ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

ما در کتاب الموت روایت هفت-هف-هجدهم آره.

روایت هجدهم بودیم، باب چهارم درسته؟

بله روایت هجدهم باب چهارم.

داشتیم رو این بحث می‌کردیم که این خرابی که امام س-- امام حسن علیه الصلاة والسلام فرمودند که "إنكم أخرbtم آخرتكم وأمرتكم وأمرتم دنياكم" اینکه آخرت‌تون رو خراب کردید و دنیاتون رو امارت کرد-کردید و مأمور شدید و این‌ها به چی می‌خوره؟

"فأنتم تكرهون نقلة نقلة من العمران إلى الخراب" که شما به‌خاطر همین کراهت دارید که منتقل بشید از جایی که آباده به جایی که خرابه.

رو این داشتیم بحث می‌کردیم که اولا اینجا می‌فرماید انتهای روایت می‌فرماید "من العمران إلى الخراب" از جایی که آباده می‌رید به جایی که خرابه.

اولا این آبادی به چی می‌خوره؟

آبادی دنیا رو حرفی نزدیم.

آبادی دنیا قطعا به بدن و روح نمی‌خوره.

می‌خوره به پیرامون، به خارج.

چون این‌ها یک حقیقت توأمانند.

یعنی اگر کسی درست به بدنش برسه قطعاً روحش هم رشد پیدا می‌کنه.

اونکه فکر می‌کنه بدنش کوکه، کیفش کوکه، اون ف-- اون وهمشه.

الان اینطوریه.

حالا بذار ده سال دیگه یک بلایی سر همین بدنت بیاد.

الان داری اینو می‌خوری، این نوشیدنی و این غذا رو داری لذت می‌بری، کیف می‌کنی.

بذار ده سال دیگه.

نه، اگر کسی درست به واقع به بدنش برسه اصلاح مزاج حاصل می‌شه.

اصلاح مزاج مستقیم در رشد و عمران و آبادانی نفس تاثیر گذاره.

[صدای محیط] اینو دارم عرض می‌کنم پس این عمران که اینجا حضرت امام مجتبی صلوات الله علیه می‌فرماید دنیاتون رو آباد کردید، اون ور رو خراب کردید، این عمران به خودت نمی‌خوره.

خودت رو همین جا خراب کردی.

این می‌خوره به پیرامون، به خارج.

یعنی ملک و املاک و پول و نمی‌دونم حساب بانکی و امثال این.

اینطوری فکر می‌کنی خیلیا بهشتی روی زمین برای خودت درست کردی مثل اینکه فرعون یه باغ به چه عظمتی درست کرده بود.

می‌گفت می‌خوام همون بهشتی که موسی وعده داده تو قیامت من همین جا براتون بسازم و واقعا هم چه بهشتی ساخته بود.

بعضی از فراعنه این کارو کردن.

این بهشت دنیوی می‌شه از این جهت میگه اینجا آباده.

در می-می‌خوره به چی؟

پیرامون.

و الا از حیث خود شخص، خود شخص همین جا خراب کرده خودشو.

آبادی دنیا به خود شخص نمی‌خوره ها اشتباه نشه.

حالا اون ور چطور؟

[صدای محیط] خرابی اون ور به خارج می‌خوره یا به خود طرف؟

اونجا برعکسه.

خرابی اون طرف نمی‌خوره به ملکوت که.

ملکوت خراب شدنی نیست.

می‌خوره به خود طرف.

احسنت.

یعنی خود شخصه که خراب شده.

تو این بودیم چنانچه خاطر شریفتون باشه.

بعد داشتیم در خصوص بدنه رفتیم به این ش-- سمت که مشخص بدن برزخی‌مون اعمالمون می‌شد، مشخص باطن برزخی‌مون علوم و باورهامون می‌شد.

بعد رفتیم از کتاب شریف مشاهد الالوهیه یا شرح کبیر ملاصدرا داشتیم وجوه ااا فرق بین این دو تا بدن دنیوی و اخروی رو می‌گفتیم که یه مقدار متوجه باشیم که چقدر اینا با هم متفاوت‌اند.

ما دو تا دلیل رو گفتیم.

دلیل سومی که ملاصدرا می‌فرماید بر فرق بدن برزخی با بدن دنیاییه.

می‌فرماد این است که در دنیا قوه از حیث زمان مقدم بر فعل است.

دنیا قوه مقدم بر فعله.

تا قوه نباشه که نمیشه فعلیتی رخ بده.

قوه است که سبب فعلیت می‌شه.

این کاملا مشخصه.

و فعل از حیث ذاتی مقدم بر قوه می‌باشد.

کجا؟

تو دنیا.

فعل از چه حیثی مقدم بر قوه است؟

از حیث ذات.

ذاتاً فعل مقدم بر قوه است.

کجا؟

تو دنیا.

خب چون از-- اصلاً میشه گفت تمام اونچه که پیاده شده خود قوه چیه؟

خود قوه یک نعمتیست الهی.

اون از کجا پیاده شده؟

از فاعلیت نظام هستی.

خود قوه یک فعل حساب می‌شه.

یعنی در طول فاعلیت عالمه.

اصلاً خود اینو بدونید خ-- کلاً دنی-- عالم هستی، نه دنیا، عالم هستی یک فاعل بیشتر نداره.

تو فکر می‌کنی فاعلی.

تو فقط انتخابگری.

نیتت معلوم-- یعنی اون فاعلیت رو تشخیص میده یا تشکیل میده یا انتخاب می‌کنه.

نیت شما این انتخاب رو در حقیقت در حوزه اختیار شما گذاشته که اسم جلال خدا در تو پیاده بشه باز فاعلیت با خداست یا اسم جمال خدا حالا اینجا می‌فرماید که دنیا قوه از حیث زمان مقدم بر فعله و فعل از حیث ذاتی مقدم بر قوه است.

اما تو آخرت اینطوری نیست.

تو آخرت قوه به لحاظ، به لحاظ ذات و وجود مقدم بر فعل است.

اون ور وقتی که از این دنیا رفتیم خود قوه به لحاظ ذات مقدم بر فعله.

ذات قوه.

اینجا فعل به لحاظ ذاتی مقدمه.

اونجا اینجوری نیست.

چرا؟

اونچه که اونجاست یه توضیح کوچولو بدم رفقا.

اونچه که در پس از مرگ ما اونجا باهاش طرف می‌شیم، انشای نفس ناطقه خودمون.

خب این انشای نفس ناطقه که می‌خواد بشه فعل، فعلیت پیدا کنه از شما ظهور و ظهور، بروز و ظهور پیدا کنه از کجا ناشی می‌شه؟

از قوه.

اون قوه چیه اونجا؟

ذاتیه.

دیگه ذات وجود شما همون قوه است.

به یک معنا بگیریم ملکه اینو.

[پچ، پچ] به یک معنا بله.

احسنت، احسنت.

اصل-- آفرین.

اصلاً فعلیت اونجای ما همون ملکات مان.

اون ملکاتو بگیر قوه.

تموم شد دیگه.

این فرقش تو اینه و اینجاست که میگه آقا هرچی اونجا هست از اینجا بردی حتی شفاعت رو.

اصلاً اینطوری نیست که دلخوشیم، دلخوش کنی به اونجا.

این کلاه سرمون نرا.

حالا اونجا جبران می‌کنیم.

این حرف‌ها نیست.

جبران چیه؟

همین جا.

هر اتفاقی بیفته.

برای همینه غالباً اونهایی که راه رو درست میرن خدا دوسشون داره غالباً بهشون طول عمر میده.

مگر در بعضی استثنائات مثل شهدا اینا که به یکباره همه راه رو می برن اون‌ها رو.

می برن نه که خودش بره، می‌برنشون.

یه خلوصی، یه ایاری از خلوص نشون میدن خدا براشون به یکباره اونم همینجا جبران میکنه.

این خیلی حرف‌های خیلی نکته‌ست.

برای همین دلخوش نکنین به اونجا.

بگیم حالا اونجا امام رضا میاد به دادمون می‌رسه.

نه همین جا.

اگر اینجا امام رضا تو زندگیت هست اونجا هم هست.

می‌فرماید "یوم ندعو کل ناس بإمامه".

اونجا همه پشت سر امامشون محشور میشن.

خب این يوم مگه ظرف ظهور نیست؟

اگه همین جا، همین جا باطنت ظهور کنه میبینی همین جا پشت سر امامت هستی.

یعنی شما رو با امام زمانت می‌سنجن.

میزانت می‌شه مهدی فاطمه.

اوقات امام عصرت چگونه است؟

شبانه روز امامت چگونه داره می‌گذره؟

امام نسبتش با غزه چگونه است؟

رفتار و احساسات و عواطف امام زمانت نسبت به اسرائیل با اعدا عدو الله چیه؟

به انقلاب، به رهبر، به مقوله پدر و مادر، به خواهر، برادر، فرزند.

اصلاً کلاً به جسم، روح، به هر، هر چیزی.

این همه نعماتی که ما رو در بر گرفته.

حالا نسبت ما با او چگونه است؟

اینکه من یه بار عرض کردم در حرم مولامون، آقامون، ولی نعمتمون، علی ابن موسی الرضا علیه السلام چند جلسه اونجا صحبت کردیم.

اونجا تو بحث اینکه انسان این بود موضوع که وقتی می‌رسی به امام چه حی در زمان حیاتش، چه در زمان ممات که هر دو یکیه برامون حالتش.

حیات و ممات اون‌ها یکه.

یعنی چه الان محضر امام عصر برسی، چه برسی حرم امام رضا رو زیارت کنی، قیامتت برپا می‌شه.

اونجا این بحث رو داشت.

برپا شدن قیامت، قائم می‌شه، قیام می‌کنه.

قیامتت برپاست.

همین الان اگه چشمت باز بشه می‌بینی قیامت برات برپا شده.

ما چشممون بسته است.

تو چرا وقتی می‌رسیم به امام قیامتمون برپا می‌شه؟

ما یـ-یوم ندعو کل ناس بإمامه یعنی این.

ندا داده می‌شن به امامشون.

همین الان ندا داده شدیم.

چرا؟

اصلاً وزن کشی صورت می‌گیره دیگه.

بعد و قرب شما با امام مشخص می‌شه.

اصلاً خودت متوجه می‌شی وقتی میری حرم حالت چگونه است.

کاملاً معلوم می‌شه.

از اون حالات.

لذا آقای بهجت می‌فرماید که بازم بالاخره یه وقتی به فیزیک انسان، به مزاج انسان یا به خستگی یا به هر چیزی اینا رد پیدا می‌کنه یا اصرار ما به اخذ فیض.

ول کن بابا بریم خدا ما رو نخواست.

نه، چه بی‌ادبیه.

اصرار کن، التماس کن، التجا کن.

آقای بهجت فرمود ول نکن برو.

بدبخت می‌شی ول کنی بری.

قیامتت برپا شده میگی برم جهنم.

ول کن آقا بهشتو نخواستیم بریم جهنم یعنی؟

ول کن امام رضا رو تحویلمون نگرفت بریم.

یعنی بریم جهنم.

دوست داری جهنمو؟

اونجا آقای بهجت فرمود اصرار کن، التجا کن، خواهش کن، التماس کن.

به پسرش جواد علیه السلام قسمش بده.

به مادرش زهرا قسمش بده.

يا ابن زهرا بگو.

سرتو بذار رو درگاه حرم هی چند بار يا ابن زهرا بگو.

بذار، بذار بهشتیت کنن.

بذار حالت منقلب شه.

بذار مورد، مورد توجه قرار بگیری.

اینا خیلی مهمه.

پس اونور هرچی هست از اینجاست قربونتون برم.

الان می‌فهمی یعنی چی یه کمی.

از دنیا مزرعه الآخرة.

اینجا بذر رو کاشتی.

اونجا درو می‌کنی اونچه که کاشتی.

به جز اون نمیشه.

این یه نکته، این یه فرقش که خیلی، خیلی، خیلی مهم بود.

یه فرق دیگه هم بگیم و فکر می‌کنم تا این فرق چهارم رو بگیم دیگه فرصتمون امروز تموم شه.

فرق چهارم این که فعل در دنیا اشرف بر قوه است.

قوه فرعه.

فعل اینجا اصله.

قوه فا-- خالی، استعداد خالی به چه درد می‌خوره؟

تا به فعلیت نکشه، اینجا فعل اشرف بر قوه است.

همه قبول داریم دیگه.

طرف هزار و یک استعداد و قوه تو وجودشه وقتی به فعلیت نرسیده به چه درد می‌خوره؟

دیروز ما یه آموزشگاه خیلی موفقی در سطح تهران بودیم.

به دلایلی اسم نمیبرم.

بعد مدیر اون مجموعه نشسته بود.

بعد به ما گفتن که بهترین کاری که میشه برای بچه‌ها کرد چیه؟

گفتم از مهم‌ترین کارها اینه که معلم، مربی، مدیر اینا بتونه استعدادهای بچه‌ها رو بشناسه یک.

شکوفا کنه دو.

شناخت و شکوفا با هم.

شکوفا کردن.

خب این استعداد محضه آقا.

وقتی به فعلیت نرسید به چه درد می‌خوره؟

بچه من نابغه است.

من اینو کشف کردم، شناسایی کردم.

اما در جهت ظهور این استعداد همکاری کردی؟

یا مرد این استعداد تو وجودش؟

خدا رحم کنه.

من اولین باری که شنیدم تنم واقعا لرزید که پیغمبر فرمود آخرالزمان عده‌ای میان که نماز می‌خونن، حج میرن، جهاد می‌کنن حتی عجیبه، جهاد می‌کنن.

خمس و زکاتشونو میدن، مسجد میرن میان.

از امت منن.

اما من از اون‌ها بیزارم و اون‌ها از من.

همه تعجب کردن یا رسول الله اینا آخه چیزی که شما میگی واقعا برای ما عجیبه.

اینا چه خصوصیتی دارن که شما ازشون بیزارید؟

حضرت فرمودن که قطعاً شنیدید روایتو.

فرمودن که این‌ها به بچه‌هاشون فقط از دنیا آموزش میدن.

اینکه چگونه پول درآری، چگونه تو دنیا معروف بشی، مشهور بشی.

هیچی از دینشون یاد نمیدن، از آخرتشون، دینداری‌شون، شکوفا شدن اون وجود پرملات‌شون، پراستعدادشون؛ یاد نمیدن.

انقدر غصه می‌خوردم این عصر جدیدو که می‌دیدم خدا شاهده انقدر غصه باور کنید اشک تو چشمم جمع میشد برای این نوجوونا که دختر و پسرا می‌اومدن رو سن با چه احساسی، جهلانی، با چه ذوقی تعریف و تمجید از مثلاً مدیر اون عصر جدید که شما باعث شدی ما دیده بشیم.

یعنی شما منتهی الیه آرزوت این بود که دیده بشی، معروف بشی، مشهور بشی، این همین؟

تو انسانه به ما human انسان اینی؟

الله اکبر.

آدم غصه‌ش می‌گیره.

چرا بچه‌ها اینطوری شدن؟

چرا اکتفا به نازل‌ترین چیزها کردن؟

خب پس یه بار دیگه بگم.

فعل در دنیا فعل در دنیا اشرف بر قوه است.

چرا؟

زیرا فعل دنیوی غایت قوه می‌باشد.

مثلا اون منتهی الیه غایت یه قوه چیه؟

اینکه به فعلیت برسه دیگه.

غایت یه قوه فعلیتشه.

پس فعل اشرفه و در آخرت برعکس.

یعنی چی؟

یعنی قوه اشرف بر فعل است.

چرا؟

ملاصدرا کار ما رو راحت کرده، دلیل آورده.

به دلیل اینکه قوه فاعل بر فعل می‌باشد.

عجب [مکث].

اونجا تو آخرت قوه اشرفه به جهت اینکه حالا این قوه رو برای اینکه سهولت فهم ایجاد بشه متوجه بشین بگیرید ملکات نفس.

قوه فاعل فعله.

یعنی شما اگر ملکه ولایت تو وجودت بود، اونجا علی علی میگی.

اگر ملکه ولایت تو وجودتو رسوخ نکرده، تو علم اخلاق یه چیز میگن، تو حکمت و عرفان و فلسفه یه چیز میگن، یه جا میگن رسوخ، یه جا میگن ملکه [مکث].

اگر تو و-- یه جا میگن عادت.

اگر عادت به ولایت نداشتی، در محیط ولایت نفس نکشیدی، عجین با ولایت نیستی، آشنا با این کلمات مختلف می‌خوام جا بیوفته.

آشنای با ولایت نیستی، اونجا هم شما گیج و گنگی صمًٌ اُمِیًٌ بُکْمٌ فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ.

اصلاً نمی‌فهمن.

این خطر بزرگیه.

پس اونجا عزیزان بازم دارم میگم، اونجا دیگه کار تموم شده‌ست.

هرچی که بردی ملکاتت رو از اینجا بردی به همون ظهور و بروز می‌کنه.

اون میشه درخت وجود شما.

اینجا که می‌رسین حضرت استاد یه فرمایش خیلی شیرینی دارن.

می‌فرمایند آقا ما در تحت سایه درخت وجود خودمون اون دنیا می‌شینیم.

چقدر سایه درخت خوبه.

از، از سایه درخت چه لذتی می‌بری از ثمراتش، از سرسبزیش، قامت بلندش چه لذتی می‌بری؟

میگه تو، تو سایه خودت می‌شینی.

از ثمرات وجودی خودت و از میوه درخت وجود خودت می‌چینی.

فکر نکن از بیرون یه کسی به تو، به شما مثلاً ثمره‌ای میده، میوه‌ای میده.

چرا یکی از اون آخرین فرقی که بین دو تا بدن میگه خیلی شیرینه که حالا قبل از جلس-جلسه ما با دوستان صحبت کردیم که اصلا اونجا بهشتیا احاطه کامل بر نعمت‌ها دارن.

جهنمی‌ها برعکسن.

جهنم بر اون‌ها احاطه داره.

یعنی هرچی هست یعنی چی احاطه داری؟

یعنی هرچی هست تو خودته، خودتی.

لذا اونجا قوست که اشرفه، اون ملکات نفس.

اینطوری که میشه میگن آقا [مکث] انزعنتم آیه قرآنه اگر آقای محترمی عزیز قرآن جلوشه.

انزع انزعتم انکم اولیاء الله فتمَنَّوا الموت ان کنتم صادقین.

میگه اگه زعَم شما اینه که شما چی؟

اولیاء خدایید تمنای موت کنید.

پس اینایی که میگن مرگ بیاد راحتمون کنه.

خدایا ما رو بکش راحت کن.

این حرفا چیه؟

این حرفا غلطه.

اگه اولیاء خ-- ولی خدا شدی ولی ولِیَ ای قربه یعنی ر-رفتی به قرب محض راه پیدا کردی یعنی همه اسماء الهی در تو پیاده شده و دیگه تمام.

یعنی دور زدی ص-- قص نزول اومدی رفتی دور رو کامل کردی به قص صعود.

بله بفرمایید.

خدایا من دیگه بسمم منو ببر.

اولیاء خدا بله.

ولی ماها چی؟

ما هم حق داریم بگیم ما رو ببر؟

من و هشتمی و روحی و همه از حیث اخروی بگم ببر؟

هنوز ملکات وجودیم به سمت نورانیت تکمیل نشده هنوز غضارات و آلگی‌ها تو وجودم هست.

هم ملکات نفسم بعضا بوی بدی داره.

من باز باید بگم خدایا منو بکش راحت کن؟

آرامگاهه قبرستان؟

نخیر آشوبگاهه.

آرامگاه چیه آقا؟

این حرفا چیه میزنی آرامگاه.

بله برای اولیاء خدا، برای شهدا که شاهد از بر تمام عوالم هستین بله آرامگاهه.

مثل اینکه شهبج ما توی یا زهرا عظم که بودم گفتیم الان در-- بر حیث سیر معرفت نفس ما گفتیم که یک حس ملکوتیه که می‌تونه ارتباط با حس ملکی بگیره.

اونم شنواییه.

شنوت، شنوت.

شهود اینطوری نیست.

شنوت یعنی شما اون بری به برزخ حس شنواییت یعنی گوش ملکوتیت می‌تونه صوت مادی رو بشنوه.

یعنی مرده‌ها ما باهاشون حرف می‌زنیم عینا همین صوت ما رو می‌شنون.

نیازی نداره که تجرید بشه.

خب؟

اما دیگه بقیه حواس اینطوری نیست.

اونا شهودشون عینا این بدن مادی ما نیست.

اونا حقیقت ما رو شاهدن.

حالا کی صدای ما رو می‌شنوه؟

یک کسی که ما بهش توجه کنیم، رو کنیم اصطلاحا به زیارتش بریم سر قبرش بریم.

دو بهش تعلق خاطر داشته باشیم مثل پدر، مثل مادر، رفیق، شهیدی که باهاش معنوسیم و امثال یا حلقه روحی باهاش داریم.

اینا صدای ما رو می‌شنون.

صدای منی که بهش تعلق دارم، منی که بچه‌شم، منی که مثلا شاگردش بودم، منی که رفیقش بودم، منی که همسرش بودم و امثالهم.

اما شهید چی؟

شهیدم فقط متعلقینش؟

احسنت.

اون دیگه شهادته.

شهود محضه‌ست.

او تمام اصوات رو البته به قدر صِعَة وجودیش چون بین شهدا هم اختلاف درجه هست.

نسبت به صِعَة وجودیش يا من لا يشغله سمع عن سمع.

دیگه یکی از اسماء خداست.

تو فکر می‌کنم جوشن کبیر باشه.

این وقتی هی همهمه پشت همهمه سؤال تو سؤال خدا رو مشغول نمی‌کنه که مثل اون عالمی که تو حرم امام رئوف حالا امروز یاد حضرت می‌کنیم انشاالله حضرت یاد ما کردن.

انشاالله نداردها قطعا.

تعجب کرد این همه زائر داره آقا هرکیه همهمه‌ای، یه زمزمه‌ای، یه چیزی داره.

آخه تعجب کرد آقا چجوری میشه حضرت به همه توجه کنه و همه رو بشنوه؟

یک آن براش شهودی پیش اومد دید بغل هر زائری یه امام رضاست.

این حقیقت تمثل یافته رو دید.

فهمیدی یعنی چی؟

خب اون شهیدم این شکلی میشه.

هرکیو اراده کنه می‌تونه ببینش صداشو بشنوه.

البته حقیقت ملکوتیشو می‌بینه اما صدا رو عینا می‌شنوه.

در آن واحد.

این مقام شهادته‌ها.

ان دربهم یرزقوا مقام اندیت.

اندیت به قول مرحوم آقای وحید در کتاب حلقه وصل رسالت و ولایتشون و ال-- رسالت و امامتشون می‌فرماین مقام اندیت مقام فاطمه زهراست.

آقا بس مقامی بالاست.

چی بگیم از اون مقام؟

مقام شهوده.

و چه عجیب که ختم کلام، چه عجیب که ما نمازمون که معراجه الصلاة معراج المؤمن به قول امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام نماز که زیارت خداست آقا شوخی نیست، با شهود شروع میشه با شهود تموم میشه.

اشهد ان لا اله الا الله.

اذان و اقامه.

شروع می‌کنی و به شهادتین با اون تشهد.

اشهد ان لا اله الا الله باز به شهادت تموم میشه.

این شهوده ها.

مثل اینکه یکی آقا یه کاری رو کرده تو دادگاه که می‌برن میگن کی شاهد بوده؟

کی شاهد بوده یعنی چی؟

یعنی الان یه کسی ازدواج می‌کنه حرف مبارک بزنه.

میگن آقا دو تا شاهد، سه تا شاهد، چهار تا شاهد بیان امضا کنن.

یعنی چی شاهد؟

میشه کسی که غیابی بیاد امضا کنه؟

نه.

شاهد یعنی باشه علناً به عینه رویت کرده باشه.

این یعنی مقام شهود.

خیلی حرف بالاست.

همه عالم تحت شهود شهیدن.

شوخیه مگه؟

اندیته.

حالا اونو از اینجا برده.

ببینید اینجا چه معامله‌ای بین شهید و خدا اتفاق میفته که خدای همچین رتبه و ارتفاعی بهش میده.

[نفس عمیق] یادتون باشه تا چند تا فرق رو خوندیم؟

چهار تا.

پنجمی و شیشمی‌شو انشاالله به فضل الهی فردا می‌خونیم.

والحمد لله رب العالمین.

صلوات خد کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم