد خورده هر کسی حدش معلومه، اندازهش معلومه. حالا این مزاجها همه با هم متفاوتن. اسمی که در تو پیاده شده، همان اسم تو دیگری پیاده نشده. اسما که "وما يعلم جنود ربك الا هو" فقط خدا میداند چقدره، بینهایت. لذا خلقش هم انتها ندارد. از همین جا بعضی از مفسرین و البته فلاسفه و حکما نتیجه گحرکت که دنیای دنی هم از اگرچه انزل مراتب وجوده اما از همین دلیل این هم لا یتناهی یعنی این نشئه طبیعت هم انتها ندارد. انتهاشو کس نمیتونه پیدا کند. و آن نشئه ملکوت که ما فوق ملکه تو دل همین تو دل همین ملکه. ملکوت تو دل همین ملکه.
اینگونه نیست سقفت سرت بخوره به سقف آسمون هفتم یا فلک نهم بگی از اینجا به بعد شد برزخ. اینگونه نیست، تو دل همینه. مثل اینکه نفس حضرت تعالی تو وجود خودته. یک ظاهر داری بدنت، یک باطن. باطن تو ظهور کرده شده این. حالا ظاهر عنوان باطنه دیگر. بحثها را تو مسجد بلال عزیزانی که بودن شنیدن زیاد از من. ظاهر عنوان باطنه یعنی چی؟ یعنی باطن ما آشکار شده، شده ظاهر ما. پس ظاهر شباهت دارد به باطن. پس بدن شبیه نفسه. پس از صورت هر کسی میشود تشخیص داد باطنش چه خبرود. پس امیرالمؤمنین به حق فرمودند که من از صورت شما پی به همه اسرار وجودیتون میبرم. یعنی این. صورت عنوان باطنه. حالا آن باطن ظهور کرد شد کلمه . در وادی خلقت هم این چنینه. نه فقط من دارم این کلماتو مزدوج میکنم باطنم آشکار میشود، نه.
امامت و اصول دین
حضرت حق هم از اسامیش المتکلم هست یا نه؟ اتفاقاً آخرین اسم از اسماء سبعه ائمه اسماء، هفت تا اسمی که ائمهاند بقیه به او برگشت میکنندددد آخرین اسم المتکلمه. اصلاً تو مراتب خلقت توجه کرده باشید خدا تکلم اول، نور. تکلم دوم، روح. نور را با روح ممزوج کرد باز مزاج، مزاج، معجون. بعد نور پیغمبر را خلق کرد. عقل اول. اول ما خلق الله روحی یا نوری. حالا تو اینکه نور اول بوده یا روح اختلاف هست بحثی ندارد. آن هم خدا تکلم کرد. تکلم یعنی چی؟ بگویید دیگر. ظهور باطن. حالا شما میخواید نماز شروع کنی. میخوای الله اکبر. حرام کنی توجه به غیر خدا را بر خودت. آیا تکلم میکنی یا نه؟ اسم المتکلم حضرت حق در تو پیاده میشود که تو میتونی تکلم کنی و الا لال بودی. این یک نکته. یعنی باز اسم الله دارد در تو پیاده میشود .
حالا که داری میگی الله اکبر تکلم میکنی، این چرا این تکلم من با بغل دستیم فرق میکند؟ چرا تکبیرة الاحرام من با بغل دستیم فرق میکند؟ مگه شروع حرکت از خلقت یا کثرت به وحدت نیست؟ مگه سفر شروع نشد؟ من الخلق الی الحق. الله اکبر شروع شد چرا باز من الله اکبر در حین الله اکبر چه یا بعدش توجه به کثرت دارم اما بغل دستی ندارد یکپارچه در حیمانه. اینجا مشکل تو چیست؟ الان با سیر بحث دارید متوجه میشید. مشکل در چیست؟ نه فعلا تعلق، تعلق را بعد بگوییم. الان بگوییم مشکل نسبت به سیر بحث . مشکل در آن باطنه که آشکار شد. باطنت مشکل پیدا کرده. چون گفتیم تکلم ظهور باطنه. چرا تو نتونستی درست الله اکبر بگی؟ قطع کنی؟ از غیر خدا و دیگری تونست. مگر نگفتیم تکلم ظهور باطنه. باطن یک مشکلی پیدا کرده.
حالا حرف شما حاج آقای اقوالی. باطن مشکلش چیست؟ تعلقات. کثرات انفسیه اصطلاحا حضرت علامه طباطبایی روحش شاد در رساله جامع سهباش که یکشنبهها در لواسون دست گرفتیم، شب فرشا هم مهمان داریم. بعضی از آن دوستان میان اینجا. مهمانداری باید بکنیم. من خواهشم اینه که بیایو تو آماده کنید که جهت مهمانداری اولین باره برخی میان. البته همین شبها برخی جدید هستن. این ظهور باطن من و شماست. آن باطن وقتی پر است از تعلقات که علامه تو رساله سیر رسولاکش میفرماید این تعلقات که کثرات انفسیه است، دقت ، دقت ، کثرات چی؟ انفسیه. یعنی تو وجود خودته. باطنه. کسی هم نمیبینش. همین باطن میخواهد آشکار بشود. خراب آشکار میشود. اصلاً توجه عرفانی نمیتوانی داشته باشی. تعلق باطنی بیچارهت کرده. این تعلقات از کجا میآید؟
فرمود کثرات انفسیه. از علامه طباطبایی روحش شاد فرمود این کثرات انفسیه از کجا میآید؟ از کثرات خارجیه. همان ابتدای رساله ش. از کثرات خارجیه یعنی چی؟ یعنی همین کثرت، عالم کثرت. مطلقاً از خودت بگیر آن انانیت، عنیت، دویت، من و خدا، من و دین خدا، من و حجت خدا، من و ملکوت، من و بخوره تو سرت این من، من، من، من. بیچاره کرده منو این من. از همین جا این یک کثرت تا بگیر زن و بچه و مال و ثروت و قدرت و شهرت و ثروت و الی ما شاء الشيطان . پر انواع تعلقات . اگر مرحوم سید بحر العلوم روحش شاد ملا مهدی نراقی را، پدر حاج ملا احمد را، پدر ملا احمد که صاحب معراج السعاده است، ملا احمد صاحب معراج السعاده است که طلبهها یادش بخیر زمانی کتاب بالینیشون این بود. آن یک کتاب خیلی اصلاً اسمشم خوشه، جامع السعادات.
سه جلدی، خیلی کتاب اثباتی، خیلی عالی در خصوص دعا و اخلاق و این چیزها. به روش اثباتی، اخلاقیات . نوشت این کتاب خیلی اسم و رسمی پیدا کرد و مثل توپ صدا کرد. شنیدید داستانشو؟ او وارد نجف شد همه آمدن استقبالش. سید بحر العلوم نرفت . حالا او همه بهش گفتند آقا همه آمدن بزرگان شهر نجف آمدن دیدن شما . ولی آن اصل کاری که سید بحر العلوم بزرگه اصلاً توجهی به شما نکرد. فرمود خودم میرم به دیدنش. سید آقاست . رفت به دیدن سید بحر العلوم. دید حالا سید بحر العلوم از این نمیشونداخت اوو که داشت با طلبههای چند نفری گفتگو علمی میانجام دادن. او سلام کرد. سید بحر العلوم خیلی سلام معمولی کرد. او نشست یک ساعتی توجه و گوش داد و این تکلم و این دو تا. بعد اصلاً سید بحر العلوم با شاگرداش و پاشد رفت.
اجازه گرفت رفت. گوشه آمد رفت . بعد آمدن تو گوش سید گفتند میدانید این آقا کی بود؟ کی بود؟ نه. صاحب جامع السعادات. مرحوم ملا مهدی نراقی. مثل توپ صدا کرده . باش. سید بحر العلوم گفت باش خدا حفظشون. خیلی عادی رفتار کرد. دوباره مردم شهر آمدن حالا دیدن او تموم شد. او میخواهد برود بازدید مردم و بزرگان و علما و فضلا و اینها. کی؟ مرحوم نراقی. میخواهد برود بازدیدشو پس بدهد. همه را رفت گفتند که سید بحر العلوم نیومد سراغ شما. گفت نیومده باشد سید آقاست من میرم به دیدنش. باز رفت. مرتبه دوم که رفت دیدنش، دیدن کی؟ سید بحر العلوم. سید دیگر میشونداختش. تا وارد شد خیلی دیگر چی بگوییم؟ بوی اهانت میآمد از یعنی مردم گفتند این بوی اهانت میآید. خیلی تحویل نگرفت.
خیلی سرد به قول ما برخورد کرد و سلام گوشه اونور کرد و ملا مهدی هم نشست اونجا را باز یک ساعتی یک دقتی توجهی کرد و اینها پاشد رفت بدتر از جلسه پیش تحویلش نگرفت ملا. همه شنیدید این را. من باید تذکر "فَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ" . تموم شد حالا ملا مهدی میخواهد برود، وداع کند از نجف برود. همه آمدن گفتند که میخواید تشریف ببرید؟ خدا به همراهتون کاری چیزی دیگر ندارید؟ اینها گفتند چرا همه یک کاری دارم با من همراه بشید. چیست؟ میخوایم برم دیدن سید. ای بابا بسه دیگر این حوّ شما اهانت کرد او. شما به چه دلی میخواید دوباره برید دیدنش؟ گفت نه سید آقاست. من باید برم دیدنش. خدا وکیلی من و شما بودیم چه کار میکردیم؟ یکی دو بار تحویل نگیره ما را. برای منم شأنی.
ولایت کلیه الهیه
هرچندم شأن آدم بیشتر باشد خدا نکند تو اجتماعی آدم مشهور و معروف باشد دیگر بیچاره میشود. خلاصه اینکه رفت. یک ذره ما از بحث حِکمی و عرفانیمون فاصله گرفتیم. اشکال ندارد. نفوس شما طلب میکنم. رفت به محض اینکه خبر ارائه به سید بحر العلوم که ملا مهدی دارد میآید. دیگر بار سوم. دیگر سید بحر العلوم میگویند سرش را برودنه کرد، پاشو برودنه کرد، آمد سر کوچه وایساد به استقبال ملا مهدی. همه تعجب انجام دادن. نه آن تحویل نگحرکت و سردی، نه این حالت. ملا مهدی که آمد سید بغلش کرد. به شدت مورد التفات خودش قرار داد او را با خودش برد وارد بیتش نشستن. میگویند سید بحر العلوم دو زانو نشست را به روی ملا مهدی نراقی. فرمود ما را نصیحت کن. ملا مهدی گفت آخه من کجا شما سید بحر العلوم.
او میدانید معروف بودن به رفیق امام زمان، سید بحر العلوم. سینه به سینه به امام زمان رفته تا سینه به سینه. ما نداریم. نداریم کسی سینه به سینه امام زمان رفته باشد. یعنی حضرت را بغل کرده باشد چندین بار. یک سید بحر العلوم را داریم. من ندیدم. چرا زانو به زانو چسبیده باشد داریم. مثلا اینقدر نزدیک شده طرف حضرت گفته بیا جلو، بیا جلو تا زانو شخص به آقا برخورد کرده. نه آن سینه به سینه. حالا زانو زده جلوی ملا مهدی، رفیق امام زمان. میگوید منو نصیحت کن. چشم حالا شما میفرمایید امر شما را امتثال میکنیم. یک ساعت شروع کرد ملا مهدی منبر رفت و طلبهها گوش ارائه، مردم همراه و سید بحر العلوم گوش ارائه و حتی برخی دیدم نوشتن که سید اشک میرویخت. سید بحر العلوم گوش میداد. بعد تموم شد.
دو مرتبه سر و پای برودنه تا سر کوچه مشایعت کرد ملا مهدی را. همه تعجب انجام دادن از این رفتار. پرسیدن آقا سید شما آقای بحر العلوم شما نه به آن رفتار سرد آن موقع نه این چی بود قصه؟ فرمود این کتابو که من خون- گرفتم از ملا مهدی، کتاب جامع السعادات را وقتی میخوندم هی ورق زدم، ورق زدم دیدم خیلی کتاب خوبیه و دعاش کردم. گفتم احسنت بارک الله یک جای چنین کتابی خالی بود نوشته بشود. خیلی خوشم آمد از این کتاب. ولی میخواستم امتحانش کنم ببینم اینکه خودش کتاب اخلاقی نوشته به یک معنا سیر و سلوکی آیا تو خودشم پیاده کرده یا نه؟ که فقط کتاب نوشتم. خواستم ببینم آن جل و لایی که میشینه آخ، آخ، آخ چی بگم؟ من بیچاره این حرفا را نباید بزنم. ببخشید حضرت آقا تهرانی تو همان رساله جامع سهواش این مثال را میزنندد.
میفرما تو هی پر کن وجودتو از، از کار و اوراد و خطومات و نمازها و روزهها و عبادیات و چیزهایی. تا وقتی تخلی صورت نگرفته مثل حوضیه که کفش لجنه. تا آن لجنه هست تو هی آب تمیز بریز. یک تکون به این آب بدی، همش بزنی، یک اتفاقی بیفتد، یک مشکلی پیش بیاید، یهو خانمت داد بزنه سرت، رفیقت باهات عصبیت به خرج بدهد، بچهت جیغ بزنه، بد رفتار چه میدانم آن لجنهای کف حوض یهو میآید بالا. نماز شب خوندی، نماز جعفر طیار خوندی، خودتو کشتی برای حضرت زهرا اما خدا نکند یکی بهت بگه تو. آن لجنها میآید بالا. بوی تعفن میزنه بالا. اولیا این بو را متوجه میشوند。 ملائکه الفرار. تو خودت نمیفهمی. سید میگوید خواستم ببینم این ته، ته وجود ملا مهدی این لای روبی شده یا نه؟ ته، یعنی تخلیه کاملا صورت گرفته یا نه؟ دیدم نهه.
یکپارچه زلاله وجود ملا مهدی. برای همین زانو زدم. این شکلیه قربونت برم. حالا شما بخوای بگی الله اکبر. اصلا خود نماز یک تلاطمه میدونستید؟ خود نماز مزاج نماز ولوله است. یک ذره بریم جلوتر دل بسپری یک ذره، یک ذره دل بسپر ببینیم به کجاها میرسی. یک ولوله است، یک زلزلهست. هشت ریشتر هم نه بالاتر. ده، بیست ریشتر چه میدانم اصلا شدیدترین زلزلهست. تو وجود خودتم میآید. بغل دستیت حالیش نمیشود. اگر این لجنها لای روبی نشده باشد این یهو میآید بالا. میآید بالا چه کار میکند؟ تو الله اکبر را قشنگ گفتی. رعب هم تو وجودت افتاد. یک زلزلهای، یک ولولهای تو وجودت به پا شد به شدت میرویزی به هم. اصلاً میگی من الان عرشم. واقعاً من خودم بارها این اتفاق برام افتاده. الله اکبر را قشنگ گفتم.
گفتم دیگر کسی مثل من، من کیه مثل من الله اکبر گفته باشد تو وجود خودم. عجب الله اکبری گفتم. ؟ بانن میبینی به کسری از ثانیه آن حالت میرود. چرا؟ آن لجنها زل-زلزلهست دیگر آقا. آن لجنها میآید بالا. دو مرتبه توجه میرود به کثرت. لذا اینجا فرمودند که حالا میرویم سراغ آن مقدمات که آن مقدمات باید بیاید کمکت کند که فردا شب . تا آن مقدمات درست نشده باشد رفقا که فردا شب این الله اکبر تو هر چقدرم زور بزنی بهترین الله اکبر را بگی باز قبل از بسم الله میپ وجودت. حالا یکی کم تو که تو بسم الله، یکی تو بسم الله قل هو الله یکی را کو همینگونه اِاِاِ اصلاً رفت این حالت. هرچه زور میزنه دیگر برنمیگردد آن لجنها.
لذا حضرت استاد روحشون شاد بارها و بارها و بارها هم ازشون شنیدیم هم در آثارشون دیدیم که فرمودند این کانال وجودی، جدول وجودی انسان باید لای روبی بشود. انسان بزرگترین جدول وجودی نظام هستیست از دریای لایتناهی وجود. این جدول اگر لای روبی بشود وصل میشود به ملکوت. حالا بفرما ببینم بین ملکوت و جبروت مشکلی هست؟ حجابی هست؟ مانعی هست؟ ظلمتی هست؟ غفلتی هست؟ گناه و معصیتی هست؟ نه. بین جبروت و لاهوت چی؟ نه. بین لاهوت و مرتبه وجود چی؟ نه. پس مشکل کجاست؟ هرچه هست تو نشئه ملک، دنیا، ماده. همان هرمانها و حسرتهایی که در صفحه اول رساله سه رسول که عالم طباطبایی اشاره میکند حسرتها برمیگردد به آن تعلقات. این مانعه. این حجابه. نمیذاره تو ارتباط با ملکوت پیدا کنی.
زیارت، قصد و حجت خدا
البته مقدمات که حالا چیست بعداً، یک بلایی سر ما آورده که صد البته لا یمسه الّا المتطهرون. بله. نمیشود جز با طهارت ملکوت را مس کرد. توجه به وحدت، کندن از کثرت میخواهد. کی واقعاً میتونه بکند از کثرت حتی از خودش؟ از خودش بگذره. یک جمله براتون بخونم با احتیاط و این آخرین صحبتم باشد امشب تبرکاً از حضرت استاد. این را من از فرمایش او نوشتم. یعنی او میفرمود نوشتم از تعلّمه. بعد دیدم که خودشان داشت میفرمود، فرمود در الهی نامه گفتهام. یعنی کسی خواست تو الهینامه همین را فرمودم. چی فرمودی حضرت استاد؟ "الهی موج از دریا خیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و از وی ناگزیر است." این همان معنای انا لله و انا الیه راجعون. موج از دریا خیزد انا لله. ؟ و انا الیه راجعون و باز برمیگردد به دریا.
حالا بفرما ببینم این موج چیزی جز شکند خود دریاست؟ این امواج را بگیر کثرات. آیا جز شکند آب دریاست؟ آیا خود موج و خود دریای بیانتها این را از از حیث داشتن آب فرق میکنندددد؟ مائیت، آبیت، آب، آب، ماع، مائیت میگویم ماهیت اشتباه نشه ها. آبیت از حیث اینکه هر دو آبن؛ با هم فرق میکنندددد؟ چرا به آن میگی موج به این میگی دریا؟ این شکن خورده. یک حد پیدا کرده. اندازه گرفته. اینجا دیگر میشود ماهیت. آن قیدش، اندازهش میشود ماهیتش. اما حقیقتش چیست؟ این موج حقیقتش چیست؟ آبه. حقیقت دریا چیست؟ آبه. پس حقیقت وجود یک وجود واحده. این تا اینجا. این، این کمک میکند من و شما را که بخوایم الله اکبر بگوییم، توجهمان را از کثرت برداریم و بریم به سمت وحدت. این آموزشها کمک میکند و ورزش فکریه که ما را هل بدهد به جلو.
درجا نزنیم. حضرت استاد ادامه بدید. انا لله و انا الیه راجعون. اصلاً میتونستید حقیقت این انا لله و انا الیه راجعون تو نماز اتفاق میافتاد؟ یعنی هر نماز یک انا الیه راجعون. هر نماز یک ملاقات با خدا. مرتبه لقاء الله. هر نماز یک موتو قبلاً تموتو. به به به. همان مباحثی که تو لقاء الله داشتیم. ادامه فرمایش حضرت استاد. هیچ موجودی از حق انفصال یعنی ارسال به تمام حقیقت ندارد. انفصال یعنی فصل جدایی. اینکه بگی از خدا جدا شده یعنی به تمام حقیقت از خدا ارسال شده و نازل شده نداریم. به تمامه گسیخته از حضرت حق نیست. درسته؟ "ام شیء الا عندنا خزائنه وما ننزلху الا بقدر معلوم" نازل شده هر چیزی یک شبه حضرت عالی هستی اما به تمامه نازل نشدی. "بیده ملکوته کل شی". ملکوط دارد هر شیئی.
همه اشیا بله شما هم ملکوط داری ملکوطت کجاست؟ به دسته حضرت حق کشیده شدی از ذات غیبی تا اینجا. نماز باید ما را برگردونه. یک برگردون دور برگردونه برگردون. حالا انا لله حالا برگرد و انا الیه راجعون. ملاقات خدا. به این میگویند موت قبل ان تموت. سفر از ظاهر به باطن معنای موت بود دیگر. کندن از هرچه غیر از خودت. بیچاره کرده اغیار. وجود غیر ما را بیچاره کرده. اینم تا اینجا. که حالا می فرما به تمام حقیقت هیچ کدوم ارسال مطلقه ندارند که بعدش می فرمايد که همه قائم به اویند. همه این موجودات قائم به حضرت حقاند و حق قيوم چی باید بگه حضرت استاد الان اینجا؟ آن همه کثرات حالا حق حق قيوم که اونجا اسم الحي القيوم را فرمود اسم اعظمه. چرا؟ الان می فهمیم. حق قيوم همه است . عجب!
اینگونه هم ممکن است بگوییم حق قيوم همه است. این درسته؟ عالیترش اینه حق قيوم همه است. یعنی چی؟ یعنی هیچکس به خودی خود چیزی نیست. هرچه هست ظهور حقه. اطوار وجودی حقه . یک وجود واحد، همه شعون او. بریم جلوتر. اینها این پا آن پا دارید میشید. میدانم که دارید اذیت میشید. بذار تمومش کنم جمله حضرت استادو صدق الله بگوییم. لذا این این جمله آخر علامه از یک وجه دیوانه کننددهست از یک وجه یک کتابه خودش است از یک وجه تا این را ما نفهمیم این را این اتمام صحبتشونو نماز ما نماز نمیشود. روش باید خیلی کار کنیم . می فرمايد لذا همه القاءات آنسویی، القاءات از آن سو میآید دیگر. میخوای نماز بخونی القاءاتی به تو بشود، توجهاتی بشود، انتقالاتی صورت بگیره، الهامات صورت بگیره. درست؟
می فرمايد لذا همه القاءات آنسویی از نداها، حالا انواعشو دارد میشمارد از نداها و خطابات و تعلیمات و الهامات و منامات و تجلیات و مکاشفات و مراتب وحی، ایها ایها مراتب وحی و همچنین نداها و دعاهای اینسویی حتی. آن، اونسوییها حالا حتی دعاها و نداهای اینسویی که از سمت ماست. همه الله اکبر از این جمله. همه از این جدول، این جدول همین حضرت عالی و حسه وجودی انسان صورت میگیرد . بیرون از تو خبری نیست . قربونت برم . هرچه هست تو خودته. گیر و گور تو خودته. گرفتاری تو خودته. کثرت تو خودته. تعلقات تو خودته. بیچارگی تو خودته. آلودگی تو خودته. غفلت تو خودته. اگر اینها را آ... زدودیم، آن لجنها را لای روبی کردیم با سیر و سلوک، پشت سر علمای جامع الاطراف با عمل انجام دادن به علوم، نه فقط صرف علم فکری.
هی اصطلاحات حفظ کنیم، مفاهیم بدونیم. به قول حضرت استاد ثمه مازا؟ آخرش چی شد؟ اگر عمل کردیم این آلودگیها میرود. بعد ببین چه وضعیتی پیدا کنیم. تو اصلاً وصل میشی یکپارچه به عرش . در بیرون از صلاة چه برسه در صلاة . خیلی جمله سنگین بود میدانم. اما من برای رصد این جمله حضرت استاد چقدر مطلب نوشتم. این، این یک جمله حضرت ستاده نگاه کنید این. حالا این بالاش چند تا مطلبه، این ور چقدر مطلبه با سند و مدرک این ور چقدر مطلب. هر کدوم از یک فرمایش حضرت استاد و از یکی کتاباش که کمک بدهد به ما. حوصله کنید هم دیگر را کمک بدیم ببینیم این گیر کجاست. بازش کنیم این گره را تا انشاالله صلاتمون بشود معراج. اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان. اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان. اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان.
من خواهش میکنم چون فردا شب از لحاظی مهمان داریم چون یکشنبهها ما اونجا جلسه داشتیم تو کانالشون اعلام انجام دادن بیان اینجا فردا شب. حالا یک عده کمشون هم بیان باز جای ما تنگ میشود. من هر طور شده این عقبو خالی کنید. نه یک وقت احیا شب شهادت بی بی دو عالمه. اصلاً شوخی نیست آقا. بچههای خود بیان اینجا پر میشود. چه برسه غریب، دیگرانم بیان. هر طور شده این پشت خالی شه. والحمد لله رب العالمين. صلوات. اللهُم صَلّ عَلَى مُحَمَّد
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.