ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

تبریک عرض می‌کنم روز میلاد با عظمت حضرت علی اکبر صلوات الله عليه رو پیغمبر کربلا معروفاً.

[نفس عمیق] که قربونش بریم ابا عبدالله فرمود اگر خدا صد تا پسر به من می‌داد همه رو می‌گذاشتم علی [نفس عمیق] و اگر صد تا دختر می‌داد همه رو می‌گذاشتم فاطمه.

[صدای محیط] چه اسم زیبایی بیشتر از علی و چه اسمی قشنگ‌تر از فاطمه.

با چه زبونی دیگه با ما بفهمونن که ما دوست داریم اسم فرزندانتون اسم با ما باشه.

در حالی که فرمودن [نفس عمیق] بچه‌تون که به دنیا اومد اگر پسر بود تا هفت روز علی صداش کنید.

اگر دختر بود تا هفت روز فاطمه.

به برکت نام علی و فاطمه علیهم الصلاة و السلام.

بعد خواستید عوض کنید عوض کنید.

یعنی با زبون بی زبونی دارن به ما می‌فهمونن که چه اسم قشنگ‌تر از علی و فاطمه.

[نفس عمیق] متاسفانه ما نسبت به این وجود زیجود آل الله خیلی جاهلیم.

اتفاقا ما چون نیت کردیم که حالا اگرچه قلب، قلب مرعوب هنوز تموم نشده اما با توجه به اینکه امروز ظهر بحث رفتن کاروان ابا عبدالله به سمت کربلا رو گفتیم [نفس عمیق] که تو راه وقتی سه مرتبه آیه استرجاع رو حضرت حسین بن علی بر لسان جاری کردند که انا لله و انا الیه راجعون، حضرت علی اکبر علیه الصلاة والسلام پرسید باباجان چرا آیه استرجاع بر لسان جاری می‌کنی؟

حضرت فرمودن خوابی بر من عارض شد و دیدم سواری داره میگه این کاروان داره میره و مرگ به سمت اونا در حرکته.

حضرت علی اکبر علیه الصلاة والسلام اون فرمایش شریف رو پرسیدن از بابا که آیا ما به حق نیستیم؟

حضرت فرمودن چرا به حقیم [نفس عمیق] و حضرت علی اکبر عرض کردن که چه باک که ما کشته بشیم یا نشیم.

دیگه باکی نداریم که کشته بشیم.

[سرفه] این نگاه، این نگرش توحیدی که چقدر شیرینه اگر ما با این نگاه انقلابمون رو تا حالا که الحمد لله پیش رفته از اینجا به بعد هم با این نگاه بتونیم پیش ببریم.

که الان مهم‌ترین چیزی که [نفس عمیق] مردم دل نگرانن ازش همین دخالت بیگانگان و جنگ و این چیزاست که اگر با این فرهنگ علی اکبری کسی بره جلو اصلاً این رعب و این نگرانی و تشویش و اضطراب باطنی هم برداشته می‌شه و [نفس عمیق] طرف دیگه دغدغه‌ای نداره از حیث حیات و مماتش.

به همین مناسبت نیت کردیم که یه چند جلسه‌ی دو مرتبه سر سفره کتاب الموت بنشینیم مدتیه.

فکر می‌کنم حداقل چهار یا پنج ماه باشه که ازش دوریم.

صحبت کنیم انشاالله بعد دو مرتبه قلب مرعوب رو ادامه بدیم.

[نفس عمیق] میریم سراغ روایت جدیدی از باب چهارم.

روایت نوزدهم از کتاب الموت مرحوم مجلسی.

متن روایت این چنینه [نفس عمیق] که شخصی نقل می‌کنه که [نفس عمیق] قال قلت لابی عبدالله علیه السلام.

[نفس عمیق] میگه که من گفتم محضر آقا ابا عبدالله صلوات الله عليه که یه حدیثی از ابوذر رسیده که انه کان يقول که ابوذر این چنین گفته.

حالا می‌خواد از حضرت امام صادق بپرسه که آیا این درسته یا نه؟

درسته این حدیث که ابوذر این چنین گفته؟

انه کان يقول ثلاثة یبغضهن سه تا چیزی که مردم ابغض می‌دانند و بدشون میاد.

غضبناکن نسبت به اون سه چیز ابوذر فرموده و انا احبها اتفاقا من دوسشون دارم.

اون سه چیز رو که مردم بدشون میاد من دوست دارم و انا احبها.

اول فرمود احب الموت.

مردم بدشون میاد.

آره مردم از موت بدشون میاد.

اکراه دارن در حالی که احب الموت من دوست دارم موت رو.

دوم فرمود و احب الفقر.

مردم از فقر بیزارن در حالی که من دوست دارم.

خیلی عجیبه و احب البلاء.

مردم از بلا بدشون میاد.

احب و من دوست دارم بلا رو.

فقال ان هذا حالا حضرت صادق صلوات الله عليه دارن در مقام پاسخ جواب میدن که فرمودن که ان هذا ليس علی ما ترونه.

[نفس عمیق] این چیزی که شما الان گفتی دقیقاً اونی نیستش که ابوذر فرمود.

یعنی یه چیزی کم توش بیان شده.

اون چیه؟

انما ان الموت فی طاعت الله أحب إلي من الحياة في معصية الله.

حرف ابوذر این بوده ناقص به شما رسوندن.

اونم اینکه فرمایش حضرت ابوذر رحمت الله علیه این بوده که [نفس عمیق] إنما أن الموت في طاعة الله موت در راه اطاعت خدا، أحب إلي من الحياة في معصية الله.

نزد من محبوب‌تر است از زندگی در راه معصیت خدا.

همینطوری ناقص فرمایش ابوذر رو بیان نکنید.

[نفس عمیق] دیگه چی؟

خیلی کلام قشنگه، حکیمانه است.

موت هم شبیه به فرمایش ابا عبدالله در کربلا که فرمودن که مرگ با عزت نزد من بهتر از زندگی با ننگ در کنار ظالمین و بیعت با اونها.

[نفس عمیق] پس حرف ابوذر اینه که من موتی رو دوست دارم که در راه، راه اطاعت خدا باشه این بهتره پیش من، أحب إلي من الحياة في معصية الله.

از اون زندگی که در راه معصیت باشه.

زندگی که در راه معصیت باشه چراگاه شیطانه.

روایت داریم مرتع شیطانه.

یعنی چگونه‌ست که حیوانات جسارت می‌کنن کنار هم تو مرتع می‌چرن، با هم صفا می‌کنن، میرن چراغ، با همدیگه جست و خیز می‌کنن، بازیگوشی می‌کنن، می‌چرن، بعدم یه گوشه می‌شینن با هم نوشخوار می‌کنن.

این زندگی حیوانی.

انسان انقدر سقوط می‌کنه که أولئک کالأنعام مثل حیوانات می‌شه حتی بدتر از اون که بل هم اول.

باز حیوان می‌بینی مثلاً وقتی سیر شد دست از غذا می‌کشه.

یه شیر حمله می‌کنه به شکارش، به صیدش.

یه چند تا لقمه خورد بقیه‌شو رها می‌کنه برای بقیه حیوونا و کرکس‌ها و چی و اینا، کفتارها و...

اما انسان ذخیره می‌کنه.

معلومم نیست چقدر زنده ست.

[نفس عمیق] متأسفانه.

خب والفقر حالا اون دو تا فرمایش دیگه چی ازش افتاده؟

والفقر في طاعة الله أحب إلي من الغنى في معصية الله.

فرمایش ابوذر این بوده که فقری که در راه اطاعت خدا باشه برای من محبوب‌تره، عزیزتره از، خوشایندتره از دارایی و توانگری که در راه معصیت خدا باشه.

[نفس عمیق] معمولاً همین‌چنانه.

اگرچه روایت داریم که انسان‌ها عده‌ای‌شون با فقر امتحان میشن، عده‌ای‌شون با غنا.

اینچنینن.

و وقتی سؤال شد چرا این‌چنینه؟

فرمودن که اون فقیر رو اگر بهش غنا بدن قطعاً به عصیان میفته.

معمولاً البته تا اینطوریه.

البته شما وقتی دقت کنی پستی بلندی‌های زندگی آدما به گونه‌ایه که یه روزی دارن، یه روزی ندارن.

یعنی همه انگار فقر و غنا رو یه جوری تجربه می‌کنن.

اما این رو هم داریم که اگر فلان مثلاً فقر رو به تو دادن راضی باش که اگر غنا داشته باشی میفتی به عصیان.

توانگر هم ظاهراً این‌چنینه باز ما نمی‌تونیم مطلق بگیم اما داریم که توانگران هم معمولاً این شکلی‌ان که اگر بهشون فقر بدن میوفتن به گناه.

در هر حال هر دوش امتحانه.

اصلاً مهم نیست که شما چی داری یا چی نداری.

داشتن و نداشتن مهم نیست.

مهم اون عکس العملیه که در قبال داشتن یا نداشتن از خودمون نشون میدیم.

احسناً که در مسیر طاعة الله یا معصية الله این خیلی مهمه.

یعنی در حقیقت داشتن امتحانه، نداشتن هم امتحانه.

هر دوش ابتلاس.

اصلاً ما توجه کردیم ما معمولاً نداشتن رو ابتلا می‌بینیم [نفس عمیق] در صورتی که داشتن هم ابتلاس.

عزت ابتلاس، توانگری ابتلاس، سلامتی ابتلاعه.

منصب اجتماعی و جایگاه و جاه و مشهوریت و معروفیت و مدیریت و چم اینا مقام اینا همه چیه؟

جاه اینا همه ابتلاعه.

در صورتی که ما یالا، ما وقتی نگاه می‌کنیم یکی داره حالا چه از حیث دنیایی، چه علمی، چه سلامتی، چه مشهوریت اجتماعی، چه جاه و منصب و اینها فکر می‌کنیم این، این ابتلا نیست، این عزیز کرده خداست.

در صورتی که اینجوری نیست.

چه بسا اتفاقاً اون کسی که نداره هیچکدوم از اینا رو اون عزیز کرده خداست.

تو چه می‌دونی؟

اصلاً نباید به این چیزا.

ما حدیث داریم عجیب، خیلی وحشتناک.

اصلاً آدم تنش می‌لرزه که وای به حال کسی که اگر یک آدم مرفه و پولدار و ثروتمندی وارد شد صرفاً به خاطر غنا و توانگری او جلوی پاش بلند شه و احترامش کنه.

این اهل جهنمه.

این امتحانشه.

داره امتحان پس میده و وای به حال کسی که روش رو ترش کنه و برگردونه از کسی که فقیره بگه اه از سشما افتاد فقط ما رو گیر آورده و فلان.

هر دو در ابتلاء‌اند.

هر دو در امتحان‌اند.

اگر کسی اینطوری نگاه کنه هیچوقت اگر نداره محزون نیست و اگر داره غره نیست.

عسای یکره شیأ و هو خیر اللکن.

عن تکره ببخشید.

عن تکره شیأ و هو خیر اللکن.

چه بسا چیزهایی که شما بدتون میاد.

بله فعل مخاطبه.

شما بدتون میاد.

اما و هو خیر اللکن و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر اللکن.

واقعا این رو یکی از نقاط گم شده معارف ماست قبول کنیم که ما خیلی کمتر به این توجه می‌کنیم.

معمولا آدم‌هایی برای ما عزیزند که دارند.

عزیزند که حتی طول عمر دارند.

یه کسی اگه زود می‌میره میگیم که ناکام.

شما چه میدونی ناکام؟

اصلا این حرف غلطه.

شاید به کامش گذاشتن.

عسلی رو که به اون طولانی، اون کسی که طول عمر داشته نذاشتن.

شاید خدا بردش.

عزیز کرده خدا بود بردش.

چه میدونی؟

اصلا ما در اون حد نیستیم که اینا رو تشخیص بدیم.

من خیلی از این کلمه بدم میاد.

متاسفانه برای شهدا هم بعضی موقع‌ها من دیدم یه جوونی قبل از اینکه ازدواج کنه شهید میشه.

حتی برای شهید هم دیدم نوشتن ناکام.

حرف، حرف غلطیه.

شیرین‌ترین کام رو شهدا دارن.

چی ناکام؟

[پچ،پچ] قبلا عرض کردم که برزخ شهید چقدر بود؟

یادتونه؟

یه روایت از امام صادق علیه السلام.

پیغمبر عزیز عالم هم دارن شبیه به این.

که وقتی وارد عالم برزخ میشه شهید، یه حوری رو خدا، یه همسر برزخی رو بهش تزویج می‌کنه.

حالا میگن حوری ما تمثیله دیگه.

تمثیل دنیاییه.

چون ما با این چیزا سر و کار داریم، آشنایی داریم و الا حوری که اونجا هست معلوم نیست همینی باشه که همینجاست.

یک موجودی‌ست حالا برای اینکه ما درک کنیم میگن حوری.

همسر بهشتی [نفس عمیق] که پیغمبر فرمود هو فعلک اون عمل خودته که قرین با توست تا ابد.

[نفس عمیق] حالا این میگن یه گردنبندی از مروارید گردن اون همسر بهشتی شهید دست می‌ندازه گردن این همسرش.

بعد این گرمن-گردنبند پاره میشه.

دو تایی شروع می‌کنند بند کردن این دانه‌ها تا تموم میشه قیامت‌شون به پا میشه.

قیامت شهید.

برزخش خیلی طول می‌کشه.

خب چیه؟

کی، کی خوش کام‌تر از، اونجا هم ناکامه [خنده]؟

کی خوش کام‌تر از، می‌خواد بره به لقاء الله.

می‌خواد بره به لقاء الله.

از نگاه این دنیا.

بله، بله، بله، بله.

از نگاه این دنیا از یا، یا از نگاه شما [خنده].

آدم بدای- بله.

از نگ-- اگر اینطوری بخوایم نگاه کنیم که حضرت آدم از همه ناکام‌تر بود که.

از بهشت خدا رونده شده.

حور و قصور و سیب و گلابی و- [پچ،پچ] احسن.

تا کام و چیز.

ولی اومد که بشه ودخلی فی عبادی ودخلی جنتی.

دیگه بارها عرض کردیم.

این کجا و اون کجا.

به قول حضرت استاد روح‌الله می فرمود همه عاشق بهشت‌اند.

حسن بهشت، عاشق بهشت آفرینند [نفس عمیق].

چرا میگه وقتی یه چهره زیبا رو دیدی سریع این ذکر بگو یا خیر حبیب و محبوب.

تو اینو خلق کردی.

تو چقدر زیبایی که همچین چهره‌ای خلق کردی.

[پچ،پچ] بله اینو.

تبارک الله احسن الخالقین.

بله.

تبارک الله احسن الخالقین.

[نفس عمیق] و نکته دو-- سوم، جمله سومی که ناقص در فرمایش اومده بود.

بله، بله، بله متأسفانه.

از فرمایش حضرت ابوذر رحمت الله علیه.

این بود که و البلا چون گفت بلا رو دوست دارم.

فرمود و البلا فی طاعت الله بلایی که در راه اطاعت خدا باشه، احب الی من الصحة فی معصیت الله.

برای من از- [پچ،پچ] صحت که در مسیر معصیت خدا باشه بر نظر من عزیزتره، محبوب‌تره.

[نفس عمیق] چقدرها الان هی این شعار رو میدن که آقا بریم زیر سلطه الان همه دنیا مستعمره آمریکا شده.

ما چرا انقدر پافشاری کنیم؟

این همه زجر بکشیم، بدبختی رو تحمل کنیم.

خیلیا میگن الان تحلیل‌شون اینه.

دیگه چاره‌ای نیست آقا ابرقدرت فرعون زمانه.

ما هم بریم تحت مستعمره و سلطه اون.

بلکه راحت زندگی کنیم.

دقیقا فکرشون اینه.

این شعار رو ندارن.

این فرمایش ابوذر نصب‌العین‌شون نیست.

اینا دوست دارن سالم زندگی کنن، در فراغ زندگی کنن ظاهرا اما با ذلت مع-معصیت و بیچارگی و اونم اگر باشه که دروغ محضه.

آمریکا کجا دست گذاشته که اونجا خوشبخت بشن؟

کشور خودش مگه خوشبختی رو تجربه کرده؟

الان در حال فروپاشی و خودش در حال افوله.

[پچ،پچ] انشالله به قول یکی از عرفا حرف قشنگی میزد.

پنجاه و سه چهار تا چقدر ایالت داره ما تقریبا دویست و پنجاه شصت تا چقدر کشور داریم.

هر کدوم از اون سیصد و سیزده نفر باید بشن رهبر و مثل حضرت امام که یه کشور رو اداره می‌کرد، اون سیصد و سیزده نفر این شکلی‌ان.

توان اداره یک کشور رو دارن.

سیصد و سیزده تا آقایی آر می‌خواد که سیصد و سیزده کشور رو اداره کنن.

الان ما دویست و پنجاه شصت تا این حدودا کشور دارین، اون اگر انشاالله به فضل الهی، اگر نداره وقتی آقا میگه قطعاً می‌شه.

افول آمریکا نزدیک و فروپاشی رخ بده پنجاه تا ایالت، پنجاه و چند تا ایالت ترش تبدیل می‌شه به کشور.

مثل فـ-- شوروی که فروپاشی رخ داد شد چند تا کشور.

بعد اینا سرجمع می‌شه سیصد و سیزده تا کشور.

آقام دیگه انشاالله میاد و آدماش رو می‌کاره و به همین شیرینی و زیبایی.

انشاالله.

البته بله، پنجاه تا از اون سیصد و سیزده نفر خانمن.

بله، پنجاه تاشون خانمن روایت داریم که چنان جایگاهی پیدا کردن که می‌تونن یه مملکت رو اداره کنن.

اینا دیگه- واقعا؟

بله.

روایت اشتباهه؟

نه.

استغفرالله چرا اشتباه باشه؟

[پچ‌پچ] نه اینا قطبن، اینا قطبن یعنی پشتوانه معنوی قیام آقان.

کم کسایی نیست.

وقتی که حضرت در کعبه ظهور می‌کنه اینا همه هر کجای دنیا باشن به تی الارض خودشونو می‌رسونن.

مقدار اطلاعاتتون در خصوص سیصد و سیزده تا زیاد کنید.

یه ربع شد دیگه وقت ما هم گذشت.

این روایتو انشاالله یه مقدار بیشتر توضیح میدیم.

الان روایـ- روایت رو ارائه دادیم، متن روایت رو عرض کردیم که متوجه باشیم متن روایت چی بود تا انشاالله یه مقدار بیشتر روش چکش کاری کنیم بیشتر.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

الحمد لله رب العالمین.

صلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد