د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱
دارای متن همگام
هشت شب امامرضایی و وعدهٔ حضور قلب
اسرار نماز ۱
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۴:۵۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## از علم فکری تا دارایی و فرق با مهیمین
۵:۲۰
## یک وجود صمدی و نمود کثرات
۱۱:۰۹
## صدور نفس الرحمن تا نشئهٔ طبیعت
۱۳:۴۱
همین معنا در آیهٔ هفده سورهٔ رعد جمع شده است:
۱۹:۴۴
## شواهد حیمان و دو رکعت تمام
۲۲:۰۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
ما قول داده بودیم که انشاالله به فضل الهی
این هشت شب امام رضایی رو
در مورد چی صحبت کنیم؟ نماز.
الله اکبر. چه
ادعایی. يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك.
بسم الله الرحمن الرحيم لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.
اللهم إياك نعبد وإياك نستعين.
الحمد لله على كل نعمه وأسأل الله من فضله.
السلام عليك يا داعي الله ورباني
آياته. السلام عليكم ورحمة الله.
السلام عليكم. انشاالله امام عصر عزیزمون
در این ایام عزاداری مادرشون هر کجا برای مادرشون عزاداری میکنند ما رو هم یاد کنن
و از سائر همه ما متعلقمون، فرزندان و همسران و
هر کسی به ما تعلق خاطری داره، رفیقامون، بچه های هیئتمون رو دعا کنن.
یه صلواتی هدیه کنید. صلوات الله علی محمد و آل محمد.
من اگه دست به کتاب بشم الان
خب نمیشه تو یه ربع
مقدمهش. میخواستم شروع کنم به فضل الهی یه شیبی به بحث بدیم.
ابتدا از یه سطح پایینتری بحث نماز رو
شروع کنیم. از
این فس فردی آخرین فس
خصوص ابن عربی عرض کردیم
انتهاش اون فس فردیه آخرش
ابن عربی پیرامون اسرار نماز نکاتی رو بیان میکنه.
خواستیم امشب مقدمه با این کتاب شروع کنیم.
یه شیبی بدیم به بحث منتها
نمیرسم الان ورود به کتاب کنم.
یه نکتهای رو تبرکاً چون وعده داده بودم پیرون بی-- خیلی فکر میکنم یک ماه پیش
وعده داده بودم قبلاً خدمتتون پیرامون
حضور قلب در صلاة
تقدیم کنم. این نکته خیلی من ازش بهره بردم و میدونم یقین دارم کسی اگر حرف گوشکن باشه و بهش توجه کنه
نمازهاش دگرگون میشه
و این یه روشه البته من خدمتتون عرض میکنم.
قبل از اینکه اون رو بگم یه مقدمه
دو سه دقیقهای بچینم که
یه عزیزی هم پرسیده بود در این خصوص
که فکر میکنم آخرین جلسهای بود که ما پیرامون لقاء الله سخن گفتیم.
صد و جلسه صد و
چهل و دو بود فکر میکنم
که منتها هنوزم تو کانال نیومده بنا به دلایلی.
اونجا یه نکتهای رو گفتم برای بعضیا سؤال شد.
یعنی چند نفر سؤال کردن.
الان اون رو جواب بدم مقدمه همین نکته بشه.
که عرض کرده بودم این حقایق و این معارف و
اینهایی که شما دارید یاد میگیرید تو درس و بحثهاتون چه هم از مسائل برهانی و عقلی و حکمی و فلسفی چه هم از مسائل
عرفانی و شهودی و ذوقی و امثالهم.
حالا چه حصولی باشه از حیث
برهان، چه حضوری باشه از حیث عرفان.
این مطالبی که داریم سر این سفره به فضل الهی
فرا میگیریم عرض کردم یه روزی میاد سراغتون.
یه روزی میاد سراغتون و
یک کاری با شما میکنه تازه میفهمید چه خبر شده، چه اتفاقی افتاده.
بعد درخواست کم و کیفش پرسیده بودند یعنی چی؟
یعنی اینکه الان این نکتهای که من الان پیرامون نماز میگم یه نمونهشه.
این از کجا میاد؟ این نکتهای که من الان برای شما به فضل الهی پیرامون
یکی از راهکارهای حضور داشتن در نماز در محضر حضرت حق و چشیدن حقیقت صلاة که سوختنه
و حس حضور طامه
و به یک معنا زیارت خداست.
لقاء الله سخن میگم این رو یعنی این،
این رو شما متوجه میشید.
منتها باید وقتش برسه دیگه.
یعنی بنده خودم مدتی بود که
عجین بود جانم با این حقایق.
یه سحری یه دفعه ریخت، یعنی اومد حمله کرد به من این حقایق.
حمله کرد و تازه متوجهش شدم ما هی تو گوشمون چی گفتن.
کثرت در عین وحدت،
وحدت در عین کثرت.
صد و چهل جلسه پیرامون لقاء الله حرف زدن و حرف شنیدن.
یه دفعه منو گرفت یه سحری، یه دهشتی بود، یه حالت عجیبی بود، یه هیمانی به ما دست داد.
حالا معذورم از اینکه
بازش کنم برای شما همین در همین حد بدونید.
حالا یه مثال بزنم. این مقدمه ما تموم شد.
یه مثال میخوام بزنم. ما بارها و بارها
در سیر بحثمون خصوصاً در
موضوع لقاء الله عرض کردیم که
خب ملا محسن هم در کلمات مکنونهش فی معنا لقاء الله
فرمودن که کسی به این برسه و اینو بچشه، یعنی از علم فکری به در بره، بره از دانایی بره به دارایی برسه، بچشه.
برسه ببینه این رو که
یک وجود حق و همه
عوالم هستی، همه اشیا،
همه و همه اتوار وجودی حق.
که معناش میشه چی؟ دیدنه
کثرت در وحدت
و وحدت در کثرت.
که این ما رو میرسونه به مقام حیمان.
حالا فرق ما با مهیمین اینه.
مهیمین اصلاً از اول تا ابد همینن.
از ازل تا ابد همین حالت حیمان رو دارن.
اصلاً بیرون نمیان. ملائکهایان که
بیخبر از خلقاند. بیخبر از کثراتاند.
یک پارچه محو ذات غیبیاند.
فرق ما با اونا این میشه.
ما ابتدا در کثرتیم.
اومدیم در نشئه طبیعت گرفتار کثرات شدیم.
گرفتار به یک معنا حجاب شدیم.
در دنیا غافل شدیم.
گاهی اوقات یهو یه چیز اتفاقی میافته میگی یک بار دیگه این اتفاق برای من رخ داده بود.
این یک معناش برمیگرده به عالم زهر،
یک معناش برمیگرده به اینکه حقایق کلیه به تو
عنایت شده به علم عنایی الهی کلیه.
یک معناش برمیگرده به اون
رگههایی از پیامهای الهی که در رتبهی مثال متصل خودت بهت رسیده یادت رفته.
مثلاً در خواب پیامی از حضرت حق به تو رسیده، تو از خواب بیدار شدی یادت رفته.
اون مرتبه رو، اون رتبه، اون اتفاق برات رخ میده یادت میاد یک بار دیگه این رو.
این مال اون موقعهاست. ما در عالم غفلت قرار گرفتیم، در نشئه ظلمت قرار گرفتیم.
در دنیا که دنیست،
پست فلسفیست، ادنا مرتبه است،
مرتبهی جمادیست. برای اینکه قوس رو کامل کنیم
اومدیم ملائکه جا موندن.
ملائکه تا عالم عقول بیشتر نتونستن بیان.
در عالم مثال و
ناسوت یعنی ملکوت و ناسوتو نیومدن.
اگر توجه کنن به نحو تمثلیه.
یعنی در
قوه خیال شما متمثل میشن.
و"فتمثل لها بشراً سويا" برای حضرت مریم متمثل شد.
ولی ما اومدیم. ما اومدیم تا
جماد. حالا وقت قوس
صعود که شروع شده از لحظه تولدمون.
حالا هر کس، هر موجودی که متولد شد در این نشئه قرار گرفت،
میخواد قوس صعودش رو شروع کنه باز اینجا هم به همه اجازه ندادن، اذن ندادن که بتونه قوس رو کامل کنه.
مثلاً جمادات و نباتات که تا همین
دنیا قوسشون همین، فقط صرف قوس دنیاییاند.
حیو- حیوانها میتونن تا مثال برن چون وهم دارن.
چون خیال و وهم دارن تا رتبه مثال میرن.
انسان تنها موجودیست که
میره مثال رو هم رد میکنه عالم عقولو میره برای
همنشین بشه با معنا فی درجاتنا و آل الله در رتبهی
لاهوتی. تجلی اسماء و صفات بدون تعین.
تا اونجا بره. حالا این
فرق ما میشه. ما از کثرت میریم میرسیم به اون وحدت و حیمان میگیرتمون.
ملائکه نه، همینجوری هستن.
قشنگیش هم به اینه که بیای
اه-- این رو احتساب کنی.
اکت-- در حقیقت کسب کنی با احتساب هم اشتباه است بگیری.
چون لها ما کسبت
و علیها مكتسبت.
اکتساب بده، کسب خوبه.
اکتساب بر علیه شه.
فطرت ثانویهایست که جبلی تو رو تشکیل میده،
اکتساب. لذا و علیها مكتسبت
بر علیهشه اکتسابش.
اکتساب مخالف با فطرت اولیهست.
هر چیزی که مغایر با فطرت پاک و خداجوی توئه.
گناه، معصیت، آلودگی، قذارات، همه اینا.
تو قرآن هم میفرماید سوره یاسین باید باشه.
ولقد اضل منکم جبلاً
كثيرا. اضل منکم گمراه کرد شیطان از شما
جبلاً كثيرا بسیاری را به خاطر همین جبلی.
یعنی فطرت اولیه بدل میشه به فطرت ثانویه.
تو فاصله میگیری از حقیقت،
قاتی کثرات میشی. میری تو دل دنیا.
اصلاً میری تا ته.
اونا هم برای خودش ته نداره.
کلاً نمد هاؤلاء و هاؤلاء وقتی خدا مدد برسونه ته نداره.
اسماء جمال ته نداره بهشت تجلی شه.
اسماء جلال هم ته نداره جهنم تجلی شه.
اونم تا انتهاش میره. اینطور که وقتی نگاه میکنی،
شما این حقایق رو که داری درک میکنی و بهش میرسی،
حالا ابتداش با علم فکری شروع میشه.
علم فکری یعنی همین ورزش فکری.
همین درس و بحثها. که ما دیگه به اد--
دیگه به انزل مراتبش.
یه شب جمعه جمع میشیم چهار تا کلام حرف میزنیم.
واقعش حالا یکی مسجد بلال بیاد یا لواسی هم اخیراً
زدن بیاد سجا بشینه،
یه چیزی گیرش بیاد. ولی این مکفی نیست.
باید شبانه روز درگیر باشیم، مباحثه کنیم، کتاب بخونیم،
گوش بدیم. مخصوصاً گوش دادن خیلی مهمه.
در جلسات حاضر بشیم. چطور که بعضی از
یعنی این رشههای،
این جلوات این مباحث عرشی
وجودشونو چنان گرفته،
جلالت این مباحث گرفتهشون که از شهرستانها میکوبیدن
میاومدن. ما ازشون الت-- خواهش کردیم دیگه نیان.
چرا اونا میان و میاومدن؟
چرا؟ یه چیزی هست توشه.
بیکارن اگه طرف حالا این حقایق
بالاخره ما رو میرسونه به کجا؟
میرسونه به این نگاه. حالا
ابتداش با علم فکریه. به این چ-- به چه نگاهی؟
به اینکه یک بار دیگه میگم.
یک وجود صمدی که
. همه جا رو پر کرده، هیچ کجا خالی از او نیست.
هر کجا باشید او با شماست
که اگر یک جا رو شما خالی از خدا فرض کنی،
میگی این مثلا اپسیلون یا کمترین
حالا حد ممکن هرچی هم بود. یک میکرون.
اینجا خدا نیست، خدا دیگه لایتناهی نیست.
خدا دیگه صمد نیست. چون یه جا رو پیدا کردی که خلا از او خالیه.
پس نمیشه. بعد اینجا این سؤال پیش میاد.
پس این همه کثرات چیان؟
یعنی اینا Godان؟ العیاذ بالله.
اینجا رو نفهمیدن. یه سری که سنگ زدن به فلاسفه.
میگیم نه. ملاصدرا کارو آسون کرد دیگه.
در اون کهک قم که چند سال تبعید شد،
سر سجده با اشک و آه و درس و بحث و چه و اینها جوابشو گرفت.
فرمود اینا نمودار حقاند.
اینا نمود حقاند. وجود، یک وجود صمدی،
کثرات نمود او هستند.
یعنی ظهور حقاند. بروز اسماء هستند.
که پروردگار سبحان، یه رفت و برگشت کنیم اصل موضوع رو دیگه بیان کنم، وقتم تموم شد.
پروردگار سبحان یک ذات غیبی داره
که این ذات غیبی کمالاتی عین ذاتشه.
کمالات رو بگیرید اسماء.
صفات اولیا و اسماء حسنی.
کمالات ذاتی حضرت حق.
مثل اینکه بارها عرض کردم. یه کمالی در وجود من هست
مثلا، مثلا
نقاشی. خب این نقاشی رو من میخوام بریزم رو کاغذ.
این عینیت پیدا کرد.
اومد به صورت کثرت خودش رو نشون داد.
به خطوط، به نقشها و نقوش مختلف کثرت پیدا کرد.
خودش رو نشون داد. قبل از اینکه بیاد
این عینیت رو پیدا کنه، این کمال من کجا بود؟
تو وجود من بود. حالا تو وجود من بود باز
حرف داریم که کجای من بود.
اونو دیگه مراتب وجودی رو باید صحبت کنیم که کردیم.
که این کمال وجودی من چگونه اومد ریخت رو کاغذ، عینیت پیدا کرد.
این کمالات حضرت حق که عین ذاتش بودن،
ارادهی حضرت حق بر این تحقق گرفت که از او خارج بشه.
ظهور کنن اصطلاحا. این
خلقت همون کثرته.
وقتی خدا ارادهی خلقت کرد، خب به یکباره ذات غیبی بخواد ظهور کنه نمیشه.
بشه ک-- بشه کثرت، بشه خلقت.
نمیشه. اصلاً امکانش نیست. انقدر شدت نور زیاده،
به یکباره بخواد بشه کلمات متعین نمیشه.
لذا اول یک
صادری از خودش صادر کرد.
نفس، نفس الرحمن.
این صدور مثال شهید حیاتی صلوات بفرستید
. این صدور ذات غیبی ابتدا بدون تعین
و بدون ظهور به صورت یک امر کلی
یک امر کلی خودش رو نشون داد مثل نفسی که ما میزنیم.
این بحثها رو داشتیم دیگه. بعد این
نفس الرحمن مب--
وقتی حد گرفت، ماهیت پیدا کرد،
شد کلمات وجودی نظام هستی.
در رتبهی ابتدا شد
بدون تعین به اسم
و صفت خودش رو ظهور داد در عالم لاهوت.
بعد در عقول متعین شد، شد عقل، عقل اول و عقول.
همینطور اومد ارواح، مفارقات، مرسلات.
اومد در نشئه ملکوتی.
همینطور شد نفس،
نفس کلی. اونجا عقل کلی، اینجا نفس کلی.
بعد نفوس منبع.
همینطور افراد و اشخاص در نشئه طبیعت یک یک پیاده شدن، شدن کثرات.
همون اسم وقتی
ظهور کرد اومد به ادنی مرتبه، مرتبه مادی، ماده شد، مادی شد، بدن عنصری پیدا کرد، شده این.
هرچی اومد پایین، کثرت گرفت، از وحدت دور شد، ضعف اومد.
ضعف، ظلمت هی گرفتش.
هی حجاب گرفتش.
بالعکس که میری بالا هی قوت میاد و حجاب برطرف میشه و
میری به سمت وحدت. وقتی شما اینطوری نگاه میکنی پیرامونت خب ابتدا در نشئه ماده، کثرات و خلائق رو میبینی.
اینا چیان با توجه به این سیر بحث؟
اینا همه ظهور اسماء الهی هستن.
اسماء خدا که از ذات غیبیش بودن،
وقتی تعین پیدا کردن، اومدن پایین، اومدن در هر رتبهای به یک شکل خودشون رو نشون دادن.
در عالم عقول، عقل بودن و نور.
اومدن در رتبهی مثالی،
مثلهایی بودن، شکل و صورت.
اومدن در نشئه طبیعت، شدن عنصر.
شدن خاک، آتش، هوا، آب.
این عناصر اربعه.
با امتزاج اینا حالا معجونی درست شد، روح به اونها تعلق گرفت،
انسان به این شکل و خلائق دیگه.
هرکدوم به نحوی که به میزانی که از اسماء الهی بهشون تعلق گرفت،
شدت وجودی پیدا کردن و جایگاه و رتبه
پس حالا یه دوباره نگاه کنیم. رفت و برگشت.
حالا نگاه کنیم. الان من کیام؟
منم. شما کی هستی؟
شمایی. آسمان واقعا آسمانه؟
زمین، زمینه؟ یعنی بگیم زمین،
آسمان، اینم کثرات و یک خدا.
این که میشه شرک. این میشه توحید عددی.
همه به همه ظهور یک حقیقت واحدند.
ظهور اون کمالات حضرت حقاند
که این ظهور نهایی در نشئه طبیعت
میشه اون نقاشی خدا.
که مثال نقاشی رو زدم. این نقاشی که من کشیدم، تعین پیدا کرد، کثرت پیدا کرد، به نقوش رو کاغذ.
از کجا اومد؟ از ذات من.
اومد از روح من رد شد به قلب من اومد به
عقل من بعد به رتبه مثالی من بعد اومد به کثرت رسید.
أنزل من السماء بلى أحسن.
أحسن. دقیقا همین. همین آیه که،
آیه چنده؟ سوره چند؟ آیه
هفده سوره رعد. أحسن به شما.
أنزل من السماء ماء.
دقیقا همین فرمایش، فرمایشات بزرگان که من الان
خلاصه به شما گفتم، حاصل چند صد جلسه بحثمون بود تو همین آیه جمع شده.
آیه هفده سوره رعد. أنزل من السماء ماء.
این ماء رو بگیرید فیض،
بگیرید وجود، بگیرید
رزق، بگیرید نور.
همه اینا رو میتونید بگیرید. بگیرید همون اسماء و صفات.
اومدن فسالت وقتی این سیل راه افتاد
فسالت أودیه
این وادیهای متعدد که شما یک،
یک، یه دونه از اینا هستی،
یه دونه از این جداول و کانالها هستی که باران
فیض داره میریزه. فسالت أودیتم به چی؟
به قدرها. هرکی به قدرش، به ظرفش، به سعهاش، به اندازهاش
از این باران بهش تعلق گرفت.
اون باران چیه؟ فیضه. همون اسمانه.
همون کمالات حضرت حقه.
تمام. أحسن به شما که با این آیه کمک کردید به ما.
خب، از ذهنم رفته بود این آیه.
حالا، الان برگردیم به نماز.
که البته باید حداقل من یه ربع دیگه الان ادامه میدادم که این
پخته بشه. انشاالله فردا شب.
الان من میخوام نماز بخونم. چه کنم حضور قلب پیدا کنم؟
یکی از بهترین روشها برای اینکه ما
در نماز، اونم با اسماء جلال شروع میکنیم.
الله اکبر. شوخیه مگه؟
همه چی هم میزنی به عقب.
این مقام به قول حضرت استاد حیمانه.
این منو ببینید. این مقام حیمانه.
حالا ملائکه بال میزنن، ما دست میزنیم.
موقع تکبیرة الاحرام حیمانه.
الله اکبر. که فقط حق رو ببینی.
من چگونه حق رو ببینم در صورتی که خودمو میبینم و سجادهم و زمین و آسمون و بچهها و افراد و اشخاص و
اینا. وقتی اون، اون که گفتم، اون، اون حقیقتی که الان
یه مرور کردیم برات تو وجودت جا افتاد
و به جانت ریخته شد
و تو اینو چشیدی و رسیدی،
همه ماسوی الله رو ظهور حق دیدی.
دیگه وقتی گفتی الله اکبر نه خودت رو میبینی، نه سجاده میبینی، نه زمین، نه آسمون، نه اشخاص، نه افراد، نه کثرات.
هیچ نمیبینی. هرچی میبینی حق میبینی.
اون موقع تازه شروع دهشته در نمازه.
سوختنه در نمازه. حضوره در نمازه.
هیچی حالیت نمیشه. بعد ببین امام سجاد
خونه آتیش گرفته، فریاد، آب بیار بریز چند نفر سوختن.
حضرت نماز تموم شد
تازه متوجه شد چی شده.
گفتن خانه آتیش گرفته و فلان.
غرق در حیمان حضرت حق.
یا امیرالمؤمنین اون چو-- تیغ نبوده.
تیغه میگن، تیغه میگن، اون تیغه
چوبه تیر. چوبه تیر.
تیر رفته بود تو پای حضرت.
اونم نه تو کف پا. حضرت که کف پاش رو زمین بوده تو جنگ.
تو این ساق پا، استخونه.
تو استخون رفته بود. تو گوشت نبود که.
خیبره، خیبر شکن. شوخیم مگه؟
تو استخون، اون چی بگم اسمشو، اون
نوک تیر رفته بود تا نیمه تو،
از وسط شکسته شده بود، اون تو بود.
دست میزدن داد آقا میرفت بالا.
اینطوری تصور کنید. چی میشه تو نماز میکشن؟
هیچی آقا حالیش نمیشه. این شروعشه.
اینکه به شما عرض کردم. البته من نمیخواستم این نکته رو الان بگم چون بحثمون دیر شد.
میخواستم شب شهادت این رو بگم چون یکی از سنگینترین مباحث بود.
میخواستیم شیب آهسته بدیم از ابتدا آهسته، آهسته شروع کنیم بریم به اوج همینطوری هشت شب و
پیرامون نماز. همون سنگینترینشم اتفاقا برعکس امشب گفتیم.
همینو میگم جلسه از دست ما خارج میشه، اینطوری میشه.
روش کار کنید. این جای کار کردن داره.
جای، عرض شود
توجه داره، توجه عرفانی، خلوت، دقت، حضور، حضور قلب.
اینها داره که تا به اینجا برسی.
بعد این یه بلایی سرت میاره.
اگه کسی اینطوری تونست دو رکعت نماز بخونه،
امام صادق صلی الله علیه فرمود: جاش وسطه.
به بهترین جای بهش جاش میدن.
کسی از اول تا آخر نماز
دو رکعت نماز بخونه به هیچکس جز حق توجه نداشته باشه.
کار تمامه. دو رکعت فقط.
البته حالا بهتون میگم یه اتفاقاتی طی نماز میافته.
الله اکبر رو گفتید تو این حالت، اصن اون اول شما با این حالت الله اکبر بگید تمام تنت به لرزه میافته.
همون اول حیمان میاد.
منتها بعد خروج
اتفاق میافته. شیاطین حمله ور میشن.
حالا صحبت میکنیم. قدم به قدم انشاالله.
این اولین هدیه ما به شما سر سفره فاطمیه امسال یا زهرا پیرامون صلاة بود.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين. صلوات. اللهم صل على
جلسه بعد