ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آياته.

السلام علیکم و رحمه الله.

در روایت هجدهم از باب چهارم کتاب الموت بودیم.

داشتیم در خصوص این صحبت می‌کردیم که انتهای روایت امام مجتبی صلوات الله عليه با اون شخص که پرید وسط صحبتشون با اون صدیق ماجن.

حضرت فرمودند که علت اینکه شما از مرگ کراهت دارید اینه که إنكم أخرbtم آخرتكم شما آخرت‌تون رو خراب کردید و أمرتم دنياكم دنیاتون رو آباد کردید.

فأنتم تكرهون نقله من العمران إلى الخراب.

لذا کراهت دارید از اینکه نا-- منتقل بشید از جای آباد به جای خراب.

در اصل آباد یا خراب بودن داشتیم سخن می‌گفتیم که این یعنی چی؟

که رسیدیم دیروز به حقیقت نفس.

[نفس عمیق] انسان که نمی‌تونه ملکوت رو دست ببره و خراب کنه که.

ملکوت مگه خراب شدنیه؟

ما اینو زدیم به نفس انسان که با براهینی که آوردیم نفس می‌تونه بر اثر تعلق زیادش به، امم کثرات خارجی که حضرت علامه‌ Tabatabaei علیه الرحمه در کتاب شریف سیر و سلوکشون میارن.

کثرات خارجی می‌شه پیرامون ما خارج از نفس.

هرچی که هست و ما بهش تعلق داریم این کثرات خارجی بشه کثرات انفسیه.

یعنی چی؟

یعنی تو نفس ما به وزان اونچه که بیرون ماست قوه خیال ایجاد صور و اشکال می‌کنه مطابق با اون‌ها.

و چون ما دلبسته به این کثرات خارجی پیرامون خودمون انواع و اقسام موجودات هستیم، چون به این‌ها دلبسته ایم اون در داخل می‌چسبه به نفس ما.

به یک معنا به جهت سهولت فهم این رو عرض کردم.

ما رو رها نمی‌کنه.

می‌شه اوهام.

می‌شه متخیلات فاسده.

درست شد؟

اینجا دیگه نفس ضعیف می‌شه، ضعیف می‌شه، ضعیف می‌شه و اصطلاحا می‌گیم خراب می‌شه.

نفس خراب می‌شه.

اینجا که حضرت می‌فرمود آخرت‌تون رو خراب کردید، مگر آخرت، آخرت ما چیه؟

ماحصل آخرت ما دو چیزه.

ما هر میشه دارای ظاهر و باطنی چون هو الأول والآخر والله الأول الباطن.

همیشه اول و آخر داریم.

ظاهر و باطن داریم.

اینجا اول و ظاهر.

وقتی که رخم می‌بندیم من نشئه باطن می‌شیم آخر و باطن.

طورمون عوض می‌شه.

درست شد؟

حالا اونجا پس باز ما اونجا باطنی داریم که اون باطن ما بر اساس باورها و علوم ماست.

مشخص باطن بارها عرض کردیم.

این چیزی که تش-- مشخص می‌کنه، تشخیص میده به باطن ما علوم و معر-معارف و باورهای ماست.

مشخص ظاهر ما چیه؟

مشخص اون بدن برزخی ما می‌شه اعمال ما.

اینا رو بحث کردیم.

حالا اگر کسی اعمالش غیر صالح بود، اونجا بدنی که داره مطابق با-- بفرمایید سلام.

مطابق با حیوانات پیرامونه.

امام صادق صلوات الله عليه فرمود این حیوانات تمثلات وجودی شماست.

که اینا رو خیلی ما قبلاً بحث کردیم دیگه.

اگر کسی دچار به جای رفتن به سمت العلم نور يغرف الله في قلب من يشاء رفت به سمت توهمات، رفت به سمت چیزی که ما اینجا بهش می‌گیم علم.

اما این علم نیست.

این علم غیر-- اگر بخوایم بهش بگیم علم می‌شه ق-- علم غیر نافع.

اصلاً به درد نمی‌خوره.

این‌ها هم ز-- برای ما باطنی به درد نخور درست می‌کنند چون علم ما می‌شه باطن برزخی ما.

باطن توخالی، باطن توزر، باطن به درد نخورد، باطن بی‌مایه.

اینا جهت سهولت فهم دارم این لفظ‌ها رو به کار می‌برم، استعمال می‌کنم.

در هر حال ظاهر و باطن ما خرابه دیگه اون ور.

ظاهر و باطن معقول و درستی نداریم.

لذا به این میگن خرابی.

درست شد؟

پس ما اونجا باز هم بدن داریم و باز هم نفس داریم.

اینجا هم بدن داریم نفس هم داریم.

حالا از نشئه برزخ که و أمسى مسنتاً انتهای نشئه برزخ هم گفتیم باز موت هست.

اونجا موت حاصل شد.

حالا چقدر طول می‌کشه؟

بسته به اینکه ما چه کردیم با خودمون.

قبلاً عرض کردیم برزخ شهید یک آنه، یک لحظه است.

ولی باز برزخ باید باشه.

تفره محاله.

نمی‌شه بدون رفتن به عالم برزخ بری به عالم عقول اصلا نشدن.

اصطلاحا میگیم تفرع محال.

همونطور که در غوص نزول ان لله ما از عالم اله و اسماء اومدیم به عالم عقول بعد عالم مثال بعد عالم مثال نزولی میشه همون بر-- نشئ-- اِاِاِ بهش میگیم عالم زر نزولی.

زر.

که حضرت آدم اونجا ارواح همه فرزندانش رو تا قیامت دید.

بعد اومدیم عرش طبیعت.

کجا؟

اول جا کجا بود که قرار گرفتیم؟

صلب پدر.

بعد منتقل شدیم به رحم مادر.

همینطور در غوص صعود هم باید این مراتب رو پشت سر هم بریم.

اصن نمیشه بدون رفتن به عالم مثال رفت به عالم عقول.

نمیشه بدون رفتن به عالم عقول رفت به عالم اله یا عالم اسماء.

نمیشه.

باید این مراتب رو باید بریم.

ما تو چون نفوس ضعیفه هستیم شاف-شفیع میخواهیم.

[نفس عمیق] یه کسی رو میخوایم دست ما رو بگیره و از الحاق شفاعت کنه ما بریم.

حالا این شفاعت به نسبت سنخیته.

تصا-- این سنخیت ما، جنسیت ما.

آیا هم سنخ با او هستیم؟

هم جنس با او هستیم؟

به همون مراتب شفاعت حا-- شامل حال ما میشه.

[نفس عمیق] خب پس الان به اینجا تقریبا یه کلیتی عرض کردم که منظور از خرابی چیه یک.

دو اینکه [نفس عمیق] این خرابی هم به بدن میخوره هم به نفس.

بعد از نشئہ طبیعت در برزخ، در عالم.

یعنی اونجا هم بدن انسان میتونه ناقص باشه، علیل باشه، فلج باشه، کور باشه و "نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى".

آیه وحدت.

آیه‌ش رو اگه تونستی پیدا کن.

"مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي [مکث] فَإِنَّ قَطْعًا لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى".

پس اونجا هم کور آدم محشور میشه یعنی چی بفرمایید؟

پس بدنی داری که اون بدن چشمش نابینا است.

یا اینکه پیغمبر فرمود [نفس عمیق] خدا نور چشم منو در چی قرار داد؟

"قُرَّةَ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ".

قبلا هم بحث کردیم دیگه.

یه کسی نماز نمیخونه اونجا چشمش نابینا است.

تا ابد آقا؟

بله.

نه حداقل این چیزی که میشه قسم خورد اینه که کل دوران برزخش نابینا است.

مثل اینکه کسی نابینا به دنیا بیاد از رحم مادر بیاد به این دنیا شصت هفتاد سال نابینا مگه نیست؟

چرا اینو میپذیری؟

حالا از رحم طبیعت رفتی به رحم آخ-- برزخ.

اینجا الان رحم طبیعته.

رفتی به عالم برزخ بدون چشم یعنی نماز نخوندی.

بدون چشم وارد شدی قبول نداری کل عالم برزخ نابینایی؟

[نفس عمیق] برای همه است بدون استثناء.

ما که بهشون نرسیده.

چی نرسیده؟

آها اون جاهل مقص-- قاصره.

قبلا گفتیم.

سلام علیک.

ما جاهل دو نوع داریم مقصر، قاصر.

مقصر کسی که اطلاعات در دستش بوده، عالم تو محلش بوده، کتاب دیده، بهش گفته شده پس داده.

اون مقصره، اون هیچی، اون نابینا.

اما جاهلی که قاصره یعنی بهش نرسیده یا اشتباه بهش رسیده.

بارها گفتیم خود روحش شاد شهید سلیمانی میگفت ره-- محضر رهبر عزیزمون که رفتیم ایشون به ما فرمود تا میتونید از دو طرف کمتر کشته بشن.

هم داعشی‌ها، هم بچه های خودمون.

خب اینکه بچه های خودمون کشته نشن برای ما توجیهی داشت برای چی.

اما داعشی‌ها برای چی کشته نشن؟

پرسیدیم از آقا.

فرمودن اینا خیلیاشون نمیدونن.

جاهل قاصرن، مقصر نیستن.

اشتباه بهشون حقایق رسیده.

درست شد؟

حالا اینا هم یه روایت داریم در کافی مف-مفهوم کلینی اعل الله مقامه الشریف قبلا عرض کردیم که اونجا حقایق دو مرتبه به جاهل قاصرها، مقصر نه.

دو مرتبه لب موت یه دنیای ف-فرضی براش ایجاد میشه، حقایق بهش عرضه میشه.

اگر پس داد که هیچ، اهل نجات نیست.

اگر پذیرفت اهل نجاته.

[نفس عمیق] توجه کردید؟

این احسن عمل اینه.

اکثر عمل نمیگن.

عملی نکرده شه، همون لحظه پذیرفت.

این احسن عمله.

ولایت رو پذیرفت.

بفرما این آیه رو.

قال له بطا.

قال له بطا.

خب.

منها جميعا.

منها جميعا.

بغض الوجوه.

آها.

و اما يأتین لكم من.

خدا فمن اتبع خدا ولا يزل ولا يشقى.

ومن اعرض عن ذكري و ان له معيشة ضنكا.

احسن.

ونحشره يوم القيامة.

اعمی.

طه آیه صد و بیست و سه.

آیه صد و بیست و سه طه یک، دو، سه.

قال رب اني.

احسن.

حشر حشر شدیم.

اعمی قد كنت بصيرا.

اف-- اح-احسن.

میگه فقط کنت بصيرا من بینا بودم چشم داشتم.

حالا الان منو نابینا محشور کردی.

ببینید قشنگ احسن آیه وحدت.

دیگه قشنگ داره همین رو تصریح میکنه.

خب حالا برای اینکه در خصوص فرق بین بدن دنیوی و بدن اخروی [نفس عمیق] یه چیزکی متوجه بشیم اگه حالشو دارید بریم سراغ کتاب گران سنگ مشاهد العلویه یا شرح کبیر و شواهد ربوبیه ملا صدرا.

یه بخشیش هست که میخونم [نفس عمیق] هر質問 سوال بود بگید توضیح بدم.

در وجود فرق در بین ابدان دنیوی و اخروی که ما الان از-- چرا داریم اینو میگیم؟

این خرابی آخرت امام حسن فرمود به این مضمونه.

یعنی شما هم بدن اخرویتونو خراب کردید هم باطن اخرویتون.

این یعنی خرابی آخرت اینجا ماشاالله بدنشو نگاه می‌کنی سر و مر و گنده، لب گل انداخته ماشاالله.

بسیار رسیده به بدن.

شامپوی آنچنانی و صابون آنچنانی و روغن بعد از حمام و ماساژ و چی و ماشاالله بدن تر و گل مر گل.

اون طرف می‌بینین نه.

وقتی رفتی بدن دیگه علیل، فلج، مفلوک.

ببخشید.

پس اینا فرق می‌کنند با هم.

یکی از فرق‌های آشکارا-- کی داره اینو میگه فرق رو؟

من نمیگم.

کی میگه؟

ملاصدرا علیه الرحمه.

یکی از فرق‌های-- خدا رحمت کنه حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه و الرضوان از قول مشایخشون فرمودن ملاصدرا تا جایی که یادمه از قول علامه شهرانی فرمودن که ملاصدرا لطف خدا به زمانه بود.

یعنی خدا لطف کرد ایشون رو به زمانه.

نگاه متفکرین و اندیشمندان اسلامی رو زیر و رو کرد نسبت به مبانی عقیدتی‌مون.

الان یه نمونه‌ش.

ببینید چی فرمودن.

یکی از فرق‌های آشکارا در میان این دو، این دو بدن منظوره دنیوی و اخروی، این است که جسد آ-- جسد آدمی در آخرت دایا-- دارای روح و بلکه حی بذات بوده و هرگز بدنی در آن عالم تصور نخواهد شد که فاقد حیات باشد.

بر خلاف دنیا که اجسامی بدون حیات و شعور در آن وجود دارد که مرده نامیده می‌شود و اگر دارای حیاتی هم باشند، آن حیات عارضی بوده و ذاتی آن نیست.

این اولین فرق.

یا اینجا بدن‌ها اگرم حیاتی متصور بشه براشون عارضیه.

از چه ناحیه ای حیات بر این بدن عارض میشه؟

نفس‌شون، روح‌شون.

ولی خود بدن، خود جسد، خود جسم، جسمیت توی این دنیا ماده‌ست دیگه حیات نداره که.

اما ان الدار الآخرة لهی الحيوان.

اصلاً حیات مال اونجاست.

اونجا، اینجا میفرما تو دنیا بدن‌ها به وساطت نفس یه رشحه ای از حیات رو دارن.

اما اونجا اینطوری نیست.

اصلاً خود بدن حیات محض است.

بذات هم می‌فرماید حی بذاته.

الله اکبر.

بدنه اونجا حی بذاته.

حیات محض است.

این یه فرق.

فرق دوم اینکه حالا شما این فرق‌ها رو شما بگیرید تو این-- بسنجید نسبت خرابی یعنی چی؟

و برای چشیدن س-- عرض شود لذت‌ها یا الم‌ها در جهان پس از مرگ این بدن‌ها چه تأثیری دارن؟

مثلا این بدن چون مرده‌ست می‌تونی ا-توجه نفس رو از این بدن ورداری؟

قطع کنی پای طرفو هیچ دردی احساس نمی‌کنه.

میشه؟

بی‌هوشش می‌کنی.

توجه نفس از بدن برداشته می‌شه.

یعنی چی بی‌هوشی؟

به سیر بحث بریم جلو.

یعنی توی اون قطعه از بدن روح بخاری دیگه نیست.

لذا درد احساس نمی‌کنه.

چگونه‌ست که مرحوم آیت الله عمل قلب باز داشتن اجازه ندادن به جهت اینکه ااا مقلدین‌شون اون لحظه حرمت می‌گیره تق-تقلیتشون از ااا مرجع تقلیدی که بی‌هوشه.

خب؟

اجازه ندادن بی‌هوشش می‌کنن.

گفت آقا شما هر وقت خواستید که عمل کنید به من بگید.

من خودم کار خودمو بلدم.

شما کار خودتونو بکنید، منم کار خودمو.

به ایشون گفتن آقا می‌خوایم بشکافیم سینه رو.

فرمود کار خودتونو بکنید.

بسم الله الرحمن الرحیم.

یس.

القرآن الحکیم.

همینطوری مشغول سوره یاسین شد اونا هم بشکافتند.

هیچی هم نه دردی نه چیزی.

چگونه میشه این؟

توجه نفس وقتی از بدن برداشته بشه بدن اصلاً دیگه مرده‌ست.

اگر حیات مختصری هم داره به نظره نفسه توجه کردید؟

اما آیا در قیامت میشه این کارو کرد؟

در برزخ میشه این کارو کرد؟

یعنی میشه توجه نفس رو برزخ از بدن برزخی برداشت که بدن برزخی عذاب برزخی نصشه؟

اصلاً نشدنیه.

اصلاً.

میگه فقط حی بذاته.

درا-- می‌خوام به شما بگم یع-- اینا کد-- کاربردش کجاست؟

یعنی آقا چه از حیث الم و درد و رنج و عذاب، مؤاقب شدن، عقوبت، چه از حیث روح و ریحان و لذت برزخی از هر دو حیثش بدن برزخی مثل نفس دنیایی حی بذاته.

یعنی به شدت لذت می‌بره و به شدت درد می‌چشه.

حالا اینکه به شدت درد می‌کشه و درد و رنج رو تحمل می‌کنه تازه بدن برزخی، ببین نفس برزخی، باطن برزخی چه بلا-بلایی سرش میاد.

این یعنی خرابی این یعنی آخرتت رو خراب کردی.

فرمایش امام آخه چی بگه؟

امام حسن بیاد با زبان ملاصدرا با ز-- ملاصدرا که یه رشه ای، یه چه بگیم؟

یه ناخن کوچولو اونا هم نمیشه.

مثلا نمیشه اصلا قیاس کردن اینها با هم اشتباه است.

آخه امام مجتبی چی بیاد بگه؟

به قول علامه حسن زاده علیه الرحمه و الرضوان اگر تمام اندیشمندان اول و آخر را، عقلای عالم را، خواجه نصیرها را که فقط بر یک شکل قطاع هندسی‌ش گفتم خدمتتون قریب نیم میلیون حکم هندسی استخراج کرده در کتابش.

بحثش رو اینجا داشتیم دیگه.

عقلای عالم، شیخ الرئیس ها رو که هنوز به قول رهبر عزیزمون کتاباش تو آکادمی های کشورهای پیشرفته امروزی داره تدریس میشه دن-- کشور خودمون ازش بی خبر.

ملاصدراها رو که همه حیوان اسفار اربعه‌شن فقط.

حاجی سبزواری ها رو با منظومه‌ش.

شیخ اکبر رو، محی الدین عربی با هزار عنوان تألیف.

الله اکبر که فقط فسوسه همین کتابی که جلو منه فسوسه بیست و هفت فصل ایشون حیرت، حیرت زده کرده همه عقلای روزگار رو، علامه‌های دوران رو.

خلاصه همه اینا، اینا اسم می‌بره.

ابن ترکه رو صاحب کتاب تمهید القواعد، ابن فناری رو، کتاب مِصباح العُنس و امثالهم.

اینها رو همه رو رو هم جمع کنی اول و آخر رو علامه حسن زاده می‌فرماید اینا همه‌شون پیش پیغمبر امین.

امین.

بله.

پیش پیغمبر هیچ نمی‌دونن، هیچ نمی‌دونن، امین، بی‌سوادن.

همه رو بریزی رو هم‌ها.

همه رو بریزی رو هم پیش امام حسن بی‌سوادن همه.

حالا امام حسن مجتبی بیاد به این مردم روزگار که عقل کل امام حسن اون فرمایشی که روحش شاد شیخ حر عاملی در کتاب شریف وسائل شیعه‌ش داره بارها عرض کردیم، پروردگار سبحان تمام حکمت رو به امیرالمؤمنین بخشید.

قربان این آقا بریم، بریم حرمش ازش حکمت بخواهیم.

یعنی باطن علوم، علم به احوال اعیان موجودات به قدر طاقت بشری.

تمام زیبایی‌ها و جمال رو، زیبایی‌ها رو، نیک-- همه رو بخشید به حضرت صدیقه شهیده.

همه خیرات، مهربانی‌ها، بر و نیکی‌ها همه رو به امام حسین بخشید و همه عقل رو به امام حسن بخشید.

این روایته.

حالا همه عقل با مردم می‌خواد بگه شما آخرتتونو خراب کردید به چه زبانی بگن؟

الان این زبانی که ما داریم با یکی از، از لسان یکی از شاگردان حضرت می‌گیم مردم بشنون هاج و واج می‌مونن.

چی داره میگه این بیچاره؟

درسته؟

امام حسن مجبوره چجوری بگه؟

در حد عقل.

کل من الناس علی قدر عقوله.

میگه آخرتتونو خراب کردید.

خب شما که درس‌آموزان آخرالزمانی اصحاب آخرالزمانی اهل بیتی‌د، در حالی که شش آیه اول سوره حدید و سوره قل هو الله احد مخصوص شما نازل شده، شما نباید برید با زبان ارجه، اعلا، اشمخ این‌ها رو بررسی کنید؟

یعنی زیر و رو کنید، شخم بزنید این روایات و آیات رو؟

نوبت به این نرسیده به قول رهبر تبیین در حوزه معارف نباید انجام بشه؟

جهاد تبیین.

این جهاد تبیینه.

خب این تازه یه دونه‌ش رو ما گفتیم وقت ما تموم شد.

یه دونه دیگه بگم و بسه.

بیست و دو دقیقه شده.

یه فرق دیگه بین حالا انشاالله روزای بعد میگیم.

یه فرق دیگه بین چیا داریم میگیم؟

بدن تازه بدن نفسش رو فعلا کاری نداریم.

بدن دو-- دنیوی و آخرتی.

دومین فرق.

این که اجسام این عالم بر سبیل استعداد قابل نفوس خودند.

حالا الان توضیح میدم ن-نگران نشید.

در صورتی که نفوس آخرت بر وجه ایجاب فاعل ابدان خاص خود بوده و ترقی ابدان و مواد دنیوی آن بر حسب استعدادات و استحاله آنهاست تا خود را به حدود نفوس رسانند.

در حالی که در آخرت این امور از نفوس به ابدان آنها تنزل می‌کند.

این نکته دومه.

توضیح بدم یعنی چی؟

خلاصه‌ش این.

یا اینجا نفس زاییده بدنه.

ما جسمانیة الحودوسیم.

اول بدن حادث میشه در رحم، تو دل بدن، روح متک-- نفس متکون میشه.

ابتدا به این شکله.

درست شد؟

یعنی ابتداً نفس میشه مولود بدن.

بعد برعکس میشه.

در سیر تطورش میوفت-- میفته به طورهای مختلف.

بعد دیگه نفس غالب میشه.

دیگه بدن میشه جزء نفس، شأن نفس و تدبیر بدن رو هم نفس دست می‌گیره.

در سیر تطور انسان هرچی میره بالاتر، هرچی نفس قوی‌تر میشه بدن رو نفس تدبیر می‌کنه.

اما اونور چیه؟

برعکسه.

اینطور نیست که بدن نفس رو ایجاد کرده باشه.

اونجا کی-- چیه؟

برعکسه.

یعنی نفس بدن رو ایجاد می‌کنه وقتی نفس بدن رو ایجاد می‌کنه بفرمایید نفس چیه؟

حیه.

حیه اصن از تو دنیا هم که بود حی بود.

حیات طفور بود.

اونجا هم که رفته شدت وجودی پیدا کرده یکپارچه حیات محض است.

حالا بچه‌ش چی می‌شه؟

که بدن برزخی اونه میشه حیات محض.

فرقش این شکلیه.

یعنی بعد اون بدن دنیوی یک قابلیتی‌ست برای نفس.

نفس جنبه فاعلیت داره، بدن قابلیت.

اونور اینجوری نیست.

اون طرف یکپارچه فعلیت محض است.

اصلاً اونجا دیگه قابلیت وجود نداره.

منّه و استعداد وجود نداره.

یکپارچه فعلیت محض است.

هرچه هست هست.

هرچی واقع شده اونجا مجسمه.

مجسمه بله.

این مجسمه یعنی چی؟

یعنی همونی که هستی هستی.

احسنت.

الان ببخشید حواست.

یه نکته‌ای الان عزیزم فرمودن این از مهم‌ترین شاخصه‌های تفسیر انفسیه.

تف-- فرق تفسیر آفاقی و انفسی چیه؟

یه وجهش این بود دیگه اگه خاطره شریفتون باشه.

تفسیر آفاقی یعنی اینکه آقا گناه نکن قیامت چوبت می‌زنن.

ثواب انجام بده قیامت اجرت میدن.

وعده میده به بعدا.

تفسیر انفسی چیه؟

فرقش با اون میگه همین الان، الان گناه نکن همین الان تاریک میشی.

همین الان جهنم میشی.

کار خیر انجام بده همین الان بهشت میشی.

این فرقشه.

یه وجه مهمش اینه که الان عزیزم فرمودن.

حالا اگه بحث داشتید من الان قطع می‌کنم صوت رو انشاالله با هم بحث می‌کنیم.

والحمد لله رب العالمین.

صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد